نظر چند صاحب نظر: احیای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی

حق نشر عکس BBC World Service

سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت ایران دو سال پس از آغاز ریاست جمهوری اش علیرغم مخالفت های متعدد کارشناسان آن را منحل کرد، اواسط آبان ماه امسال با تصمیم شورای عالی اداری کشور احیا شد.

پس از آن حسن روحانی در حکمی محمدباقر نوبخت را به ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور منصوب کرده است.

تعدادی از کارشناسان و ناظران درباره نتایج انحلال و احیای چند باره سازمان برنامه ریزی و مدیریت برای "صفحه ناظران می گویند..." بی‌بی‌سی فارسی نوشته اند:

حق نشر عکس TASNIM

حسن خورسند، تحلیلگر اقتصادی/ پیامدهای زیانبار بی برنامگی و تصمیم‌های کوتاه مدت

در نبود احزاب ریشه داری که حول یک نحله فکری شکل گرفته باشند، تحلیل تصمیم های سیاستمداران در ایران همراه با گمانه زنی خواهد بود. تنها میتوان با بررسی شرایط و انگیزه ها، سرنخ هایی یافت و آنها را دنبال کرد.

انحلال یا ادغام ناگهانی سازمان برنامه و بودجه کشور در دوره ریاست محمود احمدی نژاد نیز از این دست است. در نظام اداری ایران، سازمان به نهادی دولتی گفته می شود که وظایفی تخصصی دارد و بر همین اساس بهتر است که استقلال نسبی داشته باشد تا وظایف تخصصی خود را بدور از گرفتاری های سیاسی دنبال کند. برای نمونه سازمان انتقال خون یا سازمان میراث فرهنگی.

ریشه سازمان برنامه و بودجه که بعدها به "مدیریت و برنامه ریزی" تغییر کرد، به نخستین تلاشها برای برنامه ریزی در ایران باز می گردد. و اینکه دخل و خرج سالانه مملکت، بجای میل ملوکانه فرد حاکم به دست کارشناسان و برمبنای برنامه ریزی و هدفگذاری انجام شود.

اگر بودجه را مهمترین خروجی سازمان در نظر بگیریم با تاخیرهای عمدی دولت احمدی نژاد در ارایه لایحه بودجه به مجلس میتوان دریافت که دولت علاقه ای به بررسی عمیق و شفاف بودجه نداشت.

تاخیر در ارایه لایحه باعث می‌شد مجلس فرصت کافی برای بررسی نداشته باشد و به ناچار آن را عجولانه تصویب کند. بدیهی است در چنین شرایطی کارشناسان مجرب برنامه ریزی اقتصادی که سالها در سازمان بودجه نویسی کرده اند چرخ پنجم درشکه می شوند و کاری از پیش نخواهند بود.

همزمان افزایش قیمت نفت این تصور را برای دولتمردان پدید آورد که نفت دیگر به زیر قیمتهای تازه سقوط نخواهد کرد. در این شرایط میتوان دریافت دولت علاقه ای به برنامه ریزی کلان نداشته و با ادغام سازمان برنامه در یک معاونت ریاست جمهوری، عملا استقلال برنامه ریزی از اجرا را از بین برده و دخل و خرج خرانه را به شیوه باستانی کیسه های سیم و زر بازگرداند تا در سفرهای استانی بودجه های کوچک و بی مطالعه ولی موثر از نظر سیاسی تصویب و خرج کند.

حالا بار دیگر پس از مشخص شدن پیامدهای زیانبار بی برنامگی و تصمیمهای کوتاه مدت دولت تصمیم گرفته تا استقلال نسبی سازمان را بازگرداند و محمدباقر نوبخت از افراد نزدیک به هاشمی رفسنجانی را به ریاست آن سازمان برگزیده است.

هنوز کمی زود است در مورد موفقیت این سازمان پیش بینی کرد. ولی اگر برنامه ریزی و اجرا دو رکن موفقیت باشند این نخستین قدم در رکن برنامه ریزی است. دست کم با سقوط قیمت نفت، برنامه ریزی می تواند شوک بودجه انقباضی را تعدیل کند.

کامران دادخواه، استاد اقتصاد/ مانع بروز فساد در دولت

سازمان مدیریت و برنامه ریزی که در سال ١٣٢٧ با نام "سازمان برنامه هفت ساله" تأسیس شد همواره نهاد و نماد خرد گرایی در سیاست گذاری اقتصادی در ایران بوده است. اما سیاست گذاری بر پایه دانش اقتصاد با تصمیم گیری بر پایه متون دینی یا آنچه با تفسیر وسیع و تأویل بعید به این متون نسبت داده شده ناسازگار است. درگیری با سازمان برنامه و بودجه از همان آغاز پیروزی انقلاب شروع شد.

کسانی که کمترین دانشی در زمینه اقتصاد نداشتند حرفهای بی پایه و نادرستی را که جسته گریخته از چپ گرایان شنیده بودند رنگ و لعاب اسلامی زدند و با عنوانهایی مانند اقتصاد توحیدی و خود کفایی به مردم و دولت تبلیغ کردند. آنانکه بده نبال پایه گذاری حکومتی دینی بودند میدانستند که سازمان برنامه و بودجه سدی در راه سیاست های نادرست آنها خواهد بود و این را در دوران کوتاهی که مهندس معین فر(از قدیمی های سازمان) در راس سازمان برنامه بود به چشم خود دیدند.

با نخست وزیری محمدعلی رجائی در مهر ماه ١٣٥٩ موسی خیر به سمت وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه منصوب شد. وی بسیاری از کارشناسان را بیکار و عملا سازمان را تعطیل کرد. آقای خیر در مصاحبه ای که چندی پیش با مجله تجارت فردا (شماره ١١١) داشت میگوید که تنها "جوجه ماسون ها"، "اعضای فرقه ضاله "، و "درباری های شاخص" را پاکسازی کرده است. حتی اگر حرف او را باور کنیم، نشان دهنده آن است که دانش و تخصص از دید حاکمان جدید بی اهمیت بوده است.

اما مشکلات اقتصادی در دوره جنگ و پس از پایان آن حکومت را وادار کرد که کسانی را که دانش اقتصاد آموخته بودند به کار گمارد و کم کم گروه تکنوکرات جدیدی پا گرفت. این درست به آن میماند که کسی بعد از آنکه در کارهای غیر بهداشتی زیاده روی کرده دست به دامان پزشک شود ولی پس از رفع بیماری دوباره به کار های گذشته بر گردد چنانکه وقتی قیمت نفت بالا رفت و درآمد دولت هر سال حدود صد میلیارد دلار بود، محمود احمدی نژاد و اطرافیانش هر کاری که دوست داشتند انجام دادند. آقای احمدی نژاد به آقای رجائی اقتدا کرد و سازمان مدیریت و برنامه ریزی را منحل کرد.

اما تمرکز قدرت و انحصار تصمیم گیری در یک یا چند نهاد فساد و رانت خواری را هم به دنبال میاورد. تنها در دوران احمدی نژاد درامد دولت ایران از نفت به قیمت های ثابت برابر مجموع درآمد نفت از سال ١٩١٩ تا ١٩٧٨ بوده است. این پولها کجا رفته؟ چگونه کسانی مانند بابک زنجانی دست در کیسه دولت کرده اند؟

ناگفته پیداست که دستگاهی مانند سازمان مدیریت و برنامه ریزی می‌توانست مانع چنین فسادی شود. بد نیست بگوییم که در سال ٢٠٠٤ بر پایه شاخص سازمان شفافیت بین المللی ایران از نظر فساد در بین ١٤٦ کشور رتبه ٨٧ را داشت و در سال ٢٠١٢ در بین ١٧٦ کشور رتبه ١٣٣. در دوسال آخر زمامداری احمدی نژاد رشد اقتصادی منفی و تورم در سال آخر٤٠ در صد بود.

برخی اقتصاد دانان لزوم احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی را یاد آور شده بودند و اکنون جای امیدواریست که آقای روحانی این سازمان را دوباره به راه انداخته است. ولی باید گفت که اگر چه این تصمیم درستی است و جای امیدواری دارد ولی کافی نیست.

مردم،تصمیم گیران، وبدنه دولت باید بپذیرند که تنها خرد گرایی و تصمیم گیری بر پایه دانش اقتصاد می‌تواند راه گشا باشد و کشور را از نتایج اسفبار سیاست های اقتصادی نادرست ٣٦ ساله گذشته برهاند. از سوی دیگر کسانی که از راه رانت خواری، دست اندازی نهاد های وابسته به دولت و سپاه در کارهای اقتصادی ثروت های افسانه ای اندوخته اند به این سادگی کنار نخواهند رفت.

آینده داوری خواهد کرد که آیا آقای روحانی و دولتش توانایی تغییر ساختاری تصمیم گیری اقتصادی در ایران را دارند یا نه.

شاهین فاطمی، استاد اقتصاد در مرکز مطالعات بين المللی اروپا/ وقتی صندوق دولت تهی از پول می شود

سازمان مدیریت و برنامه ریزی در ایران سابقه هفتاد ساله و پرتلاطمی دارد. با آنکه بیش از بیست وظیفه برای این سازمان پیش بینی شده است، نخستین و مهمترین این مسئولیت ها تهیه وتنظیم بودجه کل کشور و نطارت براجرای آنست.

این نهاد در سال هزار ۱۳۲۷ با نام "سازمان برنامه" و وظیفه تهیه و اجرای برنامه های عمرانی برای کشور آعاز به کار کرد و هشتاد و پنج در صد درآمد نفت برای تامین مخارج آن تعین شد. تا پایان سالهای سی تنظیم بودجه کشور بر عهده وزارت دارائی بود. افزایش وظیفه تهیه و مدیریت بودجه با تغییرنام به "سازمان مدیریت و برنامه ریزی" همراه بود.

معمولا در هر دو حکومت قبل و بعد از انقلاب ایران زمانی به فکرتقویت و حمایت از این نهاد بوده اند که صندوق دولت از پول تهی شده است.

در دولت محمود احمدی نژاد با سرازیر شدن در آمد بیسابقه نفت به خزانه کشور این سازمان عملا برچیده شد و تبدیل آن به دو معاونت ریاست جمهوری بهانه ای بود برای فرار از نظارت قانونی این نهاد بر بودجه کشور. اکنون که بار دیگر با سقوط بی سابقه بهای نفت و فشار تحریم ها کشور با مشکلات کم سابقه مالی دست به گریبان است بار دیگر این سازمان مورد توجه دولت و مجلس قرارگرفته است.

نیما نامداری، تحلیلگر / محصول نگاهی دولت‌گرا

هنگامی که محمود احمدی‌نژاد تصمیم گرفت سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی (برنامه و بودجه سابق) را منحل کند بعید می‌دانم احتمال می‌داد با این حجم مخالت روبرو شود.

واقعیت آن است که تا قبل از انحلال، کمتر کسی از این سازمان خوشش می‌آمد. سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در تمان دوران فعالیتش نماد آن موجود ناخوشایندی بوده که مردم عادی با کنایه "کاغذ‌بازی" و روشنفکران با تعبیر "دیوان‌سالاری" فحشش می‌دادند. در بدنه دولت‌ها نیز بسیاری از مدیران و کارشناسان دستگاه‌های دیگر همیشه به این سازمان به چشم نهادی نگاه می‌کردند که کاری جز کلی‌گویی و کند و پیچیده کردن روال امور ندارد.

در عمل هم این ایرادها بیراه نبود. نفس وجود چنین دستگاه عریض و طویلی محصول نگاهی به شدت دولت‌گرا و متمرکز به مدیریت اقتصادی است. نگاهی که فکر می‌کند عده‌ای کارشناس مرکز نشین بهتر از کارشناسانی که در گوشه و کنار مملکت درگیر مستقیم مشکلات واقعی هستند تصمیم بگیرند. این نگاه سالها است در دنیا منسوخ شده و دیگر کمتر کشوری در دنیا چنین تشکیلات عظیمی برای برنامه‌ریزی متمرکز دارد.

در گذشته هم بسیاری طرفدار اصلاح اساسی و کوچک سازی سازمان برنامه و بودجه بودند. اما در دولت محمد خاتمی که اختیار این نهاد در اختیار چپ‌گرایان قرار گرفت نه تنها سازمان کوچک نشد بلکه با ادغام چند موسسه و سازمان دیگر در آن، تشکیلات عظیم سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی ایجاد شد که به مانعی جدی در چابکی و انعطاف‌پذیری دولت بدل شده‌بود. همین تحلیل‌ها احمدی‌نژاد را مطمئن کرد که از این تصمیم او حمایت خواهدشد اما در عمل کسی برای او کف نزد.

سازمان برنامه کارکرد موثری نداشت اما ارزش نمادین داشت. این سازمان نماد عقلانیت ابزاری‌ای بود که توسط احمدی‌نژاد تحقیر می‌شد. به همین دلیل حتی منتقدان این سازمان هم مقابل انحلال آن ایستادند.

اما با روی کار‌آمدن دولت حسن روحانی، مجددا نقدهای گذشته به عملکرد این سازمان موضوعیت پیدا کردند. همین مساله مانع احیای فوری این سازمان و تعلل و تردید روحانی در انتصاب رئیس این سازمان شد. در هر حال اگر قرار بر اصلاح این نهاد از موضع اقتصاد آزاد و عقلانیت در سیاست‌گذاری باشد اکنون زمان مناسبی است.

حق نشر عکس ISNA