دلیل پرهیز آلمانی‌ها از داشتن بدهی چیست؟

حق نشر عکس BBC World Service

کشور آلمان چهارمین اقتصاد بزرگ دنیا، نبض حوزه یورو و نگهبان نظم مالی محسوب می‌شود. پس چرا وقتی موضوع پول، به خصوص بدهی به میان می آید آلمانی‌ها احساس نگرانی می کنند؟

روی کار آمدن یک دولت چپگرا در یونان که وعده کاهش بدهی کلان این کشور را داد، سبب رویارویی این کشور با آلمان یعنی موتور اقتصادی اروپا شد. همین موضوع باعث شد نظر محافظه کارانه افراطی آلمانی ها نسبت به قرض، مورد توجه قرار گیرد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption پرفسور فراتزشر می گوید پرهیز بیش از حد آلمانی ها از داشتن بدهی حتی در خود زبان آلمانی نیز تاثیر گذاشته

پرفسور فراتزشر، رئیس انستیتوی معتبر تحقیقات اقتصادی آلمان می گوید پرهیز بیش از حد آلمانی ها از داشتن بدهی حتی در خود زبان آلمانی نیز تاثیر گذاشته: "لغت آلمانی برای قرض- شولد- است که معنی –تقصیر- را هم می دهد. به معنی دیگر اگر شما مقروض هستید حتما مرتکب تقصیر و کار بدی شده اید، همین موضوع نظر ملت آلمان نسبت به بدهی را کاملا روشن می کند."

یک شهروند آلمانی به جای این که بگوید "حالا خرج کنید، بعد پرداخت کنید" می گوید "حالا پس انداز کنید، بعد خرج کنید" و این طرز فکر تنها متعلق به نسل قدیمی تر نیست.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ریشه نگرانی آلمانی‌ها در نرخ تورم فوق العاده دهه ۱۹۲۰ در این کشور است

از جوانان آلمانی در خیابان های برلین پرسیدیم اگر برنده یک جایزه یک میلیون یورویی شوند چکار می کنند؟ آیا اتومبیل مدل جدید یا لباس تازه می خرند یا سفر می کنند؟ نمونه واقعی جوابی که همه آنها می دادند این بود که این پول را برای مصرف در وقت نیاز پس انداز می کنند.

عادت به پس انداز، کلید درک یکی دیگر از خصوصیات آلمانی ها یعنی بیم از تورم است.

منطق حکم می کند که بگوییم ریشه این نگرانی در نرخ تورم فوق العاده دهه ۱۹۲۰ در این کشور است- موقعی که نرخ برابری ارز از کنترل دولت وقت آلمان خارج شد و به مرحله ای رسید که ارزش یک دلار آمریکا در مقابل مارک آلمان، از چهار مارک به چهار تریلیون مارک رسید.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ماتیس مانزل در کارخانه‌ای که پدربزرگش بنا نهاد

اگر چه ممکن است هنوز تاثیر آن ایام باقی مانده باشد ولی نباید فراموش کنیم که اکنون ۹۰ سال از آن تاریخ گذشته و آلمانی ها آن دوره را پشت سر گذاشته اند.

تورم، دشمن کسانی است که پس انداز می کنند. از این رو در کشوری که بیشتر مردم در حال پس انداز کردن هستند، ایده تنزل نرخ بهره و چاپ پول تهدید مضاعفی محسوب می شود؛ چون از طرفی با پایین آمدن نرخ بهره، پس انداز کاهش می یابد و در همین حال هر گونه تورم بالقوه در آینده، سبب می شود که از قدرت خرید پول صاحبان پس انداز کاسته شود.

اما خبر خوش برای آلمان این است که هنوز از تورم خبری نیست و اگر چه نرخ بهره پایین است، تضعیف ارزش یورو سبب شده که صادرات آلمان مانند اتومبیل و ماشین آلات، قیمت رقابتی خود را حفظ کند.

در حقیقت، موفقیت در زمینه آموزش، مهندسی و صادرات، منبع غرور و افتخار زیاد مردم این کشور است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption پس از یکی شدن دو آلمان شرقی و غربی در سال ۱۹۹۰، دولت آلمان تصمیم گرفت نرخ برابری یک مارک آلمان شرقی معادل یک مارک آلمان غربی باشد که این به زیان صاحبان کار در آلمان شرقی شد

به عقیده اقتصاددانان، معجزه اقتصادی آلمان پس از جنگ، ناشی از یک رشته اصول و مرام اخلاقی حایز اهمیت درهم تنیده است- اصول و مرامی که رعایت آن در کارخانه تولید موتور برقی متعلق به خانواده مانزل، در برلین مشهود است.

حدود ۲۵ سال قبل بود که توماس دوبراتس، به عنوان سرپرست کارگاه در این کارخانه شروع به کار کرد.

______________________

حق نشر عکس BBC World Service

شش ویژگی اقتصاد آلمان:

  • ۱-درآمد سرانه متوسط هر خانوار در سال پس از کسر مالیات معادل ۳۰ هزار و ۷۲۱ دلار است. این رقم در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه معادل ۲۳ هزار و ۹۳۸ دلار است
  • ۲- بیشتر تاکسی های آلمان مرسدس بنز هستند
  • ۳-روز شنبه جزو هفته کاری محسوب می شود
  • ۴-دو سوم نیروی کار کشور دراستخدام واحدهای کسب و کار و بازرگانی در مقیاس کوچک تا متوسط هستند که به طور فامیلی اداره می شود
  • ۵- حدود ۸۰ درصد پرداخت ها در آلمان حتی برای ارقام قابل توجه به صورت نقدی صورت می گیرد
  • ۶-مصرف آبجو در کشور از مدت ها قبل در حال کاهش است. در سال ۱۹۷۶ آلمانی ها روزانه معادل نیم لیتر آبجو می نوشیدند. در سال ۲۰۱۲ مقدار مصرفی تنها حدود یک سوم یک لیتر بود

______________________

در آن تاریخ ماتیس مانزل، یک پسربچه بود. او که اکنون سی و چند سال دارد، مدیر شرکتی است که پدربزرگش در سال ۱۹۲۷ به راه انداخته بود.

آقای مانزل میگوید در حوزه صنایع آلمان وجود یک چنین ارتباط دراز مدت فامیلی بین کارخانه و کارگرانش عادی و معمول است.

او می افزاید بیشتر مردم آلمان عادت دارند که تمام عمر کاری شان را در یک شرکت بگذرانند و همین امر سبب می شود مهارت حرفه ای و وفاداری با هم ارتباط پیدا کنند.

و این وفاداری، دارای منافع دو طرفه است. این وفاداری سبب می شود که کارفرمایان به کارگرانشان دستمزد خوبی بدهند. دستمزد سالانه یک کارگر معمولی (در حد متوسط) در کارخانه های آلمان بین ۴۵هزار تا ۷۰ هزار یوروست ( ۳۰ هزار تا ۵۰ هزار پوند). از طرف دیگر مهارت و تجربه این کارگران سبب می شود که ماتیس مانزل به آنان وفادار باقی بماند.

آقای مانزل می گوید حتی اگر بتواند از خارج کارگرانی با دستمزد کمتر استخدام کند، وسوسه نخواهد شد. او معتقد است که کیفیت تولیداتش جبران دستمزد بالا را می کند وهمین کیفیت خوب است که موجب استقبال از کالاهای آلمانی می شود. این خود یکی از دلایل این است که چرا ارزش صادرات آلمان معادل ۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption وزیران اقتصاد آلمان و یونان می‌خندند اما بر سر مساله بدهی‌ها اتفاق نظر ندارند

تصمیم عدم استخدام کارگران خارجی نشان دهنده این است که آقای مانزل به دنبال منافع مالی کوتاه مدت نیست. یک چنین طرز فکری ما را با یکی دیگر از اصولی که هم به کارخانه آقای مانزل و هم به اقتصاد آلمان در ابعاد گسترده تر کمک کرده آشنا می کند.

ماتیس مانزل، معتقد است این واقعیت که شرکت او یک شرکت فامیلی است- مانند بسیاری از کارخانه های حجم متوسط آلمانی- به این معنی است که او ناچار به قبول درخواست های کوتاه مدت سهامداران نیست.

او می افزاید همین واقعیت به او اجازه می دهد که بتواند به عملکرد کارخانه در درازمدت و نه در آینده نزدیک فکر کند.

ولی تمام کارگران آلمانی در یک چنین شرایط مطلوبی کار نمی کنند.

پس از یکی شدن دو آلمان شرقی و غربی در سال ۱۹۹۰، دولت آلمان تصمیم گرفت نرخ برابری یک مارک آلمان شرقی ( اوستمارک) معادل یک مارک آلمان غربی باشد.

ممکن است از لحاظ سیاسی این یک راه حل دیپلماتیک صحیح به نظر برسد.

ولی این تصمیم سبب شد که در بخش شرقی آلمان تقریبا یک شبه، برای کارخانجات دولتی که تولید چندانی نداشتند، استخدام کارگر بیش از حد گران تمام شود.

این واقعیت به زیان رشد اقتصادی آلمان تمام شد تا این که حدود ۱۰ سال قبل گرهارد شرودر، صدراعظم وقت آلمان میزان دستمزد، منافع و خدمات رفاه اجتماعی را در حد قابل توجهی کاهش داد. این موضوع سبب افزایش تعداد کارگران فقیری شد که دستمزدشان برای تامین هزینه زندگی کافی نبود.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption نیمی از بدهی‌های آلمان پس از جنگ در سال ۱۹۵۳ بخشوده شد

همین اتفاق ضمنا تحمل ناپذیری آلمان در مقابل سایر کشورهای اروپایی و بخصوص یونان که در حال حاضر از همه مهمتر است را توجیه می کند. بسیاری از آلمانی ها احساس می کنند که برای نیل به اهداف سیاسی شان فداکاری اقتصادی دردناکی را متحمل شده اند و به همین جهت سئوال می کنند چرا نباید دیگران یک چنین فداکاری هایی بکنند؟

استفان اشنایدر، کارشناس اقتصادی ارشد بانک آلمانی دویچ بانک، می گوید: "ما ناچار شدیم هزینه وحدت آلمان را که بار سنگینی برای اقتصاد ما بود متحمل شویم؛ و این کار را به تنهایی کردیم. تصور می کنم همین موضوع می تواند توجیه کند که چرا آلمانی ها در مقابل سایر کشورهایی که در انجام اصلاحات تعلل می ورزند، کاسه صبرشان لبریز می شود."

ولی ممکن است سایرین بگویند هنگامی که موضوع بخشودگی بدهی ها مطرح می شود حافظه آلمانی ها خوب کار نمی کند. اگر ۵۰ درصد بدهی های آلمان پس از جنگ در سال ۱۹۵۳ بخشوده نمی شد، "معجزه" آلمان بعد از جنگ ممکن بود هرگز اتفاق نیافتد.

ولی یانیس واروفاکیس، وزیر دارایی یونان این موضوع را از یاد نبرده. وی اخیرا گفت: "هیچ کس بهتر از آلمانی ها موقعیت یونان را درک نمی کند".

بزودی خواهیم دید اظهارات او تا چه حد صحت دارد.

مطالب مرتبط