BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 09:57 گرينويچ - چهارشنبه 05 مه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
سوسن درگذشت
 
سوسن
سوسن در این سالها بسیار تنها بود
سوسن خواننده سرشناس موسيقی مردمی ايران روز دوشنبه سوم ماه مه در آمريکا درگذشت.

خانم سوسن که در سالهای پايانی دهه 1340 و سالهای آغازين دهه 1350 يکی از محبوبترين خوانندگان ايران بود، حدود 20 سال پیش ابتدا به بريتانيا و سپس به آمریکا مهاجرت کرد.

به گفته دوستانش، سوسن در این سالها بسیار تنها بود و حتی با وجود آنکه قبلا دوبار ازدواج کرده بود، ديگرهمسری هم نداشت.

حدود سه ماه پیش دست راست سوسن در حادثه ای شکست اما او برای درمان آن اقدامی نکرد.

حدود يک ماه پيش سوسن در لس آنجلس مورد يک عمل جراحی قرار گرفت که هشت ساعت به طول کشيد.

بعد از عمل، ابتدا حال سوسن رو به بهبودی رفت اما پس از مدتی او که به شدت ضعيف شده بود، دچار ايست قلبی شد اما پزشکان توانستند بار ديگر او را به زندگی برگردانند.

مهدی ذکائی سر دبیر مجله جوانان در لس آنجلس می گويد: "بعد از سکته سه روزی هم حال سوسن خوب بود. من دیروز صبح ( 3 ماه می 14اردیبهشت) با او تلفنی صحبت کردم . ولی بعد از ظهر ساعت 2و 15 دقیقه قلبش بار ديگر از کار ايستاد و اين بار او در بیمارستان فوت کرد."

سوسن در سالهای آخر با تنگدستی در لس آنجلس زندگی می کرده است. به گفته آقای ذکايی سوسن شش ماه گذشته در گاراژ خانه یکی از دوستانش در لس آنجلس زندگی می کرد ولی اخيرا دوستانش آپارتمان کوچکی را برايش فراهم کرده بودند.

در این سالهای آخر سوسن تنها گهگاه در کاباره ها و رستورانهای ایرانی در آمريکا برنامه اجرا می کرد.

هیچکس دقیقأ نمی داند که سوسن چند سال داشت. نزدیکانش حدس می زنند که او هنگام مرگ بین 65 تا 70 ساله بوده است.

سوسن در مصاحبه ای که سالها قبل با رادیو بی بی سی انجام داده بود خود را متولد شهر قصر شیرین و نام اصلیش را مهناز، ذکر کرد.

خوانندگان ما که خاطره ای از سوسن يا آهنگ ها و ترانه هايش داشته اند برای ما ارسال کرده اند.

اظهار نظرها

سرگذشت سوسن به روايت ناصر از تهران:
سوسن زنی باشخصيت بود و هيچ وقت گذشته خود را فراموش نکرد و هميشه يار مستمندان بود. او در تأسيس چند پرورشگاه سهيم بود. او سرپرستی چندين کودک بی سرپرست را مادرانه بعهده گرفت. او با ديدن هر فقيری اختيارش را از دست می داد و توشه و مزد زحماتش را بين آنان تقسيم می نمود. او درد فقيری و نداری و بی کسی و زندگی پرورشگاهی را چشيده بود... سوسن نامش گل اندام طاهرخانی بود متولد ارديبهشت ماه ۱۳۲۱در قصر شيرين. نام پدرش ابراهيم نام مادرش بلقيس بود. بعد از ازدست دادن پدرش در يک حادثه تصادف که خودش هم مجروح گشت به اتفاق مادرش به تهران آمد. به اتفاق مادرش عازم شهر ری شد و به علت فقر مادرش در ماشين دودی آن زمان به آوازخوانی می پرداخت و دخترک بيچاره پول جمع می کرد. مردم به سوسن که دارای چشمان ريز و کم بينش دلسوزی می کردند بيشتر پول می دادند. مادر او که در مديحه سرايی و ذکر علی علی و حسين حسين مهارت خاصی داشت، در اجتماعات آن محل جمع می شد آنان در کاروانسرايی دربازار شهر ری زندگی می کردند و مادرش بعلت بيماری وبا با زندگی وداع گفت. سوسن نزد زنی تنها که به او عمه می گفت در آن کاروانسرا زندگی کرد، در همسايگی آنان زنی بود که در کافه ها می خواند و بعضی وقتها سوسن را باخود به کافه می برد و کم کم او هم با شبی دو تومان شروع به کار کرد. بعد از گذشت چند ماه عمه ناتنی او از وضعيت سوسن مطلع شد و پس از درگيری کار آنان به کلانتری کشيد. آن روز سوسن ۱۲ سال بيشتر نداشت و با توضيح وضعيت و شرح حال خود از آن عمه ناتنی توسط پليس وقت جدا شد و به يک پرورشگاه در خيابان مولوی سپرده شد. کم کم پا به عرصه خوانندگی و تقليد ترانه های دلکش و قمر و ملوک ضرابی پرداخت و با نام ويکتور در يک کافه با شبی پانزده تومان مشغول به کار شد و پس از چندی رشيد مردای آهنگساز کوچه بازار با او آشنا شد و او را به کافه ديگری برد و نام هنری سوسن را برای او انتخاب کرد. نا گفته نماند که چون سوسن سواد خواندن و نوشتن نداشت به کمک رشيد مردای و يار محمد تهرانی ترانه ها را حفظ می کرد. پس از سالها توسط جميله رقصنده هنرمند به کافه های مجلل تر پايش باز شد و تا آنجا پيش رفت که توانست در شکوفه نو يکی از کاباره های مهم آن زمان تهران، جايی برای خود باز کند. آقا رضا سهيلای معروف که دارای چند کافه در لاله زار بود از او خواستگاری کرد ولی او جواب رد داد. با گذشت زمان پايش به راديو باز شد و سپس به مهمانی های بزرگان دعوت شد و همچنين توسط زنده ياد پوران خواننده وارد دربار شد و سوسن به خاطر قدردانی از جميله باعث شد که جميله هم بتواند به دربار رفت و آمد نمايد. در بيشترين مهمانی های تاج الملوک (مادر محمدرضا پهلوی) او به اتفاق ملوک ضرابی دعوت می شد. در يک مهمانی فرح پهلوی گردنبندی را از گردن خود باز کرد و برای قدردانی به گردن سوسن انداخت. نا گفته نماند که هدايايی از مادر شاه هم گرفته بود که ارزش مادی زيادی داشت ولی در موقع فرار از ايران قاچاقچيان در ترکيه مقداری از آن را ربودند.
سوسن پس از انقلاب توسط يک بازاری مرغدار و سوپر مارکت دار در شميران نگهداری می شد و پس از اعتراضات همسرش، آن مرد مجبور شد که از نگهداری سوسن صرفه نظر کند. بدين ترتيب سوسن مجبور شد پس از اقامت مدتی در گيشا و پس از آن به علت گرانی جا نزديک به چهار راه سيروس با محمد تهرانی (رقاص و خواننده مهمانی های خصوصی که کارهای تئاتر روحوضی های قديم را اجرا می کرد) هم خانه شود و پس از دستگيری در دو مهمانی و تحمل دو مرتبه ۷۴ ضربه شلاق، تعهد داد که ديگر خوانندگی نکند. پس از چند ماه به کمک شخصی از طريق کوه به ترکيه و سپس لندن و بعد به آمريکا مهاجرت کرد و در چند روز پيش در ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۳بر اثر ناراحتی تنفسی چشم از جهان فرو بست... روانش شاد!

سوسن بانويی بود که از ميان مردم ظهور کرده بود. او طعم نداری و تنهايی را از کودکی که پدر و مادرش را از دست داد مزه مزه کرد. او صدای غريبانه های ستم کشيده از جور استثمار گران را به گوش خود می شنيد و آن را در قالب آوازی که از بطن وجودش فوران می نمود می خواند. در اوايل انقلاب احساس می کرد که آن دوران ظلم به پايان رسيده و با خشنودی سفره هفت سين ۵۸ را در بالکن خانه اش پهن نمود. اما ديری نپائيد آن دلخوشی را از او گرفتند. بودند لوطی مسلکانی که با آواز سوسن آرامش می گرفتند و دستش را گرفتند و برايش سرپناهی دور از دست پاسداران انقلاب فراهم نمودند اما باز در بيرون خانه تن نازنينش را به باد شلاق حاکم شرع سياه و کبود کردند. تا به ناگزير عزم سفر کرد و از کوه ودشت پا به جهان غربت گذاشت. چند صباحی در اروپا نامهربانان در قالب دوست شيره جانش را کشيدند و دلتنگانه به آمريکا رفت و بعد چندی باز دچار بی مهری سرمايه داران عرصه موسيقی شد تا روزی رسيد که زبان باز کرد و از تولد خودش بيزار شد و عزلت نشينی دور از گزند و کنايه را برای خود برگزيد... از صفات برجسته ای که می توان از آن نام برد گشاده دستی و کمک به زيردستان بود و هيچوقت در مقابل درخواستی نمی توانست "نه" بگويد و با آنچه در توان داشت همه را ياری می کرد... دکتر حميد صديق - تهران

چرا هروقت کسی از دنيا ميره اونوقت همه به يادش می افتند؟ چرا وقتی زنده بود هيچ کس از اون سراغی نمی گرفت حالا .....!!! به نظر من يک نکته ی مبهم اينه که چرا و چطور سوسن مرد و چرا يکدفعه؟ شروين - مشهد

من ۲۶ سال دارم و فقط چند بار صدای اين خواننده قديمی را شنيدم/ از فوت غم انگيز او بسيار متاسفم و به نظر من با رفتن او و امثال او قسمتی از اصالت ما ايرانيهاست که از بين می رود. ای کاش ايرانيهای مقيم خارج مخصوصا امريکا که از نظر اقتصادی و رفاه و سواد حرف اول را ميزنند حد اقل در نگهداری ميراث ايران در خارج از کشور که گوشه ای از آن هنرمندانی همچون خانم سوسن هستند اقدامی ميکردند!؟؟ روحش شاد و يادش و صدای گرمش هميشه خواهد ماند. درخشان - تهران

من از سه سالگی به صدای او علاقه داشتم. در کودکی وقتی مريض می شدم، والدينم آوازهای او را برايم می گذاشتند تا سر حال بيايم. خدا او را بيامرزد. ايمان خدايی - ليورپول

تسليت به همه نه برای مرگ خوانده ای که با صدايش زندگی کردم و حالا با يادش بايد اشک حسرت بريزم، بلکه برای اين که هر ايرانی با معرفتی که برای ايران همتی دارد در غربت و تنگدستی فوت ميکند... من هم نوجوانی بودم در ميان مردم اما با صدای سوسن بزرگ شدم و حالا با شنيدن اين خبر داغ دلم تازه شد... ناظری - کرمانشاه

يک خاطره کودکی از سوسن دارم که شايد کودکانه ترين و دورترين خاطره ی زندگی من باشه. ۳ ساله يا حتی کمتر بودم که گلی را روی سن بهش دادم و او هم من را بوسيد. همين. ولی هميشه اين خاطره يادمه و با اينکه آهنکهاش يادم نيست ولی دوستش داشتم! عليرضا - دبی

در سال ۱۳۴۸ در خرم آباد پادگان شماره يک کنار قلعه فلک افلاک سرباز بودم. تابستان بود درها و پنجره ها باز بود. باشگاه افسران مرتب برنامه داشت، خواننده ها دعوت می شدند از جمله خانم سوسن. ما تا آخر شب که برنامه بود اطراف باشگاه بوديم البته صدای گوشنواز خواننده ها توسط بلند گو پخش ميشد. از آن به بعد من دوستدار صدای سوسن بودم. گاهی صدای گرم او را از راديوها گوش ميدهم. روحش شاد. محمد روستايی - ساری

از فوت خانم سوسن متاسفم. من شنيده ام که ايشان در منزلی کار ميکرد که صاحب خانه می فهمد صدايش خوب است او را به دوستانش برای خوانندگی معرفی ميکند. دولتشاهی - کرمانشاه

من اهل قصر شيرين هستم و همشهری سوسن. واقعا از فوت وی بسيار ناراحت شدم چون می دانم او در زمان اوج خوانندگی خود بسياری از درآمد خود را صرف مردم فقير و ندار می کرد. سوسن برای همدردی و کمک به مردم قصر شيرين بيمارستانی را در قصر شيرين درست کرد، ولی انقلاب و جنگ اجازه تکميل آن را نداد، متاسفانه ما بهترين هنرمندان خود را از دست می دهيم در حالی که هيچ گونه اطلاعی از آنها نداريم. روح اين عزيز شاد و اميدوارم يادش همواره زنده و جاويدان ماند. امير رضايی - ايران

متاسفم از رحلت سوسن خواننده محبوب من. سال ۷۹ طی سفری که به قصر شيرين داشتم ساختمان اسکلت فلزی بسيار عظيمی را ديدم که مخروب گرديده بود. از مردم منطقه که سؤال کردم گفتند اين بنا معروف به بيمارستان سوسن است که سوسن خواننده معروف قبل از انقلاب آن را بنا نهاده است و در زمان جنگ توسط عراقيها ويران شده است. واقعا جای تاسف است که خواننده‌ای وطنی در زمان خود و زمانی که می‌توانسته همچين خدمت بزرگی را برای مردم ايران و همشهريان خود انجام دهد، ولی خود در غربت و اينگونه تنها دار فانی را وداع گويد . روحش شاد. مهدی - داراب فارس

با سلام از شنيدن خبر درگذشت خانم سوسن بسيار متاثر شدم فنر ميکردم بعد از ۲۵ سال ايرانيهای مقيم خارج تشکيلاتی برای حمايت از هنرمندان تدارک ديده باشند. علی - يزد

سوسن خواننده ای بود که با پاکی خواند و با پاکی زيست و در عين پاکی هم از جمع ما رفت. تنها خاطره ای که از ايشان به ياد دارم اين بود که حدود چهار سال پيش به ملبورن استراليا آمد و خود ايشان در راديو فارسی استراليا از هموطنانش دعوت ميکرد که به شوی ايشان بيايند من که صدايش را خيلی دوست دارم. روحش شاد . امير- ملبورن

خانم سوسن خواننده مردمی بود که دردل همه جا داشت من خاطره ای که از آهنگ اين خدابيامرز دارم اينست که حدود ۳۰سال بيش اولين بار با دختری آشنا شدم که به من صفحه "دوستت دارم" سوسن راهديه داد و اين دختر بعدها با من ازدواج کرد که او هم دراين دنيا نيست. روح هردوشان شاد. احمدشاه - سويس

من هم از نسلی هستم که در دوره اوج شهرت سوسن ، نوجوان بودم. هنوز ترنم اين ترانش رو در ذهن دارم که " دوست دارم ميدونی که اينکار دله گناه من نيست تقصير دله..." . خبر درگذشت سوسن، برام تلخ بود. يادش هميشه برام زنده ميمونه. عليرضا - اصفهان

مادربزرگ اينجانب نقل می کند که يک روز که از زيارت شاه عبدالعظيم برميگشتيم مادر سوسن با دختر هشت ساله اش (سوسن) در ماشين دودی داستان تولد او را نقل کرد و گفت که دوست ندارد دخترش مثل او خواننده شود و می خواهد او را بگذارد شبانه روزی و بعد ها شنيديم که سوسن خواننده شده. الهام - تهران

مرگ سوسن می تواند آيينه عبرت ديگران باشد ايشان با رفتارهای غير اخلاقی و عملکردش در زمينه موسيقی به بيراهه رفته بودند او ديگر نمی تواند جبران نمايد پس بايستی آنانکه در اين راه قدم برميدارند از کارشان پشيمان شوند وراه توبه را پيش بگيرند زيرا خداوند بخشنده ومهربان وتوبه پذير است. مير محمود موسوی - تبريز

کمتر کسی بود که از خبر درگذشت سوسن ناراحت نشد حتی افراد مذهبی چون خاطره صدای اون همه رو به ياد سالهای خوبی که مردم آسايش داشتن ميبره ولی ايکاش مسله تنگدستی سوسن زودتر بررسی ميشد. روحش شاد. بهرام - کرج

مرگ سوسن و امثال او برای موسيقی ايران فاجعه ای تلخ است. بعد از هايده و فرزين و ويگن و سوسن و ... چه کسانی کشتی طوفان زده موسيقی ايران را سکان دار خواهند بود. آيا شايستگی ادامه راه آنان را دارند؟ يادشان گرامی باد. چنگيز مهديقلی - تهران

سوسن خواننده غم وشاديهای اقشار پائين جامعه بود. انسانی بود که ساده زيست ودر تنهائی وغربت درگذشت .به قول خودش : "اين بازی زمونه است...". يادش گراهی باد. سياوش لرنژاد - اسلو

با سلام. شايد اين احساس عجيبی باشد که من دارم و ناملموس به نظر آيد! اما با از دست رفتن هر کدام از اين عزيزان چه خواننده های قديمی و يا هنرپيشه و يا نويسنده و آهنگساز. من اين احساس را دارم که ما از اصالت خود دور تر و دورتر ميشويم و چيزهای را که از دست ميدهيم که قابل بازگشت نيست. محمد - تهران

براستی که اين بانوی موسيقی عليرغم صدای بسيار زيبايی که داشت و نحوه خاص آهنگهای او در اواخر عمر آنچنان که بايد و شايد مورد تقدير و تشکر قرار نگرفت. اما قطعا همه می دانيم که آنچه از هنرمند می ماند همانا هنر زيبای او است که سالهای سالها و نسل اندر نسل خواهد گشت و هميشه ياد او زنده خواهد ماند. و اما ما دوباره نشان داديم که پس از مرگ يک شخصيت او را ياد می کنيم و در زنده بودن آدمها آنها را هرگز نمی فهميم. بی شک ياد سوسن زنده خواهد بود. او آنقدر سختی کشيد و تحمل نمود که حتی بخود اجازه طرح اين موضوعات بديگران را نيز نمی داد. يادش گرامی. مجيد - تهران

"کبوتر نامه بر خوش اومدی از سفر" چه صدای ماندگار و جاودانی، آری سوسن هم مرد، اين دفعه کبوتر نامه بر خبر خوشی برای ما ايرانيان نداشت. آری سوسن مرد، من قبل ازاينکه برای مرگش متاثر شوم برای زندگيش تاسف ميخورم، سوسن در غربت مرد، در تنگدستی، خواننده ای که حتی هويتيش و قوميتيش برای خيليها نامعلوم بود، خواننده ای که حتی يک ترانه به زبان مادريش نخواند، آخر او يک کرد ايرانی بود و کرمانشاهی، همانند خانم هايده و مهستی و... روانش شادباد. سياوش از اربيل کردستان - عراق

روانش شاد ، ای کاش ما ملت هوشيارتر از اين می بوديم تا برای چند ميليونومين بار از خواب غفلت بيدار نمی شديم ، چه فايده که باز بعد از سوسن تا مرگ ديگر در خواب خواهيم بود تا گرگ غفلت خودمان را نيز ببرد. هوشنگ - تهران

روزگاری رفت و من در هر زمان ـ آزمودم رنج « غربت » را بسی درد « غربت » ميگدازد روح را جز « غريب » اين را نميداند کسی هست غربت گونه گون در روزگار محنت غربت بسی مرگ آور است از هزاران غربت اندوه خيز غربت « بی همزبانی » بدتر است. از کتاب طلوع محمد - محمد ت - تهران

روحش شاد باد. زمانی را که آغاسی و سوسن خيلی مشهور بودند يادم هست. نسل من آنموقع جوانتر از آن بود که بهفمد آنها چه می خوانند، ولی با اين حال در شادی شنيدن اين آهنگ ها با بزرگترها سهيم می شديم. اين سبک آهنگ تا پيش از آن در راديو و تلويزيون پخش نمی شد. ترانه های آنها حتی برای مدت کوتاهی هم که شده سريعا به آهنگ های شماره يک تبديل شد. من کاملا به ياد می آورم که شوی تلويزيونی مرحوم علی تابش جمعه شب ها پخش می شد و اين دو خواننده هم در آن بودند. مردم عاشق آنها بودند. البته دوران شهرت آنها خيلی طول نکشيد، هر چند تاثير خود را بر موسيقی مردمی ايران گذاشت. آهنگ های آنان برای مردم عادی، ساده و روان بود. راننده پدر من صدای خيلی قويی داشت ولی عادت داشت فقط در مراسم مذهبی نوحه بخواند. او در بين دوستانش به خوش صدايی معروف بود. يک روز او در يک جمع مذهبی در شهر قم بود و دوستانش از او خواستند که چيزی بخواند. او هم که آمادگی نداشت تنها چيزی که به يادش آمد آهنگ "می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن" از سوسن بود. او شروع به خواندن کرد و اشک همه را درآورد. من چند سال پيش در انبار منزلمان در تهران مشغول گشتن بودم که شمارهايی از اطلاعات سال را ديدم. يکی از آنها مربوط به سال ۱۳۵۰ بود که در آن مصاحبه ای با سوسن چاپ شده بود. علت مصاحبه هم شهرت سريع سوسن در آن سال بود. سوسن گفته بود که کار خود را در راديو نيروی هوايی آغاز کرده و ابتدا آهنگ های خودش را نمی خواند و حتی هنگامی که شروع به خواندن آهنگ های خودش کرده، از راديو ايران اجازه پخش نداشت. سپس آهنگ موفق "نميشه" کاری از افشين شرکت را خواند که با صفحه ۴۵ دور بيرون آمد و با اين آهنگ راه سوسن به راديو تلويزيون باز شد. پس از آن آهنگ های موفق ديگر آمدند، يکی پس از ديگری: سفر، خودم کردم که لعنت بر خودم باد، دختر ديوونه، پاييز، بازگشت و ... او در آن مصاحبه گفته بود که متولد سال ۱۳۱۹ در کرمانشاه (يا شايد قصر شيرين) بوده است. دنيا چقدر بی رحم است. عليرضا - نيوجرسی

از مرگ سوسن تاسف شديد برايم دست داد مخصوصآ در حالت فقر و بی بضاعتی در شهری غريب چون لس انجلس . فيلم های ايرانی و برنامه های تلويزيونی سی سال قبل بيادم آمد مخصوصآ روز گارانی که در افغانستان و ايران آرامی بود و اهريمن امروزی يعنی جنگ وجود نداشت . مرگ سوسن را که بياد آور خاطرات خوش جوانی من در افغانستان است به دوستداران صدايش و ملت هنر دوست ايران تسليت ميگويم . خدا با او باشد . تواب وهاب - آمريکا

خيلی جالب است که ما هيچ خبری در مورد سرنوشت خيلی از از خواننده های ايرانی در خارج نداريم. نميدانيم آنها که زمانی برای خود دبدبه و کبکبه ای داشتند حالا چطور زندگی ميکنند. فقط بعد از مردنشان می فهميم اونها چه مشکلاتی داشتند. اين فقط يک نتيجه به ما ميدهد و ان اين که ما ايرانی ها هميشه مرده پرستيم. معصومه- مشهد

صدای خانم سوسن رو خيلی دوست داشتم. من ۳۵ سالمه اما يادمه اهنگهايی مثل دوستت دارم يا عشق يک سره معانی محدود به زمان ندارند و هميشه تازه هستند. روحش شاد. مهرداد - تهران

من خيلی متاسف شدم که سوسن در فقر زندگی ميکرده چرا اين خبر ها بعد از فوت او منتشر شده شايد خيلی ها بودند که حاضر ميشدند به او کمک کنند .البته اين نشانه طبع بلند اون است .مطمعنا اسم او جزء ليست زنان قهرمان ايران خواهد ماند.زنانی که خواندند و رفتند . سيروس - تهران

به نظر من عليرغم اينکه به گفته برخی از دوستان، سوسن حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشت از بسياری از هنرمندان ما با فرهنگ تر بود. دقيقا به خاطر دارم که وی چند سال پيش در گفتگو با خبرنگار تلويزيون جام جم در لس آنجلس گفت حتی برای سفر هم به لاس وگاس نخواهد رفت چون هنرمندان برای مردم الگو هستند و حضور او در آنجا ممکن است باعث شود برخی فکر کنند او برای قمار به آنجا آمده!.... سوسن در سبکی که آواز می خواند بسيار اصيل و محبوب بود. صدای گرم او در دل مردم زنده خواهد ماند و در تاريخ موسيقی مردمی ايران. پژمان- تهران

شنيدن خبر درگذشتِ بانوی آواز ايران سوسن منو تحت تاثير قرار داد. سوسن از درد دوری وطن از بينِ ما رفت. اون دستش شکست، ولی دوست نداشت مداوا کند چرا؟ چون امکاناتشو نداشت ! چون به گرفتاری هم ميهنانش فکر ميکرد! چون خيلی ها در ايران داريم از درد بی پولی از درد نداری تن به دست حادثه دادند. رضا حجت - لندن

من از وفات خانم سوسن خيل متاثر شدم. خيلی هم در افغانستان مشهور بود.درگذشت او را به همه دوستدارانش تسليت عرض ميکنم.خيلی جای تاسف است که او بدين حالت در آمريکا زندگی می کرده. خالد سلطانی - هلند

و دوستانی که پيام داده و مرگ خواننده هنرمند را تسليت گفته اند

احمد از اهواز
برقی از تبريز
اکبر نقاش از تبريز
مهرداد از لندن
سينا صدقی از قائم شهر
ياسين کرد از زاهدان
ناصر از تبريز
مصطفی از لنگرود
صمغ آبادی از چالوس
قادر از اردبيل
بهنام شاهی از اردبيل
وحيد از تهران
اميد از قوچان
نيکی از اردبيل
حميدرضا از قم
باربد از ايران
اخوی زاده از مشهد
حميد از استکهلم
ژيلا از تبريز
محمد احمدی از تهران
سعيد از اصفهان
دولتشاهی از کرمانشاه
پريسا از اصفهان
حامد از تبريز
محمد حسينی از اصفهان
بهروز - لس آنجلس
ماهان
حسن - اربيل
غفور اختياری - لندن
شکريه - سوئد
شهرزاد - ناتينگهام
بيژن - کرمانشاه
سعيد - ونکوور
بهروز - شيراز
فرشاد - اصفهان
حامد شهبازی- سميرم
محسن - گرگان
مهيار - کرمانشاه
افشين - بم
شهناز - شهرکرد
سعيد - تهران
مهدی - آبادان
فرج الله - کويت
علی صابری - ياسوج
احمدی - استکهلم
فرهاد - لس آنجلس
کاوه - کرمانشاه
عادل- آبادان
علی- مشهد

 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران