BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده:
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
'طرفداران شريعتی، رويگردانان از قرائت رسمی دين'
 
محسن کديور از روحانيونی است که منتقد روحانيون حاکم در ايران است و دارای ديدگاههای تازه ای نسبت به اعتقادات اسلامی و شيعی است که او را در طيف نوانديشان دينی جای می دهد.

نقش دکتر علی شريعتی پس از بيست وهفت سال همچنان در ايران جدی است، تا آنجا که کتابهايش در شمارگان بالايی تجديد چاپ می شود و در نظرسنجيهايی که از جوانان ايرانی شده با فاصله فراوانی با ديگران مقام نفر اول را از حيث جذابيت حائز است.

ياد شريعتی هنوز سالنهای ايران را پر می کند و طبيعی است در جامعه ای که توجيه مذهبی استبداد، استفاده ابزاری از دين و دين دولتی باعث ادبار روزافزون افکار عمومی از قرائت رسمی از دين است، افکار شريعتی بايد همچنان طرفدار داشته باشد، چراکه شريعتی مروج ايمان بی ريا و دينداری خالصانه بود و قرائتی متفاوت با قرائت روحانيون از اسلام ارائه می کرد.

شريعتی هنوز هم متنفذترين روشنفکر دينی در ايران و حتی خارج از ايران محسوب می شود.

جريان کنونی روشنفکری دينی در ايران ادامه منطقی راه دکتر شريعتی است.

مهمترين مؤلفه انديشه شريعتی تکيه به قرائتی پويا و جديد از اسلام بود و روشنفکری دينی هم همچنان در حال ادامه همان راه است.

شريعتی در عين انتقاد از سنت، منتقد مدرنيته هم بود، بنابراين بی شک پيشقراول نوانديشی دينی و روشنفکری دينی در ايران محسوب می شود و هرگز نمی توان جريان او را از جريان کنونی روشنفکری دينی در ايران جدا دانست.

اشتراکات بين انديشه شريعتی و نوانديشی دينی امروز فراوان است، قاعدتاً نقاط اختلافی هم پيدا می شود و چه بسا اگر شريعتی الآن زنده می بود و آزمايشگاه بيست وپنج ساله حکومت جمهوری اسلامی را مشاهده می کرد، بازانديشی در انديشه خود را لازم می ديد.

امروز ايدئولوژيک بودن انديشه شريعتی چندان مهم نيست، جوانان امروز که کتابهای شريعتی همچنان برايشان جاذبه دارد، نکات ديگری را در انديشه او برجسته می يابند.

مثلاً وقتی مثلث شوم زور و زر و تزوير را در آثار شريعتی مکرراً می يابند، احساس می کنند که اين مثلث امروز هم به شکل مجسم در جامعه شان وجود دارد و در يک نقطه متمرکز شده است.

يا وقتی کتابهای "پدر، مادر، ما متهميم" و "مذهب عليه مذهب" را می خوانند، محتوای آنها را خيلی قويتر از گذشته لمس می کنند.

نفی ايدئولوژی و نگاه منتقدانه به آن در انديشه روشنفکران دينی امروز مطرح است.

آنانی که به ايدئولوژيک بودن انديشه شريعتی بهای فراوانی می دهند ممکن است با او مشکل پيدا کنند اما اين موضوع ميان همه روشنفکران دينی عموميت ندارد

می توان انديشه شريعتی را از زوايای ديگری هم بررسی کرد و با او همداستان شد.

همه روشنفکران دينی برسر اينکه نگاه ايدئولوژيک همداستان نيستند يا حداقل در ميزان استناد به ايدئولوژی خاصی، همراه نيستند.

در يک سر طيف، دکتر شريعتی قرار دارد که از اهرم ايدئولوژی استفاده فراوانی می کرد و در سر ديگر طيف هم بعضی روشنفکران دينی معاصرند که به طور کلی می خواهند انديشه را از ايدئولوژی و برداشتهای ايدئولوژيک پالايش کنند.

در وسط طيف، تفکرهای ديگری وجود دارد که ايدئولوژی را در انديشه شريعتی مسئله محوری نمی دانند و می گويند همين که شريعتی ارائه دهنده برداشتی مستقل از روحانيت رسمی از دين بوده، بسيار موضوع برجسته ای است.

من فکر می کنم راز ماندگاری شريعتی با گذشت بيست وهفت سال از درگذشتش همين برداشت پويا و زنده او از اسلام باشد.

در زنده بودن انديشه دکتر علی شريعتی همين بس که امروز بخش مهمی از زندانيان سياسی و مطبوعاتی را در ايران پيروان او تشکيل می دهند.

اگر انديشه شريعتی زنده نبود حکومت استبدادی دينی هرگز از آن احساس خطر نمی کرد.

ديدگاههای شما

به نظر من برای هيچ انديشمندی نمی توان قايل به تاريخ مصرف شد. اين يکی از تفاوتهای انديشمندان روشنفکر با سياستمداران است. هرچند انديشه آنان محدود به زمان و مکان است ولی هر روشنفکر سهمی در ساختن تاريخ فردای خود دارد. ما امروز در جايی هستيم که گذشتگانمان ساخته اند و مجهز به ابزاری برای مبارزه که آنان برای ما باقی گذاشته اند و سهم شريعتی در اين بين غير قابل انکار است، تا ما امروز چگونه از اين ميراث استفاده کنيم. نقل است که فردی به خود شريعتی با مسرت خبر داد که کتابهايش مورد استقبال واقع شده اند. شريعتی از اين خبر خوشحال نشد و گفت که آن مطالب را برای وضعيت چند سال پيش گفته و نه حالا. اهميت يک متفکر در پويائی انديشه اوست، نه در ثبات و تکرار آنچه به جای گذاشته. به نظر من پويايی امروز حوزه روشنفکری جامعه ما در مبارزه با استبداد دينی و غربزدگی تقليدی به شدت مديون شريعتی است حتی اگر کسی ديگر آثار او را نخواند. مگر ما وقتی فيزيک می خوانيم به خود کتابهای نيوتون مراجعه می کنيم؟ احمد - تهران

جناب آقای دکتر، مطمئن باشید اگر امروز شریعتی زنده بود حکومت دیکتاتور دینی از او بسیار بیشتر می ترسید تا از آنان که با بحثهای انتزاعی و نگاه مثلاً جهانی و بدون توجه به درون ایران برای خود دم و دستگاهی راه اندخته اند. راستی مگر حضور هاشم آغاجری و رحمانی و صابر و علیجانی سند کوچکی نيست از ترس حاکمان از شریعتی؟ مطمئن باشید اگر او زنده بود اینها يا به شهادتش می رساندند یا به بندش می کشیدند. اندیشه شریعتی که برخلاف گفته های بسیاری، از آن دموکراسی راستین و آزادی و عدالت فوران می کند برای دیکتاتورها از طرفی و برای مزوران از طرف دیگر بسیار خطرناک است. علی آزادی - تهران

آقای کدیور و همچنین صدا وسیمای جمهوری اسلامی از شریعتی به عنوان ابزار استفاده می کنند. تاریخ مصرف شریعتی گذشته و از وی تنها نوعی ادبیات شبه عرفان که به درد تنهایي ها می خورد باقی مانده است. برای همین، احسان هم گفته است که اکنون بیش از همه کویریات شریعتی مطالعه می شود. در واقع شریعتی نه در بخش فلسفه و نه نظام سیاسی و نه اقتصاد هیچ نظریه مدونی ندارد. در تاریخ هم باید گفت برخی از اطلاعات پراکنده را با برخی از برداشتهای روز خود که بیشتر سیاسی بوده درآمیخته و هیچ محقق دانشگاهی امروز به آن توجهی ندارد. البته اگر کسی آثار شریعتی را بخواند ادبیاتش خوب می شود چون چهره ای استثنایی در این عرصه است. سليمان حيدری - اصفهان

 
 
اظهار نظرهای خود را بفرستيد
 
نام
شهر
نشانی الکترونيکی
تلفن*
* اختياری
اظهار نظر
 
  
 
اطلاعات شخصی شما تنها برای بررسی اظهارنظرتان توسط بی بی سی استفاده خواهد شد
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران