BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 14:39 گرينويچ - سه شنبه 07 سپتامبر 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
هفده شهريور: يک رويداد و اسطوره ای که از آن ساخته شد
 
انقلاب
باقی: هفده شهريور پرده رعب و وحشت را دريد
واقعه ۱۷ شهريور سال ۱۳۵۷ در ايران يکی از مهمترين رويدادهای انقلابی است که به نظام شاهنشاهی در اين کشور پايان داد.

عماد الدين باقی روزنامه نگار و پژوهشگر ايرانی اين رويداد را به کاوش و پژوهش گرفته و حاصل تحقيقات خود را طی چند مقاله و کتاب منتشر کرده است. او بخشی از ديدگاه های خود را در اختيار سايت ما قرار داد.

متن زير مبتنی بر ديدگاه ها و برداشتهای راوی آن است.

هفده شهريور يک نقطه عطف بود

حادثه هفده شهريور از اهميت فوق العاده ای برخوردار است، زيرا بر سير حوادث بعدی انقلاب تأثير فراوانی باقی گذاشت و آن را به مسير تازه ای انداخت.

از يک ديدگاه می توان گفت که هفده شهريور جبهه مردم و حاکميت را برای هميشه از هم جدا کرد. رژيم شاه و حاميان خارجی آن در نظر داشتند که با جنبش مردم به شيوه ای سياسی مقابله کنند. به خاطر موقعيت حساس ايران در همسايگی اتحاد شوروی سابق و همچنين وجود تشکلات چريکی چپ در ايران، اين خطر وجود داشت که با برخورد نظامی، انقلاب ايران به مسير راديکاليسم چپ کشيده شود.

اين واقعه بلافاصله پس از ماه رمضان روی داد. در سال انقلاب مناسک مذهبی ماه رمضان رنگ سياسی گرفته بود. مراسم عيد فطر در سيزدهم شهريور سال ۱۳۵۷ پيام سياسی روشنی داشت. برای اولين بار نماز عيد فطر در تپه های قيطريه برگزار شد. بعد از همين گردهمايی بود که شعارها رنگ سياسی تندی به خود گرفت که بسياری به اين موضوع اشاره کرده اند. مثلا فريدون هويدا، نماينده آن روز ايران در سازمان ملل و برادر اميرعباس هويدا، در کتاب خود برخی از شعارها را نقل کرده است، مانند:
پنجاه سال حکومت، پنجاه سال خيانت
شاه تو را می کشيم و...

باقی
باقی: هفده شهريور راه حل سياسی در برخورد رژيم شاه با نيروهای انقلابی را به بن بست کشاند

روز ۱۶ شهريور راه پيمايی عظيمی در سراسر تهران انجام گرفت که به ميدان شهياد ختم شد. اين راه پيمايی عظيم دولت را به شدت نگران کرد. اين يک نمايش قدرت بود که طبعا رژيم شاه را به چاره جويی برانگيخت.

شامگاه ۱۶ شهريور در جلسه هيئت دولت مسئله برقرار کردن حکومت نظامی در تهران و شهرهای بزرگ ديگر مطرح ميشود و مورد بحث قرار می گيرد. برخی از وزرا اعلام حکومت نظامی را تنها زمينه ای برای تشديد خشونت می دانستند و با آن مخالفت می کنند، اما در برابر آنها رئيس ساواک اصرار می کند که حکومت نظامی اعلام شود تا سدی در برابر گسترش حرکات مردم ايجاد شود. او موفق می شود که ديدگاه خود را به کرسی بنشاند.

بدين ترتيب حکومت نظامی اعلام می گردد. اما از بامداد روز هفدهم شهريور، با وجود حضور گسترده نظاميان در خيابانهای شهر، مردم از سراسر شهر به طرف ميدان ژاله (ميدان شهدا) سرازير می شوند.

شاه و حاميان خارجی او برای مقابله با جنبش مردم ايران، راه حل سياسی را انتخاب کرده بودند و دولت شريف امامی هم برای همين بر سر کار آمد. اما ماجرای هفده شهريور راه حل سياسی را به بن بست کشاند و پايگاه دولت شريف امامی را از همان آغاز سست کرد. حکومت نظامی که بنا بود امنيت و آرامش را به جامعه برگرداند، در عمل شکاف ميان دولت و مردم را عميقتر کرد.

می توان گفت که خبر اعلام حکومت نظامی به طور کامل در جامعه منتشر نشده بود و بسياری از مردمی که آن روز در ميدان ژاله گرد آمدند، اساسا بی خبر بودند که هرگونه گردهمايی ممنوع شده و ارتش دستور دارد به اجتماعات مردم شليک کند.

تجمع انبوه مردم در ميدان ژاله خواه ناخواه نوعی هيجان جمعی ايجاد کرده بود. نظاميانی که مردم را به محاصره گرفته بودند، نه تنها موفق نشدند آنها را متفرق کنند، بلکه زمينه برخورد را بيشتر فراهم کردند و زمينه حرکات افراطی و درگيری مستقيم را فراهم ساختند.

کشتار و خونريزی در اين ماجرا بسيار دردناک و غم انگيز بود، اما بايد پذيرفت که در نقل خبر آن به جامعه گزارش اغراق آميزی از آن انجام گرفت. در ميان مردم شايع شد که از سه تا پنج هزار نفر در ميدان ژاله کشته شده اند. خبرنگاران خارجی هم که برای رسانه های بين المللی کار می کردند، اغلب از شايعات رايج در ميان مردم پيروی کردند. آنها هم از صدها و حتی چند هزار نفر گزارش دادند. حتی برخی از ديپلماتها مانند پارسونز، سفير کبير وقت انگلستان در ايران نيز در کتاب خود آمار کشتگان را "صدها نفر" عنوان می کند.

بدين ترتيب اين واقعه بازتاب بسيار گسترده ای در جهان پيدا کرد و به حيثيت رژيم شاه لطمه زيادی زد. در داخل هم شور انقلابی مردم را سخت افزايش داد.

تلفات واقعی ۱۷ شهريور

پس از اين رويداد خونين، فرماندهی نظامی تهران اعلام کرد که آن روز حدود ۹۵ نفر کشته و ۲۵۰ نفر زخمی شده اند. امروز می دانيم که اين آمار به رقم واقعی بسيار نزديک است. طبق تحقيقاتی که پس از انقلاب انجام شد می توان گفت که در روزی که "جمعه سياه" نام گرفت، طی درگيری های گوناگون در سراسر شهر تهران حدود ۸۸ نفر کشته شده اند که ۶۴ نفر از آنها در ميدان شهدا جان خود را از دست دادند.

يکی از مهمترين منابع تحقيق ما "بنياد شهيد" است که همان روزهای اول انقلاب تشکيل شد و برای تمام شهدای انقلاب و جنگ در سراسر مناطق کشور پرونده تشکيل داد. از روی مطالعه پرونده های "بنياد شهيد" هم به همين ارقام می رسيم.

البته زياد و کم بودن قربانيان ماجرا، تغييری در ماهيت امر نمی دهد. حکومت مسئول جان و امنيت مردم است و حتی اگر يک نفر به ناحق کشته شود، حکومت مسئول است. بحث بر سر کميت نيست.

موج شايعاتی که در اين ماجرا پيش آمد تنها مربوط به ايران نيست و در تمام انقلابات پيش آمده است. هرگاه نظام جامعه بسته باشد و رسانه های آزاد وجود نداشته باشد، بازار شايعه رونق می گيرد. علاوه بر اين گاهی شايعه سلاح مبارزاتی مردم است. مردمی که در برابر رژيم تا دندان مسلح، افزار مناسبی ندارند، به سلاح روانی روی می آورند.

چيز ديگری که در رابطه با هفده شهريور بر سر زبانها افتاد، فعاليت کماندوهای اسرائيلی و آمريکايی در سرکوب مبارزان است. در ميان مردم شايع شده بود که نظاميان خارجی به روی مردم آتش گشوده اند. حتی ميشل فوکو فيلسوف فرانسوی که در آن ايام از ايران ديدار می کرد، در گزارش خود به رواج اين شايعه در ميان مردم اشاره کرده است. اما تا امروز هيچ مدرک و دليلی برای صحت اين امر به دست نيامده است.

شهریور
رژيم شاه نتوانست انقلاب را سرکوب کند

آشکار است که خود اين امر واقعيت نداشته، با وجود اين دو واقعيت بسيار مهم را به ما نشان می دهد:
يکی اينکه جامعه ايران نمی توانست قبول کند که سرباز ايرانی به روی هموطن خود آتش کند. همان روزها در افواه عمومی شايع شده بود که سربازان ايرانی از گشودن آتش به روی مردم خودداری ورزيده و حتی به سوی فرماندهان خود شليک کرده اند. چنين چيزی، اگر هم وجود داشته، بسيار محدود بوده اما مردم به آن شاخ و برگ فراوانی دادند.

نکته دوم اين است که از اين شايعه به ميزان نفرت و انزجار مردم ايران از نيروهای بيگانه پی می بريم. يعنی باور مردم اين بود که فقط کماندوهای آمريکايی و اسرائيلی هستند که می توانند به طرف آنها تيراندازی کنند. همين زمينه روانی دشمنی با بيگانگان را در حوادث بعد از انقلاب هم می بينيم. مثلا ديديم که در اشغال سفارت آمريکا و گروگانگيری، بيشتر مردم از اين حرکت حمايت کردند.

موضوع ديگری که در هفده شهريور به سر زبانها افتاد، شليک به سوی مردم از داخل هليکوپترهايی بود که بر فراز جمعيت پرواز می کردند. پيرامون اين موضوع هم ترديد و ابهام زيادی وجود دارد.

به هرحال ۱۷ شهريور نقطه عطفی بود در سير تحولات انقلاب ايران که اين جنبش را به مرحله تازه ای وارد کرد.

ديدگاه خوانندگان

بد نسيت که به اين مقاله تحقيقی يک نکته ديگر نيز اضافه شود. واقعه ۱۷ شهريور آنقدر که نتيجه ضعف در برنامه ريزی ضد شورش حاکمان وقت بود، از خشونت رژيم محمدرضا شاه که روزگاری در پيش وقايع کودی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مورد عنايت روحانيت بود ناشی نمی شد. سربازانی که در ميدان ژاله بروی تجمع مردم آتش گشودند، سربازان عادی ارتش بودند که در خصوص مبارزه با شورش تعليم و آموزش خاصی نديده بودند و حال آنکه حتی کشورهای دموکراتيک دنيا نيز در ساختار نيروی انتظامی خود، رسته ويژه ای را ايجاد کرده اند بنام پليس ضد شورش که دارای تجهيزات خاص است! وظيفه اين رسته کشتار مردم نيست بلکه منع نمودن آنها از آشوب و برقراری نظم است. ممکن است عمليات اين نوع پليس منجر به زخمی شدن تعداnی از مردم شود، ولی بندرت اتفاق می افتد که کسی مستقيما توسط پليس ضد شورش کشته شود. بنابراين، همانطور که بی تجربگی نظاميان روسيه در حل بحران گروگانگيری مدرسه شهر بسلان، آن را به يک فاجعه تمام عيار تبديل کرد، عملکرد تعدادی سرباز عادی که دوران خدمت خود را به گماشتگی در منازل افسران ارتش ميگذراندند، موجب کشتار مردم به تعدادی که شواهد موجود نشان ميدهد، شد. وگرنه، رژيم شاه می توانست در آن زمان مثلا از استاديوم آزادی همان استفاده ای را بکند که ژنرال پينوشه از استاديوم ۱۰۰ هزارنفری سانتياگو در شيلی در کوتادی خود عليه رئيس جمهور وقت سالوادور آلنده کرد. ... واقعه ۱۷ شهريور احساسات مردم را نسبت به شخص شاه جريحه دار نمود و شعار مرگ بر شاه، محمدرضا را از ادامه سلطنت بر مردمی که ديگر شاه دوست نبودند دلسرد کرد و نتيجه نهايی آن خلاء قدرتی بود که مصيبت گويان با شعار برقراری عدالت اجتماعی پرکردند. شاهد - تهران

هفده شهريور چهره واقعی شاه را نشان داد، چنانچه وقايع فلوجه و نجف نيز چهره واقعی ليبرال دموکراسی را نشان داد. شوکران مسموم استعمار هربار در قالبی نو و به رنگ زمان خود و جاذبه های فراوان در حلقوم من و تو ريخته می شود، انگليس ديروز با زور و چماق و امروز با ترفند ليبرال دموکراسی سعی در فريب لايه های اجتماعی ايران دارد. راه من و تو برای آزادی از کوچه منطق و تعقل و تلاش و حميت و تحمل ناملايمتی ها می گذرد. امروز نيز آزمونی بزرگ در پيش است. فردای بهتر ما در گرو ايستادگی مردم ما و عدم توجه به نشخوار بيگانگان با آرمانهايمان است. محمد اسماعيلی - ماکو

هفده شهريور ۵۷ سمبل هدفمند بودن انقلاب اسلامی و شکست نا پذيری ملت ايران در هر برهه ای از تاريخ است. منصور - اتاوا

در کل اين مقاله روحيه برخورد شجاعانه و انتقادی با گذشته ديده می شود. در فرهنگ سنت زده ما که اسطوره های مرده از جانهای زنده ارزش و اعتبار بيشتری دارند، چنين ديدگاه کاونده ای سخت کمياب و البته بسيار ستايش انگيز است... علی - کلن

در آن روزها مردم فريب شعارهای عوام فريبانه را خوردند و به طمع آزادی بيشتر، وضع اقتصادی بهتر و ديگر دروغ ها به خيابانها ريختند. خطای شاه در انجام کارهايی مثل هفدهم شهريور هم باعث شد که ديگر هيچ منطقی حکم فرما نباشد و آن شود که ديديم. دانيال - تهران

عده ای می گويند که انقلاب کار انگليسی ها بود، ولی خود مردم ايران در اين واقعه مقصرند زيرا نا آگاهانه و با شور بدون شعور دنبال شعارها و تبليغات بيگانگان و دشمنان داخلی و خارجی رفتند و باعث و بانی سقوط و خرابی ملک و دين و ملت و هرآنچه داشتيم شدند. از اين به بعد بايد از گذشته درس بگيريم و بدون مطالعه و دقت کاری نکنيم که در منجلابی بدتر از اين که هستيم گرفتار شويم. خداوند مسببان نادان وضعيت فعلی را ببخشد. علی - تهران

خونهايی که قبل وبعد از انقلاب ريخته شد فقط به خاطر آزادی بود گرچه مقصد بس بعيد می نمايد ولی با اميدواری و کوشش بيشتر بالأخره روزی شاهد برپايی دموکراسی در ايران خواهيم بود. محمود - مشهد

همانطوريکه در واقعه ۱۷ شهريور رژيم شاه رو به ضعف گذاشت، واقعه کوی دانشگاه نيز حکومت جمهوری اسلامی را در سراشيبی سقوط قرار داد. هر دو واقعه خشم مردم را برانگيختند و باعث شدند مردم آشکارا بر ضد حکومت و رؤسای آن شعار دهند. عليرضا - تهران

ای کاش هدف آن انسانهايی که کشته شدند دنبال می شد. آنها برای آزادی کشته شدند نه برای اينکه مدل ديکتاتوری را عوض کنند. جالب است که انگار کتاب "قلعه حيوانات" را برای ما نوشته اند. الآن داشتن متن يا نوار سخنرانی امام خمينی در روز ۲۲ بهمن جرم محسوب می شود. فردی - کالگری

اين جور مقالات تحقيقی درمورد حوادث مهم تاريخی باعث روشن بينی و روشنرايی ما خواهد شد چرا که متأسفانه تاريخ در ايران بيش از حد سياسی شده است و چپ گرايان هم مرتب به اين امر کمک کرده اند. چيزي که مهم است نتيجه گيری صحيح از اينگونه حوادث می باشد. متأسفانه هفده شهريور و در کل انقلاب ۵۷ نتيجه تحريک احساسات کاذب مذهبی بود، چرا که اگر مردم عملکردشان بر مبنای آگاهی بود، شش ماه پس از انقلاب بدون اينکه مسئوليت تاريخی شان را در اينمورد بپذيرند آنرا(کاملا) به گردن انگلستان نمی انداختند. رها - سراب

برای من هميشه اين سؤال مطرح بود که در اون روز چند نفر کشته شدند ولی رقمی که شما ميگيد به حقيقت نزديک تر است چون ميدان ژاله ميدان کوچکی بوده و مگر چه قدر گنجايش داشته؟! علی - تهران

واقعه ۱۷شهريور نمايش نفرت ملت از استعمار بود. علی - بانکوک

 
 
هفده شهريورسالگرد
هفده شهريور؛ روز خونين تهران
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران