BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 09:56 گرينويچ - جمعه 03 ژوئن 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
به دنبال نقش نا آشکار هويت
 

 
 
پرسش از پی هويت پرسش بوداری است. منظور از آن، معمولاً آن چيزهايی نيست که در دايرةالمعارفها و کتابهای راهنمای جهانگردان در مورد کشور و فرهنگ آن می‌نويسند. با اين پرسش به دنبال چيزی ناپيدا می‌گرديم که گمان می‌رود در نهايت توضيح‌ دهنده‌ بسياری از پيدايی‌ها باشد.

نیکفر
شرط ادراک مرز آن است ‌که نامربوط حرف نزنيم، يعنی در محدوده‌ای بمانيم که در چارچوب آن ارتباطی معنادار ميان حادثه‌ها و پديده‌های شناخته‌شده در جهانِ تاريخی موضوع بحث برقرار باشد. گذاشتن شرط ماندن در محدوده‌ای معنايی به معنای درکی پيشين از هويت است.

اگر هويت را چيزی دررديف ماهيت و جوهر و ذات بدانيم، جستجوی آن در مورد ايرانی يا هر "ملت" و "فرهنگ" ديگری بيهوده است. عرضی‌ها و عارضی‌ها و عارضه‌های بسياری وجود دارند که می‌توان آنها را با صفت "ايرانی" توصيف کرد و هنگامی که ما در ميان خود يا آشنايان با تاريخ و سير فرهنگ در سرزمينی که ايران خوانده می‌شود، بدانها اشاره می‌کنيم به سادگی درمی ‌يابيم منظور چيست. از آنها اما نمی‌توانيم به يک ذات برسيم. در نهايت شايد به محدوده ‌‌ای برسيم که چونان هسته‌ نسبتاً سفتی به نظر می‌آيد و به مثابه سرجمع مفهومی مجموعه‌ ‌ای از خصوصيت های پايدار عمل می‌کند.

روا نيست که از اين ايده‌ جمع‌زننده به نحوی سازنده (اصطلاح ايمانوئل کانت) استفاده کنيم، يعنی بر پايه‌ آن مثلاً پيش‌ بينانه بگوييم که از ايرانی در فلان موقعيت خاص چه کنشی انتظار می‌رود. به توافقی بر سر آن نيز دست نخواهيم يافت. هر کس آن هسته‌ سفت را به ظن خود تعريف می‌کند. عدم توافق ها اتفاقی نيستند. برای خود منطقی دارند.

امکان تفاهم در شرايط زمانی

 پرسش هويت پرسش دوران درماندگی است. به سبب تنگنای امروزين است که برای ما تاريخ شده است... در دوران درماندگی نقش اصلی را پنهان می‌کنند، پس پرسش از پی هويت که پرسشی است به قصد آشکارسازی، نابجاست و راه به جايی نخواهد برد
 
محمد رضا نيکفر

شما توصيف مرا از هويت ايرانی نمی‌ پذيريد، اما می‌دانيد که من در توصيفم به چه اشاره دارم. شما حرف مرا رد می‌کنيد، از جمله به اين صورت که از مثالهای من تفسير ديگری به دست می‌دهيد و يا پادمثالهايی را در برابر مثالهای من می‌گذاريد تا نظر خود را ثابت کنيد. آن مثالها و پادمثالها با هم جهانی را می‌سازند که ما در آن حرکت می‌کنيم. اين جهان بی‌حد و مرز نيست، ولی ما نمی‌توانيم اين‌سو و آن‌سوی آن را بی‌شک و شبهه مشخص کنيم. شرط ادراک مرز آن است ‌که نامربوط حرف نزنيم، يعنی در محدوده‌ای بمانيم که در چارچوب آن ارتباطی معنادار ميان حادثه‌ها و پديده‌های شناخته‌شده در جهانِ تاريخی موضوع بحث برقرار باشد. گذاشتن شرط ماندن در محدوده‌ای معنايی به معنای درکی پيشين از هويت است.

از سوی ديگر آن چيزی که به نام مرز می‌شناسيمش و تصور می‌کنيم که در گذشته‌ای دور ترسيم شده، تابع روح زمان است. چون حديث نفس است، در تغيير است. سمت و کيفيت تغيير آن بسته به آن است که بر نفس ما هم‌ اينک چه رود و در جهان معاصر آن را چگونه برشناسند. پس هويت برنهادی (ابژکتيو) نيست، يعنی چيزی نيست که مستقل از نهاد ما در فعليتش باشد.

ما پيش از آنکه به سراغ ماده‌هايی برويم که بتوانيم هويت ايرانی را از آنها برخوانيم، در مورد سمت پاسخگويی به پرسشمان تصميم می‌گيريم و برپايه‌ اين تصميم شروع به گزينش ماده‌های کاری می‌کنيم که در زمره‌ آنها هستند، مثالهايی از جامعه و سياست و ديروز و امروز. بنابر اين همواره پيشداوری داريم. پيشداوری در همه جا و در هر موردی هست، کمتر يا بيشتر، شکننده‌تر يا سخت‌جان‌تر.

هويت اگر کشف‌شدنی باشد، تنها ممکن است از راه تفسير بر ما رخ نمايد. از اين نظر نيز می‌توان گفت که اينجا موردی است که مدام، شايد هم فقط، با پيشداوری سروکار داريم. از يک پيشداوری يا مجموعه‌ای از پيشداوری‌ها می‌توانيم سنجشگرانه درگذريم، بی‌آنکه به داوری‌ برسيم. بدين منظور طبعاً بايد چيزهای سطحی و گذرا و عارضی را رها کنيم و به چيزهای اصلی و اساسی بپردازيم و در پی تفسير آنها برآييم.

عناصر تکرارشونده: سازنده هويت

چيزهايی اساسی هستند که حضور مدام داشته باشند. حضور مدام زمانيتی است که شکل معمولی مواجهه با آن تجربه‌ تکرار است. نزد ما چه چيزهايی تکرار می‌شوند؟ ستمگری و خودکامگی و بلاهت، پديده‌های آشنايی هستند که در پهنه‌ی سياست و اِعمال قدرت مدام به آنها برمی‌خوريم. اينها اما هرآينه به مردمی خاص تعلق ندارند. دانايی و نرمخويی شايد خصلتهايی بين‌المللی نباشند، اما می‌شود گفت که نادانی و خشونت‌ورزی تقريباً به تساوی ميان همگان تقسيم شده‌اند.

ما در جستجوی هويت به دنبال چيزهايی فراتر و عميق‌تر می‌گرديم. گادامر، فيلسوف آلمانی، به ‌عنوان امری تکرارشونده که در هر تکراری نو است و به اين دليل کسالت ‌آور نيست، از جشنهای سالانه نام می‌برد. عزاداری‌های هر سال نيز چنين ‌اند. شايد هويت ايرانی را بتوان در جشنها و سوگواری‌های هر ساله ‌اش جست. شايد ما چيزی باشيم ميان نوروز و عاشورا. گادامر موضوع تکرار را در مبحث تفسير هنر مطرح کرده است. از نظر او خواندن شعر کسی چونحافظ به جشن می‌ماند، نه جشنی يکباره، بلکه تکرارشونده.

حافظ در ميان ما حضوری مداوم دارد. اين حتماً اتفاقی نيست. ما غزلهای او را مکرر در مکرر می‌خوانيم. تکرار در خواندن شعر حافظ به نوروز می‌ ماند که تکرار می‌شود، اما هرسال حادثه‌ای نو است. اين بيت حافظ را می‌خوانيم و در موقعيتهای مختلف بر ذهن و زبان جاريش می‌کنيم:

 ما در جستجوی هويت به دنبال چيزهايی فراتر و عميق‌تر می‌گرديم... شايد هويت ايرانی را بتوان در جشنها و سوگواری‌های هر ساله ‌اش جست. شايد ما چيزی باشيم ميان نوروز و عاشورا...
 
محمد رضا نيکفر

من اين مرقع پشمينه بهر آن دارم
که زير خرقه کشم می، کسی گمان مبرد

بيت به حادثه‌ای تکرارشونده اشاره دارد. اشاره به کاری دارد که ما در آن مهارت داريم. معلوم نيست که اين کار چيست: دورويی است يا زرنگی؟ همساز شدن محافظه‌کارانه با بيرون است يا فعاليت مخفی انقلابی؟ ترس است يا شجاعت؟ ايمانی است که روکش آن کفر است يا کفری است که روکش آن ايمان است؟ در تفسير اين بيت به توافقی نمی‌رسيم. هرکس چيزی می‌گويد. اين بيت تبيينی نه از يک داستان، بلکه از داستانهاست. تاريخ نداريم، تاريخها داريم. هميشه وجودی داشته‌ايم رسمی و وجودی غيررسمی. اينجاييم و اينجا نيستيم. می‌مانيم بر سر پيمانمان و نمی‌ مانيم.

ايرانيان در زير خرقه‌ خود واقعاً چه چيزی را پنهان کرده ‌اند؟ نمی‌دانم که اگر زمانی در "باده ‌کشی" نيازی به پنهانکاری نباشد، از ايرانيان چه در خواهد آمد. آيا آنان اين نياز را بازتوليد نخواهند کرد؟ هويتشان در آن باده است، آن باده ‌کشی پنهان است، نقشی است که بازی می‌کنند يا نياز به بازيگری است؟

در تنگنای درماندگی

اگر اين نقش هويت ما باشد و زمانی برسد که ما نيازی به اين بازی عادت‌شده نداشته باشيم، ديگر از چند و چون آن نخواهيم پرسيد. پرسش از پی هويت پرسش دوران درماندگی است. به سبب تنگنای امروزين است که برای ما تاريخ شده است، حديث امتناع و انحطاط. در دوران درماندگی اما نقش اصلی را پنهان می‌کنند، پس پرسش از پی هويت که پرسشی است به قصد آشکارسازی، نابجاست و راه به جايی نخواهد برد. در دوران گشودگی و حرکت هم که کسی از پی هويت نمی‌پرسد. پس به هر حال اين پرسش بی‌ فايده است.

وجود بر ماهيت مقدم است. "چه کنيم" پرسشی جالبتر از "چه هستيم" است. در نهايت با "چه کنيم" به "چه هستيم" پاسخ خواهيم داد. هويت موضوع انتخاب است.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران