BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 18:03 گرينويچ - دوشنبه 30 آوريل 2007 - 10 اردیبهشت 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
دبيرستان البرز 'مدرسه ماندگار ایران' نامگذاری شد
 
 دبیرستان البرز
دبیرستان البرز در سال ۱۸۷۳ میلادی تاسیس شد
دبيرستان البرز تهران به عنوان مدرسه ماندگار در ایران معرفی شد. این اولین باری است که چنین عنوانی به مدرسه ای از سوی آموزش و پروش ایران تعلق می گیرد.

رئیس آموزش و پرورش شهر تهران در گفتگویی با خبرگزاری فارس، همچنین خبر از تصویب مصوبه ای داد که در صورت تایید آن اين دبيرستان بصورت مستقل و زیر نظر هیات امنایی اداره خواهد شد.

دبیرستان البرز در سال ۱۸۷۳ میلادی، همزمان با پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار، توسط گروهی از مبلغین مذهبی آمریکایی در تهران به عنوان یک مدرسه ابتدایی تاسیس شد. در سالیان طولانی این مدرسه دستخوش تغییرات متعددی شد و افراد مختلفی در تغییر و تحولات این مدرسه نقش ایفا کردند که شاید بتوان نقش ساموئل مارتین جردن و محمد علی مجتهدی را از همه برجسته تر دانست.

ساموئل مارتین جردن در دوران اقامت نزدیک به نیم قرن خود در ایران با توسعه البرز به مقطع دبیرستان و با ارتباطاتی که با موسسات آموزشی آمریکایی داشت، از همان ابتدا پایه های تبدیل شدن البرز به یک موسسه آموزشی معتبر و شناخته شده بین المللی را بنا نهاد.

محمد علی مجتهدی
محمد علی مجتهدی در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به سمت مدیریت البرز منتصب شد

محمد علی مجتهدی در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به سمت مدیریت این مدرسه منصوب شد و در مدت ۳۴ سال مدیریت خود ، کارنامه ای درخشان در تاریخ این مدرسه را از خود به جای گذشت.

بعد ازانقلاب 1357، مدیریت این مدرسه دستخوش تحولهای زیادی قرار گرفت و این مدرسه نتوانست راه گذشته خود را ادامه دهد. در سال 1377، این دبیرستان نیز مانند دیگر مدارس دولتی بدون آزمون ورودی به پذیرفتن دانش آموزان پرداخت و روال تبدیل شدن به یک دبیرستان عادی را آغاز کرد.

ولی نقطه متمایز کننده البرز نسبت به سایر دبیرستانهای دیگر چه بوده است و فرهنگ تربیتی و آموزشی حاکم بر آن چه تاثیری بر روی دانش آموزان آن داشته است؟

تعدادی از همکاران بخش بی سی سی فارسی که در مقاطع مختلف زمانی در البرز مشغول به تحصیل بوده اند به این پرسشها پاسخ داده اند.

شما هم اگر دانش آموز البرز بوده اید، می توانید نظرات، تجربه ها و خاطرات خود را از طریق پنجره روبرو را برای ما بفرستید.

انضباط برای زندگی

شهریار رادپور فارغ التحصیل دهه چهل شمسی

دبیرستان البرز قبل از اینکه کسی بخواهد وارد آن بشه از اسمش می ترسید. باید خیلی زحمت می کشیدی، ولی حتی وقتیکه تمامی این کارها را می کردی هیج آسایشی در آن نبود که به عنوان جایزه به دانش آموز داده شود، سختیگیرها همیشه وجود داشت، چه از لحاظ درسی و چه از نظر تربیتی و به نظر من سختگیرهای تربیتی مهمترین بخش از معروفیت نام دبیرستان البرز بود.

من زمانی به اهمیت درس خواندن در البرز پی بردم که به انگلستان آمدم و در اینجا به مدرسه رفتم. اگرچه نام البرز با نام دکتر مجتهدی یکی است ولی بخش بزرگی از معروفیت البرز را باید به دکتر جردن مدیون باشیم. زمانی که در انگلستان شروع به تحصیل کردم تازه با ایده هایی که ایشان در برنامه ریزی این مدرسه از همان سالهای آغازین پیاده کرده بود، پی بردم.

شاید اولین تاثیر البرز در من ترس از مدیران و معلمان بود ولی مانند همه که نسبت به سختگیریهای معلمها ناراحت می شوی ولی بعدا به اهمیت تمامی اون سختگیریها پی می بری و من شخصا انضباطی که بر محیط آنجا حاکم بود، بعدا تاثیرش را در زندگی خودم دیدم.

سطح بالای درسی

افشین امیرزاده فارغ التحصیل سال 1349 شمسی

فرق دبیرستان البرز این بود که در عین حال دولتی بود، غیر دولتی هم بود. رییس از طرف وزارت فرهنگ انتخاب می شد ولی از دانش آموزانش هم شهریه می گرفت.

همچنین وجود شخص دکتر محمد مجتهدی بود که تمام زندگی خودش را وقف این دبیرستان کرده بود. تمامی فکر و ذکر ایشان این دبیرستان بود: بهترین دبیرها را به این مدرسه می آورد. بچه ها را یکی به یکی به اسم می شناخت. به بچه ها یکجور احساس پدرانه داشت و آنها اگر مشکلی داشتند به پیش او می رفتند و از مشکلاتشون می گفتند، نمی گذاشت معلمها بیش از حد لازم سختگیری کنند و تمام اینها باعث شده بود که این مدرسه از استاندارد بالایی برخوردار بشه.

از نظر کیفیت آموزشی وقتی که از این دبیرستان فارغ اتحصیل شدم و برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم، به قدری پایه دانش ریاضی من در البرز قوی شده بود که در طول دوران تحصیل در رشته مهندسی که از نظر دانش ریاضی احساس کمبودی نمی کردم.

از لحاظ تربیتی، نظمی و ترتیبی که در البرز با آن وقف داده شده بودیم بعدها در زندگی شخصی خیلی به دردم خورد، مخصوصا در زمانی که تنهایی زندگی می کردم.

فرقه البرز

بهزاد بلور فارغ التحصیل سال 1363 شمسی

کسانی که در البرز بودند یکجور تعلق شدیدی به این مدرسه پیدا می کردند که در سالیان بعد زندگیشون هم ادامه پیدا کرد. مدرسه ای نبود که پس از اتمام تحصیل تمام بشه. خیلی از بچه ها در سالهای بعد رابطه ها را حفظ می کردند و حتی میشه گفت که البرز به یک فرقه تبدیل شده بود.

معلمهای بسیار جالبی داشتیم: معلمی داشتیم که با یک دست سوال می نوشت و با یکی دیگر جواب آن را، معلمی ادبیاتی داشتیم که همه ازش می ترسیدن و او هیچ اعتقادی به کتابهای درسی نداشت و مخالفت می کرد با روشهای آموزشی رایج.

تاثیر جالبی که البرز بر روی من داشت مانند رفتن به کره ماه است: حس اینکه یک کار استثتایی انجام دادی و حس تعلق داشتن به یک جایی. یادم می آید که ساندویچ فروشیهای دور بر به ماها می گفتند استاد. یادم می آید که سلف سرویس "موبی دیک" در همون نزدیکیها بود و با رفتن بچه های البرز و دانش آموزان دبیرستان دخترانه انوشیروان دادگر به اونجا یکجور فضای نوجوانانه-روشنفکرانه خاصی به وجود می آمد. همچنین نزدیک بودن به پلی تکنیک باعث شد که در دوران انقلاب فضای اطراف مدرسه آبستن حوادث زیادی بشه و ناخودآگاه روی دانش آموزان آن زمان تاثیر بگذاره و اونها را به جریان انقلاب بکشونه.

نظرات شما

من شخصا این مدرسه رانمیشناسم ولی اگر آقای بهزاد بلور آنجا تحصیل کرده باید این مدرسه از لحاظ کمدی انتقادی شاگرد خوبی تربیت کرده باشه. من همیشه برنامه او را با علاقه گوش میکنم. رفعت- برلین

فارغ التحصیل سال ۱۳۵۳ هستم، دکتر مجتهدی دو سال پیش در پاریس دار فانی را وداع گفت ولی یادش فراموش نمی شود. خاطره ای از دکتر بیادم مانده از شانزده آذر سال پنجاه و یک یا دو. روز دانشجو و پلی تکنیک شلوغ بود. درگیری شروع شده و گارد وارد دانشگاه شده بود. دانشجویان هم طبق معمول برای فرار از دست گارد از دیوار بداخل مدرسه ریختند (دیوار معروفی که هر سال یک متری به آن اضافه می شد ولی باز چاره کار گارد را نمی کرد. بچه های البرز هر سال نردبان و طناب و ... برای دانشجویان آماده می کردند). گاردی ها به مدرسه هجوم بردند که وارد شوند. دکتر دستور داد درب را ببندند و خودش جلوی درب ایستاد و گفت اگر بخواهید وارد شوید اول باید من را از پای در بیاورید. گاردی ها بالاخره نامردی نکردند و او را گرفتند و توی حوض وسط حیاط انداختند و ریختند داخل مدرسه (جای دشمنانتان خالی، خوب خدمتمان رسیدند). جالب اینجا بود که بعضی از محصلین و حتی دانشجویان پلی تکنیک که در حال فرار بودند برگشتند که به دکتر کمک کنند بیاید بیرون و دستگیر شدند. بعد از درگیری بچه ها که توانسته بودند دو نفر از گاردی ها را جدا کرده و خلع باتومشان کنند، باتوم ها را بردند و دادند به دکتر و گفتند در حیاط پیدا کردیم. تنها موردی بود که دیدم لبخندی بر لب، باتوم ها را گرفت و نگاهش را برگرداند و گفت تا سه می شمارم کسی اینجا نباشد. یادش همیشه زنده است. دکتر رابطه نزدیکی با دربار داشت ولی از معدود کسانی بود که هیچ وقت زیر بار دستوراتی که قبول نداشت نرفت. مردی استثنایی بود و مردان استثنایی زیادی هم تحویل جوامع مختلف دنیا داد. دکتر تنبیه را قبول داشت ولی می بایست با حساب و کتاب باشد. وی بشدت معتقد بود که تنبیه باید اولا درسی در خود داشته باشد و ثانیا باید طوری باشد که فرد از آن قوی تر، سرفرازتر و با گردن افراشته بیرون آید و نه خفیف و زار و شکسته. یادش گرامی باد و یاد آقایان خسروی و افشار و دیگران. مسعود خدابنده- لیدز

از نظر من اداره دبیرستان البرز توسط هیات امنا با توجه به اینکه این دبیرستان فارغ‌التحصیلان معروف زیادی داره، می‌تونه یکی از بهترین تصمیمات باشه. البرز جزو معدود دبیرستانهایی است که با توجه به پیشینه تاریخی حس تعلق شدیدی در انسان به وجود میاره. اکثر فارغ‌التحصیلان البرز که در بهترین دانشگاههای دنیا هم درس خواندند هنوز چنان نام البرز رو ذکر می‌کنند که گویا آن چه در البرز آموخته‌اند مهمترین بخش زندگیشون رو تشکیل می‌ده. آن چه من در البرز دوست داشتم، حضور دانش‌آموزانی از همه‌جای تهران بود. از فقیرنشین‌ترین و پولدارنشین‌ترین محله‌ها همه با هم بودیم و یاد می‌گرفتیم که با هم باشیم و با هم دوست باشیم. گرچه در زمان شبانه‌روزی بودن دبیرستان البرز با توجه به اینکه دانش‌آموزان از دورترین نقاط ایران می‌آمدند، این حس حتی بیشتر هم وجود داشت. علی فرنود- دالاس، تگزاس

من فارغ التحصیل ۱۳۶۲-۶۳ هستم. مدرسه راهنمایی رو با البرز آغاز کردم، که باید بگم افتخار بزرگی برای من بوده و هست. دو سال آخر ریاست دکتر مجتهدی رو هم بیاد دارم. جالب اینکه تازه اسکیت بورد مد شده بود و ما داشتیم اونو تجربه میکردیم، زنگ نهار بود که جناب دکتر تو حیاط قدم میزد و منو با اسکیت بورد دید. به طرف من اومد و اسم منو پرسید. ترس و احترام زبون منو بند آورده بود. تونستم بگم رامین... دفترچه قرمز معروف خودشو باز کرد و گفت، صفاکیش، کلاس ۱/۱۴، از دبستان ماهان اومدی... خب بچه جون مواظب باش که زمین نخوری. هرگز نمیتونم باور کنم که چطوری اسم ۴۰۰۰ دانش آموز و اطلاعات اونا تو اون دفترچه جا شده بود. (شاید ۱۰۰ برگ) بعد از انقلاب منو و خیلی های دیگرو که با اونهمه زحمت به البرز وارد شده بودیم، و پولدار هم نبودیم که بتونیم سبیل چرب کنیم از اونجا انداختند بیرون. من به دبیرستان دیگری رفتم و اونجا بود که فهمیدم چرا البرز فقط یه مدرسه نبود، یه مکتب بود. من از تمام دوستان دیگه کمتر درس میخوندم، نمره بهتر میگرفتم و موفق تر بودم! سال چهارم به لطف یکی از همسایگان نازنین، من دوباره به البرز برگشتم و با اینکه سالها از زمان استاد دکتر مجتهدی میگذشت، اون مدرسه رو همچنان متفاوت یافتم. رامین صفاکیش، تورنتو

در دبیرستان البرز همیشه احساس می کردیم که متفاوت هستیم ودر اغلب موارد این چنین هم بود. محمود سلیمانی دودران- تهران

شاید جالب باشد بدانید که این دبیرستان شبانه روزی داشت که مانند مدرسه نظام دسیپلین داشت و نیز از نظر کیفی بی نظیر بود مثلا برای سال اول راهنمایی کتاب علوم را سه قسمت می کردند برخی بخشها را معلم فیزیک می گفت برخی را معلم طبیعی و بعضی فصلها را معلم شیمی و بچه ها از همان سال با فیزیک و شیمی آشنا می شدند.. راجع به البرز هرچه بنویسیم کم است. نوید

بزرگترین وجه تمایز دبیرستان البرز با سایر موسسات آموزشی، فضا و فرهنگ خاص حاکم بر دبیرسناته. البرز به همون اندازه که یک موسسه آموزشیه، یک فضای فرهنگی است برای تربیت نسلی که دیدگاههاشون به تحصیل، فرای آموزشهای صرف علمیه. شاید همین عامل باعث به وجود اومدن اشتراکات قابل توجهی بین فارغ التحصیلان دبیرستان شده. اشتراکاتی که در کمتر گروه عملی-آموزشی دیگه ای به چشم می خوره. علاوه بر این سن ورود دانش آموزان به دبیرستان، یکی از مهمترین و در عین حال بحرانی ترین دوره ها برای باروری و یا تخریب ذهنی و فکری دانش آموزانه و این عاملیه که ماندگاری تاثیر دبیرستانی مثل البرز رو بر ذهن فارغ التحصیلانش حتی از محیط های دانشگاهی ایده آل هم بیشتر می کنه. علی خوشگذران- لس آنجلس

‏من سال ۱۳۷۸ از این مدرسه فارغ التحصیل شدم ؛ البته من هم مثل قدیمیها امتحان ورودی دادم؛ خاطرتی‌ که از این مدرسه دارم خیلی‌ زیاده، معلمانی‌ داشتیم که ۵۰ سال تو البرز درس میدادن ... ‏ ‏خلاصه بهترین دوران تحصیلم در آنجا بود چقدر میومدن توش فیلم بازی‌ میکردن؛ ‏دوران من فیلم "دو زن" و سریال های "پهلوانان نمیمیرند"، "محاکمه"، "کارآگاه" و "شهید رجایی"‌ روتصویربرداری کردند؛ خیلی‌ از فیلمها و سریال ها در این مدرسه ‏ساخته شده چون ساختمون های اون قدیمی‌ و زیباست آخرین سریالهایی که اینجا کار شده "زیر تیغ" قسمت دادگاه و سریال "مدار صفر درجه" هست.‏ ‏یادش بخیر. امین عابدینی- فرانسه

درود به همه البرزی ها بدون شک البرز در چهارراه کالج قرار دارد اما قبل از آن در قلب همه ما. خاطرات زمین چمن فوتبال، آزمایشگاه زیست ،الکترونیک و کامپیوتر، دبیر های منحصر به فرد و.... احساس غروری که به همه ما داده و مهمتر از همه احساس همدلی که بین همه ما هست. آزاد اندیش بودن. تحمل همدیگر. بودن با همدیگر. با جمع بودن را به ما یاد داد و هیچ دانشگاهی این ها را به این خوبی به ما یاد نداد. به نظر من یک جامعه کامل و پر از انسان هایی که دیدگاه آنها در زندگی مثل آدم های عادی نبوده. فرزاد- تهران

من نمی خواهم وارد بحث تربیتی شوم فقط می دانم دبیرستان البرز با شیوه ای دیکتاتوری چنان بوسیله دکتر مجتهدی اداره می شد که اگر در اروپا بود او را تسلیم دادگاه می کردند. من خودم کشیده ای بی جهت از او خورده ام که هرگز یادم نمی رود. ما ایرانیها باید یاد بگیریم که در مقام داوری بد و خوب را با هم بگوئیم. منوچهر هنرمند- آمستردام

اولا بگم از این خبر بسیار خوشحال شدم، بهترین خبری بود که در حال حاضر میتونست بهم برسه. البرز برای بچه های اونجا مثل ملیت هستش. یک البرزی همیشه یک البرزیه! با تمام ظلم هایی که بهش شد اما پایدار موند. ما که بعد از انقلاب اونجا درس خوندیم شاید مانند دوران دکتر مجتهدی نبودیم ولی فضای البرز یعنی درس و تحقیق. یعنی اگر بخواهی همه چیز فراهمه. در اینجا باید از استاد ریاضیم در البرز تشکر کنم. جناب آقای نوری، که به خاطرش هنوز در ریاضیات بی نیازم از کمک دیگران. شهاب

البرز عشق، البرز زندگی، البرز خاطره، البرز تمام نوجوانی من. محمد مرادی- تهران

فارغ التحصیل ۱۳۷۷ البرز بیشتر از یک دبیرستان یک دنیای دیگری بود. ناگهان وارد محیطی میشدیم که سطح علمی و بلطبع سطح توقعات معلمان خیلی بالاتر بود. ولی خب بخاطر شرایط سخت ورود به البرز همه به اصطلاح گلچین شده بودند و رقابت عجیبی همیشه بین دانش آموزها موج میزد که البته برخی اوقات زیاد دوستانه هم نبود... ولی در مجموع از نظر انضباط و توان علمی استادها واقعا نمونه بود و من اینرو بعد از ورود به دانشگاه فهمیدم. مخصوصا با درایت و مدیریت مرحوم دزفولیان که در آنزمان مدیر دبیرستان بود. خدا رحمتش کند. داریوش- بوداپست

بجرات ميتوان گفت كه دبيرستان البرز طي دهه های متوالي بهترين موسسه آموزشي در ايران بود. به شهادت آمار موجود فارغ التحصيلان اين دبيرستان بالاترين درصد قبولي را در همان سالها در دانشگاهها داشته و بعدا نيز اكثرا عهده دارموثر ترين و كليدي ترين پست هاي مديريت در بخش هاي خصوصي و دولتي بوده اند. گر چه بايد از بنيان گذاران اوليه اين موسسه قدرداني كرد ولي در اين ميان به جرات ميتوان گفت كه بيشترين اين دستاوردها حاصل زحمات خستگي ناپذير زنده ياد دكتر مجتهدي بوده است. يكي از بارز ترين خصائص مجتهدی هنر او در جذب و نگهداری اساتيدی بود كه علاوه بر دارا بودن از آگاهي بالا در رشته خود سمت مربيان اخلاق را نيز داشتند. ياد او گرامي باد. آرش سرفراز- تورنتو

فارغ التحصیل ۱۳۳۶ هستم، تمام خانواده ما از البرز فارغ الثحصیل شدند. یکی از بهترین خاطرات زندگی من سالهای تحصیلی من در البرز است که بخاطر دوستان و معلمان خوب بودتد. وجود دکتر مجتهدی علت اصلی موفقیت البرز بود و یک بار که ایشان را کنار گذاردند ما با اعتصاب ایشان را برگرداندیم. البرز مانند دانشگاه رکن اصلی موفقیتهایی سیاسی دانش آموزان و دانشجویان ایران بود و بعد از کودتای ۲۸ مرداد با شعار یا مرگ یا مصدق به یکی از سنگرهای مقاومت ملی تبدیل شد. البرز بعداز انقلاب دیگر ان البرزرسابق نماند و خراب شد. بیژن وکیلی

فارغ التحصیل ۱۳۵۷ هستم، اگر بخواهم دو دلیل از میان دلایل موفقیت البرز را برشمارم اول نظم و مدیریت بسیار برجسته حاکم بر دبیرستان بود و دوم سطح بسیار بالای علمی و امکانات وسیع اموزشی آن، چه از نظر کادر آموزشی و چه به لحاظ آزمایشگاه و کارگاه. در مورد اول، اگر چه شالوده ان نظم را میسونرهای آمریکایی نهادند اما نمیتوان به توانایهای برجسته مدیران ایرانی آن و در رأس آن دکتر مجتهدی، افتخار نکرد که نه تنها مدیرییت دبیرستان را به قول امروزیها بومی کردند بلکه بر وسعت و اعتبار آن به درجات افزودند. مدیریت دبیرستان چنان شایسته، دلسوز و هدفمند بود که حتی دانش آموزان را، که غالبا در این سنین یاغی و بی توجهند، به تقدیر وامیداشت چنانکه همه دکتر را صادقانه دوست می داشتند و گاه احساس خود را بلند بر زبان می آوردند. این هم آوایی و اعتماد به مدیریت باعث تقویت انگیزه، سختکوشی و ایجاد غرور نزد دانش آموزان می شد. چنین مجموعه ای قاعدتا بازده بالایی داشت که این خود بر اعتبارش در کشور می افزود تا بتواند امکانات آموزشی کم نظیری را فراهم کنم. یک نکته نیز در مورد شبانه روزی دبیرستان باید گفت که امکانی بود برای بخشی از دانش آموزان شهرستانی تا در البرز تحصیل کنند. رسول ریاحی- استکهلم

من از فارغ التحصیل های سال ۷۴ این مدرسه هستم، بعد از اینکه شنیدم امتحان ورودیش برداشته شده کم مونده بود بزنم زیر گریه. همه چی دیگه داره تو ایران بی ارزش میشه. این خبر رو هم متاسفانه باید بدم که از ۲۸ دانش آموزی که تو یک کلاس بودیم ۲۰ نفرمون الان خارج از ایرانیم در موقعیتهای شغلی و تحصیلی بالا. در جایی که یک دختر ۱۸ ساله از وسایل خریداری شده در بازار انرژی هسته ای استخراج میکنه چه احتیاجی به فارغ التحصیلهای البرز هست؟!! یاد مدیر زحمتکشمان آقای دزفولیان و ناظم نابغه و سخت گیر البرز آقای ناصری به خیر، بعد از ۱۰ سال هنوز بچه ها رو به اسم کوچیک میشناسه! رضا نجاتی- بن

دبیرستان البرز غیر از معلمان خوب فضای آموزشی فوق العاده ای داشت. آزمایشگاهها و فضای ورزشی که منحصر به فرد و دانش آموزهایی با سطح اجتماعی نزدیک. دوستانی که در این دبیرستان پیدا می کنی دوستانی برای تمام زندگیت هستند. من خاطرات البرز را هرگز از یاد نمی برم. کاوه جهانشاهی- کمبریج

با اینکه من متعلق به دوران اوج دبیرستان البرز نبودم و فارغ التحصیل سال ۱۳۶۸ هستم اما هنوز هم با تمام وجود این مدرسه را دوست دارم و تا آخر عمر خودم را البرزی و بدهکار البرز میدانم. این مدرسه به معنای واقع کلمه یک محیط آموزشی رویایی برای من و بسیاری از هم دوره ای های من بوده است. می توانم تصور کنم که در دوره اوج فعالیت این مدرسه چه شاهکاری خلق شده بوده است. روح بلند دکتر جردن و مخصوصا دکتر مجتهدی بزرگ مرد تاریخ البرز همواره قرین شادی باد. امیر منصور کمالی- شفیلد

یادش بخیر...یکی از بهترین دوره های زندگی من نشستن سر کلاس بزرگانی بود که روزگاری همکار دکتر مجتهدی و دکتر بازرگان بودند. اساتیدی که به امثال من درس بزرگی آموختند و البته چه شاگردان سر به هوایی بودیم ما که قدر آن لحظات را ندانسته و چندان بهره ای از آن نبردیم. اما ناگوار تر از آن این بود که در میانه راه ما پس از فرازو نشیب های بسیار دبیرستان البرز نیز دچار مدیریت محفلی (منظور همان محفلهای به اصطلاح انقلابی وبسیجی) شد و برجایگاهی که روزی مرحوم دکتر مجتهدی تکیه میزد مدیریت ناتوان یا حتی مغرض تکیه زد. در کمتر از ۲سال بیشتر آموزگاران توانا و کارکشته که یادگاران دوره مجتهدی بزرگ بودند به گونه ای دست به سر شده و مدرسه به گونه ای انقلابی!؟ تصفیه شد وتعداد اندکی ماندند. بیشتر آموزگاران تازه وارد از هم پالکی ها و چاپلوسان درگاه مدیر جدید مدرسه و رئیس جدید منطقه بودند. از امکانات مدرسه دیگر دانش آموزان بهره ای نداشتند مگر اندکی. اکنون از روزگار مدرسه بی خبرم. با سپاس از اینکه یادی از آن نخستین جایگاه دانش نوین ایران نمودید. حسام- تهران

من در البرز و دانشگاه شریف تحصیل کردم. هر دو موسسه توسط دکتر مجتهدی اعتلا پیداکرد. برترین نکته در مورد البرز این بود که آزاد اندیشی رو به آدم یاد می داد. فضای پاک ساختمونهای قدیمیش چنان با آدم خو میگرفت که تصور اینکه روزی آدم ازش دور بشه رو غیر ممکن میکرد. به جرات میتونم بگم در دوران تحصیلم چه در ایران و چه در خارج هیچ جا به اندازه البرز در شکل دادن شخصیت علمیم تاثیر نگذاشت. دلیلش هم این بود که ما اجازه داشتیم ارزشهای علمیمون رو بسازیم نه اینکه دیکته شده دریافت کنیم. یاسر رودی- لندن

فارغ التحصیل سال ۱۳۷۵ هستم، شاید ما جزو آخرین دوره های درخشش البرز بودیم. دلیلش هم اینه که زمان ما هنوز البرز دانس آموزهای برجسته رو از طریق آزمون ورودی قبول می کرد و به طور نیمه علنی شهریه می گرفت که این شهریه خرج خود بچه ها می شد. البرز با امکانات سلف سرویس مستقل، زمین چمن فوتبال، سالن ورزش و سری کامل آزمایشگاه های فیزیک شیمی زیست شناسی و کتابخانه بزرگ و مرکز کامپیوتر با معلمها و کارکنانی که خیلی هاشون قدیمی بودند. هنوز آمار قبولی ۹۰ درصدی در دانشگاه داشت. البته برای من و شش همکلاسیم که مستقیما از البرز به دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی رفتیم، دانشگاه در برابر دبیرستان البرز کوچک جلو می کرد. علیرضا صدر- توکیو

من فارغ التحصیل سال ۱۳۴۱ دبیرستان البرز در رشته ریاضی هستم الان همه همکلاسی های من سن شان بالای ۶۲سال است اکثراً هم همه در مشاغل بسیار بالا در تمام دنیا بودند و هستند. خدمتی که مرحوم دکتر مجتهدی به فرهنگ و آموزش مملکت ما کرده اند هر گز فراموش نمی شود و اگر فارغ التحصیلان دبیرستان البرز تماماً تحصیلات عالی کرده اند به همت ایشان و سایر استادان ارجمند بوده. توفیقی- پاریس

من فارغ التحصیل سال ۱۳۴۳ هستم. مرحوم دکتر مجتهدی نظامی در البرز پیاده کرد که همه دانش آموزان وکارکنان احساس همبستگی کنند بطوریکه پس از سالها هر وقت در جمع دانش آموختگان البرز که به همت انجمن فارغ التحصیلان البرز بر گزار میشود شرکت می کنم این همبستگی را به وضوح می بینم. خاطره ای دارم از سال ۱۳۴۱ که آقای دکتر مجتهدی به ریاست دانشگاه پهلوی شیراز منصوب شد شایع شد ایشان از البرز خواهند رفت تمام مدرسه یکپارچه شد غمگین و معترض. این حرکت باعث شد ایشان به خاطر همان احساس از سمت ریاست دانشگاهی خودرا کنار بکشد. کامران- انصاری

بنده فارغ التحصیل علوم تجربی سال ۱۳۵۹ هستم که بعد از دیپلم به فرانسه آمدم وبه تحصیلات خود ادامه دادم. دبیرستان البرز محل یادگیری همه چیز برای من بود .این دبیرستان با درایت مرحوم مجتهدی که دین بسیاری بر تک تک دانش آموزان این دبیرستان داشته به این درجه رسید. عشق مجتهدی به البرز بالاتر از تمامی مناصب از جمله ریاست دانشگاههای شریف-ملی و یا شیراز بود. در ضمن تیم معلمان البرز به نحو بسیار دقیق و حرفه ای انتخاب شده بودند که مایه افتخار همه ما بودند. از جمله آقای وحید-آقای صنیعی-آقای امامی-آقای دلفی-مرحوم بوذری و اوحدی. ناظمان این دبیرستان آقایان مکری-مرحوم گلبابایی-شریعت پناهی که یاد آنها همیشه در دل وجان من می باشد. کوروش دبیرنیا- تهران

من فارغ التحصیل ۱۳۶۳در زمانی که آنجا بودیم محل درگیری تمام گروههای سیاسی بود ... بهترین خاطره من دبیران خوب آنجا بود خصوصا آقای هوشنگ نظری دبیر ریاضی که همیشه میگفت سپور نشین ولی اگر شدین سر سپور شوید، اما نکته منفی آنجا مدیران بی مسئولیت بود که دنبال وزیر شدن بودند و توجهی به البرز نداشت و آخرش هم به جائی نرسید دیگر نکته منفی آنجا کوچک کردنش بود که بخشی مال رزمندگان و بخشی هم تربیت معلم شد. امیدوارم روزی البرز بتواند خودش را پیدا کند. رضا- تهران

من فارغ التحصیل سال ۱۳۷۳ هستم. زمانی که وارد البرز شدم یکی دو سالی بود که البرز دوباره با آزمون ورودی محصل می گرفت. در دوران دو مدیر در البرز درس خواندم. اولی سعی داشت حس و حال و مدیریت دکتر مجتهدی را با تفکرات به شدت مذهبی پیوند دهد. یعنی در عین حال که پایبند به اصول حفظ کیفیت در قبال هر گونه فشاری برای قبول محصلهای "سفارشی" بود ولی گرایشات مذهبی در اولویت بالاتری نسبت به کیفیت علمی داشت. مدیر دوم که ظاهرا الان فوت کرده، بر عکس بیشتر دغدغه ی در و پنجره و مرمت ساختمان را داشت تا کیفیت آموزش. به هر حال من هم این وابستگی عاطفی را هم نسبت به مدرسه و هم نسبت به همکلاسهای البرزی بیش از دانشگاههایی که در آنها درس خواندم دارم. هنوز هم جمله ی "من یک البرزی هستم" برایم بسیار افتخار آمیزتر از دانشگاه و مدارج دانشگاهیم است. هنوز هم بهترین و صمیمی ترین دوستانم البرزی هستند. آرش جلالی- تهران

 
 
اظهار نظرهای خود را بفرستيد
 

نام
شهر
نشانی الکترونيکی
تلفن*
* اختياری
اظهار نظر
 
  
اطلاعات شخصی شما تنها برای بررسی اظهارنظرتان توسط بی بی سی استفاده خواهد شد
 
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران