BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 13:44 گرينويچ - پنج شنبه 10 مارس 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
حقوق زنان در غرب و چالش های تازه
 

 
 
راه رسيدن به توازن ميان کار و خانواده پيچ و خم زيادی دارد
راه رسيدن به توازن ميان کار و خانواده پيچ و خم زيادی دارد
زنان غربی امروزی عليرغم دستاوردهای چشمگيری که در عرصه کار و قوانين منع تبعيض جنسيتی داشته اند در مقايسه با نسل قبلی از زندگی رضايت کمتری دارند.

بنابر يک نظرسنجی، که چندی پيش توسط "اداره ملی مطالعات اقتصادی" آمريکا (National Bureau of Economic Research) صورت گرفت، ميزان رضايتمندی زنان در طی مشاهداتی سی ساله - از اوايل دهه هفتاد ميلادی تا اواخر دهه نود - تا بيست درصد افت داشته است.

همچنين بنابر تحقيقاتی مشابه، مهم ترين دليل نارضايی زنان گروه سنی 20 تا 30 سال در غرب فشار ناشی از برقراری تعادل ميان اشتغال و خانواده يا انتخاب ميان اين دو بوده است. در مجموع اين دست از تحقيقات نتيجه می گيرند که "نهضت تساوی حقوق زن"، Feminism، قادر نبوده به وعده های خود عمل کند و با بالا بردن انتظارات زنان در واقع به ضرر آنها عمل کرده است.

به تازگی جرايد و رسانه های غربی به دلايل مختلف به اين مسئله توجه زيادی داشته اند ( و هر روز بر شمار بحث های موافق و مخالف ارزش های "فمينيستی" افزوده می شود.) اما طرفداران حقوق زنان نيز وادار شده اند که نقطه نظرات خود را بازنگری و از برخی جوانب آن با نگرشی جديدتر دفاع کنند.

اگر فمينيسم و فعاليت سازمان های طرفدار حقوق زن در غرب بار ديگر به بوته آزمايش گذاشته شود، زنان محروم از حقوق برابر در چه وضعيتی قرار خواهند گرفت؟ اگر حقوق برابر به ناگاه از زنان غربی گرفته شود آيا آنها خواهند توانست که از ارزش های خود دفاع کنند؟

زنانی که به دليل ازدواج با مردان غير غربی وارد جوامع سنتی می شوند يا زنانی که پس از زندگی در غرب به کشور خود بازمی گردند معمولا از عدم برابری زن با مرد يکه می خورند.

يکی از اين زنان می گويد: "من خودم را زنی تحصيل کرده و روشنفکر می دانم. با اين حال وقتی به ايران بازگشتم اجازه دادم لشکری از مخالفان برابری زن و مرد، اين تفکر را در من ايجاد کنند که قابليت من در تحصيلات و استعدادهايم نيست بلکه به مهارت من در پذيرايی و سفره رنگارنگ پهن کردن است."

جوآن بيکول
 من کشور شما را نمی شناسم، اما در باره آن می خوانم. من با فرهنگ شما آشنا نيستم اما درباره آن می خوانم. شما هم وضعيتی مشابه من داريد: غرب را آنطور که نوشته ها و تصاوير تلويزيونی به شما نشان می دهد، می شناسيد. به ندرت فرصت برای گفتگوی مستقيم پيش می آيد. به همين دليل چنين فرصت های نادری برای من ارزشمند است ...
 
جوآن بيکول، از گويندگان راديو- تلويزيون در بريتانيا

جوآن بيکول، Joan Bakewell ، يکی از اولين زنانی که در بريتانيا گويندگی برنامه های جدی تر راديو و تلويزيون را بر عهده گرفت، حفظ حقوق برابر را کاری پرتلاش می داند: "من دشواری هايی که در اين راه وجود دارد، درک می کنم. به عقيده من اين کار به تنهايی ممکن نيست. حقوق برابر بدون حمايت زنان ديگر، و تا حدی همسر و خانواده، کار بسيار دشواری است. اگر امروز از زنان غربی حقوق برابر را بگيريم، آشوب به پا خواهد شد. چون ما به زندگی با حقوق برابر عادت کرده ايم. چه طور می توان زن غربی را از حق رای، دستمزد بالا و اشتغال خارج از خانه محروم کرد؟ البته جامعه ما اصلا در خواب هم چنين وضعيتی را تصور نمی کند و در پی محدود کردن زنان نيست. زنان غربی با همکاری يکديگر قادر شده اند که اين تغييرات را در جامعه و زندگی خود ايجاد کنند. ما با اتحاد هم اجازه نخواهيم داد که اين حقوق از دستمان برود."

اما اين نگرش که منظور از خلقت زن دلپذير بودن و رسيدگی به امور خانه است ويژه جوامع شرقی نيست. مجلات لوکس غربی مملو است از زنان "کامل": زنانی که در حين برازندگی ظاهری و شادابی خيرکننده با استقامتی تمام نشدنی به انواع فعاليت های خانه داری و بچه داری سرگرم هستند. اين مقوله دامن گير زنان شاخص غربی هم شده است. لورا بوش، همسر رئيس جمهوری آمريکا، به خاطر ظاهر شدن در نقش يک همسر و مادر صرف مورد انتقاد زياد مطبوعات و طرفداران حقوق زن بوده است.

به گفته خانم بيکول اين گونه تصاوير گاه می تواند در زنان احساس حقارت و بی کفايتی ايجاد کند: "زنان غربی خوب واقف هستند که در احاطه اين مجلات لوکس قرار گرفته اند. اما در غرب نقش زنان بسيار گسترده تر از اين تصاوير است. زنان بريتانيايی، زندگی خود را پربار و ارضاکننده می دانند. من منظورم ماديات نيست، بلکه داشتن حقوقی برابر به ما اجازه می دهد جاه طلب باشيم و در تصميم گيری های کشورمان و دولت سهيم باشيم. در ضمن حتی زنان دلربا و 'بی عيب' هم دوست دارند که شاغل باشند و دستمزد خوبی دريافت کنند!"

'علائم تبعيض، سرکوب شده و حقوق زنان پيشرفتی نداشته'

تا گذشته ای نه چندان دور غالب شوهران ايرانی با هر سطحی از تمول به زنان خود اجازه نمی دادند شاغل باشند چون حتی اشاره به اين موضوع که احتمالا دستمزد آنها برای گذران زندگی کفايت نمی کند، امری شرم آور تلقی می شد. در حال حاضر اين وضعيت به دلايل مختلف تغيير کرده است.

اما به گفته ناظران اجتماعی اين نگرش اکنون از سوی مردان متمول دنبال می شود. مردانی که "مردانگی" خود را با خانه های بزرگ و زنان تحصيلکرده اما غيرشاغل ثابت می کنند و آن را به عرفی در جامعه تبديل کرده اند.

 حفظ حقوق برابر را کاری پرتلاش می داند: "من دشواری هايی که در اين راه وجود دارد، درک می کنم. به عقيده من اين کار به تنهايی ممکن نيست. حقوق برابر بدون حمايت زنان ديگر، و تا حدی همسر و خانواده، کار بسيار دشواری است
 

در همين حال، در غرب بسياری از طرفداران حقوق زنان بر اين عقيده هستند که طبقه ثروتمند جامعه توجهش را به ارزش های فمينيستی از دست داده است. آنها می گويند اگر در دهه 60 ميلادی زنان و مادران تحصيل کرده برخلاف خواسته خود متکی حمايت مالی شوهرانشان بودند امروزه زنان و مادران متمول ترجيح می دهند که مرد تامين کننده زندگی آسوده آنها باشد. آنها نتيجه گيری می کنند که "علائم تبعيض، سرکوب شده است و حقوق زنان نسبت به گذشته پيشرفتی نکرده است."

خانم بيکول در اين باره می گويد: "بسياری از زنان با شوهران ثروتمند و يا دختران از خانواده های متمول سرگرمی هايی را ترجيح می دهند که از ديد آنها حاکی از يک زندگی دلخواه تر است. خانمی که قرار است همسر جديد شاهزاده چارلز بشود در اين گروه از زنان قرار دارد. آنها ثروت لازم برای ارضاء خواسته های مادی - مثلا خريد کردن، رستوران رفتن، حمايت کردن از کارهای خيريه يا فعاليت های هنری و ورزش - را دارند. اما، يقينا اين گونه زندگی، که ظاهری فرينده دارد، واقعا ارضاء کننده نيست! من اين روش از زندگی را به هيچوجه نمی پسندم چون من به عنوان يک مجری برنامه های مستند از حضور در دنيای کار و تلاش و دست و پنجه نرم کردن با نظرات مردم لذت می برم. زنان خانه دار معمولا کسل، ناراضی و سرخورده هستند."

کار و رفتار مردان

زنان چه در غرب چه در شرق برای اين که بتوانند ذهنيت های تاريخی را اصلاح کنند در حوزه های اجتماعی مسئوليت های متعددی را پذيرفته اند. هدف اوليه آنان در محيط های کاری پذيرفته شدن به عنوان نيرويی برابر با مردان است. اما برخی نوع پوشش را عاملی بازدارنده در رسيدن به برابری جنسيتی می دانند. يک زن کارمند در ايران می گويد: "احساس می کنم که مادامی که حجاب بر تن دارم همکاران مرد، من را از جنسيتی ديگر و متفاوت از خود می بيينند. جای تعجب است که زنان غربی چگونه با لباس های 'زنانه' (مثلا دامن کوتاه) به فعاليتی برابر با مردان ادامه می دهند و از نگرشی جنسيتی که می تواند مانع از جدی گرفته شدن آنها در محيط کار شود، بيم ندارند؟!"

 اساسا من فکر می کنم که ما بايد به زن بودن خود مغرور باشيم و سعی نکنيم در پشت پوششی که انتخاب می کنيم پنهان شويم. اما نوع پوشش يک انتخاب فردی است
 

جوآن بيکول در اين باره می گويد:"اين سوال جالبی است. مسلما که پوشيدن حجاب نشان می دهد که شما زن هستيد. اما خوب اين چه اشکالی دارد. اين طور که من فهميده ام يکی از دلايلی که زنان پوشش حجاب را انتخاب می کنند برای اين است که از نگاه ناخواسته از سوی مردان در امان باشند. برای همين زنان بدن خود را برهنه نشان نمی دهند و موهای خود را می پوشانند. زنان در غرب از نوع پوشش خود لذت می برند و به تنوع در پوشش خود علاقه دارند. زنان در غرب از آزاد بودن در پوشيدن دامن کوتاه و آرايش موهايشان لذت می برند. مشکل زمانی است که لباس زن بيش از حد شهوانی می شود ... مثلا دامن خيلی کوتاه، يقه های خيلی فراخ و باز و غيره. تعجبی ندارد که مردان زنان با اين نوع پوشش را جذاب می دانند و دوست دارند که به آنها نگاه کنند. اين شرايط هم تازمانی که کسی از حد و حدود خود خارج نشده و حرکتی نامطلوب نکرده، اشکالی ندارد."

وی در ادامه می گويد: "اساسا من فکر می کنم که ما بايد به زن بودن خود مغرور باشيم و سعی نکنيم در پشت پوششی که انتخاب می کنيم پنهان شويم. اما نوع پوشش يک انتخاب فردی است. آنطور که من از دستورات قرآن درک کرده ام از زنان خواسته شده 'نجيب' باشند. اين بسته به شماست که اين واژه را چگونه تعبير و تفسير می کنيد."

وقتی که کار، کار نمی کند

راه رسيدن به توازن ميان کار و خانواده پيچ و خم زيادی دارد. در حالی که انتخاب ميان اشتغال يا عدم اشتغال معمولا بستگی به وضع اقتصادی فرد دارد، زنان و مادران شاغل همواره در مورد ميزان وقت و توجهی که به نيازهای اعضای خانواده خود اختصاص می دهند گرفتار نوعی احساس گناه هستند و اعضای خانواده هم با طرح نارضايتی ها، اين احساس را در او تشديد می کنند.

در غرب وضعيتی مشابه وجود دارد اما با اين تفاوت که رفتار مطبوعات با مسائل مربوط به اشتغال زنان به پيچيدگی اين موضوع دامن می زند.

جوآن بيکول می گويد:"در آنچه شما می گوييد حقيقتی انکارناپذير وجود دارد. مطبوعات ظاهرا از پرداختن به داستان مصائب زنان شاغل سيری پذير نيستند. اما، واقعا زن شاغل بودن مشکل است، نيست؟ اين معضلی تمام نشدنی برای بسياری از خانواده هاست و آنها همواره در تلاش برای حل آن هستند. دولت حزب کارگر بريتانيا مرخصی زايمان را افزايش داده و به پدرها هم اين حق را داده که پس از تولد فرزندشان تقاضای مرخصی با حقوق کنند. همچنين در اين کشور اين امکان وجود دارد که دو زن مسئول يک شغل باشند و ساعات آن را تقسيم کنند. اين روش از کار معمولا موفق بوده است."

  زن شاغل بودن مشکل است، نيست؟ اين معضلی تمام نشدنی برای بسياری از خانواده هاست و آنها همواره در تلاش برای حل آن هستند
 

بسياری از زنان روسای کشورهای غربی به علت منفعل بودن در نهضت های حقوق زنان مورد انتقاد ناظران اجتماعی قرار گرفته اند. اين منتقدين می گويند که اين دست از زنان موظف هستند از موقعيت ويژه ای که دارند برای تغيير منزلت زنان در جامعه تلاش کنند و از "فمينيست" خوانده شدن نهراسند. چون منفعل بودن آنان می تواند باعث شود که غرب، عليرغم پيشرفتهايی که در زمينه حقوق زنان به دست آورده است، به عدم تحمل زن قدرتمند متهم شود.

خانم بيکول معتقد است که همسران مردان قدرتمند - چه همسر رئيس جمهور آمريکا باشند چه همسر نخست وزير بريتانيا - وظيفه سختی را برعهده دارند: " تقريبا تمام زندگی آنها در معرض قضاوت عمومی است و آنها به سختی می توانند زندگی خصوصی هم داشته باشند. تمام کارهای آنها در رسانه ها منعکس می شود و مورد قضاوت و حتی تمسخر قرار می گيرد. هيلاری کلينتون، همسر رئيس جمهوری سابق آمريکا، همواره همسری سياسی بوده است. بيل کلينتون در دوره رياست جمهوری خود از نظرات سياسی همسرش استفاده می کرد. حال که او رئيس جمهور نيست هيلاری کلينتون به تنهايی به فعاليت سياسی خود ادامه داده و اين احتمال وجود دارد که در دور بعدی انتخابات نامزد حزب دموکرات اين کشور شود!"

آيا نيازی به نهادهای زنان وجود دارد؟

شواهد تاريخی نشان می دهد که زنان غربی با برپايی نهادهای زنان در سده گذشته توانسته اند در راه رسيدن به حقوق برابر پيشرفت های چشمگيری داشته باشند: در غرب، قوانينی وجود دارد که حقوق برابر آنان را تضمين می کند. همچنين قوانينی وجود دارد که از آنها در برابر تجاوز و آزار ناشی از تبعيض جنسيتی حمايت می کند. نهادهای مدافع حقوق زن با وارد شدن به عرصه سياست توانسته اند جايگاه زنان در حکومت های غربی را تثبيت کنند. زنان در عرصه تجارت، مديريت و آموزش به سطوح بالا دست يافته اند و هر روز بر شمار مديران زن اضافه می شود.

اما به گفته جوآن بيکول زنان غربی هنوز کاملا با مردان برابر نيستند و سازمان هايی مانند Fawcett Society به طور مداوم در تلاش هستند فرصت های اجتماعی زنان را افزايش دهند.

 گروه ها و نهادهای زنان جايی است که زنان می توانند با يکديگر مشورت کنند و با استفاده از تجارب هم راهی برای ايجاد تغيير پيدا کنند و در زمانهای سخت از هم حمايت کنند
 

در مقابل زنان شرقی، که با توجه به معيارهای سنتی برای رسيدن به توازن جنسيتی و عدالت اجتماعی با دشواری های زيادی روبرو هستند، به بی تفاوتی در مورد نقض حقوق خود متهم می شوند. بسياری از جامعه شناسان می گويند يکی از دلايل اصلی اين وضعيت عدم آگاهی زنان از مزايای همفکری و همکاری در راه رسيدن به اين حقوق است.

به گفته خانم بيکول دوستی ميان زنان - چه در خانواده چه در مدرسه چه در يک محله - معمولا ارتباطی قوی است: " زنان با هم در باره نيازهايشان و خواسته هايشان حرف می زنند. زنان در اين زمينه مهارت دارند. گروه ها و نهادهای زنان جايی است که زنان می توانند با يکديگر مشورت کنند و با استفاده از تجارب هم راهی برای ايجاد تغيير پيدا کنند و در زمانهای سخت از هم حمايت کنند. زنان پس از برقراری چنين ارتباطی و برپايی اين گونه سازمان ها ديگر حاضر نيستند به گذشته بازگردند."

اگر در غرب، بسياری از اين حقوق نهادينه شده است و جامعه اين فرصت را کسب کرده تا به کنکاش در مورد جوانب مثبت يا منفی تحولات ناشی از برابری زن و مرد بپردازد، در کشورهای شرقی حرکت برای به دست آوردن اين حقوق هنوز نوپاست.

مسئولان نهادهای مدافع حقوق زنان در ايران می گويند تلاش برای ابراز خواست ها و توقعات زنان کافی نبوده است و تعريف روشنی از موقعيت و نقش و جايگاه زن در تمام سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی وجود ندارد و بايد به سازمان های مدافع حقوق زنان در رسيدن به بلوغ اجتماعی و آموختن روشهای دموکراتيک گفتگو و همکاری فرصت داده شود.


نظر دهيد:

نقش نهادهای مدافع حقوق زنان در بهبود جايگاه زن در جامعه را چگونه می بينيد؟ از تشکل های مستقل زنان چه تصوری داريد؟ آيا برابری حقوق به افزايش رضايتمندی زنان از زندگی خواهد انجامد؟ نگرش جامعه تا چه حد در اين خصوص دخيل است؟

برخی نظرات شما

خانه داری يک شغل تمام وقت است، با اين تفاوت که مستقيما درآمدی به آن تعلق نمی گيرد و بازنشستگی و بيمه هم ندارد. در واقع امنيت شغلی آن از هر کاری در دنيا کمتر است. زندگی خانوادگی زمانی لذتبخش است که انتخابی باشد، اما اغلب زنها بعد از ده پانزده سال زندگی مشترک ديگر انتخابی ندارند، چون استقلال اقتصادی ندارند و سال هايی را که می بايست صرف آموختن فن و حرفه و کسب تجربه در کاری کرده باشند در خانه گذرانده اند و از اين به بعد بقای آنها بستگی به کرم همسرشان دارد. اصولا حرف زدن از آزادی فردی و اجتماعی بدون تامين استقلال اقتصادی بی مورد است! از طرفی شاغل بودن در دو شغل به نحوی که يک زن بتواند در هر دو موفق باشد، بسيار سخت و حتی ظالمانه است... مژگان - تهران

 خانه داری يک شغل تمام وقت است، با اين تفاوت که مستقيما درآمدی به آن تعلق نمی گيرد و بازنشستگی و بيمه هم ندارد. در واقع امنيت شغلی آن از هر کاری در دنيا کمتر است. اغلب زنها چون استقلال اقتصادی ندارند و سال هايی را که می بايست صرف آموختن فن و حرفه و کسب تجربه در کاری کرده باشند در خانه گذرانده اند بقای آنها بستگی به کرم همسرشان دارد. از طرفی شاغل بودن در دو شغل به نحوی که يک زن بتواند در هر دو موفق باشد، بسيار سخت و حتی ظالمانه است...
 
مژگان، تهران

به نظر من در مورد زن و مرد برابری مهم است اما امروزه تشابه حقوق را می بينيم نه برابری و ثانيا تشکلهای دفاع از حقوق زن نيز متاسفانه درگير بحثهای احساسی و غير حقوقی ميشوند و از اين راه از مطالبات واقعی زنان نيز دور می شوند. ضمنا به نظر من مهمترين خواسته زنان اول استقلال و بعد آزادی است. مجتبی - اصفهان

هدف از منع تساوی حقوق زن با مرد از ديدگاه اسلام برتری مرد در امور اجتماعی و فرهنگی نيست بلکه امتيازات است. برای زن يک خانواده سالم می تواند نقش پر رنگ تری را در جامعه داشته باشد چون اطفال امروز سرنوشت ساز جامعه فردا ميباشند. دست مادر است که گهواره را تکان می دهد و جهان را همين طور. عبدالواسع انقلاب - کابل

به نظر می رسد بين زن و مرد نبايد تفاوتی باشد درصورتی که اينطور نيست. زن و مرد دو موجود متفاوت هستند. با ويژگی های متفاوت. نقش يک زن در خانواده بسيار مهم است. نقش مادر بودن يک زن، کاری که از يک مرد بر نمی آيد چون برای اين کار خلق نشده است. پس تفاوتی های بسياری از نظر فيزيکی، احساسی و تفکر بين دو جنس مرد و زن وجود دارد. به نظرمن هر انسانی با نوع نگرش و بينشی که نسبت به زندگی دارد می تواند در خانه يا جامعه مفيد باشد. يک زن می تواند خانه دار يا شاغل باشد. می تواند توانايی های خود را نشان دهد و پيشرفت کند. امروزه در ايران بسياری از خانم ها در نقش های مديريتی و .... در جامعه فعاليت می کنند و به امور ديگر زندگيشان نيز می رسند. شايد در ادارات و موسسات هنوز برای نقش های کليدی مردان انتخاب شوند ولی اين مشکلی نيست ما زنان نيز می توانيم با توجه به علايق، نگرش و تمايلات شخصی خودمان وانتخاب های مهم زندگيمان تصميم بگيريم و به هر آنچه که می خواهيم برسيم. من می خواهم بگويم که ما بايد درک درستی از زن بودن خود داشته باشيم، از احساس خود، توانايی ها و قابليت های که خداوند به ما بخشيده است. مطمئنا وقتی ما زنان خود را باور داشته باشيم می توانيم همفکر و همدل بسيارخوبی برای مردان باشيم و در کنار هم در در راستای اهداف انسانی و کمال حرکت کنيم. س.غروب - تهران

 مطمئنا وقتی ما زنان خود را باور داشته باشيم می توانيم همفکر و همدل بسيارخوبی برای مردان باشيم و در کنار هم در در راستای اهداف انسانی و کمال حرکت کنيم
 
س. غروب، تهران

به عقيده من در کشوری که همه مردم آن مرد را مسئول درآمد خانواده ميدانند و انتظار درآمد مالی و رفع احتياجات خانگی را از مرد دارند و در اين مملکت برای مردان پيدا کردن کار يک مشکل اساسی است اينکه زنان را به عرصه کار وارد سازيم و انتظار آنها را در اشتغال افزون کنيم کاری بی اساس و غير منطقی کرده ايم. اما اگر برای چنين کشوری مردان نيروی کار کمتری دارند و از عهده کار برنمی آيند حتما بايد از قابليت و استعداد زنان استفاده شود. محمد حسين - تبريز

کار زنان يک نياز شخصی و اجتماعی است. بدين وسيله شخصيت زنان تکامل پيدا کرده و استقلال اقتصادی آنان و در نتيجه استقلال اجتماعی تضمين خواهد گرديد. تاريخ به عقب بر نخواهد گرديد. مهشاد

  از آنجاييکه در ايران تبعيض های زيادی در مورد زنان وجود دارد لازم است زنان و سازمانهای فعال در اين رابطه تلاش مضاعفی داشته باشند و به روزمرگی دچار نشوند و از انجام کارهای صرفا نمايشی دوری کنند از طرفی لازم است زنان باورهای خود را در مورد زن و حقوق زنان اصلاح کنند
 
محمود، تهران

فمينيستها به بهانه بدست آوردن حقوق زنان راهی را انتخاب کرده اند که در حقيقت و در گذشت زمان کاملا به ضرر زنان تمام خواهد شد. افکار آنها نه تنها نفعی عايد زنان، بخصوص در جوامع شرقی نمی کند، بلکه به تضييع حقوق کودکان که آنها هم حق دارند از سرپرستی و محبت مادرانشان بهره مند باشند می انجامد. همينطور با رواج افکار فمينيستی، پايه های خانواده، پيوسته سست تر می شود و يک همسر يا مادر شايسته بودن عيب و عار به شمار می رود. اگر آنها بجای حمله مستقيم و بی محابا به مردان و آنچه که جامعه مردسالار می نامند، در پی رشد قابليتها و تواناييهای خود و نشان دادن توانايی شان در حضور مفيد و سازنده در نقشهای اجتماعی بودند، نتيجه به مراتب بهتری می گرفتند. تا زمانی که آنها می خواهند حقوقشان را از راه حمله به مردان و جدا کردن و بريدن خود از ساير اعضای جامعه و خانواده بدست آورند، موفق نخواهند بود. اما هر گاه ثابت کنند که می توانند همکاری خوب و مطمئن برای مرد و حامی مناسب برای نسل آينده(کودکان) باشند و نقشهايی متناسب با خصوصيات طبيعيشان بر عهده بگيرند، به يقين موفق تر خواهند بود. به شرطی که بجای جنگيدن بر سر تعريف نقشهايشان، اين نقشهای تازه و سازنده را بخوبی و با همراهی ساير اعضای جامعه اجرا کنند و اجازه دهند که گذشت زمان، به بهبود شرايط کمک نما يد. شايد اگر همين امروز به اشتباهات فاحش خود در طی چند دهه گذشته، خوب بيانديشند، بتوانند از آنها درس مناسبی بگيرند. مهرداد کريمی - تهران

طوری که در اينجا ياد آور شديد اول ما بايد يک تعريف واحد و کلی از حقوق زن داشته باشيم. موضوع ديگری که هميشه باعث بروز مشکلات در زمينه تامين حقوق زنان در جوامع می شود اين هست که ما هميشه می خواهيم حقوق زن را بدون در نظر داشت تفاوت های قرهنگی، اجتماعی و مسائل مذهبی( به خصوص در جوامعی مانند افغانستان) برای زنان تامين کنيم، که اين خود نه تنها از مشکلات زنان جلوگيری نکرده بلکه به مشکلات آنها می افزايد. به نظر ما نمی توانيم حقوقی را که يک زن آمريکايی برای خود حق ميداند به يک زن ايرانی و يا افغانی بدهيم. آمريکا امروز می خواهد که حقوق زنان افغان را تامين در افغانستان تامين کند و برای فعلا هم يکی از افتخارات آقای بوش چادر سر نکردن زنان کابل است. اما نمی داند اگر ۲۰ زن را از قيد چادر در آورده اما ۷۰ زن ديگر را در چهار ديواری زندانی می کند و شايد ۱۰ زن ديگر را در گرداب فحشا غرق می کند (که به باور خودشان حقوق زن است.) مريم - کابل

 خانم بيکول به طرز ملال انگيزی از يک ايدئولوژی رنگ و رو رفته فمينيستی که خودش راه به راه می گويد با هزار مشکل و بدبختی روبرو شده حمايت می کند . آدم فکر می کند که ايشان دارد به خودش دلداری می دهد و تنها نقطه دلخوشی او هم اين است که به زنان شرقی بگويد من با همه بدبختی هايم باز از شما خوشبخت ترم چون غربی هستم
 
عليرضا، تهران

به نظر من اين پرسش درست نيست، چون می توان اين گونه نتيجه گرفت که تبعيض جنسی زنان را قانع بار می آورد که اگر اين درست باشد زنان نا راضی و باهوش جامعه ای برتر از زنان قانع کم هوش خواهند ساخت. آذربرزين مهر - لنگرود

خانم بيکول به طرز ملال انگيزی از يک ايدئولوژی رنگ و رو رفته فمينيستی که خودش راه به راه می گويد با هزار مشکل و بدبختی روبرو شده حمايت می کند . آدم فکر می کند که ايشان دارد به خودش دلداری می دهد و تنها نقطه دلخوشی او هم اين است که به زنان شرقی بگويد من با همه بدبختی هايم باز از شما خوشبخت ترم چون غربی هستم. واقعا معلوم نيست که چرا ايشان حاضر نيست بپذيرد که يک زن می تواند با مرد برابر باشد و آزاد هم باشد و احساس تحقيری هم نداشته باشد و با اين همه با علاقه در خانه خودش کار کند. چرا برای اين خانم هر جور کار و اشتغالی ارزش برابری زنان را اثبات می کند به جز کار آزادانه و خود خواسته زن برای خانواده اش؟ ضمنا چگونه برابری زنان غربی با مردان که به بيگاری زنان در هر دو محيط کاری بيرون و خانه منتهی شده بايد به زنانی که نمی خواهند بار اين فشار غير عادلانه را تحمل کنند تحميل شود. آيا همه ما بايد ارزش گذاری های خانم بيکول را که خودش نيز نمی تواند آنها را توجيه کند و نتايج عملی آن کمرش را خم کرده است بپذيريم تا به عقب ماندگی از نگرش های فمينسيتی متهم نشويم؟ عليرضا - تهران

 طرح اين مورد که نارضايتی زنان از شرايطی که جنبشهای فمنيستی ايجاد کرده اند بسيار غرض ورزانه است چرا نمی پرسيد تقابل با اين آرمانها مشکلات را مضاعف کرده و به صرف انرژی مضاعف توسط زنان منجر شده. تقابل سنت و مدرنيته همواره پر چالش بوده
 
شهره، تهران

به نظر من از آنجاييکه در ايران تبعيض های زيادی در مورد زنان وجود دارد مانند سهم الارث - ديه - نداشتن حق طلاق - نداشتن حق حضانت فرزندان و موارد فراوان ديگر، لازم است زنان و سازمانهای فعال در اين رابطه تلاش مضاعفی داشته باشند و به روزمرگی دچار نشوند و از انجام کارهای صرفا نمايشی دوری کنند از طرفی لازم است زنان باورهای خود را در مورد زن و حقوق زنان اصلاح کنند. من شخصا زنی مسنی را می شناختم که معتقد بود بايد زن هفتاد ساله به پسر هفت ساله سلام کند و حتی اين واقعيت مسلم را نمی پذيرفت که عروسش از پسرش قد بلندتر است. يا هنوز کم نيستند زنانی که از داشتن فرزند يا نوه پسر خيلی احساس رضايت می کنند تا اين که فرزند يا نوه دختر داشته باشند. محمود - تهران

تحليل شما از موقعيت زنان بخصوص در ايران تا حدی درست بود اما انچه لازم به ذکر است اين است که در هر جامعه ای با توجه به هنجارهای آن جامعه بايد نظر داد. هر چند که به دليل ديد نادرست حاکم در جامعه ما زنان از بسياری از صحنه های اجتماع دور نگه داشته شده بودند واين زمينه را برای ايجاد ارزشهای کاذب ظاهری که بسياری حتی ضد ارزش هستند آماده کرده بود، اما بسياری از زنان ايران با تمام توان با برخی از تفکرات اجتماع خود مبارزه کرده اند وتمام قابليتهای خود را لااقل به اطرافيانشان به اثبات رسانده اند. کار را آن دسته از زنان دشوار ميکنند که با پرداختن افراطی به مد وتجملات و ظواهر ارزشهای وجودی خود را نه تنها اثبات نميکنند بلکه کم رنگتر ميکنند. متاسفانه تلقی و برداشت ما از مفاهيم دينی هم بسيار جاهلانه بوده در حالی که عالی ترين جايگاه در نظامهای ارزشی در اسلام به زن داده شده. من به اين موضوع باور دارم وخودم يک زن متاهل وتحصيلکرده هستم ... حسينی - تهران

مسلما مساله زن و برابری حقوق هنوز پس از نزديک به يک قرن از مسايل پر چالش می باشد. چرا اصولا بايد اين سوال مطرح شود که يک زن می تواند در بيرون کار کند يا خير؟ او صرف آنکه انسان است و انسان آزاد آفريده شده حق دارد از حقوق برابر انسانی بهره مند شود طرح اين مورد که نارضايتی زنان از شرايطی که جنبشهای فمنيستی ايجاد کرده اند بسيار غرض ورزانه است چرا نمی پرسيد تقابل با اين آرمانها مشکلات را مضاعف کرده و به صرف انرژی مضاعف توسط زنان منجر شده. تقابل سنت و مدرنيته همواره پر چالش بوده در همه ابعاد زنان تواناتر هستند چون بيش از مردان کار می کنند هم در بيرون و هم در خانه و هم برای بچه ها. اما مردان همواره استفاده کننده بوده اند. اين بحث در اينجا خاتمه نمی يابد. شهره - تهران

من در ايران زندگی می کنم و درددل يکی از زنان ايرانی که در مورد نقش زن (عليرغم تحصيلات او) به عنوان شخصی که فقط می تواند سفره رنگين بچيند، قبول ندارم. در حال حاضر در ايران تعداد دختران تحصيلکرده در دانشگاه افزايش يافته به طوری که به ندرت اشخاصی را می توان يافت که دانشگاه نرفته باشند. بسياری از خانم ها به دليل قوه هوشی بالا در سطح مديريت بخش های خصوصی با بعضی بخش های دولتی مشغول به فعاليت هستند. زنان و مردان از
نظر فيزيکی تفاوت های زيادی دارند ... حتما لازم نيست زنان در فعاليت هايی مثل (تعويض تاير و ...) که قدرت بدنی زيادی می خواهد ظاهر شوند تا خود را نشان دهند. بلکه زنان از نظر ذهنی و فکری بسيار بالاتر از مردان هستند و فقط کافی است که خود را بشناسند. سارا - تهران

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران