BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 17:25 گرينويچ - سه شنبه 02 نوامبر 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
اشغال سفارت آمريکا: دو روايت از دو سوی يک گروگانگيری
 
سفارت
نقطه پايانی بر روابط ديپلوماتيک دو کشور
اشغال سفارت آمريکا در تهران و اسارت کارکنان آن، از مهمترين وقايع پس از انقلاب ايران و از پرسروصداترين رويدادهای تاريخ ديپلماسی قرن بيستم بوده است.

روز سيزدهم آبان ماه ۱۳۵۸ (۴ نوامبر ۱۹۷۹ ميلادی) راهپيمايی بزرگی در مقابل ساختمان سفارت آمريکا در تهران برگزار شد. راهپيمايان خواستار استرداد شاه سابق از آمريکا به ايران بودند. محمد رضا شاه پهلوی برای درمان پزشکی به آمريکا سفر کرده بود. گروهی از تجمع کنندگان موسوم به "دانشجويان پيرو خط امام" به ساختمان سفارت آمريکا هجوم بردند و تمام کارمندان حاضر در سفارتخانه را به گروگان گرفتند.

اين رويداد کم سابقه، دولت موقت به رياست مهندس مهدی بازرگان را با بحران جدی روبرو ساخت. رابطه ايران و آمريکا قطع شد و بحرانی ميان دو کشور پديد آمد که تاکنون ادامه دارد.

امروز چهل و دو نفر از پنجاه و دو نفر کارمندان سفارت آمريکا، که بيست و پنج سال پيش به گروگان گرفته شدند، در قيد حيات هستند. برخی که هنوز بازنشسته نشده اند، مشاغل مختلفی اختيار کرده اند.

برخی نويسنده يا ناشر شده اند و برخی ديگر مدرس و گروهی هم وارد عرصه اقتصادی و تجاری شده اند، اما تعداد بسيار کمی همچنان در عرصه ديپلماسی فعاليت دارند... هرچند هيچ يک از آنان به طور جدی در ماجرای اشغال سفارت آسيب نديد، اما بسياری از آنها اخبار مربوط به گروگانگيری ها در عراق را يادآور خاطره خود از ۴۴۴ روز اسارت در تهران می دانند.

در زير دو گفتگو با دو سوی اين گروگانگيری، يکی بروس لينگن، کاردار وقت آمريکا در تهران در آن زمان و ديگری ابراهيم اصغر زاده، از طراحان اشغال سفارت آمريکا، را بخوانيد:

بروس لاينگن: واکنش ما به گروگانگيری، حيرت، عصبانيت سپس نوميدی و نگرانی

بروس لاينگن
بروس لاينگن

"وقتی که در وزارت خارجه نگهداشته می شدم، گاهی ارتباط با جهان خارج برقرار می کردم و يک بار حتی با خانواده ام تلفنی صحبت کردم. ولی در طول زندان انفرادی ارتباطی با کسی نداشتم . هيچ ارتباطی با فردی از حکومت ايران نداشتم و حقوق اوليه من نقض شده بود...

... تجربه گروگانگيری برای همکارانم که در ساختمان سفارت نگهداشته می شدند بسيار بدتر از من بود. بسياری از آنان مدت طولانی در زندان انفرادی بودند."

ابراهيم اصغرزاده: برای گروگان گيری برنامه نداشتيم

ابراهيم اصغرزاده
ابراهيم اصغرزاده

"ما برنامه دقيق و حساب شده ای برای اشغال سفارت نداشتيم. هيچ برنامه ای هم نبود که کسی گروگان گرفته شود. ما گروهی دانشجو بوديم که قصد داشتيم يک اقدام اعتراضی انجام دهيم. درباره اقدام ما بايد در فضای پرتنش آن دوران داوری کرد، يعنی دنيای دوقطبی دوران جنگ سرد، که بين دو اردوگاه سياسی حاکم بر جهان، رقابت شديدی وجود داشت. هواداران انقلاب عقيده داشتند که آمريکا، از زمان کودتا عليه دولت ملی دکتر مصدق، در برابر مردم ايران قرار گرفته است. در جريان انقلاب هم آمريکا به حمايت از رژيم شاه ادامه داد. ما در اعتراض به ورود محمد رضا شاه به آمريکا، به طرف سفارتخانه رفتيم. "

ديدگاه خوانندگان

آقای اصغرزاده جوری از قضيه گروگانگيری صحبت ميکنند که انگار يک بچه زده شيشه همسايه را شکسته، اشکالی ندارد، دفعه بعد تکرار نميشود! در حالی که آينده يک کشور و سرنوشت يک نسل سوخته از ثمرات حرکات انقلابی امثال ايشان به اين وضع تغيير يافته است. اگر من جای ايشان بودم با ديدن اين همه تبعات سنگين اقدام خود، تا به حال صد بار خودم را کشته بودم يا لااقل اين طوری يکی به نعل و يکی به ميخ نميزدم. ايشان حتی حاضر نيست بپذيرد که اشتباهی جبران ناپذير مرتکب شده است و دائم سعی در توجيه قضيه دارد. علی - تهران

هيچ توجيهی برای اشتباه جلوه دادن آن واقعه بزرگ وجود ندارد... تا کی ميخواهيم حقايق را انکار کنيم؟ آمريکا دشمن درجه يک ماست.... اميرحسين - قم

گروهی به نام داشتن غيرت و حميت سفارت آمريکا را تصرف و نهايتا بدون اينکه هيچ امتيازی به دست آورده باشند باعث شدند ايران به کشوری منفور در جهان تبديل شود، ميلياردها دلار ثروت ايران در آمريکا بلوکه شود، جنگی به ايران تحميل و صدها هزار کشته و معلول از ايرانيان و صدها ميليارد دلار هزينه به جا بگذارد، تحريم اقتصادی به ايران تحميل و آن هم ميلياردها دلار ديگر به اقتصاد ايران ضرر و به اقتصاد همان آمريکای منفور و دوستانش واريز کند و ... و هنوز هم انجام دهندگان آن اشغال از اقدام خود دفاع می کنند و بسياری هم آنان را قهرمان می دانند. کشورهای ديگر به هر شکل بتوانند ما را غارت کرده اند و می کنند اما به نظر می رسد ما خودمان بيشتر از غارتگر اجنبی به خودمان ضرر می زنيم و اسمش را هم می گذاريم داشتن غيرت و حميت و ... به راستی چه وقت می خواهيم ياد بگيريم دست از احساسيگری برداريم و رفتاری عاقلانه در برخورد با هر کسی داشته باشيم... مازيار - شيراز

برای سنجيدن عيار اظهارات اصغرزاده به کتاب خاطرات خانم ابتکار (رئيس محيط زيست کنونی) که مترجم گروگانگيران بوده مراجعه کنيد... س م - قم

 اين حادثه باعث تثبيت نظام و رواج پديده عناصر خودسر شد و موجب شد که از آن هنگام تاکنون همه دنيا به ايرانيان به چشم تروريست نگاه کنند. در حالی که تروريست های واقعی امروزه در جايگاه منتقد سياسی و مصلح اجتماعی ظاهر شده اند...
 
سيامک از تهران

گرچه عمل دانشجويان در آن ايام پر تب و تاب انقلاب قابل توجيه است ولی اگر دقيقا به نتايج آن بعد از ۲۵ سال بنگريم، می بينيم که مردم ايران سود چندانی از آن نبردند و در حقيقت ملايان بودند که با استفاده از اين موقعيت خود را من حيث يک قدرت در کشورهای مختلف تحکيم کردند. شيوه ها و سياست های افراطی که بعدا دولت ايران در پيش گرفت نتايج اعتماد به نفس است که بعد از ناکامی امريکا در ارائه پاسخ مناسب به اين واقعه بدست آورد. افغانستان نيز از اين سياست آسيب های فراوان را متحمل شد و آن ترويج شيوه های خشونت و افراط گرايی در ميان احزاب اسلامی اففان مخصوصا احزاب شيعی افغان بود. بنظر من اگر دولت ايران و جامعه بين الملل در آنزمان تا حدی واقعبينانه عمل ميکرد ميشد از بسياری از افراط گرائی های فعلی جلوگيری کرد و چهره بهتری از مسلمانان به دنيا ارائه نمود. محمد عمر - کابل

من گمان نمی کنم که اشغال سفارت آمريکا، آن طور که اصغرزاده ادعا ميکند، صرفاً محصول يک حرکت احساسی دانشجويی بوده است، چرا که در آن صورت برخی از آن دفاع و سوءاستفاده نمی کردند تا تبعات آن به مدت ۲۵ سال گريبانگير مردم ايران شود. اين حادثه باعث تثبيت نظام و رواج پديده عناصر خودسر شد و موجب شد که از آن هنگام تاکنون همه دنيا به ايرانيان به چشم تروريست نگاه کنند. در حالی که تروريست های واقعی امروزه در جايگاه منتقد سياسی و مصلح اجتماعی ظاهر شده اند... آيا از خود پرسيده ايم که اختلاف برخورد جامعه جهانی با حمله عراق به ايران، در قياس با واکنش آن در قبال حمله صدام به کويت، به سابقه ذهنی شاهکار آقای اصغرزاده در ۱۳ آبان برنمی گردد؟ سيامک - تهران

به نظر من اين اقدام در برابر کودتای ۲۸ مرداد عملی است ناچيز زيرا در آن زمان به ملت ايران ظلمی شد که به هيچ وجه نميتوان شرح داد... دولت امريکا هيچ وقت نخواسته اشتباه خود در ايران را قبول کند و دمکراسی در ايران را نيز فقط به همان شکل که مورد نظر خود آنهاست می خواهند نه به شکل دولتی ملی... وحيد - تهران

سفارت آمريکا در آن زمان تمام شورشها و اغتشاشات عليه انقلاب مردمی ايران را کنترل ميکرد و از همين روی به لانه جاسوسی معروف شده بود. کشف کودتاهای آن زمان مانند نوژه و.. دست پليد آمريکا را در اين تحرکات بر ملا کرد و منطقی ترين عکس العمل خودجوش مردم ايران بخصوص قشر فرهيخته دانشجو اشغال سفارت بود... ملت ايران هنوز هم از انقلاب دوم خود(اشغال لانه جاسوسی) نه تنها نادم و پشيمان نيست، بلکه بر خود می بالد که حرکات آمريکا را در نطفه خاموش کرد... علی - تهران

اين عمل از نقاط تاريک تاريخ ايرانه اما بايد توجه کرد که تنها عده ای جوون و بدون برنامه ريزی و توجه به عواقب کار مرتکب اين کار شدن. به نظر من شباهت زيادی بين اين عمل و گروگانگيری و قتل ديپلمات های ايرانی در افغانستان وجود داره. يعنی ازنظر اخلاقی توجيه ناپذيره. زراس - اصفهان

شايد قضاوت در اين باره سخت باشد ولی ديوار ابهت و هيبت امريکا با اين کار فرو ريخت و افسانه فعاليت های جاسوسی امريکا در کشورهای دنيا اثبات شد... روحيه انقلابی و ضد امپرياليستی ملت تقويت و نهادينه تر شد... قاضی هرسينی - کرمانشاه

اظهارات آقای اصغر زاده با بقيه کميته دانشجويان همخوانی ندارد، مثلا يکی از دانشجويان آن زمان که در اين گروگان گيری شرکت داشت و الآن استاد يکی از دانشگاههای تهران است در مصاحبه با يک نشريه دانشگاهی گفته اند که از شب قبل از ماجرا با خبر بودند و ماجرا يک ماجرای از پيش طراحی شده بود. هر چند که من با گروگانگيری مخالف هستم ولی گروگان گيران می توانستند امتيازات بيشتری بگيرند هر چند برای همين امتيازات هيچ ضمانتی از امريکا نگرفتند و پس از گروگانگيری امريکايی ها از دادن امتيازات توافق شده خودداری کردند. حميد ذاکری - تهران

 دولت امريکا هيچ وقت نخواسته اشتباه خود در ايران را قبول کند و دمکراسی در ايران را نيز فقط به همان شکل که مورد نظر خود آنهاست می خواهند نه به شکل دولتی ملی...
 
وحيد از تهران

راه برخورد با ستمهای امريکا مقابله خصمانه نبود، دليلش هم اين است که توان رويارويی ما با آمريکا از هر حيث جز ايمان به مبارزه از آمريکا کمتر بود، لذا من معتقدم اگر ما شيوه ای مثل آلمان و ژاپن در مبارزه با آمريکا پيشه می کرديم بهتر بود و راحتتر ما را به هدفمان که استقلال و زندگی شرافتمندانه در پرتو دستورات دين مبين اسلام بود می رساند. کشور ما به شدت نيازمند يک نهضت علمی و فکری بود... اما با کمال تاسف ما مسير معکوس را طی نموديم و از بهره دهی بخش عظيمی از بهترين نيروهای انقلاب محروم شديم... محمد باقر عباسی - بوشهر

اگه قرار باشه برای جبران دعواهای سياسی آدم از ديوار سفارت مردم هم بالا بره، پس آمريکا هم ميگه من حق داشتم هواپيمای مسافرتی تون را زدم چون ما با هم دشمن بوديم... امير - لاهيجان

به نظر من بايد اوضاع آن روز را درک کرد و کمی به دلايل تسخيرکنندگان توجه کرد. ما نبايد همان اشتباهی را در مورد قضاوت درباره گذشته مرتکب شويم که تسخير کنندگان در مورد "آينده" مرتکب شدند. دلايل انجام آن کار برای آن زمان هرچند هم کافی بوده باشد ولی نوعی بی توجهی به عواقب کار در نزد عاملان و حاميان آن روز به چشم ميخورد... بهزاد - کرمانشاه

بايد توجه داشت که حمله به سفارت پس از آن انجام شد که ايالات متحده پذيرفت محمدرضا پهلوی برای درمان به آن کشور وارد شود. با توجه به سابقه‌ی ذهنی ايرانيان که آمريکا را بدرستی عامل اصلی کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ می دانستند، ترس از تکرار کودتايی ديگر و بازگشت دوباره خاندان پهلوی به قدرت، زمينه‌ی اشغال سفارت را فراهم آورد. بخصوص که کودتای سال ۳۲ نيز از داخل سفارت آمريکا راهبری شده بود. حتی خود آمريکايی ها هم پس از پذيرش شاه انتظار چنين حمله‌ای را داشتند. همان‌طور که در گفته‌های آقای لاينگن آمده به سفارت پيش از اين يکبار ديگر هم حمله شده‌ بود، اما با دخالت دولت و حمايت نکردن مردم از اين حرکت، مشکل براحتی حل شد. اما در ۱۳ آبان تفاوت در آنجا بود که پذيرش شاه مردم را شديدا عليه اقدام آمريکا شورانده‌ بود و حکومت انقلابی هم بنا به طبيعت خود هميشه دنباله‌رو توده‌های مردم است؛ حمايت مردم و در نهايت آيت‌الله خمينی باعث شد که حمله به سفارت تبديل به گروگانگيری بشود که دانشجويان طبق گفته‌ی آقای اصغرزاده برای آن برنامه‌ای نداشتند. گره‌ اصلی ماجرای گروگانگيری حضور شاه در ايالات متحده بود که گشودن آن تنها از پس آمريکايی‌ها برمی‌آمد، اما آنها طبق معمول و حتی در زمان رياست جمهوری لييرال‌ترين رئيس جمهورشان هم روشهای کماندويی را ترجيح دادند. البته آقای اصغرزاده نگفته که برای حمله به سفارت برنامه‌ای نداشته اند بلکه گروگانگيری و ۴۴۴ روز ماندن در سفارت را نتيجه‌ی اجباری حمايت مردم دانسته‌است... امين - لندن

بهتر است ظرف زمان را هم در مسايل در نظر بگيريم تا داوری عادلانه ای داشته باشيم... ما ايرانيها سيطره هيچ کسی را برخود نخواهيم پذيرفت و آزمون غرور ملی مان را در دفاع پس داده ايم. البته اين اقدام ملت ايران تنها پاسخ بخشی از کارشکنيهای امريکا بود... پويا - تهران

نميتونم بگم کارشون اشتباه بوده... اقتدار و غرور ملی ايران در گرو خارجيها بود و اين عمل جوانان غيرتی از نظر من موجه بود. با قلدرها و زورگوهايی مثل آمريکا بايد اين جوری برخورد ميشده و بشه. مهدی - استکهلم

راستش فکر ميکنم زمانی که ما بديهی ترين اصول روابط بين المللی را بدين شکل زير پا قرار داديم و تلاشی نيز برای جبران آن نداريم چگونه از دنيا می خواهيد در مقابل ما ازاين اصول پيروی کنند؟ رضا - عسلويه

به نام پروردگار دو عالم. در صحبت های آقای اصغرزاده نوعی صداقت وجود دارد که می تواند به من و امثال من که آن زمان به دنيا نيامده بوديم، آرامش دهد. اگر ما حادثه ی اشغال سفارتخانه امريکا و عواقب پيدا و پنهان آن را که بر آينده ی ايران و حتی ديگر کشورها تاثير بسزايی داشت، تنها نتيجه ی عمل خودسرانه تنها عده ای دانشجو بدانيم، سراپای وجودمان را خشم می گيرد و هيچوقت آن دانشچويان را نخواهيم بخشيد. اما اگر واقع بينانه به اين مساله توجه کنيم که آن عده نماينده ی موج هيجان و نفرت مردم از امريکا بودند، خواهيم پذيرفت که اين حادثه صرف نظر از مثبت يا نفی بودن، مرحله ای از مراحل يک انقلاب بزرگ سرشار از هيجان بود که بايد طی می شد. در آن شرايط کلام معقول و دورانديشانه افراد پخته ای چون زنده ياد مهندس بازرگان پذيرفته نمی شدند و صاحبان آن کلام را متهم به سستی و انقلابی نبودن می کردند. به هرحال از جمله نتايج مهم اين واقعه ضربه ای بر ابهت و غرور امريکا و سرد شدن دل داغديده ی مردم ايران از اين کشور بود، ودر مرحله بعد تغيير نگرش افکار عمومی جهان به مردم ايران که تاقبل از آن بسيار مثبت بود، سپس تحريک امريکا به دخالت بيشتر در ايران و به تبع آن درگير کردن ايران با جنگی ويران کننده، و در آخر هم افزايش اختلاف های داخلی تا حد دشمنی و در نتيجه يک دست شدن حاکميت. مرتضی شيرانی - اهواز
حادثه گروگان گيری در سفارت آمريکا همانطور که از سخنان آقای اصغرزاده پيداست عملی دور از هر گونه فکر و منطق و بسيار بچگانه از سوی عده ای جوان بود که در آن زمان می خواستند خود را مطرح کنند. مشابه چنين عملی را چند سال پيش در سفارت ايران در افغانستان توسط طالبان شاهد بوديم مطمئنا احساسات هر ايرانی در موقع تسخير سفارت ايران در افغانستان و قتل کارمندان آن نيز شباهت زيادی به احساس مردم آمريکا در موقع تسخير سفارت آمريکا در تهران داشت. حسام - دوبی

کاردار سابق سفارت آمريکا گروگان گيری سال ۵۸ را با ۱۱ سپتامبر مقايسه ميکند. فکر ميکنم اگر مذاکرات پيشنهادی را خود ايشان و با همين جمله شروع کند، به نتايج قابل توجهی برسيم! به نظر من حتی اگر ۱۱ سپتامبر را ايرانی ها آفريده بودند ، اين دو واقعه بخصوص از لحاظ بعد خشونت شباهتی به هم نداشتند. صرف نظر از اين که با گروگان گيران آن زمان موافق باشيم يا نه، گروگانگيری سال ۵۸ يک عمل انقلابی ارزيابی می شود، در حالی که ۱۱ سپتامبر تروريستی بود. مژگان - تهران

اين اقدام مظهر اقدامات عجولانه، بی منطق و شديداً متکی بر تبليغات نظام حاکم بر ايران است. ريشه های چنين رفتاری را بايد در فرهنگ اين ملت جستجو کرد. حتی محمد رضا شاه نيز از چنين رفتارهايی حمايت و استفاده می کرد. (به عنوان مثال در ۲۸ مرداد). مهرداد - ونکوور

به نظر من اشغال سفارت از چند منظره با اهميت بود ۱-داخل اين سفارت امريکا عليه حاکميت ايران وبرخلاف مقررات بين المللی جاسوسی واستراق سمع ميکرد که اشغال سفارت و آشکار شدن اين قضيه به طور کلی روابط دو کشور را تيره تر کرد و نشان داد که مردم ايران ميخواهند حقوقشان به رسميت شناخته شود و اسناد مهمی هم در رابطه با مسائل مختلف بدست آمد، هرچند اندک بود ۲- درمورد عوامل اين سفارت ميشد آنان را به اتهام جاسوسی محاکمه کرد وسپس شروطی برای آزادی آنان قرار داده ميشد وامتيازات بيشتری را از طرف مقابل گرفت اما با طول کشيدن اين ماجرا وفرسايشی شدن ان به طور کلی اين امتياز را از ايران گرفت از طرف ديگر ميشد با آزادی آنان در همان روزهای نخست ماهيت مردمی وانسانی انقلاب رو به جهانيان نشان دهيم و با تمهيدات خاص رابطه با ايالات متحده را از دست نميداديم و زيانهای بعدی را نميديديم. رضا - تهران

همه مردم کشورهای تحت سلطه نوعی گروگان امريکا هستند و اعتراضی ازکسی بلند نمی شود... مدارک بدست آمده از سفارت ثابت کرد که استفاده سفارت به عنوان مرکز عملياتی برای سازمان دادن کودتاها در ايران و در منطقه بوده است... هابين - کانادا

بعد از اين حادثه اونچه مسلمه اينه که تندروها که به يمن انقلاب کم هم نبودند فورا مراتب تبريک و قدردانی خود رو اعلام کردن و داد انقلاب دوم رو هم سر دادن و امروزه هم کم از محاسن و فوائدش حرف نمی زنن، اما ببينيم اين محاسن و فوائد چی بود؟ ۱-ارسال چند ناو نظامی به خليج فارس ۲-تحريم اقتصادی ايران ۳-به طور غير مستقيم جنگ هشت ساله و هزار ميليارد خسارت ۴-محکوميت ايران در دادگاههای بين المللی و مصادره ی داراييهايش ۵-۸۰ ميليارد داراييه مسدود شده ايران که هيچ گاه برگشت داده نشد۷-و هنوز هم که هنوزه همه ی فشارهای امريکا به ايران از حقوق بشر گرفته تا انرزی هسته ای. در پايان اغزاق نشود که کل اينها تنها به دليل اين حادثه نبود بلکه اين تندروها هستن که تمام توانشون رو در راستای حفظ اين رويه به کار می برن. اوات - بانه

شايد اگر ما هم بجای آقای اصغرزاده و دوستانشان بوديم همان کاری را ميکرديم که آنها انجام دادند. اين نگرانی بزرگ که ممکن است آمريکا همان بلايی را به سر مملکت بياورد که بر سر دولت دکتر مصدق آورد برای تسخير سفارت آمريکادر شرايط پر التهاب آنروز کفايت ميکند. مازيار - تهران

کاری نداريم که بنده شخصا از اين حکومت استبدادی چندان دل خوشی ندارم، ولی کار آن روز جوانان ايرانی کار بسيار بزرگی بود. در فضای آن سالها، نسل پيشين، انقلاب و سرنوشت کشور را ازان خودشان ميدانستند و نميتوانستند دخالت های خارجی را بپذيرند. چه بسا اگر اين کار را نميکردند ايران به يک کويت يا عربستان يا حداکثر يک اسرائيل در منطقه تبديل ميشد. ولی نسل جديد که تقريبا هيچ نقطه مشترکی با حکومت ندارد اين را نميپذيرد. خيلی ها اصلا نميدانند چرا از حکومت ناراضی هستند!! سياوش ح - تهران

واقعا احمقانه است که يک اتفاق برنامه ريزی نشده به يک محور اساسی سياست خارجی ما بدل شده! ما مقابل عمل انجام شده قرار گرفتيم! آن روز کسی از ما نپرسيد از آن ديوار بالا برود يا نه؟!!! مهدی - دوبی

نمی توانم بگويم در آن شرايط بحرانی افرادی که اين حرکت را انجام دادند اشتباه کردند. همچنان که حرکت های نسبتا تند دانشجويان در سالهای اخير اميد به آينده را زنده نگاه می دارد. اما معتقدم در آن زمان سياست حکام ايرانی به بدترين نوع ممکن و مطابق با احساسات بود. حامد ت - تهران

اولين باری است که می بينم عده ای از کسانی حمايت می کنند که بر ضد خودشان جاسوسی می کرده اند و واقعا برای صاحبان پيام های قبلی متاسفم. ضمنا اون اقايی که تو ويرجينيا نشسته بود و می گفت امريکاييها بين ملت ودولت ايران فرق می ذارن، نمی دونه چرا وقتی آمريکاييها ميخوان بيان ايران حق توحش می گيرند؟ علی - تهران

آقايان آمريکايی احتمالا توقع داشتند که آنها را در هتل هايت نگهداری کنند! زندان زندان است ديگر همه جای دنيا همينطوره خيلی بی خودی شلوغش می کنند و اما در مورد دانشجويان آن زمان : تا حدودی کارشان قابل اغماض است. چون همين الان هم کسی شعور سياسی ندارد چه برسد در اوضاع بحرانی اول انقلاب! اما اشکال کار در يکدست نبودن حکومت در برخورد با اين جريان بود و وقتی رهبر از اين بلبشو حمايت کرد احتمالا به اين فکر نکرده بودند که بعد ازقطع رابطه با يک کشور مهم و تحريم شدن چطوری در ۲۵ سال آينده چرخ صنعت بدون مواد اوليه بچرخه و دانشجو تو دانشگاه بدون آزمايشگاه به روز شده قراره کشور رو خود کفا کنه!!!! ميشد با جمع و جور کردن سريع قضيه و با سياست سر دشمن يا شيطان بزرگ رو با پنبه بريد! (البته تمام اين حرفها با فرض اوليه استقلال و عدم دست نشاندگی حکومت ايران است و گر نه که ما در حال حاضر در حال تماشای يک تئاتر طولانی و البته گران قيمت هستيم به قيمت تمام اين سالهايی که از تاريخ ايران و عمر مردم گذشته...) مونا - تهران

همانطور که آقای اصغرزاده گفته است دانشجويان هيچ برنامه ای برای گروگانگيری نداشته و فقط ميخواستند يک عمل اعتراضی انجام دهند.مانند تمام کارهای حکومت اسلامی چه شد که کار به گروگانگيری ۴۴۴ روزه کشيد هنوز هم بعد از گذشت ۲۵ سال مشخص نيست. نه خود دانشجويان که بعدها ملقب به پيروان خط امام شدند و نه بقيه آتش بياران معرکه در آن زمان همه دچار شوک ناشی از رسيدن به قدرت بودند و نميدانستند عواقب کار چه ميشود... دوران پر تنشی بود که هيچکس منطقی و عقلائی فکر نميکرد. همه دنبال رو صرف بودند و در پيروی از دستورات امامشان با هم رقابتی سخت داشتند... مريم - تهران

اشغال سفارتخانه امريکا در ۲۵ سال پيش حاصل جمع گرايشهای عمدتا چپ بود که راستی های تب زده را مثل رودی به حرکت آوردند. اين حادثه طغيان نا به هنگام عقده های کتابی عده ای از انقلابيون مايوس بود که سالها در روياروی با شاه و امريکا سرخورده شده بودند. دانشجويان در نخستين روزهای گروگانگيری حس کرده بودند که درچشم انداز اين اقدام آينده معقولی نيست ولی وقتی آخوند ها شروع کردند تا ازين حرکت داوطلبانه بهره گيری کنند، مساله شکل پيچيده ای به خود گرفت و در آن صورت دانشجويان دست راستی متوجه شدند که عقب کشيدن از مرداب "لانه جاسوسی" ديگر امکان ندارد. اين گروه چهره حقيقی اسلام گرايان به بن رسيده را به نمايش گذاشتند. فريدون - کابل

دانشجويانی که سفارت آمريکا را اشغال کردند دستخوش احساسات و بازيچه دست آدمهايی شدند که در تاريخ معاصر به غير از ضربه زدن به ايران کار ديگری ازپيش نبردن وامروز هم اگر چيز بيشتری به زبان نميارند به دليل اين دليل است که غروراين اجازه را به آنها نميدهد. متاسفانه جناب اصغرزاده وتقريبا تمام دولتمردان جمهوری اسلامی هنوز هم کماکان به مردم به چشمی بدنگاه می کنند وجوابهايی درمصاحبه ها ميدهند که حتی جوانهايی مثل من که سنشان به زور به سن تاريخ اشغال همين سفارت ميرسد و در ايران هم نيستند پس از شنيدن يا خواندن جوابشان تنها لبخند سردی بر صورتشان می نشيند. کيا - تورنتو

سرگذشت ملتها پر از خاطرات تلخ و شيرينی است که ارزيابی آن تنها در سالهای بعد امکان پذير می نمايد. اينکه مناسبات ايران و آمريکا نيز دارای نکات مثبت و منفی است شکی نيست. اما حقيقتا مردم ايران پس از کودتای ۲۸ مرداد دولت آمريکا را مسبب و مشوق خودکامگی پهلوی می دانستند. شکی نيست بخش عمده ای از رويدادهای زمان انقلاب جنبه هيجانی داشته نه عقلانی، حمله به سفارت آمريکا نيز توسط عده ای دانشجو و تحريکات گروهای چپ در تشويق آنان از اين قائده جدا نيست. ولی تاسف انگيز گفته امام خمينی(ق س) در تائيد اين اقدام هيجانی و ضد منافع و مصالح انقلاب بود .در هر صورت واکنش مهندس بازرگان در محکوميت اين اقدام ناشايست هيجانی تحت آن شرايط اقدامی کاملاَ منطقی و دورسنجانه بود ولی خوش درخشيد و دولت مستعجل بود ... کاويان - تهران

در ابتدا در مورد اشتباه صورت گرفتن گروگانگيری شکی به جا نميماند زيرا، تمامی اعمالی که انجام گرفته مخالف معاهدات بين المللی است. از حمله به سفارت خانه تا بستن دست و پاوچشم کنسول ها همه با معاهدات در تعارض است. تمامی اين حرکات همانند حرکاتی است که گروگان گيران وابسته به حزب بعث هم اکنون در عراق انجام ميدهند. اما اگر به مسئله کمی عميق تر نگاه شود تمامی اين حرکات، خواسته يا ناخواسته زاييده خود امريکاست. هر دو رژيم در ايران و عراق از يک قدرت حمايت ميشدند و استراتژی هر دو بی فرهنگ و بی سواد نگاه داشتن مردم کشور برای اداره آسان کشور بوده است تا جايی که حتی قشر دانشجوی کشور که قشر فرهيخته مملکت محسوب ميشود دست به گروگانگيری ميزند. با بسته شدن سفارت خانه امريکا نه تنها فعاليت سيستم اطلاعاتی امريکا در داخل ايران کاهش نيافت بلکه منابع اطلاعاتی امريکا از افراد امريکايی به افراد ايرانی تبديل شدند و کار برای خود سازمان اطلاعات ايران نيز سخت تر شد. و از ديگر معايب اين کار قطع رابطه ايران و امريکا و پيدايش واسطه ها چه در امور سياسی و چه در امور اقتصادی است. به طوری که ما برای خريد يک دستگاه ضروری صنعتی امريکايی که خودمان از ساخت آن عاجزيم بايد دم چند واسطه از قبيله يک ايرانی مقيم امريکا، يک کشور نظير آلمان يا سوييس، شيخ های عرب به خصوص اماراتی ها و آخوندهای نوکيسه به همراه اقوام و خويشاوندانشان را ببينيم و در آخر آن دستگاه را به قيمت ۴-۵ برابر قيمت واقعی آن خريداری کنيم. ولی بايد به اين نکته اشاره کرد که همين امر موجب شد تا خود ايرانيان دست به کار شوند و در صنعت تا حدودی به خود کفايی برسند. پس ميبينيم که اين کار چندان بيفايده هم نبوده است! احسان - تهران

ما هرچه ميکشيم از دست بی برنامگی هايمون بود و هست يکی از اين موارد اشغال سفارت امريکا بود... در اون زمان من در امريکا بودم و دوستام در مورد ايران به من چه حرف ها نميزدن و الان هم با ابن برنامه اتم که باز هم از روی بی برنامگی هست داريم با آبروی ايران بازی ميکنيم و اين فقط از لجبازی عده ای حاکم بر ايران هست و اخر کار به تحريم همانند عراق ختم ميشود. نويد - کانزاس

اگر مثل بعضی از نويسندگان مطالب فوق فکرکنم ميگويم بدکاری شد که گروگانگيری صورت گرفت ولی اگر کمی به عقب ترازگروگانگيری برگرديم ونيم نگاهی به تاريخ بکنيم می بينيم اين دولتمردان امريکا چه به سراين ملت که ندانند از ۲۸مرداد۳۲تابهمن ۵۷وازبهمن۵۷تاپايان جنگ ايران وعراق وحالاهم که قصدداريم روی پای خودمان باشيم چکارکه نمی کنند ساده انديشيت که قبول کنيم امريکا عاشق چشم وابروی ملت ايران است. مهدی - رفسنجان

بدترين نتيجه ای که اين گروگانگيری داشت اين بود که افکار عمومی جهان خصوصا آمريکايی ها رو به اين سمت سوق داد که ايرانيان متجاوز هستند و اينگونه شد که وقتی صدام حسين به ايران حمله کرد ديگر کسی حمايت نکرد. به هر حال از ترکيب يک رهبر دينی سنتی و ارتجاعی با يک عده جوان نادان با آرمانهای انقلابی در آن زمان چيزی بهتر انتظار نبايد داشت. بدتر از آن اينکه هنوز اصغرزاده و بيطرف و ميردامادی در صحنه سياست باقی مانده اند اما رهروان مهندس بازرگان خردمند حذف شدند بيچاره آن ملتی که حافظه تاريخی خود را از دست بدهد. حکمت - استانبول

هنور داريم می گيم اشتباه کردبم يا نکرديم!!!! رفتند سفارت را اشغال کردند يک عده ای و از آن زمان داريم به امريکا امتياز می ديم مستقيم يا غير مستقيم. بايد در حال حاضر به فکر بود که چه کسانی سود می کنند؟ چه کسانی به فلاکت کشيده ميشوند؟ بدون شک مردم....!!! کاوه - آکسفورد

بنظر من اشغال سفارت امريکا توسط دانشجويان بعنوان يک اقدام اعتراضی در آن زمان خاص چندان نامعقول و دور از ذهن نبود ولی روند سياسی و اقدامات پس از آن در قبال گروگانها و سفارت امريکا خارج از توان فکری و عملی دانشجويان بود. بنابراين ادامه جريان گروگانگيری و روابط سياسی ميان ايران و امريکا توسط اشخاص ديگری برنامه ريزی و اجرا ميشد که توانستند در آن شرايط بهترين استفاده سياسی و اقتصادی را از وضع موجود ببرند. اصولا همواره سياستمدارانی وجود دارند که وقايع را در جهت منافع خويش هدايت و رهبری ميکنند البته با نام ساده لوحان بيچاره ای همچون دانشجويان. آرش - تهران

اشغال سفارت در آن زمان برای انقلاب دستآورد خوبی بود بدليل اينکه باعث شد دنيا انقلاب ايران را باور کند. انقلاب توسط کليه شبکه های خبری که از طرف آمريکا هدايت می شد به جهان شناسانده شد. آمريکا تا کنون لجبازی می کند و منافع خود را به خطر می اندازد... ميترا محمدی - تهران

سرنوشت ملل را در دست افرادی باشور و شوق انقلابی دادن، بازدهی بهتر از اين ندارد. جمهوری اسلامی هميشه با دشمن تراشی و نفی موازين بين المللی زمينه تقويت خود را براساس اين دشمن تراشيها فراهم نموده است. زمانی حق وتو را ظالمانه می دانستيم اما الآن برای استفاده از اين حق قرارداد پيش فروش گاز با چين را می بنديم. مهندس مهدی بازرگان با آينده نگری گروگانگيری را محکوم کرد. کاری که گروگانگيران سالها بعد کردند. واقعا در اين قضيه چه گروهی سود برد؟ نادر - تهران

بهتر بود سؤالات مشابهی از دو طرف پرسيده می شد. جوابهای آقای اصغرزاده پس از ۲۵ سال قابل فهم است. جوابهای گروگان زياد جالب نيست. سيما - بيرمنگام

به نظر من دولت ايران بزرگترين اشتباه تاريخ سياسی خود را انجام داد، زيرا نه تنها فايده ای برای جمهوری اسلامی نداشت بلکه در آن اوضاع حساس ضررهايی متوجه دولت ايران کرد. احسان پناهبر - زاهدان

خدا لعنت کند آدمهايی را که بدون آگاهی و برنامه کاری می کنند که سرنوشت ملتی دستخوش خطای آنان ميشود. چنين افرادی فقط به ديگران زيان می زنند... علی - دبی

اشغال سفارت آمريکا در آن زمان بدترين کار ممکن بود. محمد بابايی - جويبار

مثل تمام موارد حساب کتابهای ايران اشتباه بود. تقاص اين اشتباه رو ايران هنوز هم داره ميپردازه. علاوه براينکه اين کار کاملا خلاف و همانند حمله به خاک يک کشور است، قربانيان اصلی مردم ايران هستند. مردم ايرانند که چوب نداشتن رابطه با امريکا رو ميخورند. باز هم آفرين به آمريکايی ها که اکثرا اين فهم رو دارند که حساب ملت و دولت ايران رو جدا نگه دارند. رضا - ويرجينيا

اغلب بدبختيهای امروز کشور ما محصول خطای آن روز است... آريا - تهران

آمريکا بايد از دست ما عصبانی باشد... ما جوانان امروز نه تنها تمايلی به رابطه با آمريکا نداريم، ‌بلکه از ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به عنوان يکی از پرافتخار ترين روزهای تاريخ کهن ايران زمين ياد خواهيم کرد. محمد - تهران

اصغرزاده مانند ساير دولتمردان ايران سعی دارد بر گذشته خود سرپوش بگذارد. پس از ۲۵ سال تاريخ نشان داد که ما چقدر از دست اين جماعت آسيب ديده ايم. کوروش - هلسينکی

من در زمان وقوع حادثه گروگانگيری هنوز به دنيا نيامده بودم ولی از اظهارات آقای اصغرزاده فهميدم که اصل ماجرا اين بوده که عده ای از دانشجويان برای احوالپرسی از آمريکائيها به سفارتخانه آن کشور ميروند و ميزبان که از حضور ميهمانان ناخوانده جا خورده بوده از آنها ميخواهد که شما بياييد چشمان ما را ببنديد و برای حفظ جانمان اسلحه روی شقيقه مان بگذاريد. دانشجوها هم روی ميزبان را زمين نمی گذارند و خواسته آنها را عملی ميکنند. نهضت آزادی و جبهه ملی ابتدا خوشحال ميشوند ولی آقای بازرگان احتمالا در اعتراض به اينکه چرا او را به ميهمانی نبرده اند قهر ميکند و استعفا ميدهد. دولت آمريکا اول دچار سوء تفاهم ميشود ولی چند سال بعد به اشتباه خود پی می برد و عذرخواهی ميکند و همه چيز به خوبی و خوشی تمام ميشود. نيما - شيراز

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران