BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 16:12 گرينويچ - جمعه 08 آوريل 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
سالگرد برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی
 
.
روز 12 فروردين روز جمهوری اسلامی است. بيش از ربع قرن پيش در اين روز مردم ايران با شرکت در يک همه پرسی به تشکيل جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن رای مثبت دادند. اما در سالهای اخير و با تداوم جنبش اصلاح طلبی در کشور بحث و مناقشه در مورد تغيير قانون اساسی بالا گرفته است.

چندی پيش گروهی از سياستمداران و فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از ايران در يک فراخون اينترنتی خواستار برگزاری همه پرسی برای تغيير قانون اساسی کشور شدند. از جمله بخشهايی که در قانون اساسی مورد مناقشه بوده، اصولی است که به ولايت فقيه و اختيارات رهبری و نهادهای وابسته به او ارتباط دارد.

اصلاح طلبان درون حاکميت، اگر چه با فراخوان اخير برای همه پرسی مخالفت کرده اند، در سال های گذشته از برگزاری نوعی همه پرسی محدود دفاع کرده بودند که اصل نظام جمهوری اسلامی را می پذيرفت اما موانع موجود در راه اصلاحات درون حاکميت را رفع می کرد.

اما در طرح همه پرسی برای تغيير قانون اساسی، نه تنها از تغيير قانون اساسی، بلکه تشکيل مجلس موسسان برای تدوين يک قانون اساسی جديد و تشکيل يک نظام سياسی جايگزين جمهوری اسلامی سخن گفته شده است.

آنچه در پی می آيد دو ديدگاه در مورد نحوه تغيير قانون اساسی و ساختار سياسی ايران است.

ابراهيم يزدی

ابراهيم يزدی
'ما حذف اين نواقص را مفيد می دانيم اما مشکلات کشور به تنهايی با رفع اين نواقص حل نمی شود'

ابراهيم يزدی، دبيرکل نهضت آزادی ايران، عمده ترين تشکل جريان سياسی موسوم به ملی مذهبی، بر اين باور است که مهم نيست که ما بگوييم همه پرسی بگذاريم يا نگذاريم بلکه نيروهای اصلاح طلب و دموکراسی خواه بايد دست به کاری بزنند که زمامداران، نتوانند تخلف کنند و حقوق مردم را پايمال کنند:

"هنگامی که جمهوری اسلامی مطرح و به رفراندوم گذاشته شد کمتر کسی تعريف مشخصی از محتوا و ويژگی های جمهوری اسلامی ارائه داده بود.

مردم براساس آنچه در گفتگوهای مطبوعاتی آقای خمينی و ديگران شنيده بودند استنباطی کلی و به طور عمومی سلبی و نه ايجابی از نظام جمهوری اسلامی داشتند و به آن رای دادند.

پس از بازگشت آقای خمينی به ايران، دولت موقت، قانون اساسی را تحت نظر مرحوم دکتر يدالله سحابی، که وزير مشاور در طرحهای انقلاب بود، تنظيم کرد که با تائيد شورای انقلاب و اصلاحات جزئی از سوی آقای خمينی تصويب شد. در آن متن هيچ اشاره ای به رهبری و ولايت فقيه نشده بود. تناقضات و تعارضات درونی که در ساختار حقوقی قانون اساسی کنونی وجود دارد بعدا اعمال شد.

نهضت آزادی هم در بيانيه آذرماه سال 1358 ضمن برشمردن تناقضات درونی قانون اساسی، بی قانونی را بدتر از قانون ناقص دانست و به آن رای داد. بازنگری قانون اساسی در سال 1368، که با اطلاع آقای خمينی انجام شد، تناقضاتی که به ضرر حاکميت ملت بود و همچنين مسئله ولايت فقيه را تشديد کرد.

برای رفع و اصلاح اين نواقص ما نگاهی فراتر از انجام رفراندوم داريم. ما بر اين باور هستيم که گرچه نواقصی در ساختار حقوقی قانون اساسی کنونی وجود دارد و ما حذف اين نواقص را مفيد می دانيم اما مشکلات کشور به تنهايی با رفع اين نواقص حل نمی شود. ما يک نيروی ملی نياز داريم که در صحنه حضور داشته باشد که قبل از هر چيز ساختار حقيقی و رفتار حاکمان را اصلاح کند.

حتی اگر (اختيارات مندرج در) اصل 110 را به رئيس جمهور بدهيم به علت فقدان يک نيروی منضبط ملی که مهار کننده قدرت در صحنه ايران باشد هر شخصی که رياست کشور را برعهده گيرد بازهم فراقانونی عمل خواهد کرد. همانطور که در پاکستان که جمهوری اسلامی است و اصل 110 هم ندارد ولی می بينيم که نظاميان ولايت بر مردم را پياده کرده اند.

مسئله نفی ضرورت برگزاری رفراندوم نيست چون چه شما موافق رفراندوم باشيد چه نباشيد بدون حمايت مردم هيچ هدفی تحقق نمی يابد. ما تلاش داريم که نيروهای اصلاح طلب درون و خارج حاکميت که دارای بلوغ سياسی هستند يک جبهه فراگير دموکراسی خواهی را تشکيل بدهند. به اين ترتيب مردم هم اميدوار خواهند شد.

مهم نيست که ما بگوييم همه پرسی بگذاريم يا نگذاريم. اولا چگونه می توانند همه پرسی برگزار کنند و دوما اگر نتوانيم نيروهای مردمی را بسيج و سازماندهی کنيم هيچ کدام از تغييراتی که می خواهيم ممکن نخواهد بود."

ماشاءالله آجودانی

ماشاءالله آجودانی
'مردم آگاهی کافی از حقوق ملی خود ندارند اما خواستار جامعه قانونمند و آزاد هستند'

ماشاءالله آجودانی، پژوهشگر در تاريخ معاصر ايران و از جمله امضاکنندگان فراخوان اينترنتی برگزاری رفراندوم برای تغيير قانون اساسی ايران، معتقد است از آنجايی که در قانون اساسی کنونی مباحثی از شرعيت وارد شده است که ناقض حاکميت ملت و حقوق ملی مردم ايران است، حتی اگر ولايت فقيه از آن حذف شود، نمی تواند کارآيی داشته باشد:

"قانون اساسی در هر جای دنيا برای اين نوشته می شود تا حقوق ملت را تضمين کند اما قانون اساسی ايران طوری نوشته شد که علنا حقوق ملت ايران را تضييع بکند. بنابراين 26 سال حاکميت اين قانون اساسی به اندازه يک قرن طولانی است. نسل جوان ايران، که هيچ نقشی در نگارش قانون اساسی نداشته و به محتوای آن معترض است، اين حق را دارد که بخواهد آن را از نو بنويسد.

اگر قانون اساسی در جوامع متمدن قدمتی بيش از صد سال دارد و مردم برای آن احترام و ارزش قائل هستند به اين دليل است که قانون اساسی مترقی است. اگر نسل های بعدی درباره آن بحث و مناقشه ای ندارند به اين دليل است که ساخت و کار آن را متناسب با شرايط امروزی می بينند و در غير اين صورت آن را تغيير می دهند. اما قانون اساسی ايران با يک آری و نه تائيد شد و در شرايطی نوشته شد که مردم اصلا نمی دانستند که چه نوع حکومتی قرار است روی کار بيايد.

ابتدا که رفراندوم برای تغيير قانون اساسی طرح شد، صحبت از گفتمانی شد که در درون مردم جريان پيدا کند. رفراندوم يک هدف نيست بلکه وسيله ای است تا خواست ملی به طور اصولی در ميان مردم مطرح بشود و همچنين آنها را در رسيدن به اين خواست متحد کند. اين مبارزه ای علنی و مسالمت آميز است.

وقتی مردم خواستار حاکميت خود باشند يعنی پايان حاکميت ولايت فقيه و نظام جمهوری اسلامی. به دنبال آن زمينه برای برگزاری يک رفراندوم در يک فضای باز اجتماعی فراهم می شود.

هشت سال تجربه جنبش اصلاح طلبی و دولت محمد خاتمی با پشتوانه بيست ميليون رای نشان داد که در چارچوب اين قانون اساسی و ولايت فقيه، که بر تمام شئون اين نظام حاکم است، نمی توان از درون حاکميت دست به اصلاحات زد و راه به جايی برد. به همين دليل بايد دست به تحولی بنيادی زد. اما اين تحول نبايد از طريق قهر و انقلاب و خونريزی باشد بلکه بايد به روشی متمدنانه و قانونمند صورت بگيرد که همان خواست ماست. ما می گوييم بايد برويم پای صندوقهای رای تا ملت ايران سرنوشت سياسی خود را رقم بزند."

يادآوری:

برنامه راديويی صدای شما که جمعه هشتم آوريل از راديو پخش شد به اين موضوع اختصاص داشت.

ديدگاه خوانندگان

به نظر من هر گونه تغييری در قانون اساسی و به طور کلی نظام حکومتی ايران نيازمند گذر زمان است. نگاهی اجمالی به چند سال گذشته بيانگر اين مطلب است که با بيشتر شدن آگاهی مردم و پی بردن به حقوق مسلم خود، که اين پديده خود نيز به دليل افزايش ارتباط با فرهنگهای ديگر است، آزادی و حقوق اوليه آنها نيز اعاده ميشود.... به اعتقاد من افزايش سطح اگاهی مردم خواه نا خواه باعث اين تغيير ميشود.مهران - تهران

من به عنوان يک جوان دانشجوی آزاد که نه بسيجی است و نه سپاهی از زندگی در ايران و تحت حکومت جمهوری اسلامی کاملا راضی و خشنود هستم هرچند که نقاط ضعفی وجود دارد ولی در مقايسه با ساير کشورها (باتوجه به وضعيت داخلی ايران) قطعا اين نقاط ضعف بسيارکمتر است. در مورد مخالفتها نيز بايد گفت که اينها بيشتر شعار است و از عمل هيچ خبری نيست. چون جماعتی که معمولا شما به عنوان چهره سياسی از آنها نام می بريد در خارج از کشور سرشناس و پر طرفدار هستند و در ايران (مثلا در دانشگاه ما) کمترين محبوبيتی ندارند. تا جايی که گاه نظراتشان به عنوان شوخی طرح می شود. اين سايت همه پرسی مگر چند درصد مردم ايران آن را امضا کردند؟ ثانيا من در هيچ کجا نخوانده ونشنيده ام که در يک کشور انقلاب بشود حکومتی با همه پرسی به قدرت برسد و بعد از ۳۰ سال نسل دوم آن انقلاب از اينکه ما انقلاب نکرده ايم و ما می خواهيم خودمان حکومتمان را تعيين کنيم حرف بزند. اگر چنين باشد پس در تمام کشورهای دموکراتيک دنيا هر ۲۰-۲۵ سال نوع حکومت بايد تغيير کند واقعا مضحکه. امير علی - ايران

من به عنوان کسی که بعد از انقلاب متولد شدم حق خودم و همه اون ۷۰٪ جوانهای ايران ميدانم به عنوان کسانی که هيچ دخالتی در انقلاب سال ۵۷ ايران نداشتيم، حداقل الان بتوانيم در سرنوشت آينده خود دخالت کنيم. کاری که پدرها و مادرهامان نتوانستند و يا بهتر بگويم انقلابی را به ثمر برسانند که از روی تفکر نبوده است. من اين حق رو به آنها هم ميدهم. آنها اشتباه کردند و حالا بايد فرصتی برای جبران به آنها داد. بهترين گزينه رفراندوم است. انقلاب دوباره هزينه های سنگينی دارد و جامعه ايران هم، الان آمادگی آن را ندارد... امير - تهران

به گمان من برگزاری چنين رفراندومی در شرايط کنونی ايران قابل تصور نيست. چرا که حکومت قطعا از ثبات قانون اساسی که آن را آخرين حربه مشروعيت خود ميداند حمايت خواهد کرد. از طرف ديگر به خاطر جريان راکد اطلاعات در ايران، اساسا نمی توان انتظار داشت نسبت بالايی از مردم از طرح اين فراخوان اطلاع داشته باشند و وقتی مردم از موضوعی اطلاع نداشته باشند خود به خود حمايت از آن موضوع منتفی است. البته به نظر ميرسد اکنون بخشهايی از محافظه کاران علاقه ای جدی به اصلاح بسيار محتاطانه بعضی از قوانين دارند. به نظر من يکی از وظايف مهم مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز اصلاح قانون اساسی است. البته اصلاح کاملا سربسته و مختومه قسمتهايی از قانون اساسی که عدم اصلاح آنها باعث تزلزل موجوديت و قدرت حکومت ميشود و يا فشارهايی را بر دوش حکومت تحميل ميکند که تحمل آن به صرفه نيست. مجمع تشخيص مصلحت نظام با اصلاح موارد جزيی از قانون اساسی به صورت کاملا سربسته و منقطع که شمه ای از آن نيز مشاهده شد و احتمال پيگيری آن فراوان است، علاوه بر اينکه هزينه های حکومت را کاهش ميدهد، ورود مردم را به اين عرصه حساس که ميتواند باعث دگرگونی کلی اوضاع و از دست رفتن کنترل شود را منتفی ميکند. در پايان بايد گفت به نظر من انجام رفراندوم در شرايط کنونی ايران نه کاری عملی است و نه يک آرمان دور و بعيد، بلکه نشان دادن راه نوينی برای خروج از انسداد سياسی است که ميتوان به سوی آن گام برداشت. رفراندوم آينده نگاری واقعيتی امکان پذير است که ميتواند در ميان مدت توتاليترهای ايران را در فکر از دست دادن آرمان قدرت خود، وادار به تعديلاتی خود جوش در رويه های جاری کند. مجيد- اصفهان

حضراتی که بيست و چند سال جای پای خودشان را سفت و محکم کرده اند قصد تکان خوردن يا در معرض خطر قرار دادن منافعشان را ندارند از اين رو است که می گويند : رفراندوم در قانون اساسی تعريف شده و مشخص است و رفراندوم خارج از قانون اساسی که رفراندوم نيست بلکه بر اندازی حکومت است که جمهوری اسلامی هرگز زير بار چنين اشتباهی نمی رود. (جالب است که از نتيجه رفراندوم و مخالفت عمده مردم با حکومت فعلی مطلع هستند و به خواست مردم پشت کرده باز هم دم از جمهوری اسلامی می زنند. اگر معنای جمهوری اسلامی ناديده گرفتن حقوق و خواست مردم و تصميم گيری ولايت فقيه به جای ۷۰ ميليون نفر است حکومت شاهنشاهی چه بود؟ حکومت شاهنشاهی چاله ای بس گود بود که به سختی از آن خارج شديم چه کنيم با چاهی که به آن افتاديم؟ علی - دوبی

به زانو در آمدن دولت در تمامی زمينه های مختلف اقتصادی و سياسی و اخلاقی و دينی و اجتماعی و غيره که ديگر بنيانهای اخلاقی فرو ريخته است و ديگر کسی گوشش به حرف دولت (که بايد هماهنگ کننده و دلسوز ملت باشد و ملت هم به اين نتيجه رسيده باشند ) بدهکار نيست و روحانيون ديگر حرفشان برای خودشان هم اثر ندارد فکر می کنم خود حاکمان هم بدشان نمی آمد که بصورتی عرصه را ترک کنند و قدرت را به صاحب اصلی اش بدهند ولی دو مشکل باقی می ماند يکی منافع قدرت و دل کندن از اينهمه نعمات بی حساب و ديگری ترس از آينده و لزوم پاسخگويی به مردم از عملکردهای ناصواب گذشته نمی گذارد به اين راحتی ها آنها تصميم بگيرند. سهراب

اگر اين رفراندوم زير نظر سازمان ملل متحد صورت گيرد و مردم ايران به يک نظامی رای دهند که در آن دين از دولت جدا باشد و در قانون اساسی جديد به حقوق بشر احترام گذاشته شود در آن صورت فرق ندارد که نظام آينده ايران مشروطه سلطنتی باشد يا جمهوری دموکراتيک و مردم ايران به خواسته خود که برقراری قانون مدرن امروزی و آزادی در همه نوع آن است خواهند رسيد. ولی اگر قانون اساسی کنونی اصلاح شود به نوعی که نهادهای غيرپاسخگو، پاسخگو و دين از دولت جدا نشود اين رفراندوم اگر برگزار شود هيچ فايده ای نخواهد داشت. حسين - بيرجند

به عقيده من جامعه ايران بايد به شکل حرکت های درونی اقدام به آموزش شهروندان نمايد بصورتی که شهروندان و بدنه عام جامعه بتواند استنباط درستی از حقوق اساسی - حقوق بشر - حاکميت و ... داشته باشد اگر ما اين پيش نياز را حل نکنيم هر گروه و جنبشی می تواند به ديکتاتوری جديدی بيانجامد. محمد - تهران

به نظر من اگر در اين کشور صد بار و هزار بار ديگر رفراندوم برگزار شود مردم باز هم خواهان يک حکومت دموکراتيک دينی خواهند بود حالا فرق نميکند که راس آن حکومت چه کسی باشد. مردم خواهان يک حکومت دموکراتيک واقعی دينی هستند که در آن خبری از استبداد دينی و نفی آزاديهای مردم نباشد تجربه نشان داده که در اين کشور هر حرکتی که مبنای دينی نداشته است شکست خورده است هر چند سوءاستفاده ها از دين و دينداری اين ملت خيلی زياد بوده است من هم به نوبه خود به عنوان يک جوان ايرانی مسلمان که افتخار ميکنم که يک ايرانی مسلمانم نيز خود خواهان حکومتی دموکراتيک و دينی هستم و ميدانم که اکثريت ملت ايران هم چنين چيزی خواهند خواست. البته ايرادی که دارم اين است که بايد در قانون اساسی يک تضمين صددر صد عملی برای حاکميت ملت وجود داشته باشد. محمد - قم

با کسانی که برنامه براندازی برعليه دولت و کشوری داشته باشند چگونه می بايست برخورد کرد؟ دولت وقت نسبت به آنان چه عکس العمللی نشان خواهد داد؟ دررابطه با رفراندم بنظر ميرسد که ريشه مطلب در براندازی حکومت جمهوری اسلامی ايران باشد تا اصلاح ، زيرا مدعيان اين امر دارای سابقه درخشانی تاريخی درکشور خود نمی باشند بعنوان نمونه جناب آقای يزدی اگر نسبت به کشور خود ايران علاقمند بود می بايست در زمان جنگ حتی برای يک روز مانند ديگران سر به جبهه جنگ می زد و از نزديک با دشمن ستيز می نمود. مگر آقای چمران نبود که دين خود را نسبت به مملکت خود ادا نمود. و اين درحالی است که آقای يزدی و آقای چمران تحصيل کرده آمريکا می باشند لکن يک حراف است و ديگر مرد عمل بود. خلاصه کلام اينکه جنگ بر سر تصاحب قدرت است نه رفاه و آسايش مردم. و مطرح کردن اينگونه مطالب جو کشور را بسوی خشونت سوق خواهد داد و اميد بيگانگان را نسبت به حاکميت بر ايران افزايش خواهد داد. توکلی - تهران

در جواب بعضی خوانندگان بايد بگويم مشکل از بی فرهنگی و يا شعور سياسی پايين مردم نيست. بلکه آن عده که به بی کفايتی رژيم اذعان دارند، هنوز رژيم جايگزين مناسبی برای آن نيافته اند. آن عده که به بی کفايتی و فساد رژيم اعتقاد ندارند هنوز در بند تبليغات هشت سال جنگ رژيم هستند که با توجه به حالت خاص مردم در آن دوره که هر چه را اينها می گفتند وحی منزل و در راستای منافع ملت ايران و اسلام می پنداشتند. مردم در اين هشت سال شستشوی مغزی شده اند.اين حکومت با "تبليغات" روی پا ايستاده است. نرگس - قم

همه اين حرفها و بحثها بر سر اين است که چه کسی حکومت کند و چه کسی منابع اقتصادی را در دست داشته باشد. امروز در بخشی از سناريوی جهانی هستيم که بحث رفراندوم در مملکت ما را مطرح ميکنند. آنهم کسانی که در کشورهای خارج و بيرون از گود نشسته اند و بدون حرف حساب و معرفی يک راه حل اساسی، حرف ميزنند. نيازی به رفراندوم يا چيز ديگری نيست. همينطور که هست خوب است. سناريوی جهانی مسير خودش را ميرود.ايرانی - تهران

کسانی که به راحتی از رفراندوم صحبت ميکنند، انگار فراموش کرده اند که با چه حکومتی سر و کار دارند و گويی گمان می کنند که در کشوری مثل سوئيس و امثال آن زندگی می کنند که نظر و رأی مردم نقشی در سياست های جاری کشور دارد. حکومتی که به هر اقدام ضدمردمی دست می زند تا امکان بقای خود را از دست ندهد، مگر به همين سادگی شرايط رفراندوم را فراهم می آورد؟ مسلماً برای رسيدن به رفراندوم بايد انقلابی در ايران صورت گيرد. اما آيا چند درصد مردم ايران اهل چنين خطر کردنی هستند. و مگر چند درصد مردم واقعاً با اين حکومت مخالف خقيقی هستند به جز طبقه ی روشنفکر که بدبختانه محدود شده است به فضای محدود شده ای همچون دانشگاه. آيا با اين فضای بسته سخن از رفراندوم و امکان تحقق آن جز ساده انگاری چيز ديگری است؟ صهبا - تهران

برگزاری رفراندوم خود تنها هدف نيست بلکه روشی برای اتحاد و مبارزه مردم آزاديخواه در سراسر جهان است. اين طرح حکومت ايران را وادار به مخالفت با آن کرده و چون دمکراتيک است آن را در جهان با انزوای بيشتر مواجه ميکند و از طرف ديگر آنتی تز طراحان حمله نظامی به ايران است. مخالفان آن واقعا چه سناريو ديگری پيشهاد دارند به جز انفعال؟ تا همين جا هم ببينيد چه قدر مطالب خوب و مفيد در رسانه هايی مانند بی بی سی در جهت آگاهی بخشی مردم منتشر شده است اين خود بسيار با ارزش است. حکمت - تهران

به نظر من تا زمانی که مردم از نظر فرهنگی و فکری به آن حدی که بتوانند حق خود و حاکميت را در مقابل يکديگر تشخيص دهند مشکل خواهد بود که دموکراسی و جامعه ی مدنی شکل بگيرد همچنان که حتی روشنفکران ما هم در اوايل انقلاب تحت تاثير احساسات و شرايط زمان، به قولی عوام زده شدند. ضمنا پراکندگی جمعيت و عدم مطالعه و سنت گرايی های افراطی و... مزيد بر مشکلات است. جامعه درشرايطی است که نظاميان می خواهند قدرت را تصاحب کنند... در جامعه ای که برخی حاضرند رأی خود را به مبلغ اندکی بفروشند و يا برای رأی خود به اندازه يک جفت کفش ارزش قائل نشوند تغيير قانون به تنهايی مشکل را حل نمی کند. ضمنا فرار روشنفکران از ايران مشکل را چند برابر کرده و می کند. البته اگر قانون اصلاح شود و يک عزم ملی و همگانی برای ايجاد جامعه ای پويا و پيشرفته ايجاد شود يقينا بهتر از وضع فعلی خواهد بود. پورمحمد - ايران

من هم به عنوان يک جوان ايرانی از اين حکومت راضی نيستم و مانند اکثريت معتقدم که بايد اين شيوه حکومت عوض شود. اما يک سؤال مهم برای خودم وجود دارد و آن هم اينست که بر فرض رفراندومی برگزار شد و قرار شد تا سيستم حکومتی عوض شود. خب حالا اين سيستم چگونه خواهد بود؟!! به نظر من مشکل اساسی در اينجاست که شيوه حکومت جايگزين هنوز تعريف نشده است و کسی پاسخ جدی به اين سوال نداده است. اين شيوه حکومت بايد بگونه ای باشد که قوانين شرع مقدس اسلام در آن لحاظ شده باشد (به هر حال اکثريت مردم اين کشور مسلمان هستند) و از طرفی خواست اکثريت مردم نيز در آن رعايت شده باشد. حال چه اين شيوه حکومت به طريق رفراندوم و يا خدای نکرده انقلابی ديگر- که اگر اتفاق بيافتد در بهترين حالت در ۲۵ سال بعد همين جا هستيم که امروزه ايستاده ايم - انتخاب شود، باز به همين نظام ميرسيم. چون از ابتدا خواست همين بود. به نظر من يک دور باطل تکرار خواهد شد، البته با کمی جرح و تعديل. يک قسمت ديگر هم عرض کنم و آن اينکه به نظر من مشکل اساسی در ايجاد اين حکومت تئوکراسی اوليگارشی مآبانه اين است که حکومت در ايران مقدس شد و لذا امکان نقد آن از بين رفت. مطمئناً حکومت غير معصوم مطلقه که تقدس يابد، فاسد می شود. مثلاُ سال پيش طبق گفته آقای خامنه ای سال پاسخگويی سه قوه بود. چرا خودشان در مورد مسئوليت های خود پاسخگويی نکرد؟! محمد - کرج

رفراندوم چيزی که به بار نمی آورد شعور اجتماعی و سياسی است. برای مردمی که در فقر فرهنگی دست و پا می زنند. مردمی که يک بار باور کردند روحانيون پول نفت در سطل آشغال در خانه هايشان خواهد گذاشت هر دروغی را باور می کنند. مشکل ايران از مردم ايران است ابتدا بعد از حاکميت... کاوه - تهران

آقای يزدی و دوستانشان متأسفانه همان اشتباهات و تحليلهای غلط خود را تکرار کرده و انحراف از بديهيات و اصول اوليه دموکراسی و حقوق بشر را تحت عناوين مردم سالاری دينی و جمهوری اسلامی و... به مردم و کشورمان تحميل ميکنند. جنيش اصلاح طلبی ملت ايران در اهداف دموکراسی طلبی و آزاديخواهی کاملا مصمم و در روشهای رسيدن به آن غيرخشونت طلب و مدرن می باشد و تجربه بيست و اند سال مخصوصا تجربه هشت سال دوران رياست جمهوری آقای خاتمی ضرورت تغييرات بنيادين در قانون اساسی را جهت هرگونه اصلاح امور مشخص می سازد. ميرک - ايران

 کجای ولايت مطلقه فقيه که ستون قانون اساسی فعلی است، با اصل کرامت انسان و حقوق ذاتی اش و بالاتر اصل توحيد و نفی بردگی و ولايت زور که قلب اسلام است سازگاری وجود دارد؟
 
حسن از واشنگتن

از ديدگاه يک حقوق خوانده و مسلمان امروزی بگويم که من هرگاه به قانون اساسی فعلی در جمهوری اسلامی می نگرم اولين چيزی که از اين متن به مشامم می خورد وجود يک رشته عجيب از مفاهيم مربوط و يا نزديک به نظام های قبيله ای و سلطانی دوران گذشته است که در آنها کرامت و حقوق مندی ذاتی برای انسان مورد انکار بوده و هر چه امر و نهی، چه به نام قانون سلطانی و يا الهی، بوده است با هدف تثبيت بردگی آدمی و تسليم پذيری او در برابر اراده انواع خدايان زمينی صورت گرفته است... به عنوان مثال همين که اراده ولی فقيه مطلق فرض شده يا اينکه رأی اکثريت بدون استصواب ايشان يا نمايندگانش بی اعتبار دانسته می شود يا اينکه نابرابری آشکار در حقوق ميان زن و مرد، ميان اقوام و مذاهب... در آن نهادينه شده است. اسلام اگر مخالف مطلق بردگی انسان است، که هست، و ايمان به خدای يکتا اگر مستلزم نفی هرگونه ولايت زور است، هرگز با اين قانون اساسی قابل جمع نيست. من واقعا در عجبم از برخی کسان که چگونه نمی توانند از ديد انسان صاحب حقوق ذاتی که مهمترين آن حق ولا يت شخص بر خودش است، و اسلام لااکراهی، دست به روشنگری از پايگاه دينی بزنند؟ اين افراد بايد توضيح دهند که کجای ولايت مطلقه فقيه که ستون قانون اساسی فعلی است، با اصل کرامت انسان و حقوق ذاتی اش و بالاتر اصل توحيد و نفی بردگی و ولايت زور که قلب اسلام است سازگاری وجود دارد؟ حسن - واشينگتن

بحث برگزاری رفراندوم تنها زمانی ميتواند جدی گرفته شود که از سطح نخبگان و سياستمداران به بخشهای ديگر جامعه سرايت کند و تبديل به يک گفتمان ملی شود. زمانی اصلاحات از حمايت گسترده ای در ميان مردم برخوردار بود و آن حاصل زمينه های اجتماعی و تلاش نظريه پردازان آن بود، حالا بايد ديد چنين زمينه هايی برای جنبش رفراندوم نيز مهيا است؟ نیما - شیراز

 گيريم که ربع قرن پيش مردم به اين قانون اساسی رأی دادند امروز فرزندان همان مردم ميگويند اين قانون اساسی بايد عوض شود. اگر آقايان از پايگاه مردمی خود مطمئن هستند اينکه ديگر بحث وجدل ندارد.
 
ايرانزاد از تهران

تصوری که نسل اول از جمهوری اسلامی داشت اين بود که جمهوری است ورأی اکثريت مطلق مردم حرف اول و آخر را ميزند و همچنين اسلامی است که در آن حقوق انسان رعايت ميشود مانند آزادی بيان وعقيده و غيره. ولی قرار نبود که شورای نگهبانی پيدا بشود که به جای مردم رأی بدهد و از طرف مردم حرف بزند، پولهای مردم را بذل و بخشش کند و يا در جاهايی که خودشان می پسندند خرج کنند، و روزبروز به تعداد معتادان و فقيران بيافزايند. و نيز قرار نبود که آقايان به ثروت اندوزی روی آورند و بجای گسترش عدالت کارهای ساواک را انجام دهند و از آن حد هم فراتر روند. از طرفی در اين حاکميت دوگانه (دولتی و رهبری) هيچکس مسئوليت کارهای خود را به عهده نميگيرد. مردم دسته دسته کشته ميشوند و هيچکس استعفا نميدهد و غيره. همين حاکميت دوگانه دو برابر همه دولتها بار مالی به دوش مردم گذاشته است و در هر سازمان و ارگانی يک نماينده يا رهبر است. و از آنجايی که مراکز قدرت و تصميم گيری متعدد است و نيز همه «آقايان» خود را موظف ميدانند که در همه امور نظر بدهند، علاوه بر بار مالی کارها روی اصول انجام نميگيرد..... در کشورهای ديگر احزاب برای جلب آرای مردم سعی ميکنند خدمات بهتری را ارايه دهند. اينجا بايد تظاهر کرد که ذوب در ولايت هستی و به تخريب رقيب پرداخت و او را از صحنه بيرون راند وهر عمل خلافی هم که انجام دهند مجازات نميشوند. بازنشسته هم نميشوند بلکه قلمها را ميشکنند دهن ها را ميبندند تا افشاگری نکنند... ۲۶ سال است که اين آقايان حاضر به تغيير خود نيستند، آن را جزو اصول ميدانند. در گردونه قدرت هستند. حاصل بودنشان را هم ميتوان در جامعه به وضوح ديد! مجموعه اين فاکتورها ثابت کرده است که اين نظام کارآمد نيست. ۲۶ سال مدت کمی نيست. فاطمه - تهران

مشکل فقط تغيير قانون نيست بلکه اجرای قانون هم هست. گيرم قانون رو به بهترين شکل عوض کردند. ولی وقتی اين قانون رو ميشه با ۵۰۰۰ تومن از يک سرباز نيروی انتظامی خريد پس اين قانون چه ارزشی داره؟ رضا - ويرجينيا

يکم - آقای يزدی ميخواهند شترسواری کند، اما دولا دولا! به جای اينکه به پرسش پاسخ روشن بدهند. از اصل قضيه طفره ميروند و مسئله تشکيل جبهه دمکراسی خواهی را پيش ميکشند در صورتی که خودشان هم ميدانند بالاخره بايد اهداف و خواسته ها مطرح شود تا به تدريج جبهه هم شکل بگيرد. دوم - پاسخ منطقی همان است که آقای آجودانی داده اند: اولا نسلی که در ۵۷ به جمهوری اسلامی رأی داد شناخت درستی از آن نداشت، ثانيآ همان محتوای ناشناخته را هم در سال ۶۸ به زيان حاکميت مردم تغيير دادند، ثالثآ: گيريم که ربع قرن پيش مردم به اين قانون اساسی رأی دادند امروز فرزندان همان مردم ميگويند اين قانون اساسی بايد عوض شود. اگر آقايان از پايگاه مردمی خود مطمئن هستند اينکه ديگر بحث وجدل ندارد. مگر آقای خمينی روزي که وارد ايران شد در بهشت زهرا نگفت گيريم که پدران ما به پادشاهی رأی دادند ما امروز آن را نمي خواهيم.‍ امروز هم مردم ميگويند ما برای تعيين نوع حکومت رفراندوم ميخواهیم. آقايان اگر از رأی مردم نمي ترسند، بگويند بسم الله. ايرانزاد - تهران

اروپا بايد مردم ايران را در برگزاری رفراندم و تغيير اساسی در نظام حکومتی ياری دهد. البته هر نوع کمکی بايد در درون کشور صورت گيرد. زيرا نيروهای خارج از کشور همه راههای خود را آزموده اند و هر چند که مردم ايران از اين طريق متحمل خسارات فراوانی شده اند هيچکدام از رهبران گروههای سياسی خارج يک بررسی از عملکرد و اشتباهات خود ارائه نداده اند. اگر مردم ايران در مقابل سيستم فعلی حاکم تنها بمانند، خطری جدی منطقه را تهديد می کند. ناگفته پيداست که اگر ديوانه ای آتشی در خليج فارس بيفروزد دود آن مستقيم به چشم اروپا وارد خواهد شد. باغبانی - هلسينکی

خواست مردم همين اعلام نظر است که سالهاست از آن محروم هستند. من کاملا يقين دارم که روزی اين کار محقق خواهد شود. اميدوارم هر کسی که خود را نايب خدا ميداند روزی به اين فکر کند که در محضر خدا چه جوابی خواهد دارد... پیام - تهران

برای رسيدن به دموکراسی وآزادی، بهترين راه حمايت از اصلاحات درونی است. برگزاری رفراندوم آن هم با چنين شرايطی در حال حاضر بعيد به نظر ميرسد. کاوه آهنگر - ايران

در يک کلام، به کسانی که حرف از برگزاری رفراندم می زنند اعتماد ندارم. خيلی از آنها هيچ اطلاعی از شرايط اجتماعی درون ايران ندارند. حرف زدن از ايران برای آنها به عنوان يک تفريح و سرگرمی عصرانه تلقی می شود. آنها اجازه بدهند به کسانی که در مورد وضعيت ايران آگاه هستند و شرايط اجتماعی آن را با تمام وجود حس می کنند نظر دهند و تصميم بگيرند و عمل بکنند. سخنان ابراهيم يزدی واقعا واقعی تر و نزديک تر و حقيقی تر است. مردم بايد دست به رفتاری بزنند که زمامداران نتوانند تخلف کنند و حقوق مردم را پايمال کنند. محمد حکيمی - تهران

اين قانون اساسی به زمانی که افراد کم تجربه زمام امور را در دست داشتند تعلق دارد نه عصر حاضر. اين قانون و قوانين مدنی (داد گستری) موجود در ايران اصلی ترين چيزی است که مردم ايران خواهان تغيير آن هستند.... مسعود - قم

قبل از هر چيز من ميخواهم بدانم اين طرح رفراندم از کجا ناشی ميشود. به نظر من جای اثر انگشت امريکا سراسر آن را فرا گرفته و باز هم با جلو انداختن عده ای و دادن وعده های توخالی با هزينه ای ناچيز ميخواهند حکومت مورد نظر خود را در ايران مستقر و به مردم تحميل کنند. من نميدانم چرا در هيچيک از اين کشورها با حکومتهای خودکامه که مردم کشورشان را به بدترين نحو سرکوب ميکنند ولی حافظ منافع امريکا و اسرائيل هستند صحبتی از رفراندم و آزادی و حقوق بشر نيست. در اين کشورها فرياد های آزاديخواهانه مردم را که بر ضد منافع آمريکا است را به بهانه خرابکاری و شورشی خفه ميکنند. بنا براين من به هيچ کدام از اين طرحها و انقلابهای رنگارنگ اعتمادی ندارم... ولی باز حداقل صحبتهای اقای يزدی به واقعيت نزديکتر است. آزاده - کاليفرنيا

من کاملا با رفراندوم موافقم و به عنوان يک جوان نسل سومی به هيچ وجه اين قانون اساسی را قبول ندارم. رضا - لار

با وجود آنکه مردم نسبت به پاره ای از امور ناراضی هستند، اما اصل انقلاب و جمهوری اسلامی را دوست دارند و اگر قرار شود که انتخاب ديگری صورت پذيرد، دوباره مردم جمهوری اسلامی را انتخاب می کنند. من که شخصا ترجيح می دهم همين ها بر من حکوت کنند نه افرادی که در ماهواره و تلويزيون اپوزيسيون مشاهده می شود. محمد کاظم فرقانی - يزد

من جوانی همسن با انقلاب ۵۷ هستم و بنابراين سالگرد جمهوری با سالهای عمر من و سالهايی که زير سنگينی آن سر کرده ام برابر است. مردمی که در آن زمان به حکومتی که فقط اسمی از آن به گوششان رسيده بود رای آری داده اند، اکثرشان از کرده خود پشيمانند و اشتباهات آن زمان خود را به کم اطلاعی خود از اوضاع آن روزگار نسبت می دهند. اما مسلم است که در شرايط فعلی هيچ کس نمی تواند اين بهانه را در برابر کارهايی که بايد انجام شود بياورد و در مشارکت ملی در ايجاد يک حکومت دموکراتيک کوتاهی کند. اما نکته مهم آگاهی دادن به کسانی است که به منابع اطلاعات عمده مثل اينترنت و ماهواره دسترسی ندارند و هنوز گرفتار عوام فريبی رژيم هستند. فرشاد - تهران

با طرح همه پرسی برای تغيير قانون اساسی قصد دارند عمر رژيم جمهوری اسلامی را افزايش دهند. ما هنوز آن جنبش اصلاح طلبان و خاتمی را فراموش نکردايم که چطور مردم را به مسخره گرفتند. حسين - تهران

هشت سال دولت اصلاحات، اگر هيچ دستاورد بزرگ سياسی نداشت لااقل اين فايده را داشت که هم به ملت و همه دنيا نشان داد که چه رژيم سرسختی روی کار آمده است. از آنجايی که مردم از روش های خشونت آميز رودررويی با رژيم خودداری می کنند لذا گزينه های زيادی برای اصلاح امور باقی نمی ماند. رفراندوم برای تغيير قانون اساسی در واقع گزينه صلح آميز برای خروج از بحران رو به تزايد سياسی در ايران است. اگر اين آرزو ورد زبان مردم کوچه و بازار شود، تنها شيوه برگزاری آن مورد سئوال قرار خواهد گرفت نه اينکه اصالت اين گزينه مورد مناقشه قرار گيرد. مشکل طرفداران رفراندوم در واقع اينست که هنوز واکنشی از بطن کوچه و بازار در پذيرش اين آرزو نديده اند. از اين رو است که آقای يزدی اميدی به رفراندوم ندارد و باز از هم اينروست که اقای آجودانی مدعی است مردم به حقوق ملی خود آگاهی ندارند. با اين وجود تصور اينکه مردم هرگز واکنشی از خود بروز نخواهند داد کاملا اشتباه است. اتفاقا همين بحث و مناقشه کاملا ضروری است و باعث تحريک افکار عمومی می شود. اين مباحثات زمينه قبلی برای روزی فراهم می آورد که مردم در برابر عمل انجام شده ای نظير سال ۵۷ قرار می گيرند. در چنان روزی مردم بايد بدانند به چه قانونی رأی خواهند داد تا يکبار ديگر کلاه سرشان نرود. کامبيز - تورنتو

به نظر من برگزاری رفراندوم از ضرورت و لزوم زيادی برخوردار است. در زمانی که مردم به اين قانون اساسی رأی دادند اين جمعيت ۳۰ ميليونی که اضافه شده اند کجا بودند و از کجا معلوم که آنها نيز اين قانون را قبول داشته باشند. در ضمن بعد از اين رأی گيری قانون ۲ بار مورد تجديد نظر واقع شد و بيشتر تغييرات در مبحث رهبری و حذف نخست وزيری و.... است. پيام - اصفهان

اگر تمام اپوزسيون بر سر آقای عباس امير انتظام به توافق برسند و ايشان کانديد شوند این خود يک رفراندوم است. اگر حکومت او را بی صلاحيت تشخيص دهد آنگاه جرقه ای خواهد شد و حرکتی چون گرجستان و اوکراين یا قرقيزستان تکرار خواهد شد. آزاده - شیراز

در اينکه قانون اساسی ايران دارای مشکلاتی است هيچ شکی نيست، اما ای کاش در اين فراز از همين مشکلات سخنی به ميان می آمد آنگاه بهتر ميشد به تناقضات قانون اساسی اشاره کرد. وقتی در اين فراز کوتاه از مشکلات قانون اساسی می گوييد و بطور جزيی هم به آن اشاره نمي شود آدم خيال ميکند فقط خواستيد مطلبی به صورت بزن دررويی چاپ کنيد تا صفحه تان پر شود. اگر اينگونه بحث ها موشکافانه تر پيش گرفته شود مسلما در روشنگری آينده جوانان مفيدتر خواهد بود. علی - تهران

من هم مثل اکثر مردم ايران با رفراندم و يا هر تحول مسالمت آميز ديگر موافق هستم. اما وقتی به شرايط موجود کشور و موقعيت حاکمان نگاه ميکنم، چشم انداز را تيره و تار می بينم. حاکمان دو دهه ميهن ما کسانی هستند که از ميلياردها درآمد ملی کشور ما سهم ميبرند، از امتيازهای ويژه در زمينه واردات، صادرات، توليد صنعتی، سرمايه گذاری داخلی و خارجی، انبوه سازی ساختمان، کشاورزی و خدمات بانکی و صدها عرصه ديگر برخوردارند. اميدوارم که جنبش تحول طلبی مردم کشور ما با حمايت جامعه جهانی (بدون دخالت مستقيم) به حدی برسد که سران را مجبور به پذيرش خواست بر حق ملت کند. حسن جمالی - اصفهان

قانون اساسی يک ملت زمانی مردم دوست است که تازه، روشن، قابل انعطاف، دقيق، ضد تبعيض، انساندوست و آزادمش باشد. به عبارتی ديگر قانون اساسی همانند علم و دانش، صريح، تغييرپذير است. حال چطور می توان تصور کرد که در سرزمينی تاريخی که نمايانگر نخستين بناهای برابری، و همچنين پيشرفته ترين قوانين و فرهنگهای کهن دنيا بوده است، امروزه قانون اساسی فرسوده، تغيير ناپذير و متعصبی پا بر جا باشد. محسن - هلسینکی

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران