«بت سازی و بت پرستی در عصر تبلیغات»

  • 30 سپتامبر 2016 - 09 مهر 1395
حق نشر عکس Getty Images
Image caption این آقا «رینگو استار»، طبّال گروه «بیتلها» بود، که اسم واقعیش «ریچارد استارکی» بوده است، که حالا ۷۶ ساله است و هفت تا نوه دارد و صد و پنجاه میلیون پوند ثروت.

سلام. با اجازۀ اهل تحقیق و قیاس و استقراء، می خواهم دربارۀ یکی از خصوصیات جامعۀ انگلیس، که حالا چهل و یک سالی است که در گوشه ای از آن ناظر خاموش عدّه ای از مردم پایتختش بوده ام، درست یا غلط، حکمی صادر کنم. چی شد که به فکر حکم صادر کردن افتادم؟ حالا عرض می کنم، از این قرار:

چند وقت بود، سر شبها، از سه تا خانه آن ورتر صدای طبل می شنیدم، از این طبلهای موسیقی پاپ که چند تا سِنج هم دارد: دارارام، دیری ریم، دیم، دام، جینگ! در یک سلام و علیک با آقای همسایه، معلوم شد که ماشاء الله، ماشاء الله، چشمم به کف پاش، پسر چهارده ساله اش، در موسیقی پاپ، استعداد خارق العاده ای دارد.

این طور که پدر بچّه با کمال فروتنی می گفت: «آوازش هم خوب است. از بیتلها (۱) الهام می گیرد. در آواز از جان لِنون، در طبل از رینگو استار . ما هم تشویقش می کنیم. البـتّه درسش را هم می خواند، امّا علاقۀ اصلیش موسیقی پاپ است.»

حق نشر عکس PA
Image caption به وضع و حالت این دوتا پسر بچّه در مقابل توپ فوتبال و در مقابله با همدیگر در فاصلۀ شکست و پیروزی خوب نگاه کنید. چه می بینید؟

حالا اگر عصرها، یا روزهای تعطیل، بروید توی پارک پشت خانۀ ما که بچّه و بزرگ توش فوتبال هم بازی می کنند، از ده تا پدری که با پسرهای شش، هشت، ده، دوازده ساله شان پا به توپ می زنند، بپرسید، اقّلاً یکیشان دربارۀ استعداد خارق العادۀ او در فوتبال، حرفهایی شبیه حرفهای پدرآن یکی تحویلتان می دهد (۲).

توی دنیای امروز که همۀ کارها تخصّصی شده است، و روز به روز هم تخصّصی تر می شود، از لحاظ شغل و حرفه، هر آدمی جزئی از ماشین آلاتِ کارخانۀ زندگی در جولانگاه تمدّن است. مثلاً فلانی طبیب است، نه به معنی عهد «ابن سینا» در کتاب «قانون»(۳)، در تشخیص و درمان همۀ بیماریها، بلکه فقط در «مجاری ادرار» تخصّص دارد، و خودش برای هر درد و عارضه ای باید متخصّص حاذق و قابل اعتمادی سراغ داشته باشد.

در یک همچین دنیایی، در جنگل مولای تخصّصهای شغلی و حرفه ای، آدم باید از کار روزانه که خلاص می شود، برگردد به زندگی فردی و خانوادگیش، و از قالب ماشینی کارخانۀ تمدّن در بیاید و «انسان» بشود. یعنی فکر بکند، تفریح بکند، آواز بخواند، ساز بزند، برقصد، بگردد، تماشا بکند، کتاب بخواند، و خلاصه با مشغول کردن خودش با چیزهایی که او را از حیوانیت، به آدمیت، و از آدمیت به انسانیت، رسانده است، به زندگی فردیش معنایی دلپذیر و خرد پسند بدهد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption این هم عکس یکی از «فلانی»های موسیقی پاپ امروز که در مصاحبه ای «گفتانیده» است: « من هرگز نمی‌خواهم طوری رفتار کنم که احترام بچه‌ها و والدین‌شان را از دست بدهم... می‌خواهم مورد احترام همه باشم!»

بچّه تان، مثلا، گیتار می زند، آوازش هم بدنیست، چه عالی! این چیزها در زندگی به ش شادی خواهد داد و نخواهد گذاشت احساس تنهایی یا افسردگی بکند! بگویید ببینم، می خواهد وارد جامعه که شد، چه کاره باشد؟ می گویید خوانندۀ پاپ؟ مثل کی؟ مثل «فلانی» (۴)، که در سیزده سالگی آواز خوانِ پاپش کردند، و با ترفندهای تبلیغاتی ازش برای نوجوانها بت ساختند، و حالا، در بیست و دو سالگی، درآمد سالانه ش بین شصت تا هشتاد میلیون دلار است؟

نه! هولناک است! این خلاف قانون طبیعت و خلاف مذهب تاریخ است. نه، نه! آن حکمی که گفتم می خواهم صادر کنم، این است که این دجّال بازیها نظم کارخانۀ تمدّن را به هم خواهد ریخت. بخش وسیعی از ثروتهای ملّی که حاصل کار واقعی آدمهای واقعی جامعۀ واقعی با شغلها و حرفه های واقعی است، به هدر خواهد رفت، و بیماری فقر جامعۀ بشری را دچار فاجعه خواهد کرد، فاجعه ای سخت، سخت و وحشتناک!

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه‌ای از لندن (۵۱۷) جمعه ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۶

زیرنویسها:

۱- «بیتلها» (The Beatles): گروه چهار نفرۀ معروف موسیقی پاپ بریتانیا در دهۀ ۱۹۶۰، به نامهای جان لنون (John Lennon)، پل مک کارتنی (Paul McCartney)، جورج هریسون (George Harrison)، و طبّال آنها، رینگو استار (Ringo Starr)، که شهرتشان عالم را گرفت و آدم را مات کرد.

۲- در حال حاضر، در انگلیس، پسر بچّه هایی که توی پارکها با شور و حرارت فوتبال بازی می کنند، آرزوشان این است که در آینده، نه پزشک، مهندس، استاد دانشگاه، وزیر، نخست وزیر، تاجر، روزنامه نگار، خلبان، پلیس، فلان، یا بهمان، بلکه «دیوید بکام» (David Beckham)، یا «دنیا به کام»، فوتبالیست حرفه ای بشوند، که درآمد سالانه اش چیزی در حدود سه میلیون و چهار صد هزار پوند است.

۳- «قانون» یا «القانون فی الطبّ» اسم کتابی است از « ابوعلی بن سینا»، فیلسوف و استاد در همۀ علوم، در نیمۀ دوم قرن چهارم و نیمۀ اوّل قرن پنجم هجری. این کتاب در ویکی پدیا، دانشنامۀ آزاد، این طور معرّفی شده است: «قانون در طبّ یا به اختصار قانون، یکی از کتابهای ابن سینا در زمینهٔ پزشکی ا‌ست که نزدیک به هفتصد سال در مراکز علمی اروپا تدریس می‌شد. اصل کتاب به زبان عربی نوشته شده‌است و عبدالرحمن شرفکندی (هَژار) در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۶۰ شمسی، آن را به زبان فارسی ترجمه کرده‌است. این کتاب مهم‌ترین و مفصل‌ترین کتاب ابن سینا در طب و از اُمّهات کتب طبی در تمدن ایران پس از اسلام و ازجمله مهم‌ترین آثار پزشکان دنیای قدیم است.»

۴- اگر شرح حال بعضی از این «فلانی» های موسیقی پاپ امروز را، به زبان فارسی یا انگلیسی، در سایتهایی مثل «ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد» (Wikipedia, free encyclopedia) بخوانید، ملاحظه خواهید کرد که این دستگاههای تبلیغاتی موسیقی پاپ با چه آسانی ای از چه «بازیچه» هایی برای بسیاری از مردم «فارغ از فکر» چه بُتهای بزرگی می سازند و آنها را با چه ترفندهایی به ستایش و پرستش این بتها وا می دارند!