«قرائت ما از کار ایشان!»

تصویر روی جلد کتاب «قرائت» فارسی سوّم ابتدایی که حالا «خوانداری» شده است. نمی دانم تا حالا هیچ بچّۀ هشت، نُه ساله ای از آموزگارش پرسیده است «خوانداری یعنی چه؟» و اگر پرسیده است، جواب معلّم چه بوده است؟ حق نشر عکس .
Image caption تصویر روی جلد کتاب «قرائت» فارسی سوّم ابتدایی که حالا «خوانداری» شده است. نمی دانم تا حالا هیچ بچّۀ هشت، نُه ساله ای از آموزگارش پرسیده است «خوانداری یعنی چه؟» و اگر پرسیده است، جواب معلّم چه بوده است؟

سلام. نمی دانم چرا خدا از «زبان فارسی» رو گردانده است و گذاشته است که هر کس هر بلایی می خواهد، به سرش بیاورد. بارها گفته ام و بار دگر می گویم، که «ملّت» سرزمین نیست، تاریخِ حکومتها نیست، «زبان» است، و جان و سرمایه و ثروتِ زبان هم «ادبیات» سنجیده و اصیل و والای آن است.

دیگر آدم تا کی می تواند جلو خشم و جنون را بگیرد و باز هم بگوید: «آخِر، شمایِ صاحب اختیار، که یکدفعه خوابنما شده اید و «سجلّ» و «کارت ملّی» لغتهای «عربی» فارسی شدۀ مصطلح و ادبیاتی را باطل می کنید (۱) و حکم اخراج از مملکت زبان «فارسی» را به دستشان می دهید، می دانید که اگر عربها بخواهند زبان امروز خودشان را از وجود کلمه های خارجی عربی شده پاک کنند، باید برگردند به دورۀ جاهلیت، و به تمدّن و فرهنگ دنیای امروز «الوداع» بگویند؟

نه فقط عربها، بلکه گوینده های هر زبانی که در هفت، هشت هزار سال گذشته، اهل «هست در جهان» بوده اند و با علم و صنعت و تجارت و ادبیات و هنر ملّتهای دیگر در ارتباط ، همین وضع را دارند، از آن جمله انگلیسی زبانها که زبانشان امروز با قدرت ترین زبان عالم است، و نوشته های علمی و فلسفی و ادبی زبانهای دیگر، اگر ارزش و اهمیت جهانی داشته باشد، به آن ترجمه می شود، و رسمیت و اعتبار جهانی پیدا می کند. چی بگویم؟

«قرائت» (۲) یک کلمۀ «عربی» است، به معنی «خواندن»، خواندن هر چیز، امّا برای فارسی زبانها معمولاً خواندن «قرآن». اسم فاعل قرائت می شود «قارئ»، برای عربها به معنی «خواننده» به طور عامّ، خوانندۀ هر چیز، امّا برای فارسی زبانها فقط خوانندۀ قرآن.

حق نشر عکس .
Image caption تصویر یکی از «سفره»های امروزی که در قدیم به ش می گفتند «خوان»، چنانکه اشرف الدین حسینی در «نسیم شمال» فرموده است: «صلات ظهر رفتم منزل خان/ بدیدم سفره ‌چی می ‌گسترد/ خوان / به روی میز نعمتهای الوان/ گروهی جمع در آن آستانه / شتر در خواب بیند پنبه دانه ...

با تأسیس مدرسه های جدید، می آیند برای آموختن زبان فارسی در کلاسهای دبستان و دبیرستان کتابهایی تهیه می کنند. اسم آنها را چی بگذارند؟ کتاب خواندن فارسی؟ کتاب یادگیری فارسی؟ کتاب تمرین خواندن و نوشتن فارسی؟ نمی دانیم چه اسمهایی به ذهن تهیه کننده های این کتابها آمده بود، که آنها را رسا و روشن و مناسب ندیده بودند.

امّا می توانیم حدس بزنیم که، با توجّه به اصطلاح رایج «قرائت قرآن» (۳) در مکتبهای قدیم، آمدند اسم آنها را گذاشتند «قرائت فارسی»، مثلاً «کتاب قرائت فارسی کلاس سوّم ابتدایی». چند سال بود که این اصطلاح جا افتاده بود؟ هفتاد سال. شاید هم بیشتر! چه عیبی داشت که باید بیایند عوضش کنند؟ و چه طور شد که یک عدّۀ دیگر همین «قرائت» اخراجی را به جای «برداشت»، «تعبیر» و «تفسیر» نشاندند؟ مثلاً می گویند: «قرائت ایشان از دموکراسی و سکولاریسم (۴) قرائتی فاشیستی می باشد».

حق نشر عکس .
Image caption این هم تصویری از رستوران (خوراکخانه) «خوانسالار» (آشپزباشی) در جزیرۀ پُر کاش و کوش «کیش»

به جای شفاهی گذاشتند «گفتاری»، به جای کتبی گذاشتند «نوشتاری». به کار رفت، جا افتاد، قبول شد. به جای «سمعی» گذاشته اند «شنیداری»، هنوز تصدیق قبولی نگرفته است. باور می کنید که جای «قرائت» را داده باشند به «خوانداری»؟ «کتاب خوانداری سوّم ابتدایی»! ای نوح «حیرت»، از طوفان «قضا» به تو پناه می برم!

«خوان» طَبَق بود، سفره بود و «خواندار» خوانسالار و آشپزی باشی. پس حالا که عهد «پارسینه سازی» شده است، و «قرائت» را کرده اند «خوانداری»، ما هم بیاییم به «تغذیه» بگوییم «خورداری»، به «تشکّل» بگوییم «ریختاری»، به «طبّاخی»، «پختاری»، به «طهارت»، «شُستاری»، به «هزیمت»، «گریختاری». وَ قِس علیهذا!

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه ای از لندن (۵۱۸) جمعه ۷ اکتبر ۲۰۱۶

زیرنویسها:

۱- بیاییم به یکی از بهترین غزلهای حافظ نگاه کنیم. کلمه هایش را بشمریم و «می کنند» را که «ردیف» است و یازده بار تکرار می شود، فقط یک بار به حساب بیاوریم، و ببینیم نسبت کلمه های در اصل عربی غزل به کلمه های در اصل فارسی آن چه قدر است.

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند

عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتی ست که تقریر می‌کنند

ما از برون در شده مغرور صد فریب

تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند

تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز

این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند

صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید

خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

قومی به جدّ و جهد نهادند وصل دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه‌ای ست که تغییر می‌کنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

تازه یاد آوری می شود که بعضی از همین کلمه های عربی در اصل از زبانهای دیگر داخل عربی شده است، از جمله «ناموس» و «اکسیر» که اصل آنها، به گواهی «المنجد»، لغتنامۀ معروف عربی به عربی، «یونانی» است. زبانی که همۀ لغتهایش بومی و سره باشد وجود ندارد. با «خوانداری» کردن «قرائت» درد تاریخی درمان نمی شود.

۲- «قرائت» در لغتنامۀ عربی به صورت «قِراءة» ضبط شده است و مترادف است با اسم فعلِ «قُرآن»: به معنی «خواندن»، «مطالعه». همین اسم فعل «قُرآن»، به معنی «خواندن» در واقع اشارت به مفهوم «کتاب» دارد و با حرف تعریف «اَل»، به صورت «اَلقُرآن» نام «کتاب» نازل شده بر پیامبر، یعنی «کلام الله» می شود. در انگلیسی هم نام مجموعۀ نوشته های مقدّس یهودیان ومسیحیان، شامل «عهد عتیق» و «عهد جدید»، «The Bible» است، از ریشۀ یونانی (τὰ βιβλία)، به معنی مطلق «کتاب».

۳- «قرائت قرآن»: چون خواندن قرآن در نزد مسلمانان فارسی زبان با خواندن هر کتاب دیگر فرق می کند و فریضه ای است مذهبی و با دقّت و حرمت همراه است، به جای «خواندن کتاب» عبارت عربی آن را که «قرائت قرآن» است، به کار برده اند تا با زبان قرآن از قرآن یاد کرده باشند.

۴- «قرائت ایشان از دموکراسی و سکولاریسم قرائتی فاشیستی می باشد»: «همین جمله را در حدود سی و هشت سال پیش این طور می نوشتند: «برداشت ایشان از دموکراسی و جدایی دین از سیاست، برداشتی فاشیستی است». ظاهراً حالا باید در فکر استقلال و آزادی زبان بود.