«یادی از مخترع سنجاق قفلی»

تصویر روی جلد یکی از کتابهای معجزات و کرامات قدیسین مسیحی حق نشر عکس .
Image caption تصویر روی جلد یکی از کتابهای معجزات و کرامات قدیسین مسیحی

سلام. از شما می پرسم: چرا من باید از «کرامات اولیاء» (۱) و «معجزات قدّیسین» به یاد «سنجاق قفلی» بیفتم؟ الآن توی این دنیای درندشت، با هفت هزار و چهارصد میلیون جمعیتش، آیا کاخ، عِمارت، خانه، آپارتمان، کلبه، یا آلونکی هست که حتّی یک دانه سنجاق قفلی توش پیدا نشود؟ اگر باشد و پیدا نشود، باید هیچ چی توش پیدا نشود.

از در خانه تا سر خیابان، نرسیده به ایستگاه اتوبوس، با دقّت به زمین نگاه کنید، حتماً در این پانصد، ششصد قدم، حدّ اقلّ یک سنجاق قفلی پیدا می کنید.

اگر اسمی از سوزن، نخ، سوزن نخ کن، میخ، چکّش، پیچ، پیچگوشتی، پاشنه کش و امثال اینها نمی آورم، برای این است که از کشتی و ترن و هواپیما و تلفن و رادیو و تلویزیون و ماهواره و سفینۀ فضایی و کامپیوتر و اینترنت و ایمیل و پیوند قلب و امثال اینها هم لازم نیست اسمی ببرم.

اوّل این را بگویم که در لغتنامه، «اولیاء» که مفردش «ولی» است، این طور تعریف شده است: «دوستان خدا و مردمان مقدّس و پارسا». «کرامات» هم که مفردش «کرامت» است، این طور تعریف شده است: «کار خارق العاده ای که از اولیاء صادر شود و مردم از آوردن آن عاجز باشند». حالا اگر همین کارهای خارق العاده را «انبیاء» بکنند، به ش می گویند «معجزه».

حق نشر عکس .
Image caption تصویر روی جلد «تذکرة الاولیاء»، تألیف شیخ فرید الدّین عطّار نیشابوری، به تصحیح «نیکلسون».

مثلاً حضرت موسی یکی از معجزه هایش این بود که عصایش را بر زمین می انداخت، به امر خدای بنی اسرائیل به مار تبدیل می شد (۲). یا مثلاً حضرت عیسی یکی از معجزه هایش که فقط یک بار لازم شده بود، تبدیل کردن آب به شراب ناب بود (۳).

بعد از موسی، با بسته شدن در «معجزه»، نمی دانم یهوه در «کرامت» را بر اولیای قوم بنی اسرائیل باز کرد یا نه، امّا این را می دانم که بعد از عیسی، «کلیسا» در «کرامت» را بر «قدّیسین» یا اولیای مسیحی باز کرد و باز نگهداشت.

مثلاً هفده قرن بعد از عیسی، یک قدّیس مسیحی به اسم «جوزپه»، (۴) اهل آبادی «کوپرتینو»ی ایتالیا، یکی از کرامتهایش این بود که گاهی در موقع نماز دچار جذبه می شد، جست می زد بالا و توی هوا می رقصید. یا این طور که شیخ عطّار دربارۀ «بایزید بسطامی»، یکی از بزرگترین «اولیاء» خودمان می گوید، توی شکم مادرش که بود، تا مادرش لقمۀ شبهه دار به دهن می گذاشت، او در رحم مادر سخت به تقلاّ می افتاد تا مادر آن لقمه را بالا می آورد، آنوقت آرام می شد (۵).

بعد از بررسی و ارزیابی اجتماعی و فرهنگی همۀ معجزات و کرامات قدیم است، که آدم فضولباشی ای مثل این بندۀ حق به یاد «سنجاق قفلی» می افتد که آن را «والتر هانت» (۶)، مکانیک فقیر آمریکایی صد و شصت و هفت سال پیش اختراع کرد.

و آنوقت است که می بینم کردگار عالم و پروردگار عالمیان که بیرون از مشیت او هیچ چیز نیست و هیچ چیز نمی شود، از ده پانزده قرن پیش که آدمها خُرد خُرد احتیاجشان به «معجزه» و «کرامت» کم شد، به انسان عصر «علم» و «عقل گرایی» منّت گذاشت، و جای «معجزه» و «کرامت» را به «اختراع» و «صُنع» و «ابداع» و «ابتکار» تفویض فرمود که «ناچیز ترین» حاصل این عطیه «سنجاق قفلی» است و «جدیدترین» حاصل آن «کامپیوتر» است و «اینترنت». إِنَّ الصّانِعَ یُحِبُّ الصّانعین!(۷)

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه ای از لندن (۵۱۹) جمعه ۱۵ اکتبر ۲۰۱۶

زیرنویسها:

۱- « اگر بخواهیم عبارت «کرامات اولیاء» را به زبان انگلیسی ترجمه کنیم، می شود چیزی مثل «Miracles of the Saints»، که اگر آن را به فارسی ترجمه کنیم، می شود چیزی مثل «معجزات قدّیسین». زبان است دیگر، تابع فرهنگ رایج جامعه اش.

۲- در «قرآن»، در سورۀ «طه»، دربارۀ معجزات حضرت موسی چنین آمده است: «و اى موسى، در دست راست تو چیست ؟ گفت این عصاى من است. بر آن تکیه مى‏ دهم و با آن براى گوسفندانم برگ مى تکانم و کارهاى دیگرى هم براى من از آن برمى ‏آید. فرمود اى موسى، آن را بینداز. پس آن را انداخت و ناگاه مارى شد که به سرعت مى ‏خزید. فرمود آن را بگیر و مترس به زودى آن را به حال نخستینش بازخواهیم گردانید.»

۳- در باب دوّم از انجیل «یوحنّا» دربارۀ یکی از معجزه های حضرت عیسی چنین آمده است: «ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ، ﺩﺭ ﻗﺎﻧﺎی ﺟﻠﻴﻞ ﻋﺮﻭسی ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﻴسی ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ بود. ﻋﻴسی ﻭ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻋﺮﻭسی ﺩﻋﻮﺕ کردند. ﻭ ﭼﻮﻥ ﺷﺮﺍﺏ تمام شد، ﻣﺎﺩﺭ ﻋﻴﺴﻲ ﺑﺪﻭ گفت ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻪ ﻭی گفت ﺍی ﺯﻥ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ است. ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﻪ ﻧﻮﻛﺮﺍﻥ گفت ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ بکنید. ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﺶ ﻗﺪﺡ ﺳﻨگی ﺑﺮﺣﺴﺐ ﺗﻄﻬﻴﺮ ﻳﻬﻮﺩ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻳﻚ ﮔﻨﺠﺎﻳﺶ ﺩﻭ ﻳﺎ ﺳﻪ ﻛﻴﻞ داشت. ﻋﻴسی بدیشان ﮔﻔﺖ ﻗﺪﺣﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺏ ﭘﺮ کنید ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﻟﺒﺮﻳﺰ کردند. ﭘﺲ ﺑﺪﻳﺸﺎﻥ گفت ﺍﻵﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺭﺋﻴﺲ ﻣﺠﻠﺲ ببرید. ﭘﺲ بردند. ﻭ ﭼﻮﻥ ﺭﺋﻴﺲ ﻣﺠﻠﺲ ﺁﻥ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺷﺮﺍﺏ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﭽﺸﻴﺪ ﻭ ﻧﺪﺍﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﺍﺳﺖ، ﻟﻴﻜﻦ ﻧﻮﻛﺮﺍنی ﻛﻪ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻛﺸﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، می ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ. ﺭﺋﻴﺲ ﻣﺠﻠﺲ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺭﺍ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺳﺎﺧﺘﻪ، ﺑﺪﻭ ﮔﻔﺖ ﻫﺮ ﻛﺴﻲ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ ﺍوّل می ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ ﻣﺴﺖ ﺷﺪﻧﺪ، ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ آن، ﻟﻴﻜﻦ ﺗﻮ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺣﺎﻝ ﻧﮕﺎﻩ داشتی! ﻭ ﺍﻳﻦ ﺍﺑﺘﺪﺍﻱ ﻣﻌﺠﺰﺍتی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻋﻴسی ﺩﺭ ﻗﺎﻧﺎﻱ ﺟﻠﻴﻞ ﺻﺎﺩﺭ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺟﻼﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻇﺎﻫﺮ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ آوردند.»

۴- «جوزپه»، اهل آبادی «کوپرتینو»: Giuseppe da Copertino ، (۱۶۰۳-۱۶۶۳).

۵- در «تذکرة الاولیاء» شیخ عطّار نیشابوری دربارۀ این کرامت بایزید بسطامی، چنین آمده است: «جدّ وی گبر بود، و از بزرگان بسطام یکی پدر وی بود. واقعه با او همراه بوده است از شکم مادر. چنانکه مادرش نقل کند: هرگاه که لقمه به شبهت در دهان نهادمی، تو در شکم من در تپیدن آمدی، و قرار نگرفتی تا باز انداختمی.»

۶- «والتر هانت»(Walter Hunt)، مکانیک و مخترع آمریکایی که بعد از سنجاق قفلی، چرخ خیّاطی با کوک زنجیره ای، یک نوع خودنویس، جاروب ماشینی برای روبیدن خیابانها، ماشین میخ سازی و چندین اختراع به ظاهر ناچیز ولی بسیار مفید اختراع کرد، و امروز کسی از او یاد نمی کند.

۷- «صانع»: به تعریف لغتنامه «دست کار؛ پیشه ور؛ صنعتگر؛ سازنده؛ آفریننده؛ نامی از نامهای خدا: شده حیران همه در صُنع صانع / همه سرگشتگان شوق مبدع - ناصر خسرو.» اگر «الصّانع» یکی از نامهای «الله» باشد، به جای « إِنَّ اللَّهَ»، می توانیم بگوییم « إِنَّ الصّانِعَ»، و از جملۀ « إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» به معنی «خدا پرهیزگاران را دوست می دارد »، در آیۀ چهارم از سورۀ «التّوبه» الهام بگیریم و بگوییم « إِنَّ الصّانِعَ یُحِبُّ الصّانِعین».