روزنامه های تهران، حمله به موصل، شکست صلح سوریه

حق نشر عکس ایران
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ایران

روزنامه های امروز تهران، دوشنبه ۲۶ مهر در تیترهای اصلی خود از آغاز شمارش معکوس برای حمله نظامی عراق به موصل خبر داده و در مقالاتی درباره بی نتیجه ماندن اجلاس صلح سوریه در لوزان نوشته اند.

از میان اخبار داخلی گزارش هایی دال بر بهبود شرایط اقتصادی و از جمله کاهش تورم از سوی منابع رسمی با اهمیت دیده شده گرچه روزنامه های تندرو در گزارش های یکسانی از زبان مردم این گزارش ها را رد کرده و همچنان مردم را معترض و اوضاع اقتصادی را نابسامان توصیف کرده اند.

ایران در گزارش اصلی خود خبر داده که نیروهای اطلاعات و عملیات الحشد الشعبی یکشنبه اعلام کردند، عملیات شناسایی و اطلاعاتی خود را در محورهای اصلی موصل به پایان رسانده‌اند و شمارش معکوس برای آغاز عملیات نظامی در موصل آغاز شده است. احمد الاسدی، سخنگوی نیروهای بسیج مردمی عراق نیز اعلام کرد، الحشدالشعبی با ۹ هزار نفراز جنگجویان سُنی و ۵ هزارنفر از نیروهای اقلیت‌ها اعم از مسیحی، ترکمان، ایزدی و شبک وارد جنگ موصل می‌شود.

به گزارش این روزنامه چند ساعت قبل از اینکه حشد الشعبی خبر پایان عملیات شناسایی در موصل را رسماً اعلام کند، حیدرالعبادی، نخست‌وزیر و فرمانده کل نیروهای مسلح عراق با فرماندهان الحشد الشعبی در مورد آخرین تحولات موصل یک نشست فوق‌العاده برگزار کرده بود. او حضور نیروهای حشدالشعبی در عملیات موصل را یک ضرورت دانسته بود.

تفاوت های اجلاس لوزان

جعفر حق‌پناه در سرمقاله روزنامه ایران اظهار نظر کرده که کنفرانس وزیران خارجه در لوزان دو تفاوت با گذشته داشت. یکی مشارکت کشورهای بیشتر و بازیگران اصلی بین المللی و منطقه ای تا موازنه بین دو طرف ماجرا برقرار باشد. هر چند وجود این موازنه می‌توانست پیش‌بینی کننده آن باشد که لوزان به نتیجه ملموس و کوتاه مدتی نخواهد رسید اما به این معنا بود که جریان مخالف تروریسم و حامی دولت مرکزی سوریه توانسته است بالاخره این موازنه را به منصه ظهور رسانده و به طرف مقابل بقبولاند.

به نظر این کارشناس مسایل بین المللی: شاید به همین دلیل بود که کشورهای مخالف دولت بشار اسد در ادامه تلاش برای به ثمر رساندن دیدگاه‌های خود، ترکیب جدیدی را برای اجلاس آتی در لندن برگزیدند و با افزوده شدن آلمان و فرانسه و انگلیس که میزبانی نشست را برعهده دارد، برای تقویت جناح هوادار برکناری دولت بشار اسد عمل کردند.

با این همه روزنامه دولت نظر داده که: می توان حضور ایران در لوزان را که با برآورده شدن پیش‌شرط حضور عراق و مصر درنشست محقق شد، به عنوان کمک مؤثری به ایجاد موازنه در مذاکرات و تثبیت دستاوردهای مبارزه علیه تروریسم در سوریه ارزیابی کرد.

پیروز و شکست خورده کیست؟

علیرضا میریوسفی در سرمقاله وقایع اتفاقیه اتفاق های مهم در آستانه برگزاری مذاکرات صلح سوریه را چنین برشمرده: نخست اینکه ایران، روسیه، سوریه و عراق با تشکیل ائتلافی چهارگانه به هماهنگ‌کردن رویکردهای خود در قبال بحران سوریه از سپتامر ۲۰۱۵ یعنی حدود یک‌ سال قبل پرداخته‌اند که این امر تحولات میدانی را به نفع نیروهای دولتی سوریه تغییر داده و در عمل گزینه نظامی برای تغییر حکومت در سوریه را از روی میز برداشته است. دیگری به انتخابات مناقشه‌برانگیز ایالات‌متحده آمریکا بازمی‌گردد.

به نظر مدیر مرکز مطالعات سیاسی وزارت خارجه: رویداد سوم هم رفتار بی‌سابقه متحدان آمریکا در منطقه و به‌ویژه مداخله نظامی ترکیه در شمال سوریه و شرق فرات یا سیاست متفاوت مصر در ماه‌های اخیر است که بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. این سه رویداد، علاوه بر پیچیده‌کردن بیشتر اوضاع، بارقه‌هایی از امید برای حرکت سوریه به طرف ثبات را نشان داده‌اند.

سرمقاله وقایع اتفاقیه به این جا رسیده که: رسانه‌های سعودی مانند العربیه و شبکه‌های همسو با آن، بلافاصله پس از پایان نشست لوزان، آن را شکست‌خورده و بی‌حاصل ارزیابی کردند، روسیه نشست لوزان را مثبت تلقی کرده و سوریه نیز از آن استقبال کرد. این مواضع اعلام‌شده متعارض، می‌تواند به‌عنوان شاخصی برای گرایش‌های متفاوت درزمینه ایجاد ثبات‌ در سوریه به کار برود.

صلاح الدین هرسنی در سرمقاله جهان صنعت اظهار نظر کرده که: مسوولیت بخش اعظم این فرصت‌سوزی متوجه رفتار‌های روسیه و آمریکاست. این دو کشور با توجه به منویات خود چنان که در مدت توافق آتش‌بس‌های اخیر نشان داده‌اند، مسبب شکست‌های آن آتش‌بس بوده‌اند تا از پس آن فرآیند صلح به تعلیق و تاخیر افتد و وضعیت جنگ وارد فاز جدیدی شود.

مقاله اشاره کرده: در شرایطی که استراتژی تقاعد و اقناع حریف برای عدم حضور در واقعیت‌های میدانی جای تلاش برای رفع مخاصمه و اعاده صلح را می‌گیرد، طبیعی است که جلوه‌ها و نشانگان بی‌ثباتی در کشور دستخوش بحران، وضعیت تصاعد به خود می‌گیرد. آمریکا این رفتار را تحت تاثیر ادراکات حضور روسیه در سوریه به انجام می‌رساند. از طرفی روسیه هم با رفتار‌های تحریک‌آمیز و ایذایی این کشور با هدف پر‌رنگ‌تر شدن حضور بی‌چالشش در خاورمیانه در پیوند است.

سرمقاله جهان صنعت به این جا رسیده که: تنها فایده نشست لوزان را باید آتش‌بس چند روزه‌ای دانست که در سایه آن قرار است زمینه برای ارسال کمک‌های بشردوستانه به مناطق جنگ‌زده فراهم شود. به این ترتیب با توجه به تضاد منافع کشور‌های حاضر در نشست لوزان، چشم‌انداز صلح سوریه را باید تیره و تاریک‌تر از گذشته دانست و به نظر می‌رسد ایده صلح در سوریه بیشتر به رویا شبیه باشد تا به واقعیت.

دست برتر ایران در لوزان

سعدالله زراعی در یادداشت روز کیهان با تاکید بر این که مواضع کشورهای شرکت‌کننده در اجلاس لوزان نشان داد که «رسیدن به توافق سیاسی» از به نتیجه رساندن روند نظامی دشوارتر است! و این در حالی است که آمریکایی‌ها با شعار «راه حل سیاسی» به لوزان آمدند. دست خالی آمریکا پس از مذاکرات کوتاه روز شنبه به خوبی از ناتوانی این کشور نه تنها در صحنه نظامی امنیتی سوریه بلکه حتی در اداره سیاسی پرونده سوریه خبر می‌دهد.

این روزنامه تندرو ادعا کرده برخلاف امریکا جبهه ای که ایران در آن قرار دارد پیروز مذاکرات بوده است و بر اثبات نظر خود فرض کرده که آمریکا درصدد بود مذاکرات لوزان را با هدف اعمال فشار بر جبهه مقاومت تنظیم کند و بر این اساس مدل ۵+۲ و داوری «دمیستورا» نماینده دبیرکل سازمان ملل، یعنی شکل‌دهی به اکثریت آرا حول محور خود، کار را به نفع تروریست‌ها تمام کند. اما آنچه اتفاق افتاد عملاً وضع جدیدی را حاکم کرد.

ادعای دیگر یادداشت روز کیهان این است که ترکیب اجلاس لوزان را ایران تعیین کرد به این ترتیب که به دستور رهبر اعلام داشت در این مذاکرات شرکت نمی کند تصمیمی که برخی را دلخور کرد اما چون نیامدن ایران به معنای شرکت نکردن روسیه بود آمریکا مجبور به عقب نشینی شد و کشورهای عراق و مصر با سیاست ایران وارد اجلاس شدند و موازنه به دست آمد.

کیهان که مدرکی برای ادعای خود نشان نمی دهد در نهایت دلیل آورده که به همین دلیل آمریکا و متحدانش اجلاس لوزان را شکست مطلق توصیف کردند در حالی که ایران که شرایط مذاکره را تحمیل کرد و روسیه و سوریه ابراز رضایت کردند.

کنفرانس تبلیغاتی نتیجه نمی‌دهد

حسن هانی‌زاده در سرمقاله فرهیختگان نوشته: همچنان که از قبل قابل پیش‌بینی بود به دلیل وجود اختلاف در دیدگاه همه بازیگران در بحران داخلی سوریه کنفرانس لوزان بدون خروجی قابل قبولی به پایان ‌رسید. وضعیت سوریه الان به دلیل شرایط میدانی و سیاسی از گذشته پیچیده‌تر است به این دلیل که دولت سوریه و هم‌پیمانان آن مانند حزب‌الله و روسیه توانستند در طول هفته‌های اخیر وضعیت میدانی و توازن قوا را به سود دولت بشار اسد تغییر دهند و گروهک‌های تروریستی را در شمال حلب سرکوب کنند.

به نوشته این کارشناس منطقه: با تغییر موازنه، آمریکا به صورت مستقیم وارد میدان شد و نیروهای ارتش سوریه را در این کشور بمباران کرد. همچنین بخشی از نیروهای ترکیه وارد منطقه جرابلس در مرز مشترک ترکیه و سوریه شدند. این وضعیت موجب شد آمریکایی‌ها برای اینکه فرصت بازسازی به گروهک‌های تروریستی داده شود، طرح آتش‌بس یک هفته‌ای را ارائه دهند و این طرح به دلیل پیشروی نیروهای تروریستی در شمال حلب با شکست مواجه شد.

فرهیختگان نوشته حالا همان طرح شکست خورده در قالب دستاورد کنفرانس لوزان مطرح شد و دو بازیگر قدرتمند سوریه یعنی روسیه و آمریکا تلاش‌شان بر این بوده که دیدگاه خود را مطرح کنند اما به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها سعی می‌کنند بحران سوریه را طولانی کنند تا بتوانند هم ارتش و هم مقاومت را در سوریه دچار فرسایش کنند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون حسن کریم زاده، شهروند

عباس عبدی در سرمقاله شهروند با اشاره به سال های منتهی به انقلاب که محرم و قیام امام حسین نقش برجسته‌ای در شکل دادن به انگیزه‌های عمومی مردم ایفا کرد نوشته: این تحول وقتی رخ داد که مضمون‌های واقعی این قیام در قالب مناسک و آیین‌های عزاداری وارد شد. ولی در چند دهه اخیر نه تنها آن فلسفه و محتوا به فراموشی سپرده می‌شود، بلکه این مراسم بیش از پیش تبدیل به مناسک و آیین می‌شود. از همه بدتر اینکه با پیوند خوردن میان آنها و قدرت نوعی شائبه‌های غیردینی نیز در آنها رسوخ کرده است.

به نوشته این جامعه شناس: وقتی یک مراسم دینی، فاقد محتوا شود و مناسکی و کارناوالی شود، همیشه این خطر وجود دارد که افراد غیرمعتقد به محتوا نیز شرکت در این مناسک را جذاب بدانند. مثل بسیاری از مناسک و آیین‌های دینی و غیردینی که در دنیا وجود دارد و گردشگران داخلی و خارجی خود را دارد. مانند قمه‌زنی که پیش و پس از انقلاب به صورت طبیعی و بدون فشار سیاسی کاهش یافت ولی از هنگامی که این مراسم کارناوالی شد، قمه‌زنی نیز جذابیت گذشته خود را بازیافت و با وجود ممنوعیت‌های سیاسی و انتظامی و حتی اعلام حرمت دینی آن، باز هم کسان زیادی هستند که از این مراسم استقبال می‌کنند.

سرمقاله شهروند به این جا رسیده که: در این سال ها محتوایی در خور فرهنگ دینی تولید نشده و کسانی که در سال‌های اولیه انقلاب به کلی به حاشیه رانده شده بودند، به مرور زمان به متن آمدند و علمای راستین را به حاشیه راندند. زیرا مداحان متولیان مناسک هستند و علما متولیان محتوا و به نسبتی که محتوا قربانی مناسک شود مداحان تقویت و علما تضعیف می‌شوند. مهم‌تر اینکه بسیاری از افراد و جوانان که از نظرگاه رسمی مطلوب تلقی نمی‌شوند وارد این ماجرا شده‌اند و اجرای بخشی از برنامه مناسکی و کارناوالی را شخصا و مطابق معیارهای خود از حیث اجرا، پوشش، شعر، موسیقی عهده‌دار می‌شوند.

صدای انتحاری

کبری آسوپار در مقاله ای در روزنامه جوان به توقف انتشار مجله صدا به تصمیم سردبیرش محمد قوچانی اشاره کرده و نوشته کلمه «عجب» وصف کمی است برای واکنش به این جملات. محمد‌ قوچانی با سابقه سردبیری بیش از ۱۰ روزنامه و هفته‌نامه و بیش از ۲۰ سال روزنامه‌نگاری، تازه اکنون و پس از توهین هفته‌نامه‌اش به مقامات عالی رتبه نظام به ذهنش رسیده که سازوکاری برای جلوگیری از تکرار این اتفاقات طراحی کند! و این یعنی بی‌سازوکاری یک هفته‌نامه سیاسی برای رصد مطالب قبل از انتشار این عذر بدتر از گناه نیست؟

مقاله روزنامه سپاه پاسداران با برشمردن نشریاتی که به سردبیری محمد قوچانی توقف شد و یا مجوز انتشارش لغو گردید نوشته کارنامه سردبیری قوچانی نشان می‌دهد او بی‌تجربه نیست و سازوکار را بلد است؛ برای همین دارد خودزنی می‌کند تا از قبول مسئولیت و مجازات توهین به رهبری راه فراری بیابد.

جوان نوشته: قوچانی خودش را به افتادن زده تا پای نخورد، اما این همه سبقه و این همه توقیف می‌گوید که او همچون راننده‌ای است که هر چند ماه یکبار تصادف می‌کند و لابد رانندگی را خوب نیاموخته است!» با این حساب آیا رواست او همچنان پشت فرمان بنشیند؟

رمزگشایی از راننده وانت جنجالی!

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران با اشاره به فیلمی در شبکه های اجتماعی که نشان می دهد پیکان سفیدی با سرعت دیوانه وار وارد کوچه ای شد و به همه خودروها کوبید که راه خود را باز کند چند احتمال برای کار راننده این خودرو در نظر آورده اول این که: راننده وانت از پیمانکاران طرف قرارداد شهرداری بوده و خبر داشته که زمین زیر کوچه مزبور سست و در آستانه نشست و فروریختن است. شاید وانت هم متعلق به شهرداری بوده و طرف هراس داشته که در صورت نشست زمین مجبور است خسارت وانت را هم از جیب بدهد. به‌همین دلیل به‌صورت جنون آمیزی تلاش می‌کرده جان و مالش را بردارد و بگریزد.

یک احتمال دیگر این طنزنویس چنین است: شاید راننده یکی از مدعیان تصدی پست وزارت ارشاد بوده. در حالی که هنوز نه به بار است و نه به دار و جناب وزیر هم فرموده‌اند که بعداً معلوم می‌شود، برخی دوستان خیلی عجله دارند که گزینه احتمالی باشند. پس بعید نیست سوار وانت شده تا بلکم زودتر خودش را به پاستور برساند و همزمان با گوشی تلفن همراه اخبار را مرور می‌کرده که این‌طور به در و دیوار کوبیده و حواسش نبوده.

طنزنویس روزنامه ایران در آخر نوشته: شاید راننده مذکور سردبیری بوده که آنقدر از مطلب درج شده در نشریه‌اش عصبانی است که همه عابران پیاده و سواره را نویسنده آن مطلب می‌دیده و دوست داشته سر به تن‌شان نباشد. البته بهتر بود سردبیر محترم قبل از سوار شدن پشت پیکان وانت، مطلب را دقیق‌تر می‌خواند و جلوی چاپ را می‌گرفت.

حق نشر عکس وقایع اتفاقیه
Image caption تیتر و عکس صفحه اول وقایع اتفاقیه - وقتی دانستم گرسنه اند

فاطیما فردوس در گزارش اصلی وقایع اتفاقیه نوشته: آن روز در مدرسه، یک برگه امتحانی گذاشته روی میز و به بچه‌ها گفته بود درباره هرچیز که می‌خواهند، بنویسند. یکی از آنها نوشته: «آقا اجازه؟ شما که می‌گویید پدر ما هستید، یک‌بار از ما پرسیده‌اید پوشاک و غذای ما چگونه تأمین می‌شود؟ شغل پدر و مادر ما چیست؟» همین یک خط الم‌شنگه شده است. آدم بزرگ‌ها این‌طورند؛ اولش می‌گویند کسی نمی‌فهمد، بعد خودشان با هم جلسه می‌گذارند و همین چند خط را به همه نشان می‌دهند و به حال خودشان گریه می‌کنند. این را وقتی فهمیده که برای اولین‌بار بعد از ۱۲ سال تحصیل، دریافته که خیلی از شاگردانش پدر و مادر ندارند؛ خیلی از دختر و پسرهایی که با خنده و خوشحالی سر کلاسش می‌آیند، نان ندارند بخورند و نشسته یک گوشه و بغض کرده اند.

به نوشته این گزارشگر: معلم شاید برای انشاهای شاگردهایش خجالت کشیده است؛ معلمی که سال‌ها با عشق درس داده و با دختر و پسرها در روستاهای محروم و دورافتاده سر و کله زده و حالا از نزدیک دردشان را لمس می‌کند. «چهار دانش‌آموز داشتم که نه پدر داشتند، نه مادر و دیگران تأمینشان می‌کردند و من از هیچ‌چیز خبر نداشتم. شاگردی داشتم که از همه مهربان‌تر بود؛ همیشه قبل از اینکه به کلاس بیایم، همه جا را تمیز و مرتب می‌کرد و خنده‌رو‌ترین شاگردم بود ولی وقتی انشایش را دیدم، فهمیدم همان‌قدر که به من محبت می‌کنند، نیاز دارند من هم جدا از درس و مشق به آنها محبت کنم.»

داستان رامین ریگی و شاگردانش قصه جدیدی نیست؛ ولی برای دانش‌آموزی که هر روز با صبحانه‌ای که معلمش آماده می‌کند، امید به تحصیل و زندگی می‌گیرد، همیشه تازگی دارد. شاگرد دستش را بالا آورده و پرسیده است: «آقا اجازه؟ یعنی ما چه آرزوهایی می‌تونیم بکنیم؟ هرچی که دلمون بخواد؟» معلم سرش را به علامت تأیید تکان داده است؛ «این‌طوری که همه می‌فهمن ما دلمون چی می‌خواد.» رامین ریگی، از معدود معلم‌هایی است که تا اسمش می‌آید، یاد مشق‌های نوشته‌نشده، نمره‌های پایین و شب امتحان نمی‌افتند.

معلمی که هر صبح برای شاگردانش صبحانه درست می کند به نوشته وقایع اتفاقیه: می گوید «۱۳ آبان بود که برای بچه‌ها ساندویچ خریدیم تا به‌عنوان وعده‌ای خوشحالشان کنیم. اکثرشان با اینکه می‌دانستم گرسنه‌اند، فقط نصف ساندویچ را می‌خوردند و نصف دیگرش را داخل کیفشان می‌گذاشتند. بعدها فهمیدم مشکلات دانش‌آموزانم محدود به چهار نفر نمی‌شود و ساندویچ‌ها را برای دیگر اعضای خانواده‌شان می‌برند.»

حرمت شهر با آوازه هنرمند

سهیل محمودی در مقاله ای در شرق نوشته: این یکی از رمزورازهای فرهنگ ایران است که در پهنه جغرافیا و عرصه تاریخ، شهرهایی که نه پایتخت بوده‌اند و نه مرکزیتی به معنای امروزی برای دادوستد و بیزینس و ترانزیت کالا. اما در خلوت خود تاریخ و جغرافیای ما در این نقاط، استعداد پرورش شخصیت‌های بزرگ را داشته است. یکی از این مناطق طبرستان قدیم و مازندران امروز است. آمل، بابل، نور، جرجان، بهشهر که نام‌هایی بزرگ از این شهرها سر برافراشته و به فرهنگ ایران غنا بخشیده‌اند.

نویسنده شاعر تاکید کرده: چند دهه است که بخش‌هایی از شرق مازندران و به‌ویژه شهر بابل را یکی از چند پایتخت هنرهای تجسمی و خوشنویسی دانسته‌اند. هنرمندان توانایی از این منطقه برخاسته و هریک نام و آوازه‌ای درخور دارند. یکی از نام‌های هنر امروز ایران، اسرافیل شیرچی، خوشنویس ابداع‌گر و مبتکر، است که از شهر بابل سربرآورده.

مقاله شرق در نهایت اشاره کرده: بنیاد علمی حریری در شهر بابل، به پاس دهه‌ها تلاش این هنرمند استاد در عرصه هنر ملی ایران، در هفته خوشنویسی، اقدام به برگزاری آیین تجلیل از اسرافیل شیرچی کرده و در کنار این اتفاق شایسته، نمایشگاهی از آثار او را هم برپا خواهد کرد.

ماندن یا نماندن، مسأله این بود

حق نشر عکس شرق
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شرق

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در صفحه طنز شهرونگ به عنوان خبر مهم این هفته به استعفای علی جنتی وزیر ارشاد اشاره کرده و از زبان چند چهره سیاسی در این باره اظهار نظر کرده است. اول دبیرکل اصولگرایان شمال شهر و جنوب کشور: به نظر ما طرح برکناری علی جنتی درواقع یک استعفای تاکتیکی است. یعنی مثل این برانکو دفاع بلد نیست. عوضش ما حمله‌مون خوبه. حالا هم دولت از همان تاکتیک پیروی کرده. یعنی ما در اصل خواستار استعفای دولت هستیم، آنها وزیر ارشاد را مجبور به استعفا می‌کنند.

در ادامه این ستون از زبان گروه نوازندگان دوره‌گرد زیر پل عابر پیاده میدان انقلاب آمده: ما فکر می‌کنیم علی جنتی چون دیگر نه میلی به برگزاری کنسرت داشت، نه توانی برای برنامه‌ریزی کنسرت‌ها؛ تصمیم گرفت به قصد تغییر محل زندگی و سکونت در مشهد استعفا بدهد.

و بالاخره ستون شهرونگ از قول گروه هنرمندان بی‌سرزمین‌تر از باد نوشته: ما معتقدیم اگر خودمان جمع بشویم و ذره‌ذره پول بگذاریم روی هم و حقوق علی جنتی را البته در حد فیش‌های متعارف نه فیش‌های حقوقی مشکوک خودمان بدهیم و از ایشان بخواهیم بماند خانه یا اگر نمی‌ماند حداقل نرود پشت میز وزارتخانه‌اش بنشیند، اوضاع فرهنگ و ارشاد در این کشور احتمالا بهتر خواهد شد.

مطالب مرتبط