روزنامه های تهران، در جست و جوی رقیبی در مقابل روحانی

روزنامه های امروز صبح، سه شنبه ۲۷ مهر در صفحات اول خود از پیشروی ارتش عراق در راه موصل خبر داده و در میان مطالب داخلی بی خبری از سرنوشت وزارت ارشاد و گمانه زنی هایی درباره انتخابات آینده ریاست جمهوری را مهم دیده اند. سرنوشت یک مجله هفتگی و فشار بر یک طنزنویس، توهین یک عضو شورای شهر به یک روزنامه نگار زندانی و گزارش ها و مقالاتی درباره انتخابات ریاست جمهوری امریکا از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس جوان
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

در راه موصل

جوان روزنامه سپاه پاسداران در عنوان اصلی خود نوشته: ســرانجام روز دوشنبه فرمان عملیات آزادسازی موصل از دست داعش صادر شد و ۳۰ هزار نیروی عراقی در اولین روز عملیات توانستند با درهم شکستن خطوط دفاعی تروریست‌ها دهها روستا را آزاد کنند. به گفته شاهدان عینی، سرکرده داعش و دهها تن از تروریست‌ها برای در امان ماندن از آماج حملات، از موصل به رقه سوریه گریخته‌اند. این گروه تکفیری برای متوقف کردن پیشروی نیروهای عراقی، اقدام به مین‌گذاری راه‌ها کرده است. با آزادی موصل آخرین پایگاه داعش در عراق از بین خواهد رفت.

به گزارش روزنامه جوان عملیات آزادسازی موصل، مهم‌ترین و اصلی‌ترین پایگاه تروریست‌های داعش در عراق آغاز شده و نیروهای عراقی در پی آن هستند تا این شهر را بعد از دو سال از چنگال داعش آزاد کنند.

پایداری به دنبال کاندیدا

محمدحسین مهرزاد در گزارشی در اعتماد خبر داده که اصولگرایان پنج نامزد برای انتخابات آینده آماده کرده اند سعید جلیلی ، علی باقری، عزت الله ضرغامی ، صادق واعظ زاده، کامران باقری لنکرانی و فریدون عباسی البته جوری که صادق محصولی عضو ارشد پایداری اعلام کرد آن بخش از اصولگرایان هیچ ترسی ندارند که نام‌شان مترادف با وحدت‌شکن بر زبان جاری شود.

به نوشته این گزارشگر: جبهه پایداری شورای فقهی دارد و معتقد است اعضای این شورا هستند که ملاک تشخیص تکلیف شرعی را می‌دانند و آن را به بدنه این تشکل منتقل می‌کنند. عضو ارشد این شورای فقهی کسی نیست جز آیت‌الله مصباح‌یزدی که مخالفان و منتقدان سرسختی حتی در میان خود اصولگرایان دارد. تا آنجا که برای انتخابات پیش رو همین اصولگرایان که او را علامه می‌خوانند و در گفتار برایش احترامی ویژه قائلند، آیت‌الله مصباح را از هسته اولیه محوری اصولگرایان کنار گذاشتند.

گزارش اعتماد احتمال داده که اصولگرایان نتوانند در مورد نامزد واحدی برای رقابت با روحانی به نتیجه برسند چرا که آیت‌الله مهدوی‌کنی که این روزها در آستانه دومین سالگرد فقدانش هستیم تلاش بی‌وقفه‌ای کرد تا شاید هزار جزیره اصولگرایی را یکپارچه کند اما نه سعید جلیلی و نه حتی باقر قالیباف و علی‌اکبر ولایتی به تلاش‌های او روی خوش نشان ندادند تا شد آنچه می‌دانیم.

نه احمدی نژاد نه روحانی

اما محمد ایمانی در یادداشت روز کیهان به شدت به دولت روحانی تاخته و این دولت را موجب سرشکستگی کشور خوانده و در نهایت برای جریان حزب اللهی دستور عملی تهیه کرده که بتواند در انتخابات آینده روحانی را شکست دهد.

به نوشته این روزنامه تندرو: نقطه عزیمت جریان حزب‌اللهی، رویکرد به تشکیلاتی برآمده از «استراتژیست‌ها و سیاست‌پردازان و نظریه‌پردازان (فرهنگی، سیاسی و اقتصادی)»، «مدیران و کارگزاران اجرایی با سابقه» و «اهل فن رسانه و افکار عمومی» است. چنین تشکیلاتی که عقبه‌ قوی در بدنه اجتماعی است، قبل و بعد از انتخابات - و در نسبت با مسائل مهم کشور و انقلاب- مسئولیت دایمی دارد و فصلی نیست. به جای وعده‌های رایج و عوام فریبانه انتخاباتی، قبل از هر چیز باید با مردم صادقانه درباره واقعیت‌ها و چالش‌ها و راهکار اصولی حل مشکلات سخن گفت.

کیهان نوشته حضور خارجیان دشمن در انتخابات قطعی است و عمق این سختی و تلخی را باید با مردم گفت. باید جا انداخت که دولت آینده به جای قمپز و طمطراق و پمپاژ بلوف و غرور، دولت اقدام و عمل و کار، دولت نرمش در جبهه خودی و مقاومت در مقابل بیگانگان است. دولت دوازدهم قبل از هر چیز باید نقطه پایان بر وارونگی کارکردی باشد. ۷ ماه مانده تا انتخابات، فرصت کمی برای شکستن قالب‌های تحمیلی و توهمی نیست. خوب یا بد، پیروزی احمدی‌نژاد در یک هفته و روحانی در ۳-۴ روز پایانی رقم خورد. ۷ ماه فرصت خوبی برای تقویت تشکیلاتی و روشنگری معطوف به اصلاح تصورات عمومی است.

حامد توکلی در سرمقاله ابتکار به توصیه یکی از تندروهای مجلس اشاره کرده که از حسن روحانی خواسته بود در انتخابات آینده ریاست جمهوری شرکت نکند چرا که در نظر سنجی ها وضعیت خوبی ندارد و اگر نیاید، کشور را نجات خواهند داد!

به نوشته سرمقاله ابتکار: این ادعای محیرالعقول را او در حالی مطرح می کند که هنوز آثار مخرب دولت مطلوب او، بر دست این دولت آوار شده است اصلی ترین مشکلات امروز محصول همان دولت است. هنوز از یاد نبرده ایم که با ماجراجویی ها و سخنان غیر مسئولانه ی رئیس دولت قبل چند قطعنامه علیه مردم ایران صادر شد و سفره مردم چندان آب رفت که در عرض مدتی کم، ارزش پول ایران به یک چهارم خود رسید. هنوز از یاد نبرده ایم که نامزد اصلح آنان در مذاکرات هسته ای به عنوان رئیس تیم مذاکره کننده، خیره کننده ترین دستاوردش، در هر مذاکره، تعیین محل بعدی مذاکره بود!

این مقاله در نهایت تاکید کرده: کمترین دستاورد روحانی، ایجاد ثبات و آرامش در کشور است. روحانی سیاست و اقتصاد را به ریل و قاعده برگردانده است. هر چند حجم تخریب این دو حوزه به حدی بود که، تا وضعیت مطلوب فرسنگ ها فاصله باقی است اما حداقل دستاورد او این است که اعتماد را در این دو عرصه بازسازی کرد. به همین سبب با وجود مشکلات مردم امید دارند. هنوز یک سال هم از انتخابات مجلس در اسفند ٩۴ نمی گذرد.

حق نشر عکس شرق
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شرق

اعتراف معاون اول

همزمان با تیتر اول روزنامه کیهان که سخنان معاون اول رییس جمهور را آورده که نوشته نه در صد تورم مردم را راضی نمی کند و این را نشان اعتراف دولتمردان به ناکامی در مهار تورم دیده پیمان مقدم هم در ستون طنز روزنامه ایران از قول عموی دلواپس خود نوشته:تحویل بگیرید. جناب جهانگیری هم به ناکارآمدی دولت اعتدال اعتراف کرد! حضرت‌شان فرموده که «این موضوع بسیار تلخ است که ما هنوز نتوانسته‌ایم سطح رفاه مردم را به سال ۹۰ برسانیم و این یعنی در سال‌های گذشته افت تولید و کاهش درآمدهای مردم افزایش پیدا کرده است. یعنی جناب معاون اول هم می‌داند که اینکاره نبوده و نیستند. فقط مانده‌ایم که چرا کل یوم دولت استعفا نمی‌دهد.

طنزنویس جواب می دهد: عمو همان بخشی از صحبت‌های جناب جهانگیری را چسبیده که به مذاق مبارک‌شان خوش می‌آید. بد نیست باقی سخنان ایشان را قیچی نمی‌کردند که «در سال‌های گذشته با اقتصاد کشور کاری کرده‌اند که به سادگی قابل جبران نیست و خودشان نیز می‌گفتند ما کاری کردیم که کسی نمی‌تواند به آن دست بزند.» اما عموجان فرمودند خب که چه؟ اگر هنری داشتید رو می‌کردید و به طرفه العینی تورم را به صفر می‌رساندید و سفره‌های مردم را از برکت و رفاه لبریز می‌ساختید که خب هنری ندارید، اینکاره نیستید. اعداد و ارقام تان هم به درد عموجان تان می‌خورد. جیب مردم که هیچ، مغزران شتر مرغ و راسته بز کوهی هم به آمارهای شما لبخند می‌زند!

در پایان ستون طنز روزنامه ایران آمده: عموجان ما فقط به افزایش ناگهانی، نجومی و یک شبه قیمت‌ها عادت دارند و اساساً تورم تک رقمی و رشد اقتصادی به مزاج‌شان سازگار نیست. از بس که قیمت ارزاق عمومی در دوره دولت هاله نور روز به روز بر برج عاج می‌نشست و بالا و پایین می‌شد دیگر جیب و سفره عموجان و دوستان‌شان در روزنامه توپخانه بی‌حس شده و ثبات و آرامش را درک نمی‌کند. اگر صبح قیمت مرغ ناگهان از ۴ هزار برسد به ۹ هزار و بعد فردایش بشود ۶ هزار این یعنی عملکرد قابل دفاع و کاهش نرخ تورم. این را می‌گویند عرضه و جربزه اقدام ضربتی.

سرنوشت مبهم وزیر ارشاد

صادق زیباکلام در مقاله ای از درباره استعفای وزیر ارشاد نوشته: این وظیفه مجلس است که وزیر را فرابخواند؛ از او سوال یا او را استیضاح کند. اگر هم خطایی وجود داشته باشد مجلس و قوه قضاییه باید به آن رسیدگی کند. نه اینکه فردی بگوید من با کنسرت در شهر خودم مخالف هستم. فرد دیگری بگوید من با اینکه صدای فلان خواننده پخش شود مخالف هستم. فرد دیگری هم به انتشار یک کتاب ایراد بگیرد. آقای روحانی انتظار داشت که آقای علی جنتی کمی ایستادگی کند و تشخیص دهد که به هر حال دولت تدبیر و امید ١٩ میلیون از اقشار و لایه‌های تحصیلکرده و دیگر قشرهای جامعه رای آورده است.

به نوشته این استاد دانشگاه دوران وزارت ارشاد علی جنتی تفاوت چندانی با وزارت ارشاد آقای صفارهرندی و آقای حسینی در زمان دولت پیشین نداشت. اگر کسی می‌آمد و در دولت پیشین کنسرت‌ها، سینماها و تئاترها و مطبوعات را رصد می‌کرد و آنها را با زمان دولت تدبیر و امید مقایسه می‌کرد، تفاوت محسوس، آشکار و بارزی نمی‌دید.چرا زمان آقای صفارهرندی در دولت آقای احمدی‌نژاد این همه فشار بر وزارت ارشاد نبود اما امروز فشار روی وزارت ارشاد بسیار بالا است؟ آیا غیر از این است که همه این فشارها سیاسی و به خاطر منافع جناحی و گروهی است؟

مقاله اعتماد در دفاع از وزارت ارشاد و دولت در مقابل فشار اصولگرایان نوشته:وزارت فرهنگ و ارشاد بابت هر یک ریالی که خرج می‌کند باید پاسخگو باشد اما آن ٣٤ سازمان، نهاد و بنیاد دیگر که بودجه زیادی را دریافت می‌کنند بابت یک ریال از پولی که خرج می‌کنند به هیچ نهادی پاسخگو نیستند.در چنین شرایطی آیا وزارت ارشاد در خصوص بدحجابی و دیگر مشکلاتی که در کشور وجود دارد باید پاسخگو باشد؟ حمله و انتقاد و فشار به وزارت ارشاد کاملا سیاسی است و‌ ای کاش آقای جنتی به جای عقب‌نشینی کمی بیشتر مقاومت می‌کرد. هر فرد دیگری به جای آقای جنتی بیاید فشار بیشتر خواهد بود.

حق نشر عکس نوآوران
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران

همیشه یک پای داعش در میان است

آساره کیانی در مقاله ای در همدلی با اشاره به گفته های تازه فاش شده قناعتی یک عضو شورای شهر تهران نوشته: این روزها همه از داعش، مایه می‌گذارند تا بهتر بتوانند منظور خود را بفهمانند؛ برای نمونه می‌گویند؛«شما خبرنگارها از داعشی‌ها هم بدتر هستید»؛ این را مدیرعامل سابق باشگاه استقلال تهران در بحثی درون باشگاهی خطاب به آن‌ها که اخباری خلاف نظرات باشگاه، منتشر کرده بودند، گفت. اصلا در این چند سالی که همین داعشی‌ها، درست شده‌اند، ادبیات برخی مدیران هم تغییر کرده؛ آن‌ها راحت‌تر توجیه می‌کنند و انگار این دال و الف و عین و شین، مُهر پایانی هستند بر تمامی اظهارنظرهایی که به نظر می‌رسد هیچ راه دیگری برای توجیه آن وجود ندارد.

به نظر نویسنده این مقاله: وقتی نمی‌شود تمامی آثار مخرب محیط زیست در کشور را پاک کرد، خیلی سریع، پای داعش به میان می‌آید و مسئولیت همه این خرابکاری‌های حیاتی بر گرده این موجود پلید گذاشته می‌شود؛ زمانی که املاکی را از شهرداری دریافت کرده‌اند هم، داعش بهترین گزینه است تا در جایگاه هیات رئیسه شورای شهر نشسته‌، بگویند: «می‌دانید آزادگی چیست؟ کسی(منظور مدیرمسئول معماری نیوز است؛ یاشار سلطانی) که این حرف‌ها(منظور اسامی ۱۵۰ نفر از دریافت‌کنندگان املاک از شهرداری به صورت غیر قانونی است) را منتشر کرده یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد.

در پایان مقاله همدلی آمده: این عضو شورای شهر پس از جنجالی که در فضای مجازی به پا شده، نمی‌گوید «نگفتم داعش»؛ می‌گوید: «نگفتم خواهر یاشار سلطانی؛ گفتم خواهر خبرنگارها!» حالا ما مانده‌ایم و این سوال که اگر هم بحث خواهر مدیرمسئول معماری‌نیوز را در نظر نگیریم، با خواهران خبرنگارها چه کنیم؟

یک نذری فرهنگی برای اربعین

معصومه طاهری در گزارشی در روزنامه جوان از حامد معلمی طلبه ای اهل مشهد خبر داده که در قم تحصیل می‌کند و از پنج سال قبل به همراه دوستانش مؤسسه‌ای به نام مؤسسه «حسان» را در راستای کارهای تبلیغی تأسیس کرد که در تولید محصولات فرهنگی فعالیت دارند.تولید عروسک و چند پروژه جذاب مثل قرآن پارچه‌ای مختص خردسالان را نیز می خواهند تولید کنند.

این طلبه به گزارشگر جوان گفته سال گذشته با این نیت که عروسک‌ها را در پیاده‌روی اربعین ببریم و به زائران کودک بدهیم شروع به کار کردیم. سراغ کارگاه‌های مختلفی رفتیم متأسفانه نتوانستیم جای مناسبی برای تولید پیدا کنیم. دست آخر کارگاهی قبول کرد و سه هزار عروسک برای ما زد که بهعراق بردیم و بین زائران توزیع کردیم. با اینکه عروسک‌ها بی‌کیفیت بودند خیلی استقبال شد.

گزارش جوان نشان می دهد که طلبه مبتکر برای بالابردن کیفیت عروسک ها کارگاهی در روستای ابرده شاندیز تاسیس کرده و به گفته خود استارت تولید را برای ۱۵۰۰ عروسک زده و به زودی آماده می‌شوند؛ علاوه بر این می‌خواستیم برای اربعین عراق برویم و به زائران خدمت کنیم. خیلی فکر کردیم که چه نیازی آنجا روی زمین مانده. به این ایده رسیدیم که عروسک ببریم.

احترام غایب

شبنم سپانلو در مقاله ای در شرق نوشته: داستان تخریب سنگ‌های قبر بزرگان و در میان آنان سنگ مزار محمدعلی سپانلو، شاعر تهران و تمام ناکامی‌های حاصل از آن، تعویض سنگ و تلاش برای جلب نظر حتی مخالفان و در انتها خبر تکذیب کلی داستان تخریب سنگ قبر در شبکه‌های اجتماعی، نایی برایمان نگذاشته... .

نویسنده اشاره کرده: یک ماه پیش به کشوری سفر کردم و در قبرستان معروف آن، قبوری دیدم از همه قِسم...؛ قبرهایی شکیل با مجسمه‌هایی از پرسوناژ متوفیان یا ساده و بی‌آلایش... در کنار یکدیگر....؛ برای یک بالرین در کنار یک فیلسوف، یک عارف در کنار یک لیبرال، نویسنده در کنار... . شاید اگر نمی‌توانیم در دنیا یکدیگر را تحمل کنیم، قبرها فرصت مناسبی برای سازش و دموکراسی به ما بدهند.

مقاله شرق به این جا رسیده که: بهتر است تیشه مخالفتمان را روی سنگ قبر بزرگان نکوبیم، اگر مسئولیم، مسئولیتمان را بپذیریم و اگر رسیدگی می‌کنیم، همه جوانب را بسنجیم. تخریب سنگ مزار کسی همچون او هیچ‌گاه تأثیری در ماندگاری و بقای تفکراتش نخواهد داشت. همچون محمد علی سپانلو‌ها در آثارشان، کوشش‌ها و تأثیراتشان تا ابد زنده خواهند بود. به امید روزی که مخالفتمان را با گفت‌وگو و در قالب فرهنگی در‌خور قدمت سرزمینمان، حل کنیم.

نشریات هتاک و ترس طنزنویس

روزنامه های امروز تهران نسبت به خبر تعطیل داوطلبانه مجله صدا توسط سردبیر آن واکنشی نشان نداده و به سکوت گذرانده اند اما در مقابل نشریات تندرو فرصتی یافته اند برای حمله به نشریات میانه رو. کیهان در گزارشی که عنوان سرنخ نشریات هتاک را به آن داده نوشته گروهی که نشریه صدا را منتشر می کنند ارگان حزب کارگزاران هستند که قبلا هم نشریاتی ساختند که تعطیل شد.

این نشریه تندرو پرسیده: چرا نشریات این جریان خاص همواره در مسیر توهین به مقدسات مردم و به مخاطره انداختن امنیت ملی کشور حرکت می‌کنند ، سؤالی که با توجه به سابقه حزب کارگزاران سازندگی و مشی لیبرالی آن که مورد اعتراف اعضای سابق و کنونی این تشکل هست پاسخ بدان آسان می‌نماید . نشریات کارگزاران با سوء‌استفاده حداکثری از سرمایه‌های به دست آمده از مفاسد ریز و درشت اقتصادی پشت سر هم تاسیس و زنجیر‌وار تعطیل و وظیفه نشریه تعطیل شده در هتاکی به مقدسات را نشریه بعدی به عهده می‌گیرد، موضوعی که نگاه و کنکاش در آن از اهمیت فراوانی برخوردار است .

کیهان در نهایت تاکید کرده: برخورد با این تخلفات بزرگ مستلزم برخورد با ریشه‌ها است ، تا زمانی که احزاب لیبرال مدعی مسلمانی که به گفته هاشمی رفسنجانی منافقند و دروغ می‌گویند هستند و هیچ التزامی نیز به اسلام ، قانون اساسی و دیگر قوانین کشور ندارند، نشریات منتشر شده و مورد حمایت این احزاب و تشکل‌ها مانند قارچ‌های سمی سربرآورده و به توهین‌ها و هتاکی‌های خود ادامه خواهند داد.

آسوده نخوابید

حق نشر عکس شهروند
Image caption عاقبت کتک زدن در مدرسه - کارتون نعیم تدین، شهروند

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در صفحه طنز شهروند نوشته امروز خود را چنین شروع کرده است.:امروز را درحالی آغاز می‌کنیم که جرأت نداریم اعلام تقویم تاریخ را ادامه دهیم که این روز مطابق با چه روز قمری است که مبادا کسی معترضمان شود! پس تصمیم گرفتیم این روز را با اعلام برائت از طنز و طنزنویسی و طنزنویس‌ها شروع کنیم که اتفاقا الان بازارش گرم است! بنابراین خدمت برادران عزیزی که با ذره‌بین مشغول خواندن این سطور هستند عرض می‌کنم بنده از هر چه طنز و طنزنویس و روزنامه‌نگار و روزنامه‌نگاری و مطبوعات و صفحه شهرونگ و همه اعلام برائت می‌کنم! باشد که در آن دنیا که نه در این دنیا رستگار شوم!

در ادامه این ستون آمده: روز سه‌شنبه را درحالی ادامه‌ می‌دهیم که اولین سری دست‌اندرکاران سریال‌های آبکی شبکه جم به‌عنوان تعدیل نیرو، عذرشان خواسته شد. الان صداوسیما که درحال ساختن یک مستند است که لابد اسمش را خواهد گذاشت سراب الماس! دوربین‌هایشان را هم کاشته‌اند و نورهای‌شان را تنظیم کرده‌اند و درحال نوشتن متن توبه و اعتراف هستند که عزیزان برگشتی را راه به راه ساختمان شیشه‌ای فرودگاه ببرند ساختمان شیشه‌ای جام‌جم!

طنزنویس در نهایت تاکید کرده: فقط خواستم از مدیر شبکه جم درخواست کنم شما که داری رابعه اسکویی را برمی‌گردانی، حداقل چند تا از بازیگران ترکیه‌ای سریال‌های آبکی‌تان را هم به ایران برگردانید که بشورد ببرد! ماه پیکری، خرم سلطانی، گلرویی، نورگل یشیل‌چایی، چیزی! اصلا نخواستیم، همان صدف خودمان را بدهید، منت بازیگران همسایه را نکشیم! البته ما که شانس نداریم! می‌دانم بازیگران ترکیه‌ای را هم بفرستند ایران، توی گمرک، خرم سلطان و ماه پیکرش را برمی‌دارند، به ما دایی رامیزش می‌رسد!

موضوعات مرتبط