هدف سپاه از تحرکاتش در خلیج فارس چیست؟

  • 5 دسامبر 2016 - 15 آذر 1395
حق نشر عکس U.S. Navy
Image caption یک قایق تندروی سپاه در نزدیکی یک کشتی نظامی آمریکایی

نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران ظرف دو دهه گذشته، ضمن پیشرفت‌هایی که از نظر تسلیحات و تجهیزات نظامی داشته، با توجه به حضور بخش عمده‌ای از ناوگان پنجم آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان بطور مستمر با این نیروها برخوردهای تنش آمیز داشته است.

در سال‌های اخیر بر اثر تقویت نیروی دریایی سپاه، انجام آزمایش‌های موشکی در نزدیکی ناوهای آمریکایی، مانور قایق‌های تندرو و برگزاری رزمایش‌های مختلف در همسایگی نیروهای آمریکایی، بر شدت این تنش‌ها افزوده شده است.

در یکی از برجسته ترین موارد، در اوائل سال مسیحی جاری ۱۰ ملوان آمریکایی که وارد آبهای ایران شده بودند توسط نیروی دریایی سپاه بازداشت، اما ساعاتی بعد آزاد شدند. دولت آمریکا اعلام کرد که خطای دستگاه‌های رهیابی باعث ورود دو قایق نیروی دریایی آن کشور به آبهای ایران شده بود.

در یک مورد بالقوه خطرناک، در شهریور ماه امسال ۷ قایق تندرو سپاه به ناو فایربولت نزدیک شده و مشغول مانور در اطراف آن می‌شوند. به گفته یک سخنگوی پنتاگون، ۳ قایق‌ تندرو در نزدیکی کشتی آمریکایی مانور می‌دادند، اما یکی از آنها مستقیما در جلوی مسیر حرکت فایربولت بطور کامل ایستاد. فایربولت برای جلوگیری از برخورد با قایق مزبور مجبور به تغییر مسیر شد.

سپاه پاسداران غالبا این مانورها را در چارچوب حق ایران برای حفاظت از مرزهایش تعریف می‌کند، اما مسئله سئوال برانگیز افزایش تحرکات تهدیدآمیز نیروی دریایی سپاه نسبت به ناوگان آمریکا است. برخی گزارش‌ها حاکی است که تحرکات مزبور از ۲۳ مورد در سال ۲۰۱۵ به ۳۲ مورد تنها ظرف ۹ ماه اول سال ۲۰۱۶ افزایش یافته است. به عبارت دیگر موارد بالقوه خطرآفرین ناشی از تحرکات سپاه حداقل افزایشی ۵۰ درصدی را نشان می‌دهد در حالی که ممکن است تا پایان سال مسیحی جاری از این میزان نیز تجاوز کند.

برخی از تحلیلگران بر اساس اظهارات و دیدگاه‌های فرماندهان سپاه می‌گویند که هدف سپاه، تحریک آمریکا برای آغاز یک درگیری نظامی محدود است. طبق محاسبات سپاه، آمریکا قادر به ادامه یک جنگ طولانی علیه ایران نخواهد بود و شکست خواهد خورد. آقای حسین سلامی جانشین فرمانده سپاه گفته است که "قدرت دفاعی ما بر اساس راهبرد دفاعی ما شکل گرفته و فرض حاکم بر راهبرد و استراتژی دفاعی ما این است که در یک نبرد گسترده با ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا وارد جنگ خواهیم شد... آغاز جنگ با دشمن است، اما پایان آن با ما است. ما قابلیت جنگ‌های طولانی مدت و فرسایشی را داریم و دشمن را فرسوده و متلاشی خواهیم کرد". نظیر این سخنان بارها از زبان فرماندهان سپاه شنیده شده است.

حق نشر عکس Getty Images

اما شواهد نسبتا محکمی در دست است که نشان می‌دهد علیرغم شعار‌های تند و تیز برخی از مقامات و فرماندهان سپاه، ایران مایل به درگیری نظامی رو در رو با آمریکا نیست.

فراموش نکنیم که در سال ۲۰۰۳، یعنی یک سال پس از اینکه جورج بوش ایران را بخشی از "محور شرارت" خواند، ایران از طریق سفیر سویس پیشنهاد مصالحه همه جانبه با آمریکا را داد که از سوی دولت وقت آمریکا رد شد. در جریان بحران هسته‌ای علیرغم فشار طاقت فرسای تحریم‌ها، برخلاف انتظار بسیاری از صاحب نظران، ایران از عضویت در آژانس بین المللی انرژی خارج نشد چرا که به احتمال قوی تبعات چنان حرکتی درگیری نظامی با آمریکا بود. در اوج تحریم‌ها و در حالی که فشار فوق العاده‌ای بر اثر تحریم‌های نفتی به اقتصاد ایران وارد می‌شد، علیرغم تهدیدهای پی در پی مبنی بر بستن تنگه هرمز، ایران با روبرو شدن با هشدار ، هرگز اقدام عملی برای بستن تنگه هرمز به عمل نیاورد.

دلایل این امر هم روشن است. در یک رویارویی مستقیم با آمریکا، با وجود اطمینان سپاه به نیروی دریایی خود که در آن قایق‌های تندرو و قایق‌های بدون سرنشین نقش عمده‌ای را در یک جنگ نامتقارن دریایی بازی می‌کنند، ایران احتمالا بخت چندانی برای پیروزی ندارد. این شکست نه تنها تبعات نظامی بلکه تبعات ژئوپلیتیک عمده‌ای نیز به دنبال خواهد داشت. ایران تا زمانی می‌تواند قدرت خود را منطقه بازتاب دهد و به قول مقامات ایران "جریان مقاومت" را به عنوان یکی از بازیگران پرقدرت در منطقه مطرح کند که توان نظامی‌اش در پرده‌ای از ابهام قرار داشته باشد. با تحلیل رفتن و ضربه خوردن این توان که پشتوانه جریان مقاومت است از یکسو، و آشکار شدن ضعف‌های این نیروی نظامی از سوی دیگر، جریان مقاومت هم در معرض فروپاشی قرار خواهد گرفت. رعایت حفظ ابهام در توان نظامی، موضوعی است که به خصوص سپاه سخت بر آن پافشاری دارد.

پس چرا سپاه به تشدید تحرکات بالقوه خطرناک روی آورده است؟

یک نظریه این است که هدف، قدرت نمایی سپاه است. هر چند که در بطن این تحرکات همیشه عنصر قدرت نمایی مطرح بوده است اما این نظریه نمی‌تواند توضیح دهد که چرا در مقطع کنونی این موارد "افزایش" یافته است.

برای درک عامل اصلی افزایش این تحرکات باید نگاه را متوجه درون ایران و جنگ قدرت بین دو جناح عمده در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران کرد. به نظر سپاه، برجام "نقطه قوت و برگ برنده دولت یازدهم برای انتخابات سال آینده به شمار می‌رود". از سوی دیگر پا برجا ماندن برجام معنایش ادامه تعامل با آمریکا برای حداقل ۸ سال آینده خواهد بود که نتیجه آن فرو رفتن جناح رادیکال به حالت کمون در این دوره خواهد بود. در نتیجه، برای قطع هرگونه تعامل و ارتقاء تضاد با آمریکا و گرفتن برگ برنده از دست حسن روحانی در انتخابات ۱۳۹۵، متزلزل کردن و در حالت ایده آل بر هم زدن برجام نقش محوری را بازی می‌کند.

انتخاب ترامپ و برتری جمهوری خواهان در هر دو مجلس کنگره آمریکا احتمال بر هم خوردن برجام را فراهم آورده است. با تحریک و افزایش تنش مستقیم با آمریکا، امکان اعمال تحریم‌های جدید و فروریختن برجام افزایش می‌یابد. اگر این فرضیه درست باشد باید در ماه‌های آینده، به خصوص پس از اسکان ترامپ در کاخ سفید در ژانویه آینده، شاهد تنش‌های بیشتری از این دست باشیم. اما خطر آنجاست که ترامپ صراحتا گفته که با اینگونه تحرکات سپاه برخورد نظامی خواهد کرد. آیا این تهدید می‌تواند مانع ادامه این مانور‌ها شود؟