روزنامه های تهران، روز دانشجوی غیرسیاسی با سرگرمی

روزنامه های تهران عنوان های خود را به مراسم روز دانشجوی امسال اختصاص داده اند و گرچه از سخنرانی هایی در دانشگاه های مختلف کشور خبر داده اند، اما میانه روها در مقالاتی گلایه کرده اند که روز دانشجوی امسال نشانه کوشش جمهوری اسلامی بر غیرسیاسی کردن دانشگاه ها بوده است و این را برای حکومت خطرناک دیده اند.

محدود کردن فعالیت کانال های پرطرفدار در شبکه های اجتماعی، افزایش نرخ دلار از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس شهروند
Image caption عکس امین جلالی در صفحه اول شهروند

هادي سلگي در گزارشی در تعادل نوشته: روز گذشته دانشگاه اميركبير ميزبان محمود صادقي، نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي بود كه در ميان جمعيت و شور دانشجويان اين دانشگاه درخصوص «جنبش دانشجويي و گره كور مبارزه با فساد اقتصادي» سخنراني كند. در اين ميزگرد قرار بود علاوه بر صادقي، احمد توكلي نماينده سابق مجلس و ياشار سلطاني مديرمسوول سايت معماري نيوز نيز حضور داشته باشند كه توكلي امتناع و سلطاني از حضور منع شد كه در نهايت به جاي آنها حافظي عضو شوراي شهر در كنار محمود صادقي قرار گرفت.

به گزارش این روزنامه اقتصادی، محمود صادقي، نماينده تهران در ميان تشويق و شور دانشجويان سخنراني خود را با نكته‌يي در خور توجه آغاز كرد؛ «بعد از حضور نيكسون، معاون رييس‌جمهور وقت امريكا در تهران، نهضت مقاومت ملي جنبش‌ها و تظاهراتي را در سطح دانشگاه‌ها سازماندهي كرده بود كه برخوردهايي هم در اين ميان صورت گرفت. در روز 16 آذر سربازان امنيتي شاه چند دانشجو را تعقيب مي‌كنند و به مسوولان آن دانشگاه اعلام مي‌كنند كه چند دانشجو به ما خنديده‌اند و به همين دليل بايد آنها را تحويل دهيد كه رييس وقت دانشكده و معاون اين دانشكده با شرافت در مقابل اين ماموران مقاومت مي‌كنند و آن معاون با شرف زنگ پايان كلاس را به صدا درمي‌آورد و بعد دانشجويان از كلاس‌ها خارج مي‌شوند كه ماموران شروع به تيراندازي مي‌كنند.

به نوشته تعادل در ادامه محمود صادقي به مطالعاتي كه درخصوص فساد صورت گرفته است، اشاره كرد و گفت كه در اين مطالعات دو شاخص را از هم جدا مي‌كنند؛ سياست‌هايي كه قوانين و نهادهاي مختلف ايجاد مي‌كنند و به تعبيري دفتر و دستك و بروكراسي ايجاد مي‌كند و سياست‌هاي ضد فساد ضمني؛ يعني اگر در كشور نگاه كنيم چندان حساب مبارزه با فساد اقتصادي مشخص نيست به‌طوري‌كه بعد از چند سال رييس يك سازمان مبارزه با فساد خود به جرم فساد دستگير مي‌شود.

چرا فعالان دانشگاه ها رفتند

علیرضا صدقی در سرمقاله ابتکار نوشته: در روزگاری نه‌چندان دور بخش قابل توجهی از دانشجویان، برچسب سیاسی بودن را با خود یدک می‌کشیدند و با همه آزمون و خطاها و درست و غلطی که داشت، هویتی پایدار و چهل ساله را برای جنبش دانشجویی به ارمغان آورده بود. اوضاعی که پس از رویدادهای تیر ماه ۷۸ به طور کلی تغییر یافته و شکلی تازه از جنبش دانشجویی را به جامعه معرفی کرد. در نتیجه این رویدادها و تبعات ناشی از آن بود که بخش قابل توجهی از فعالان دانشجویی از صحنه اجتماعی کنار رفته و صورت‌بندی تازه‌ای در میان نهادهای دانشگاهی شکل گرفت.

به نوشته این مقاله: تشکیل و راه‌اندازی مراکز و نهادهای متعدد دانشجویی، زمینه‌سازی برای شکل‌گیری سازمان‌های موازی دانشگاهی و... از جمله نتایج حاصل از ناکامی جنبش دانشجویی در سال ۷۸ بود. با بروز این شرایط، عرصه‌ دانشگاه از شخصیت‌های بانفوذ دانشگاهی و دانشجویی تهی شد و گروه‌های جدیدی فرصت ظهور و بروز یافتند. گروه‌هایی که به هیچ‌وجه مطالباتی هم‌داستان با اسلاف خود نداشتند و در بسیاری مواقع سعی می‌کردند پیوندهایی را با اصحاب قدرت برقرار کنند.

ابتکار در سرمقاله خود نوشته: از میان بردن عوامل انگیزشی و تزریق شوکران بی‌تفاوتی در میان جامعه دانشگاهی، مسئله‌ای است که می‌تواند حاشیه امنیت قابل تاملی را برای حاملان اریکه قدرت به ارمغان آورد. دانشگاه غیرسیاسی، دانشگاهی کم‌خطر، بی‌تفاوت و خنثی است و این دانشگاه هیچ نسبتی با نقد قدرت و الیگارشی حاصل از آن ندارد. این دانشگاه گرچه در کوتاه مدت امنیتی حباب‌گونه را برای قدرت ایجاد می‌کند، اما نمی‌تواند در معادلات پیچیده اجتماعی و در بزنگاه‌ها و گلوگاه‌های سخت و صعب تاریخی به یاری نهاد قدرت آمده و جامعه را از گرفتاری در تالاب‌های ناشی از بحران‌ها برهاند.

لیلا پاپلی هم در نوآوران نوشته: غیرسیاسی کردن یعنی دانشگاه را از کارکرد انداختن و تهی کردن. یکی از راه های بستن دیالوگ فشار به دانشجویان بستن تریبون های دانشجویی و تحت فشار قرار دادن دانشجویان است. این فرایند از سال ها پیش آغاز شده و در این دوره هم کمابیش ادامه پیدا کرده است. در سال های اول دولت فعلی تلاش بر این بود که برخی از اساتید و دانشجویان رانده شده به دانشگاه بازگردانده شوند، اما در کلیت امر همان روند پیشین ادامه پیدا کرده است.

به نوشته این مقاله: یکی دیگر از بارزترین شیوه‌های سیاست‌زدایی از دانشگاه‌ها دشمنی با رشته های علوم انسانی و علوم اجتماعی است. همگان آگاهند که علوم انسانی در جایی می ایستد که در مقابل ساختارهای قدرت است، یعنی علوم انسانی با نقد و به چالش کشیدن می تواند به بهبود ساختارهای قدرت کمک کند و اتفاقا ساختارهای قدرت در تمام دنیا از علوم انسانی و علوم انسانی خوانده ها استفاده می کنند که آن ها با نشان دادن نقاط ضعف موجود بتوانند یاری گر ساختار باشند؛ اما متاسفانه در کشور روند قرارگیری علوم انسانی در مقابل علوم پایه و مهندسی روز به روز شدت بیشتری می گیرد و این روش با تبلیغ نخبه و نخبه گی و دادن امکانات مادی و معنوی که صرفا هدف و قصد آن تحسین عقل ابزارنگر علوم محض است، آغاز شده است.

و خلاصه مقاله نوآوران این که: به این شکل تصویری که از سیستم دانشگاهی در حال ارائه است ‌تصویر یک دانشگاه علمی ناب است بدون اخلاق.

جواد حق شناس در مقاله ای در اعتماد نوشته: اينكه اين روزها تلاش مي‌شود كه رويكرد سياسي دانشگاه‌ها با برگزاري برنامه‌هاي جنگ شادي زدوده شود محل تامل است. اين مساله بايد توسط كساني كه دغدغه اين مرز و بوم را دارند مورد واكاوي قرار گيرد. اگر هدف اين نوع برنامه‌ها غير سياسي كردن دانشگاه و دانشجويان باشد، قطعا آثار و عواقب ناخوشايندي را براي كل كشور به دنبال دارد.

نویسنده با پرسش این که كدام گروه سياسي است كه از غيرسياسي شدن تشكل‌هاي دانشجويي سود مي‌برد نوشته: دانشجويان موتور محركه توسعه سياسي هستند و اين قشر جوان و هوشيار كشور را به انفعال كشاندن و وارد حوزه غير سياسي، غيراجتماعي و غير مسوولانه كردن جز خسارت براي كشور هيچ چيز ندارد.

حق نشر عکس فرهیختگان
Image caption کارتون امیرحسین ضرغام، فرهیختگان

فقط مرگ بر آمریکا

کیهان در یادداشت روز خود اما نظر دیگری دارد این کشور با فهرست کردن بدکاریهای آمریکا در طول عمر خود نتیجه گرفته که در روز دانشجو باید فقط مرگ برآمریکا گفت. چرا که این کشور ۲۳۳ ساله تاکنون چندین برابر جمعیت خود را در جهان به خاک و خون و بدبختی کشیده و مدام در زمین فساد کرده است. مردان را اسیر کرده و زنان را به کنیزی برده. حالا سران طاغی و یاغی این کشور محور شرارت، مردان را با بی‌غیرت کردن ذبح می‌کنند و زنان را با بی‌حیا کردن به اسارت می‌بردند.

محمد هادی صحرایی عقیده دارد: سران آمریکا جادوگران رسانه‌ای یهود نظیر «مرداک» را به استخدام گرفته‌اند تا شبانه‌روز از هزاران رسانه و شبکه دجالواره، مجازی و اجتماعی و کذایی، در سنت‌های عالی و قوانین الهی اعوجاج کنند و سخنان حق را از مواضعش تحریف کنند و نسل بشر را با انحرافات عدیده جنسی و اخلاقی به مسلخ برند و راه‌ها را قطع کنند و رسالت پیامبران را محو نمایند. می‌توانند با آنچه که هنر سینما می‌نامندش بین زنان و شوهرانشان سوءظن افکنند و خانواده را به جدایی رسانند.4 یا با آنچه که بانکداری می‌نامند در معاملات رخنه کنند و به ربا بکشانند و سفره‌ها را با لقمه حرام بی‌برکت کنند. فحشا را در جامعه بگسترانند و با تزیین و تشدید شهوت، نطفه‌های حرام ببندند و جامعه را عاری از غیرت کنند.

یادداشت روز کیهان در نهایت مژده داده: نزدیک است سپاه متحد اسلامی که متشکل از غیوران فارس و عرب و افغان و پاکستانی و... و شیعه و سنی‌اند، عمود خیمه شیطان را از ریشه بکنند و خیمه‌اش را بسوزانند. اگر زمانی، فرنگ رفته‌های ندید بدید، از شعار مرگ بر آمریکا افسرده می‌شدند و از سنت حسنه آتش زدن پرچمش تب می‌کردند، امروز می‌بینند که در خود آمریکا پرچم این کشور که نماد استکبار است را به آتش می‌کشند و سرانشان را شیطان بزرگ می‌نامند.

پیشنهادهای جدید برای روز دانشجو

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در ستون طنز شهرونگ با توجه به تغییر برنامه های گرامیداشت روز دانشجو پیشنهاد برنامه های مفرحی را تقدیم کرده از جمله طنابکشی که مهم‌ترین رکن این سرگرمی، یارکشی است. دانشجو جماعت باید از الان یاد بگیرد که همیشه و همه جا یارک است که باعث قوت قلب می‌شود. یا مسابقه گل‌واژه که به جای دعوت از فعالان سیاسی و ایجاد حاشیه بی‌مورد از آنان بخواهیم بهترین گل‌واژه‌های سیاسی‌شان را برای ستاد برگزاری مراسم بفرستند و مسابقه‌ای بین گل‌واژه‌های ارسالی برگزار شود.

پیشنهاد دیگر طنز برگزاری مراسم فرهنگی سیاسی اتل‌متل اس به‌ویژه تأکید بر احوالپرسی از گاو حسن دربخش «گاو حسن چجوره؟» درحین این بازی می‌توانید دربخش «هاچین و واچین یک پات رو ورچین»، دانشجویان عزیز را با خطرات احتمالی امور سیاسی آگاه کنید. یا مناظره عمو پورنگ و خاله شادونه که با توجه به حساسیت‌های اخیر پخش زنده برنامه‌های عمو پورنگ و خاله شادونه در تلویزیون، اگر دیگر خیلی دنبال جنجال و حاشیه هستید و برنامه‌های بالا ارضایتان نمی‌کند، از این دو عزیز دعوت کنید تا در یک مناظره جنجالی درمورد «محتوای کودک درون دانشجویان» شرکت کنند.

در ادامه ستون طنز شهرونگ آمده: برگزاری کنسرت موسیقی انگشتی هم خوب است. چرا که با توجه به مشکل‌سازبودن نمایش ساز درکشور شما برگزار‌کننده نخستین موسیقی دست‌ساز و انگشتی کشور باشید. البته سوت‌زدن هم با این‌که نه دستی است و نه انگشتی، ممنوعیت ندارد. از دانشجویان پسر بخواهید با صدای ملو و پایین ترانه گل پامچال را بخوانند و نوازندگان با زدن دست آن هم به صورت دو انگشتی خوانندگان را یاری کنند. البته هرکی می‌خواد دو انگشتی بزنه، از دانشگاه فردوسی مشهد بره!

پوریا عالمی هم با توجه به روز دانشجوی امسال در ستون طنز شهروند پیشنهاد کرده با توجه به اینکه جنبش دانشجویی از سرود «مرغ سحر ناله سر کن» رسیده به ترانه‌های اجتماعی و سیاسی «تو فقط هستی که باشی...» و با توجه به اینکه دانشجویان مدت‌هاست وسط میدان نیستند و امسال هم دیگر خودشان گلزار را برای روز دانشجو دعوت کرده‌اند، نتیجه می‌گیریم که دانشجوها واقعا می‌خواهند بیایند وسط.

به نوشته این طنزنویس: با توجه به اینکه دانشجویان از انواع حقوق اولیه و خواسته‌های اجتماعی و خواسته‌های انسانی، در سال‌های اخیر فقط خواسته ازدواج دانشجویی دارند، نشان می‌دهد جریان دانشجویی ما نه‌تنها به بلوغ رسیده، بلکه از بلوغ خارج شده و هم‌اینک در گذار تاریخی حالت ازدواج است.

و خلاصه ستون طنز شرق این که: با توجه به اینکه الان می‌گویند دانشجو لزوما نباید جنبش دانشجویی کند و این دوتا از هم جداست، الان طوری شده که دانشجو در دانشگاه جای جنبش دانشجویی، فقط دانشجویی می‌کند و جنبشش را دایورت می‌کند به بیرون از دانشگاه.

حق نشر عکس اعتماد
Image caption کارتون جواد تکجو، اعتماد

حالا که اعتراض ها بالا گرفته

محمدصادق عابدینی در گزارشی در روزنامه جوان نوشته: در حالي که وعده انتقال سرور‌هاي شبکه اجتماعي «تلگرام» به داخل ايران به يک‌سالگي خودش نزديک مي‌شود، دولت بار ديگر وعده جديدي را در خصوص شبکه‌هاي اجتماعي رو کرده است. دولت اين‌بار قرار است آيين‌نامه ساماندهي کانال‌هاي خبري و اطلاع‌رساني در شبکه‌هاي اجتماعي را تدوين کند؛ وعده‌اي که مي‌تواند وضعيت نامناسب و يله‌اي را که هم‌اکنون در تلگرام و ديگر شبکه‌هاي مجازي وجود دارد تا چند ماه يا چند سال ديگر ادامه دهد.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران: سال گذشته خبر مذاکره دولت با مديران تلگرام براي انتقال سرورهاي اين شبکه اجتماعي به ايران منتشر شد؛ درخواستي که با مخالفت روس‌ها همراه بود، اما دولتي‌ها همچنان بر ادامه درخواست‌ها و ادعاها براي حضور سرورهاي تلگرام در ايران اصرار بيهوده‌شان را ادامه دادند و در عوض با وجود تهديدهايي مانند مسدود کردن تلگرام، دولت عملاً فضاي اين شبکه را براي يک‌سال به حال خود رها کرد. در اين يک‌سال نيز کانال‌هاي خبري متعددي در بستر شبکه‌هاي اجتماعي و به خصوص تلگرام شکل گرفتند.

جوان نوشته: حال که اعتراض‌ها به نوع فعاليت اين کانال‌ها بالا گرفته، دولت بازي جديدي را آغاز كرده و اين‌بار قرار است وزارت ارشاد آيين‌نامه‌اي را براي ساماندهي کانال‌هاي خبري تدوين کند؛ اقدامي که ضمن رسمیت بخشیدن به این فضاهای کاذب مي‌تواند به تنهايي تا مدتی طولانی ادامه فضاي فعلي را تضمين کند. رفتار‌هاي دولت در قبال شبکه‌هاي اجتماعي نشان داده که منافع ضمني در ميان است که تمايل دولت را براي برخورد يا حتي ساماندهي کانال‌هاي خبري کمرنگ يا حتي بعيد مي‌‌‌کند.

مناسک به جای گرایش دینی

شهروند در سرمقاله خود پرسیده چرا در يك دهه اخير، سياست رسمي بر تقويت بُعد مناسكي قرار گرفته است؟ چرا در حالي كه استقبال از مساجد و حتي نمازهاي جمعه چون گذشته نيست، در مقابل استقبال از برنامه‌هاي مناسكي با استقبال بيشتري مواجه شده‌اند؟ در حالي كه پيمايش‌ها نشان مي‌دهد كه ارزيابي مردم از حيث رواج سنجه‌هاي دينداري نسبت به گذشته كمتر شده است، در برابر توجهات نسبت به انجام امور مناسكي بيشتر شده است؟

نویسنده این مقاله ادامه داده: چرا در ابتداي انقلاب كه علايق و گرايش‌هاي ديني بيشتر بود، چنين توجهي به امور مناسكي وجود نداشت؟ اموري كه در برخي زمينه‌ها به خرافات تنه مي‌زنند. چرا طرح مسائل خرافي و غيرعقلاني حتي از رسانه عمومي كشور رواج بيشتري يافته است؟ چرا الان دربه‌در دنبال پيدا كردن مناسبتي هستيم كه كشور را تعطيل كنيم در حالي كه در گذشته و ابتداي انقلاب چنين اموري به ذهن هيچكس حتي خطور هم نمي‌كرد؟ چرا الان دهه محسنيه ترويج مي‌شود ولي در ابتداي انقلاب چنين نبود؟ چرا الان سخنراني‌هاي مذهبي و آموزنده نسبت به عزاداري‌ها و مداحان كه حالت مناسكي دارند، در حال عقب‌نشيني هستند؟

در ادامه سرمقاله شهروند این پرسش مطرح شده که آيا مردم در ابتداي انقلاب علاقه‌اي به پیشوایان دین يا سايرين نداشتند و الان علاقه‌مند شده‌اند؟ قطعاً پاسخ منفي است. آنچه كه فرق كرده جابجايي شكل و محتواست. چه كسي حدس مي‌زد يا به مخيّله‌اش خطور مي‌كرد كه به جاي بسط و توسعه اخلاق محمدي، با چنين وضع ناهنجار اخلاقي و رفتاري و رواج تزوير و دروغ و... مواجه شود؟ تنها راه برای فكر نكردن به اين نابسامانی‌ها، دميدن بر كوره مناسك و هرچه داغ‌تر و گسترده‌تر كردن آن است.

تذکرات ضد کاپیتالیستی

فرزين ماندگار در متنی ضد کاپیتالیستی در روزنامه جوان در نقد فيلم سينمايي سلام بمبئي نوشته این فیلم پس از حواشي بسيار سرانجام از روز پنج‌شنبه اكران شده که در یکی دو روز ۶۰۰ میلیون تومان بلیت فروخته است. فيلمي باليوودي و محصول سينماي، فيلمي يادآور داستاني تكراري از سينماي هند است، داستاني كه شايد كمتر كسي را بتوان پيدا كرد كه حداقل ۱۰ بار آن را ديده يا نشنيده باشد. اما هميشه اكران و فروش مختصات خود را داشته است و به قول برخي تهيه‌كنندگان فيلم‌هاي به اصطلاح بفروش، مخاطب قلق خاص خود را دارد. پس با برخي ترفندها جذب فيلم مي‌شود و فرصت ديدن فيلمي ايدئولوژيك را صرفاً به اميد همكاري چند چهره مشهور ايراني در سينماي هند از دست مي‌دهد اما بايد از همين مخاطب پرسيد بعد از ديدن فيلمي مانند «سلام بمبئي» چه احساسي دارد؟

نویسنده این نقد روزنامه سپاه پاسداران سپس تاکید کرده: حال گاهي خود مسئولان امكان ارائه فرهنگ و ايدئولوژي را به بهانه‌هاي كاپيتاليستي از مخاطب مي‌گيرند. اگر هدف از راه‌اندازي نهادهاي فرهنگي صرفاً كسب درآمد است و انتقال فرهنگ و تاريخ از دريچه هنر موضوع ثانويه، پس پيشنهاد مي‌شود نهادهاي فرهنگي متولي بر همين سياست استوار بمانند چون به مقصود خود خواهند رسيد، اما اگر برايشان مهم است كه مخاطب پس از ديدن يك فيلم چه نظري درباره آن خواهد داشت كمي از انگيزه‌هاي كاپيتاليستي خود بكاهند.

وقت رسانه ملی را نگیرید!

Image caption کارتون نعیم تدین روز دانشجو

در حالی که تیتر اصلی بیشتر روزنامه های اصولگرا سخن رییس دیوان محاسبات و دادستان تهران از ماجرای حقوق های نجومی گفته اند پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: رئیس محترم دیوان محاسبات فرموده اند از ۳۹۷ مدیر دارای دریافت‌‌های نامتعارف، جمعا مبلغ ۲۱۴ میلیارد و ۲۷۳ میلیون دریافت شده و متأسفانه ۱۰ مدیر به این تذکرات توجه نکرده و مبلغ دریافت شده را باز نگردانده‌اند، همان تعلل 10 نفر برای روزنامه توپخانه، خبرگزاری خیابان شاهرود و رسانه «تمام و کمال ملی» اهمیت دارد و در بوق و کرنا خواهد شد و مصداق تازه‌ای از ناکارآمدی و ناتوانی دولت در اداره امور قلمداد خواهد گشت.

طنزنویس پرسیده: مشکل هم لابد می‌دانید کجاست؛ تفاوت نگاه و جهان بینی دوستان است با سایر مردم ایران درباره کارآمدی و توانمندی. در عین حال اینکه رسانه‌ای از منابع ملت امرار معاش کند اما علی الدوام بر خلاف نظر اکثریت به تبلیغات مشغول باشد مگر ایرادی دارد؟ حالا دولت یک روزی یک رأیی آورده و تمام شده رفته پی کارش. نظر اکثریت فقط مربوط به همان روز است. اینکه در روزهای بعد اکثریت مردم چه اعتقاد و خواسته‌ای دارند را فقط دوستان هستند که تشخیص می‌دهند و اجرایی می‌کنند.

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که: مثلا اینکه دلواپسان در روزنامه توپخانه تفسیر می‌کنند که برجام را باید به‌عنوان فاجعه در مدارس تدریس کرد. راست هم می‌گویند؛ آنقدر فاجعه است که حتی حضرات امریکایی دست به دست هم داده‌اند که هر جوری هست برجام را هوا کنند. وقتی هم سروران در روزنامه توپخانه و هم تندروها در ایالات متحده از برجام ناراحتند خب به غیر از فاجعه اسم دیگری می‌شود روی برجام گذاشت؟ واقعاً نمی‌دانیم چرا عده‌ای هنوز مجاب نشده‌اند و متعجبند؟

موضوعات مرتبط