چمدان: 'عصمت یک مسلمان واقعی بود'

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
سوسن دیهیم هنرمند پیشرو ایرانی-آمریکایی مقیم کالیفرنیا

صدای سوسن دیهیم را احتمالا در یکی از این فیلم‌های هالیوودی شنیده‌اید؛ آرگو (بن افلک)؛ بادبادک باز (مارک فوستر)؛ بی‌وفا (آدریان لین)؛ آخرین وسوسه‌های مسیح (مارتین اسکورسیزی) و یا شاید در فیلم‌های شیرین نشاط.

صدا و نام او فراتر از همه این‌ها، در سال ۲۰۰۹ در ایران شناخته‌تر شد؛ هنگامی که گروه ایرلندی یو۲ در تور بین‌المللی خود به نام ۳۶۰ درجه یکی از کارهای سوسن دیهیم را استفاده کرد و همراه با تصاویری درباره اعتراضات انتخاباتی ایران همراهی خود با 'جنبش سبز' را در نقاط مختلف جهان به نمایش گذاشت.

با وجود این، خیلی‌ها او را در نیویورک و حالا لس‌آنجلس بیشتر از ایران می‌شناسند.

"وقتی در سال ۱۹۷۶ (۱۳۵۴) در مدرسه باله موریس بژار پذیرفته شدم و بعد به بلژیک سفر کردم یکی از اهدافم این بود که از زیر سایه کلیشه‌ها خارج شوم. می‌خواستم فرزند زمانه خودم باشم. می‌خواستم تعهدم به جای به دوش کشیدن صلیب تاریخ گذشته، متعهد بودن به وقایع روز باشد. هنرمندی باشم که نسبت به آنچه در جامعه خود می‌گذرد حساس است، از آن تاثیر می‌گیرد و بر آن اثر می‌گذارد."

اگر بشود نام چنین خواسته‌ای را طغیان گذاشت، امواج آن چند سال بعد سوسن دیهیم را از اروپا به آمریکا کشاند.

چمدان سوسن دیهیم را اینجا کلیک کنید و بشنوید.

حق نشر عکس Robert Hayman
Image caption سوسن دیهیم سه سال پیش از انقلاب ۵۷ از ایران به بلژیک رفت و سپس در دهه ۸۰ میلادی به آمریکا مهاجرت کرد

"در اروپا هم تا حدود زیادی زیر فشار سنت و نقش‌های سنتی بودم. تا زمانی که انقلاب نشده بود، در تمام دنیا بیشتر مردم ایران را با نام شاه و مسایل مرتبط به او همراه می‌کردند و چیز زیادی در مورد فرهنگ ما نمی‌دانستند. برای همین هم از من که یک دختر ایرانی بودم انتظار می‌رفت مطابق همان باور کلیشه‌ای غربی همچون یک 'دختر شرقی' یا یک پرنسس هزار و یک شب از دل قصه‌ها بیرون بیایم و همان طور هم رفتار کنم. اما در نیویورک اوضاع فرق می‌کرد. فرهنگ بازی‌گوشی نیویورکی به من اجازه می‌داد خودم باشم. یا دست‌کم تلاش کنم که خودم را پیدا کنم."

"در فرهنگ آمریکایی و به ویژه فرهنگ نیویورک دهه ۸۰ می‌توانستی بدون ترس از قضاوت کار نو کنی. کسی به تو نمی‌گفت اجازه نداری چنین باشی. کسی نمی‌گفت این موسیقی الکترونیک که تو برای بازاجرای آثار کلاسیک و فولکلور ایرانی به کار می‌گیری تهاجم به دستاوردهای چند صد ساله است و از این حرف‌ها. این فرهنگ پذیرفته شده بود که خاصیت کار تجربی رویارویی هم‌زمان با شکست و موفقیت است. برای همین هم بود که توانستم در نیویورک خودم را پیدا کنم."

سوسن دیهیم به علت سبک خوانندگی و تسلطی که بر هجاهای آوایی و آواز بی‌کلام دارد برای موسیقیدانان و به ویژه آهنگسازان فیلم جذابیت خاصی دارد اما او علاوه بر خوانندگی، به آهنگ‌سازی، خلق نمایش‌های موزیکال و تلفیقی، صحنه آرایی و چیدمان نمایشگاه و رقص هم علاقه‌مند است. او در حقیقت در همه این رشته‌ها کار می‌کند.

روزی که برای ضبط گفتگو با او به ساحل سنتا مانیکا در غرب لس‌آنجلس رفتم او سخت مشغول آماده شدن برای به صحنه بردن کار جدید خود در سالن دانشگاه کارولینای شمالی بود. نمایشی تلفیقی (ببینید) درباره فروغ فرخزاد بود. نمایشی به زبان انگلیسی که ترکیبی از رقص، تئاتر، نورپردازی و ویدئو است و سوسن دیهیم با هدف معرفی فروغ به مخاطب غیرایرانی آن را تنظیم کرده است و تاکنون چند بار در سالن‌های مختلف به اجرا برده است.

"یکی از سخت‌ترین کارها در دنیای امروز این است که نگذاری افراد تو را به سوی قبله‌گاه و قبیله خودشان بکشند. ترفند من برای مستقل ماندن این بوده که در چندین زمینه هنری فعالیت کنم و عایدی هر کدام را در پروژه دیگری که در حال تجربه کردن آنم استفاده کنم. مثلا درآمدی که از کنسرت‌های یو۲ نصیبم شد کمک کرد تا پروژه فروغ را به پیش ببرم."

برای من اما علت مصاحبه با سوسن دیهیم چیز دیگری بود؛ این که او چه طور در عین اشراف‌زادگی (مادربزرگ او سوگلی ناصرالدین شاه قاجار بوده) چرا به جای تکیه بر نام و نشانی که داشت به بی‌نام و نشانی که مهاجرت به همراه می‌آورد تن داد.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
چمدان: 'نمی‌خواستم مصلوب گذشته بمانم'

"در فرهنگ ایرانی، تصوف و عرفان جایگاه بالایی دارد. من از ایرانی بودن این را یاد گرفتم که از تعلق دوری کنم و برای پذیرفتن چیزهای جدید همیشه آماده باشم. به نظر من در صوفی‌گری ایرانی خلاصی‌هایی وجود دارد که اگر به آنها توجه کنیم به ما بیشتر از چسبیدن به گذشته هویت می‌دهد."

"بیرون قاب را دیدن برای من از کودکی آغاز شد. در همان سال‌ها بود که خانواده پرجمعیت ما با بحران مالی روبرو شد و یک روز پدرم همه خدمت‌کارهای خانه را جمع کرد و گفت دیگر نمی‌تواند از عهده حقوق آنها برآید و همه مرخص‌اند. آن روز همه رفتند اما عصمت گفت می‌ماند."

سوسن دیهیم 'سال‌های فرویدی کودکی' خود را با عصمت گذرانده و آن طور که می‌گوید "اگر یک مسلمان واقعی به عمرش دیده باشد، آن عصمت بوده."

"عصمت من را با خودش به همه جا می‌برد. با او به مسجد می‌رفتم و فرصت می‌یافتم با فرهنگ، مذهب، آداب و مناسبات و در کل با بخشی از جامعه که در آن ایام کودکی ارتباط چندانی با آن نداشتم آشنا شوم. عصمت حتی سال‌ها بعد که پدرم بیماری‌اش وخامت یافت، شوهرش را رها کرد و به طور شبانه روزی پیش ما آمد تا شیرازه خانه ما از هم نپاشد."

"عصمت بدون این که قصدی داشته باشد من را با جهانی آشنا کرد که انسان خوب بودن در کانون آن بود و همه چیز دیگر در حاشیه آن قرار می‌گرفت. برای همین هم وقتی از چمدانم پرسیدی فکر کردم تنها چیز مهمی که دوست دارم در چمدانم به ایران ببرم شریک زندگی‌ام ریچارد (هارویتز) است و شاید یکی دو تا از این آب‌نبات‌ها که گلو را صاف می‌کند."

کلیک کنید و بشنوید:

گفتگوی رادیویی سوسن دیهیم با برنامه رادیویی چمدان

موسیقی چمدان سوسن دیهیم همگی از آثار اوست: تصنیف بشنو از نی (آلبوم شهر برگ‌ها)؛ باد صبا (کاری از سوسن دیهیم و بیل لسوِل) و قطعه پایانی بتچین (کار مشترکی از سوسن دیهیم و ریچارد هارویتز).

برای تماس با برنامه چمدان لطفا به آدرسbamdadi@bbc.co.uk ایمیل بفرستید.

سری جدید برنامه چمدان هر پنجشنبه از برنامه رادیویی‌ چشم‌انداز بامدادی پخش می‌شود.

برای شنیدن سایر مطالب رادیوی بی‌بی‌سی، به صفحه رادیو مراجعه کنید یا برنامه‌های ما را بر روی ساوند کلاود بشنوید.

برای دسترسی به آرشیو سه فصل قبلی این برنامه روی لینک‌های زیر کلیک کنید:

فصل چهارم

فصل سوم

فصل دوم

فصل اول