روزنامه های تهران، دلار گران و دعوا با دلواپسان

روزنامه های امروز تهران، سه شنبه ۷ دی در عنوان های اول خود از استعفای مهدی کروبی از دبیرکلی حزب اعتمادملی و تحولاتی در آن حزب نوشته و در عین حال گزارش های خود درباره انتشار سخنان ظریف در کمیسیون محرمانه امنیت ملی مجلس و تاثیر گرانی بهای دلار در بازار دارند که در آن ابراز نگرانی شده که کاهش ارزش پول کشور به زبان خریداران تمام شود و نرخ ها رو به گرانی گذارد.

حق نشر عکس بی قانون
Image caption کارتون مهدی عزیزی، بی قانون

خطا در خطا

کمال دهقانی فیروزآبادی در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: ظریف در جلسه با اعضای کمیسیون امنیت ملی حضور یافته و به تبیین و توضیح تمدید قانون تحریمی آیسا علیه ایران از سوی امریکا پرداخته بود. نشستی که متأسفانه مطالب آن از سوی یکی از اعضای این کمیسیون که در این جلسه حضور نداشت، منتشر شد. این اقدام اشتباه که به شکل‌گیری فضای منفی درباره یکی از مهم‌ترین مسائل سیاست خارجی کشور منجر شده است، صرف اظهار کلمه «اشتباه» از سوی آقای ظریف را به کل مسائل برجام مرتبط کرده و گزاره‌ای از اساس اشتباه را به وزیر خارجه مرتبط دانسته است.

این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس اظهار عقیده کرده که: اصلاً مبنای سخنان آقای ظریف درباره برجام و مذاکرات نبود بلکه او درباره قانون آیسا و نحوه مواجهه با آن صحبت می‌کرد و در رابطه با موضعگیری درباره یک موضوع خاص اعلام کرد که اگر موضع دیگری می‌گرفتند، بهتر بود. یعنی صحبت‌ها ناظر به روش مذاکره و برجام نبود. اما این سخنان که البته در یک فضای بسیار محرمانه صورت گرفته بود، بی‌آنکه به درستی شنیده و فهمیده شود، به شکل ناقص و تقطیع شده مبنای عمل تبلیغاتی منفی برخی قرار گرفت.

نکته دیگر مقاله روزنامه دولت این که: تمام مطالبی که در کمیسیون امنیت ملی مطرح می‌شود، طبقه‌بندی شده است و نشر دادن آنها بدون هماهنگی با رئیس و هیأت رئیسه کمیسیون، خلاف آیین‌نامه‌های داخلی مجلس است این اقدام اشتباه در حالی صورت گرفت که اعضای کمیسیون امنیت ملی در جلسه‌ای با آقای ظریف تلاش کردند درباره این رخداد با او گفت‌وگو کنند. آقای ظریف که شخص بسیار متخصص، صبور و منطقی است، در این جلسه نگران آن بود که این دست حاشیه‌سازی‌ها آسیب و ضررهای جدی را متوجه منافع ملی و عمومی کشور کند.

ایراد ساختاری حکومت آمریکا

رضا نصری در مقاله ای در همین روزنامه از دیدگاه حقوقی به نقد دیدگاه مخالفان برجام پرداخته و در پاسخ ان ها که گفته اند هیات مذاکره کننده به جای آن که با دولت به تفاهم برسد بهتر بود با دولت و مجلس به نتیجه می رسید که مشکل مصوبه های کنگره پیش نمی آید نوشته تیم مذاکره‌کننده ای می‌دانست که نظام سیاسی/ حقوقی ایالات متحده - در حوزه عقد معاهدات بین‌المللی - از یک نقص ساختاری و سیستمیک جدی رنج می‌برد.

این حقوقدان بین المللی توضیح داده که: نقص ساختاری آن هم مربوط به پیچیدگی و دشواری هماهنگ‌سازی قوه مجریه و مقننه - و معضلات ماهوی مربوط به نظام‌های «دو حزبی» است - که در آن به ثمر رساندن «معاهدات» امری بسیار صعب‌الوصول است. تیم مذاکره‌کننده ایران - و سایر هیأت‌های مذاکراتی - می‌دانستند که به همین خاطر هم، دست‌کم از 40 سال پیش تا کنون، تـــــــــــــــنها ۱۰ درصد قرارداد‌های بین‌المللی امریکا با مشارکت کنگره به ثمر می‌رسند؛ به نحوی که از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ از میان ۲۸۵۷ توافق‌ بین‌المللی امریکا، تنها ۲۴۹ توافق با مشارکت کنگره انجام شده است. در نتیجه، نه تنها تیم مذاکره‌کننده ایران از «درگیر کردن» کنگره در روند مذاکرات و اجرای ابتدایی پرهیز داشت، بلکه سایر کشورها نیز - مطابق تجربه و عرفی که در فضای بین‌المللی شکل گرفته بود - نسبت به تحدید حداکثری نقش کنگره تأکید داشتند.

مقاله ایران به این جا رسیده که: فقدان یک نگاه سیستمیک، علمی و جامع به موضوع توافق هسته‌‌ای می‌تواند باعث شود برخی از منتقدان و فعالان سیاسی در داخل کشور ایرادات ساختاری نظام بین‌المللی، ایرادات ساختاری نظام داخلی امریکا و حتی محدودیت‌های سیاسی داخل کشور را به پای ضعف برجام یا دلایل منحرف‌کننده‌ دیگر بنویسند و از این‌رو - با سوء برداشت از سخنان مقامات و اعضای تیم مذاکره‌کننده - نسخه‌های اشتباه، شعاری و هزینه‌سازی را با هدف «واکنش» به این بدعهدی‌های امریکا تجویز کنند، غافل از آنکه تداوم این روش در دولت ترامپ می‌تواند زمینه‌ساز مخاطرات و هزینه‌های امنیتی فراوان برای میهن‌مان شود.

مسولیت اعتراف

صلاح الدین هرسنی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: خبار ضد‌ونقیض این روزهای رسانه‌ها حکایت از آن دارد که جواد ظریف، وزیر خارجه بر اشتباه خود مبنی بر اعتماد به جان کری بابت مذاکرات هسته‌ای اعتراف کرده است. این مهم است که اعتراف دکتر ظریف بابت تمدید قانون تحریم بوده یا کل برجام اما مهم‌تر از آن به نفس اعترافی برمی‌گردد که نیاز به اظهار آن نزد اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نبوده است.

به نظر این استاد دانشگاه: اگر کنش و عمل برخی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در رسانه‌ای کردن اعتراف دکتر ظریف قرین به عیب و اشتباه است، اعتراف دکتر ظریف هم به همان اندازه از اشتباه بری نیست. این اعتراف دکتر ظریف به هر شکل و کلامی به این دلیل اشتباه است که ایشان با توجه به هنر و ظرافت‌های دیپلماسی خود از موقعیت‌شناسی یک فرد دیپلمات بابت بر زبان آوردن برخی از مسایل چالش‌زا و پروبلماتیک غافل مانده است چراکه اغلب قریب به اتفاق اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از منظر سیاسی به دلواپسان تعلق دارند و اساسا این‌گونه اظهارات و اعترافات هرچند نه بابت برجام بلکه بابت تمدید قانون تحریم برای آنها خوشایند نیست.

نتیجه گیری مقاله جهان صنعت این است که: این اعتراف بهانه و دستاویزی به مخالفان دولت برای حمله به راهبرد‌های دیپلماسی وزارت خارجه و دولت تدبیر و امید می‌دهد. پیامد ناخوشایند این اعتراف قبل از هر چیز متوجه خود دکتر ظریف است که بعد از این اغلب راهبرد‌هایش از سوی دلواپسان معروض نقد می‌شود و اعتماد به تصمیم‌هایش در خطر تردید قرار می‌گیرد. پیامد دیگر این اعتراف متوجه دولت روحانی است.

حق نشر عکس فرهیختگیان
Image caption کارتون امیرحسین ضرغام، فرهیختگیان

تکانِ دلار، خانه‌تکانی بازار

سعید برآبادی در گزارشی در شرق نوشتته: «خدا نگذره ازتون»؛ خانم مسن و جاافتاده‌ای این را می‌گوید و از فروشگاه بیرون می‌آید. ناله می‌کند با خانواده و همراهیانش: «گفتیم محرم و صفر تموم شه، دست این دو تا جوون رو می‌ذاریم تو دست هم، اما هر قلم جهیزیه که می‌خوایم بخریم، ٢٠٠، ٣٠٠ تومن گرون شده، اونم یه‌شبه. آخه نامسلمون، از صَفر هنوز چند وقتی بیشتر نگذشته». معادله‌های مردم، انگاری به هم خورده است. بازار یک‌شبه زیرورو شده و وقتی که علت را می‌پرسی، هر كس چیزی می‌گوید؛ یکی از گران‌شدن دلار حرف می‌زند، یکی از لغو برجام و یکی از دخالت دولت در قیمت‌ها.

نویسنده با این ها گزارش می دهد که: آن‌طرف‌تر از علاءالدین، مردم در صف بلیت «سلام بمبئی» در چهارسو ایستاده‌اند؛ فیلمی که قیمت نجومی بلیت افتتاحیه‌اش، برق را از سر می‌پراند. آن وسط هم می‌روند و از طبقه «فوت کورت»، کنتاکی و ساندویچ می‌خرند، کمی گران‌تر از قیمت‌های بازار. هیچ صدایی هم به اعتراض بلند نیست، کسی نیست که بگوید این‌همه گرانی و لوکسی چطور کنار آن نداری‌ها و شکوه‌های خیابانی نشسته است. خصوصا وقتی که حراج تهران با رقم ١٢ میلیاردتومانی‌اش در صدر اخبار است و دلار چهارهزاروصدتومانی تک‌تازی می‌کند. برعکس این فضا، در طبقات چهارسو، مشتری موج می‌زند، اما خبری از کاسبی نیست..

و خلاصه این که: گران‌شدن دلار، خیلی از حساب‌وکتاب‌ها را تغییر داده تا جایی که الان خرید از بعضی از سایت‌های اینترنتی به‌صرفه‌تر از نمایندگی‌هاست: «نمایندگی‌ها با قیمت روز دلار، قیمت‌هایشان را تغییر می‌دهند، ولی سایت‌های خرید اینترنتی، به شیوه‌های دیگری کالاهایشان را گران می‌کنند». این استدلال مدیر فروش یکی از برندهای تولید لوازم آشپزخانه در ایران است. در بازار ارزفروش‌ها، بعضی‌ها می‌گویند الان وقت دلارخریدن است، بعضی‌ها هم می‌گویند دل‌خوش به این گرانی‌ها نباشید، دلار ارزان می‌شود، برای آنها که پولی ندارند.

دست‌انداز

شهرام شهیدی در ستون طنز ایران از قول رئیس کانون عالی انجمن صنفی کارگران کشور نوشته: کاهش تورم در زندگی مردم ملموس نیست. گفتیم از مردم بپرسیم ببینیم در سال‌های دور چه چیزی برایشان ملموس بوده و نبوده:

سینا هستم از نارمک: بنده خیلی سعی کردم از مغازه‌ای که سفارش خرید گوجه‌فرنگی‌هایش در صفحات مجازی دست به دست می‌شود یک دکل نفتی تهیه کنم. منتها از بس دکل ملموس نبود نفهمیدم کی و کجا از زیر بغل ما قاپیدنش!

حسام از پونک: الان یعنی مسأله اصلی جوانان ما ملموسه؟ خجالت نمی‌کشید. بر و بر خیره می‌شوید به من؟ ملموسی نشان‌تان بدهم که هفت جدتان را به یاد بیاورید.

شاهین از غرب تهران: غرب را از قصد گفتم چون اثبات شده مردان ساکن غرب با همسران‌شان مهربان ترند. اما در مورد ملموس بودن می‌خواستم بپرسم وجود دستگاه ضبط در جلسه محرمانه شنیدن سخنان وزیر امور خارجه در مجلس ملموس بوده یا خیر؟

رویا از کلینیک پوست و مو و غیره: در تأیید فرمایش جناب پروفسور باید عرض کنم من کلی زحمت می‌کشم با رژیم غذایی مناسب و البته ورزش اندام مانکنی پیدا کنم کسی برایش ملموس نیست اما امان از وقتی که نیم کیلوگرم وزنم برود بالا عالم و آدم تا آدم را می‌بینند می‌گویند وااااا رؤیا چقدر چاق شدی!

حق نشر عکس شهروند
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

زندگی در گور

مریم روستایی در گزارش ویژه شهروند نوشته: گورخواب‌ها برگشته‌اند. هر کدام به داخل یک قبر سر می‌خورند. در تاریکی یا مشغول مواد می‌شوند یا به چه فکر می‌کنند، نمی‌دانیم. سکوت گورستان سنگین و هوا سرد است. یکی‌یکی، بنرهای پاره، تا پتو‌های مندرس و تخته‌ چوب‌های نیمه‌ سوخته روی گورها کشیده می‌شود. آنها مرگ را زندگی می‌کنند. خیلی که هوا سرد

می‌شود، دنبال چوب می‌گردند برای درست‌کردن آتش و گرم‌شدن در گور‌هایی که پایان زندگیست برای همه، اما برای اینها شده سرآغاز و سرپناه. زن، مرد و کودک؛ کارتن‌خواب‌هایی که در قبر نشسته می‌خوابند.

به نوشته این گزارشگر: «دیگه اینجا چوب هم برای آتیش‌زدن، پیدا نمی‌شه» این را یکی از ميهمان‌های ناخوانده این اتاق‌های تاریک و باریک می‌گوید. یک ماهی می‌شود که سرما کارتن‌خواب‌ها را راهی کرده تا اطراف و درون گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه شهریار ساکن شوند. عده‌ای درون گورستان و در قبرهای از پیش آماده شده و چندین خانواده در اطراف گورستان، در منطقه بلوک‌زنی و زیر کانال در چادر زندگی می‌کنند. در درون گورستان، ٣٠٠ گور از پیش آماده وجود دارد که ٥٠‌ کارتن‌خواب دست کم ٢٠ گور را اشغال کرده‌اند. در هر گور یک نفر و گاهی هم سه تا چهار نفر زندگی می‌کنند.

شهروند نوشته: این گورها عموما برای خواب مورد استفاده قرار ‌می‌گیرند و در طول روز و زمانی که افراد برای تهیه پول مواد و غذا ضایعات جمع می‌کنند یا گدایی می‌کنند، خالی هستند؛ اما باید حواسشان به گورشان باشد چرا که از طرف دیگر کارتن‌خواب‌ها مورد سرقت قرار می‌گیرند. به پتوهای پاره و لباس‌های کهنه هم رحم نمی‌کنند. هیزم‌های سوخته، ظرف‌های یک بار مصرف غذا، پلاستیک و تکه پارچه‌های موجود در بعضی از گورهایی که الان سقف ندارند، نشان‌ می‌دهد که قبلا مورد استفاده یک گروه دیگر بوده است.

عدالت در خطرست

کیهان در یادداشت روز خود با استفاده از خبری دیگر باز به دولت تاخته و نوشته: سال‌هاست پایتخت کشور و مردمان مظلومش که باید از صبح تا شام به دنبال لقمه‌ای نان بدوند، درگیر معضل ترافیک است، چیزی که ساعت‌ها و در نهایت سال‌های بسیاری از عمر مردم را می‌بلعد.

به نوشته این روزنامه تندرو ساعاتی که حق خانواده است. ساعاتی که حق فرد است برای آرامش، عبادت، تفریح و...اما از این حق محروم می‌شود. تشدید آلودگی هوا و نتایج مرگبار آن نیز مسئله دیگری است. طرح و برنامه برای حل این معضل هم تا‌کنون کم ارائه نشده اما نتیجه پایدار و درخوری نداشته است. چرا؟ چون یک جای عدالت می‌لنگد. بسیاری از مدیران و مسئولان با چنین معضلی مواجه نیستند. خدا برکت بدهد به خطوط ویژه! چراغ‌های راهنمایی به یمن عبورشان سبز می‌شوند. اگر دو هفته مسئولان و مدیران نیز مانند میلیون‌ها تهرانی معضل ترافیک را به طور واقعی و نه با گزارش‌های کاغذی لمس کنند، شک نکنید سرنوشت ترافیک جز این غول شکست‌ناپذیر خواهد بود.

نکته محمد صرفی در یادداشت روز کیهان این است که: عدالت جزو ارزش‌های جهانشمول است و بعید است در طول تاریخ تفکر، جامعه و گروهی را بتوان یافت که خود را بی‌نیاز از آن دانسته باشد. اما همان قدر که گسترده و مورد تایید همه است، استقرار و پایبندی به آن نیز سخت و دشوار است. حوزه‌های عدالت در جامعه بسیارند. از محاکم قضایی گرفته تا نظام حقوق و دستمزد و...عده‌ای به بهانه‌های مختلف می‌کوشند این پرچم برزمین افتاده و یا در حالتی نمایشی نیمه افراشته باشد.

صدا و سیما فاجعه است

صادق زیباکلام در مقاله ای در اعتماد بی طرفی را در قاموس صدا و سیما امری غیرممکن دانسته و نوشته: هر كجا كه پاي حمله به دولت به ميان آمده، صدا و سيما جلودار، پرچم‌دار و علمدار بوده است. اگر در خصوص برجام بوده، صدا و سيما علمدار بوده و اگر در خصوص حقوق‌هاي نجومي بوده صدا و سيما علمدار بوده، وقتي انسان دقيق‌تر نگاه مي‌كند، مي‌بيند در اين سه سال و نيم گذشته در حقيقت، در هر موردي كه حمله به دولت هدف بوده، همواره صدا و سيما خط‌شكن و جلودار بوده كه البته چندين نتيجه به بار آورده است.

به نوشته این استاد دانشگاه: نخستين خطر، توجه عده قابل توجهي از ايرانيان بالاخص ايرانيان تحصيلكرده و جوانترها يعني نسل‌هاي بعد از انقلاب، متولدين دهه‌هاي شصت و هفتاد به شبكه‌هاي فارسي زبان خارج از كشور، است. به بيان ساده‌تر آنقدر صدا و سيما يكسويه گزارشگري مي‌كند و آنقدر صدا و سيما جانبداري مي‌كند كه عملا هركس كه مي‌خواهد بداند در دنيا چه خبر است، در منطقه چه خبر است و حتي در مملكت خودمان ايران چه خبر است ممكن است به شبكه‌هاي فارسي زبان خارجي پناه ببرد و اين واقعا تاسف‌آور است كه بعد از ٣٧ سال كه از پيروزي انقلاب مي‌گذرد به‌جاي آنكه صدا و سيماي ما «ملي‌تر» شده باشد، به‌جاي آنكه شبكه‌هاي فارسي‌زبان از اهميت كمتري برخوردار شده باشند، متاسفانه و از قضا سركه انگبين صفرا فزود و امروز شبكه‌هاي فارسي زبان همانقدر در ايران نفوذ دارند و همانقدر براي ايران و مردم ايران از اعتبار برخوردارند كه در دوران انقلاب وقتي اندرو ويتلي، گزارشگر بي‌بي‌سي از تهران گزارش مي‌داد.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون مجتبی هادی پناه، قانون

مقاله اعتماد به این نتیجه رسیده که : هيچكس نمي‌گويد كه برجام بي‌عيب و نقص است، هيچكس نمي‌گويد كه مشكلاتي بر سر راه برجام وجود ندارد اما آيا آنچه كه صدا و سيما مي‌گويد، حقيقت است؟ آيا موضع‌گيري‌هاي صدا و سيما عليه برجام نسبتي با واقعيت‌هاي موجود دارد؟ متاسفانه اين روند باعث شده كه حتي كساني كه به نظام پايبند هستند هم وقتي مي‌خواهند بدانند كه در دنيا چه خبر است و در مملكت خودشان چه خبر است، متاسفانه به سمت و سوي شبكه‌هاي فارسي‌زبان مي‌روند و اين براي هر كشوري از جمله جمهوري اسلامي ايران يك فاجعه است.

شهرونگ خبرنگار

سامی ریگی در صفحه طنز شهرونگ ماده ١٢٤ حقوق شهرونگی را منتشر کرده: به منظور صیانت و تثبیت حق اعتراض و آزادی تجمعات، دولت موظف است هرگونه خسارت و غرامت ناشی از بالا رفتن از سفارت‌ها، آتش زدن اتاق سفیر، انتقال تابلوهای نفیس سفارت به خانه، برداشتن تلفن سنترال برای جهیزیه منزل و غیره را از محل بودجه عمومی و جیب کسانی که برای اخذ ویزا با سفارتخانه‌های مزبور مراجعه می‌کنند پرداخت کند.

طنزنویس از زبان شهرونگ‌خبرنگارنوشته: ما اسپایدرمن رو بومی کردیم، باید بریم زندان؟ ما با بهم زدن روابط با اون کشور باعث شدیم امسال کلی پول از مملکت خارج نشه و کلی مدرسه و بیمارستان با پولش درست بشه؟ آیا اینه جواب کار ما؟ تازه میخواییم بریم جلوی سفارت ترکیه و تایلند و امارات هم شلوغ کنیم، کلا یک سنت هم ارز از این مملکت خارج نشه و با پولش مدرسه روی مدرسه و درمانگاه روی درمانگاه بسازیم ، حالا ما که باعث قطع روابط شدیم و جلوی خروج ارز رو گرفتیم، آیا رواست که حکم زندان برامون بریدند؟!

موضوعات مرتبط