روزنامه های تهران، واکنش به گورخوابی ها و گرانی دلار

روزنامه های امروز صبح تهران در واکنش به انتشار گزارشی درباره گورخوابی بی خانمان ها در گورستانی نزدیک تهران خبر از جمع آوری گورخوابان داده اند گرچه روزنامه های جناح راست و مخالف دولت بی توجه به آن همچنان به انتقاد از دولت و به ویژه سیاست خارجیش ادامه داده و با گران شدن دلار موضوع تازه برای نشان دادن ناتوانی دولت روحانی به دست آورده اند.

روزنامه های اصلاح طلب و میانه رو نامه اصغر فرهادی تنها فیلمساز اسکاری ایران را منعکس کرده که خطاب به رییس جمهور با اشاره به گورخوابی ها، از شرم در برابر مردم نوشته است.

حق نشر عکس شهروند
Image caption تیتر و عکس سعید حسینی، شهروند

جمع آوری گورخواب ها

زهرا جعفرزاده در گزارش اصلی شهروند به گزارش روز گذشته همین روزنامه درباره گورخوابی پرداخته و نوشته: یک روز پس از انتشار گزارش از ٥٠ بی خانمانی که از سرمای زمستان، به قبرهای خالی گورستان نصیرآباد پناه برده اند، مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری، در اطلاعیه‌ای، بر پیگیری موضوع گورستان نصیرآباد شهریار، تا به دست آمدن نتیجه نهایی و رفع مشکل، تاکید کرد.

به نوشته این روزنامه: فرماندار شهریار، دیروز به قبرستان نصیرآباد رفت. او در عین حال که منکر رفت و آمد معتادان سرگردان درآن محل، نشد، اما بخش هایی از گزارش منتشر نشده را غیرمستند دانست: «آرامستان نصیرآباد شهرستان شهریار از نزدیکترین نقاط به پایتخت است که متاسفانه با وجود داشتن نگهبان، معتادان سرگردان به این محل رفت و آمد دارند.» فرماندار شهریار معتادان قبرستان نصیرآباد را از نزدیک دید، تعدادی خبرنگار هم او را همراهی کردند، همه رفتند، گورهایی که از چند ساعت قبلش خالی شده را دیدند و برگشتند.

گزارشگر شهروند توضیح داده که: حالا از میان ٣٠٠ قبر خالی قبرستان نصیرآباد، تنها یک نفر مانده؛ «بهروز». او تنها در گور، در کنار ٢٩٩ قبر خالی: «صبح ماموران آمدند، همه را زدند، وسایلشان را بردند و رفتند. الان فقط من اینجا مانده ام.» این تنها حرف های بهروز از داخل گور است، گوری که با یک شعله آتش کوچک، روشن شده، نور بر چهره اش سایه انداخته. او سفت و سخت، در جایش مانده، با پلاستیکی که روی قبرش انداخته تا باران خیسش نکند. همه رفته بودند، قبرستان خالی بود، اما بهروز، قبرش را با هیچ جای دنیا عوض نمی کند و می گفت: «گشنه ام است، از صبح هیچ نخورده‌ام.»

گورستان پاک شد

میرا قربانی فر در گزارش اصلی قانون نوشته: تصاویر تکان دهنده است و وقتی گزارش را می خوانی تازه عمق درد رخ می نماید. مهم نیست این ساکنان خفته در گور، که زیر گوش این شهر و مردمانش، شبانگاهان سهم شان از زندگی و جهان، آن گوری است که در آن می خوابند و البته درد به اینجا خاتمه نمی یابد، گزارش را که بخوانید با مطالبی دردناک تر نیز رو به رو خواهید شد که می گوید این گورخواب ها در طول روز نگران گورهای خود هستند چرا که کارتن خواب هایی نیز هستند که به همین گورها و آن داشته های اندک داخل آن چون لیوان پلاستیکی و پتوی نیم سوخته چشم دارند.

به نوشته این روزنامه: گزارشی که قرار بود نگاهی باشد به وضعیت مردمانی که در زمان زنده بودن به قبرها پناه می برند، در نهایت منجر به این شد که مسولان در واکنش به گزارشی تکان دهنده، گورستان را از آخرین پناهگاه ساکنانش پاک کنند. خبرنگار قانون که به دنبال این گورخواب های رانده از جهان زندگان بی تفاوت می گشت به سختی آنان را این بار در ساختمانی نیمه متروک یافت.ساختمانی که معلوم نیست حالا تا کی پناهگاه این زنده در گور خفتگان باشد تا بار دیگر آنان را از این متروک خانه نیز برانند.

قانون نوشته: اما دیروز شاید کامل ترین واکنش و دردنامه از آنِ کارگردان شهیر ایرانی و تنها برنده جایزه اسکار سینما بود که دردهایی که زخم می زد بر گلو را فریاد کشیده بود. نام یکی از خفتگان زنده در گور «آرمان» بود و وی این نام را بهانه نگارش متنی کرد، که نامه ای سرگشاده به رییس جمهور وقت ایران شد. نامه ای که شاید مخاطب رسمی آن حسن روحانی باشد اما برای ثبت در تاریخ و خوانش همه مسولانی نوشته شده است که در ۳۷ سال گذشته بر اریکه قدرت تکیه زده اند و مردمان بی خانه، زنده در گور را ندیده اند.

شهروند در سرمقاله خود با اشاره به این که سیستم عصبی جامعه مدرن رسانه‌ها هستند نوشته: با آمدن رسانه‌های جدید مثل اینترنت و ماهواره و شبکه‌های اجتماعی این امکان برای مردم فراهم شده است که فارغ از ساختار بسته رسانه ملی به انتقال دردهای اجتماعی اقدام کنند؛ هر چند این وضع نیز عادی نیست و ترجیح دارد که همان رسانه رسمی این خط‌مشی را دنبال کند، زیرا موثرتر است. ولی در هر حال عمومی‌شدن درک از یک مسأله اجتماعی و به وجود آمدن حس مشترک از درد ناشی از آن مسأله و آسیب، مقدمه لازم برای هر گونه اقدامی جهت درمان آن آسیب است.

به نوشته این مقاله: اکنون جامعه دردهای اجتماعی گوناگونی دارد. به دو مورد آن اشاره می‌کنیم و به نحوه برخورد رسانه‌ها با آن می‌پردازیم. نخستین مورد ضعیف‌شدن حس خیرخواهی و نیکی به دیگران و روحیه از خودگذشتگی است؛ گویی که مسابقه نانوشته‌ای برای جلوزدن از هر کس و با هر قیمتی وجود دارد. طبیعی است در چنین شرایطی برجسته‌کردن رفتارهایی که حس دگرخواهی را تقویت و به‌عنوان یک ارزش مهم معرفی می‌کند، بسیار اهمیت دارد. نه فقط در جامعه‌ای که دچار این ضعف است، بلکه اگر یک جامعه چنین ضعفی را هم نداشته باشد، باز هم چنین اخباری را برجسته می‌کند تا دچار این ضعف نشود.

شهروند اشاره کرده به خبری درباره رفتن یک سرباز ۱۹ ساله روی مین وقتی برای نجات یک سر در پادگان رفته بود که منجر به قطع یک پای او شده نوشته: تقریباً تمام عناصر خبری لازم برای برجسته‌شدن این خبر و تبدیل‌شدن حتی به تیتر اول رسانه‌ای فراهم بود، هر چند رسانه‌های مستقل و مجازی تا حدی به این مسأله پرداختند و افرادی هم به عیادت آن سرباز رفتند، ولی ارزش خبری این رویداد جهت ترویج از خودگذشتگی و ایثار و حس دگرخواهی بسیار بالا بود.

واکنش‌ها

صفحه طنز شهرونگ در اشاره به گزارش روز قبل همین روزنامه نظر چند کاربر را منعکس کرده که گفته اند: گورخوابان اگر کارمند شهرداری می‌شدند نیاوران بهشون مِلک می‌دادیم!

روح جلال آل احمد: باید تیتر می‌زدید «بنگی بر گوری»!

شهرداری: کاربری مسکونی گرفتند؟ بروند این فیش رو واریز کنند تا تشکیل پرونده بدیم! اگر برای استفاده مسکونی از قبرها عوارض پرداخت کنند ما مشکلی نداریم!

سلبریتی: آدرسش کجاست برم یه عکس یهویی باهاشون بگیریم !

حق نشر عکس جوان
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

گرانی دلار و دولت

گرانی شدید دلار نسبت به ریال و تاثیر آن بر قیمت ها و اقتصاد کشور از جمله مباحثی است که روزنامه های امروز بدان پرداخته اند.

روزنامه جوان در گزارش اصلی خود نوشته: مردم وقتی به دولتمردان اعتماد دارند می‌دانند که نباید درباره قیمت ارز، کالا و تورم نگران باشند، زیرا مدیران کشور خواهند توانست این مسائل را مدیریت کنند. این جمله را اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور در جمع مسئولان وزارت صنعت، معدن و تجارت گفته است که معنای تحت‌الفظی‌اش این است که کنترل قیمت دلار برخلاف آنچه برخی کارشناسان می‌گویند در ید و اختیار دولت است و مسائل پیش آمده، مدیریت شده است.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران: این سخنان معاون اول در حالی روی خروجی پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری قرار گرفته است که روز گذشته دلار به قیمت ۴ هزار و ۱۵۰ تومان به متقاضیان فروخته می‌شد که بی‌سابقه‌ترین قیمت در طول تاریخ کشور است و قدرت خرید مردم طی چند هفته حدود ۲۰ درصد کاهش یافته و پول ملی تضعیف شده است. همچنین روز گذشته قیمت هر سکه طلای تمام بهار آزادی طرح جدید افزایشی رکودی داشت و با ۳۳ هزار و ۶۰۰ تومان گران‌تر نسبت به روز قبل به یک میلیون و ۲۲۰ هزار تومان رسید.

پروانه کُبره در جهان صنعت نوشته: به دنبال افزایش قیمت دلار و نوسان شدید نرخ ارز برخی محصولات پرمصرف به طرز عجیبی گران شدند. در این میان لوازم خانگی، کره، برنج و گوشت جزو کالاهایی بودند که عنوان سردمداران گرانی را از آن خود کردند. اگرچه افزایش قیمت کالاهای اساسی هر سال و به دلیل رکود ماه‌های ابتدایی سال، از اواخر دی‌ماه به اوج خود می‌رسد اما امسال وضعیت کمی با سال‌های قبل متفاوت است و این دلار ۴۱۵۰ تومانی است که حرف اول و آخر قیمت تمام‌شده را می‌زند.

به نوشته این مقاله: رکورد قیمت دلار در حال حاضر به یکی از معضلات مردم در تامین مایحتاج زندگی تبدیل شده است. حال باید پرسید دولت چگونه می‌خواهد اقتصاد و بازار را با این شیوه که تضاد شدیدی با «اقتصادمقاومتی» دارد اداره ‌کند. علاوه بر آن تنظیم جنجالی بازار کالاهای اساسی زیرنظر وزارت کشاورزی بارها بازار را با تنش‌های جدی مواجه کرده. اگر به این وضعیت قیمت دلار را هم اضافه کنیم، می‌بینیم که ورود سازمان بازرگانی دولتی هم به تنظیم بازار نمی‌تواند گره این مشکل را باز کند.

وزارت جهاد کشاورزی طی سال‌های گذشته ثابت کرد توانایی تنظیم بازار محصولات کشاورزی را ندارد اما برخی کارشناسان بر این عقیده بودند که برای ارزیابی عملکرد وزارت جهاد کشاورزی در مورد تنظیم بازار، زمان بیشتری نیاز است. فعالان بازار معتقدند این دلار است که نرخ تمام‌شده کالاها را مشخص می‌کند. شاید اگر دولت در زمان تصمیم‌گیری برای تعیین نرخ ارز و افزایش آن برای کسری بودجه‌اش به فکر مردم هم می‌افتاد در حال حاضر شاهد این‌گونه تنش‌ها برای پایان سال نبودیم.

خزانه کجاست؟

صادق زیباکلام در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: همه می‌دانند که دولت حسن روحانی در چه شرایط وانفسایی کشور را تحویل گرفت؛ در سه سال و نیم گذشته هر آنچه از دست شان برمی‌آمده، علیه دولت به کار نبرده باشد؛ با هر نگاه و رویکردی که به عملکرد و موضعگیری‌های یک جناح نسبت به دولت یازدهم بنگریم، نمی‌توانیم از این واقعیت تلخ بگریزیم که آنها «جانبدارانه»، «غیرمنصفانه» و «یکسویه» با دولت حسن روحانی و دستاوردهای قابل توجهش برخورد کرده و می‌کنند.

این استاد دانشگاه با اشاره به گفته های دیروز معاون اول رییس جمهور در توضیح سیاست های دولت و حمله وی به سیاست های دولتی که مورد تایید اصولگرایان بود نوشته: کمترین دستاورد «برجام» این بود که کشور را از باتلاقی که هشت سال گرفتار آن بود، نجات داد. اما متأسفانه صدا و سیما با چنان تبحر خاصی به بزرگ‌ترین دستاورد دولت ضربه زده است که این گونه به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین نقطه قوت دولت روحانی، بزرگ‌ترین نقطه ضعف بوده است.

آقای جهانگیری در سخنان دیروز خود گفت که «برخی رسانه‌ها که از پول بیت‌المال استفاده می‌کنند، به گونه‌ای تیتر می‌زنند که اگر مجموعه‌ای در خارج از کشور می‌خواست کاری کند که مردم مأیوس شوند، به این خوبی نمی‌توانست»؛ اگر چه در صحت این سخن تردیدی نیست اما سؤال اینجاست که دولت تاکنون در برابر این بداخلاقی‌‌ها چه کرده است و بعد از این چه خواهد کرد.

مقاله روزنامه دولت به این جا رسیده که: متأسفانه با مروری به حملات رسانه‌‌های منتسب به اصولگرایان تندرو این نتیجه به دست می‌آید که آنها بر وسعت و شدت حملات ضددولتی خود افزوده‌اند. در نقطه مقابل، روحانی و دولتمردان او تلاش کرده اند با نجابت، خویشتنداری و تحفظ با این طیف برخورد کنند زیرا از نگاه دولت اعتدالی، لازمه تأمین منافع ملی و پایبندی به اخلاق، چنین رویکردی است.

من خرابکارم پس آباد هستم

پوریا عالمی در ستون طنز شرق سخنان: معاون اول رئیس‌جمهور را درباره عملکرد اقتصادی دولت قبل نقل کرده که در انتهایش گفته هرچه تلاش می‌کنیم نمی‌توانیم خرابکاری آقایان را جبران کنیم و بر اساس آن گفتگویی کرده با آقایان و اول پرسیده از کی خرابکاری را شروع کردید؟

آقایان جواب داده اند: ما از بچگی خیلی علاقه به کار تخصصی داشتیم و همیشه وقتی توی مدرسه موضوع انشا این بود که می‌خواهید در آینده چه‌کاره شوید؟ ما می‌گفتیم ما دوست داریم خرابکار شویم.

طنزنویس پرسیده آیا شده کاری را درست و حرفه‌ای انجام دهید؟ آقایان جواب داده: بله. ما خیلی درست خرابکاری می‌کنیم، طوری که کسی نتواند جمع‌وجورش کند. ما در وضعیتی بودیم که در خرابکاری خودکفا شده بودیم و می‌توانستیم به دنیا صادر کنیم که متأسفانه روحانی و جهانگیری آمدند و همه‌چیز را خراب کردند.

طنزنویس شرق از روش آن ها در خرابکاری پرسیده و جواب گرفته: ما صبر می‌کنیم یک چیزی آباد شود، بعد می‌رویم که خرابش کنیم؛ مثلا شما همین اقتصاد را در نظر بگیر؛ کی فکرش را می‌کرد این‌طوری خراب شود؟ یا حال مردم مگر خوب نبود؟ چطوری حالشان گرفته و خراب شد؟ ما کارآفرینی کردیم. فکر کن برای ساختن به چهارنفر نیاز داری، ولی برای خراب‌کردن به یک نفر. متأسفانه شما ساده و خام و ناآگاه و گمراه هستید. وقتی یک نفر خراب کرد (وضع خودش که توپ می‌شود چون پول توی نخاله‌جات است و ما سعی کردیم از نخاله‌ها در کار خیلی استفاده کنیم)، بعدش ٦٣ نفر لازم هستند که بیایند خرابکاری او را جمع کنند و چهار نفر هم لازم است که بیایند بسازند. همین مشاغل که دولت روحانی ادعا می‌کند درست کرده، بروید تحقیق کنید ببینید چه شغلی است.

حق نشر عکس کارتون فیروزه مظفری

ایران و ترامپ

صادق حقیقت در مقاله ای در شرق به بررسی احتمالات آینده درباره روابط آمریکا در دوره دونالد ترامپ با ایران پرداخته و ضمن اشاره به سرمایه گذاری ها و آماده سازی های سعودی برای کار با ترامپ نوشته:

- به نظر می‌رسد عربستان سعودی نشانه اول روان‌شناسی ترامپ را به‌خوبی دریافته و قبل از شروع دوره ریاست‌جمهوری وی، طرحی برای مقابله با ایران آماده و ارائه کرده است نوشته: از جمله مسائلی که تعامل با ترامپ را تسهیل می‌کند، تفکر خارجی غیرمداخله‌جویانه اوست. ترامپ قصد عملیات نظامی پرهزینه علیه ایران و هیچ کشور دیگر، را ندارد. استثنای این قاعده آن است که او به شکلی حساس شود و حیثیت خود را در تعرض نظامی (شاید محدود) ببیند.

نویسنده که استاد مدعو دانشگاه بین‌المللی فلوریدا معرفی شده به دولت جمهوری اسلامی توصیه کرده سیاستی یکدست و هماهنگ در مقابل سیاست خارجی ترامپ از خود نشان دهد نه این که از یک طرف رییس مجمع تشخیص مصلحت ترامپ را خطرناک می‌خواند و از سویی دیگر، برخی نمایندگان مجلس، او را فردی صادق و به نفع ایران می‌خوانند. همچنین از یک‌سو، رییس مجلس اعلام می‌کند عربستان دشمن ما نیست و از سوی دیگر، سیاست‌های اعمالی و اعلانی چنین چیزی را نشان نمی‌دهد.

نویسنده مقاله شرق به یاد آورده ایران و آمریکا بر سر مسائل اصلی مانند محدودکردن داعش، جنگ سوریه، مسائل مختلف عراق و نوع همکاری با پوتین اشتراک نظر دارند. اما فعال‌شدن تیم ایران‌ستیز او، همکاری مشترک عربستان و اسرائیل و طرح‌های ضدایرانی آنها، به‌هم‌خوردن برجام، فشارهای حقوق‌بشری و مانند آن ممکن است تهدیدهایی بالقوه یا بالفعل برای ایران.

مثال نویسنده این است که: اگر تحرکی حساسیت‌برانگیز در آب‌های خلیج‌فارس صورت پذیرد، چه‌بسا تبدیل به معضلی بزرگ شود. از طرف دیگر، ترامپ اهل معامله است و باید دید کدام‌یک از طرف‌ها بهتر می‌توانند با او تعامل کنند. در بازی روابط بین‌الملل هر کشوری به دنبال ارتقای منافع ملی خود است و باید دید با چه کشوری به چه شکل می‌توان تعامل کرد.

آینده سوریه

حق نشر عکس شهرونگ
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شهرونگ

کیهان در یادداشت روز خود به بررسی حوادث سوریه پرداخته و ضمن این که تاریخ آن کشور را به قبل و بعد از آزاد شدن حلب تقسیم کرده نوشته: آمریکایی‌ها اگر مثل حلب، علنا به جبهه تکفیری‌ها بروند، طی یکی دو ماه آینده، شاهد دومین پیروزی سرنوشت‌ساز و بزرگ مقاومت در منطقه و درهم پیچیده شدن طومار تروریست‌های تکفیری در منطقه خواهیم بود.

با این همه جعفر بلوری در ادامه یادداشت خود نوشته: اما دیر یا زود، آمریکا چه بخواهد و چه نخواهد این غائله تمام خواهد شد و تروریست‌های تکفیری نیز یا به هلاکت رسیده یا به کشورهای خودشان باز خواهند گشت؛ چرا که اصولا داعش و تروریست‌های تکفیری برای ماندن و تشکیل خلافت ساخته نشده بودند. تغییر مرزهای جغرافیایی منطقه (تکرار طرح سایکس پیکو و از سرگیری طرح شکست خورده خاورمیانه بزرگ) و تشکیل کشورهای ضعیف و وابسته‌ای که نتوانند خطری برای اسرائیل داشته باشند، هدف اصلی راه‌اندازی پروژه داعش بود که به لطف مقاومت، ایران و سردار سلیمانی‌ها شکست خورد.

این روزنامه تندرو با نقل از «رابرت فیسک»، روزنامه‌نگار نام‌آشنای بریتانیایی که تشیع و ایران و روسیه را فاتح جنگ با داعش و النصره خوانده بود و از قول وی نوشته: بسیج مردمی امروز فقط در عراق و سوریه نیست؛ اعضای تشکیل دهنده بسیج هم فقط شیعیان نیستند. امروز یک بسیج میلیونی جهانی متشکل از شیعه، سنی، مسیحی، ایزدی و... تشکیل شده است که اگر در اعتقادات دینی‌شان اختلافات علمی دارند، در دشمنی با وهابیت سعودی و یهودیت صهیونیسم و آمریکا هیچ اختلاف‌نظری ندارند.

کیهان بر این نوشته افزوده: غرب اما در مقابل، با ملغمه‌ای از بحران‌های پیچ در پیچ مواجه شده که آنها هم از دل داعش زاییده شده‌اند. هجوم پناهجویان و جنگ‌زدگان، بازگشت تروریست‌های چشم آبی، حملات بی‌امان تروریستی، تقویت جریان‌های تندرو و نژاد پرست، خطر فروپاشی (اتحادیه اروپا)، تجزیه‌طلبی و به طور کلی «نا امنی و هرج و مرج» در کشورهایی که سال‌هاست با بحران اقتصادی دست به‌گریبان هستند، گوشه‌هایی کوچک از بحران‌های بزرگ غربِ پس از داعش هستند...عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

موضوعات مرتبط