روزنامه های تهران: دعوای بزرگان و ترس مردم

روزنامه های امروز تهران، آخرین حمله رییس دولت را منعکس کرده اند که پاسخ رییس قوه قضاییه را با اشاراتی تندتر از وی داده است. روزنامه های اصولگرا و تندرو نسبت به اشارات حسن روحانی به پرونده بابک زنجانی و اقدامات قوه قضاییه سکوت کرده اند اما نشریات دو جناح اصلاح طلب و هوادار دولت به انتقاد از مقامات اصلی کشور پرداخته و از آن ها خواسته اند با طرح علنی اختلافات خود به التهاب های جامعه اضافه نکنند.

گسترش رسانه های اجتماعی و شکست صدا و سیما از جلب مردم، گزارش های تازه ای از وخامت شرایط اجتماعی و معیشتی کشور از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست که در عین حال از حرکت تند مربی تیم ملی فوتبال با خارج کردن بازیکتان یک تیم پرطرفدار از اردوی تیم ملی، التهابی در میان ورزش دوستان پدید آورده که در انتظار بازی مهم تیم ملی فوتبال ایران و قطر نشسته اند.

حق نشر عکس جهان صنعت
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

ادامه اختلافات قوا. جهان صنعت

جهان صنعت در گزارش اصلی خود نوشته: پرونده دنباله‌دار بابک زنجانی این بار میان روحانی و لاریجانی مشاجره لفظی به وجود آورده است. گویی بابک زنجانی همیشه به وجود آورنده جنجال میان قوای کشور بوده است چنان‌که پیش از این و هنگامی که موضوع همکاری بابک زنجانی و تامین اجتماعی به میان آمد، به واسطه موضوعی که به یکی از برادران لاریجانی منتسب شد، میان احمدی‌نژاد و علی لاریجانی مشاجره‌ای درگرفت که بعدا به موضع‌گیری رهبر انجامید.

به نوشته این روزنامه: یک هفته پس از سخنان صریح حسن روحانی درباره پرونده بابک زنجانی و طرح پرسش‌هایی درباره او، آیت‌الله صادق آملی‌لاریجانی انتقادات صریحی علیه رییس‌جمهور بیان کرد تا ابهامات درباره پرونده متهم نفتی که به اعدام محکوم شده در اذهان عمومی بیشتر شود. تایید حکم اعدام زنجانی که بزرگ‌ترین پرونده فساد مالی بعد از انقلاب را دارد این نگرانی را در دل مسوولان و مردم ایجاد کرد که فرآیند شکل‌گیری چنین جرمی کاملا آشکار نشده است و حسن روحانی به عملکرد قوه‌قضاییه درباره پرونده بابک زنجانی انتقاد و مخالفت خود را با اعدام بابک زنجانی به صراحت اعلام داشت.

جهان صنعت با اشاره به انتقاد چند روز پیش صادق لاریجانی از دولت و رییس جمهور نوشته اینک یک بار دیگر حسن روحانی وارد عرصه شد و در نشست جامعه نظارت و بازرسی دولت گفت: چرا با این همه دستگاه نظارتی در کشور باز هم شاهد تخلفات بزرگ هستیم و می‌بینیم چگونه می‌شود یک تخلف عظیم و بزرگ حدود سه میلیارد دلار در دولت قبل اتفاق بیفتد. این همه دستگاه نظارتی بودند دیگر، کدام یکی نظارتش دقیق نبوده؟ یا قوانین و مقررات نظارتی ما اشکال دارد یا افرادی که مسوولیت‌های نظارت را برعهده دارند دارای اشکال هستند.

ترس مردم از اختلافات

ابوالقاسم قاسم زاده در سرمقاله روزنامه اطلاعات خبر داده: مردم هر صبح بر سر دکه‌های روزنامه‌فروشی می‌ایستند و لحظاتی چشم به صفحه اول روزنامه‌ها می‌دوزند، تا مگر خبری یا اطلاعی راستین برای آرامش‌بخشی به زندگی خود ببینند. اغلب تیترها، ‌آن هم در تابلوی صفحه اول روزنامه‌ها آکنده از تهمت، دروغ، پرخاشگری، هتک‌حیثیت دیگری، این یا آن فرد مسئول و شخصیت با نام یا بی‌نام و نشان است. کمترین واکنش مردم این است: در این مملکت چه خبر است؟! گویا سنگ بر سنگ بند نیست!

به نوشته این مقاله: بداخلاقی در رسانه‌ها و مطبوعات، خود از عوامل مهم اشاعه بداخلاقی و گسست‌های اجتماعی شده است. رواج چنین شیوه‌ای آنچنان گسترده و عادی شده است که دوستی می‌گفت: اگر به کسی بگویی دروغ گفتن، تهمت زدن،‌ غیبت، دزدی، حرام‌خواری بد است و انسان را از حریم دین جدا می‌‌کند و کشور را دچار کج‌راهه می‌سازد و رفتارهای زشت و ناپسند را عمومی می‌کند. پاسخ فوری خواهید شنید که: ای بابا تو دیگر کجای کاری؟ اینها رنگ جامعه است و اگر می‌خواهی رسوا نشوی، همرنگ جماعت شو!

اطلاعات افزوده: حالا روزنامه نگاران گلایه هم دارند که: چرا مردم دیگر روزنامه نمی‌خرند و تیراژ مطبوعات به نازل‌ترین سطح رسیده است؟ وقتی دغدغه خداترسی نداریم و روزنامه را مملو از تباهی و سیاهی و حتی سیاه‌نمایی می‌کنیم،‌ مردم مگر بیکارند و یا خدای نکرده روانی‌اند که بعد از خستگی کار روزانه، نسخه‌‌های سیاه‌نمایی را به منزل ببرند و مطالعه کنند؟

هوای ما را داشته باشید

مهران کرمی در سرمقاله ابتکار با اشاره به مشاجرات این روزهای روسای جمهوری و قوه قضاییه نوشته: آن‌ها قاعدتا و قطعا به پیامدهای سخنشان در فضای سیاسی کشور آگاه‌تر از یک نویسنده وروزنامه نگار هستند ولی هشدار درباره پیامدهای درشت‌گویی بزرگان به همدیگر که افزون بر تشدید ادبیات خشونت در جامعه و تاثیر بر روند عمومی زندگی اجتماعی، تن و جان ما کنشگران مدنی و اجتماعی و حوزه مطبوعات را می‌لرزاند.

به نظر نویسنده مقاله: تکرار اتهامات از سوی مقامات تراز اول کشور این پیام را به جریان‌های تابع و متبوع آن‌ها می‌دهد که با ادبیاتی تندتر از این به جنگ هم بروند و با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر در کمتر‌ از پنج ماه دیگر نتیجه آن از پیش معلوم است که در چنان فضایی پیروزی و شکست در رقابت سیاسی با میدان جنگ اشتباه گرفته می‌شود و در این بین بیشترین آسیب را مردمی می‌بینند که در این سال‌ها سختی منازعات سیاسی را چشیده و پیامدهای آن را در حوزه های دیگر که به از بین رفتن امنیت تولید و سرمایه‌گذاری منجر می شود دیده اند و شاهد کوچک‌تر شدن سفره خود بوده‌اند.

این روزنامه نگار ابراز نگرانی کرده که دود این مجادلات به چشم روزنامه نگاران رود که برای پوشش خبری این رویدادها با تنگنا مواجه‌می‌شوند. زیرا نقل برخی از اظهارات روسای کشور یا تهیه گزارش و ارائه تحلیل در این باره ممکن است اتهامی امنیتی را متوجه مطبوعات و رسانه‌ها کند. اینجاست که باید گفت و نوشت ما جرات نقل برخی از سخنان شما را نداریم و حتی رسانه‌ها خبرگزاری‌های رسمی هم بخش‌هایی از آن را سانسور می‌کنند. ما نمی‌خواهیم در منازعات سیاسی کشور به سود یا زیان یکی از شما وارد شویم. پس شما هم در اظهار نظرات خود هوای ما را داشته باشید.

با جواب پاسخ ندهید!

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: مصاحبه پریشب رییس جمهور در تلویزیون تفاوت‌هایی داشت با همیشه. از جمله این که: دکتر روحانی در کمال حیرت و تعجب همان پاسخ هایی را می‌داد که مجری‌های برنامه از او می پرسید، در حالی که قبلاً وقتی مجری می‌پرسید: «افزایش بیکاری در کشور نگران‌کننده نیست؟» و فرد مقابل ایشان پاسخ می‌داد: «الان توی سیاره زحل چه خبره؟ برادران نپتون و پلوتون دارن چیکار می‌کنن؟ مشتری چی میگه این وسط؟»

به نوشته این طنزنویس: رئیس دولت متأسفانه طوری مصاحبه نکرد که از درون صحبت‌هایش، سوژه‌ای برای طنزپردازان و کاریکاتوریست‌ها به دست بیاید که این خودش توجه نکردن به این قشر ضعیف و زحمتکش است! یعنی زمانی که مجری پرسید: «درباره منشور حقوق شهروندی توضیح دهید؟» نگفت:‌ «بنده از شما می‌پرسم، درباره منشور حقوق شهروندی توضیح نمی‌دهید؟!»

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که: از سکوت و لبخند به دوربین خبری نبود. رئیس دولت باید بتواند حداقل چهل دقیقه از یک ساعت مصاحبه خود را با پلک زدن سریع، لبخند به دوربین و سکوتی سرشار از ناگفته‌ها سپری کند، که متأسفانه شاهد این مورد هم نبودیم. از طرفی رئیس دولت آمارهای خود را بر اساس آمارهای «مرکز آمار» و «بانک مرکزی» به بینندگان اعلام کرد، پس نقش آمارهای«باجناق»، «داماد آقا هوشنگ اینها» و «کسبه محل» چه می‌شود؟ آدم این منابع موثق را رها کرده و به آمار این دو مرکز بسنده می‌کند؟!

حق نشر عکس اعتماد
Image caption کارتون سهیل محمدی

گسترش شبکه های اجتماعی

شهروند در سرمقاله خود از قول یک مقام دولتی خبر داده که «ایرانی‌ها ١٧٠‌هزار کانال تلگرامی راه انداخته‌اند ۳۲ کانال بالای ۵۰۰‌هزار عضو و ۷ کانال نیز بیش از یک‌میلیون عضو دارند. کانال‌های تلگرامی ایرانی روزانه یک‌میلیون و٥٠٠‌هزار مطلب منتشر می‌کنند و درمجموع بین ٢,٥ تا ٣ ‌میلیارد بازدید روزانه را رقم می‌زنند. هرکاربر ایرانی به‌طور میانگین در ١٣ کانال تلگرامی عضو است و روزانه نزدیک به ١٠٠ مطلب از تلگرام مطالعه می‌کند.

این روزنامه ضمن برشمردن فواید حضور ایرانی ها در یک شبکه اجتماعی نوشته در آن فضا هر کس می‌تواند به اظهارنظرهای غیرمسوولانه یا انتشار اخبار غیردقیق و جعلی دست بزند بدون اینکه کسی مانع یا تصحیح‌کننده او باشد و آن گاه پرسیده: مسوولیت این وضع با چه عاملی است؟پاسخ این است که تفاوت ایران با سایر کشورها در وضعیت رادیو و تلویزیون آن است. اگر این رسانه کارکردهای اصلی اطلاع‌رسانی خود را ایفا کند، دیگر نیازی نیست که مردم روزانه چندین ساعت وقت خود را پای تلگرام صرف کنند. شاید فقط برای نیازهایی به تلگرام مراجعه کنند که امکان تامین آنها از رادیو و تلویزیون‌های معمول نیست مثل ارتباطات شخصی و حرفه‌ای.

شهروند در نهایت تاکید کرده: متاسفانه رسانه رسمی در این مدتی که شبکه‌های اجتماعی وارد میدان شده‌اند، نه تنها هیچ تحول قابل قبولی را در خود ایجاد نکرده، بلکه همچنان بر مدار گذشته سیر می‌کند. فیلم‌ها و سریال‌هایی با مضامین به‌شدت غیرواقعی و قلب تاریخی، به جای آموزش تاریخ و سیاست، بدآموزی‌های تاریخی و سیاسی ایجاد می‌کند و مردم را هرچه بیشتر از خود دور می‌کند. تا هنگامی که رسانه رسمی در این مسیر نادرست گام برمی‌دارد، ناخواسته شبکه‌های اجتماعی را مقبول‌تر و مورد پسندتر می‌کند و به همین اندازه نیز در عوارض منفی این شبکه‌ها مسوولیت مستقیم دارد.

یک پویش مردمی و خودجوش

فرهیختگان در سرمقاله خود با اشاره به سرمای مناطق شمالی کشور و قطع گاز توسط ترکمنستان خبر داده عده ای از شهروندان در اقدامی خودجوش با ایجاد پویشی با عنوان «دو درجه کمتر» در شبکه‌های اجتماعی تلاش کرده‌اند در این بزنگاه به کمک دولت و همچنین شهروندان مناطق سردسیر کشور بشتابند. گفته اند صرفه‌جویی کم‌ارزش‎تر از مبارزه برای حفظ امنیت ملی کشور نیست، با مصرف کمتر سوخت می‌توان تهدیدها علیه امنیت‌ملی را خنثی کرد و مقابل زیاده‌خواهی دیگران ایستاد، با کاهش دو درجه‌ای دمای خانه هایمان علاوه بر کاهش هزینه‎های مصرف انرژی خود آسایش دیگر هموطنان را هم تامین کنیم.

به نوشته این مقاله: به نظر می‌رسد شهروندان به‌تدریج ضمن آشنایی بیشتر با این محیط جدید، در کنار گذر از تهدیدات، در حال کشف و ابداع فرصت‌های نو برای خود و کشور هستند. اگر این احساس در ذهن شهروندان ایجاد نشود که «دو درجه کمتر» پویشی دستوری یا غیراصیل است و مردم به این نتیجه دست‌یابند که وارد اقدامی خودجوش شده‌اند، اصلا بعید نیست که بتوانند موجب کاهش مصرف گاز ودر نتیجه بی‌اثر شدن اقدام ترکمنستان علیه خود شوند.

فرهیختگان در تقابل با اصولگرایان که از ازادی رسانه های اجتماعی استقبال نمی کنند به یاد آورده که دولت برای فراهم آوردن آزادی برای شبکه های اجتماعی حق داشت چرا که از این طریق پارامتری به نام مردم وارد صحنه می شوند پارامتری که می‌تواند در بسیاری از موارد مانع زیاده‌خواهی‌های کشورها در مواجهه با آنها شود.

اگر توییتر بود

صادق روحانی در مقاله ای در شهروند با اشاره به حق شناخته شده قوانین برای انسان ها برای اعتراض های سیاسی نوشته در بسیاری از قوانین اساسی به این حق تاکید شده چنان که در اصل ۲۷ قانون اساسی ایران هم آمده که تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن‌که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏

نویسنده با اشاره به نحوه اعتراض ها به عمل گاندی اشاره کرده که برای اعتراض حوله ای به دور خود پیچید و اعتصاب عذا کرد تا نماد ظلم و ستم حاکمان قابل لمس باشد. چون انسانی که آن‌قدر بر او ظلم رفته که هیچ ندارد و ترجیح می‌دهد جانش را از دست بدهد و به حقش برسد. این شیوه در شرایطی که رسانه‌ها درحال شناختن نقش خود بودند، انعکاس گسترده‌ای پیدا کرد و خیل عظیمی از مردم را با خود همراه کرد. بعدها همین روش را در مبارزات چهره‌هایی مانند نلسون ماندلا و آنگ سان‌سوچی شاهد بودیم.

مقاله شهروند تاکید کرده که رفته رفته، ابزار ارتباط جمعی و رسانه‌ها گسترده‌تر می‌شوند و این گستردگی قدرت استفاده از نمادها را در حرکت‌های اعتراضی بیشتر نمایان می‌کنند. بسیاری از تحلیلگران حرکت‌های اعتراضی منجر به انقلاب‌های رنگی در اروپای شرقی را محصول قدرت رسانه‌ها می‌دانند. اگر زمانی که بابی ساندز دست به اعتصاب غذا در زندان زد، توییتری بود و مردم می‌توانستند، طوفان توییتری با هشتگ «بابی را نجات دهید» (#savebobby) را ترند شماره یک توییتر کنند، ممکن بود او نجات پیدا کند یا حتی اعتراضش را تبدیل به یک جنبش فراگیر علیه دولت انگلستان کند.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون محمدطحانی

واکنش عجیب به انتقاد نسنجیده

بیژن ذوالفقارنسب در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: بی‌انضباطی‌ها در فوتبال ایران خوشایند نیست. مشکلات فوتبال ایران بسیار است؛ از گزارش تازه منتشر شده توسط ایفمارک درخصوص مصرف سیگار و قلیان در بین بازیکنان گرفته تا مشکلات مالی بسیار تیم‌ها. در این شرایط انتظار جامعه فوتبال از برانکو و کی‌روش که با بالاترین دستمزد در خدمت فوتبال ایران هستند، این است که بدون ملاحظه صحبت نکنند و تصمیمات غیرمنطقی نگیرند. هم برانکو بی‌مناسبت و غیرضروری صحبت‌هایی علیه کی‌روش بر زبان آورد و هم سرمربی تیم ملی تصمیم عجیب و عجولانه‌ای درخصوص بازیکنان ملی‌پوش پرسپولیس گرفت.

به نوشته مربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران: صحبت‌های چند روز گذشته برانکو درخصوص غیبت بازیکنان و احتمال ناکامی تیمش در دستیابی به جام قهرمانی، فرار رو به جلو بود. او خواست ناکامی احتمالی تیمش را بر گردن کی‌روش بیندازد. کی‌روش هم در واکنشی عجیب به بازیکنانی که با شور و علاقه زیاد در تمرین تیم ملی حضور یافتند و روزی آرزویشان پوشیدن پیراهن این تیم بود، بی احترامی کرد. نمی‌توان حق را به یکی از این دو مربی نامدار داد اما می‌توان گفت که این صحبت‌ها و این تصمیمات به هیچ وجه به سود فوتبال ملی و باشگاهی نیست.

نویسنده مقاله روزنامه ایران در عین حال از سکوت فدراسیون فوتبال استقبال کرده و نوشته این نشان می دهد که فدراسیون می‌تواند برای تیم ملی سخنگو بگذارد تا اتفاقات از زبان سخنگو نقل شود و جهت‌دار نباشد، شاید سرمربی تیم ملی در یک لحظه صحبت‌ها یا تصمیم‌های عجیبی بگیرد و فدراسیون به نوعی با این کار می‌تواند تا حدودی مانع جدل‌های اینچنینی شود. چنین تصمیم‌هایی واکنش عصبی است و بازیکنان پرسپولیس به هیچ وجه دخالتی در جدل این دو مربی ندارند در حالی که ترکش این اختلافات به همین نفرات برخورد خواهد کرد.

کارتون خواب نداریم؟

اساره کیانی در مقاله ای در همدلی نوشته: در کش و قوس تلاش برای زدودن واژه سیاست از چهره خاک‌آلود و خواب‌آلود کارتن‌خواب‌ها، یکی گفته: «در تهران گرسنه و بی‌خانمان نداریم.» این جمله را تنها می‌توان از زبان کسی شنید که حتی یک ساعت هم در تهران زندگی نکرده باشد. استاندار تهران، در شهری که حالا گورخواب‌هایش در صدر اخبار گرسنه‌ها و بی‌خانمان‌ها هستند، مبادا «گور» را «خانه» نداند و فکر کند آن‌ها که غذای خود را گدایی یا از سطل‌های زباله پیدا می‌کنند، یک دل «سیر» دارند!

به نوشته این مقاله: آمارهایی که پیش از این اظهارنظر تازه، در مورد گرسنه‌ها و بی‌خانمان‌های تهران و ایران داده شده کمی اطلاعات تازه را قلقلک می‌دهدمی‌توان بی‌مقدمه گفت که «۱۵ هزار بی‌خانمان در پایتخت وجود دارد» و به خبرگزاری مهر در تاریخ سه‌شنبه، شش آبان ۹۳ اشاره کرد؛ که خبر داده بود در میان این تعداد کارتن‌خواب و بی‌خانمان در تهران، ۱۵ درصد را زنان بی‌خانمان تشکیل می‌دهند. از زبان معاون اجتماعی تهران در سال ۸۸، گفت که «۶/۳ درصد از بی‌خانمان‌های تهران فوق دیپلم و لیسانس دارند.»

همدلی در نهایت نوشته: قالیباف، شهردار شهر گورخواب‌ها مگر در یک برنامه خبری که سال ۹۳ از صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران به صورت زنده پخش شد، نگفت« پایتخت حدود ۱۵ هزار کارتن خواب دارد؟» باز استاندار تهران، باز تکرار می‌کند که «در تهران گرسنه و بی‌خانمان نداریم» و تاکید می‌کند که « نزدیک ۱۴۰ هزار نفر از بی‌خانمان‌ها را کمیته امداد پوشش می‌دهد. همچنین ۱۸ هزار زن و ۱۵۰ هزار مرد را بهزیستی تحت پوشش خود قرار داده و بیش از ۳ هزار نفر را نیز خیرین یا سمن‌ها پوشش‌ می‌دهند.»

نمی شود مال حال و هول کنیم فقط

حق نشر عکس بی قانون
Image caption کارتون هادی کاظمی

آیدین سیارسریع در صفحه طنز شهروند نوشته: خبر می‌رسد که باد توانسته است آلودگی هوای تهران را از بین ببرد. امیدواریم مه و خورشید و فلک هم کمی از ابر و باد یاد بگیرند و این‌قدر در امر مبارزه با آلودگی هوا منفعل نباشند و به غفلت مخورند. والله ما بیکار نیستیم که صبح تا شب بنشینیم آلودگی هوا را سر و سامان بدهیم. مسلما این وظیفه عناصر طبیعی است که به این مسائل رسیدگی کنند. حالا ما یک تقسیم وظایفی هم کرده‌ایم.

طنزنویس افزوده: داشتیم برای عناصر طبیعت برنامه‌ریزی می‌کردیم که ناگهان خبر رسید از جمعه هوای پایتخت برای تمام رده‌های سنی ناسالم می‌شود؛ یعنی باد هم کم‌کم خودش را کنار کشید و گفت من نیستم، خودتون درستش کنید. به‌هرحال جا دارد این موفقیت بزرگ را به خودمان تبریک بگوییم. تا امروز موفق شده بودیم تا گروه سنی ج هوا را ناسالم کنیم، ولی از جمعه همه گروه‌های سنی می‌توانند به‌طور یکسان از آلودگی هوا آسیب ببینند و لذت ببرند. یک مدت بچه‌ها را نمی‌گذاشتیم مدرسه بروند، بعد نوجوانان را منع کردیم. الان ظاهرا هوا به‌صورت ١٨+ درآمده که با آن فضای رمانتیکی که شما در نظر دارید کاملا متفاوت است؛ لذا مجبوریم بزرگسالان را هم تعطیل کنیم تا زنده بمانند.

طنزنویس شهروند پرسیده: آخرش چه می‌شود؟ مردم برای نجات از مرگ بر اثر آلودگی هوا، در راه فرار به شمال، بر اثر حوادث جاده‌ای می‌میرند. یعنی هیچ جوره راه ندارد نمیریم! حالا من نمی‌دانم دقیقا وظیفه کوه این وسط چیست. همه کارها و مسئولیت‌ها را که ما نباید به عهده بگیریم! کوه نباید عقلش برسد و ریزش کند. اصولا چرا نمی‌شود ما فقط از امتیازات، اختیارات و اقتدارات مقاممان استفاده کنیم و هیچ مسئولیتی نداشته باشیم؟ نمی‌شود فقط‌ حال و هولش برای ما باشد؟

موضوعات مرتبط