روزنامه های تهران، در حسرت هاشمی

چهار روزنامه اصلاح طلب و میانه رو تهران، امروز سه شنبه یازدهم دی، در روز تعطیل رسمی به مناسبت درگذشت علی اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، شماره های ویژه ای منتشر کرده اند که روی جلدش به عکس های هاشمی اختصاص دارد و درون مایه آن بیشتر خاطراتی از چهره های مختلف جامعه است که در مجموع نشان می دهند که رییس جمهور پیشین یک شخصیت استثنایی بوده است.

ایران، اعتماد، شرق و آفتاب یزد امروز همزمان با تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی توزیع خواهند شد.

ایران با عنوان وداع ملی، شرق با تیتر اصلی وداع با حافظ اسرار، آفتاب یزد با یک نقاشی معنادار و تیتر کاش با وی مهربان تر بودیم، و اعتماد با عنوان حزن ملت، شماره های ویژه امروز خود را آذین کرده اند.

حق نشر عکس ایران
Image caption تیتر و طرح زهرا خمسه، ایران

چرا هاشمی برای ما مهم بود

گیسو فغفوری در گزارشی در شرق نوشته: نوشتن در رثای مردان بزرگ به‌ویژه اگر آنان را از نزدیک نشناسید و حوزه خبری‌تان هم نباشد، شاید درست نباشد؛ اما گاهی مرگ مردی همچون «هاشمی‌رفسنجانی» می‌تواند مرزها را جابه‌جا کند.

کل ماجراي آگاهی عمومی از عارضه قلبی و رسیدن آیت‌الله به بیمارستان شهدای تجریش از ساعت ١٧:٤٥ آغاز شده بود و کمی بعد، حدود ساعت ١٨:٣٠، دیگر بیشتر افراد در جریان قرار گرفتند.

به نوشته این روزنامه نگار: هرچند صداوسیما علاقه‌ای به انتشار اخبار نداشت؛ اما در نهایت بیمارستانی که کمتر کسی از آن خاطره خوشی تا سال‌های سال به یاد خواهد داشت، میعادگاه مردمی شد که سراسیمه با شنیدن خبر درگذشت هاشمی‌رفسنجانی به آنجا شتافته بودند. صداوسیما پس از تصمیم‌گیری و مشخص‌شدن ماجرای درگذشت هم، حداقل تا نیم‌ساعت، خبری را منتشر نکرد. در نهایت نیز همان‌طور که بسیاری از مردم به این اتفاق واکنش نشان دادند، سیما حتی برنامه‌هایش را هم قطع نکرد و تنها به زدن یک روبان سیاه در ساعات اولیه قناعت کرد؛ اما در آن فاصله، بیشتر مردم در شبکه‌های اجتماعی مشغول رد‌و‌بدل‌کردن تحلیل‌ها و نظرات خود بودند.

گزارش شرق در نهایت به این جا رسیده که: شاید شب ١٩دي و جدال‌هایش را بتوان با میدان‌های شهرهای مختلف ایران در آن هفت روز بین انتخابات مرحله اول و دوم سال ٨٤ مقایسه کرد. در همان میدان‌های شهر بود که طرفداران احمدی‌نژاد، بارها شعارهای طرفداران خاتمی را به رخشان می‌کشیدند و قتل‌های زنجیره‌ای را و دادگاه میکونوس و گرانی گوشت از ٢٥ تومان تا ٧٥٠ تومان و... .

در آن روزها بود که مدام می‌گفتند نمی‌خواهید تغییر ایجاد شود، نمی‌خواهید بنزها عوض شود، نمی‌خواهید از درون مردم کسی انتخاب شود؛ اما این طرف هم به یاد داشتند ايام انتخابات ٧٦ را که به‌گونه‌ای عمل کرد تا کمترین شائبه‌ای مطرح نشود.

مردي با مختصات جامعه سياسي

حمیدرضا جلایی‌پور در شرق نوشته: آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، هویتی مرکب داشت؛ هم روحانی، هم انقلابی، هم توسعه‌گرا، هم عمل‌گرا و هم سیاست‌مدار بود، ترکیب همه اینها. با توجه به ویژگی‌هایی که جامعه سیاسی ایران دارد، این شخصیت نقشی کلیدی در این مختصات سیاسی پیدا ‌کرد که منظورم از جامعه سیاسی ایران، بخش رسمی آن یعنی حکومت است؛ در این بخش دو جنبه وجود دارد؛ یکی اینکه حکومت می‌خواهد نماینده مردم باشد که همان وجه دموکراتیک و جمهوری حکومت است، اما بخش دیگر به این چیزها بدبین است و با حاکمیت قانون و حاکمیت رأی مردم مشکل دارد.

به نوشته این استاد دانشگاه: در چنین وضعیت سیاسی‌ای، آقای هاشمی با آن هویت و شخصیت مرکب، نقش لُولایی میان دو طرف حکومت را بازی می‌کند؛ او با این ویژگی‌هایی که داشت اجازه نداد جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی تبدیل شود، به‌ویژه در دوران احمدی‌نژاد که جریان ضد توسعه و جریان مخالف جمهوریت قوی شده بود، او طرف مردم و جمهوریت را گرفت؛ این کار بسیار مهمی بود که هاشمی‌رفسنجانی از عهده آن برآمد، یک روحانی صرف روحانی‌بودن یا استاد دانشگاه به‌عنوان صرف دانشگاهی‌بودن نمی‌تواند این نقش را ایفا کند.

در ادامه مقاله شرق آمده: درعین‌حال نقشی که او در پایان‌دادن به جنگ داشت، بسیار مهم بود. امام (ره) نیز تحلیل ایشان را خیلی جدی می‌گرفت. در دوره جنگ چه‌‌بسا اگر تأخیر می‌کردیم، چند استان ایران در معرض خطر جدایی قرار می‌گرفت، اما با پذیرش قطع‌نامه، رشد ایران و سقوط صدام شروع شد. هاشمی‌رفسنجانی، توسعه اقتصادی را بعد از جنگ جدی گرفت، کوتاه نیامد و کاری کرد که توسعه تبدیل به رویه شود تا حالا بتوانیم از توسعه همه‌جانبه صحبت کنیم، وگرنه شاید به وضعیت شهرهای افغانستان شبیه شده بودیم.

امید امام بود

محمود دعایی در مقاله ای در شرق از خاطرات نیم قرنه خود با هاشمی رفسنجانی و اعتماد بدون تردید آیت الله خمینی به وی گفته است. وی که سال ها نقش محرر بنیان گذار انقلاب را داشت از جمله به یاد آورده زمانی را که: آقای هاشمی با کمک خیرین بازار و عناصر روشن‌بین که در کانون‌های اقتصادی حاضر بودند، مرکزی برای تربیت کادرهای زنانه سازماندهی کردند. در این میان عده‌ای از روحانیون که مخالف تحصیل بانوان بودند نزد امام سعایت کرده بودند که هاشمی از وجوه شرعیه، مدارس دخترانه تأسيس می‌کند، امام چون از ماهیت اطلاع نداشتند در پاسخ تأکید کرده بودند یادآوری کنید از وجوه شرعیه استفاده نشود.

به نوشته مدیر موسسه اطلاعات: هاشمی متوجه شد و نامه‌ای به امام نوشت، نامه به عراق آورده شد و من آن را به امام رساندم. آقای هاشمی در نامه گفته بود در آینده به نیروهایی نياز داریم که در بخش بانوان در کنار نیروهای اصلی انقلاب فعال باشند تا اگر رژیم تغییر کرد، برای تأسيس حکومت و فعالیت‌های اجرائی از قبل تربیت شده باشند.

در ادامه مقاله آمده: امام وقتی متوجه شدند نامه‌ای خیلی صمیمانه به آقای هاشمی نوشتند که در ابتدای آن آمده بود: «وَ لَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْر»؛ یعنی اگر غیب می‌دانستم، خیرات زیادی نصیب من می‌شد و چون مطلع نبودم آن نظر را دادم. حال که به اصل موضوع پی بردم شما مجاز به ادامه راه هستید. به آن آقای روحانی هم که استفتا کرده بود بگویید نظر من را منعکس نکند. اینها نمونه‌هایی از شیوه ارتباطی آقای هاشمی با امام و اعتماد مثال‌زدنی آن رهبر بزرگ به همراه توانای خود است.

حق نشر عکس آفتاب یزد
Image caption تیتر و طرح علی میر، آفتاب یزد

معنای عزت

علیرضا کریمی در ابتدای سرمقاله آفتاب یزد به یادآورده که چند ماه قبل گزارشی درباره هاشمی در همین روزنامه چاپ کرده با عنوان محبوب بی قدرت که در آن از کسی گفته که مثل سابق نمی‌تواند منویات خود را اجرایی نماید، اما حداقل «محبوب» است. نشان به آن نشان که پس از انتخابات مجلس ششم هر بار در معرض رای مردم قرار گرفت سربلند بود و پیروز. او از صندوق رای هراسی نداشت چون می‌دانست چرخ روزگار و معادلات سیاسی به گونه‌ای رقم خورده‌اند که اقبال جامعه با اوست.

به نظر سردبیر این روزنامه: انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ مصداق بارز همین گزاره بود. آیت‌الله توانست با یک ثبت‌نام، آن هم در دقیقه ۹۰ تمام معادلات را برهم بزند و موجی را بسازد که ضربه همان موج حسن روحانی را به پاستور رساند. اما با تمام این توفیقات، وی همچنان چندان برشی در اریکه قدرت نداشت و آنچه او را توانسته بود موثر نشان دهد محبوبیتش در جامعه و میان خیل مردم بود. آری؛ این نکته مجددا این روزها به چشم می‌آید. حسینیه جماران را این روزها ببینید، فوج فوج مردم عادی می‌آیند و می‌روند خیابان‌های اطراف منطقه جماران غلغله است، در شبکه‌های اجتماعی غوغایی به پاست، حتی منتقدان و مخالفان هاشمی هم این روزها نمی‌توانند از محسنات او نگویند.

سرمقاله آفتاب یزد به این جا رسیده که: از آنجا که هاشمی این چنین به دیار باقی رفته است، جاودان خواهد بود. اگر غیر از این بود می‌شد گفت که چند صباحی دیگر نام و نشانی از هاشمی پیدا نخواهد شد. اما اکنون فکر و اندیشه هاشمی یک راهبرد و استراتژی است که می‌تواند برای بسیاری از سیاسیون چراغ راه باشد. این از برکات زندگی باعزت است. آیت‌الله هاشمی باعزت از پیش ما رفت و به همین دلیل به تاریخ سپرده نخواهد شد.

او اصل انقلاب بود

محمدرضا خاتمی در مقاله ای در اعتماد با توصیفی از شخصیت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته: جسارتي كه ايشان در سال‌هاي پاياني عمر خود داشتند مخصوص دوران جواني انسان است. معمولا افراد در دهه هشتم و نهم زندگي‌شان به سن محافظه‌كاري و پرهيز از خطر مي‌رسند اما ايشان در دهه آخر از اين لحاظ از جوانان هم جدي‌تر وارد شدند و اصلا به فكر خطراتي كه ممكن بود براي خود و خانواده‌شان به وجود بياد، نبود و آن رسالتي كه براي آگاهي جوانان ما داشتند را به بهترين نحو انجام دادند.

به نوشته نایب رییس پیشین مجلس: در طول اين سال‌ها به ويژه سال‌هاي پايان عمر ايشان فشارها و بداخلاقي‌هايي اتفاق افتاد كه قابل مقايسه با هيچ يك از اعضاي كادر رهبري انقلاب نبود و به گمان من مظلوميت ايشان از شهيد بهشتي هم بيشتر بود. فقدان ايشان در كنار همه مسائل و مشكلاتي كه براي ما مردم، ايران و انقلاب ايجاد خواهد كرد اين اميد را به همه ما خواهد داد كه جامعه ايران و تمدن ايران زاينده و پويا است و در شخصيت‌ها نمي‌ماند. مردم زنده هستند و اميد دارند. ما هم اميدواريم اين ضايعه با افراد ديگر و جريان‌هاي اجتماعي قدرتمند تا حدي جبران شود.

مقاله اعتماد به این نتیجه رسیده: اما آنچه در اين يك روز پس از فوت هاشمی به شكل عجيبي بروز كرده اين است كه امروز كساني كه تريبون دارند اما ميانه‌اي با انقلاب نداشتند ميداندار شده‌اند و مي‌گويند كه خوشبختانه آقاي هاشمي به انقلاب وفادار بود. به اين افراد بايد گفت هاشمي اصل انقلاب و نظام بود، معيار و شاقول دوري و نزديكي به انقلاب است و شما بايد خود را با هاشمي تنظيم كنيد كه ببينيد در خط انقلاب هستيد يا نه. هاشمي اصل انقلاب است و كسان ديگر هستند كه بايد وفاداري‌شان را اثبات كنند تا مردم از آنها قبول كنند.

چرچيل خاورميانه و آسيا

احمد خرم در توصیف بخش های مختلف شخصیت هاشمی رفسنجانی به علاقه مندی وی به طرح های توسعه اشاره کرده که نشان می دهد وی نه فقط در حوزه اقتصاد كه در حوزه‌هاي فرنگي، سياسي و اجتماعي هم معتقد به دنبال كردن چنين طرح‌هايي بود. طرح‌هاي بزرگي مانند انتقال آب خليج فارس به داخل كشور در زمان رياست‌جمهوري ايشان آغاز شد. حتي پس از دوره رياست‌جمهوري خود نيز با حساسيت ويژه‌اي توسعه كشور را در وجوه مختلف دنبال مي‌كرد. سال ١٣٨١ به خوزستان سفر كردند. در ابتداي سفر مصاحبه‌اي تند عليه برنامه‌هاي دولت هشتم با خبرنگاران داشت.. نقد به ناديده گرفتن توسعه و بي‌توجهي به آنچه در دولت‌هاي قبل انجام شده بود.

وزیر راه دولت اصلاحات توضیح داده: این سفر هاشمي‌رفسنجاني پنج روز به طول انجاميد. در كنارش بودم، اين چند روز و تمام طرح‌هايي كه در خوزستان دنبال مي‌شد را بازديد كرد. در آن زمان هفت طرح بزرگ در خوزستان دنبال مي‌شد. مثل طرح توسعه نيشكر، فولاد، سد مارون، كرخه و كارون ٣ از جمله اين طرح‌ها بود. سفر كه تمام شد نشست خبري مجددي برگزار شد. گفته‌هاي آقاي رفسنجاني متفاوت از روز نخست سفر عنوان شد.

نویسنده مقاله اعتماد سپس شرح داده دو هفته بعد که به دیدار رهبر جمهوری اسلامی رفته بودند: ديدم آقاي رفسنجاني دست آقاي خاتمي را فشرد و با او گفت‌وگويي كرد. چند روز بعد در جلسه‌اي، آقاي خاتمي از من پرسيدند: «در خوزستان چه گذشت كه آقاي هاشمي‌رفسنجاني از من تشكر ويژه كردند. ايشان گفتند توجه دولت شما به سازندگي از دولت من هم بيشتر است. » بايد بر اين نكته تاكيد كنم كه آقاي رفسنجاني سياستمداري بسيار زيرك بودند و از ايشان مي‌توان به چرچيل خاورميانه و آسيا نام برد.

تیتر و عکس صفحه اول شرق

حق نشر عکس شرق
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

فایده ای از درگذشت وی

صادق زیباکلام در مقاله ای اعتماد نوشته: هاشمي در دو دهه پايان زندگي‌اش به خصوص پس از حوادث و رويدادهاي ٢٢ خرداد ٨٨ با جريانات تندرويي كه از ايشان بغض و كينه شديدي در دل گرفتند روبه رو شد آنگونه كه حتي مي‌توان گفت كه كينه تندروها نسبت به ايشان از آقاي خاتمي هم بيشتر بود. به هرحال همانطور كه شاهدش بوديم در دو دهه اخير جريان تندرو از هيچ توهيني، از هيچ بي‌ادبي و از وارد كردن هيچ افترايي به ايشان فروگذاري نكردند.

به گمان این استاد دانشگاه: بزرگ‌ترين ميراث اكبر هاشمي‌رفسنجاني اين بود كه بالاخره توانست اعتدال و ميانه روي را به عنوان يك جريان در كشور تحقق ببخشد در حالي كه خيلي از جريانات، بزرگ‌ترين افتخارات خود را دشمني با ديگران، صدور انقلاب و از اين دست مسائل مي‌دانند. در اينچنين كشوري اگر يك نفر اعتدال و ميانه‌روي را به صورت يك جريان نهادينه كند، دستاورد عظيمي است.

در ادامه مقاله اعتماد آمده: خيلي‌ها مي‌گويند اصلاحات يتيم شد، اعتدال يتيم شد. اصلا اين اعتقاد را ندارم، بلكه معتقدم كه ريشه نهال اعتدال و ميانه‌روي و اصلاحاتي كه ايشان كاشته، گرفته و هيچ گونه نمي‌شود آن را ريشه‌كن كرد. باز برخلاف عده‌اي كه معتقدند سبد راي روحاني در انتخابات تكان خواهد خورد و آراي او كاهش خواهد يافت هم معتقدم كه برعكس، همچون رد صلاحيت هاشمي در سال ٩٢ كه جامعه شاهد به راه افتادن راي ميليوني براي حسن روحاني شد، درگذشت هاشمی اتفاقا در كوتاه‌مدت باعث افزايش آرا در سبد راي روحاني هم خواهد شد. ولي مهم‌تر از انتخابات و آثار و تبعات كوتاه‌مدت رحلت هاشمي، اين است كه نهال درخت اعتدال و ميانه‌روي بارور خواهد ماند.

شوک نبود هاشمی

عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد تاکید کرده: هر نهاد يا جريان سياسي كه اتكاي بيش از حد به اشخاص داشته باشد نه تنها سرنوشت نامعلومي را براي خود رقم مي‌زند، بلكه در انجام كنش اجتماعي و سياسي بسيار ناكارآمد خواهد شد. اين وضعيت كمابيش مثل وضعيت كشورهاي نفتي است كه ثبات و آرامش آنها به‌شدت وابسته به درآمدهاي نفتي است و هرگاه اين درآمدها قطع شود يا كاهش يابد به همان نسبت مديريت در حكومتِ نفتي دچار بحران و چالش مي‌شود. آنچه كه امروز فوت آقاي هاشمي را مهم كرده است، نگراني از ميزان تاثيري است كه در غياب اين عامل تاثيرگذار بر روند سياسي جامعه و گروه‌هاي خاص گذاشته مي‌شود.

به گمان این جامعه شناس: امروز وضعيتي پيش آمده تا نيروهايي كه به هر دليل خود را در ذيل يا وابسته به كنش سياسي آقاي هاشمي تعريف مي‌كردند، روي پاي خويش بايستند و نگاه خود را به عرصه عمومي جامعه گسترش دهند. مشكل چنين نيروهايي اين است كه هيچگاه حاضر نيستند به مرگ يا هر اتفاق مقدر ديگري فكر كنند. همچنان كه دولت‌هاي وابسته به نفت نيز كمتر علاقه‌مند هستند كه به كاهش يا حذف درآمدهاي نفتي فكر كنند. ولي تجربه نشان داده كه اين اتفاقات دير يا زود رخ خواهد داد. نيروي سياسي خردمند، اجازه نمي‌دهد كه اتفاقات اينچنيني در وضعيت سياسي جامعه او ناپايداري ايجاد كند.

سردبیر روزنامه توقیف شده سلام در نهایت با تاسف نوشته: به دليل همين نكات و وابستگي‌ها، هنوز در وضعيت مناسبي براي رسيدن به يك جمع‌بندي مشخص و قابل قبول از اثرات درگذشت آقاي هاشمي در عرصه سياست نيستيم و در واقع بسياري از نيروها اعم از موافق يا مخالف آقاي هاشمي دچار شوك سياسي شده‌اند. اين همان وضعي است كه بايد از مواجهه با آن پرهيز مي‌شد.

نقشه راه داشت

محمدعلی ابطحی در ضمن نقل خاطراتی از هاشمی رفسنجانی در مقاله ای در اعتماد نوشته:يكي از بارزترين خصلت‌هاي سياسي هاشمي اين بود كه براي سياست نقشه راه داشت و براي تحقق نقشه راهش به نقش زمان اهميت فراوان مي‌داد. اگر در هر دوره‌اي عواملي جلوي نقشه او توقف ايجاد مي‌كرد، نقشه و مسيرش را فراموش نمي‌كرد ومنتظر زمان مي‌ماند و دوباره در جايگاه رفيعي در نظام جمهوري اسلامي قرار مي‌گرفت. اين همان برگ برنده هاشمي بود كه ناگهان وقتي كه تصور مي‌شد همه برگ‌هايش را از دست داده است، ناگهان به كمك همان نقشه راه و استفاده از عنصر زمان در اوج قرار مي‌گرفت.

به گمان معاون پیشین رییس جمهور: يكي از پررنگ‌ترين عناصر نقشه راهش حمايت از رهبر و ولايت فقيه بود كه در زمان امام و مقام معظم رهبري از اين اصل با وجود فشارهايي كه بر او وارد مي‌شد، جدا نشد. نقطه قوت ديگر هاشمي اميدواري او بود. بدترين حالت براي يك سياستمدار اين است كه در مشكلات نااميد شود. قهر كند و زمين بازي را در اختيار رقيب قرار دهد. دقيقا همان چيزي كه رقيب مي‌خواهد.

در مقاله اعتماد آمده: هاشمي متوقف مي‌شد. اما از صحنه كنار نمي‌رفت. همه منتقدان او هم از همين نقطه آسيب مي‌ديدند. عمليات سنگيني عليه او سامان مي‌دادند. عملياتي كه به صورت طبيعي هر كسي را نااميد مي‌كرد. اما هاشمي نا‌اميد نمي‌شد و از نقطه ديگري اميدوارانه در عرصه سياسي حاضر مي‌شد. هاشمي بنا به تعريف كلاسيك و استاندارد‌هاي بين‌المللي سياستمدار بود.

هاشمی و هنر و ادب

محمد بهشتی از جمله مدیران سینمایی دهه نخست انقلاب در مقاله ای شرق از دیدارهای خود در دهه شصت با هاشمی رفسنجانی نوشته و از جمله شرح داده که از نزدیک شاهد علاقه او به مسائل حوزه سینما بوده. این موضوع البته به صورت شعاری و در روزهای رحلت ایشان مطرح نمی‌شود، بلکه برای اثبات این مدعا می‌شود به حضور او به عنوان سخنران در یکی از اختتامیه‌های جشنواره فیلم فجر اشاره کرد. سخنان آن مراسم به گونه‌ای بود که نشان می‌داد مسائل سینمای ایران را دنبال می‌کنند و از روند رو به رشد سینما رضایت دارد.

مدیرعامل پیشین بنیاد فارابی تاکید کرده: در همان سال‌ها، اعلام یکی از موفقیت‌های بین‌المللی سینمای ایران در رسانه‌های داخلی باعث شد برخی از روزنامه‌ها، به این خبر، انگ غیرواقعی‌بودن بزنند. به دنبال این ماجرا ما هم دیگر از صرافت مطرح‌کردن این موفقیت بین‌المللی چشم پوشیدیم اما رسانه‌های دنیا همچنان درباره آن سخن می‌گفتند. در آن مقطع، نماز عید قربان به امامت هاشمی‌رفسنجانی برگزار شد واو در خطبه نماز عید، از سینمای ایران تجلیل کردند و به نوعی باعث دلگرمی ما شدند.

حق نشر عکس اعتماد
Image caption طرح جواد تکجو، اعتماد

نویسنده مقاله شرق اهمیت آن سخنان را در این نکته دیده که زمان ریاست جمهوری هاشمی، آغاز تهاجم برخی گروه‌های داخلی به سینمای ایران بود و ما خیالمان راحت بود که شخص رئیس‌جمهور و وزیر ارشاد دولت، از حامیان سینما و فعالان سینمایی به حساب می‌آیند.

لیلی گلستان در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: خبر درگذشت آقای هاشمی آنقدر غیر منتظره بود که یکشنبه شب به محض اطلاع از این واقعه تلخ ساعت ها اشک ریختم. بی‌اغراق ایشان مردی بسیار سیاستمدار و دانا بود و از دست دادن وی باعث شد که بی‌پناه شویم. او از معدود افرادی بود که می‌توانست تنها با یک جمله مناقشه‌ای را حل و دو گروه را به هم وصل کند.

این مترجم و هنرشناس توضیح داده: نمی‌دانم بعد از آقای هاشمی دیگر چه کسی قادر به انجام چنین میانجیگری‌هایی باشد. او نه تنها در عرصه سیاست داخلی، بلکه در عرصه سیاست خارجی هم فردی اثر‌گذار بود. دانش بسیاری در این زمینه داشت و به همین واسطه، سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌هایش درست از آب درمی آمد.

و مقاله ایران به این جا رسیده که: با این همه به حال ایشان حسرت می‌خورم که خیلی راحت و بدون هیچ رنج و عذابی چشم بر دنیا بست، البته با وجود تمام خدماتی که به کشور و مردم کرده بود شایسته چنین پرکشیدنی، آن هم بدون گرفتار شدن به بستر بیماری بود. خوش به حال او و بد به حال ما که هاشمی رفسنجانی را از دست دادیم.

حمید شاهنگیان در همین مورد در روزنامه ایران نوشته: می‌گویند وقتی عالمی ازمیان برداشته می‌شود ثلمه‌ای وارد می‌شود که چیزی جای آن را پر نمی‌کند. مرحوم هاشمی رفسنجانی تنها یک فقیه و روحانی نبود؛ او دردنیای سیاست، مدیریت و اقتصاد حرف‌های بسیاری برای گفتن داشت؛ حرف‌هایی که دردوران زندگی‌اش به بسیاری از آنها جامه عمل پوشانده شد بنابراین چندان بیراه نیست که از ایشان با نام امیرکبیرِ دوران یاد می‌کنند و بی‌شک دلایل واقعی و اجرایی فراوانی داشته است.

به نوشته این آهنگساز: هاشمی رفسنجانی به واسطه برخورداری ازویژگی‌هایی همچون تفکر باز، شرح صدر، دوراندیشی، نگاه اصلاحی و مؤثر درعرصه سیاست او را به شخصیتی ممتاز ومنحصر به فرد تبدیل کرده والبته همین ویژگی‌ها ونگاه وسیع ایشان به هنروموسیقی نیزبوده است.

موضوعات مرتبط