روزنامه های تهران، همچنان عزادار هاشمی

بیشتر روزنامه های امروز صبح تهران برای سومین روز صفحات خود را با عکس و گزار ش هایی به تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی اختصاص داده و از حضور کم سابقه مردم در این مراسم با تیترهای احساسی یاد کرده اند.

روزنامه های اصولگرا و تندرو گرچه تنها حضور رهبر جمهوری اسلامی و نماز وی بر جنازه هاشمی را مهم دیده و در صفحات اول خود آورده اند اما مقالاتشان برخلاف چند سال گذشته از حملات شدید به مناسبت های مختلف به هاشمی و هواداران وی خودداری کرده اند.

عکس ها و گزارش های ویژه و یادداشت های سوگواره ای به نحو بی سابقه ای در روزنامه های امروز دیده می شود که صفحات طنز خود را تعطیل کرده اند.

حق نشر عکس شرق
Image caption تیتر و عکس عباس کوثری، شرق

گزارش خیابان ها

ولی الله شجاع پوریان در سرمقاله همدلی نوشته: حضور میلیونی مردم از طیف‌های مختلف تلنگری برای بخشی از تندروی‌ها بود که تصور می‌کردند می‌توان صدای مردم را نادیده و ناشنیده گرفت و با سرپوش گذاشتن بر مطالبات اجتماعی و سیاسی آنها را به فراموشی سپرد. اما حضور مردم و شعارهای متفاوت آنان در این مراسم نشان داد مطالبات و خواسته‌های مردم در این سال‌ها نه تنها تغییری نکرده بلکه هر زمانی فرصت بروز داشته باشد، سربرخواهد آورد و به جای تجویز تک‌صدایی، باید تدبیری راهگشا اندیشید.

به نوشته این مقاله: حد فاصل خیابان قدس تا وصال. چند قدم مانده تا سردر دانشگاه تهران. جمعیت یک‌جوری دارند همدیگر را انداز ورنداز می‌کنند. آیت‌الله هاشمی برای هر کدامشان معنای متفاوتی دارد. حتی برای آن روحانی جوانی که شعارهای این سوی خیابان را نمی‌پسندد و به‌سرعت و با اندکی ناراحتی بر چهره از جمعیت فاصله می‌گیرد. برخی هم در حاشیه دوسوی خیابان انقلاب مشغول فیلم‌برداری و عکاسی‌اند و برخی هم تأمین امنیت. وانتی که روی آن بلندگوی بزرگی تعبیه شده با سه، چهار نفر «شعارگو» رفته‌رفته به سوی جمعیتی نزدیک می‌شود که تم شعارهایش با خودرو «شعارگو» متفاوت است. حرکت به سوی دانشگاه تهران میسر نیست. پلیس‌ها آن وسط ایستاده‌اند تا جمعیت بیشتری از وصال و قدس راهی ورودی دانشگاه نشود.

در ادامه گزارش همدلی آمده: یک‌سری از آدم‌ها بدجور هل می‌دهند، از قدس به سمت وصال. می‌خواهند هر جور شده از وسط شلوغی خودشان را خارج کنند. صدای خانمی آن وسط درمی‌آید که مواظب رفتارتان باشید. بعد چرخش سرها به سمت صدا و دوباره عادی‌شدن وضعیت. مکالمه آقایی که به خانمی چادری می‌گوید شما به نظرم بروید آن‌طرف بایستید و خانم که با صدای بلندی می‌گوید، من خواهر شهیدم و اتفاقا امروز برای ادای ارادتم به آقای هاشمی و راهش اینجا آمده‌ام، اتفاقا اینجا جای من است.

فرزانه قبادی در اعتماد گزارش داده: دیروز همه آمده بودند، همه آنهایی که عصر یکشنبه مبهوت ماندند و دوشنبه را تلخ و سیاه سپری کردند. دیروز همه آمده بودند، هنرمندان و دانشجویان و مردم و مردم و مردم. مردمی که امروز هر کدام یک خبرنگار بودند، تصاویر، ویدیوها و نوشته‌های آن چند میلیون نفری که در محدوده میدان انقلاب تا خیابان حافظ حضور داشتند، روایتگر تک‌تک اتفاقاتی بود که در این محدوده در حال وقوع بود. تا جایی که اینترنت گوشی‌های همراه اجازه می‌داد، گوشی‌ها تصاویر و ویدیوها را برای آنها که امکان شرکت در مراسم را نداشتند، مخابره می‌کردند.

به نوشته این گزارشگر: مریم تصویری از خودش روی پل کالج در اینستاگرام منتشر کرده و نوشته: «درحال توییت کردن از بالای پل کالج»‌ تمام تصاویر و خبرهایی که در توییتر منتشر می‌شد، بلافاصله راهی تلگرام می‌شد و بعضی هم سر از تایم‌لاین اینستاگرام در می‌آورد. پلاکاردها، شعارها، نگاه‌ها و بغض‌ها و اشک‌ها، سوژه‌هایی بود که از دوربین گوشی‌های هوشمند شهروند خبرنگاران دنیای مجازی پنهان نمانده بود.

برجام اکبر

داوود حشمتی در قانون نوشته: حتی خوش‌بین ترین افراد هم تصور نمی‌کردند تشییع پیکر آیت‌ا... هاشمی، چنین باشکوه برگزار شود. روز تشییع پیکرهاشمی «بوی اعتدال» مورد علاقه او در فضا احساس می‌شد. اعتدال بر آمده از بلوغ عقلانی که تنوع و تکثر اندیشه‌ها و عقاید را به رسمیت می شناسند و به تعارض و نزاع با یکدیگر بر نمی‌خیزد. شعار می‌دهد اما نه شعار «مرگ». همه آمده بودند. آن روز، روز «مرگ» شعار «مرگ» بود. اگرچه در صف اول نماز برخی جای‌های خالی دیده می شد. احمدی نژاد در این مراسم حضور نداشت، اما آن‌ها که در سال‌های پس از ۸۸ به زندان رفته بودند، پشت سر رهبری، نماز را به ایشان اقتدا کردند.

به نوشته این روزنامه نگار دیروز، روز تشییع جنازه «شعار مرگ» بود. شاید بسیاری از همان‌کسانی که در سال‌های اخیر در موقع حضور هاشمی در مراسم‌های مختلف شعار «مرگ بر ...» سر داده بودند، یا همان‌ها که در رسانه‌هایشان او را بارها و بارها «راس‌ فتنه» نامیده بودند، آمدند تا برایش نماز میت بخوانند. در طرف مقابل هم کسانی بودند که سال‌های اخیر مهر هاشمی بر دل‌شان افتاده بود. آنچنان که وقتی در خرداد ۹۲ ردصلاحیت شد، با اشاره او به خلفش رای دادند و در اسفند ۹۴ با بالاترین رای او را به مجلس خبرگان فرستادند. همان‌ها که با هویت خودشان آمده بودند، اما نه برای «تعارض» یا «تقابل». برعکس جمعیت عظیم مردم که حضور داشت و شعار می‌داد، اما نه شعار «مرگ بر این یا مرگ بر آن». در یک جمله: شعارها «متفاوت» بود، اما «متضاد» نبود.

قانون افزوده: جز معدود اتفاقاتی که می‌توان آن را در قالب استثناهای یک مراسم بزرگ قلمداد کرد، حضور توام با آرامش مردم قابل تقدیر بود. گویی جامعه هم از «تعارضات بی‌پایان» خسته شده است، به بلوغی عقلانی دست پیدا کرده و دیگر تمایلی به دادن شعارهای تند علیه یکدیگر ندارد.

چرا اینقدر دیر؟

صلاح‌الدین هرسنی در سرمقاله جهان صنعت با اشاره واکنش عمومی به درگذشت هاشمی رفسنجانی نوشته: طبق سنت مالوف امروزی، بخش اعظم این پیام‌ها از سوی شبکه‌های مجازی و سپس صدا و سیما منتشر شد. این پیام‌ها همان‌گونه که از محتوای آن بر می‌آمد، نه تصنعی بلکه واقعی و از سر صدق و خلوص نیت و مقرون به واقعیت بود. مهم‌تر آنکه حضور خودجوش و هوشمندانه مردم از لحظه انتشار خبر تا تشییع و تدفین نشان داد که او به همراه تفکر و منش سیاسی‌اش چه جایگاه بزرگی در سپهر سیاست ایران دارد و تا چه میزان از مقبولیت و مشروعیت برخوردار است.

به نظر نویسنده نکته مهم این بودکه جدای از دوستداران و موافقان منش سیاسی آیت‌الله‌ هاشمی، جریان‌های مخالف نیز فرصت یافتند مراتب ادای احترام و تسلیت خویش را بر بزرگان کشور و اهل بیت آن فقید ابراز دارند. باید گفت اگرچه ادای ارادت و ابراز تسلیت از سوی همه تشکل‌ها، جریان‌های سیاسی، کنشی مسوولانه، انسانی و اخلاقی بود، اما چرا این تکریم‌ها و ستایش‌ها بر سبیل ارادت هنگام حیات ایشان به ویژه این اواخر ابراز نشد و سوال بزرگ آنکه چرا اینقدر دیر؟ آن همه حملات و هجمه‌های دیروز با سوگواری و دلجویی امروز چه پیامی دارد؟

نویسنده پرسیده: آیا این قسم از کنش‌ها و رفتار‌ها به معنای آن نیست که ما نتوانسته‌ایم قدر بزرگان خود را هنگام حیات‌شان پاس داریم؟ شاید مرگ غیرهنگام آیت‌الله که این اواخر آماج تیر ملامت‌ها و حملات هدفمند از سوی مخالفانش بود، بتواند بر آن میراث مرده‌ریگ که همان قدرنشناسی است پایان دهد و دیگر آن که احترام و بزرگداشت پس از مرگ او همانند میراث سترگش باعث شود تا ما از شمشیر نابخردانه هتاکی به جای نقد منصفانه در برابر سایر شایستگان و خادمان دلسوز ملت در سپهر عمومی سیاست ایران دست برداریم.

حق نشر عکس جوان
Image caption تیتر وعکس صفحه اول جوان - عکس های حمید رضا نیک عهد و محمدمهدی صافی

مراقب باشید

محمد جواد اخوان هم در سرمقاله روزنامه جوان نوشته: در مراسم دیروز در میان سیل خروشان ملت، افراد قلیلی نیز بودند که از نوع رفتار و شعارهایشان پیدا بود که چندان عزادار ارتحال آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نبوده و بیشتر مقاصد سیاسی خود را تعقیب می‌کردند. در بی‌حرمتی این جمعیت محدود نسبت به مراسم باشکوه تشییع و تدفین، همین بس که نه‌تنها هدف معروف ایشان را که همانا وحدت و اعتدال‌گرایی بود، پاس نمی‌داشتند، بلکه در شعارهایشان بیش از آنکه یاد متوفی را زنده نگه‌دارند، به دنبال مطرح کردن نام‌های دیگر بودند.

این اقدامات به نظر نویسنده زشت نشان داد که این جماعت ناسپاس حتی حرمت مراسم تشییع کسی را که ادعای هواداری وی را داشتند نیز نگه نمی‌دارند. البته از این طیف که عمدتاً از بقایای ضعیف جریان فتنه هستند، بیش از اینها نمی‌توان انتظار داشت، اما واقعیت آن است که تحرکات محدود این طیف نیز نتوانست از شکوه وحدت ملی و انقلابی امت در تشییع این یاور انقلاب و رهبری بکاهد. در واقع تحرک محدود این طیف، تنها روسیاهی را به زغال چهره فتنه‌گران نشاند.

سعدالله زراعی در یادداشت روز کیهان با اشاره به این که جمعیت دیروز به خاطر سابقه انقلابی هاشمی به بدرقه وی رفته بودند نوشته مردم خطبه های شیرین نماز جمعه های هاشمی را قبل از ریاست جمهوری وی شنیده بودند و وقتی وی به ریاست رسید.

با آنچه پیش از این هاشمی مستقیما ذیل واژگان‌آشنای «عدالت اجتماعی» وعده داده بود، ناهمخوان می‌دیدند. از این رو بود که در این مقطع در کنار طیف دشمنان هاشمی یک طیف «منتقد سیاست‌های هاشمی» اضافه شد که از قضا در درون خانواده انقلاب اسلامی قرار داشت.

کیهان به عنوان سخنگوی جناح تندرو نوشته: منتقدان به هیچ‌وجه دشمن هاشمی نبودند کما اینکه در دوره‌ای که او رئیس‌جمهور بود برای موفقیت دولت در اهداف خود، مشفقانه به او کمک کرده بودند و پیوندهای قدیمی خود را هم با او حفظ کرده بودند. هاشمی نیز هیچگاه از این طیف منتقد تلقی دشمن نداشت و خود را از آنان جدا نمی‌دانست. بعدها منتقدان هاشمی در صحنه داخل به دو گروه تقسیم شدند، گروهی که با نگاه به اصول و اهداف انقلاب اسلامی، پاره‌ای از سیاست‌ها و افکار او را در مسیر درست نمی‌دانستند و خواهان اصلاح بودند و گروهی که در فضای محدود قوه مجریه دنبال موقعیت‌هایی بودند و درست یا نادرست هاشمی رفسنجانی از آنها دریغ کرده بود.

یادداشت روز کیهان ادعا کرده که: در دوره اصلاحات وقتی هاشمی که از شدت اهانت‌ها به تنگ آمده بود از یک مقام ارشد دولت خواسته بود که جلوی این اهانت افراد و مجامع‌ اصلاح‌طلب را بگیرد او در پاسخ گفته بود «بازی اشکنک دارد، سرشکستنک دارد»! این طیف البته بعدها تلاش کردند تا «سالوس‌مآبانه» هاشمی را در طیف خود تعریف کنند اما در عمل و در نهایت، آیت‌الله هاشمی هیچگاه آنان را راضی نکرد.

در حالی که به نوشته این مقاله نیروهای انقلاب اصرار داشتند بر اصلاح امور به ترتیبی که هاشمی از خانواده انقلاب جدا نشود.

سنت ساز نبود

محمد غرضی که در کابینه هاشمی رفسنجانی وزیر پست و مخابرات بود در مقاله ای در شهروند نوشته: در دولت ‌هاشمی بیش از حد هزینه‌تراشی شد تا آنجا که تورم به ٤٩‌درصد رسید. آن روزها به آیت‌الله ‌هاشمی گفتم: مدیران تو بیشتر قاتل پول هستند تا خالق پول. ناکارآمدی مدیران اقتصادی او باعث شد‌ هاشمی با دلار ١٥٠تومانی کار را آغاز کند و با دلار ٧٠٠تومانی کابینه اول را تحویل دهد و البته بعد دلار را به ٤٥٠تومان برساند. گرانی در دولت او آن‌قدر بیداد کرد که تعداد آرای او از ١٦‌میلیون نفر در دولت اول به ٩‌میلیون رأی در دولت دوم رسید.

به نوشته این نامزد ریاست جمهوری در سال های اخیر: ‌هاشمی سنت ایجاد نکرد، نه در اقتصاد و نه در سیاست. مدیران ‌هاشمی هرگز تخصصی عمل نکردند. آنها بیشتر به واردات و پول خرج‌کردن علاقه‌مند بودند تا توسعه زیرساخت‌ها و ایجاد ثروت. به همین دلیل است که می‌بینیم هر زیرساختی که در آن سال‌ها وابسته به بودجه دولت بود، رشد نکرد. راه‌آهن، شبکه جاده‌ای و حمل‌ونقل کشور ازجمله این بخش‌ها هستند.‌ نفت، پتروشیمی و شبکه گاز در دوران ‌هاشمی رشد پیدا کرد. سدسازی‌های خوبی در دوره او انجام شد و نیروهای انسانی زبده و فرهیخته‌ای که از سال‌های جنگ به یادگار مانده بودند، توانستند عملیات موفقی در احداث سدها انجام دهند اما در دولت‌ هاشمی رشد همگن اتفاق نیفتاد.

نویسنده که مدتی نیز وزیر نیروی دولت هاشمی بود افزوده: به بعضی بخش‌ها زیاد از حد، توجه شد و بعضی بخش‌ها نادیده گرفته می‌شد و همین نبود رشد همگن باعث می‌شد بار اقتصاد کشور زمین بیفتد. هاشمی شخصیتی بود که به نوگرایی علاقه فراوانی داشت. مدرنیسم را به اقتصاد ایران تزریق کرد. او ساختار مدرن ایجاد می‌کرد اما ساختار مدرن با مدیریت و نگاه سنتی اداره می‌شد برای همین این ساختارها رانت و فسادزا می‌شدند.

حق نشر عکس اعتماد
Image caption آلودگی هوا-کارتون ناصر راد، اعتماد

علت مرگ: آلودگی هوا

امید کریمی در وقایع اتفاقیه در گزارشی پیرامون تشییع جنازه و مراسم دیروز نوشته: هنوز ساعتی به پایان ۱۹ دی ۹۵ باقی مانده است؛ بزرگراه‌های تهران مملو از آلاینده‌های هواست که استشمام می‌کنیم، ماشین‌ها، هوا را می‌شکافند و پیش‌ می‌‌روند، در پشت سر حجمی از آلودگی را باقی‌ می‌گذارند. آلودگی ‌هوا اگر مانند برف، نمودی روی زمین داشت، شاید از خودمان خجالت می‌کشیدیم اما کسی خجول نیست. در بزرگراه امام علی فقط می‌توان یک کیلومتر جلوتر را دید؛ پیش‌تر، همه‌چیز محو می‌شود. در بزرگراه صدر هم همین شرایط حکم‌فرماست.

این روزنامه با یادآوری علت مرگ رییس مجمع تشخیص مصلحت که سکته قلبی تشخیص داده شده نوشته: حوالی ساعت ۶ عصر، مشغول گفت‌وگوی تلگرامی با یکی از دوستان شرکت کنترل کیفیت هوای تهران بودم، همان موقع شاخص روی عدد ۱۶۵ قرار داشت؛ اضطرار، وضعیت قرمز در تهران و ناسالم برای همه گروه‌های جامعه. شرایطی که در روزهای سرد هر سال چندروزی تجربه می‌کنیم. از ابتدای زمستان ۹۵ تاکنون، هوای تهران هفت روز سالم، ۹ روز ناسالم برای گروه‌های حساس و چهار روز ناسالم برای همه بوده است.

در ادامه گزارش وقایع اتفاقیه آمده:در همان ساعت ۶ عصر که هوا برای همه گروه‌های جامعه ناسالم بود، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به علت ایست قلبی به بیمارستان شهدای تجریش برده می‌شود و ساعتی بعد، تلاش‌های پزشکان نافرجام می‌ماند. تحقیقات نشان می‌دهد، آلودگی هوا ضمن تشدید عوارض قلبی و تنفسی در مبتلایان به این بیماری‌ها، عوامل اصلی در بروز بیماری‌های قلبی و تنفسی در افراد سالم هم هست.

وزیر بهداشت هم گفته است: هیچ ابهام پزشکی‌ای، درباره مرگ ایشان وجود ندارد. پس باید انتظار داشت در گواهی فوت ایشان، علت مرگ، ایست قلبی ذکر شود؛ مانند بسیاری دیگر از شهروندان که قربانی آلودگی‌ هوا می‌شوند و در گواهی فوت هیچ‌کدام نوشته نمی‌شود «علت مرگ: آلودگی هوا» اما شاید باید آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را بزرگ‌ترین قربانی آلودگی ‌هوای تهران دانست؛ معمایی که احتمالا هیچ‌وقت پاسخی داده نخواهد شد.

تاثیر مرگ هاشمی بر سیاست

آمنه شیرافکن در مقاله ای در شرق نوشته: رابطه میان ایران و آمریکا که در دوره ریاست‌جمهوری اوباما از دو سو برای رسیدن به توافق هسته‌ای بهبود یافته بود، با آغاز دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ با آینده‌ای نامطمئن مواجه شده، مردی که سیاست سخت‌گیرانه‌ای در رابطه با تهران اتخاذ کرده است. حالا مرگ آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در یکشنبه به تردیدها دامن زده است؛ هاشمی، مرد میانه‌رو طیف‌های سیاسی در ایران به‌سختی تلاش کرد تا نگاه‌ها در ایران را نرم‌تر کرده و همراهی سازنده با غرب را جایگزین آن کند.

به نوشته این روزنامه نگار: غیبت هاشمی، حالا حسن روحانی و دیگر میانه‌روهای ایران را با فقدان مبارزی قدرتمند مواجه می‌کند. او نه‌تنها ترویج‌‌دهنده ایجاد روابط گرم‌تر با غرب که خواهان آزادی‌های فردی بیشتر و اصلاح بازار آزاد در ایران بود. سوای دشواری ازدست‌دادن همراهی ارزشمند مانند هاشمی‌رفسنجانی، حسن روحانی با مسئله دیگری نیز مواجه است، او به ایرانیان قول داده شرایط اقتصادی کشور را بهبود ببخشد. خیلی از این تحریم‌ها به دنبال توافق هسته‌ای برداشته شدند و این‌طور به نظر می‌رسید که سرمایه‌گذاران خارجی به آغاز تجارت با ایران‌ علاقه‌مند هستند؛ اما تا اینجای کار رشد سریعی در اقتصاد ایران مشاهده نشده است.

علی‌اصغر سیدآبادی هم در مقاله ای در شرق نوشته: بسیاری گمان می‌کنند، درگذشت او ضربه‌ای بزرگ و جبران‌ناپذیر برای جنبش اصلاحات و میانه‌روهای ایران است و برخی چنان سخن می‌گویند که گویی مرگ آیت‌الله یعنی پایان اصلاحات در نظام سیاسی ایران، اما آیا واقعا چنین است؟ در اینکه هاشمی‌رفسنجانی چهره‌ای تأثیرگذار بود و - اگر زنده بود- می‌ماند، تردیدی نیست، اما این تأثیرگذاری - مخصوصا در دهه آخر عمرش- به پشتوانه قدرت سیاسی‌اش نبود.

به نوشته این مقاله: در سال‌های اخیر هاشمی، بدون اینکه جایگاه رسمی‌اش را از دست بدهد، رفته‌رفته از جایگاه واقعی و وزنش در سیاست رسمی کاسته شده و وزن و اعتبار اجتماعی‌اش افزایش یافته بود. گویی از سیاست رسمی به سیاست اجتماعی کوچ کرده بود. با وجود فرازونشیب‌های دهه اخیر، افسانه نقش و قدرت هاشمی در سیاست رسمی، هیچ‌گاه کم‌رنگ نشد و پس از مرگ نیز این افسانه زنده است، درحالی‌که هاشمی از سال‌ها پیش در سیاست رسمی حضور مؤثری نداشت. تأثیر او بر سیاست رسمی نیز از پایگاه اجتماعی و بیرون از دایره سیاست رسمی بود، چنان‌که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ مؤثر بود.

مقاله شرق به این جا رسیده که: برخی از اصولگرایان تندرو‌تر در این یکی، دوروزه نشانه‌هایی از خوشحالی بروز داده‌اند، اما اگر اهل نظر و دقت باشند، به‌زودی درخواهند یافت که فقدان هاشمی به زیان آنان خواهد بود، نه به این دلیل که هاشمی در حیاتش به آنان کمکی کرده باشد، بلکه به این دلیل که صحنه بازی را در عرصه سیاست براساس حضور هاشمی نوشته، تمرین و بازی کرده‌اند و اکنون در فقدان او، بازی‌نامه‌هایشان اعتبارش را از دست می‌دهد و فرصت زیادی برای تدوین بازی‌نامه‌ای جدید و تمرین و بازی بر آن اساس ندارند. در چنین شرایطی بهترین کار همانی است که این روز‌ها از زبان افراد زیادی شنیده می‌شود: آشتی ملی!

شانه‌های تاریخی در بدرقه باشکوه

حق نشر عکس نوآوران
Image caption طرح محمد طحانی، نوآوران

محمدعلی بهمنی شاعر در روزنامه ایران نوشته: از هر یک از دیدگاه‌های مردمی و حکومتی که به اتفاق درگذشت آقای هاشمی نگاه کنیم خواهیم دید که مراسم خاکسپاری ایشان خیلی آبرومند و در‌شأن سال‌های خدمتگزاری‌شان به مردم و جمهوری اسلامی ایران برگزار شد. نکته جالب توجه در مراسم بدرقه ایشان تا دیار باقی، حضور همه مردم و حتی همه طیف‌ها و جناح های سیاسی بود.

به نوشته این شاعر بلندآوازه: اتفاقی که در مراسم خاکسپاری ایشان رخ داد نشانه‌هایی است تاریخی و سیاسی که می‌توان آن را بررسی کرد؛در هر شکل از تاریخ نمی‌توان موضوع های مهم را پنهان کرد، گرچه شاید نتوان در برهه فعلی آن را بررسی کرد اما مسأله این است که هاشمی با استقبال و همراهی بسیاری از مردم و طیف‌های سیاسی زندگی را بدرود گفت و به دیار باقی گام نهاد.

عبدالجبار کاکایی نیز در همان روزنامه نوشته: اتفاقی که در مراسم تشییع آقای هاشمی رفسنجانی رخ داد برای بسیاری از نخبگان سیاسی قابل پیش‌بینی بود؛حضور مردم ناشی از هیجانی توأم با تفکر ملی بود، آنچنان که حتی می‌توان از آن با عنوان شورش اراده مردم یاد کرد.

به نوشته این شاعر و ترانه سرا: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اخلاقی آقای هاشمی تحمل و نقد‌پذیری او بود. او از نسل معدود انقلابیونی بود که همچون شهید بهشتی با حسن نظر گفته‌های مخالفان خود را هم می‌شنید. زندگی او سیر انقلاب بود و ما مرد بزرگی را از دست دادیم.

موضوعات مرتبط