روزنامه‌های تهران: هنوز دود از ویرانه پلاسکو بلند است

روزنامه‌های امروز صبح، چهارشنبه ششم بهمن همانند تمام هفته گذشته اخبار ضد و نقیضی را که درباره عملیات نجات و آمار کشته شدگان منتشر می‌شود نقل می‌کنند و به نقد آن می‌پردازند. شدت گرفتن انتقادها از شهرداری تهران که به گفته مقامات دولتی تنها مسئول این واقعه است، از هواداری‌های آشکار رسانه‌های اصولگرا کاسته و این دسته از نشریات اخبار دیگری از جمله نشست آستانه برای صلح در سوریه و تصمیم‌های ترامپ رییس جمهور جدید آمریکا را به جای گزارش‌های پلاسکو نشانده‌اند.

در همین زمان روزنامه‌های میانه رو به گزارش‌های میدانی خود درباره ابعادی از حادثه پلاسکو ادامه می‌دهند و امروز هم در مقالاتی به شکافتن ابعاد مختلف ماجرا پرداخته‌اند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

نیره خاد‌می در گزارش اصلی شهروند نوشته: شعله‌های آتش هنوز گاه و بیگاه از میان آوارهای پلاسکو زبانه می‌کشد‌، کارگران و آتش‌نشان‌ها مشغول کارند‌ تا پیکرهای د‌‌ست‌کم ٢٠نفر از مرد‌م و آتش‌نشانان را از زیر آن تل‌های خاک بیرون بکشند‌ اما ساکنان «بهشت» د‌ر سیصد‌‌وبیست‌وسومین جلسه پارلمان شهری تهران جد‌ی‌ترین بحث‌ها را به رونمایی از سامانه نظارت بر مصوبات شورا و بررسی بخش از بود‌جه‌ سال آیند‌ه شهرد‌اری اختصاص د‌اد‌ند‌.

به گزارش این خبرنگار: د‌ر جلسه د‌یروز هم میان اعضای هیأت‌رئیسه و سایر اعضای شورا د‌رگیری لفظی پیش آمد‌، تذکرها کاهش یافت و نمایند‌گان از تذکر د‌رباره اتفاقات رخ‌د‌اد‌ه د‌ر پلاسکو منع شد‌ند‌؛ د‌رحالی که مسجد‌ جامعی، رئیس پیشین شورای شهر تهران پیشنهاد‌ تشکیل «کمیته حقیقت‌یاب» پلاسکو را مطرح کرد‌.

شهروند افزوده: رحمت‌الله حافظی، رئیس کمیسیون سلامت یکی از کسانی بود‌ که تذکرش د‌رباره حاد‌ثه پلاسکو با واکنش و مخالفت چمران روبه‌رو شد‌، ولی باز هم این موضوع باعث نشد‌ تا او از جایش بلند‌ نشود‌ و با صد‌ای بلند‌ این حرف‌ها را نگوید‌: «٣٠-٢٠نفر د‌راین حاد‌ثه کشته شد‌ه‌اند‌، آن‌ وقت شما آقایان نمایند‌ه می‌خواهید‌ همین جا بنشینید‌ و حرفی نزنید‌.» و بعد‌ او وسایل خود‌ را جمع کرد‌ که از جلسه خارج شود‌: «اگر اجازه صحبت نمی‌‌د‌هید‌، جلسه شورا را ترک کنم.» مهد‌ی چمران هم اجازه د‌اد‌ تذکرها مطرح شود‌ اما تاکید‌ شد‌ که «هر نمایند‌ه بیشتر از ٣د‌قیقه صحبت نکند‌.»

پلاسکو قربانی فساد است

عباس عبدی در مقاله اعتماد نوشته: در فاجعه ساختمان پلاسکو، فساد نقش کلیدی داشته است. چگونه؟ از طریق فروش غیرقانونی مقررات. درآمد این فروش یا به جیب اشخاص رفته است یا حتی به جیب نهادهای عمومی. ولی در هر دو حالت مقررات و ضوابط ایمنی به فروش رسیده است. به زبان دیگر رعایت مقررات ایمنی در برابر آتش‌سوزی برای واحدهای تجاری و اداری الزام‌آور است، ولی سازنده یک ساختمان، به دلایل گوناگونی که به نفع اوست (بالا رفتن متراژ زیربنا) از آن تخلف می‌کند. نهایت اینکه با پرداخت رشوه و جریمه، مشکل حل می‌شود. هم واسطه به نان و نوایی می‌رسد و هم نهاد متولی موضوع از جریمه منتفع می‌شود و هم سازنده.

به نظر این جامعه شناس: در مورد ساختمان پلاسکو می‌توان یک گزارش کارشناسی داد که تطبیق مقررات و ضوابط چگونه انجام شده؟ اخطارها کی و چگونه داده شده؟ و سازوکار بی‌توجهی یا خنثی کردن به آن اخطارها چگونه بوده؟ با اطمینان می‌توان گفت که بخشی از حلقه‌های این فرآیند مفقوده خواهند بود و آنها همان حلقه‌های فساد است. همان اتفاقی که در ساختمان علاءالدین هم می‌توان دید، زیرا غیرممکن است که یک ساختمان در تهران ساخته شود و یک طبقه اضافه بر جواز شهرداری بتواند بسازد، مگر آنکه تعداد قابل توجهی از دست اندرکاران نظارت بر ساخت‌وساز ناحیه و منطقه شهرداری، در یک رابطه فساد قرار گرفته باشند.

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که: علت دیگر فقدان شفافیت است. با وجود اینکه قانون دسترسی آزاد به اطلاعات نوشته شده است، با اطمینان می‌توان گفت که در عمل هیچ‌یک از مردم و روزنامه‌نگاران قادر نیستند به اطلاعات مربوط به این مساله دسترسی پیدا کنند. مساله‌ای که یک کشور را درگیر خود کرده و صدها میلیون دلار خسارت وارد کرده است. اگر پیش از این کسی می‌خواست اطلاعات آن را به دست آورد، دستش قطع می‌شد و متهم می‌شد به اینکه دنبال اطلاعات خصوصی و درصدد بردن آبروی افراد است. ولی کیست که نداند این عدم شفافیت، پوششی است برای پنهان ماندن فساد.

نعل و به میخ

شهروند در سرمقاله خود سخنان شهردار را نقل کرده که در حضور اعضای شورای شهر گفته ما اگر همین الان اماکنی که شرایط ایمنی را رعایت نمی‌کنند پلمپ کنیم، داد همه درمی‌آید و می‌گویند در این بحران اقتصادی و بیکاری شهرداری می‌خواهد چوب لای چرخ دولت بگذارد. و اضافه کرده: این اظهارات نشان از وجود غلبه یک نوع برخورد دارد. برخوردی که در پیگیری ماجرا نیز همین شیوه را ادامه می‌دهیم.

به نظر نویسنده مقاله: معنای صحبت شهردار این است که آن‌قدر یکی به نعل و یکی به میخ می‌زنیم که به قول معروف نه سیخ بسوزد و نه کباب. البته در این میان دستان مردم می‌سوزد و در پایان هم معلوم نخواهد شد که این حادثه چرا اتفاق افتاده است، مسئولیت آن به چه نسبتی و متوجه چه نهاد و افرادی است. این مسأله در اکثر مشکلات و مسائل کشور دیده می‌شود. برای اینکه فلان نهاد ناراحت نشود، یا به فلان فرد برنخورد، گزارش‌های ارزیابی از علل وقوع هر حادثه‌ای بسیاری بی‌روح و غیرمسئولانه تهیه می‌شود.

شهروند بر این مقدمه افزوده: حتی می‌توان گفت از ابتدا معلوم است که چه گزارشی باید تهیه شود؛ لذا افرادی برای عضویت در گروه کارشناسی و بررسی‌کننده چیده می‌شوند که تأمین‌کننده همان اهداف باشند و گزارش نهایی نیز فقط از باب رفع تکلیف است و هدف آن نیز به جای رسیدگی دقیق به ماجرا و برخورد با علل و عوامل شکل‌دهنده آن درنهایت به جبران خسارت حادثه‌دیدگان تقلیل می‌یابد و تهیه گزارش هم آنقدر طولانی می‌شود که کل ماجرا به فراموشی سپرده می‌شود.

این مقاله بدان جا می رسد که: برای جلوگیری از تکرار این حوادث و نیز جلوگیری از تهیه گزارش‌های فرمایشی و رسمی که هدف آن لاپوشانی است، پیشنهاد می‌شود که گروهی که افراد آن شامل انواع و اقسام تخصص‌های مربوط و نیز مورد اعتماد مردم باشند. ضمن آنکه تحت تأثیر ملاحظات نهادهای رسمی و قدرتمند قرار نگیرند.به طوری که این گزارش بنای داوری مردم و سیاست‌گذاری و حتی اصلاحات قانونی قرار گیرد.

کاری از دستی برنمی‌آید

آساره کیانی در مقاله ای در همدلی به ضد و نقیض گویی های مسوولان در جریان حادثه پلاسکو پرداخته و نوشته: آن‌ها که شاهدان عینی بودند و کاسبان پلاسکو، همچنین آتش‌نشان‌ها، هرکدام، چیز دیگری می‌گفتند. اما شبکه خبر سیما همین‌طور خرابه‌هایی را با «فاصله» نشان می‌داد و هرازچندگاهی سخنگوی آتش‌نشانی را جلوی دوربین ‌می‌آورد و روند پیدا کردن اجساد به کندی پیش رفت تا این‌که روز سه‌شنبه، آمار شهدای آتش‌نشان از ۱۶ به ۳۰ رسید.

نشانه دیگر این که: پلیس آگاهی تعداد مفقودشده‌ها را که اطرافیان‌شان به کلانتری مراجعه کرده بودند، انگشت‌شمار دانست و بعد هم روز سه‌شنبه روزنامه دولتی ایران در یک گزارش میدانی از زبان یک پاس‌بان کلانتری این تعداد را حدود ۲۰۰ نفر اعلام کرد. اطلاعاتی که بنا بر اظهارنظرهای برخی کارشناسان شاید دور از انتظار هم نباشد؛ آن‌ها که جبهه رفته‌اند، می‌گویند در دمای ۱۰۰ درجه، جسم، خاکستر می‌شود؛ شما انتظاردارید در دمای بالای ۵۰۰ چیزی هم باقی بماند؟این به معنای پودرشدن برخی پیکرهای باقی‌مانده زیر آوار است و این‌که شاید اصلا آواربردارها نتوانند تشخیص دهند که آن‌چه پیدا کرده‌اند، بخش‌هایی از جسم یک انسان است یا نه!

تعداد کشته‌شده‌ها مدام کم و زیاد می‌شود؛اعضای شورای شهر می‌گویند که باید شهدای آتش‌نشان از شهید خدمت به شهید ایثارگر تبدیل شوند و شاید این سوال پیش بیاید که - کاسبان نه- تکلیف کارگران چه می‌شود؟ شاید در آن جمع، به جز کارگران ایرانی کارگران «افغانستانی» هم بوده باشند. هیچ کاری از دست یک شهروند عادی برنمی‌آید؛ تنها این‌که بنشیند در خانه و از دور، تصاویری بخار برخاسته از آوار به جا مانده از پلاسکو را ببیند و جرتقیلی زرد رنگ که مثل ماشین کوکی کمی درجا می‌زند.

با همین فرمان

پدرام ابراهیمی در صفحه طنز بی قانون اعترافات خود برای یک روانشناس را نقل کرده که گفته: علی‌رغم اتفاقاتی که افتاد، هفته خیلی خوب و امیدبخشی بود. از این جهت که شاهد یکدلی و هماهنگی کامل مسئولان بودیم. واقعا به خودم بالیدم وقتی یکی از اعضای شورای شهر گفت به مالکان پلاسکو هفت بار اخطار دادیم. دو برابر به خودم بالیدم وقتی یکی دیگه از اعضا گفت چهارده بار اخطار دادیم. این حادثه همچنین به من نشون داد توی شهرداری تهران و وزارت کار از خود شهردار و وزیر بگیر تا اون آقایی که پشت ساختمون خیابون بهشت، زنجیر ورودی پارکینگ رو می‌ندازه و برمی‌داره، همه وظایف‌شون رو مو به مو، بلکم کُرک به کرک درست و به موقع انجام دادند.

طنزنویس افزوده: تازه! هر بهاری نیاز به یک زمستون داره. آقای سعیدی‌کیا گفته بنیاد، پلاسکوی جدید رو دو ساله می‌سازه. دو سال! یعنی از زمان ساخت پونزده متر از آزادراه تهران-‌شمال هم کمتر. تو زمینه نجات مردم از زیر آوار هم که دیگه واقعا نشون دادیم آمار صحیح نزد ایرانیان است و بس. من مطمئنم اگه با همین فرمون پیش بریم، نه‌تنها هیچ‌کسی رو تو این حادثه از دست نمی‌دیم، بلکه سه چهار نفر هم به پلاسکو بدهکار می‌شیم.

در پایان طنزنویس بی قانون می گوید: اوه اوه راستی! تو این شلوغ پلوغی و در حالی که حواس ملت به پلاسکو بود، ترامپ هم کاخ سفید را سند زد. بالاخره ندای نود و نه درصد ملت مظلوم آمریکا شنیده شد... (نفسم پس رفت) وای دکتر... وای... قلب من طاقت این‌همه امید و نشاط رو نداره...» روانشناس می پرسد «کسی از خانواده همراهت اومدن؟»

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون محمد طحانی، قانون

نشست آستانه، اثر انتخاب ترامپ

علی آهنگر در مقاله ای در ابتکار نوشته: باراک اوباما رفته است. این یک واقعیت تاریخى است. با رفتن اوباما سیاستهاى کلاسیک از نوع تنظیم امور جهان در آمریکا به پایان رسیده است. سیاستهایى که بر مبناى آن، یاغى یا راهزنى علم مى شد و بدون آنکه خودش بداند، مورد حمایت آشکار و پنهان حاکم قرار مى گرفت تا مردم قدر حاکم را در مواقع نبود امنیت بدانند.

به نظر نویسنده این مقاله: اما ترامپ از نوع سیاست ورزان متداول نیست. او از داعش و دیگر گروههاى تروریستى حمایت نخواهد کرد. همه این را فهمیده اند. دیگر محموله هاى غذا و سلاح در منطقه نبرد گروهها توسط هواپیماهاى جنگى ایالات متحده فرو ریخته نخواهد شد. همگان به این موضوع واقف شده اند.

ابتکار در نهایت نوشته: از این روست که همه در قزاقستان گرد هم آمدند. همه آنانى که شش سال از حلب و دیگر شهرها تلى از ویرانى بر جا نهاده اند. سوریه از حالا به سمت صلحى لاعلاج پیش خواهد رفت. صلحى که برخاسته از تغییر ارزش هاى حکومت گران در ایالات متحده آمریکاست.

صباح زنگنه تحلیلگر مسایل خاورمیانه در مقاله ای در شرق نوشته در اجلاس آستانه یک سو دولت‌های سوریه، روسیه و ایران بودند و طرف مقابل گروه‌های مسلح و تروریست‌ها که رابط آنها ترکیه است. این کشور باید آنها را قانع می‌کرد و به خط می‌آورد. گام اول برداشته شده؛ و باید دید در روزها و هفته‌های آینده تا چه حد اینها می‌توانند به تداوم آتش‌بس ادامه دهند. آیا می‌خواهند دوباره آتش‌بس را نقض کنند یا پایبند به آن باشند.

به نظر این تحلیلگر مسایل خاورمیانه: تا همین‌جای کار، نوعی گشایش در روند کار حاصل شده است؛ اینکه طرفین خود را متعهد به آتش‌بس و مذاکره می‌دانند، عبور از گذشته و ورود به شرایط جدید را نشان می‌دهد. باید توجه داشت تغییر فاز نظامی به سیاسی انرژی زیادی برده است. وقتی امتیازات ارائه‌شده به معارضان احصا شده و اینکه کشورهای مختلف، آنان را به رسمیت می‌شناسند، زمینه جذب بقیه مخالفان نیز فراهم می‌شود. اگر بخواهند مسیر نظامی را همچنان ادامه دهند، گروه‌های اصلی آنان که به‌عنوان تروریست مطرح شده‌اند، هیچ ضمانتی برای مصون‌ماندن از حملات همه طرف‌های حاضر در سوریه نخواهند داشت؛ بنابراین شاهد دو مسیر موازی خواهیم بود.

مقاله شرق به این جا که: با شروع ریاست‌جمهوری ترامپ نیز به نظر می‌رسد آمریکا مایل است در چارچوب‌های محدودی با روسیه در سوریه همراهی کند؛ درعین‌حال حجم و جهت‌گیری این همراهی هنوز مشخص نیست. ممکن است ترامپ امتیازاتی به روسیه بدهد تا آن ادعای پرطمطراق مبارزه با گروه‌های تروریستی تا قلع‌و‌قمع کامل را در مقابل رأی‌دهندگان خود عینیت ببخشد. باید در سیاست نوسانات و احتمالات گوناگون مدنظر قرار بگیرد و تا استقرار کامل وزرا و معاونان ترامپ و آغاز مأموریت‌های خارجی آنان، ابهامات پابرجا خواهد بود.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون علی درخشی، شهروند

خطر بی‌اعتنایی مردم

ناصر کرمی در سرمقاله ابتکار نوشته: بحران بی‌اعتمادی که جامعه را فراگرفته، روزنامه‌نگاران و رسانه ها را نیز بی‌نصیب نگذاشته‌است. تقریبا مسجل است که در نظام مدیریتی کشور از خرد و کلان کسی به روزنامه‌نگاران اعتماد نمی‌کند. تفاوت چندانی هم میان خبرنگاران رسانه‌های دیداری، شنیداری یا مطبوعات و خبرنگاران خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری رسمی و نیمه‌رسمی نیست. با این حال اغلب دولتمردان، مدیران نظام و جریان‌های سیاسی از همین رسانه‌ها به عنوان ابزاری برای اهداف خود استفاده می‌کنند.

به نظر نویسنده: بی‌اعتمادی به رسانه ها، به مدیران و مسئولان نظام و دولتمردان محدود نمی‌شود و در بین مردم عادی هم اعتماد به رسانه‌های رسمی و آن‌ها که مجوز فعالیت دارند در حداقل است. طبیعتا بخشی از این بی‌اعتمادی به عملکرد خود رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران برمی‌گردد که افزون بر تن دادن به ممیزی‌های غیر متعارف و تلاش نکردن برای یافتن راهی که حقیقت را به مردم بگویند، دچار فساد و عدم شفافیتی شده‌اند که همچون نظام اداری و اقتصادی در این نهاد مدنی لانه کرده‌است.

مقاله ابتکار به این جا رسیده: تداوم چنین وضعی، زیانی سه وجهی را متوجه کلیت کشور می‌کند. نظام سیاسی و مدیریتی کشور که به موقع چراغ‌های هشداردهنده را نمی‌بیند تا متناسب با شرایط تصمیم درست و دقیق بگیرد. روی برگرداندن مردم از صدا و سیما، افت تیراژ مطبوعات و از دست رفتن مخاطبان دیگر رسانه‌ها، عملا جز پیکری نحیف از نظام رسانه‌ای باقی نگذاشته است. اما مهم تر از همه آن‌چه این روزها در افواه عمومی می‌چرخد علایم هشداری است که متولیان فرهنگی کشور باید هر چه زودتر برای آن چاره‌ای بیندیشند.

و نهایت این که: این که پس از مرگ یک سیاستمدار یا فروپاشی یک ساختمان یا یک انتصاب در نهادی دانشگاهی ذهن‌های مستعد تئوری توطئه دست به کار شود و تصوراتی از کشته شدن یا انفجار و یا زمینه سازی برای اقدامات بعدی برداشت کند همه نشانگر شرایطی است که به مثابه روشن شدن چراغ هشدار سیستم در یک ماشین است. اگر خود این چراغ کار نکند یا راننده به نشانگرهای هشداردهنده بی‌اعتنایی نشان دهد، نمی‌تواند پیامدهای زیانبار آن را از بین ببرد.

دولت جدا، برجام جدا

روزنامه های امروز در صفحات اول خود با عکس هایی از جواد ظریف خبر داده اند که وزیر خارجه در جمع اتاق بازرگانی و در میان تجار و صاحبان صنایع از برجام گفته و خود را مفتخر بدان معرفی کرده است در همین زمان جوان یکی از روزنامه های مخالف برجام نوشته:ظریف به عنوان کسی که به برجام افتخار می‌کند، دیروز ابتدا بازرگانان را تفهیم کرد که کار برجام «رفع موانع» بوده است و این یعنی اگر حالا توانسته‌ایم از مسیر بدون مانع عبور کنیم یا نه، موضوع برجام نیست: «اتفاقی که در کشور با برجام رخ داد، رفع موانعی بود که ایجاد آن چندین سال طول کشید، موانعی که در مسیر تجارت و بازرگانی ایران ایجاد شد، به یکباره ایجاد نشده بود بلکه با گذشت زمان و به مرور ایجاد شد.»

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون مجتبی حیدرپناه، قانون

ظریف در ادامه به نکته دیگری اشاره کرد که نشان می‌دهد او می‌خواهد بگوید «کار خود را در برجام کرده است» و حالا این دولت است که «باید کار خود را برای حفظ برجام بکند» و موفقیت برجام لزوماً به معنای موفقیت عملکرد دولت نیست. او به نوعی تأکید می‌کند که قرار نیست مثلاً برجام خریدار هواپیما و فروشنده نفت باشد، بلکه آنچه وظیفه برجام به عنوان رفع موانع اینچنینی بوده، انجام شده است و حالا عملکرد دولت می‌تواند برجام را تثبیت کند.

جوان نوشته: اینکه آیا واقعاً می‌توان تکلیف برجام را از تکلیف عملکرد اقتصادی دولت جدا کرد، یک پرسش جدی است، به ویژه آنکه هیچ یک از دولتمردان از ابتدا تاکنون چنین تفکیکی را قائل نشدند و همواره برجام را نجات‌دهنده کشور و نتیجه آن را رشد و شکوفایی اقتصادی و رشد سرمایه‌گذاری خارجی می‌دانستند و شخص رئیس‌جمهور بارها فضای پسابرجام را به فضایی تشبیه کرد که سیل بازرگانان خارجی را به کشور سرازیر می‌کند و دلارهای فروش نفت را نجات‌بخش اقتصاد کشور معرفی کرد اما اینکه زمزمه‌های جدا کردن برجام از عملکرد دولت شنیده می‌شود، نکته ظریفی است که آن را فقط می‌توان از ظریف به عنوان نماد برجام شنید،

عذرخواهی نکن نگرانت می‌شم

آیدین سیارسریع در صفحه طنز شهرونگ نوشته: روز را درحالی شروع می‌کنیم که اکثر مسائل کشور تحت‌الشعاع حادثه پلاسکو قرار دارد. مسئولان همچنان برای خدمت بیشتر مقاومت می‌کنند و قرار است مردم به‌زودی برای عرض تسلیت، استعفا و عذرخواهی خدمت عزیزان برسند. در همین راستا پریروز اعلام شد که رئیس بنیاد مستضعفان به خاطر حادثه پلاسکو عذرخواهی کرده است.

طنزنویس افزوده: اولش باور نکردیم ولی بعد که دیدیم خبر رسمی شده خیلی نگران شدیم. مثل مرغ پرکنده همین‌طور بالا و پایین می‌پریدیم به آقای سعیدی‌کیا زنگ می‌زدیم و می‌خواستیم ببینیم خدای نکرده اتفاقی برایشان افتاده یا نه. بالاخره گوشی را برداشت و گفتیم: تو رو خدا یه گزارشی از حال خودت بده. گفت: من خوبم! جای نگرانی نیست. گفتیم: پس اینا چی میگن عذرخواهی کردید و اینها؟ گفت: کیا میگن؟ گفتم: رسانه‌ها! گفت: نخیر ... خبر عذرخواهی من کذب محضه! عرق پیشانی‌مان را پاک کردیم: خدا رو شکر، به‌خدا داشتم از نگرانی می‌مردم. پس صحیح و سلامت هستی؟

در دنباله این طنزنوشته آمده: شکر خدایی می‌گوییم و به خبر بعدی می‌رویم. آقای عباس جدیدی در جلسه شورای شهر گفته: هنرمندی که بدون سناریو نمی‌تواند شاخ بز را جدا کند، چرا در مورد مدیریت شهری اظهار نظر می‌کند؟ در همین راستا جمعی از بزهای مقیم پایتخت ضمن عذرخواهی از جدیدی بیان کردند: «داداش شما ببخش، همه این‌قدر مستعد نمیشن که همزمان هم کشتی بگیرن، هم مدیریت شهری کنن، هم کتاب بنویسن.».

موضوعات مرتبط