روزنامه های تهران، خطر ترامپ، پی آمد خطر پلاسکو

روزنامه های صبح امروز دوشنبه ۱۸ بهمن در مقالات خود همچنان از خطر ترامپ برای ایران نوشته و در گزارش های صفحه اول خود از جلسه طولانی شورای شهر تهران نوشته اند که شهردار در آن گزارشی درباره فاجعه آتش سوزی ساختمان پلاسکو ارایه داده و حاضر نشده از مردم عذرخواهی کند.

حق نشر عکس Bahar
Image caption تیتر و عکس صفحه اول بهار

از ملت عذرمی خواهم اما…

بیژن یانچشمه در گزارشی در روزنامه جوان نوشته:شهردار تهران ديروز در دو نوبت صبح و عصر در جمع اعضای شورای شهر حضور يافت و اين جلسه حواشي زيادي داشت از جمله اينكه برخی از اعضای اصلاح‌طلب شورای شهر هم به مديريت جهادی قاليباف در حل بحران پلاسكو اعتراف كردند. البته عده‌ای ديگر هم بر اين نظر بودند كه پلاسكو می‎توانست بهتر از اين مديريت شود.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران که معمولا از شهردار تهران حمایت می کند، در جلسه شورای شهر شهردار با بيان اينكه براساس قانون بايد براي پيشگيری از بحران هزينه شود، گفته: استثنائاً در شهر تهران مديريت بحران برعهده شهردار تهران است و من در جايگاه مدير بحران می‎گويم كه مديريت بحران ما دچار بحران است و اگر بايد عذرخواهی شود به خاطر اين ناكارآمدی‌ها است، نه به خاطر حادثه پلاسكو.

حميدرضا خالدی هم در گزارش اصلی اعتماد نوشته دیروز روز مهمی در تاريخ شورای چهارم بود؛ روزي كه شهردار برای ارايه گزارش و ادای توضيحاتی در مورد حادثه آتش‌سوزی پلاسكو، به صحن شورا آمد تا جلسه‌ای ٩ ساعته را رقم بزند؛ جلسه‌ای كه شايد بتوان آن را بی‌پرده‌ترين جلسه اعضای منتقد شورا با شهردار تهران دانست. آنچه قاليباف در اين جلسه ارايه داد، پرداختن به قوانين و وظايف دستگاه‌هايی بود كه در بحث ايمنی مسوولند. با اين وجود شهردار تهران در سخنان مجموعا ٥/٢ ساعته خود، به هيچ عنوان حاضر نشد مسووليت خود در خصوص حادثه پلاسكو را بپذيرد. وی حتي با صراحت در اين خصوص گفت: جايي كه بايد عذرخواهی كنيم و از مردم حلاليت بطلبيم به خاطر اين ناكارآمدی‌ها در مديريت بحران است نه به خاطر پلاسكو چرا كه حتما اين حوادث ممكن است تكرار شود.

به نوشته این روزنامه: ديروز همچنين اكثريت منتقدين شهردار تهران خواستار عذرخواهی و حتی استعفاي وی شدند. موضوعی كه به مذاق مدافعان شهردار خوش نيامد و باعث شد تا آنها نيز سخنانی را در دفاع از شهردار شهرشان بيان كنند كه گاه صحن را تا پای تشنج پيش برد. اين واكنش‌ها و سخنان منتقدين در نهايت چنان باعث عصبانيت شهردار تهران شد كه وی در بخش دوم سخنان خود كه در واقع حسن ختام جلسه طولانی ديروز بود با اشاره به برخی حوادث سال‌های گذشته كشور و تلويحا بی‎لياقت خواندن مديران كشوری در دوره‌های قبل، رسما اعلام كرد كه حاضر نيست در مقابل آنچه وی از آن به عنوان سياسی كاريی اعضای شورا ياد می‌كرد، كوتاه بيايد، چه رسد به اينكه بخواهد عذر خواهی هم بكند: «دوستان بدانند در مقابل حرف غير كارشناسی، رفتار سياسی و باج دادن به دشمنان ضد انقلابی كه آن طرف مرز نشسته‌اند و می‌خواهند اين نظام را تضعيف كنند، كوتاه نمی‌آيم و تا آخر ايستاده‌ام».

اعتماد پیش بینی کرده: در ماه‌های پايانی دوره مديريت شهری و شورای چهارم بايد منتظر چالش‌هايی جديد و جدی بين شورا و شهرداری بود، چالش‌هايی كه می‎تواند سر فصل جديدی در تاريخ اين دو نهاد شهری در بعد از انقلاب باشد.

طفره‌روی از قوانین شفاف؟

علی نوذرپور در مقاله ای در روزنامه ایران بر اساس قانون شهرداریها نوشته: شهرداری برای تأمین ایمنی و حفظ شهر نیازی به اخذ حکم قضایی ندارد و می‌تواند رأساً حتی برای رفع خطر اقدام کند چرا که ذیل همین بند، قانونگذار تکلیف کرده اگر ساختمانی ناایمن بود طبق نظر مأمور فنی، شهرداری باید به مالکان اخطار داده و برای رفع خطر، مهلتی را تعیین کند و چنانچه مالکان بعد از مهلت قانونی برای ایمن‌سازی بنا اقدام نکردند شهرداری خود رأساً برای رفع خطر و ایمن‌سازی اقدام کند و هزینه‌های پرداخت شده را به اضافه 15 درصد خسارت از طرف مقابل دریافت کند. اما آیا شهرداری در مورد پلاسکو رأساً وارد عمل شد؟

به نوشته رییس جامعه مهندسازان شهرساز ایران در این مقاله: اینکه مرتباً ادعا می‌شود شهرداری نمی‌توانست بدون اخذ حکم قضایی برای ایمن‌سازی پلاسکو اقدام کند اصلاً صحیح نیست بارها از اداره کل حقوقی قوه قضائیه استعلام و پرسش شد که آیا شهرداری نیاز به حکم قضایی دارد و هر بار پاسخ داده شد خیر و حتی این نظریه‌های حقوقی در کتاب قانون شهرداری‌ها به چاپ رسیده است.

مقاله روزنامه ایران اما در مورد این ادعای شهردار تهران که پلاسکو کارگاه بوده و ایمن‌سازی آن وظیفه وزارت کار بوده، نوشته: طبق آمارها تنها حدود ۴۸ واحد از مجموع ۵۷۲ واحد پلاسکو کارگاه بوده اگر فرض کنیم که این واحدها کارگاه‌های غیر مجاز بودند باز هم مطابق قانون کار، اداره کار فقط مسئول تأمین ایمنی داخل کارگاه است نه مشاعات یا کل سازه ساختمان؛ پلاسکو هم جزئی از اماکن عمومی بوده که ایمن سازی‌اش مستقیماً وظیفه شهرداری بوده است. سوماً کاربری ساختمان پلاسکو کاربری «تجاری، خدماتی و اداری» بوده نه کارگاهی.

علی باقری در مقاله ای در شرق نوشته:سهل‌انگاری، مسامحه‌کاری و جدی‌نگرفتن اقدامات پیشگیرانه به عنوان علت اصلی وقوع حادثه قابل‌مشاهده است. ما معمولا مرگ را برای همسایه می‌دانیم. آنجایی هم که پای نهادهای مسئول برای پیشگیری به میان می‌آید، متأسفانه با ملاحظات مختلف درباره اشکالات موجود اغماض می‌شود. گاه دلایلی مانند کمک به معیشت مردم، جلوگیری از معضلات اجتماعی، خلأ قانونی و نبود بودجه کافی باعث توجیه اغماض و تسامح می‌شوند.

به نوشته این مقاله دراین‌بین واکنش‌های احساسی رسانه‌ها و گروه‌های مردمی و راه‌اندازی پویش‌های مردمی نیز به عنوان عامل دیگری مانع از جدیت در اعمال قانون از سوی سازمان‌های مسئول می‌شود.با وقوع حادثه، هر سازمانی که به‌نوعی در‌آن‌باره مسئول شناخته می‌شود، شروع به رفع اتهام از خود و مقصردانستن دیگری می‌کند و درادامه تأکید می‌شود مسببان حادثه حتما شناسایی خواهند شد و با آنها برخورد جدی به عمل خواهد آمد.

مقاله شرق به این جا رسیده که: در حادثه پلاسکو عنوان شد شهرداری به‌دفعات مکرر به هيئت‌مدیره ساختمان اخطار داده بود که ساختمان ناایمن است ولی بیش از آن اقدام عملی در قبال توقف فعالیت ساختمان اجرا نشد. اگر واقعا امکان اقدام عملی در پیشگیری از ادامه فعالیت چنین ساختمان‌های ناایمن وجود ندارد، ابعاد حادثه پلاسکو چه چیزی از سانحه برخورد دو قطار مسافری در ایستگاه هفت‌خان استان سمنان کم داشت که شهردار تهران نیز مشابه مدیرعامل شرکت راه‌آهن از سمت خود استعفا نداد.

تصویر۲

حق نشر عکس Farhikhtegan
Image caption کارتون فیروزه مظفری، فرهیختگان

در میان رقابت مسکو و ترامپ

علی ودایع در سرمقاله مردم سالاری نوشته: واشنگتن می‌خواهد که سوریه را با مسکو تقسیم کرده و ایران را نیز مورد معامله قرار دهد. نکته حائز اهمیت اینجاست که تکرار ماجرای «معامله بزرگ» که «یولیاتیموشنکو» به قطعنامه ۱۹۳۱شورای امنیت علیه ایران فروخته شد‌؛ همانند ماجرای «یانوکوویچ» خیلی زود فسخ خواهد شد.پوتین می‌داند که قطب شمال و آسیای میانه خیلی زود به محل مجادلات روسیه با آمریکا تبدیل می‌شود اما این نگرانی وجود دارد که منافع تهران در بده بستان کاخ سفید مورد تهدید قرار گیرد. روسیه منهای تضاد منافع، می‌داند که نظم ترامپ با الگوی کیسینجر قابل اعتماد نیست اما سیاست خارجی کرملین هم قابل پیش بینی نیست.

به نظر نویسنده این مقاله:ترامپ رغبت چندانی به حضور در خلیج فارس ندارد و فرماندهی نظامی‌منطقه را در تکمیل برنامه‌های اوباما به بریتانیا واگذار کرده است. بازگشت کت قرمزها پس از 60 سال از طریق بحرین اتفاقی نیست که از کنار آن بتوان بی تفاوت عبور کرد. آمریکا می‌خواهد که همانند الگوی خاوردور، شورای همکاری‌ خلیج فارس هزینه‌های تقابل با تهران را بپردازند. ترامپ در میان برنامه‌های خود تله‌های انفجاری برای انهدام تفاهم برجام و حتی آغاز جنگ با ایران را تدارک دیده است.

مقاله مردم سالاری به این جا رسیده که: جمهوری اسلامی‌در وضعیت موجود می‌تواند ضمن حفظ رفاقت و تعریف منافع مشترک با روسیه مانع تکرار اتفاقات گذشته شود. بزرگ‌ترین فرصت برای تهران این است که از شکاف اتحادیه اروپایی با آمریکا نهایت بهره را کسب نماید و روابط اقتصادی و سیاسی را با بروکسل گسترش دهد. اگرچه حفظ اقتدار لازمه مواجهه با هرنوع تهدیدی است اما ترامپیسم پدیده ای است که نیازمند هوشمندی خاصی است.

سرش به سنگ می خورد

فتح الله آملی در سرمقاله اطلاعات نوشته: در روزهای اخیر به بهانه آزمایش موشکی در ایران، مقامات آمریکایی از رئیس جمهور گرفته تا نماینده جدید آمریکا در سازمان ملل حرف‌های تند و تهدیدهای شدیدی علیه ایران مطرح کردند و شاخ و شانه کشیدند و کنگره آمریکا هم تحریم‌های جدیدی وضع کرد. این اخم و تخم‌ها و تهدیدها و دندان نشان دادن‌ها اگر با رفتار منطقی مقامات جمهوری اسلامی همراه نمی‌شد و با رفتارهای شتابزده و احساسی پاسخ داده می‌شد دشمن نادان را به هدفش می‌رساند.

به نوشته این مقاله: آیا باید ایستاد و منتظر ماند تا چه وقتی دستگاه حاکمه بی‌منطق و دیوانه سرش به سنگ می‌خورد و خودش از پای در می‌آید؟ در این رابطه چند نکته گفتنی است. نخست آنکه در حال حاضر موقعیت خوبی پیش آمده تا جمهوری اسلامی حقانیت و مظلومیت خود را به نمایش بگذارد. رفتار منطقی، متین و هوشیارانه در برابر رفتارهای بی‌منطق و هیجانی و بی‌پشتوانه طرف مقابل، استفاده از فرصت پیش آمده برای تقویت ملی و رفع فاصله‌ها و شکاف‌های سیاسی و اجتماعی نیروهای درونی، استفاده از ظرفیت فراوان ایرانیان دور از وطن و گشودن آغوش بر روی این تشنگان سرفرازی ایران بزرگ، حمایت از ایرانیان که از سفر به آمریکا منع شدند و نیز پذیرش دانشجویان ایرانی دانشگاه‌های معتبر آمریکا در دانشگاه‌های کشور و رفع موانع بازگشت ایرانیان دور از وطن، به همگرایی گروه‌های سیاسی در داخل کشور و پرهیز از هرگونه تفرقه افکنی، افراط‌گرایی و کینه‌ورزی و تمامیت خواهی باید مدنظر باشد.

مردم ما ثابت کردند هرگاه در معرض تهدید خارجی قرار بگیرند متحدتر می‌شوند و این روزها این اثر را بیشتر می‌توان دید. انقلاب اسلامی و پیروزی ملت در بهمن ماه ثابت کرده است که وحدت کلمه این مردم می‌تواند چه معجزاتی را رقم بزند. حال در سالگرد پیروزی نهضت و در هیاهوی تهدیدها و عربده‌های دشمن، بهترین فرصت برای معجزه‌ دیگر وحدت کلمه ملت می‌تواند فراهم آید.

آیا ترامپ جنگ می خواهد

یدالله جوانی در پاسخ این سئوال که آيا ترامپ به دنبال راه انداختن يك جنگ عليه ملت ايران است نوشته اگر قاعده مورد اشاره را بپذيريم كه ترامپ، يك سيستم و جريان را نمايندگي مي‌كند، بايد گفت كه گفتمان آن سيستم و جريان حاكم بر امريكا، اين است كه ايالات متحده در شرايط مناسب براي آغاز يك جنگ در غرب آسيا و آن هم عليه جمهوري اسلامي قرار ندارد. به عبارت ديگر سال‌هاي سال است كه امريكايي‌ها، فكر اقدام نظامي عليه ملت ايران را از سر خود بيرون كرده و عملاً به آن نمي‌انديشند، گرچه ايران را مرتب به اقدام نظامي تهديد كرده و خواهند كرد. دليل اين انصراف از جنگ‌افروزي مستقيم امريكا عليه ملت ايران، قدرت پاسخگويي كوبنده و قاطع جمهوري اسلامي به هر نوع تجاوز و در هر سطحي است.

سرمقاله روزنامه سپاه پاسداران استدلال همیشگی را تکرار کرده است که: آنان به خوبي دريافته‌اند كه ايران با تمامي كشورهايي كه امريكا در دهه‌هاي گذشته به جنگ با آنان روي آورده، بسيار متفاوت است. آنان با بخشي از قدرت آشكار جمهوري اسلامي در درون مرزها و در منطقه راهبردي غرب آسيا، آشنا بوده و نيك مي‌دانند كه ملت ايران از يك قدرت ناپيدا هم در مقياس بالا برخوردار است. بنابراين وقتي امريكايي‌ها چنين برآوردي را از قدرت دفاعي ملت ايران و نظام اسلامي دارند، هرگز به ترامپ اجازه بازي با دم شير را نمي‌دهند.

به نظر روزنامه جوان:دوران امپراتوري امريكا و حضورش در منطقه خليج فارس پايان يافته و چاره‌اي جز سپردن اين منطقه به ملت‌هاي آن ندارد. آري، آقاي ترامپ به زودي خواهد فهميد كه راه توسعه قدرت جبهه انقلاب اسلامي از يك طرف و راه افول قدرت جبهه مستكبرين، يك راه بي‌بازگشت است. او خواهد فهميد كه هرگز نمي‌تواند براساس شعارهاي تبليغات انتخاباتي‌اش، امريكا را به موقعيت و دوران ابرقدرتي‌‌اش بازگرداند.

تصویر۳

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون کریم حسن زاده، شهروند

درس لغو حکم ترامپ

حبیب مرتضوی در همدلی نوشته: مثال‌های متعددی از حاکمیت مطلق قانون در کشورهای توسعه‌یافته می‌توان ذکر کرد که تازه‌ترین مورد آن تعلیق دستور ترامپ توسط قاضی منطقه سیاتل برای ممانعت از ورود اتباع هفت کشور به خاک آمریکاست. دونالد ترامپ هفتم بهمن‌ماه با امضای یک فرمان اجرایی، ورود اتباع ایران، عراق، سوریه، یمن، لیبی، سومالی و سودان به خاک ایالات متحده را به مدت۹۰ روز ممنوع کرد. اما دادگاه فدرال آمریکا طی حکمی، فرمان ضدمهاجرتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور را به طور موقت و در سراسر ایالات متحده ممنوع کرد.

همین یک نمونه کافی است تا به اهمیت و اقتدار قانون در غرب پی ببریم. قانونی که با هیچ توصیه‌ای و هیچ مصلحتی زیر پا گذاشته نمی‌شود و حقیقت بالاتر از مصلحت است. ضمن اینکه قاضی و قوه قضاییه آن‌چنان از استقلال و اقتدار برخوردارند که بدون توجه به اینکه چه کسی و با چه گرایشی دولت را در اختیار دارد به حاکمیت قانون تاکید می‌کنند. وقتی این رویه را با آنچه در ایران جاری است مقایسه می‌کنیم، با وضعیت اسفناکی مواجه می‌شویم.

نویسنده سرمقاله همدلی با یادآوری این که تا چند سال مردی در تهران بر سرکار بود که می‌گفت قانون را قبول ندارم. کسی که

او را می‌توان قانون‌گریزترین مسئول دانست که علنا با قانون مخالفت می‌کرد. در آن روزها که احمدی‌نژاد فرزند انقلاب بود و نور چشم مجلس و نظام، هیچ کس مرد کاپشن‌پوش را مواخذه نکرد و با مصلحت‌اندیشی، قانون فدای مصلحت شد تا به جایی برسیم که فساد نهادینه شود و لفظ قانون به شوخی بیشتر شبیه باشد تا مهم‌ترین فاکتور توسعه و پیشرفت. حتی اکنون که احمدی‌نژاد بر مسند قدرت نیست هم کسی درباره قانون‌گریزی‌اش سوالی نمی‌پرسد.

اما محمود اشرفی در مقاله ای در شهروند درسی دیگر از لغو فرمان رییس جمهور ترامپ گرفته و نوشته: ناپایداری عمده‌ترین ویژگی دولت‌های فدرال است. در این شیوه حکومتی هیچگاه بنیان و اساس وحدت ملی به وجود نمی‌آید. این گسیختگی سیاسی در کشور‌های نوینی مثل آمریکا که در سرزمین‌های اکتشاف‌شده شکل گرفته‌اند، آشکار‌تر است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بزرگترین تجربه محو حکومت فدراتیو جهان و نابودی یوگسلاوی آخرین تجربه حکومت فدراتیو در اروپا است. البته کشور آلمان با توجه به یکپارچگی نژادی تنها شکل و قالب یک حکومت فدرال را یدک کشیده و فدراتیو در آلمان بیشتر در قالب تقسیم‌بندی مناطق و ایالت‌ها است.

به نوشته این مقاله: شکاف کشور‌های فدراتیو گاه آشکار و گاه پنهان است آنچه در آمریکا تاکنون بر تضاد‌ها سرپوش می‌نهاد، قدرت و اقتدار نظامی بود. قدرتی که بیشترین نماد آن در شخص ریاست‌جمهوری این کشور تجلی داشت. اکنون با تضعیف جایگاه ریاست‌جمهوری آمریکا و ناکامی‌های عملیات نظامی آن در جهان، این کشور در خلأ وحدت به سر می‌برد. ایران از نظر وحدت ملی و برخورداری از عوامل حفظ تمامیت ارضی در نقطه مقابل آمریکا قرار دارد.

شهروند در نهایت نوشته: در ایران جغرافیای فرهنگی عامل حفظ تمامیت ارضی است. جغرافیای فرهنگی و سرزمین‌های وابسته فرهنگی چیزی فراتر مرز‌های سیاسی و محدوه سیاسی کشور است. قلمرو فرهنگی کشورمان گسترده‌تر از مرز‌های کنونی آن است. سرزمین‌هایی با تعلقات فرهنگی نسبت به ایران که اکنون خارج از مرزهای بین‌المللی ایران قرار دارند، حاشیه امنی برای حفظ تمامیت ارضی ایران ایجاد کرده‌اند.

فساد مشکل تجارت خارجی

عباس دهقان در مقاله ای در همدلی نوشته: پس از حضور هیات‌های تجاری و اقتصادی در ایران و استقرار نماینده‌های آنان در تهران، این شرکت‌ها با مسائلی روبه‌رو می‌شوند که گرچه پیش از این برایشان شناخته شده بود، اما ابعاد این مسائل برای آنها تا این اندازه محسوس نبود. آنها در ایران با یک بروکراسی بسیار گسترده‌ای مواجه می‌شوند که در عرصه‌های مختلف کارآفرینی و سرمایه‌گذاری درگیر بوده و مقاومت نشان می‌دهند. به رغم تلاش‌های فراوان دولت برای تشویق سرمایه‌گذاران خارجی برای حضور در ایران، اما این بروکراسی بر آنها سنگینی می‌کند و قابل درک نیست. فساد سیستماتیک در ایران نهادینه شده و نیرومند است. آنها چنین بازی‌های سیاسی را که با فرهنگ ایرانی عجین شده است، درک نمی‌کنند.

به نظر نویسنده این مقاله:تحریم‌های غیرهسته‌ای آمریکا و نبود رابطه مستقیم میان این کشور و ایران مشکل دیگری است که به عنوان یک مانع اساسی برای جذب سرمایه خارجی و رونق اقتصادی در ایران بیان می‌شود. چیزی که در حال حاضر بیش از اندازه بر ایران سنگینی می‌کند، مسئله روشن نبودن رابطه آمریکا و ایران است.

همدلی در نهایت نوشته: همین پیچیدگی و گستردگی دستگاه تحریم آمریکا بود که گریبان برخی بانک‌ها نظیر HSBC را گرفت و جریمه میلیاردی را برای این بانک رقم زد. برخی بانک‌های بزرگ اروپایی حتی از مشتریان ایرانی خود واهمه دارند و سعی می‌کنند خود را در معرض ریسک معاملاتی با آنها قرار ندهند. این ترس و تردید، بیشتر جنبه روانی دارد.

افشای دلیل اصلی ابتلا به سرطان

علیرضا کاردار در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: صبح تا شب در این رسانه‌ها ببینیم و بشنویم: «آتش‌سوزی در فلان ساختمان آغاز شد. برخورد دو قطار در فلان ایستگاه راه‌آهن. گرد و غبار نصف کشور را در بر گرفت. سیل هم نصف دیگرش را گرفت. ولی هنوز آتش‌سوزی آن ساختمان با این چیزها خاموش نشده است. تازه موج سرما هم از راه رسید. آن چند نفری که از آتش و سیل و خاک در رفته بودند پشت برف گیر کردند. نیروهای امدادی که معطل مانده‌اند با این تجهیزات نصفه و نیمه کدام گروه را نجات بدهند هم در ترافیک گیر کرده‌اند و هنوز به هیچ‌کدام از صحنه‌های فوق نرسیده‌اند. اوه اوه! ساختمان فرو ریخت! رودخانه هم طغیان کرد! بهمن هم روی خودروهایی که گیر کرده بودند آوار شد! به ادامه اخبار توجه کنید...»

به نوشته این طنزنویس:تلو تلو خوران می‌رویم یک لقمه غذا بخوریم. فست فود را از ترس گربه‌ها و تاج خروسش لب نمی‌زنیم و کباب سفارش می‌دهیم که همانجا خبر می‌رسد آن هم خمیر مرغ است که رنگ شده! سرمان از این اخبار در حال منفجر شدن است و به جای سیگار کشیدن می‌رویم ورزش کنیم که آلودگی هوا حالمان را بدتر می‌کند. به ضرب و زور بلیت جشنواره را می‌خریم تا دلمان باز شود که آن هم از بس مصیبت و بدبختی می‌بینیم حالت تهوع می‌گیریم.

و خلاصه این که: به خانه فرار می‌کنیم تا ببینیم ترامپ چه خاکی به سر خودش و دنیا ریخته که می‌بینیم پارازیت تلویزیون را به غوغاکده‌ای تبدیل کرده! اینستاگرام را باز می‌کنیم چندتا عکس برف لایک کنیم که با عکس جدیدی از مقبره کوروش روبه‌رو می‌شویم و دلشوره می‌گیریم. به سراغ تلگرام می‌رویم تا چندتا جوک بخوانیم که می‌فهمیم یکی از مسئولان به جای استعفا یا حتی عذرخواهی، طلبکار شده و سر عالم و آدم منت گذاشته و شوی تبلیغاتی راه انداخته است.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون محسن ظریفیان، قانون