روزنامه های تهران، ایستادن در برابر ترامپ یا مدارا با او

روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه ۱۹ بهمن همچنان به روابط ایران و آمریکا با توجه به خبرهایی که از کاخ سفید می رسد پرداخته و به اظهار نظر درباره آن پرداخته اند؛ از وزیر پیشین خارجه که پیشنهادهایی را مطرح کرده تا کارشناسان که راه حل هایی ارایه داده اند.

ادامه انتقادها از شهردار تهران که حاضر به عذرخواهی به خاطر کمبودهای شهرداری در فاجعه پلاسکو نشد همچنان در صفحات روزنامه ها دیده می شود در حالی که ماجرای کولبران هم بر مسایل اجتماعی افزون شده است.

حق نشر عکس شهروند
Image caption تیتر و طرح هادی حیدری، شهروند

می ایستیم تا دشمن بایستند

کیهان در سرمقاله خود به بررسی وضعیت طیف های مختلف درباره ترامپ پرداخته و نوشته: روی کارآمدن رئیس‌جمهور جدید آمریکا، در حد زیادی به یک سنخ شدن مواضع بخش‌های درون حکومتی ایران گردیده است چرا که طیف‌های سیاسی درون حکومتی ایران اعم از انقلابیون و عملگراها در مورد اینکه سیاست‌های آمریکای ترامپ در مورد ایران قطعا دشمنانه خواهد بود، تردید ندارند. در واقع در ایران، هیچکس از روی کارآمدن ترامپ استقبال نکرده و دوگانه‌های ضدایرانی که ذیل عنوان موافقان و مخالفان رابطه با آمریکا یا ذیل عنوان دوگانه امنیت-معیشت در دوره اوباما و با هدف دوشقه و فشل کردن جامعه و حکومت ایران طراحی و دنبال می‌شد، کنار رفت.

و حالا دیگر کسی نمی‌تواند با پز برقراری رابطه با آمریکا به امید جمع‌آوری آراء خاکستری بنشیند. یگانه‌سازی مواضع جامعه و حکومت نسبت به آمریکا و سیاست‌های آن یکی از الطاف الهی است که بار آن عمدتاً بر دوش دشمن گذاشته شده است.

اما جدای از این تحلیل، روی کارآمدن ترامپ و سیاست‌های رنگین‌کمانی او ممکن است در دو موقعیت جغرافیایی و عملیاتی ایران، شرایط بالنسبه تازه‌ای را پدید آورد؛ سوریه و امنیت دریایی ایران.

با این مقدمه سعدالله زراعی آمریکا را در موقعیت جغرافیایی و عملیاتی در برابر ایران دیده سوریه و امنیت دریایی کشور. در زمینه سوریه نویسنده کیهان به این نتیجه رسیده که از آمریکا کاری ساخته نیست و قادر نیست موقعیت ایران را در خطر اندازد چنان که اوباما هم نتوانست و با شعار بشار باید برود آمد و در پایان به ماندن وی رضایت داد.

اما نویسنده یادداشت روز کیهان در مورد دوم نوشته: از مواضع آمریکایی‌ها در مورد مواجهه نیروی دریایی ایران با ناوهای آمریکا، هم می‌توانیم حدس بزنیم که واشنگتن تا چه حد از تحقیری که طی سالهای گذشته در آب‌های خلیج فارس و حوالی آن با آن مواجه بوده است، عصبانی است. بر این اساس دست‌زدن به اقدامی ابلهانه و با دو هدف پایان دادن به تحقیر آمریکا از سوی ایران و تشجیع رژیم سعودی به درگیری با ایران دور از انتظار نیست.اما آمریکا این جا هم بازنده است.

جوان در گزارش اصلی خود نوشته: رئيس‌جمهور امريكا كه تا همين اواخر درباره ايران روزه سكوت گرفته بود، براي چندمين بار طي كمتر از يك هفته مقابل ‏ايران موضع گرفت؛ موضع‌گيري‌اي كه البته اين بار لحني آميخته به تمنا و تهديد دارد. ظاهراً ترامپ از اينكه ايران به دولت او بي‌‏اعتنايي مي‌كند، احساس «بي‌احترامي» كرده و مي‌گويد: «اگر آنها مي‌گفتند بسيار خب ما اكنون با يكديگر هستيم، با اين ‏توافق(برجام) مشكلي نداشتم» او به همين خاطر دولت ايران را مورد حمله لفظي قرار داده و گفته كه برجام ايراني‌ها را جسورتر كرده ‏است.

به گزارش جوان، ظاهراً دونالد ترامپ رئيس‌جمهور جديد امريكا از دولت ايران انتظارداشته كه بعد از ورود او به كاخ سفيد و البته شايد هم پيش تر، همانند عربستان راه تماس با او را در پيش بگيرد و حالا كه چنين اتفاقي نيفتاده، زبان به تهديد ايران گشوده و طي كمتر از هفت روز پياپي عليه ايران و برجام، لفاظي مي‌كند.

شیفتگی و نفرت در روابط با آمریکا

صادق ملکی در مقاله ای در وقایع اتفاقیه از شیفتگان روابط با آمریکا و کسانی یاد کرده که از آمریکا نفرت دارند در حالی که به نوشته وی چين و روسيه، دو خصم قسم‌خورده آمريکا در دوران جنگ سرد، در روابط امروز خود با این کشور اگر نگوييم از دايره نفرت به مدار شيفتگي رسيده‌اند، در نگاه حداقلي در مسير تعامل گام برمي‌دارند. مسکو و پکن، ديروز کجا ايستاده بودند و امروز کجا هستند.

به نوشته این کارشناس: قبل از برجام، ايران و آمريکا در ارتباط با يکديگر در جايي ايستاده بودند که چهار دهه پيش قرار داشتند. فارغ از هر تحليلي، برجام نقطه تغيير و تحول در اين مسير بود. با برجام، ايران و آمريکا به پذيرش نورم‌هايي رسيدند که قبل از آن تابو بوده و دو طرف مايل به رسيدن و پايبندي به آن نبودند. اگرچه همچنان مشکلات روابط ما با آمريکا با اعلام تحريم‌هاي جديد پايان‌ناپذير مي‌نمايد اما برجام را نه ما و نه آمريکا برهم نخواهيم زد. فرصت پس از برجام را ايران و آمريکا، براي کاهش تنش از دست دادند اما از دست ‌دادن فرصت‌ها نبايد ما را از درايت و هوشياري امروز دور کند.

مقاله وقایع اتفاقیه در نهایت خطاب به شیفتگان و دشمنان آمریکا در ایران نوشته: شيفتگان آمريکا بدانند که حل مشکلات روابط با آمريکا و به‌فرض محال، حتي رعايت مسائل حقوق‌بشر مدنظر آمريکا يا ايجاد محدوديت در توان موشکي، پايان خصومت آمريکا با ايران نخواهد بود. مشکل اصلي واشنگتن با تهران، در استقلال عمل ايران است. دشمنان آمريکا هم بدانند که آمريکا یک واقعيت در ژئوپلیتيک حاکم بر جهان است. اعتماد به آمريکا ساده‌لوحي است اما ساده‌لوحي بيشتر حرکت نکردن بر مدار واقع‌بینی است.

پیشنهادهای صالحی

دن خبر داده که رئیس سازمان انرژی اتمی‌ شروع دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ را سرآغاز فصل جدیدی از روابط ایران و آمریکا می‌داند و شش راهکار برای مواجهه با اقدامات رئیس‌جمهوری جدید ایالات‌متحده پیشنهاد کرده. تقابل نامتقارن، استراتژی مدون در سطح شورای‌عالی امنیت ملی، شخصی نکردن انتقادات به ترامپ، اقدام هوشمندانه و هوشیارانه، اجتناب از اتخاذ مواضع تند سیاسی یا واکنش‌های تند قبل از بررسی‌های دقیق با هدف جلوگیری از ایجاد اتحاد در کمپ آمریکا و پرهیز از چند‌صدایی در چارچوب منافع ملی.

به نوشته این روزنامه: وزیر پیشین امور خارجه در توصیف مواجهه نامتقارن می‌گوید: «اقتدار همیشه این نیست که شما پاسختان مشابه طرف مقابل باشد. اقتدار پاسخی است که طرف را منفعل کند. باید کاری کنیم که طرف منفعل شود نه جری‌تر.» صالحی افزود: «اینکه نامتقارن جواب بدهیم، نقطه ضعف ما نیست، نقطه اقتدار ماست.» رئیس سازمان انرژی اتمی در بخش دیگری از سخنان تاکید کرد ایران نباید اقدامی کند که طرف مقابل نگران شود. او در توضیح این بخش گفت: «یکی از ابزارهایی که می‌تواند ترامپ را نگران کند، ابزار هسته‌ای است؛ مثلا بگوییم درصد غنی‌سازی را بالا می‌بریم. آن زمان این بحث با برجام مغایرت پیدا می‌کند و این همان چیزی است که او می‌خواهد.»

حق نشر عکس اعتماد
Image caption کارتون جواد تکجو، اعتماد

تصمیم تازه علیه مهاجران

شرق در گزارشی به نقل از نشریات آمریکایی نوشته دولت ترامپ در حال تدوین یک سیاست مهاجرتی جدید است که براساس‌ آن می‌تواند اکثر محدودیت‌ها را برای بازگرداندن مهاجران غیرقانونی در آمریکا برداشته و آنان را در ابعادی میلیونی به کشورهایشان بازگرداند. در گزارش لس‌آنجلس‌تایمز که بر مبنای بررسی اسنادی داخلی که نشان از گستردگی عمل مقام‌های مهاجرتی طبق دستور ترامپ داشته‌، تنظیم شده، آمده است طبق سیاست مهاجرتی جدید، بالغ بر هشت‌میلیون‌نفری که به شکل غیرقانونی در آمریکا اقامت دارند، به عنوان اولویت استرداد از آمریکا در نظر گرفته خواهند شد.

به نوشته این گزارش: تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند این دستور نه‌تنها به خانواده‌های مهاجران غیرقانونی، بلکه به کسب‌وکار آمریکا و همچنین سیستم امنیت اجتماعی آن کشور نیز لطمه خواهد زد؛ چراکه مهاجران غیرقانونی حدود ۱۳ میلیارد دلار کمک می‌کنند اما در عوض تنها یک میلیارد دلار دریافت می‌کنند.

شرق افزوده: به گفته این دو منبع آگاه، کارشناسان سیاست‌گذاری مهاجرت در دولت ترامپ یک سند ۲۰صفحه‌ای را در اختیار مقام‌های ارش وزارت امنیت کشور قرار داده‌اند که در آن نحوه اجرای سیاست‌های مهاجرتی جدید توضیح داده شده است. همچنین مقامات وزارت امنیت کشور نیز یک یادداشت ۱۱صفحه‌ای را برای تشریح چگونگی اجرای دستور ترامپ توزیع کرده‌اند.

واکنش وزارت خارجه درست نبود

عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد از وزارت خارجه انتقاد کرده که چرا مجوز ورود کشتی گیران را لغو کرد چرا که اگر این عمل مقابله به مثل تلقی می شد به منزله آن بود که فرمان اجرایی ترامپ قانونی است و این اشتباه بزرگی بود اما اگر تلافی جویانه فرض می شد معلوم نبود كه د‌ر مورد‌ منع ورود‌ ورزشكاران كه تابع مقررات و تعهد‌ات د‌يگر ايران است، قابل د‌فاع و مصد‌اق د‌اشته باشد‌ و شايد‌ به همين د‌ليل هم فد‌راسيون بين‌المللي كشتي مي‌توانست ايران را از برگزاري اين مسابقات محروم كند‌. د‌ر هر حال نقد‌ حقوقي اين تصميم نيازمند‌ اظهارنظر كارشناسان حقوق بين‌الملل است.

نویسنده در نقد سیاسی تصمیم وزارت خارجه نوشته: اقد‌ام ترامپ د‌ر اصل و بيش از آنكه عليه ايران يا عراق و ساير كشورهاي ذكر شد‌ه د‌ر آن فرمان باشد‌، عليه بخش مهمي از جامعه امريكا بود‌. اگر هم د‌اد‌گاه‌هاي امريكايي آن را نقض كرد‌ه‌اند‌ يا مرد‌م امريكا و غرب با آن مخالفت مي‌كنند‌، ربطي به اين ند‌ارد‌ كه ترامپ ايرانيان را از اين حق يا امتياز محروم كرد‌ه است. بنابراين ترامپ د‌ر اين اقد‌ام بيش از اينكه رود‌رروي ايران قرار گيرد‌ رود‌رروي مرد‌م امريكا و غرب قرار گرفته است. عقل سليم اقتضا مي‌كند‌ كه د‌ر چنين شرايطي خود‌ را كنار بكشيم و اجازه ند‌هيم كه جهت اين رود‌ررويي تغيير كند‌. حتي بايد‌ اين رود‌ررويي را تشد‌يد‌ كنيم.

نویسنده مقاله اعتماد در نهایت نوشته وزارت خارجه متوجه این نکات بوده اما آنان به اين د‌ليل كه مي‌ترسند‌ د‌ر د‌اخل كشور از سوي برخي نيروها متهم به ترسو بود‌ن شوند‌ و لذا براي پرهيز از چنين اتهامي تن به تصميمي مي‌د‌هند‌ كه ظاهرش نمايانگر نوعي شجاعت و قاطعيت است ولي د‌ر واقعيت ماجرا ريشه د‌ر همان ترس بي‌مورد‌ي د‌ارد‌ كه از برخي نيروهاي د‌اخلي د‌ارند‌. اين ترس مانع جد‌ي د‌ر اتخاذ تصميمات د‌رست و تامين‌كنند‌ه منافع ملي مي‌شود‌.

آلمانی‌ها چی فکر کردند؟

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نقل کرده که دو نیروگاه هفت‌‌مگاواتی خورشیدی با همکاری شرکت آلمانی دایسک در همدان و در مدت شش ماه ساخته شد و به پایان رسید و بر آن افزوده کاملا معلوم است که آلمانی‌ها چه نقشه‌ای برای ما کشیده‌اند تا اقتصاد ما را به زمین بزنند. اول اعلام کردند این دو نیروگاه با سرمایه‌گذاری ۱۵‌ میلیون‌یورویی ساخته شده. این یعنی چی؟ توی ایران شما می‌روی یک پروژه تعریف می‌کنی یا برنده می‌شوی، بعد طوری کار می‌کنی که هرگز تمام نشود و بودجه‌اش هر سال افزایش یابد. کم‌کم در قانون ارث و میراث، خواهیم دید که مثلا پروژه ساخت سد فلان یا جاده بیسار از فلانی‌آقا رسید به آقازاده محترمشان.

طنزنویس افزوده: آلمانی‌ها واقعا خوره هستند. دوتا نیروگاه هفت‌مگاواتی را در کمتر از شش ماه تمام کردند. چرا؟ به این دلیل که همه پروژه‌های ما را بگیرند، ولی کور خواندند. آلمان نمی‌داند با این کار چندتا کارگر را از نان و آب‌خوردن انداخته؟ چندتا آقازاده را از نان و بوقلمون‌خوردن انداخته؟ به نظر ما همین پروژه ابدی- ازلی جاده تهران- شمال را باید به‌عنوان الگو قرار بدهیم.

شرق نوشته: در این پروژه نه‌تنها صدها کارگر و خانواده‌شان در این سال‌ها توانستند نان شبشان را تأمین کنند که ده‌ها آقازاده توانستند خودشان را شایسته‌سالاری کنند. اینها هیچی، این اواخر حتی کارگران چینی هم توی پروژه تهران- شمال منتفع شدند. بعد آلمان چی فکر کرده؟ توی شش ماه پروژه را تمام کند؟ شش بعدش چی؟

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شهروند

فرهنگ گمشده

علیرضا صدقی در سرمقاله ابتکار نوشته: فاجعه ساختمان پلاسکو چنان ابعاد وسیع و عظیمی داشت که گمان می‌رود تبعات ناشی از آن تا مدت‌ها بر روند تعاملات اجتماعی جامعه ایران اثر گذاشته و از گرمای آن کاسته نشود.بروز چنین وضعیتی به طور قطع می‌تواند زمینه‌های آسیب کلی در جامعه بحران‌زده ایران را بیش از پیش مهیا کرده و هر آن احتمال نوعی واکنش تلخ، سرد و سیاه را هشدار دهد. بدون هیچ تعارفی به نظر می‌رسد مدیران ارشد کشور باید به سرعت نسبت به ترمیم این ضایعه و کاستن از وجوه دردناک، دلهره‌آور و نگران‌کننده آن اقدام کنند.

نویسنده این مقاله با اشاره به این که شهرداری می توانست با یک عذرخواهی ساده از عوارض آن جلوگیری کند نوشته اما شهردار تهران حتی راضی به یک عذرخواهی کلامی هم نشد. مطالعه موارد مشابه در دیگر کشورها نشان می‌دهد بسیاری از مدیران بحران در چنین رخدادهایی سعی می‌کنند با پذیرش مسئولیت و تبیین مسئله به مثابه یک فضیلت اخلاق جمعی، سهم خود را در بروز فاجعه پذیرفته و به تشریح موضوع بپردازند. حال آن‌که این رویکرد در ایران وجود نداشته و مدیریت کلان، سعی دارد با فرافکنی، هزینه کردن سرمایه‌های تکرارناپذیر نظام، القای محیط احساسی بر فضا و بهره‌گیری از برخی مفاهیم و تعابیر پوپولیستی، کوچک‌ترین مسئولیتی را نپذیرند و هیچ سهمی برای خود در بروز چنین رخدادهایی قائل نشوند.

ابتکار در نهایت نوشته: شاید لازم باشد تا یک بار برای همیشه، به دور از منازعات سیاسی و جناحی و با تکیه بر اصول اخلاق جمعی، روش تازه‌ای در مواجهه با خطاها در ساختار مدیریتی کشور ایجاد شود. اصلی‌ترین راهبردی که می‌توان در این خصوص مدنظر قرار داد، بازخوانی پرونده‌هایی از این دست از منظر فرهنگی است. دگردیسی‌های فرهنگی و هویت‌بخشی به مدیران فارغ از جایگاه و عنوان مدیریتی، راهکاری اثربخش در نهادینه کردن فرهنگ «عذرخواهی» و «پذیرش مسئولیت» است.

شهروند در سرمقاله خود بعد از اشاره به رفتار شهرداری تهران در ماجرای پلاسکو خبر داده که ورامین موضوع تندتر است چرا که هفته گذشته معلوم شد که خانه ای در آن شهر فروریخته که در وسط شهر قرار داشت و مردم می دیدند که کنارش گودبرداری می شد که به شش متر رسید و سه نفر از ساکنان خانه زیر آوار جان دادند مادری و سه کودک. مثال دوم سقوط یک جوان نابینا از یک پل عابر پیاده است که برای تعمیر قسمتی از پل را برداشته بودند بی آن که آن را ببندند و یا عابران را متوجه کنند.

به نوشته شهروند از شهردار ورامین که ١٥‌سال است مسئولیت شهرداری ورامین را به عهده دارد، می‌خواهم که بگوید چرا مانعی بر سر راه این پل قرار نداده است؟ می‌گوید: حدود چهار ماه است عملیات عمرانی در میدان رازی آغاز و تمام تدابیر لازم هم اندیشیده شده و پیمانکار تمام مسائل ایمنی را در نظر گرفته است. من در صحنه نبودم، اما به گفته پیمانکار، نوار خطر روی پل بسته شده بود. البته باید بگویم ما سه‌بار در مورد مسائل امنیتی به این پیمانکار تذکر داده بودیم!»

روزنامه در نهایت نتیجه گیری کرده: به نظر مي‌رسد كه به هر جا برويم نحوه پاسخگويي برخي از دست‌اندركاران امور شهري به‌طور دقيق مشابه يكديگر است. آن‌جا هم سه‌بار به پيمانكار تذكر داده‌اند! مثل این‌جا، در ساختمان پلاسکو که ٧ بار تذکر داده‌اند. توجه مي‌كنيد به پيمانكاري كه هميشه جلوي كارفرما كه شهرداري باشد، دست به سينه مي‌ايستد و از يك مامور جزء آن هم هراس دارد،

من عذرخواهی نمی‌کنم

حق نشر عکس فرهیختگان
Image caption انتقاد وزیر بهداشت از سیگاری ها در جشنواره فجر - کارتون امیرحسین ضرغام، فرهیختگان

آیدین سیارسریع در صفحات طنز بی قانون نوشته: آن موقع که بچه بودم برایم سوال بود چرا دعواهای پدر و مادرم ساعت‌ها طول می‌کشد. گاهی آن‌قدر طول می‌کشید که وسطش آنتراکت می‌دادند و به ساعت‌هایشان نگاه می‌کردند و غرغرکنان می‌گفتند پس چرا این نماینده گینس نمیاد؟ و بعد دوباره دعوا را شروع می‌کردند. پارت دوم دعوا نیمه مربیان بود. یعنی از آن ور حسن آقا دوست بابا، پدر را کوچ (coach) می‌کرد و می‌گفت مبادا کوتاه بیایی، یک بار که به این زن‌ها رو بدی تا آخر عمر سوارتن. از آن طرف هم معصومه خانم مربی مادر در حالی که گوشه رینگ با آب معدنی و حوله‌ای بر دوش بازوهای مادر را ماساژ می‌داد، می‌گفت: خر نشی عذرخواهی کنی، تا آخرش برو من پشتتم!

طنزنویس اضافه کرده: وقتی به مدرسه رفتم دیدم شرایط فرق می‌کند. مثل خانه نبود که هیچ‌کس بابت اشتباهش از دیگری عذرخواهی نکند. حقیقتش اولین بار در مدرسه با فرهنگ عذرخواهی آشنا شدم. این را هم مدیون معلمم هستم که وقتی مساله ریاضی را نمی‌فهمیدم مکررا می‌زد پس کله‌ام و می‌گفت: بگو ببخشید. بعد من را پیش مدیر مدرسه برد و گفت: این بچه نمی‌فهمه! چیکار کنیم؟ مدیر گفت: تازه شهریه‌اش رو هم پرداخت نمی‌کنه! معلم یک بار دیگر زد پس سرم و گفت: بگو ببخشید! بعد با پدرم تماس گرفتند که بیاید و تکلیف مرا روشن کنند. پدر آمد. گفتند شهریه نداده‌اید. پدر که نمی‌توانست بگوید ندارم، به ناچار گفت آقای مدیر! ما اصلا خبر نداشتیم. این بچه هم که چیزی به ما نمیگه! بعد معلم یکی دیگر زد پس کله‌ام و گفت: چرا به بابات نگفتی؟ بگو ببخشید!

و بالاخره طنز بی قانون به این جا رسیده که: در آن روز فقط از نیروهای متفقین بابت شروع کردن جنگ جهانی دوم عذرخواهی نکردم. با این که معلم ما خیلی به ترویج فرهنگ عذرخواهی اعتقاد داشت وقتی یک بار خودش اشتباه کرد و یک درس را عمدا یا سهوا جا انداخت به جای عذرخواهی از همه ما یک نمره کم کرد و گفت می‌خواستم شما را امتحان کنم که ببينم حواس‌تان هست یا نه.بعد از دوران مدرسه دیگر این فرهنگ عذرخواهی در من نهادینه شد.

موضوعات مرتبط