روزنامه های تهران، اتفاق یا اختلاف بر سر مقابله با آمریکا

روزنامه های صبح امروز تهران، شنبه ۲۳ بهمن در صفحات اول خود با چاپ عکس هایی از مراسم دیروز سالگرد انقلاب تفسیرهای مختلفی درباره این ماجرا ارایه کرده اند. میانه روها و هواداران دولت از یک آشتی ملی نوشته اند و مقابله با تهدیدهای رییس جمهور جدید آمریکا، اصولگرایان و تندروها از حماسه حضور میلیونی در پاسخ به آمریکا نوشته و در عین حال از کسانی که سخن از آشتی ملی می گویند انتقاد کرده اند.

حق نشر عکس اعتماد

الهه كولايي در مقاله ای در اعتماد نوشته: حضور گسترده و تاثيرگذار مردم در خيابان‌هاي شهرهاي كوچك و بزرگ كشور ديروز بار ديگر ضرورت اقدامي مناسب براي انجام تعهدات از سوي نهادهاي قدرت براي برآورده كردن خواسته‌ها و مطالبات آنها را برجسته ساخت. ديروز حضور چشمگير مردم به كساني كه از سوي مردم انتخاب شده و در مديريت كشور نقش دارند، يادآور شد كه بايد بر محور قانون زمينه را براي برآورده ساختن خواسته‌هاي مردم فراهم سازند.

به نوشته این مقاله: از آنجا كه ظرفيت‌هاي قانوني مناسبي در اين مسير در كشور وجود دارد، تاكيد دوباره مردم بر دفاع از انقلابي كه با هزينه‌هاي گزاف در نزديك به چهار دهه گذشته، از آن پاسداري كرده‌اند و فراز و نشيب‌هاي بسياري را در راه اين پاسداري تجربه كرده‌اند، ضرورت تمركز بر بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي توسعه در كشور را براي صاحبان قدرت در همه سطوح گوشزد مي‌كند. مردم نشان دادند نه در برابر موانع و ناملايمات داخلي و نه در برابر تهديدهاي خارجي از تلاش خود براي تحقق بخشيدن به آرمان‌هاي انقلاب اسلامي منصرف نمي‌شوند.

مقاله اعتماد اضافه کرده: بار ديگر مردم در سالگرد انقلاب اسلامي به خيابان‌ها آمدند تا به همه صاحبان قدرت در همه سطوح يادآور شوند كه به عهدي كه با مردم بسته‌اند پايبند باشند و در مسير تامين نيازهاي همه‌جانبه مادي و معنوي آنها تلاش خود را به كار گيرند. گسترش عدالت، تامين نيازهاي همه‌جانبه مردم، ايجاد فرصت‌هاي برابر براي زندگي محترمانه آنها در عرصه‌هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي مي‌تواند در اين راستا راهگشا باشد و زمينه را براي تامين خواسته‌ها و مطالبات مردم مهيا كند.

زمینه اتحاد

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته: سال هاست که برخی سوتفاهم ها و نگرانی ها باعث ایجاد فاصله و شکاف میان بخش هایی از نخبگان سیاسی و حکومت شده است. این سوء تفاهم ها، گاه به قدری شدت می یابد که خشونت حاصل از آن هزینه کار سیاسی را سرسام آور می کند.

به نوشته این مقاله: نگاهی به ادبیات سیاسی در این چند سال نشان می دهد که گفتمان عمومی سیاست در این کشور، گفتمانی است که با ادبیات پاره ای از کنشگران سیاسی، با تکفیریون مرز واضحی ندارد. اینان رقیب سیاسی خود را مهمورالدم می دانند و به کمتر از مرگ و حذف او رضایت نمی دهند. سیاست را این چنین عرصه جام حذفی کردن، هزینه فعالیت سیاسی را بالا می برد و این عرصه را گرفتار خشونت می کند. برای یک بار هم که شده باید همه از الاغ شیطان پیاده شوند و به عقب بنگرند و ببینند که گرد و خاک این نزاع ویرانگر چقدر سر و صورت منافع ملی را خاکی کرده است.

سرمقاله ابتکار با اشاره به تهدیدهای ترامپ نوشته: هیچ گاه در این چند سال اینچنین «حس وحدت» به شهود فعالان سیاسی نرسیده بود. در واقع ظهور ترامپ و رفتار خیره رسانه اش تلنگری به ما بود که ممکن است هر لحظه دیوانه ای پیدا شود و منافع ملی ما را تهدید کند و ما هنوز در غفلت از آشتی ملی باشیم. مثل روز روشن است که آشتی ملی چقدر می تواند غرور ملی مان را مقابل این تهدیدات افزایش دهد.

امضای قانون منع ورود ایرانیان به آمریکا اقدام نژاد پرستانه و تحقیرآمیز است که البته می تواند انسجام ایرانیان در سراسر جهان را سبب شود. امروز بیش از هر زمان به همدلی ملی نیازمندیم. می توان با پاک کن «گذشت»، زمینه وحدت ملی را فراهم آورد.

حق نشر عکس قانون
Image caption تیتر و عکس صفحه اول قانون

هراس از جنگ بازی آمریکایی

کیهان در یادداشت روز خود با اشاره به همکاران تندرو دونالد ترامپ نوشته: بر این اساس می‌توان گفت دامن زدن به فضای «هراس از جنگ»، بازی رسانه‌ای ایالات متحده و هم‌پیمانانش برای تغییر محاسبات تصمیم‌سازان داخلی ایران است. بازی‌ای که شاید در برخی مواقع کفه ترازو را به نفع جریانات غربگرا و اهل مماشات داخلی که از قضا رابطه خوبی با اپوزیسیون‌های داخلی و خارجی دارند، سنگین کند و با کلید واژه «عقلانیت» فضایی برای احیای نفوذ از دست رفته آنان در بدنه اجتماع ایران فراهم کند.

به نوشته این مقاله: اگر در سال‌های گذشته با سایه موهوم جنگ محاسبات برخی مسئولین دولتی ایران تغییر کرد و به پذیرش توافقی نامتوازن با ایرادات ساختاری، موسوم به برجام تن دادند. حالا یک بار دیگر رئیس‌جمهور و دیگر دولتمردان آمریکا و اروپا با بازآفرینی فضای «هراس از جنگ» در یک خیمه‌شب‌بازی رسانه‌ای سعی در تحت تأثیر قرار دادن سیاست داخلی و خارجی ایران دارند.

محمد عماد اعرابی در ادامه مقاله کیهان نوشته: چنین نزاعی نشانه مثبتی است چرا که بیش از آنکه به چالشی برای جمهوری اسلامی تبدیل شود، آغازی برای پایان و فروپاشی ایالات متحده خواهد بود.

پيش‌نيازهاي آشتي ملي

علي شكوهي در اعتماد نوشته: اين روزها بحث آشتي ملي در محافل گوناگون مورد توجه است. طبعا آشتي ملي فرع بر وجود يك عزم مشترك براي اصلاح دروني مناسبات جريان‌هاي سياسي است، يعني اول بايد نيروهاي سياسي بپذيرند كه نحوه تنظيم مناسبات آنان خوب نيست و بايد براي آن فكري كرد. اگر اين امر پذيرفته شود در آن صورت براي تغيير مناسبات هم فكري خواهد شد و از جمله مي‌توان «آشتي ملي» را براي تنظيم مناسبات مطرح كرد.

به نوشته این مقاله: برخي از حوادث از جمله رخدادهاي سال ٨٨ شكاف ميان نيروهاي سياسي درون جبهه انقلاب را بسيار تشديد كرد و كار را به جايي رساند كه بخشي از حاكميت اقدام به يكدست كردن حكومت كرد و حذف كامل جريان مقابل را در دستور كار قرار داد. طبعا آن تحليلي كه مبناي اين‌گونه عملكردهاي معين شد، نمي‌تواند با مقوله آشتي ملي كنار بيايد بخشي از جريان اصلاح‌طلب هم كه تعارض اصلي خودش را با حاكميت عمده كرده و تجديدنظر اساسي در آرمان‌هاي انقلابي انجام داده است، نمي‌تواند با مفهوم آشتي ملي كنار بيايد.

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که: دشمن مشترك و تهديدهايي كه عليه نظام وجود دارد، عامل مناسبي براي نزديك شدن نيروهاي متعارض به يكديگر است. اگر هواپيماي دشمن بر فراز كشورمان به پرواز درآيد، تفاوتي ميان اصلاح‌طلب و اصولگرا قايل نخواهد شد.

دولتمردان مردم را بدون پاسخ گذاشته اند

محمد جواد اخوان در سرمقاله جوان نوشته: پيشرفت عزت‌مندانه ايران اسلامي، حق طبيعي مردم است و اكنون به‌خوبي روشن‌شده كه اتكا به نقطه‌هاي خيالي و دخيل بستن به كاخ‌سفيد، نتيجه‌اي جز «تقريباً هيچ» به دنبال نداشته است. حتي اگر از فرصت‌هاي گرانبهايي كه به دليل معطل كردن پيشرفت اقتصادي و اشتغال‌زايي براي جوانان اين مرزوبوم به بهانه اميد واهي به مذاكره از دست داده‌ايم، بگذريم، نمي‌توان پذيرفت كه همچنان مطالبات ملت انقلابي و نجيب را بي‌پاسخ بگذاريم. مطالبه ملت چيز زيادي نيست و درواقع چيزي جز حقوق ملت نيست. فقرزدايي، رفع محروميت‌ها، خدمت‌رساني، مبارزه با فساد و تبعيض، اشتغال‌آفريني براي جوانان بيكار و تحصيلكرده، كاهش آسيب‌هاي اجتماعي، عزت و اقتدار ملي و ثبات و امنيت اينها همه و همه شعارهايي است كه انقلاب اسلامي منادي آنها بوده و وظيفه همه مديران و مسئولان است كه در جهت تحقق آنها بكوشند.

به نوشته مقاله سپاه پاسداران: مديران و نخبگان اجرايي بايد بدانند كه در اتاق‌هاي شيشه‌اي و در منظر و در ديد مردم هستند، آنچه مي‌كنند و آنچه نمي‌كنند، از ديد مردم پنهان نمي‌ماند. اگر روزي بگوييم از ركود عبور كرده‌ايم و درعين‌حال خانواده‌اي با سفره‌اي كوچك‌تر از ديروز مواجه شود يا پدري كه نتواند اشك‌هايش را از فرزندان تحصيلكرده و بيكار خود پنهان كند، در واقع به اعتماد به مسئولان چوب حراج زده‌ايم. اگر روزي در مقابل به شهادت رسيدن ۵۰۰ ايراني در حج سكوت يا مماشات كرديم، شهروندان ايراني را از مسئولان خود نااميد كرده‌ايم.

اگر روزي تمام رسانه‌ها، هنرمندان و نخبگان را بسيج كرديم تا مردم را وادار به انصراف از دريافت يارانه ۴۵ هزارتوماني كنند و در روزي ديگر فيش حقوقي نجومي فلان مدير يا فساد نجومي برادر فلان شخصيت شناخته‌شده آشكار شد، چه جوابي به مردم داريم؟ اگر روزي از ساكن جديد كاخ‌سفيد قطع اميد كرديم و به‌جاي آن به كاخ اليزه دخيل بستيم، در واقع به مردم خود نشاني غلط داده‌ايم. اگر روزي وعده حل مشكلات در ۱۰۰روز را داديم و اينك پس از ۱۲۰۰ روز همچنان خبري از تحقق وعده‌ها نيست، در واقع جفاي بزرگي به مردم كرده‌ايم.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون عارف نیازی، قانون

چه شد بر کشور

محمد هدایتی در جهان صنعت نوشته: می‌گویند قرن بیستم قرن انقلاب‌ها بوده است‌‌. در هیچ دوره‌ای، نه این اندازه انقلاب رخ داده و نه اینچنین درباره‌اش صحبت شده است؛ درباره آرمان‌ها و ایده‌های انقلابی، سرنوشت آنها، تحولات بعدی‌شان‌‌. اینکه چه شد فرجام انقلاب‌ها‌، به اهداف دست یازیدند یا نه‌‌.

به نوشته این مقاله: پرسش از یک انقلاب، پرسش از اینکه آرمان‌ها و اهداف چه وضعیتی یافتند، نه پرسشی ضدانقلابی کاملا انقلابی است‌‌. پرسش‌کنندگان را نباید خطرناک پنداشت‌‌. در شرایط امکان مطرح کردن چنین پرسش‌ها و پاسخگویی به آنهاست که می‌توان به پویایی یک نظام سیاسی برآمده از یک انقلاب مردمی امیدوار بود‌.

و خلاصه این که: اگر کسی بپرسد، چرا ۳۸ سال پس از انقلابی که تحقق عدالت اجتماعی از اهداف اصلی‌اش بوده و گاه انقلاب مستضعفان خوانده شده است، بر مبنای گفته مسوولان، نزدیک به ۱۱ میلیون نفر حاشیه‌نشین وجود دارد‌‌. چنین پرسش‌هایی باید مطرح شود یا چرا سازوکارهای دموکراتیک، هنوز آنچنان نهادینه نشده‌اند‌‌. چراکه پایبندی به روح انقلاب در گرو بازگشت مدام و بحث درباره این شعارها، پیگیری آنها، بررسی موانع تحقق‌شان و تلاش جهت برطرف کردن گام به گام این موانع، اصلاح یا تغییر رویه‌هاست‌ و در واقع این به معنای انقلابی بودن است‌.

چرا به این جا رسیدیم

علیرضا خانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات با اشاره به کمبودهای کشور به کمبود امکانات و از جمله آب اشاره کرده و نوشته بحران آب روز به روز جدی‌تر می‌شود. به طوری که حتی در زمستان امسال، دولت مجبور شد به شماری از روستاها با تانکر آب‌ برساند. از حدود ۵۰ سال پیش تاکنون که جمعیت ۳۰ میلیونی کشور به بیش از ۸۰ میلیون نفر رسیده است، آب در این سرزمین همچنان مسأله است. در همین مدت برخی از کشورهایی که با بحران آب مواجه بودند توانستند بحران را به یاری تکنولوژی و مدیریت، حل کنند. بیش از ۶۰ درصد قنات‌های کویر مرکزی ایران خشکیده‌‌اند.

سردبیر اطلاعات اضافه کرده: در حوزه اجتماعی، به اذعان مسئولان، آسیب‌های اجتماعی عمیقی هست. در این باره بسیار سخن گفته شده است. فردگرایی، خودخواهی، بی‌تفاوتی نسبت به منافع ملی، بی‌اعتمادی، بی‌رغبتی به ازدواج، شدت یافتن طلاق، سست شدن کانون خانواده، فساد، انواع اعتیادهای سنتی و نوپدید، از جمله آسیب‌های اجتماعی گسترده است. بیش از سه میلیون معتاد داریم. فقر، کودکان کار و خیابان، فساد، بی‌خانمانی، بزهکاری، ناهنجاری‌های اجتماعی، آسیب‌های فضای مجازی و دیگر آسیب‌ها، هزینه هنگفتی به بنیان‌ نیروی انسانی و اخلاق و فرهنگ خانواده و جامعه تحمیل کرده است.

اقتصاد کشور کماکان بیمار است. مانند بیماری که مدام از اتاق عمل به ریکاوری و سی‌سی‌یو و بخش داخلی منتقل می‌شود و دوباره وضع بحرانی پیدا می‌کند و به اتاق عمل برمی‌گردد. می‌شد به ساختن و ماندن در فضای آبادانی اندیشید و از هزینه‌های کشور کاست.

آنچه هستیم و جایگاهی که اینک قرار داریم، حاصل عملکرد نسل‌های پیشین ماست و آنچه فردا، نسل‌های بعد با آن مواجه خواهند بود، حاصل عملکرد ماست. هزینه‌های بسیار هنگفتی برای تجربه‌های کنونی صرف کرده‌ایم، اینک اگر از این تجربه‌ها درس نگیریم، همه هزینه‌ها و سرمایه‌های نسل‌های پیشین تباه می‌شود.

حسین بکایی در مقاله ای در شرق نوشته: در روزهای نخست شروع به کار دولت تازه آمریکا رئیس‌جمهور تازه به تخت نشسته فرمانی صادر کرد و به بهانه امنیت آمریکا انسان‌هایی را از اهالی هفت کشور از ورود به آمریکا منع کرد. یکی از این کشورها ایران است. ایران بالغ بر ٨٠ میلیون نفر جمعیت دارد و نزدیک به ١٠ میلیون ایرانی به دلایل مختلف سال‌هاست که در خارج از ایران زندگی می‌کنند. اینکه دولت ایران چه باید بکند و چه می‌تواند بکند، کار سیاست‌مداران است و در تخصص ملت نیست.

نویسنده در ضمن ابراز نظر کرده که: با همه محدودیت‌هایي كه پیش‌روی حرکت‌های مدنی است، ملت ایران توانسته است به اشکال مختلف حضور فرهنگی و انسانی خود را به جهانیان نشان دهد و در صحنه نمایش و حضور جهانی، در دیدرس باشد. اهدای جایزه نوبل به يك ايراني، حضور فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های جهانی، نام‌گذاری سال ٢٠٠١ به نام سال گفت‌وگوی تمدن‌ها بنا بر پیشنهاد رئیس‌جمهور وقت ایران، نام‌آوری وزیر امور خارجه ایران به‌عنوان دیپلمات کارآزموده و... در کنار نمونه‌های دیگر دلایل این حضور است.

ما مردم‌ایم و ما باید به فکر هم و پشتیبان هم باشیم. پشتیبان ایرانیان ساکن خارج از ایران و ایرانیان داخل کشور. پشتیبان همه آنها که از این تصمیم آزار می‌بینند و آنهایی که ممکن است در سال‌های بسیار دور تحت‌تأثیر این تصمیم قرار بگیرند. ما مردم‌ایم و آنچه ما مردم ایران، از نهادهای مدنی گرفته تا سازمان‌های فرهنگی، آنچه از سلیبریتی‌ها گرفته تا اهل علم و دانش، از ساکنان آمریکا در ناسا گرفته تا ساکنان اروپا و آسیا و داخل کشور، می‌توانیم انجام دهیم، هیچ دولتی نمی‌تواند انجام دهد.

اولین مراسم اهدای سیمرغ به مسئولان

حق نشر عکس شهرونگ
Image caption کارتون نازنین جمشیدی شهرونگ

پدرام ابراهيمى در هیاتی که خودش دبیر آن است که به خوب و بد جشنواره جشن فجر پرداخته و نوشته: بیایید کمی منصف باشیم. هنرمندها سیمرغ می‌گیرن، ورزشکارها مدال می‌گیرن، اون‌وقت سیاستمداران و مسئولان همه‌اش خدمت خدمت خدمت خدمت. آخرش هم می‌گیم فلانی خورد و برد. ولی ما در اصل ملت حق‌شناسی هستیم و امروز تصمیم گرفتیم طی ستون باشکوهی، از عملکرد یک سال اخیر مسئولان، با اهدای سیمرغ و لوح تقدیر، تشکر کنیم. ترکیب هیات داوران: پدرام ابراهیمی. (این‌جوری کمی یک‌دست‌تره.)

سیمرغ بلورین بهترین عکس تعلق می‌گیرد به «پرستار خوش‌زاویه» برای عکس فیلم «من از پهلوان عباس جدیدی عکس گرفتم، نگو ایشون دکتر هم بود!»/هیات داوران هیچ مسئولی را شایسته گرفتن سیمرغ ندانست چون همه خودشان هستند. گریم مِریم نداریم./سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه اهدا می‌شود به سازندگان اخبار بیست و سی برای فیلم «تو دنیا فقط ما خوبیم. اونم نه همه ما بلکه فقط خود ما»/سیمرغ اَلماسین بهترین صدابرداری تعلق می‌گیرد به صدابرداران صدا و سیمایی مراسم تشییع پیکر هاشمی برای فیلم «پخش صدای بیست نفر از بین دو میلیون نفر»/سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد تعلق می‌گیرد به: «همسر دکتر روحانی» برای بازی در فیلم «خودت برو. من خونه کار دارم».

در ادامه ستون طنز قانون آمده: سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد تعلق می‌گیرد به: «میم. خ» برای فیلم تَکراریِ «ممنوع می‌شوم پس هستم»/سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن، پس گرفته می‌شود از: «مینو خالقی» برای بازی در «بدون تاریخ، بدون مبنای قانونی، بدون امضا»/ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن و مرد در بخش بین‌المللی تعلق می‌گیرد به «دونالد ترامپ» برای بازی در فیلم «دِ مجیک آو هزاره سوم» (البته خیلی مقوا بازی کرد ولی خب با ارفاق)/سیمرغ ضخیم‌ترین موی دماغ با تقدیر از علی مطهری می‌رسد به: «محمود صادقی» برای فیلم «مردی که زیاد می‌پرسید» / جایزه ویژه بهترین زوج هنری از نگاه انجمن ویلاداران و باغچه‌داران مرکز: «چمران-‌ قالیباف» و لوح ویژه انجمن تشک خوش‌خواب.

موضوعات مرتبط