روزنامه های تهران، اسکار در هالیوود و نامه به واشنگتن

روزنامه های صبح دوشنبه (۹ اسفند) تهران از آن جا که ساعتی پیش از آغاز مراسم اسکار ۲۰۱۷ منتشر شده اند خبری از سرنوشت جایزه اسکار فیلم خارجی نداشته اند اما در صفحات هنری خود به فیلم فروشنده و حرکات های اعتراضی اصغر فرهادی و تایید وی توسط افکارعمومی جهان و هنرمندان مشهور خبر داده اند.

نامه محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق به دونالد ترامپ رئیس جمهور جنجالی آمریکا نیز در روزنامه های مستقل و اصلاح طلب انعکاس وسیعی دارد. اصولگرایان و هواداران آقای احمدی نژاد درباره این اقدام سکوت کرده اند.

حق نشر عکس Hamdeli
Image caption تیتر و عکس صفحه اول همدلی

اسکار زیر سایه فروشنده

همدلی در گزارش اصلی خود نوشته: شامگاه دیروز و ساعاتی مانده به آغاز مراسم اسکار، میدان ترافالگار لندن به بزرگترین سینمای روباز این شهر تبدیل ‌شد تا نمایش فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی با حضور «صادق خان» شهردار لندن و نامداران سینمای بریتانیا، از جمله مایک لی، کارگردان برنده نخل طلا به صحنه‌ای نمادین برای اعتراض به قانون جدید مهاجرتی ترامپ تبدیل شود و مراسم اصل اسکار را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. صادق خان، شهردار پاکستانی‌الاصل لندن به همراه لیلی کول هنرپیشه، کتی ولیسون تهیه کننده، و مارک دان کارگردان، برگزاری این نمایش را ترتیب دادند.

صادق‌خان در جمع تماشاگران در میدان ترافالگار تاکید کرد:«می‌خواهم دنیا بداند که ما در کنار اصغر فرهادی کارگردان ایرانی و تمام آنهایی که به خاطر نژادشان مورد تبعیض قرار گرفته‌اند، ایستاده‌ایم. ما در شهری زندگی می‌کنیم که درهایش به روی تمام مردم دنیا باز است. چه ایرانی چه عراقی، به لندن خوش آمدید.»صادق خان تصریح کرد: «در اینجا (لندن) مردان و زنان مسیحی، مسلمان، بودیسم، بی‌دین و ... در کنار زندگی می‌کنند و پیام ما به دنیا این است که درهای لندن برروی همه باز است چرا که اینها زمینه موفقیت شهر ما بوده‌اند.

روزنامه ایران مقاله ای از جواد ظریف وزیر خارجه را با عنوان «حرف فرهادی، سخن ماست» در صفحه اول خود منعکس کرده که در بخشی از آن آمده: اصغر فرهادی فیلمساز شناخته شده کشورمان با ساخت آثار قابل تأمل در چارچوب مقررات رسمی کشور، نقشی انکارناپذیر در درخشش نام ایران در جهان داشته است. تصمیم او و سرکار خانم ترانه علیدوستی برای عدم حضور در مراسم اسکار امسال و نشان دادن اعتراض‌شان به دولتمردان امریکا سبب شد تا اثرِ رفتار افراطیون امریکایی برای بسیاری از هنرمندان و دیگر ملت‌ها روشن شود.

مقاله وزیر خارجه اشاره کرده: دو هنرمندی که در ایران مشغول فعالیت هستند و به شکلی دیگر سخن ملت ما را که صلح، شرافت و غیرت ملی است منعکس کردند. حالا اتحاد کم‌نظیری را در حمایت از فرهادی و مخالفت با اراده دور از منطقِ دولتمردان تازه روی کارآمده امریکا شاهد هستیم که ظاهراً هنوز نمی‌دانند جهانِ امروز از ممنوعیت‌ها و دیوار کشیدن‌ها عبور کرده است.

به نوشته مقاله روزنامه ایران: اصغر فرهادی و دست‌اندرکاران «فروشنده» اسکار را به دست آورند یا نه، دست‌شان خالی نخواهد بود؛ آنها همان حرفی را زدند که سخن ماست؛ و آن هم جست‌و‌جوی صلح و نفرت از کینه‌توزی و جنگ‌افروزی است. این صدا با صدای مردم جهان در برابر سیاست‌های بدخواهانه، یکی شده است. آنها با اطمینان و ایمان، ادعاهای گزاف دولت امریکا را برای بسیاری از مردم جهان روشن کردند که این دستاورد کمی نیست.

زهر مار!

در صفحه طنز شهرونگ از قول فیروز نادری پس از مراسم اسکار نوشته شده: گزیده‌ای از سخنانم در فضای مجازی را برای اسکار انتخاب کرده بودم. انوشه انصاری نیز گفته: می‌خواستم با لباس فضانوردی به مراسم بیایم که چشم همه دربیاید! از سوی دیگر مسعود فراستی گفته: اصغر فرهادی اگر غیرت داشت، من و ده‌نمکی و بهروز را به اسکار می‌فرستاد، نه اون دو تا آدم فضایی را و ترانه علیدوستی افزوده: زهر مار!

حق نشر عکس Etemad
Image caption کارتون علیرضا پاکدل، اعتماد

سرنوشت مبهم یک نبرد

متین مسلم در مقاله ای در آفتاب یزد نوشته: شرایط نظامی و شدت جنگی که در موصل جریان دارد، از دو جنبه حائز اهمیت فوق‌العاده‌ای است. از جنبه تحلیل نظامی، بی شک عملیات ارتش عراق در باز پس گیری این شهر استراتژیک موقعیت برتری به دولت عراق و نیز دست بالاتری به ارتش این کشور در نبردهای آتی خواهد داد. ارتش عراق که حدود دو سال و نیم پیش

در یک افتضاح عجیب نظامی موصل را تخلیه و آن را دودستی تقدیم داعش کرد، به این نتیجه رسید که جز با پس گیری کامل موصل و جبران روانی اقدام خود نزد افکار عمومی، قادر به ایفای نقشی که در مبارزه با تروریسم و تامین امنیت برای خود قائل شده نخواهد بود.

نویسنده گمانه زنی کرده که اگر: تروریست‌ها‌ اگر قرار باشد تغییر ماهیت بدهند (که به احتمال قوی خواهند داد) و خودرا در میان غیرنظامیان جا بزنند، تکلیف مردم بی‌گناه و امنیت آنها چیست؟ اعضای داعش که همچون تروریست‌ها‌ی القاعده و طالبان‌نشان داده اند هیچ حد و مرزی برای ارتکاب جنایات جنگی قائل نیستند به احتمال‌قوی دست به عملیاتی خونین در مناطق آزاد شده و کشتار مردم خواهند زد که از‌هم اکنون و بالقوه موجب نگرانی است. ترکیب بزرگ جمعیتی مناطق آزاد شده بی‌شک‌راه شناسایی و به دام انداختن آنها را بسیار مشکل خواهد کرد و ما را دربرابر‌این سوال قرار می‌دهد که آیا پایان عملیات آزاد سازی موصل الزاما به معنای‌خاتمه جنگ خواهد بود؟

در انتهای مقاله آفتاب یزد آمده: داعش ممکن است در عمل نهایی ساختار فرماندهی خود را از مناطق آزاد شده به دیگر مناطق مثلا شمال سوریه انتقال دهد، اما بی شک بخشی از نیروهای خود را در این مناطق برای حفظ ناامنی نگه خواهد داشت. به همین دلیل نتیجه نهایی جنگ، احتمالا عراق را درموقعیتی قرار خواهد داد که نمی توان آن را وضعیت نهایی توصیف کرد. این وضعیت نهایی البته تنها به آنچه به داعش مربوط می‌شود محدود نیست.

در انتظار یک انتخابات چندقطبی؟!

علی شکوهی در مقاله ای در اعتماد نوشته: فضای سیاسی در حال انتخاباتی شدن است. البته حق این بود که از یک سال قبل جریان‌های سیاسی کشور در این زمینه فعال می‌شدند ولی از ضعف‌های بارز فضای سیاسی و انتخاباتی کشور ما همین است که در آن احزاب سیاسی قدرتمند فعال نیستند و انتخابات با ساختار حزبی و رقابت‌های مبتنی بر برنامه پیش نمی‌رود.

نویسنده در انتخابات سال ٩٦ چند وضعیت را متصور دانسته: انتخاباتی که برنده آن از قبل معلوم است به این معنا که رییس‌جمهوری کنونی برای دور بعد رقیب جدی نداشته باشد و مردم هم عملا او را بر دیگران ترجیح دهند و رای آوردن وی قطعی باشد. رییس‌جمهوری کنونی به هر دلیلی در صحنه نباشد، همه جریان‌های مخالف دولت و رییس‌جمهوری کنونی با هم متحد شده و یک نامزد را معرفی ‌کنند و در نتیجه یک انتخابات دوقطبی میان رییس‌جمهوری کنونی با رقیب مورد توافق جریان مخالف برگزار شود.

از دیگر احتمالات مقاله اعتماد این هاست: یک انتخابات چندقطبی برگزار شود با در درون جبهه اصلاحات و اعتدال‌گرایان بر سر حمایت از روحانی توافق شود اما در جبهه اصولگرایان اختلافات بروز کرده و نامزدهای متعددی وارد رقابت بشوند.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون کریم حسن زاده، شهروند

حکایت عجیب یک نامه

ابتکار در گزارش اصلی خود نوشته: محمود احمدی‌نژاد باز هم دست به قلم شد. بعد از نامه‌هایی به چهره‌هایی از بان کی مون دبیر کل سابق سازمان ملل متحد گرفته تا باراک اوباما، رئیس‌جمهوری پیشین ایالات متحده آمریکا، این بار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری جدید آمریکا مخاطب نامه‌های رئیس‌جمهوری پیشین ایران قرار گرفته است. نامه‌ای از یک چهره به چهره دیگر که بسیاری از کارشناسان در ایران و جهان آن دو را بارها با یکدیگر مقایسه کرده و از جهات گوناگون شبیه دانسته‌اند؛ نکته‌ای که شاید بی ارتباط به ایجاد چنین جاذبه‌ای نزد احمدی‌نژاد برای نامه‌نگاری به ترامپ نباشد.

به نوشته این گزارش: دونالد ترامپ در حالی نامه محمود احمدی‌نژاد را در ۳۳۶۲ کلمه به زبان فارسی و ۳۴۴۵ کلمه به زبان انگلیسی در ۱۳ صفحه دریافت می‌کند که به مشاورانش در کاخ سفید دستور داده است گزارش‌های روزانه را در بیش از یک صفحه تنظیم نکنند، چرا که حوصله خواندن آن‌ها را ندارد. با این حال احمدی‌نژاد بسیار امیدوار است که ترامپ نامه‌اش را بخواند. او در پایان نامه نوشته است: «امیدوارم از طولانی شدن نامه که اقتضای یک صحبت اساسی و سازنده است خسته نشده باشید».

در ادامه گزارش ابتکار آمده: در ترجمه انگلیسی کل عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم؛ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی خاتم الانبیاء و المرسلین محمدالمصطفی(ص) و اهل بیته الطاهرین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین و الصالحین؛ اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه» ترجمه شده است.

همچنین زیرامضای همیشگی محمود احمدی‌نژاد یعنی «خادم ملت ایران» به عبارت I- service of the Irania- nation ترجمه شده است که در انگلیسی مفهوم خاصی ندارد.

معصومه حاجی ‌ابوالحسن در مقاله ای در وقایع اتفاقیه نوشته: احمدی‌نژاد هنوز هم می‌تواند کارهای عجیب کند با این تفاوت که حالا او در رأس قدرت نیست و کسی وحشتی از اقدامات غیرمعمول او ندارد. این طرفدار نامه‌نگاری به چهره‌های سیاسی مطرح جهان، در کارنامه خود، سابقه ارسال نامه به جورج بوش، باراک اوباما، نیکلا سارکوزی، آنگلا مرکل و همچنین پاپ‌بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک‌های جهان را دارد و آخرین نامه احمدی‌نژاد، خطاب به مقام معظم رهبری و به‌منظور علنی‌کردن توصیه ایشان به شرکت‌نکردن در انتخابات ریاست‌جمهوری بود اما آخرین تلاش‌های احمدی‌نژاد برای برقراری رابطه یکطرفه با سیاستمداران، دیروز انجام شد.

به نوشته این مقاله: نامه‌ای که او روز گذشته، خطاب به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری جنجالی آمریکا منتشر کرد، با توجه به سوابق و کاراکتر احمدی‌نژاد، اتفاق عجیبی نبود. نامه‌ای که منتشر شد و شاید بتواند، زخم خودشیفتگی‌اش را التیام دهد. این کاراکتر که تمایل شدیدی به دیده‌شدن دارد، در دوران ریاست‌جمهوری‌اش از هر فرصتی برای دیده‌شدن، مثل سخنرانی در دانشگاه کلمبیا و نشستن و عکس‌گرفتن زیر پرچم شورای همکاری خلیج‌فارس با نام جعلی آن استفاده کرده بود، حالا حدود چهارسال است که فرصت‌های زیادی برای نمایش ندارد اما این‌بار مخاطب نامه احمدی‌نژاد، کسی است که از نظر بسیاری از تحلیلگران مسائل بین‌الملل، وجوهی از تشابهات میان شخصیت و نوع کنش‌های سیاسی آنان وجود دارد.

مقاله وقایع اتفاقیه اضافه کرده: از تفاوت‌های ظاهری ترامپ و احمدی‌نژاد که بگذریم، هر دوی آنها از روش‌های مشابهی برای جلب آرا و رسیدن به قدرت استفاده می‌کنند. احمدی‌نژاد حتی در بخشی از نامه، خودش را با ترامپ، به‌طور یکسان مورد خطاب قرار داده و می‌نویسد: «من و شما نیز مانند دیگر انسان‌ها، بنده و مخلوق خداوند یگانه هستیم و برای زندگی جاوید، خلق شده‌ایم.» این دو نفر، صدق گفتارشان را به مردم ارجاع می‌دهند و خودشان را نماینده «همه» ملتشان می‌دانند.

غیرقابل پیش بینی

همدلی زیر عنوان غیرقابل پیش بینی نوشته: اگر این روزها دونالد ترامپ در آمریکا غیرقابل پیش‌بینی است و برخی اقدامات ناگهانی او را با محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور سابق ایران مقایسه می‌کنند، در این طرف اما محمود احمدی‌نژاد تصمیم گرفته است، حالا که دیگر رئیس جمهور نیست، به موجودی قابل پیش‌بینی تبدیل شود.

به نوشته این روزنامه: رفتار دولت سابق دیگر کسی را غافلگیر نمی‌کند. همه می‌دانستند که او برای انتخابات برنامه دارد و داشت. اما پس از آن که با نهی رهبری مواجه شد، بسیاری می‌دانستند، تا نهی رهبری رسانه‌ای نشود، او به کارزار انتخاباتی خود ادامه می‌دهد و داد تا اینکه رهبر انقلاب «از پشت بلندگو» نهی از نامزدی او را اعلام کرد. باز هم پیش‌بینی می‌شد که او مانند دوره قبل که دست مشایی را گرفت و به وزارت کشور برد و برای نامزدی در انتخابات نام‌نویسی‌اش کرد، حرکتی مشابه انجام بدهد که تنها چند روز پس از نامه احمدی‌نژاد مبنی بر عدم حمایت از کسی در انتخابات، نامه نامزدی حمید بقایی دست راست او در دولت دهم منتشر شد که با همان ادبیات احمدی‌نژاد اعلام کرد نامزد انتخابات می‌شود و کمتر کسی این موضوع را بدون تصمیم‌گیری محمود احمدی‌نژاد ارزیابی می‌کند.

طنزنویسان و نامه به ترامپ

طنزنویسان و کارتونیست ها نیز امروز بسیار به احمدی نژاد پرداخته اند. میترا زمانی در ستون طنز جهان صنعت نوشتته: دونالد جان سلام‌! امیدوارم خوب باشی‌. اگر از احوال من پرسیده باشی ملالی نیست‌. دفعات قبل با یک هواپیمای دربستی کل فک و فامیل را می‌آوردیم نیویورک و صفا داشت‌. الان چند سالی هست دیگر این قبیل فرصت‌ها دست نمی‌دهد ولی بچه‌ها فیلمش را گرفته‌اند و چند وقت یکبار دور هم جمع می‌شویم و فیلم را می‌بینیم و یادی از خاطرات دوستانی می‌کنیم که الان به هردلیلی دیگر در کنار ما نیستند‌.

مثلا به یکی مرخصی ندادند‌. یکی مرخصی گرفته ترجیح می‌دهد با خانواده‌اش باشد‌. یکی قهر کرده و گله دارد که چرا برایم طی این مدت زندان کمپوت نیاوردی و نیامدی بازدید‌! می‌بینی دونالد جان؟ دستت را تا عسل هم بکنی توی دهان بعضی‌ها فقط گاز می‌گیرند‌ اما اصل نامه‌. ببین بچه خوبی باش‌. شیطنت نکن‌. نامردی نکن‌. دودره بازی نکن‌. پسر خوبی باش‌. از دیوار مردم بالا نرو‌. سعی کن در تمام این مدت پسر خوبی باشی و عدالت محوری کنی‌. این طرح دیوارت را هم پسندیدم فقط اسمش را بگذار دیوار مهر‌. راستی اگر وام هم بدی، بخش‌خصوصی برایت دو روزه دیوار می‌سازد مثل هلو‌!

باید بدویی تا به ما برسی ترامپ!

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: رئیس جمهوری اسبق ما یک نامه به رئیس جمهوری فعلی امریکا نوشته، انگار رئیس جمهوری اسبق امریکا به رئیس جمهوری فعلی ما نامه بنویسد. این هفتصد و دوازدهمین نامه این بزرگوار به رؤسای جمهور امریکاست که تعداد آنها دارد از سال‌های گذشته از کشف قاره امریکا توسط کریستوف کلمب هم بیشتر می‌شود

به نوشته این طنزنویس: دکتر احمدی‌نژاد حتی برای جورج واشنگتن هم نامه نوشته منتها نامبرده در قید حیات نیست و نامه را به ندیده‌اش داده‌اند.اینکه یک دولتی هشت سال خودش نقش سازمان برنامه بودجه و فروش آثار باستانی را برعهده بگیرد اشکالی ندارد. اما اینکه نقش وزارت امور خارجه دولت بعد را هم به عهده بگیرد قطعاً اضافه‌های مهرورزی و خدمت‌رسانی و عدالت پروری در دولت سابق است که روی دست عزیزان باقی مانده.

حق نشر عکس Noavaran
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران