روزنامه های تهران، افتخار اسکارهای اصغر فرهادی و منقدانش

  • 28 فوریه 2017 - 10 اسفند 1395

روزنامه های مستقل و هوادار دولت در تیترهای اصلی و مقالات و گزارش های خود از پیروزی اصغرفرهادی در کسب دومین اسکار خود به عنوان پیروزی ایرانیان در لحظات حساس تاریخ خود یاد کرده و آن را نوعی مبارزه با نگاه جزم اندیشان به کشورهایی مانند ایران دانسته اند.

روزنامه های تندرو و مخالف دولت در همین زمان جایزه اصغر فرهادی را سیاسی و از اثر تدابیر دونالد ترامپ دانسته و حتی با اشاره به حضور یک سرمایه گذاری قطری در میان سرمایه گذاران فیلم فروشنده جایزه اسکار را تحت تاثیر نفوذ دولت قطر دانسته اند.

در منطقه موثرست

حق نشر عکس ایران
Image caption تیتر و طرح حسین صافی، ایران

پرویز پیران در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: حالا آقای اصغر فرهادی با کسب دو اسکار در بین کارگردانان بسیار مطرح جهان قرار گرفته است. اتفاقی بسیار مبارک بویژه در این شرایط. باید توجه کرد که از لحظه نامزدی این جایزه، انواع گفت‌و‌گو‌ها و تحلیل‌ها به نفع ایران رو به فزونی نهاد و بر وجهه اجتماعی و فرهنگی ایران افزود. در نتیجه، برای مردم جهان پرسشی مطرح می‌شود که آیا می‌توان انگ‌هایی را که برخی دولتمردان و گروهی از رسانه‌های غربی به ایران می‌زنند براستی باور کرد؟

آیا جامعه‌ای که قادر به تولید و ساخت آثار ارزنده فرهنگی است و از این زاویه قادر به مطرح شدن در سطح جهانی است، همزمان می تواند چنان تصویری داشته باشد که گروه‌های یاد شده به نمایش می‌گذارند؟برنده شدن و کسبِ اسکار، به کف آوردن این شایستگی، در بین فرهیختگان جهان، حداقل برخی تهمت‌ها و توهین‌ها را مورد تردید قرار می دهد و جایگاه بهتری به ایران می‌بخشد و پیام صلح دوستی و غنای فرهنگی ایران را برجسته می‌کند.

هنر در مواقعی قادر است جنبه خنثی‌کننده سیاست‌های منفی را داشته باشد و شرایط واقعی جامعه‌ای را به شکل مهمی برجسته کند. در شرایطی که مشکلات اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی قابل ملاحظه‌ای وجود دارد، هنر غرور ملی را تقویت می‌کند و به امکان شکل‌گیری عزم ملی که راهبرد حیاتی کنونی ایران است و برای حل بسیاری از مشکلات، حیاتی است، یاری تعیین‌کننده و ارزنده‌ای رساند. این اتفاق خجسته همچنین نمی‌تواند در منطقه نیز، بی‌تأثیر باشد.

مخالف‌خوانی

نغمه ثمینی در مقاله ای در شرق نوشته: تا چند وقت پیش خیال می‌کردم ما ایرانی‌ها در بعضی نقاط فکری، بی‌اماواگر مشترکیم. مثلا یکی‌اش همین فرمان ترامپ که خیال می‌کردم ایرانی در جهان نیست که این فرمان را تحقیرآمیز و پوک و پوچ نداند. اما با کمی گشت‌وگذار در فضایِ مجازی دریافتم که آن حالت غیرقابل‌تحملِ مخالف‌خوانی با هر بها و بهانه‌ای، حتی در این نقطه اشتراکِ واضح و مبرهن نیز فعال شده است. برخی از ایرانی‌های مقیم آمریکا نوشته بودند که خیلی هم این فرمان ترامپ خوب است. برخی ایرانی‌های داخل نوشته بودند دودش برود به چشم اغنیایِ گرین‌کارت‌دار! ما که از هفت‌دولت آزادیم.

این فیلمنامه و داستان نویس ادامه داده: این یادداشت کوتاه را در واقع انگار دارم برایِ آن مخالف‌خوان‌های جهان مجازی می‌نویسم که از همین حالا و چه‌بسا از دیشب بازی را شروع کرده‌اند. می‌خواهم بگویم من درک می‌کنم و می‌پذیرم که این فیلم را بهترین اثر سازنده‌اش ندانیم و نقدهایی بر آن وارد کنیم. من درک می‌کنم و می‌پذیرم که به مراسم اسکار اعتماد نکنیم و حواسمان به پشت‌پرده‌های احتمالی‌اش باشد.

مقاله شرق افزوده: اما درک نمی‌کنم و نمی‌پذیرم که چطور می‌شود این جایزه را یک اتفاق بزرگ و ویژه و بسیار مثبت در وضعیتِ سرزمین ما ندانست، وقتی می‌تواند جنگ محتملی را در نطفه خفه کند و احتمالش را پايين بياورد: حمله به سرزمين مردمی که سینمایش این‌طور پیشرفته و جهان‌گیر است ممکن نیست. یا دستِ‌کم به‌آسانیِ حمله به سرزمینی نیست که هیچ بروز فرهنگی در جهان ندارد. این جایزه می‌تواند به صاحبان قدرت بگوید که هنوز هنر بی‌مرز است و هنوز از سیاست جلو می‌زند.

اتفاق بزرگ

محمود کلاری در مقاله ای در شرق نوشته: دومين جايزه آكادمى علوم سينمايى، بعد از پنج سال براي اصغر فرهادى و سينماى كشورمان از آن‌گونه دستاوردهايي است كه كشورهاى پيشرفته صنعتى كه صاحب تاريخ درخشان و پيشينه مؤثر در عرصه سينما هستند مثل آلمان و فرانسه براى دستيابى به آن هرساله بودجه‌هاى كلانى هزينه مي‌كنند.براساس ارزيابى‌ها چند برابر جمعيتى كه مراسم اسكار را به‌طور زنده تماشا كرده‌اند، در هفته جارى تحليل، تفسير و خبر آن را از طريق مطبوعات و وسايل گوناگون ارتباط‌جمعى در سراسر جهان نظاره‌گر خواهند بود.

به نوشته این فیلمبردار قدیمی: اين اتفاق بزرگي است؛ اين را براى آنهايى مي‌گويم كه به‌ دليل جناح‌بندى‌هاى سياسى كه مطلقا با روح و ذات هنرى اين پديده همخوانى ندارد، به اشكال مختلف و با بهانه‌جويى‌هاى بى‌اساس سعى مي‌كنند ارزش‌هاى بى‌ترديد اين واقعه مهم را زير سؤال ببرند و از ارزش‌هاى آن بكاهند!!به گمانم حتى اگر صرفا از بعد سياسى هم به اين رخداد بى‌سابقه بي‌طرفانه نگاه شود، اهميت كاربرد كم‌نظير آن در دنياى سياست نيز قابل مشاهده خواهد بود.بيش از يك ميليارد نفر در سراسر جهان بيانيه معترضانه يك فيلم‌ساز ايرانى را در نقد و نفى سياست‌هاى نژادپرستانه و جنگ‌طلبانه رئيس‌جمهور تازه به مسند نشسته آمريكا (ترامپ) از تريبونى در همان كشور شنيدند و در تأييد آن به ابراز احساسات پرداختند؛ اين واقعا اتفاق بزرگي است در ابعاد ملی.

حق نشر عکس شرق
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

ترامپ به فرهادی باخت

اميرحسين علم‌الهدي در مقاله ای در وقایع اتفاقیه نوشته: چرا بايد دومين جايزه اسکار فرهادي را از منظر ديگري ارزيابي کنيم و آن را فقط به‌عنوان يک جايزه مهم سينمايي ندانيم؟ طبيعي است که در عصري زندگي مي‌کنيم که سايه سياست در تمام شئونات انسان‌ها سايه افکنده است و در اين بازار مکاره، تنها موضوعي که توان رقابت با اين سايه شوم را دارد «هنر» است ولاغير و رفتاري که اصغر فرهادي در قبال فرمان تحقيرآميز ترامپ کرد را بايد به‌عنوان هوشمندانه‌ترين اقدام يک هنرمند به يک فرمان رجل سياسي دانست و توانست رئيس‌جمهوري را تحقير کند که داعيه فرمانروايي بر جهان را دارد!

به نوشته این مقاله: در زماني که سياست نتواند قفل‌ها را بگشايد و سياستمداران، خود را متکلم‌وحده بدانند، طبيعتا اين هنر است که مي‌تواند هرقفلي را براساس احترام به شعور مردم (برعکس رفتار پرطمطراق اما پوچ برخي از سياستمداران) باز کند و فروشنده و کارگردان خوش‌قريحه آن توانستند با هوشياري مثال‌زدني کاري کنند کارستان و توانستند رئيس‌جمهوري را «کيش و مات» کنند که خود را به‌عنوان ناجي آمريکايي‌ها و البته جهان مي‌داند و اين ادعا در حالي است که «صياد» چنان در هوشياري «صيد»ش گرفتار شد (آن هم در کشور خود) که بعيد مي‌دانم ساليان سال، ديگر هوس صيد يا صيدهاي ديگر بالاخص از ميان هنرمندان کند.

و خلاصه مقاله وقایع اتفاقیه این است که: رئيس‌جمهوري آمريکا در حالي به يک کارگردان ايراني باخت که پرقدرتمندترين کشور جهان را بايد در چهار سال مديريت کند و اين، درس عبرتي براي همه سياستمداران است که دوران تک‌صدايي به سر آمده است و يک هنرمند مي‌تواند جوري رفتار کند که رئيس‌جمهوري را در کشور خود به چالش جدي بيندازد و فرهادي، سينماگر ايراني چنين کرد و درود بر او که فرزند ايران‌زمين است.

هنر دوشادوش دیپلوماسی

علی امینی در ابتکار نوشته: مجموعه رویدادهایی که در حاشیه جایزه اسکارِ بهترین فیلم زبان خارجی امسال رخ داد بار دیگر نشان داد که ایران «می‌تواند»! ایران این سرای امید، بعد از آن که به نظام غیردموکراتیک توخالی شاهنشاهی «نه» گفت، مورد ظلم بی پایان دولت‌هایی قرار گرفت که چنین نیروی متکی بر مردمی را بر نمی‌تابیدند و علی‌رغم جنگ و هجمه تهدیدها وتحریم‌های سال‌های بعد از آن در هنر، علم، امنیت، حقوق بشر و مجموعه آنچه «قدرت» نامیده می‌شود به نیروی عظیمی در منطقه تبدیل شده است و امروز همچون سرو سربلندی ریشه‌ها در منطقه دوانیده و شاخه‌های علم و هنرش آنچنان بارور گشته است که شهردارِ لندن در کنار صف طولانی مردم شهر در کنار میدان ترافالگار ساعت‌ها منتظر دیدن پیام ویدیویی ضدجنگ و فیلم یک ایرانی می‌شود.

نویسنده یادآوری کرده: این بار این جایزه در زمانی اهدا می‌شود که اولاً آمریکای منفور ترامپ به همراه لابی‌های صهیونیستی و برخی از شیوخ نفتی خلیج‌فارس تمام همت خود را صرف تکمیل پروژه «ایران‌هراسی» در اذهان عمومی برای وارد کردن فشار بیشتر بر ایران کرده‌اند. ثانیاً نمایندگان موفق ایرانی فرهادی در زمانی پیام مهم او را در مراسم اهدای اسکار و به تبع آن در همه رسانه‌های دنیا مطرح کردند که محتوی آن پیام علاوه بر سازگاری با روحیه ملت ایران با رویکردهای دولت فعلی ایران نیز هماهنگ است.

ابتکار تاکید کرده: اقبال گسترده شبکه‌های اجتماعی به پیام اعتراضی فرهادی و نیز حمایت تمام قد وزیر امورخارجه کشور از او نشانی از آن است که هنر متعهد ایرانی هم می‌تواند دوشادوش دیپلماسی مقاومتِ محور معقولش، نقشه‌ها و هزینه‌های افراطیون آمریکا را بی ثمر کند و تصویر درست و درخشانی از واقعیت جامعه ایران ارائه کند.

ترامپ جایزه را درست کرد

کیهان در چند صفحه امروز خود با فیلم برنده جایزه اسکار فروشنده به مخالفت پرداخته. در یکی از این مقالات نوشته: برگ برنده را دونالد ترامپ، برای فروشنده رو نمود وقتی با قانون جدید مهاجرتی (که اساسا اجرایی هم نشد!) صحنه را برای جایزه فیلم یاد شده ساخته و پرداخته کرد تا با یک دعوای به اصطلاح زرگری هم جایزه اسکار برای فیلم «فروشنده» تثبیت شود و هم افه اپوزیسیون نمایی هالیوود و اسکار به این فیلم و سازندگانش هم سرایت نماید.

بنا به افشاگری کیهان: سازنده فیلم پس از کش و قوس فراوان و بعد از اینکه علاوه بر یکی از بازیگران نقش اولش حتی بازیگر نقش چندم فیلمش نیز از مسافرت به آمریکا انصراف داد، در میان نگاههای پرسش‌گر هواداران خود، سرانجام رضایت به اعلام عدم شرکت در مراسم اسکار و به اصطلاح تحریم حضور در آن را داد!! اما خیلی زود آنچه را که با دست پس زده بود، با پا پیش کشید و برای خود در مراسم اسکار، نماینده و متن سخنرانی آماده کرد. متنی که در واقع کپی دست چندمی از بیانیه‌ها و سخنرانی‌ها و مکتوبات چند هفته اخیر نشریات و سیاستمداران و سران اتحادیه اروپا و دمکرات‌های آمریکا و حتی برخی جمهوریخواه‌ها و نئوکان‌های این کشور بوده است.

این روزنامه تندرو در نهایت تاکید کرده:اما در این میان آنچه برنده شد، همان سفارش اتحادیه اروپایی/قطری بود که فیلمساز ایرانی را (خودآگاه یا ناخودآگاه) در قالب نگاه نژادپرستانه و تحقیرگرانه‌ای قرار داد که توسط مراکز استراتژیک ایالات متحده نسبت به آیین‌ها و سنت‌های دینی ملت‌ها (برای پرداختن به موضوع تعرض جنسیتی مبتلابه جامعه خودشان) تئوریزه شده و فراتر از امثال ترامپ و اوباما، سیاست‌های خود را از طرق مختلف از جمله جایزه و سفارش و جشنواره و ... به این افراد حقنه می‌کند.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون هادی لطفی، قانون

عصبانیت روحانی

سیاست روز در مقاله ای نوشته: رئيس‌جمهور كشور اين روزها بدجور عصباني است و اين عصبانيت را می‌توان در لحن سخنراني‌هايش به راحتي دريافت. چه اتفاقي افتاده است كه وي اين چنين شده است. او به تدريج به جايگاه لرزان خود پي برده است. با نزديك شدن به زمان انتخابات رياست جمهوري دور دوازدهم، واقعيت‌های موجود خود را بر دولت مستقر تحميل می‌كنند و اين باعث ترسي می‌شود كه می‌تواند به شوك ۲۹ ارديبهشت ۹۶ براي دولت مستقر تبديل شود.

به نوشته این روزنامه مخالف دولت: روحاني بيش از همه نگران است و با تمام توان به دنبال دفاع از كارنامه ۴ ساله خود در حوزه‌های مختلف اجرايي كشور است. اما اين نكته را نمی‌داند كه كارنامه خوب نياز به جار زدن ندارد و مردم خود به خوبي آن را لمس می‌كنند! ولي در كنار اين رئیس‌جمهور در حساس‌ترين مقطع زندگي خود، مهمترين و بزرگترين پشتيبانش را از دست داد و اعتماد به نفس دولت پس از آن به شدت كاهش يافت. شايد بخشي از عصبانيت روحاني و دست‌پاچگي مسئولان دولتي به همين خاطر باشد.

سرانجام سیاست روز اظهار نظر کرده: نبود آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني نه فقط در عرصه سياسي كشور بلكه در ميان احزاب و گروه‌هاي سياسي وابسته به وي نيز يك خلأ بزرگ ايجاد مي‌كند.

این لحن برنده انتخابات است؟

امید پورعزیز در مقاله ای در جهان صنعت اظهار نظر کرده: این روزها به‌واسطه واقعیت موجود در زندگی مردم و معضلات اقتصادی مبتلابه، جامعه زمینه انتقاد و طلبکاری از مسوولان را در درون خویش دارد بنابراین عده‌ای با رصد کردن نبض اجتماعی جامعه سعی در بهره‌برداری‌های خاص خودشان از این موقعیت را دارند. این فضاسازی‌ها به‌خصوص علیه دولت، مدت‌هاست که از طرق مختلف از صدا‌وسیما گرفته تا تریبون‌های سنتی و فضای مجازی به صورت برنامه‌ریزی شده و مداوم مدیریت و عملیاتی می‌شود.

به نظر این روزنامه: در گفتمان‌ها و لحن موضع‌گیری‌های منتقدان دولت معمولا ریشه‌ها و دلایل اصلی ناکامی و مشکلات مردم بررسی نمی‌شود و با تکیه بر برخی الفاظ و تکیه کلام‌های پوپولیستی همچون عدالت، اشرافی‌گری، اقتصاد رانتی و فقر و قدرت خرید عمومی پایین سعی می‌کنند طیف نخبه‌گرا را مقصر جلوه داده و توده‌های مردم را مقابل آنها قرار دهند. از طرفی چون میزان رضایت عمومی از مسایل معیشتی کاهش یافته، جامعه خیلی صبوری خاصی در رابطه با ریشه‌یابی دقیق و منطقی مشکلات به خرج نمی‌دهد و ناخواسته با قشر فرصت‌طلب و عوام‌گرای منتقد همنوا می‌شود.

نویسنده مقاله جهان صنعت به دولت توجه داده که : امروز در فضای مجازی تک‌واژه‌ها و اصطلاحات خاص بسیار تعیین‌کننده است و بر روان جامعه تاثیرمی گذارد، بنابراین وقتی روند منطقی و عقلانی وزارت اقتصاد در اطلاع‌رسانی عمومی مهجور می‌ماند، روحانی و اصلاح‌طلبان ناچارند که عملگرایانه‌تر به مصاف رقبای خویش بروند و نوع لحن آنها و میزان پذیرش آن در جامعه بسیار حیاتی است.

اعتراف به مشعشع بودن دولت قبل

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون نعیم تدین، شهروند

آیدین سیارسریع در صفحات طنز بی قانون با اشاره به تحریف سخنان رییس جمهور توسط مخالفان دولت به تحریف بخش هایی از تازه ترین سخنرانی حسن روحانی در مجمع ملی سلامت پرداخته است.

روحانی گفته: سلامت اول از مسکن و هوا شروع می‌شود. ما مسکن می‌خواهیم نه منزل. یکی از مشکلات ما این است که مسکن کم داریم اما منزل زیاد است. مسکن یعنی محل آرامش. ولی طنزنویس از قول وی نوشته:: سلامت اول از هوا شروع می‌شود. (توجیه خریدن ایرباس) ما منزل نمی‌خواهیم. آن‌هایی که کارتن خواب‌اند عینک سه‌بعدی بزنند کارتن‌شان بشود پنت‌هاوس. (بی‌توجهی به مشکلات قشر فرودست) یکی از مشکلات ما این است که مسکن کم داریم، اما منزل زیاد داریم در حالی که منزل هم باید کم داشته باشیم.

روحانی گفته: اگر بانوان ما در خیابان راه می‌روند خدایی نکرده آزار کلامی ببینند، ممکن است این حرف‌ها و آزارها بر ذهن آن‌ها تاثیر بگذارد، بنابراین سلامت از اینجاها شروع می‌شود. تیتر پیشنهادی طنزنویس این است: روحانی: بانوان برای حفظ سلامت خود در خیابان راه نروند. / آخوندی اعلام کرد: ساخت راه‌های هوایی برای عبور و مرور بانوان.

روحانی گفته: بعضی‌ها گاز ماشین‌شان به بوق وصل است و مدام بوق می‌زنند. این‌ها در جسم، روح و روان آدم تاثیر می‌گذارد.

تیتر پیشنهادی طنزنویس این است: آغاز سرکوب اعتراضات گسترده مردم مظلومی که راهی جز بوق برای اعتراض به برجام ندارند.

دونالد جان متشکریم

میترا زمانی در ستون طنز جهان صنعت نوشته: وسط این شادی عمومی در مورد اسکار گرفتن فیلم فروشنده، چند نفری هستند که باید از آنها هم تشکر کنیم. اول از آقای شمقدری که دفعه قبل لابی کرد و باعث شد تا آقای فرهادی اسکار بگیرد. دفعه قبل که ایشان گفت اسکار را من برای آقای فرهادی گرفتم همه به ایشان خندیدند! الان وقتش رسیده تا سهم ایشان در این موفقیت تازه را به رسمیت بشناسیم.

به نوشته این طنزنویس دوم از آقای دونالد ترامپ است که باید از وی تشکر کرد که در همین یکی دو ماه حضورش در کاخ سفید، بخت فیلم فروشنده را دوبرابر کرد. تا قبل از ترامپ همه نظرسنجی‌ها به نفع فیلم تونی اردمان بود اما دونالدجان با نادانی ذاتی خودش کاری کرد که فیلم فروشنده تبدیل به سنگری برای نشان دادن مخالفت جامعه هنری آمریکا با آرای او باشد. ممنونیم در واقع دونالدجان. دمت گرم!

سوم از منتقدانی که در چند ماه اخیر تا توانستند اصغر فرهادی را زدند که فیلمش خوب درنیامده! از فراستی گرفته تا منتقدان جوان و عشق شهرتی که خواستند با زدن فروشنده، خودی نشان دهند تشکر ویژه داریم. ممنون. این آخر کاری از خود اصغر فرهادی هم یک تشکری داشته باشیم به جایی برنمی‌خورد. ممنونیم برادر!

موضوعات مرتبط