روزنامه های تهران، افتخار فرهادی و جنگ نجومی

  • 4 مارس 2017 - 14 اسفند 1395

برپایی جشنی از سوی سینماگران در تهران برای تحسین از اصغر فرهادی که دومین اسکار خود را دریافت کرد، فرصتی دوباره در اختیار روزنامه های امروز صبح تهران، ۱۴ اسفند قرار داده است تا به تایید و یا انتقاد از وی ادامه دهند. این روزنامه ها در عین حال از شدت گرفتن حملات جناح راست و تندرو علیه دولت روحانی خبر داده اند. در حالی که روزنامه های هوادار دولت و اصلاح طلب هم با افشای خاصه خرجی شهردار تهران در استخدام چند هزار غیرمتخصص از نزدیکان مداحان صاحب نام آن را مقدمه انتخابات آینده دانسته اند.

شرایط اقتصادی کشور و معیشت مردم بخش دیگری از تبلیغات و حملات دو جناح را تشکیل می دهد که از یک سو نگرانی خود را برای گرانی و بیکاری ابراز می دارند و از سویی دیگر اعمال دولت را زیر سووال می برند.

حق نشر عکس ایران
Image caption جشن خانه سینما در صفحه اول ایران

جشن سینما و تاسف تندروها

الهام نداف در گزارش اصلی اعتماد نوشته: قرار بود اهالي سينما جمعه ١٣ اسفند ماه به بهانه كسب دومين جايزه اسكار سينماي ايران گردهم جمع شوند و قدردان كسي باشند كه نام اين سينما را يك تنه در دنيا زنده نگه داشته است، كسي كه فروتني‌اش زبانزد همه و حالا ديگر نامش نمادي از ايران است. نام اصغر فرهادي اما آنقدر بزرگ است كه دايره سينما براي آن كوچك است، به همين خاطر موزه سينما روز گذشته ميزبان عموم مردم و سينماگران بود، از دكتر محمدعلي موحد گرفته تا شهرام ناظري و بهرام بيضايي، همه و همه يا آمده بودند يا پيامي براي به پاس قدرداني فرستادند.

به گزارش این روزنامه: در اين مراسم كه خيل علاقه‌مندان به سينما، پشت درهاي سالن مانده بودند، فرهادي بعد از تقدير و تشكرها، روي سن حاضر شد و پيش از هرچيز نام و ياد عباس كيارستمي را زنده كرد: «اگر او (عباس كيارستمي) امشب اينجا بود رديف اول مي‌نشست و احتمالا صحبت هم مي‌كرد. جايش خيلي خالي است و حيف است كسي كه در سينماي ايران و جهان حق دارد را به سادگي از دست داديم.»

گزارشگر اعتماد نوشته فرهادی در حالی از سخنانش اشاره كرد: «نوروز دو سال قبل وسايل‌ام را جمع كرده بودم و حتي چمدان‌ام را بسته بودم و مي‌خواستم بروم اما چون نوروز بود و تهران خلوت، ميل ماندن در اين شهر و كار كردن در من وجود داشت و خوشحالم كه آن نوروز در اين جا ماندم و يادم است كه در خيابان بودم كه به دستيارم در اسپانيا زنگ زدم و گفتم حال من، حالي نيست كه به آنجا بيايم. دعا كنيد خدا تواني به من بدهد كه با اين حاشيه‌ها باز برگردم و اينجا فيلم بسازم چون فيلم ساختن در اين جا براي من فيلم‌سازي با دلم است اما در آنجا با عقلم.»

نرگس عاشوری هم در گزارش اصلی روزنامه ایران نوشته: ساعات آغازین روز دوشنبه ۸ اسفندماه لحظه دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار توسط انوشه انصاری از سالن دالبی تئاتر لس‌آنجلس در شبکه‌ها‌ی اجتماعی و فضای مجازی بازنشر می‌شود و حس خوش ایرانی بودن را به رگ و جان دوستداران فرهنگ و هنر این مرزوبوم می‌دواند. به فاصله پنج روز بعد قدرشناسی از این حس خوشایند، بخشی از آنهایی را که آرزوی حضور در این سالن داشتند در هوای بارانی اسفندماه به خیابان ولیعصر کشاند.

به نوشته این گزارشگر: باغ فردوس انتهای سنگفرش‌های نارنجی‌رنگ خانه‌ای باشکوه قد علم کرده که قرار است شاهد بخشی از شکوه این فرهنگ باشد. جایی که امروز موزه سینماست و قرار است در آن از مسبب حال خوش جماعتی که به آنجا آمده‌اند قدردانی شود. در کنار چنارهای به خواب رفته، مردم هشیار شبی هستند که قدر برای منزلت فرهنگ آورده است و به تقدیر از او بی‌خیال سرمای زمستان تمام‌قد به تماشا ایستاده‌اند که به تعبیر محمدعلی موحد پیر فرزانه مجلس هرشب که شب قدر نمی‌شود.

فرهادی و براندوی کبیر

در همین حال محمد‌تقي فهيم در سرمقاله روزنامه جوان نوشته: چه فرصت مهم و بزرگي پيش روي اصغر فرهادي گسترده شد، اما «او» استفاده‌اي حداقلي از آن برد. بي‌ترديد نام اصغر فرهادي با دومين اسكارش در تاريخ سينماي ايران و جهان ثبت و ماندگار شد اما آيا همو در تاريخ رنج‌كشيدگان و قربانيان جنگ و نظامي‌گري هم جايي كسب كرده است؟ او با تحريم اسكار، قدمي مهم برداشت ولي با دريافت مجسمه ۷۰۰ هزار دلاري، همچنان خود را در جبهه كوچك اما قدرتمند بهره‌كشان جهان، ماندگار كرد، در حالي كه فرصتي برايش مهيا شده بود تا نامي بزرگ در ميان توده‌هاي استثمار شده دنيا به شمار برود. فرهادي نتوانست مرزبندي روشني با نمايندگان نظامي‌گري دنيا رسم كند، اگرچه متناسب با رسم حاكم، در ميان دو جناح «بد» و «بدتر»، (كه خواهان حفظ نظم جهاني به سركردگي امريكا هستند) جانب «بد» را گرفت و در اين جبهه خيمه زد.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران: فرق «براندو» بزرگ با «فرهادي» در همين نقطه تمايز است كه آن بازيگر شهير، با نگرفتن مجسمه طلايي، مرزبندي مبرهني با ستم‌پيشگان كرد و نماينده وقت رنج‌كشيدگان كشورش را، با همان شكل و شمايل بومي و محلي، براي اعلام انزجار، به مراسم فرستاد، ولي فرهادي با تثبيت خود در جبهه «شر» بهتر، ضمن گرفتن مجسمه، نمايندگاني را به مراسم فرستاد كه فقط نام ايراني را با خود يدك مي‌كشند، ولي در وجوه زندگي‌شان، از تفكر و سبك زندگي تا گويش و پوشش، امريكايي هستند.

روزنامه جوان تاکید کرده: حالا در نظر بگيريد كه فرهادي به جاي دو فرد ايراني- امريكايي، پدر و مادري از جمله خانواده‌هايي كه قرباني عمليات انتحاري داعش و تكفيري‌ها شده‌اند و كلاً افرادي متعلق به جبهه مظلوم جنگ‌ديدگان منطقه را به مراسم اسكار مي‌فرستاد، آن وقت چه اتفاقي مي‌افتاد؟ اگرچه چنين فرضي محال است و وجود سرمايه‌گذار قطري حامي داعش مانع از اين اتفاق مي‌شد ولي حداقل تلاش و تمناي فرهادي منجر به اتفاقي حداكثري در جهان كنوني مي‌شد و نام فرهادي را در تاريخ مردمان واقعي كره زمين و اصلي‌ترين توليد‌كنندگان نعم اجتماعي، ماندگار مي‌كرد.

بهترین‌های مراسم اُسکال

محمدامین فرشادمهر در صفحات طنز بی قانون با اشاره به اسکار فیلم فروشنده و نقد تندروها لیست چند فیلم را ارایه داده:

ابد و یک روز: ماجرای یک جوان عاشق خدمت‌رسانی است که از غم نامردمی‌ها به حبس می‌افتد و دوران مجازات را به صورت یک روز حبس و ابد روز مرخصی می‌گذراند.

من سالوادور نیستم: «اِهمال» نام پسر ترشیده و ایکبیری یک خانواده متمول است که معشوقه‌اش با نام «مسئول» برای فرار از او جراحی پلاستیک کرده و هویت جدیدی به نام سالوادور می‌یابد. اهمال به هرکه رو می‌اندازد، زیر بارش نمی‌رود و سرانجام با باری مملو از اندوه، خشک شده و می‌افتد.

اخراجی‌ها: داستان جوانان عاشق پیشه‌ای که کلا به مردم کِراش دارند و از هر دری ردشان می‌کنند، از دیوار بالا آمده و نامزدی خود را به صورت یک طرفه اعلام می‌کنند.

رابطه جوانی: ماجرای دو آباژور پیر است که حال ندارند ریخت یکدیگر را ببینند چه برسد به رابطه. با فاصله در تصویر دیده می‌شوند تا تیتراژ پایانی بیاید.

حق نشر عکس Alamy
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران

به سوی کارآمدی

علیرضا خانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات ضمن تاکید بر حمایت خود از دولت روحانی، نظر چند تن از دولتمردان را در دو روز پایان هفته پیش منعکس کرده آن جا که وزیر کار گفته شرمنده کارگران هستیم. وزیر رفاه خبر داده که از سال ۸۶ تا ۹۲ قدرت خرید بازنشستگان کشوری ۶۷ درصد کاهش داشته است. وزیر دادگستری گفته از ارائه آمار زندانیان خجالت می‌کشیم معاون اول رییس جمهور هم خبر داده ـ قدرت خرید مردم طی سال‌های ۹۱ و ۹۲ حدود ۳۵ درصد کاهش یافته است.

اطلاعات از قول نفر دوم دولت نوشته: سالانه ۵۰۰ هزار نفر به جمعیت بیکاران کشور اضافه می‌شود و از زبان معاون حقوقی رییس جمهور افزوده:ـ پارتی بازی، تبعیض، حق‌کشی و فساد زیبنده نظام نیست.

سردبیر اطلاعات نتیجه گرفته: در کنار این اتفاقات دولت کارهای بزرگی انجام داده که یکی از مهمترین آنها، کاهش نرخ تورم به رقم کم‌سابقه ۸ر۷ درصد است. در عین حال، بخشی از نارسایی‌ها و سوء مدیریت‌ها مربوط به دوران قبل است که دولت میراث دار آن شده است، اما با همه این اوصاف و تفاسیر، مردم (به معنای مردم حقیقی نه آن یک دهک که قدرت خرید بی‌پایانی یافته‌اند) این پرسش را دارند که اکنون که دولت به پایان دوره‌اش نزدیک می‌شود، نتایج عینی و ملموس عملکردش بر «اقتصاد معیشتی خانوار» چیست؟

نشانه‌هاي بهبود در زندگي مردم

محسن حاجی میرزایی در مقاله ای در شهروند به آمار منتشره مرکز آمار اشاره کرده که بر اساس آن، رشد اقتصادی سه ماهه پاییز ٩٥ با احتساب نفت ٨,٩درصد و بدون نفت برابر با ٦.٤ گزارش شده است و در ٩ ماهه سال ١٣٩٥ به ترتیب این میزان برابر با ٧.٢ و ٥‌درصد بوده است. نکته مهم در این میزان رشد سهم متعادل بخش‌های گوناگون در آن است؛ رشد اقتصادی در سه ماهه پاییز ٩٥ در بخش کشاورزی برابر با ٥,٤، خدمات ٤.٤ و صنعت ١٤‌درصد گزارش شده است و افزوده.

این آمارها خیره‌کننده و درخور اعتنا هستند. با وجود همه محدودیت‌ها، چرخ‌های صنعت و کشاورزی به حرکت درآمده و خدمات نیز رشد خوبی را تجربه می‌کند.

نویسنده که دبیر هیات دولت است اضافه کرده: برخی می‌گویند این آمارها برای مردم معنايی ندارد و آثار آن را در زندگی روزمره خود حس نمی‌کنند. واقعاً ممکن است مردم ثمرات پایان‌یافتن رشد‌های منفی اقتصاد و مثبت‌‌شدن رشد اقتصادی در بخش‌های مختلف را حس نکنند. وقتی رشد بخش کشاورزی در سه ‌سال گذشته به‌طور مستمر ادامه داشته و بیش از بیست‌میلیون تن بر تولید محصولات کشاورزی افزوده شده است، آیا این در زندگی روستايیان تأثیر مثبتی ندارد؟ چه کسی این تولیدات را افزایش داده است؟ آیا افزایش تولید به معنای افزایش درآمد و بهبود سطح زندگی نیست؟ آیا افزایش تولیدات در بخش کشاورزی به معنای بهبود وضع اشتغال در این بخش نیست؟

مقاله شهروند به این جا رسیده: این واقعیت تلخ که با وجود عملکرد درخشان رشد اقتصادی در امسال هنوز به سطح تولید‌ سال ٩٠ نخواهیم رسید، نبایستی از ارزش و اهمیت تلاش‌های این دولت بکاهد. اما .باور کنیم که تن خسته و رنجور این سرزمین التیام یافته و به‌تدریج کمر راست می‌کند و آینده درخشان‌تری را نوید می‌دهد.

حقوق ها و دروغ های نجومی

کیهان با تیتر بزرگ حقوق مدیران سی برابر کارگران با چند علامت تعجب مدعی شده مجلس حقوق های نجومی را قانونی کرد.

در گزارش اصلی این روزنامه آمده: نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مصوبه‌ای سقف حقوق مدیران را تا ۲۴ میلیون تومان تعیین و با این مصوبه ضمن قانونی کردن حقوق‌های نجومی بر دریافتی 30 برابری مدیران نسبت به کارگران مهر تائید زدند!

در متن این گزارش به نقل از بیانیه گروهی با نام جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی آمده: معنای این مصوبه شرم آور که باید آن را «ریشخند عدالت» نامید، آن است که بهارستان‌نشینان با آرای خود به فاصله طبقاتی 30 برابری حقوق بگیران رای «آری» داده‌اند! به بیان دیگر، حقوق روزانه 800 هزار تومانی یک مدیر خوش‌نشین دولتی معادل تمام حقوق و دسترنج یک ماهه یک کارگر سخت کوش و نجیب است.

کیهان به نقل از دبیرکل گروهی که کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران خوانده شده نوشته: این خارج از عدالت است که یک کارگر با حقوق ۸۱۲ هزار تومان زندگی کند و یک مدیر با ۳۰ برابر آن؟

اما روزنامه دولت با عنوان دروغ های نجومی گزارش داده منتقدان «استثنا»های مصوبه مجلس پیرامون حقوق مدیران را «فراگیر» جلوه می‌دهند.

در توضیح روزنامه ایران مشخص شده در ماده ای از برنامه ششم توسعه که دولت تقدیم مجلس کرده ذکر شده بود سقف مجموع پرداختی ماهانه مقامات و مدیران دو برابر حداکثر حقوق و مزایای کارکنان باشد اما شورای نگهبان ایراد گرفت شورای نگهبان تعیین سقف و محدود کردن پرداختی مدیران را باعث خروج نخبگان از بدنه دولت دانست مجلس برای تأمین نظر شورای نگهبان، تصویب کرد شورای حقوق و دستمزد می‌تواند با پیشنهاد رؤسای قوا و وزیران یا معاونان رئیس جمهوری برای «مشاغل مدیریتی»، «مشاغل تخصصی»، «واحدهای عملیاتی» و «مناطق مرزی» و «محروم» استثنا قائل شده و تا 60 درصد به حقوق گروه های ذکر شده اضافه شود.

روزنامه دولت توضیح داده به این ترتیب در قالب این مصوبه حقوق مدیران همان دو برابر سقف حقوق کارکنان باقی خواهد بود و تنها بنا بر «نظر» شورای نگهبان استثنائاتی برای دریافتی برخی مدیران در نظر گرفته شده و پس از طی ساز و کار مشخص و پیشنهاد شورای حقوق و دستمزد کشور، برخی مدیران می توانند از حقوق 24 میلیونی برخوردار باشند، که شامل درصد بسیار محدودی از مدیران خواهد شد. اما منتقدان تلاش دارند که این مصوبه مجلس را کلی و فراگیر و برای دریافتی همه مدیران جلوه بدهند.

حق نشر عکس شرق
Image caption کارتون علی رومانی، شرق

ترامپ و روسیه و ایران

محمد صفری در سرمقاله سیاست روز نوشته: علی‌رغم این که در ابتدا گفته می‌شد آمریکا در دوران ترامپ روابط نزدیک‌تری با روسیه خواهد داشت، اما چنین تحلیلی غیر واقعی است، پیش‌بینی‌های دقیق‌تری نشان می‌دهد که آمریکا و روسیه در دوران ترامپ اوج تنش‌های خود را تجربه خواهند کرد، این امر باعث می‌شود پوتین در سال آینده برای سومین دوره به عنوان رئیس‌جمهورر روسیه برگزیده شود. اما در تنش‌های احتمالی که میان روسیه و آمریکا به وجود خواهد آمد، قطعاً کشورها و رژیم‌های همپیمان آمریکا پشت سر او صف خواهند کشید و به حمایت از واشنگتن خواهند پرداخت.

به نظر این روزنامه مخالف دولت: روسیه در این میدان نمی‌تواند تنها باشد، اگر وضعیت آمریکا با همراهی همپیمانانش را بسنجیم، شرایط مطلوب‌تری خواهند داشت، به همین خاطر روسیه باید تلاش کند ارتباطات خود را با کشورهای مستقل افزایش دهد. مناسبات ایران و روسیه اکنون نزدیک به یک رابطه راهبردی است، این روابط می‌تواند به خاطر منافع مشترکی که در بحران‌های منطقه وجود دارد ارتقاء یابد.

و سرمقاله سیاست روز بدین جا می رسد که: مقامات روسیه قطعاً شرایط را سنجیده و باز هم می‌سنجند تا از تحولات و تغییرات کوتاه مدت و بلند مدتی که ممکن است در اطراف خود احساس کنند، مطلع شوند، آنها اگر واقع‌بینانه به بحران بنگرند، نتیجه‌ای جز همکاری‌های هر چه بیشتر و نزدیک‌تر با جمهوری اسلامی ایران، جبهه مقاومت و برخی کشورهای منطقه به دست نخواهند آورد.

صلاح‌الدین هرسنی در مقاله ای در جهان صنعت با اشاره به سخنرانی ترامپ در کنگره آمریکا و تغییر رفتار وی نوشته: هدف اصلی ترامپ در نمایش چنین کنشی بیشتر از آنکه تلاش برای اعاده و احیای عظمت آمریکا باشد، کوششی برای بهبود موقعیت خود در میان افکار عمومی است. او آگاه است که مشروعیتش نه برای مردم آمریکا بلکه برای مردم جهان به خاطر آن لغزش‌ها و همچنین با توجه به تصمیمات خارج از قاعده و منطقی که گرفته و خواهد گرفت در مظان اتهام قرار دارد.

به نظر نویسنده مقاله: در این سخنرانی و همچون گذشته دوباره بر درستی تصمیم خود برای خروج از پیمان تجاری ترانس- پاسیفیک و دستور شروع کار روی دیواری در مرز مکزیک و روسی‌گرایی پنهان و مستتر تاکید کرد، نشان می‌دهد که تصمیم او در عرصه نظر و عمل همسو نیست و نکته تلخ ماجرا آنجاست که او با این ترفند و زیر نقاب دروغ، کنگره را در قبول به تغییر این گفتمان، همراه خود کرده است.

و در نهایت مقاله جهان صنعت به این جا رسیده که: اگر او همانند اسلاف خود، صاحب مانیفست و دکترینی برای تداوم نظم عظمت‌گرایی آمریکا بود، شاید صدایش بهتر شنیده می‌شد. اما واقع آن است که برای رییس‌جمهوری که فقط از دلار و تجارت بهره دارد و قطار سیاستش همواره خالی می‌رود، چگونه این نوع کنش او می‌تواند به معنای عقب‌نشینی و فاصله‌گیری از رفتار پیشین او باشد؟

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون آروین، قانون

سلامتی سه کس؛ شورا و شهردار و هیچ‌کس!

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: این چه شرایط استخدامی است که وزارت کار تعیین کرده؟ چرا تا وقتی رابطه وجود دارد باید از ضابطه استفاده کنیم؟ به نظرم بهترین الگو برای وزارت کار همین رویه‌ای است که شهرداری در مترو تهران اتخاذ کرده و با یک سری ساز و کار و گرفتن لگاریتم کشک از سمنو استخدام‌های خود را انجام می‌دهد.نمونه‌اش پسر خاله بنده، صفدر جان.

مدیر: سلام جیگر من، خوبی؟ لطفاً خودت رو معرفی کن و مدرک تحصیلی ات رو اگه حالش رو‌داری و سختت نیست بگو! صفدر: خودم رو حوصله ندارم معرفی کنم مدرک تحصیلیمم تا تصمیم کبری درس خوندم.

مدیر: آفرین، می‌دونم دارم وقتت رو می‌گیرم صفدر عزیزم و با هر دقیقه از تلف کردن وقت تو کار مترو روی زمین میمونه اما اگه ممکنه تخصصت رو بگو! صفدر: وقتی سگا بازی می‌کردم یه سری کد می‌زدم که جونم تموم نمی‌شد، توی سونیک و شینوبی استاد بودم.

مدیر: درود بر تو، صفدر نازنین با چقدر حقوق در ماه حال می‌کنی؟ هرچند این پولایی که ما میدیم اصلاً در‌شأن فرد متخصصی چون شما نیست. صفدر: چه می‌دونم یه پنج شیش تومن بدید راضی‌ام. اصلاً به سلامتی امیرعلی، ما کاری به حکم نداریم، حکم روی کاغذ واسه محکمه ست.... اصلاً سلامتی سه تن. مدیر: شورای شهر و شهردار و متروی چیتگر. صفدر: سلامتی سه کس.

مدیر: قالیباف و چمران و هیچ‌کس. صفدر: چون اهل دلی؛ ماهی پنج تومن!

مدیر: عزیزم(بغض می‌کند) چقدر گذشت، چقدر فروتنی، چقدر ساده زیستی. صفدر: من مهم برام اینه که از تخصصم به نحو احسن توی مترو استفاده بشه.

مدیر: پونزده میلیون ببندیم؟ صفدر: نه زیاده، کمترش کنید لطفاً.

موضوعات مرتبط