روزنامه های تهران، گرانی کالا و حضور احمدی نژاد

روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه ۱۷ اسفند در گزارش های خود در حالی از وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم گلایه کرده و در تندترین تعابیر به دولت هجوم برده اند که تیتر اول بیشترشان این سخن رهبر جمهوری اسلامی است که برخی با اظهار ضعف اقتصادی دشمن را به فشارهای بیشتر ترغیب می کنند.

حضور محمود احمدی نژاد رییس جمهور پیشین در شبکه های اجتماعی و حمایت وی از یکی از معاونانش که به اتهام فساد مالی مدتی زندان بود و اینک نامزد ریاست جمهوری شده، موضوع چندین مقاله در روزنامه هاست که خواستار آن شده اند که ابتدا تکلیف ده ها پرونده از دوران ریاست وی روشن شود. روزنامه های تندرو و اصولگرا نه رغبتی به اخبار مربوط به فعالیت های احمدی نژاد و یارانش نشان داده اند و نه مقاله ای در انتقاد به وی نوشته اند.

حق نشر عکس جهان صنعت
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

رکود در جیب مردم

جهان صنعت در اول گزارش اصلی خود نوشته: اگرچه به تازگی رییس اتحادیه آجیل و خشکبار تهران اعلام کرده که آجیل و خشکبار شب عید و ایام نوروز تامین است و قیمت برخی اقلام آن نسبت به سال گذشته حدود ۱۰درصد کاهش دارد اما گشت و گذاری در بازار نشان می‌دهد که بازار آجیل و خشکبار در روزهای پایانی سال یکی از بی‌سر و سامان‌ترین بازارهاست به‌گونه‌ای که آجیل از شمال تا جنوب شهر به نرخ‌های متفاوتی به فروش می‌رسد که البته فروشندگان خشکبار دلیل اصلی اختلاف قیمت‌ها را ناشی از کیفیت اقلام می‌دانند.

به نوشته این روزنامه، رییس اتحادیه کشوری خشکبار درباره مشکل بازار آجیل گفته: تنها مشکل در قیمت بادام هندی است که به دلیل ممنوعیت واردات قیمت آن نسبت به سال گذشته با افزایش صددرصدی (نرخ فعلی ۷۵تا ۸۵ هزار تومان) روبه‌رو شده است، هستیم.اما از سویی دیگر و با توجه به اظهارات رییس اتحادیه کشوری خشکبار رونق خرید آجیل نسبت به سال گذشته با وجود کاهش قیمت‌هایی که رخ داده فرقی نکرده است و حجم خرید نسبت به چند سال گذشته حدود ۵۰ درصد کاهش یافته و نسبت به سال گذشته فرق چندانی نداشته و دلیل آن نیز کاهش توان خرید مردم است.

جهان صنعت نوشته: می‌گویند بازار دچار رکود است ولی مردم نیز دچار رکود درآمدی هستند و همین موضوع در بازار نیز اثر گذاشته است بنابراین مجبورند هزینه‌های خود را مدیریت کنند.

نیاز به دولت متخصص و ماهر

مهران بهنیا در مقاله ای در دنیای اقتصاد به توضیح قصه اقتصاد ایران پرداخته که از چند دهه قبل شروع شده و سال‌های کنونی زمانی است که تمامی تصمیمات غلط و مسائل انباشت‌شده گذشته آثار خود را بروز داده‌اند. «وضعیت بحرانی بازار کار»، «مشکلات مالی دولت»، «مسائل نظام بانکی»، «شرایط نامتوازن مناطق مختلف کشور از نظر بیکاری، فقر و دسترسی به امکانات»، «چالش‌های تامین انرژی برای مصرف روزافزون آن»، «وضعیت بحرانی منابع آبی کشور»، «شرایط صندوق‌های بازنشستگی»، «آلودگی هوا، فرسایش خاک و تخریب سریع محیط زیست کشور»، «حجم بزرگ قاچاق سوخت و کالا»، «نظام بنگاهداری غیررقابتی و شرایط دشوار کسب‌و‌کار»، «رشد پایین و کاهش سرمایه‌گذاری» و «نبود رویکردی شفاف و باثبات برای ارتباط بین‌المللی» موضوعاتی هستند که در چند سال اخیر کشور را دچار مشکلاتی عمیق و همزمان با یکدیگر کرده‌اند.

به نظر نویسنده اقتصاددان: در کنار این پیچیدگی‌ها، دعواهای جناحی و بی‌اعتمادی عمومی (مردم نسبت به یکدیگر، مردم نسبت به نظام تصمیم‌گیری و جناح‌های سیاسی نسبت به یکدیگر) و شرایط بی‌ثبات منطقه‌ای و تنش‌های رو به رشد آن تصویر نگران‌کننده‌ای از ایران و آینده آن نشان می‌دهد. الان کشور در شرایطی قرار ندارد که بتوان مانند چند دهه گذشته با تکیه بر منابع نفت بر بسیاری از ضعف‌ها و بی‌دانشی‌ها پوشش گذاشت. شرایط جنگ هم نیست که همه برای یک هدف مشترک پشت یکدیگر باشند؛ زیرا مشکل در درون خودمان است!

مقاله دنیای اقتصاد به این جا رسیده که:از این رو نیاز است دولت بعد، دولتی با ویژگی‌های ویژه‌ای باشد! دولتی که اول از همه از متخصص‌ترین افراد کشور - در عرصه داخلی و بین‌المللی- تشکیل شده باشد. دیگر فرصت آن نیست که با صنعتی حمایتی علاوه‌بر آنکه شغلی ایجاد نکنیم بر آمارِ تعداد کشته‌های جاده‌ای اضافه و آلودگی هوا را بیشتر کنیم. یا با این همه سیاست‌گذاری نادرست صرفا برای یک کالا -گندم- هم بودجه ناتراز را ناترازتر کنیم، هم ذخایر آبی را تخلیه کنیم و در آخر هم بیشترین ضایعات را تولید کنیم. یا با سیاست‌های تجاری و ارزیِ خلافِ تمام آموزه‌های اقتصاد و تجارب دنیا، با کاهش رقابت‌پذیریِ بنگاه‌های داخلی و گسترش قاچاق، اشتغال‌زایی را فدای کلیشه‌های سیاست‌گذاری کنیم.

توییتر و بندگان پاک خدا

محمدرضا ستوده در ستون طنز جهان صنعت نوشته: در حال حاضر از رییس جمهور گرفته تا بلندمرتبه‌ترین مقامات کشور و حتی سعید جلیلی در توئیتر عضو هستند ولی توئیتر همچنان فیلتر است. این مساله باعث می‌شود سوالاتی برای مردم جهان پیش بیاید. مثلا اینکه؛آیا توئیتر بد است؟

طنزنویس جواب داده:اگر بد است چرا مقامات و مسوولان پاک‌سرشت، وارسته و معنویت‌محور ایران در آن عضو هستند؟

حالا که مقامات و مسوولان پاک‌سرشت، وارسته و معنویت‌محور ایران در آن عضو هستند یعنی توئیتر خوب است؟

اگر توئیتر خوب است و مقامات و مسوولان پاک‌سرشت، وارسته و معنویت‌محور ایران در آن حضور دارند چرا توئیتر توسط مقامات و مسوولان پاک‌سرشت، وارسته و معنویت‌محور ایران فیلتر شده است؟

در دنبال طنز جهان صنعت آمده: آیا ممکن است حالا که مقامات و مسوولان پاک‌سرشت، وارسته و معنویت‌محور کشور ایران از یک سایت ممنوعه که مصداق جرم است استفاده می‌کنند، دیگر پاک‌سرشت، وارسته و معنویت‌محور نباشند یا حداقل از پاک‌سرشتی، وارستگی و معنویت‌محوری آنها کم شود؟ آیا مقامات و مسوولان پاک‌سرشت، رستگار ببخشید وارسته و معنویت‌محور کشور ایران از فیلتر شکن استفاده می‌کنند؟

حق نشر عکس نوآوران
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران

اولین سیگنال برجامی ترامپ

دنیای اقتصاد در گزارش اصلی خود خبر از اولین سیگنال برجامی ترامپ داده و از زبان مسوولان بانک مرکزی، از صدور مجوز خزانه‌داری آمریکا برای افتتاح حساب آمریکایی‌های داخل ایران نوشته.

بر اساس نوشته این روزنامه خزانه‌‌داری آمریکا در رابطه با افتتاح حساب برای اشخاص آمریکایی چراغ سبز نشان داده است، مبنی‌بر اینکه شخص آمریکایی که در ایران زندگی کرده و نیاز به افتتاح حساب داشته باشد، می‌تواند در بانک‌های ایرانی حساب باز کند. این در حالی است که تا قبل از تفسیر اخیر وزارت خزانه‌‌داری آمریکا، قوانین موجود درخصوص افتتاح حساب شهروندان آمریکایی در بانک‌های ایرانی مسکوت مانده بود. این تفسیر در یک پایگاه اینترنتی وابسته به کارشناسان و متخصصان تحریم در آمریکا منتشر شده که ماموریت خود را تفسیر قوانین تحریمی آمریکا قرار داده است.

نیما صبوری در این روزنامه نکات قابل تامل تفسیر جدید را این ها ذکر کرده: این تفسیر در دوران ترامپ صورت گرفته است.

صدور مجوز صادر شده برای آمریکایی‌ها بر اساس تفسیر وزارت خزانه‌داری از برجام اولین اعلام نظر این نهاد در دوران ترامپ است.این نظر در کنار فاکتور گرفتن از یک دستور تحریمی عام علیه بانک‌های ایران با توجه به مواضع مسوولان کنونی دولت آمریکا قابل تامل است.

در انتهای گزارش دنیای اقتصاد آمده: مسوولان کنونی آمریکا در دوران مبارزات انتخاباتی ترامپ ضدبرجام سخن می‌گفتند و تاکنون نیز در رابطه با ادامه آن اعلام موضع نکرده‌اند. اما تفسیر اخیر می‌تواند نمونه عملی برخورد مدیران میانی دولت ترامپ با برجام باشد.

راز یک سفر غیرعادی

حسین موسوی در مقاله ای در شرق از سفر غیرعادی وزیر خارجه سعودی به عراق نوشته و در آن جا اظهار نظر کرده که سیاست خارجی عربستان سعودی با روی‌کارآمدن ملک سلمان و انتقال رهبری این کشور به نسل جدید، وارد مرحله جدیدی شد. غلبه نگاه امنیتی بر نگاه کلاسیک عربستان ‌سعودی، از شاخص‌های مرحله نوین است. دخالت در قطب‌بندی‌های حاد منطقه‌ای، دخالت نظامی در ائتلاف‌های ابتکاری یا ائتلاف‌های جهانی برای جنگ علیه تروریسم نمونه‌هایی از تغییرات ایجاد‌شده در سیاست منطقه‌ای عربستان سعودی به شمار می‌آید.

شرق نویسنده را رییس مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه خوانده و در دنبال مقاله وی آورده: با روی‌کارآمدن دولت تندروی دونالد ترامپ و اعلام پاره‌ای از سیاست‌های جدید واشنگتن در قبال خاورمیانه، رهبران عربستان سعودی به این نتیجه رسیدند که در دوره ترامپ، ریاض نمی‌تواند در موضوع خاورمیانه روی واشنگتن حساب کند و آن بخش از دخالت‌های ضروری آمریکا در منطقه نیز با تأمین هزینه‌های آن از سوی ریاض قابل اجراست. به‌این‌ترتیب، رهبران سعودی ترجیح دادند به سوی یک تحول دیگر در سیاست‌های منطقه‌ای خود حرکت کنند. اگر به سفر عادل الجبیر به بغداد و ابعاد آن خوش‌بینانه بنگریم می‌توان گفت ریاض تحول جدید را با نمونه عراق کلید زده است.

با این وجود نویسنده مقاله علائم و نشانه‌های موجود درباره ظهور پاره‌ای تغییرات در سیاست منطقه‌ای عربستان سعودی را ناکافی خوانده و دلیل آورده که همین عادل الجبیر چندی پیش گفت ریاض آماده اعزام نیروی زمینی به سوریه نه‌تنها برای مبارزه با داعش، بلکه برای مهار توسعه‌طلبی‌های ایران در منطقه است. درست است که ناظران سیاسی منطقه اظهاراتی از این دست را جدی نمی‌گیرند، اما رهبران ریاض هنوز خود را در حال‌و‌هوای وقوع پیشرفت در سیاست‌های منطقه‌ای خود می‌بینند.

ضرورت بازنگري در قانون اساسي

عبدالحسين مقتدايي در مقاله ای در اعتماد از ضرورت بازنگري در بخش‌هايي از قانون اساسي نوشته و اظهار نظر کرده که ه با پايان چهار دهه از اجراي قانون اساسي و با توجه به تغييرات اساسي در درون كشور به لحاظ تفاوت نسل‌هاي مختلف با يكديگر، دگرگون شدن شرايط محيطي داخل كشور و تفاوت آن با اوايل انقلاب يا دهه اول انقلاب و همچنين تغييراتي كه در سطح منطقه و جهان صورت گرفته است لزوم و ضرورت بازنگري و بازتعريف شدن سياست‌هاي خارجي امري محرز است.

به نظر استاندار سابق خوزستان در این مقاله: ضرورت بازنگري در بخش‌هايي از قانون اساسي احساس مي‌شود. تغييرات منابع انساني كشور به لحاظ تغيير نسل‌ها و تفاوت آنها با يكديگر، تحولات صورت گرفته در سطح منطقه‌اي و جهاني و دگرگوني‌هاي اساسي كه در جغرافياي اقتصادي، جغرافياي فرهنگي، جغرافياي نظامي، جغرافياي سياسي و همه بخش‌ها اتفاق افتاده است به وضوح بيانگر ضرورت بازنگري و تبيين مسائلي كه اگر نسبت به آنها كم‌توجهي يا بي‌توجهي بشود، زمينه‌ساز بروز برخي تعارضات مي‌شوند. به نسبت مسائل بيروني و اطراف كه دستخوش تغييراتي شده‌اند، مسائلي هم كه در داخل وجود دارند بيانگر ضرورت بازنگري يا آسيب‌شناسي قبل از بازنگري براي واكاوي دلايل تعارضات بين ساختار نظام و حكومت به‌صورت افقي و عمودي است زيرا بعضا دخالت‌ها در محدوده‌هايي است كه يا تعريف نشده‌اند يا فاقد كاربرد و كارايي لازم هستند.

در ادامه مقاله اعتماد آمده: به نظر مي‌رسد همان‌گونه كه با شهامت و جرات در دهه اول انقلاب اسلامي قانون اساسي در بخش‌هاي متعددي كه موجبات كندي در روند انجام امور و كشمكش‌هاي مديريتي را فراهم آورده بود اصلاح شد در حال حاضر نيز بخش‌هايي از قانون اساسي مرتبط با روابط انساني درون كشور و روابط با خارج از كشور بايد مورد بازنگري و اصلاح قرار گيرد چنانچه چنين اقدامي اجرايي شود به طور طبيعي قوانين عادي، آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هايي كه تابع قانون اساسي هستند نيز اصلاح خواهند شد.

اینجا رسم است

مینا اکبری در مقاله ای در شرق به یاد عباس کیارستمی نوشته:حتما باید تصویرش در شب تب‌وتاب اسکار روی پرده کداک تیاتر در لابه‌‌لای چهره متوفیان بین‌المللی سینما به تهران مخابره می‌شد تا دوباره عده‌ای یادشان بیفتد، آنکه در ترک مزرعه لواسان خوابیده، فقط اولین کارگردان جهانی سینمای ایران نیست، بلکه پرونده مفتوحی است که دیگر برخی حتی حال خواندنش را هم ندارند. انگار توافق صنفی- اداری سینمای ایران با نهاد‌های مسئول توانست درگذشت عباس کیارستمی را از یک قربانی آشکار خطای پزشکی به عکس‌هایی برای بعضی پوستر‌ها و نامی برای برخی حسرت‌ها تبدیل کند.

به نوشته این روزنامه نگار: این کار را آن‌قدر زیرپوستی انجام دادند که کسی نپرسید چرا در کمتر از یک سال به‌جای عباس، عکس علی حاتمی را در پوستر جشنواره قاب گرفته‌اند و هیچ‌کس یک کلمه دهانش باز نشود تا دوتابعیتی‌های دهه ٩٠ و توابان دهه ٦٠ را کنار بزند و در میان خیل هم‌صنفان و همکاران و سیمرغ‌به‌دستان و حسرت‌به‌دلان صحنه‌ جشن سینمای ایران، سینه صاف کند و سخنی بگوید.

سخنی که از نظر نویسنده مقاله شرق چنین باید باشد: کسی که برای میزبانی هر میهمان عالی‌رتبه‌ای از سینمای جهان، خبرش می‌کردیم و کسی که نماد همه ‌چیز‌های خوب سینمای ایران در جهان بود، چند ماه پیش بر اثر ناکارآمدی نظام پزشکی درگذشت. سینمای ایران در حق عباس کیارستمی وقتی جفا کرد که فقط نقش سوگوار ساکت را برعهده گرفت، نه نقش پرچالش پرسشگر هوشیار را.

حق نشر عکس قانون
Image caption مهدی عزیزی، قانون

پرسش هایی از رییس دولت دهم

ولی الله شجاع پوریان در سرمقاله روزنامه همدلی نوشته: تشدید رفتارهای روزهای اخیر احمدی‌نژاد چنین شائبه‌ای را تقویت می‌کند که او نمی‌تواند به راحتی از پاستور چشم بردارد و اقداماتی از جمله نامه‌نگاری با ترامپ که البته پاسخی نیافت، سپس با صدور بیانیه‌ و دعوت روحانی به مناظره که آن هم موثر نیفتاد، خودنمایی در روز درختکاری با انتشار چند کلیپ تصویری هدفمند در شبکه‌های اجتماعی و عضویت در شبکه اجتماعی توئیتر که در زمان ریاست‌جمهوری دستور فیلترشدن آن را صادر کرده بود، نشان می‌دهد که این چهره علاقه‌مند است به هر شکل در صحنه باشد.

به نوشته این مقاله: در روزهایی که بسیاری از بزرگان نظام و انقلاب به دلایل مختلف از سیاست‌ورزی منع شده‌اند، مشخص نیست که چگونه احمدی‌نژاد با کوله‌باری از پرونده‌های مفتوح و ناگشوده و صدها تخلف و قانون‌گریزی در میدان سیاست همچنان ترک‌تازی می‌کند. ای کاش حداقل احمدی‌نژاد در توئیتر خود تکلیف پرونده‌هایی چون اختلاس‌های نجومی، غیب‌شدن دکل‌ها، واریز میلیاردی پول به دانشگاه ایرانیان، اتلاف سرمایه‌های ملی در ونزوئلا، قانون‌شکنی‌های مداوم، خالی‌کردن خزانه کشور، فراری دادن نخبگان و خروج سرمایه‌های اقتصادی و اجتماعی از کشور، حیف‌ومیل درآمدهای هنگفت نفتی، ورشکستی کارخانجات، کارگاه‌ها و بنگاه‌های کارآفرینی، بدهکاران عظیم نفتی و بانکی، توزیع رانت‌های گوناگون، فرصت‌سوزی در سیاست خارجی و با کاغذپاره‌خواندن قطعنامه‌های بین‌المللی که کشور را تا آستانه ورشکستگی و فروپاشی پیش برد؛ روشن کند.

همدلی در نهایت نوشته: اصلاح‌طلبان از حضور احمدی‌نژاد در فضای سیاسی کشور استقبال می‌کنند، اما پیش شرط این حضور رفع ابهامات و پاسخگویی درباره عملکرد ۸ ساله رئیس دولت‌های نهم و دهم است.

تكليف ٢٠٠ ميليون دلار چه می شود؟

آمنه شیرافکن در شرق نوشته: روز درخت‌کاری هم گذشت. احمدی‌‏نژاد که همواره گل می‏کاشت، این بار با بقایی و مشایی درخت‌کاری کرد؛ اما او و همراهانش هر چه بکارند و هر نقشه‌ای در سر داشته باشند، ردیف سلسله تخلف‌های به‌وقوع‌پیوسته در آن ایام، به این زودی‌ها از حافظه عمومی پاک نخواهد شد؛ میراث گرانباری که شاید تا یک دهه آینده نیز مباحث حقوقی و قضائي خاص خودش را داشته باشد.احمدی‌نژاد حالا در فراغت این روزهای خود هم به فعالیت‌های تویيتری روی آورده و هم درخت‌کاری می‌کند. آن‌هم درست در شرایطی که صدای رئيس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس بلند شده که «پس تکلیف ٢٠٠ میلیون دلار نفتی که غیرقانونی ازسوي نیروی انتظامی فروخته شد، چه خواهد شد؛ اصلا چرا احمدی‌نژاد به خودش این اجازه را داده که خلاف قانون چنین اقدامی انجام دهد؟!»

گزارشگر سپس از زبان غلامرضا تاج گردون نماینده مجلس یادآوری کرده: «شرکت ملی نفت ایران در تاریخ چهار آبان سال ٩١ مقدار یک میلیون‌و ‌٦٣٩ هزار و ٣٤٢ بشکه نفت خام به ارزش ١٨٥میلیون و ٢٤٠ هزار و ٤٢دلار با تضمین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به یکی از شرکت‌های وابسته به نیروی انتظامی تحویل داده است. این شرکت با وجود فروش این میزان نفت خام و دریافت بهای آن، از پرداخت بدهی خود به شرکت ملی نفت ایران خودداری کرده است». ضامن این قرارداد هم فرمانده وقت نیروهای انتظامی بوده؛ سردار احمدی‌مقدم.

در ادامه گزارش شرق آمده: «محمد خوش‌چهره»، نماينده پيشين مجلس و کارشناس مسائل اقتصادي، آن زمان گفته بود: «در درجه نخست بايد رئيس دولت پيشين يعني محمود احمدي‌نژاد دراين‌باره پاسخ‌گو باشد. متأسفانه به جایی رسيديم که هر شخص يا گروه و سازماني به فروش محموله‌هاي نفتي دست بزند». او همچنین افزوده: «آقاي احمدي‌نژاد مي‌گفت تحريم‌ها چيزي نيست و کاغذپاره است و همين کشور را به چالش کشاند و حالا بسياري از نهادها و سازمان‌ها بايد پاسخ‌گو باشند».

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون نعیم تدین، شهروند

سوشیانس شجاعی فرد در صفحه طنز شهرونگ قصه ای با استفاده از رمان تاریخی سه یار دبستانی ساخته که با گفتار خیام خطاب به خواجه نظام الملک شروع می شود که: من فیلم می‌گیرم، شما درخت بکارید! نظام‌الملک: بیایید تقسیم کار کنیم، خیام فیلم بگیره و شعر بگه، من حسن صباح نهال رو فرو کنه توی خاک، منم نظارت می‌کنم و کودش میدم! حسن صباح: حالا نمیشه جای این نهال من رو خاک کنید؟ من دوست دارم فدا بشم.

خیام: نه، تو رو خاک کنیم، دو روز دیگه ١٠ تا حسن صباح سبز میشه، مملکت توان هضمش رو نداره! احتمالا خواجه هم روش نمیشه کود بده، درست نیست!

نظام‌الملک: هی میگم به من نگو خواجه، بیایید این درخت بدبخت رو بکاریم، ریشه‌اش هوا خورد، خشک شد بدبخت! حسن بگیر سر این درختو، بذار توی چاله، گفتم چاله یاد ‌هاله افتادم! چه دورانی بود، چه برو و بیایی داشتیم، چه کیا و بیایی داشتیم، یعنی میشه به اون دوران مشعشع برگردیم؟

نظام‌الملک: نه، این شیوه مدیریتی ماست، ما با محدودیت‌ها کار می‌کنیم، ما درحالی‌که حصارها ما رو فرا گرفته خدمت می‌کنیم، این تمثیلی از وضع کار ماست که دست و پا بسته و دلشکسته درحال خدمت به مردم و گرفتن نامه و شکایت و نوشتن توصیه‌نامه هستیم.

خیام: حاجی، الان خودمون سه تاییم، حصار و تمثیل چیه؟ اون پیت حلبی رو باید دربیارید، چرا شعر میگی؟!

حسن صباح: خیام گیر نده، خواجه موقع کار جدیه، میگه نهال باید با پیت حلبی کاشته بشه، یعنی باید کاشته بشه، تازه اون حلبی جذب طبیعت میشه، کود میشه، خوبه!

موضوعات مرتبط