نامزدی رئیسی: ناگزیری اصولگرایان و دشواری‌های روحانی

ابراهیم رئیسی حق نشر عکس nasimonline.ir
Image caption ابراهیم رئیسی می‌گوید "فارغ از گروه بندی های رایج سیاسی" در انتخابات شرکت می کند

بیانیه ابراهیم رئیسی برای اعلام نامزدی او در انتخابات ریاست جمهوری، تنها به تردیدها در این زمینه پایان نداد، بلکه هم‌زمان، از ادامه سنتی قدیمی و ریشه دار در جمهوری اسلامی حکایت داشت: تقدم شخص بر حزب و تشکیلات.

آقای رئیسی نه فقط نامزدی خود را تایید و صلاحیت های فردی و مدیریتی خود را برای تصدی سمت ریاست جمهوری یادآوری کرده، در عین حال بر این نکته نیز انگشت گذاشته است که او "فارغ از گروه بندی های رایج سیاسی" در انتخابات شرکت می کند، اما چرا؟

نام ابراهیم رئیسی را اولین بار جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (جمنا) مطرح کرد و در آخرین نشست خود نیز درحالی او را در صدر پنج نامزد نهایی خود نشاند که پیشتر از دیگر نامزدهای احتمالی خود تعهد گرفته بود که به در نهایت به سود نامزد نهایی از رقابت ها کنار بکشند.

جمنا در عین حال از نامزدهای احتمالی تعهد گرفته بود که در صورت پیروزی، باید کابینه خود را با هماهنگی این ائتلاف اصولگرا شکل دهند.

اما شیوه ورود ابراهیم رئیسی، تمامی این محاسبات و تعهدات را به هم می ریزد و آنها را از اعتبار می اندازد. او نه در نشست های جمنا شرکت کرد و نه مانند دیگر نامزدهای این ائئلاف تعهدنامه ای امضا کرد. مرضیه وحید دستجری، سخنگوی جمنا هم پیشتر گفته بود:" ایشان مسائل مربوط به جمنا را پذیرفته است نه اینکه بگویم سازوکار را امضا کرده است، اما آقای رئیسی به جمعی که به وی رأی داده‌اند ابراز ارادت کرده است."

Image caption ابراهیم رئیسی در رای‌گیری جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (جمنا) بیشترین آرا را در میان داوطلبان نامزدی کسب کرد

به این ترتیب، در شرایطی که اصولگرایان خود را ناگزیر به حمایت یکپارچه از ابراهیم رئیسی می ببینند، او خود را با چنین التزام یا محدودیتی روبه رو نمی داند.

البته این تنها ابراهیم رئیسی و یا جناح اصولگرا نیست که در مواجهه با تشکیلات و احزاب هوادار خود چنین رویکردی داشته اند، درجناح مقابل نیز، هر زمان شرایط اجازه داده، افراد خود را بالاتر از احزاب و ائتلاف ها قرار داده اند.

چنین وضعیتی، بازتابی از ساختار قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی است. برتری و تقدم همه جانبه شخص ولی فقیه بر هر شخصیت حقیقی و حقوقی، به طور زنجیره ای در سطوح پایین تر قدرت نیز تکرار می شود و به همین دلیل، نه منتخبان خود را رای دهندگان پاسخگو می دانند، نه مسئولان اصراری دارند که اعتبار و صلاحیت خود را از بدنه حزبی کسب کنند.

در این وضعیت، گروه ها و محافل بسته جای احزاب را می گیرند، با این تفاوت که نه علنی هستند و نه پاسخگو، نه مرامنامه و اساسنامه مدون و منتشر شده ای دارند، و نه اعضا و نیتشان برای جامعه شناخته شده و روشن است.

در حالی که اصولگرایان حتی در قالب ائتلافی فراگیر مانند جمنا نمی توانستند بر روی نامزدی واحد به توافق برسند و برای کاهش این تشتت راه را در سخت و محکم تر کردن مسیر نامزد شدن یافته بودند، در نهایت، نامزدی بیرون از همه این مسیرهای پیش بینی شده به عنوان نامزد نهایی ظاهر می شود.

با این حال، نباید از این وضعیت عمومی نتایجی اشتباه در باره استقلال ابراهیم رئیسی و یا شکست جمنا و اصولگرایان گرفت:

اعلام استقلال ابراهیم رئیسی، به این معنا نیست که او را نباید نامزد اصولگرایان تندرو و منتقد حسن روحانی به شمار آورد. او صرفا در پیامی درون گروهی، به حامیانش می گوید که اعتبار و قدرتش فراتر از آنهاست و اکنون آنها نیازمند حضور وی هستند و نه برعکس.

Image caption مرضیه وحید دستجری: ایشان (رئیسی) مسائل مربوط به جمنا را پذیرفته است نه اینکه بگویم سازوکار را امضا کرده است، اما آقای رئیسی به جمعی که به وی رأی داده‌اند ابراز ارادت کرده است

هم‌زمان، این وضعیت به معنای شکست جمنا هم نیست، زیرا جمنا از پیش با نامزد کردن ابراهیم رئیسی، و دادن این فرصت به او که با تاخیری چند روزه خود بیانیه مستقل دهد، تصمیم خود را برای نحوه حضور و حمایت از وی در انتخابات آشکار کرده بود و اکنون نیز، این مسیر را طبق همان برنامه قبلی طی می کند.

فارغ از معادلات درون گروهی میان اصولگرایان، اکنون حسن روحانی و حامیانش احتمالا دیگر پذیرفته اند که رقابت، حتی در چارچوب های رایج در جمهوری اسلامی جدی تر از قبل شده و ممکن است آن طور که تا مدتی پیش به نظر می رسید، پیروزی او در دوم دوم ضرورتا تضمین شده نباشد.

به نظر می رسد حضور ابراهیم رئیسی با کارنامه ای که دارد، خواسته یا ناخواسته فضای انتخابات را دست کم برای رای دهندگان دو قطبی می کند، آنچه روشن نیست این است که حسن روحانی تا چه اندازه می تواند و از آن فراتر تا چه اندازه می خواهد کارنامه و عملکرد گذشته فردی ماننند ابراهیم رئیسی را زیر سوال برد و ثابت کند که خود شایستگی بیشتری از او برای نشستن بر صندلی ریاست جمهوری دارد.

حسن روحانی، در چینش اعضای کابینه اش، با انتخاب مصطفی پورمحمدی به عنوان وزیر دادگستری نشان داده بود که به انتقادهایی که در مورد عملکرد این افراد در پرونده هایی مانند اعدام گسترده زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ مطرح می شود، اعتنا نمی کند.

بنابراین تاکید بر این بخش از عملکرد ابراهیم رئیسی برای حسن روحانی و هوادارانش دشوار است، اما دشوارتر آن است که آنها اصولا در این زمینه اختلاف نظری با رقیب انتخاباتی خود ندارند و بیش از آنکه از ابراهیم رئیسی دور باشند، از رای دهندگانی دور هستند که به عملکرد کسانی چون مصطفی پورمحمدی و ابراهیم رئیسی انتقاد دارند.

مشکلاتی از این دست و حواشی شکل گرفته پیرامون ابراهیم رئیسی کار را بر حسن روحانی و هوادارانش سخت می کند تا از فضای آماده شده در جامعه برای با دوقطبی شدن انتخابات بهره لازم را بگیرند، در شرایطی که ابراهیم رئیسی و طرفدارانش، تقریبا خود را با هیچ مانعی در انتقاد از رییس جمهوری و عملکرد او و تیم همراهش روبه رو نمی بینند.

با انتشار بیانیه ابراهیم رئیسی، این آرزوی گروهی از حامیان حسن روحانی که رئیسی سرآخر نامزد نخواهد شد، نقش بر آب شد. اکنون باید حسن روحانی چه در دست دارد و چگونه می تواند به اولین رییس جمهوری در جمهوری اسلامی لقب نگیرد که در پایان دوره اول ریاست جمهوری اش، نتوانست پیروز دور دوم شود.

موضوعات مرتبط