روزنامه های تهران؛ نامزدها منتظر نماندند و جنگ آغاز شد

روزنامه های صبح شنبه ۲۶ فروردین در آغاز هفته ای که چهره های اصلی مبارزه انتخابات ریاست جمهوری شناخته شده اند صفحات اول و سرمقاله خود را به انتخابات اختصاص داده و همصدا با یکدیگر با قانونی که اجازه می دهد افرادی بدون محدودیت سواد و سابقه برای نامزدی انتخابات نام نویسی کنند، به مخالفت پرداخته اند. در حالی که تندروها و اصولگرا برای شدیدترین حملات به حسن روحانی با هم مسابقه می گذارند، نشریات میانه رو علیه احمدی نژاد و گروه وی می نویسند، ابراهیم رییسی که نامزد رقیب رییس جمهور فعلی است، کمترین مخالفت ها را به خود خوانده است.

همه روزنامه ها به اشاره این را که رییسی با حکم آیت الله خامنه ای در خراسان است و با اذن رهبر وارد صحنه انتخابات شده، نشانه ای از وابستگی به بالاترین مرجع قدرت در کشور و مصون ماندنش از نقدهای تندی دانسته اند که نصیب نامزدهای دیگر می شود.

حق نشر عکس جوان
Image caption نامزدهای ریاست جمهوری در صفحه اول جوان

کابوس احمدی‌نژاد

در حالی که روزنامه های اصولگرا به طور کلی احمدی نژاد رییس جمهور منتخب خود در انتخابات ۸۴ و بقایی معاون وی را به عنوان نامزد ثبت نام کرده نادیده گرفته اند، روزنامه های اصلاح طلب با یادآوری وابستگی احمدی نژاد به جناح اصولگرا وی را هدف مقالات خود قرار داده اند.

احمد غلامی در سرمقاله روزنامه شرق رییس جمهور پیشین را مثل بختک خوانده که روی سیاست ایران افتاده و تحلیلگران، فعالان سیاسی و رسانه‌ها را وامی‌دارد نادیده‌اش نگیرند، حتی اگر این توجه از روی اکراه و انکار هم باشد، برای او نعمتی است، مهم دیده‌شدن است و وحشت از فراموشی. مردی که می‌ترسد از یاد برود و جایگاهی را که بخت و اقبال و عوامل دیگر برایش رقم زده‌اند، از دست بدهد و بشود همانی که بود. سخت است ردای ریاست را دورانداختن و قبای آدم‌های معمولی را بر تن‌کردن. گریز از خود، از احمدی‌نژاد پدیده خطرناکی ساخته است. کسی که از خود واقعی‌اش می‌ترسد دیگران را می‌ترساند.

به نوشته سردبیر شرق او مانند بازی احضار ارواح است که تا ظهور نکرده، وهم‌انگیز و جذاب است؛ اما به‌محض احضار هولناک می‌شود؛ مثل کابوس طولانی ملتی در خواب. اینک او با حضور مجددش می‌خواهد تأکید کند مردم هنوز در خواب هستند و بیدار نشده‌اند و باز هم خواب می‌بینند؛ فقط خواب می‌بینند که بیدار شده‌اند. احمدی‌نژاد کابوس بیدارخوابی و خواب بیداری است. در یکی از فیلم‌های کوتاه که با دوربین موبایل خبرنگاری برداشته شده، این کابوس عینیت پیدا می‌کند؛ عده‌ای احمدی‌نژاد را احاطه‌ کرده‌اند و پی‌درپی سؤال می‌کنند، احمدی‌نژاد فقط می‌خندد و جواب نمی‌دهد.

در پایان سرمقاله شرق آمده: خلاصی از کابوس احمدی‌نژاد بدون هزینه نخواهد بود، همان‌گونه که آمدنش پرهزینه بود؛ وقایع ٨٨ و پس از آن شاهد این ادعا هستند. این‌بار به هر جان‌کندنی است باید از خواب و از این کابوس خلاص شد و به احمدی‌نژاد نه گفت؛ نه به او یعنی نه به عوام‌فریبی. نه به او یعنی نه به خودفریبی. نه به او یعنی بازگشت هرچیز و هرکس سر جای خود. نه به او یعنی نه به دروغ گنده‌ای که صداقت و سادگی را لوث کرده است و مهم‌تر از همه نه به او یعنی نه به کابوس جهلی که هشت سال این کشور را در خود فروبرد. اینک احمدی‌نژاد چه بیاید چه نیاید، باید به او و هرکس که تفکری مانند او را نمایندگی می‌کند نه گفت و بی‌محابا رودررویش ایستاد.

کدام پیشرفت و موفقیت

حسین شریعتمداری در یادداشت روز کیهان به انتقاد از حسن روحانی و دولت او ادامه داده و خطاب به رییس جمهور نوشته:

چرخ نزدیک به ۲۰ هزار سانتریفیوژ می‌چرخید ولی دولت شما بیش از ۱۲ هزار سانتریفیوژ را از چرخش انداخت - متن برجام - و چرخ اقتصاد نیز ماجرای دیگری دارد که به آن اشاره خواهیم کرد و اما آقای رئیس‌جمهور درباره سانتریفیوژ IR۸تمام ماجرا را نگفته‌اند و آن، این که فقط یک دستگاه سانتریفیوژ IR۸ در اختیار داریم که ساخت آن نیز به دولت کنونی ربطی ندارد.

نماینده ولی فقیه در این روزنامه تاکید کرده: مطابق برجام تا ۸ سال و شش ماه دیگر فقط می‌توانیم ۲۹عدد سانتریفیوژ IR۸ بسازیم و پس از آن اجازه داده‌اند تا ۳۰ عدد ساخته شود. یک عدد IR۸ درحالی که حداقل تا ۹ سال دیگر اجازه تولید ۱۶۴ عدد را نداریم، چه دستاوردی است؟آقای روحانی در جای دیگری با افتخار گفته بودند که امروزه می‌توانیم آب‌سنگین صادر کنیم! و توضیح نداده بودند که ۵+۱ ما را مجبور کرده‌اند آب‌سنگین تولید شده خود را به خارج از کشور بفرستیم! کجای این دستاورد است؟

در پایان یادداشت روز کیهان آمده: رئیس‌جمهور خدا را شکر کرده‌ که آنچه را در سال ۹۲ به مردم ایران وعده داده بودند، عمل کرده‌اند و می‌فرمایند؛ «در سال ۹۲ آنچه به مردم در انتخابات اعلام کردیم، نجات اقتصاد ایران، احیای اخلاق و تعامل سازنده با جهان بود»! و می‌فرمایند «از رکود تورمی فاصله گرفته‌ایم»، که باید پرسید؛ در کدام عرصه اقتصادی از رکود فاصله گرفته‌ایم؟ تعطیلی نزدیک به ۶۰ درصد کارخانه‌ها و مراکز تولید، بیکار شدن انبوهی از کارگران، رکود فاجعه‌آمیز در بخش مسکن؟

دامی برای آقای رئیسی

داوودحشمتی در روزنامه قانون نوشته: ابراهیم رئیسی بعد از ثبت نام می گوید شرایط «بیکاری» امروز قابل قبول نیست. و چرا باید یک شخص «بیکار» و «شرمنده خانواده‌اش» باشد. هر دو واژه به کار برده توسط او از سوی رهبر در سخنرانی عمومی مطرح شده و ایشان تنها به تکرار آن حرف‌ها بسنده کرده است. رهبری گفته بود: شرمندگی من از بیکاری جوان کمتر از خودش نیست». آقای رئیسی «شرمندگی و بیکاری» را کلید واژه حرف‌هایش قرارداده است. بدون آنکه متوجه باشد رهبری به عنوان ناظر فراتر از قوا نسبت به موضوع تذکر می دهند، اما او می باید برای این موضوع کارنامه ای از عملکردش ارائه کند، یا دست‌کم براساس دانش و علمی که آموخته ، برنامه ای به مردم معرفی کند.

به نوشته این مقاله این نامزد ریاست جمهوری گفته: «اقتصادی ایجاد کنیم که در تکانه های ایام، دچار آسیب نشود، معنای اقتصاد مقاومتی این است». حالا می توان از او سوال کرد: کدام دولت توانست در شرایط تحریم و بحران و حتی پیش از توافق هسته ای اقتصاد و تورم افسارگسیخته را مهار کند؟ اگر معنای اقتصاد مقاومتی، اقتصاد مقاوم است، (که هست) پس چرا به دولت روحانی که بیشترین کارنامه عملکردی را در این زمینه دارد، در اجلاس خبرگان رهبری انتقاد کردید؟ آیا امروز شاهد تلاطم بازار ارز، مرغ، برنج، گوشت، طلا و قیمت خودرو هستیم؟ اگر نیستیم، (که نیستیم) پس انتقادتان به دولت درباره اقتصاد مقاومتی چه بود؟

در نهایت مهم ترین نقد مقااله قانون به تولیت فعلی آستان قدس رضوی این است که او علت حضورش را «دعوت‌های زیادی از دغدغه مندان» و مثلا بیکارانی که به استان قدس می آیند خوانده، و حالا پرسش این است: چرا در پاسخ آن ها نمی گوید «شرمنده‌ام تاکنون هیچ عملکرد اقتصادی نداشته و در این زمینه تجربه ای ندارم. تخصص و تجربه ام در سالیان زیاد فقه، حقوق و قضاوت بوده است».

کدام اصلح؟

عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد نوشته: وضعیت اصولگرایان از هنگامی که یک جناح تندرو اصولگرایان اصطلاح اصلح را در ادبیات سیاسی آنان وارد کرد، دچار نابسامانی شده است. زیرا مفهوم اصلح روشن است، یعنی آن کسی که «من» تشخیص می‌دهم که او اصلح است. بنابراین «اصلح» نام رمز تبعیت از «من» است. اکنون باید پرسید گروهی که در میان همفکران خود حاضر نیست به رای اکثریت تن دهد، چگونه حاضر می‌شود که در سطح کلان کشور اساس جمهوریت و اکثریت آرا را بپذیرد؟

دبیرکل جبهه پایداری گفته است تشکل تحت مسوولیتش الزامی برای حمایت از گزینه پیشنهادی جمنا نمی‌بیند و تنها اگر نامزد معرفی شده «اصلح» بود، آن موقع پشتیبانی از او را «تکلیف» خود می‌داند. او همچنین خبر داد پایداری، در حال تعیین معیارهای نامزد اصلح است. آقا تهرانی دیروز از مردم خواست برای یافتن نامزد اصلح، نماز جعفر طیار بخوانند.

«عده‌ای می‌گویند که باید ببینیم مقبول کیست و بعدا خودشان مقبول درست کرده و آمار‌سازی می‌کردند، این آمارهایی هم که داده می‌شود معلوم نیست چقدر راست باشد.»

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که: البته در سال ١٣٨٤ نیز با همین شیوه‌ها کسی را با هدف شادی دل امام زمان انتخاب کردند که امروز نمی‌دانند چگونه انتساب خودشان به آن نامزد را رفع و رجوع کنند؟ اینها همه برای آن است که انتخاب اصلح نام رمز تبعیت از من و گروه من است ولی چون نمی‌توانند این را صریح بگویند، متوسل به نماز جعفر طیار و شادی دل ائمه(ع) می‌شوند.

حق نشر عکس Alamy
Image caption کارتون احمد عربانی، قانون

اقتصاد، انتخابات و وعده ها

محمود غلامی در سرمقاله دنیای اقتصاد با اشاره به شعارهای مردم فریب دوران انتخابات با اشاره به سخنان وینستون چرچیل در اولین مبارزه انتخاباتیش به عنوان رهبر حزب محافظه کار که منجر به نخست وزیری وی شد نوشته که او به فقر منابع مادی و کمبود جمعیت بریتانیا اشاره کرد، انکار واقعیت، به انکار مساله، راه‌حل‌های غیر‌واقعی، امیدهای واهی و نهایتا تداوم مشکلات و حتی بازگشت به عقب منتهی می‌شود. تکیه بر داشته‌ها یا حتی اغراق در مورد آنها و فراموشی یا انکار مشکلات و کاستی‌ها یا دست‌کم گرفتن آنها فقط برای کسانی قابل توجیه است که به کوتاه‌مدت می‌اندیشند و برای حافظه بلندمدت مردم، وزنی و سهمی قائل نیستند.

نویسنده معتقد است اگر داوطلبان ریاست جمهوری هم خود از کمبودها نمیگویند شنونده رای دهنده باید آنها را به خود یادآوری کند. وقتی وعده حل مشکلات منطقه‌ای را می‌شنود، باید مدام به خود یادآوری کند که در کدام منطقه زندگی می‌کنیم و به خود بگوید که این مسائل قرار است با کدام دولت‌ها و با چه پیشینه‌هایی حل شود. وقتی وعده حل مشکلات محیط‌زیستی را می‌شنود، باید بداند که حل برخی از این مسائل، ریشه در خارج از کشور دارند و جلب همکاری دولت‌های ذی‌ربط، تا چه حد دشوار است.

نویسنده بدون نام بردن از هیچ نامزد انتخاباتی نوشته: مردم وقتی وعده حل مشکلات اقتصادی و بیکاری را می‌شنوند، باید به خود یادآوری کنند که سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای حل این مشکل چگونه تامین می‌شود. در اقتصاد ایران با توجه به آنکه توان سرمایه‌گذاری و کارآفرینی دولت تا حد بسیار زیادی وابسته به نفت است این مساله پیچیده‌تر می‌شود؛ زیرا کنترل بهای نفت تا حد بسیار زیادی خارج از دست‌های ما و تابع عوامل اقتصادی و سیاسی گوناگونی است که ما بازیگر اصلی آن نیستیم. سرمایه‌های داخلی بدون همکاری و تعامل فعال و البته عزتمندانه با سرمایه‌گذاران خارجی نیز پاسخگوی نیازهای کنونی اقتصاد ایران نیست.

و خلاصه سرمقاله دنیای اقتصاد این که: در روزگار پر تلاطم کنونی، به سیاستمداری نیاز داریم که ضعف‌ها و کاستی‌هایمان را دریابد و برای آنها راه‌حل‌های واقع‌گرایانه ارائه کند ولو آنکه سخنانش برای ما تلخ باشد، نه به دن‌کیشوتی که سوار بر اسب خیال، راه‌های غیر‌واقعی اما خوشایند ارائه کند که البته نتیجه مصیبت‌بار داشته باشد. رای‌دهندگان خوب بدانند که در عرصه اقتصاد لاک‌پشت‌ها از خرگوش‌ها موفق‌تر هستند؛ آنها اگرچه آهسته حرکت می‌کنند، اما حرکتشان پیوسته و البته رو به جلو است.

این بساط جمع شود

جواد دلیری در سرمقاله روزنامه اعتماد یادداشت شانزده سال پیش خود را به یادآورده که درباره وضعیت ناگوار داوطلبان ریاست جمهوری بوده است. بر همین اساس نوشته: اتفاقی که این روزها در خیابان فاطمی می‌افتد، «غم‌انگیز» است هر چند هر چهار سال یک بار روی داده است و تکرار می‌شود. ثبت‌نام از نامزدان انتخابات ریاست‌جمهوری در هر دوره‌ای به یک فیلم کمدی تبدیل شده است. نامزدان می‌آیند تا یک عکس یادگاری بگیرند. فیلمی تلخ که «ضعف قانونی» و «ناتوانی مجریان و قانونگذاران» در اصلاح و تغییر قانون را نشان می‌دهد.

به نوشته این مقاله: اینکه شهروندان در موسم انتخابات، در یک انتخابات ثبت‌نام کنند و خود را به رای بگذارند حق قانونی آنان است اما با حق قانونی به ضعف قانونی تبدیل شده است. به نظر می‌‌رسد بیشتر این افراد دنبال گرفتن عکس یادگاری و رساندن حرف و خواسته‌ای هستند اما رفتار آنها باعث بی‌آبرویی در جهان، پایین آمدن شأن رییس‌جمهور و حتی تحقیر و تمسخر خود شهروندان می‌شود.

سردبیر روزنامه اعتماد در اردیبهشت سال ۸۰ هم در روزنامه ایران نوشته بود: استنباط می‌شود هر شهروند ایرانی «به راحتی» و با کمی جسارت یا بعضا خوش‌بینی داوطلب انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شود و بعد از آن با احساسات زیاد در مقابل ده‌ها خبرنگار و دوربین‌های داخلی و خارجی برنامه‌هایی هم برای پیشرفت کشور ارایه می‌کنند که نمونه‌هایی از آن در بالا ذکر شد.

محمد اسماعیلی در مقاله ای در روزنامه جوان ابراز عقیده کرده: صف طولانی و ازدحام ثبت‌نام‌کنندگان انتخابات ریاست جمهوری و شعارهایی که عمدتاً از روی لودگی توسط ثبت‌نام‌کنندگان گفته می‌شود و ثبت‌نام دختر شش ساله، خانواده پنج نفره، دوقلوهای مشابه، ۲۰۰ کیلویی و جوان ششم ابتدایی این پرسش را مطرح می‌کند که آیا نقص قانون عامل پدید آمدن چنین بلبشوی سیاسی است یا آنکه علت را باید در سایر حوزه‌ها جست‌وجو کرد؟

ثبت‌نام فله‌ای اقشار مختلف جامعه در انتخابات (که در پنج روز ثبت‌نام نامزدهای انتخاباتی سال ۸۸ رونق گرفت) گلایه آیت‌الله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان را نیز به همراه داشته و کنایه سیاستمداران و تعریض حقوق‌دانان را نیز موجب شده است.

حاشیه‌های خنده‌آور - در عین حال تلخ- ثبت‌نام‌کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری (فارغ از انگیزه روانی ثبت‌نام‌کنندگان) ضرورت جمع کردن بساط اینچنینی را مطرح می‌کند، آن هم با به کارگیری ابزارهایی حقوقی که قانونگذار در اختیار مراجع ذی‌صلاح قرار داده است.

مقاله جوان با دفاع از خودداری شورای نگهبان در ایجاد محدودیت برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری از مجلسه گلایه کرده که چرا با اصرار در نظر قبلی خود برای در نظر گرفتن شرایط و محدودیت هایی که افراد نتوانند سرازیر شوند و خودنمایی کنند طرحی تصویب نمی کند که اگر با مخالفت شورای نگهبان هم روبرو شد به مجمع تشخیص مصلحت فرستاده شود و این بساط مضحک را از راه قانون جمع کند.

شرط وام و شرط ریاست جمهوری

حق نشر عکس اعتماد
Image caption کارتون رضا جنگی، اعتماد

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: برای گرفتن وام ۱۰۰ هزار تومانی از همسایه این ها لازم است: داشتن مدرک فوق لیسانس، تاییدیه از شورای نگهبان، مجلس و امضای دست‌کم شش هزار نفر پای برگه درخواست، داشتن ۱۰ سال سابقه کار اجرایی در نهادهای معتبر، برخورداری از پایگاه مردمی و اعتبار اجتماعی.

اما طنزنویس یادآوری که برای انتخابات ریاست‌جمهوری داشتن این شرایط کافی است: دل‌شاد و تن سالم که البته دومی خیلی جدی نیست. همین که بتوانی خودت را کشان‌کشان هم به محل حادثه برسانی کافی است. شرط سنی ندارد. بچه هفت ساله را هم خواستید ببرید ثبت‌نام کنید. نه مدرک تحصیلی مهم است، نه سابقه کار اجرایی و نه چیز دیگری! همین که بروید آنجا خودشان یک برگه می‌دهند دستتان.

و خلاصه طنز جهان صنعت این که: از علاقه‌مندان دعوت می‌شود یک جوری تیپ بزنند که در عکس‌ها خوب دیده شوند. زدن کراوات قرمز جیغ به همراه عینک دودی آبادانی، گرفتن عروسک در دست و همراه داشتن جلیقه و کلاه ایمنی مخصوص آجر بالا اندازان در پروژه‌های بلای ۲۰ طبقه موجب امتنان عکاسان حاضر خواهد بود. و نتیجه اخلاقی: از دوره بعد موقع ثبت‌نام، از هر نامزد یک میلیون تومان وجه ثبت‌نام بگیرید. ورزشگاه آزادی هم اگر مفتی باشد مردم پر می‌کنند. این که هم فال است و هم تماشا!

محمدصادق عابدینی در گزارشی در روزنامه جوان نوشته: تدوین دستور‌العمل استفاده از تلگرام در انتخابات به معنای به رسمیت شناختن تأثیرگذاری تلگرام و به تبع آن دیگر شبکه‌های اجتماعی در فضای سیاسی کشور است و به معنای پایان یافتن رسمی چهار دهه قدرت‌نمایی مطلق تلویزیون در حوزه اطلاع‌رسانی و اقناع افکار عمومی در انتخابات.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران از این به بعد صدا و سیما باید قبول کند رقیبی جوان و البته با امکانات بیشتر قرار است در حوزه اطلاع‌رسانی، تبلیغات و فضاسازی انتخاباتی حضور داشته باشد و هر روز سهم بیشتری از افکار عمومی را به خود اختصاص دهد. اما هنوز تلویزیون ابزاری در اختیار دارد که می‌تواند انتهای رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری را به نفع نامزدی که از این شرایط بهتر استفاده کند، تغییر دهد.

جوان در نهایت نظر داده که: مناظره‌های نامزدهای ریاست جمهوری چه در کشورمان و چه در دیگر کشورهایی که انتخابات در آنها برگزار می‌شود، تأثیر بسزایی در پیروزی یا شکست نامزدهای انتخاباتی دارد. مناظره‌های انتخاباتی ترامپ و کلینتون در امریکا جدید‌ترین مناظره‌های جنجالی تلویزیونی در جهان بود. چهار سال پیش نیز نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در کشورمان در مناظره‌های تلویزیونی به بیان برنامه‌ها و نقد نظرات دیگر نامزدها پرداختند. تلویزیون به رغم اینکه رسانه‌ای تعاملی نیست، اما توانسته ابزار قدرتمندی مانند برگزاری مناظره را حفظ کند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

دنیا چطور انتخاب می کند

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در صفحه طنز شهروند با اشاره به شو انتخابات و ثبت نام برای آن نوشته:مردم در ایران یک چیزی را برعکس متوجه شده‌اند؛ دوستان به جای اینکه برای انداختن رأی‌شان به صندوق مراجعه کنند، برای ثبت‌نام در انتخابات هجوم آورده‌اند به ستاد انتخابات. خلاصه بعد از وقوع سونامی ثبت‌نام آحاد مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری چیزی نمانده بود ما را هم با خودش برای ثبت‌نام بکشاند اما ببینیم در دنیا چه پروسه‌ای برای انتخابات ریاست‌جمهوری پیش‌بینی کرده‌اند.

به نوشته این طنزنویس در سوئد برای ثبت‌نام کاندیداهای ریاست‌جمهوری سوئد باید صبر کنید نظام اداره آن کشور تغییر کند؛ یعنی غیر از آن مهرورزی که اخیرا برای رئیس‌جمهوری سوئد پیام تسلیت فرستاد، همه می‌دانند که سوئد پادشاه دارد و نخست‌وزیر اما عوضش کره‌شمالی که رئیس‌جمهوری ندارد اما دلیل نمی‌شود مردم نروند پای صندوق رأی و به کیم جونگ اون رأی ندهند. در روسیه هم برای ثبت‌نام به‌عنوان کاندیداتوری ریاست‌جمهوری فقط دو شرط ساده وجود دارد. قبلا یا نخست‌وزیر پوتین بوده باشید یا نخست‌وزیر مدودف؛ همین!

این طنزنویس افزوده: در چین نزدیک یک و نیم‌میلیارد نفر زندگی می‌کنند و شمردن این همه رأی هر بار کار وقت‌گیری است و سال‌ها طول می‌کشد که رأی‌ها را بشمارند و سال‌ها طول می‌کشد رأی‌ها بازشماری شود، سیستمی طراحی کرده‌اند که هر چینی در طول عمرش فقط یک بار بتواند برود به رئیس حزب کمونیست چین رأی بدهد و خلاص. اما در آمریکا انیشتین، وودی آلن، همینگوی، دالایی لاما و حتی نلسون ماندلای فقید هم می‌توانند برای ریاست‌جمهوری کاندیدا شوند. البته به شرطی که یا جزو الاغ‌ها باشند یا فیل‌ها و البته مهمترش این است که سرانجام پادشاه احمق‌ها از صندوق بیرون می‌آید.

موضوعات مرتبط