روزنامه های تهران، دیکتاتوری در ترکیه، انتخابات در ایران

روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه ۲۹ فروردین در سرمقاله خود با بررسی نتایج همه پرسی ترکیه به آن تاخته و آن را نشانه آغاز دوران تازه ای از حکومت نوع سلطانی در بازمانده امپراتوری عثمانی خوانده اند. در همین حال انتخابات ریاست جمهوری که هنوز فهرست قطعی نامزدهای آن آشکار نشده، مهم ترین موضوع گزارش هایی است که هر روزنامه بر اساس تمایلات سیاسی خود به بحث و نقد آن پرداخته است.

روزنامه های هوادار دولت انتقاد کرده اند که نامزدها به جز حسن روحانی برنامه ای ارایه نداده و فقط مخالفت خود را با دولت اعلام می دارند و روزنامه های تندرو ایراد می گیرند که هواداران دولت در قالب سه کاندیدا چرا جواب پرسش های مردم درباره شرایط اقتصادی را نمی دهند.

در میان مقالات مخالف دولت در نشریات اصولگرا و تندرو هیچ اشاره ای به نگرانی های فرهنگی معمول دینداران به چشم نمی اید و هر چه هست ابراز نگرانی از بیکاری و کمبود اشتغال و وضعیت معیشت مردم است.

حق نشر عکس خراسان
Image caption تیتر و عکس صفحه اول خراسان

دیکتاتورها هم انتخابات را دوست دارند

فضل الله یاری در سرمقاله همدلی نوشته: دیکتاتورهای کت و شلوارپوش که تلاش می‌کنند تصور سلطانی از حکومت خود را بزدایند، راه آن را پیدا کرده‌اند؛ «انتخابات» و در این مسیر آن‌چنان مصرند که همه قوای کشوری را برای برگزاری آن به کار می‌گیرند و حتی اگر لازم باشد از برخی منافع ملی می‌زنند تا انتخابات را در سرزمین‌های دشمن نیز برگزار کنند.

رجب طیب اردوغان از همین قماش است. او اگرچه شیک‌ترین لباس‌های یک تکنوکرات مدرن را می‌پوشد، و اگرچه بر«جمهوری» ترکیه تاکید می‌کند اما گویا نمی‌تواند آن شمایل افسانه‌ای سلطان همه‌کاره ملک و ملت را در درون خود پنهان کند و مقهور بی‌تابی آن برای ظهور و بروز می‌شود.

به نوشته این مقاله: رئیس جمهور ترکیه در حالی خواستار افزایش اختیارات شده که در ۱۰ ماه پس از کودتای نافرجام، هرچه خواست کرد؛ زندانی کردن ۱۸۰۰ نفر از افسران، حقوق‌دانان، معلمان، اساتید دانشگاه، نمایندگان مجلس و اقشار مختلف مردم و اخراج نزدیک به ۵۳۵۰۰ نفر و تعطیلی ۴۵ روزنامه، ۱۵مجله، ۲۳ فرستنده رادیویی، ۱۶ فرستنده تلویزیونی و ۲۹ بنگاه مطبوعاتی، حاصل عملکرد قهرآمیز رجب طیب اردوغان در مقام رئیس «جمهور» ترکیه بوده است. او اگرچه در همه این موارد با اعتراض نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی جهان روبه‌رو شد و عملا به آن بی‌توجه بوده است، اما گویی برای ادامه این وضعیت - که ظاهرا بدون هیچ مانعی در حال تداوم است - نیاز به یک «انتخابات» و «همه‌پرسی» را نیز احساس کرده است.

همدلی نوشته: اردوغان می‌خواهد که از دل پوسته دمکراتیک آن منویات سلطانی خود را مشروعیت ببخشد و البته از این رهگذر، همه تصمیمات خود را به «مردم» منتسب کند. گویی دیکتاتوری مدرن کت و شلوارپوش، انتخابات را به اهرم‌های خود اضافه کرده است؛ چیزی مثل زندان، مثل پلیس، مثل دستگاه سرکوب و…

علی ودایع در سرمقاله مردم سالاری نوشته: ورای تمام تنش‌های کشنده‌ای که جای تنش صفر ترکیه را گرفته است‌؛ اتحادیه اروپایی عملا از نوعثمانی گری خشمگین است. بروکسل که همواره نگران وقوع کودتا در این عضو مهم پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) بود امروز با پیروزی همه‌پرسی ترکیه شاهد رونمایی از سیستم دیکتاتوری عثمانی است. قاره سبز به پایگاه نظامی ‌اینجرلیک به عنوان برج دیدبان امنیت خود در جنوب شرقی اروپا نگاه می‌کند.

به نوشته این مقاله: گاف بزرگ اردوغان اینجاست که همانند کبک سر زیر برف کرده و گمان می‌کند در عرصه سیاست رقیبی برای رئیس جمهوری ترکیه وجود ندارد. جنون قدرت طلبی که ویژگی مشترک دیکتاتورهای دنیاست در سیاست‌های عثمانی گرایانه اردوغان در فضای دموکراتیک ترکیه جلوه ناخوشایندی گرفته است. نیم نگاهی به آمار صندوق‌های رای نشان می‌دهد که شهرهای عمدتا سیاسی و اروپایی نشین نظیر آنکارا،استانبول،ازمیر در کنار مناطق کردنشین نظیر دیاربکر با سیستم اردوغان مخالفت کرده اند و در این شهرها اعتراضاتی رخ داده است که با شایعه تقلب و گذشت زمان ابعاد گسترده تری خواهد گرفت. واکنش‌های تند هواداران اردوغان علیه منتقدان و مخالفان ترکیه را به وضعیت بدون بازگشت می‌کشاند.

مردم سالاری نوشته: تجربه نشان می‌دهد که آشوب‌های سیاسی منجر به سیر نزولی اقتصاد خواهد شد. نارضایتی از رکود و تورم در ترکیه که از ۳ سال پیش آغاز شده است مقدمه شورش فراگیر را فراهم خواهد کرد و اینجاست که انقلاب مخملی یا حتی کودتا عملیاتی خواهد کرد. کمالیست‌ها که کینه اردوغان را به دل دارند، هم با همین دیدگاه از همه‌پرسی حمایت کردند تا قدرت را به دست بگیرند. اردوغان سودای ریاست جمهوری اقتدارگرایانه عثمانی را تا سال ۲۰۲۹ در خیال خود می‌پروراند اما کبک رئیس جمهوری ترکیه عمری طولانی نخواهد داشت. کبک اردوغان گوشتی لذیذ برای کباب سرو کباب ترکی در میدان تقسیم استانبول است.

روابط با ایران

محمد علی دستمالی در سرمقاله خراسان نوشته: طی چند سال اخیر، نه تنها به خاطر اهمیت خاص و فرامنطقه ای پرونده سوریه، بلکه به دلایل متعدد اقتصادی و امنیتی، روابط ترکیه با عربستان سعودی، قطر و بحرین عمیق تر و گسترده تر شده است و تاجران بزرگ این کشورها، میلیاردها دلار از سرمایه های خود را به ترکیه منتقل کرده و در حوزه های مسکن، انرژی و گردشگری، مشغول به فعالیت هستند. چنین به نظر می رسد که با تثبیت جایگاه و موقعیت اردوغان و آک پارتی، این رابطه بیش از پیش تقویت خواهد شد و اردوغان از شانس و فرصت بیشتری برای تبدیل شدن به یک رهبر اسلامی باب دل اعراب، برخوردار خواهد شد.

به نوشته این مقاله: طی چند سال اخیر، با وجود تغییرات مثبتی که در دوران مسئولیت دکتر روحانی، بین روابط ترکیه و ایران به وجود آمد، هنوز هم به خاطر اختلافات عمیقی که بر سر مساله سوریه به وجود آمده، روابط تهران و آنکارا در سطح مطلوبی نیست. در چند ماه اخیر، متاسفانه برخی اظهارات تند اردوغان در مورد نقش ایران در منطقه و خویشتن داری ملموس ایران بارزترین بخش روابط دو کشور بوده است.

خراسان نظر داده که: از این به بعد نیز، یکی از مسائل مهمی که می تواند تعریف روشنی از روابط و همکاری های آینده ایران و ترکیه ارائه دهد، فینال پرونده سوریه است. چنین به نظر می رسد که اردوغان و اکیپ سیاست خارجی او، قصد ندارند در رویکرد خود نسبت به سوریه تغییر خاصی ایجاد کنند و به همین نسبت در شرایط جدید و با توجه به معادلات جهان و منطقه، روابط ترکیه و ایران نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

عقبگرد تاریخی ترکیه

پویا جبل‌عاملی در دنیای اقتصاد نوشته: شاید امروز اردوغان و طرفدارانش بسی از پیروزی میلی‌متری خود شادمان باشند، شاید آنان در خیال خود صحنه‌ای را مجسم می‌کنند که بدون مانع قانونی، می‌توانند آمال خویش را برای جمهوری ترکیه محقق کنند، شاید آنان دیگر اطمینان دارند ترکیه سریع‌تر از گذشته آنی خواهد شد که می‌خواهند، اما آیا واقعا اصلاح قانون اساسی و افزایش اختیار رئیس‌جمهوری و برداشتن محدودیت‌ها از حوزه قدرت، به نفع این کشور و حتی به نفع خود حزب حاکم عدالت و توسعه است؟

این اقتصاددان با اشاره به کتاب اقتصاددان شهیر ترک، دارن عجم اوغلو «چرا کشورها شکست می‌خورند؟» نوشته: اصلاحات اردوغان در پی ایجاد شرایطی در سپهر سیاسی ترکیه است که نه‌تنها جلوی توسعه اقتصادی این کشور را می‌گیرد، بلکه می‌تواند دستاوردهای قریب دو دهه حزب حاکم را از بین ببرد. عجم اوغلو به‌خصوص در مقالات علمی اخیرش نشان می‌دهد که برای توسعه‌یافتگی، دولت به معنای گسترده‌اش نه صرفا قوه مجریه، باید دو خصوصیت داشته باشد. اول آنکه ظرفیت (Capacity) و توانایی عرضه کالای عمومی را داشته باشد و دوم آنکه حوزه قدرت در آن محدود باشد و دولت از توازن قدرت گروه‌های مختلف سیاسی حاصل شود؛ به‌نحوی‌که یک گروه قادر نباشد به‌طور مطلق و تا آینده‌ای نامعلوم گروه‌های رقیب را پس براند.

دنیای اقتصاد در نهایت نوشته: اصلاحات قانون اساسی ترکیه که تا سال دیگر به مورد اجرا گذارده می‌شود کاملا بر خلاف خصوصیت دوم است؛ به‌ویژه بندی که در مورد افزایش اختیارات ریاست‌جمهوری در قوه‌قضائیه است. دموکراسی در سایه قوه‌قضائیه مستقل از حاکمیت، کارآمد خواهد بود؛ زیرا بزرگ‌ترین وظیفه آن محافظت از حقوق شهروندی در برابر قدرت است. اگر قوه‌قضائیه ترکیه وامدار قدرت حاکم باشد، چگونه قادر است از حق شهروندان دفاع کند؟

طول و عرض ترکیه جدید

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در صفحه طنز شهرونگ به گمانه زنی درباره سال های اینده ترکیه پرداخته و نوشته در سال ١٣٩٧ حدود ١١٧ نفر روزنامه‌نگار و ١٨ روزنامه و مجله در ترکیه به جرم چاپ کاریکاتور خودشان دستگیر می شوند و اعلام می شود سطح هوشیاری دولت به‌حدی رسیده که بفهمد این روزنامه‌نگاران خائن با این کار قصد تحقیر و تمسخر دولت را داشته‌اند و در سال ١٤٠٠ اردوغان در یک نطق احساسی خواستار برگزاری همه‌پرسی درخصوص تغییر محل جغرافیایی کشور از طول و عرض جغرافیایی فعلی و انتقال آن به حوزه بالکان یا دریای کاراییب می شود.

طنز نویس ترکیه ١٤٠١ را چنین توصیف می کند: همه‌پرسی تغییر طول و عرض جغرافیایی کشور و ٦٦درصد مردم به آن رأی مثبت دادند. دریای کاراییب در اعتراض به نتیجه این همه‌پرسی خشک شد. اردوغان منتقدان برگزاری این همه‌پرسی را اردک خطاب کرد و در نیمه دوم ١٤٠١ اردوغان ایران را متهم کرد که از روی حسادت و به خاطر رویای تشکیل امپراتوری پارسی در تغییر محل کشور ترکیه و انتقالش به حوزه کاراییب سنگ‌اندازی می‌کند. اما سال بعدش با عقیم ماندن طرح تغییر عرض و طول جغرافیایی ترکیه، اردوغان از شهروندان ترکیه در جزایر دریای کاراییب خواست با فرزندآوری مکرر و دستکاری ژنتیکی درخصوص دو یا سه‌قلوزایی ظرف یک دهه کاراییب را به ترکیه دوم تبدیل کنند تا انتقال ترکیه به آن منطقه از جهان توجیه داشته باشد.

طنز شهرونگ به این جا می رسد که در سال ١٤٠٨ دولت ترکیه نسبت به چاپ شعر «یه توپ دارم قلقلیه» در کتاب‌های درسی ایران اعتراض می کند. اردوغان در یکی از نطق‌های معروفش گفت درج عبارت «نمی‌دونی تا کجا میره» در شعر مذکور توهین مستقیم به من است. چون من همه چیز را می‌دانم و می‌دونم تا کجا میره. وی خواستار عذرخواهی هنرمندان ایران از خودش شد. و در سال ١٤٢٠ پلیس ترکیه تنها روزنامه‌نگار باقیمانده در آن کشور را درحالی‌که در ٧سال گذشته مشغول شستن ظرف در رستوران‌های استانبول بوده بازداشت می کند.

حق نشر عکس فرهیختگان
Image caption کارتون امیرحسین ضرغام، فرهیختگان

انتخابات و برنامه هایشان

اعتماد در سرمقاله خود نوشته: نامزدهای انتخاباتی هنوز وارد بحث اصلی نشده‌اند چرا که دوست ندارند درباره این موضوع حرفی بزنند. مباحث اصلی کشور کدام هستند؟ این وسط فقط تکلیف برنامه های حسن روحانی مشخص است در حالی که مردم باید بدانند در این انتخابات چه چیزی را به دیگری ترجیح دهند؟ آیا باید براساس شکل و ظاهر نامزدها رای دهند؟ طبیعی است که باید براساس برنامه رای بدهند، ولی هیچ‌کدام از رقبا هیچ برنامه‌ای ارایه نداده‌اند. البته منظور از داشتن برنامه، نوشتن یک جزوه صد صفحه‌ای نیست که هیچ‌کس آن را نمی‌خواند بلکه منظور بیان چند جمله مشخص درباره سیاست هر نامزد در موضوعات فوق است.

این روزنامه اصلاح طلب برای نمونه اشاره کرده که: نامزدها باید درباره برجام موضع‌گیری صریح و روشنی داشته باشند. آیا برجام را برای کشور مفید می‌دانند یا خیر؟ اگر بلی، در گذشته چرا نگاه منفی به آن داشته‌اند و چرا اکنون تغییر موضع داده‌اند؟ آیا این بی‌صداقتی و فرصت‌طلبی سیاسی تلقی نمی‌شود؟ اگر آن را مفید نمی‌دانند، پس بگویند با برجام چه خواهند کرد؟ آیا آن را لغو می‌کنند؟ یا در آتش می‌اندازند؟ با مساله تحریم‌های شدید با توقف صدور نفت یا بحران منطقه‌ای به ویژه وضعیت سوریه و حضور ایران در آنجا چه سیاستی را پیگیر خواهند شد؟ آیا برای یمن و سوریه طرح صلحی دارند؟

موضوع دیگری که به نظر سرمقاله اعتماد مهم است: برای اشتغال از کجا می‌خواهند منابع لازم را تامین کنند؟ آیا با جذب سرمایه خارجی این کار را خواهند کرد؟ اگر خیر پس از کجا؟ اگر بلی، تامین این هدف با سیاست خارجی تنش‌آفرین این افراد در تعارض است. درباره اصلاح نظام اداری و مبارزه فساد چه برنامه‌ای دارند؟ چگونه می‌خواهند این غول فساد را ریشه‌کن کنند؟ و مهم‌تر از همه اینکه پرونده و سابقه خودشان در تقویت این مشکل چه بوده است؟

مرتضی مبلغ هم در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته قریب به اتفاق نامزدهای انتخاباتی دور از نگاه کارشناسی و علمی، غیر قابل تحقق و فاقد شاخص‌های مبتنی بر واقعیت دارند. ارائه این برنامه‌ها که در قالب شعار و ادعاهای هیجانی مطرح می‌شود برخی از آن ها، عمدتاً به صورت تخریبی و غیر سازنده بر مشکلات کشور متمرکز شده و راهبرد تضعیف و تخریب را در پیش گرفته‌اند و در پیگیری این راهبرد تخریبی اتفاقاً بر روی نقاط مثبت و دستاوردهای چشمگیر دولت یازدهم که مبتنی بر خواسته و مطالبه ملی بوده است، دست گذاشته‌اند.

به نظر این فعال اصلاح طلب: تاکنون هیچ یک از نامزدها حرف دقیق، علمی و مبتنی بر واقعیات مطرح نکرده و به جای آن، با طرح یکسری شعارهای غیر واقعی، هیجانی و غیر قابل اجرا سعی کرده‌اند یک فضای تخریبی را علیه دولت فعلی به وجود آورد و از رهاورد این فضا به نفع خود بهره‌برداری کند. در حالی که توقع می‌رود جناح‌های حاکم مبتنی بر منافع ملی رقابت کنند و برنامه‌های قابل اجرا برای برون‌رفت از مشکلات موجود ارائه کنند نه آنکه بدون هیچ خط قرمزی، برنامه‌های خود را با وجه تخریبی و تهاجمی پیش ببرند.

به نوشته سرمقاله ایران: این جریان‌ها به دو دلیل به اهداف خود نمی‌رسند؛ یک آنکه خود نفس انجام پیگیری رویکردهای غیرسازنده اثر معکوس دارد و جامعه را متوجه می‌کند که کسانی که به اسم مردم و با تخریب رقیب وارد صحنه شده‌اند روش سازنده‌ای ندارند و در چنین شرایطی فضای انتخاباتی بشدت رونق می گیرد و شور انتخاباتی پررنگ می شود و همه اینها به نفع کسانی است که حقیقتاً دغدغه منافع ملی دارند.

خطوط کلی و ماموریت ها

کیهان در یادداشت روز خود نوشته: یک ماه دیگر انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری برگزار می‌شود و علی رغم آنکه یک هفته دیگر به آغاز تبلیغات رسمی زمان باقی‌است اما خطوط کلی و محل تقاطع گفتمان‌های اصلی و البته رقیب در این دوره تا حد زیادی روشن است. در نگاهی کلی این دو گفتمان را می‌توان اینگونه ساده‌سازی کرد؛ گفتمانی که مدافع وضع موجود است و سامان یافتن مشکلات را در تداوم همین وضعیت می‌بیند. دولت یازدهم نماد ساختاری این گفتمان و آقای روحانی، جهانگیری و محمد هاشمی - به عنوان نامزدهای بالقوه- چهره‌های حامل این گفتمان در میدان رقابت پیش رو هستند.

به نوشته محمد صرفی در این یادداشت: گفتمان دوم منتقد وضع موجود و خواهان تغییر و تحول است. آقای رئیسی، قالیباف و زاکانی را می‌توان از چهره‌های اصلی این گفتمان در میدان رقابت دانست. البته پرچمداران این گفتمان محدود به این چند چهره نبوده و همان‌قدر که حضور آنها موثر و تعیین‌کننده است، حرکت انقلابی، ارزشی و اخلاقی چهره‌هایی همچون سعید جلیلی و مهرداد بذرپاش که با عدم ثبت‌نام خود و اعلام آمادگی برای کمک به این جبهه تحول‌خواه، راه را برای رسیدن به هدف هموارتر کردند، موثر و قابل تحلیل و البته تقدیر است.

این روزنامه تندرو در نهایت تصریح خود را بر لزوم رای دادن به نامزدهای گفتمان دوم بیان داشته و دولت و هوادارانش را متهم کرده که چند محور اصلی در تبلیغات دارد که یکی از آن ها ۱- سیاه‌نمایی گذشته و ارائه تصویری کاملاً منفی و حتی رعب‌انگیز در حوزه‌های مختلف نسبت به دولت‌ پیشین است.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون حامد بذرافکن، قانون

معیار های مصلحتی شورای نگهبان

نادر کریمی‌جونی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: معیار تایید صلاحیت نامزدهای ریاست‌جمهوری چیست؟ روی کاغذ و براساس قانون اساسی این معیارها واضح و روشن است و نمی‌توان دامنه آن را افزایش داد اما در عمل شورای نگهبان چنان این معیارها را تفسیر می‌کند که حوزه‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم در هیچ‌یک از مواد قانونی نیامده هم به دایره معیارهای تعیین صلاحیت نامزدها اضافه می‌شود.

نویسنده با تاکید بر این که افکار عمومی با تعجب می‌پرسد که چرا رفتار شورای نگهبان در مورد صلاحیت نامزدها مصداق یک‌بام و دوهوا شده است به عنوان مثال نوشته: در حالی که در انتخابات ۸۴ بسیاری شهردار تهران را در بهترین حالت رجل سیاسی نمی‌دانستند، این شورا محمود احمدی‌نژاد را رجل سیاسی شناخت و صلاحیت وی برای حضور در آن انتخابات را تایید کرد اما در همان حال این شورا صلاحیت مصطفی معین، وزیر علوم دولت اصلاحات و محسن مهرعلیزاده، معاون رییس‌جمهور دولت هشتم را احراز نکرد. در آن هنگام همه می‌پرسیدند چگونه وزیر و معاون رییس‌جمهور یک دولت نمی‌تواند نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شود اما در همان حال یک شهردار صلاحیت احراز این نامزدی را کسب می‌کند. از همه جالب‌تر رد صلاحیت اکبر‌ هاشمی‌رفسنجانی در انتخابات ۹۲ بود.

به نظر سرمقاله جهان صنعت: با این همه اگر صلاحیت احمدی‌نژاد برای نامزدی انتخابات ۲۹ اردیبهشت احراز نشود، احتمالا هیچ‌کس تعجب نمی‌کند چراکه شورای نگهبان می‌تواند بدون توضیح فقط اعلام کند که نتوانسته صلاحیت محمود احمدی‌نژاد برای حضور در رقابت‌های انتخاباتی را احراز کند. در این صورت سوالی که همچنان بی‌پاسخ می‌ماند، آن است که آیا اساسا معیارهای ثابت و روشنی برای احراز صلاحیت متقاضیان نامزدی انتخابات وجود دارد و آیا این معیار برای ملاحظات و مصالحی که فقط اعضای شورای نگهبان از آن خبر دارند، دچار تغییر و تحول نمی‌شود؟

این‌قدر فشارنیاورید

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شهروند

آیدین سیارسریع در صفحه بی قانون نوشته برخی خبرهای تلخ و عذاب‌آور قلب انسان را به درد می‌آورد. مهلک‌ترین و سهمگین‌ترین خبر این بود که آقای محسن رضایی اعلام کرد که امسال کاندیدا نخواهد شد. ایشان برای بیان این مهم، پیامی خطاب به مردم نوشته که این‌گونه شروع می‌شود: «از اینکه در مقابل فشارها و اصرارهای شما مقاومت کردم و برای ثبت‌نام به وزارت کشور نرفتم، عذر مرا بپذیرید.» مردم ما یک اخلاق بدی که دارند این است که دم انتخابات می‌چسبند به رجال سیاسی و هی فشار می‌آورند.

به نوشته این طنزنویس: معمولا آن‌هایی که آمده‌اند، می‌گویند در اثر فشارها آمده‌ایم. آن‌هایی هم که نیامده‌اند در‌حالی‌که پهلوی‌شان را می‌مالند، می‌گویند در مقابل فشارها مقاومت کردیم و نیامدیم. سوال من از مردم این است که آخه چرا فشار می‌آورید بی‌انصاف‌ها؟ چرا رجال ما را در تنگنای عذاب وجدان و احساس تکلیف قرار می‌دهید؟ حالا فشار خوب است، چند روز پیش اینجا هم نوشتیم که طرفدار یکی از کاندیداها می‌خواست نامزد مذکور را با ریسمان به وزارت کشور ببرد؛ یعنی مردم ما تا این حد در بحث تعیین اصلح جدی‌اند. بقیه نامزدها را با تهدید شاتگان و گروگانگیری زن و بچه و... بردند وزارت کشور وگرنه نمی‌آمدند که!

با این شرایط ما بعد از تایید صلاحیت‌ها با جمعی از انسان‌های مجبور ناراضی روبه‌رو هستیم که در آخر یک نفر با اکراه اول می‌شود و می‌گوید والا ما راضی نبودیم ولی حالا که اصرار می‌کنید چهار سال ریاست می‌کنم؛ البته نه فقط در عرصه انتخابات، بلکه در بقیه جنبه‌های زندگی هم ما ایرانی‌ها آدم‌های مجبور و مُکرَهی هستیم. برعکس همه ابنای بشر ما هیچ‌گونه میلی به ثروت نداریم و معتقدیم قدرت چیه؟ اه کثافت!

موضوعات مرتبط