چمدان: 'برای مهاجرت به آمریکای‌جنوبی بیایید'

  • 23 آوریل 2017 - 03 اردیبهشت 1396
پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
جهانشاه جاوید سه سالی است که مقیم پرو شده

جهانشاه جاوید یک آمریکایی متولد آبادان است.

او آمریکایی بودن را از پدر و مادرش که شهروند ایالات متحده بودند به 'ارث' برد هر چند این روزها اهل آمریکای‌جنوبی شده است.

پدربزرگ او ابوالقاسم بختیار موسس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران بود.

جهانشاه ۱۴ساله بود که برای تحصیل در دبیرستان خصوصی تاچر به جنوب کالیفرنیا فرستاده شد.

نوجوانی او هم‌زمان بود با بحبوحه شکل‌گیری انقلاب اسلامی در ایران. او که اخبار و تحولات ایران را با امید به شکل‌گیری یک جنبش مردمی بزرگ و "ایرانی بهتر" دنبال می‌کرد بالاخره در سال ۵۹ و کوتاه زمانی بعد از تمام کردن دبیرستان به ایران بازگشت تا "همراه مردم و انقلاب" شود.

حق نشر عکس Jahanshah
Image caption جهانشاه جاوید (اول چپ) دوران دبیرستان را در مدرسه خصوصی تاچر در جنوب کالیفرنیا گذراند

"در ۱۸-۱۹ سالگی واقعا نمی‌دانی که چه می‌کنی و تنها سال‌ها بعد است که می‌فهمی چه اشتباهی کردی."

"وقتی در سال ۵۹ با هزار شوق و ذوق به ایران بازگشتم یک چمدان پر از بریده جراید داشتم. همه اخبار مربوط به انقلاب و تظاهرات‌ها را که در روزنامه‌های اصلی خارج چاپ شده بود جمع کرده بودم. آن را به یکی از دفتر جنبش مسلمانان مبارز که در ساختمان سازمان زنان سابق تشکیل شده بود. وقتی با هیجان چمدان را مقابل‌شان گذاشتم با تعجب نگاهم کردند... فکر کنم پیش خودشان گفتند این بابا دیگه کیه؟... اما بعد که چمدان پر از روزنامه‌های بریده شده را باز کردند باورشان شد که راست می‌گفتم."

بشنوید: نسخه رادیویی چمدان جهانشاه جاوید را اینجا کلیک کنید و بشنوید

جهانشاه از سرنوشت آن چمدان خبر ندارد اما "امیدوار" است که از آن دست کم برای تهیه سندی یا تحقیقی درباره انقلاب اسلامی استفاده شده باشد.

آشنایی او با زبان انگلیسی خیلی زود برایش فرصت کار کردن در خبرگزاری رسمی ایران را فراهم کرد. خبرگزاری که آن روزها با نام "پارس" فعال بود و هنوز "ایرنا" نشده بود.

"آن اوایل دستیار خبرنگار بودم و ترجمه می‌کردم... بعد به عنوان خبرنگار ایرنا به لندن فرستاده شدم و پس از بازگشت به کادر دبیران بخش انگلیسی پیوستم."

'شوق تغییر' در جهانشاه مانند بسیاری از دیگر جوانان انقلابی با رادیکال شدن جریانات سیاسی در همان سال‌های ابتدایی دهه ۶۰ کم‌کم فروکش کرد و رو به یاس گذاشت.

حق نشر عکس Jahanshah
Image caption جهانشاه: "خانواده‌ام مذهبی نبودند اما من به عشق انقلاب نمازخوان شده بودم".

او که در خانواده‌ای غیرمذهبی به دنیا آمده بود بعد از ۲۲ بهمن ۵۷ نمازخوان شد هر چند می‌گوید هیچ گاه یک مسلمان "دو آتیشه" نشد.

"همیشه با خشونت مخالف بودم اما موضوع اینجاست که در آن سالها خیلی دیر با خشونت‌ها مخالفت کردم. آن اوایل همه چیز را توجیه می‌کردیم. من هم به عنوان یک شهروند و هم بعدها که یک خبرنگار شدم باید آن اعدام‌ها و خشونت‌ها علیه مردم را خیلی زودتر محکوم می‌کردم."

بشنوید: نسخه رادیویی چمدان جهانشاه جاوید را اینجا کلیک کنید و بشنوید

آن طور که جهانشاه می‌گوید تیر خلاص رابطه او و انقلاب ۵۷ موافقت آیت‌الله خمینی، بنیانگذار انقلاب با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد بود.

"اصلا نمی‌فهمیدم که بعد از هشت سال جنگ بیهوده، بعد از آن همه کشته که دادیم و آن همه شعارها برای رفتن به قدس و کربلا، حالا چه طور یک شبه باید با صدام حسین صلح می‌کردیم. بعد از قطع‌نامه به خودم گفتم که من باید خیلی زود از اینجا (ایران) دور شوم، چرا که دیر یا زود من هم قربانی این فاجعه خواهم شد. از خبرگزاری استعفا دادم و برای زندگی به آمریکا بازگشتم."

'مهاجرت دوم به آمریکا'

جهانشاه جاوید در سال ۱۳۶۹ به آمریکا بازگشت.

"این بار بازگشتم به آمریکا خیلی متفاوت بود. دیگر یک جوان تازه دیپلم گرفته نبودم. ازدواج کرده بودم. بچه‌دار شده بودم. طلاق گرفته بودم. یک جنبش عظیم مردمی که متاسفانه منحرف شده بود را از نزدیک دیده بودم. آن اوایل که برگشتم فقط می‌خواستم گرد و غبار انقلاب را از روحم بروبم... کار راحتی نبود... با وجود فاصله جغرافیایی که ایجاد کرده بودم، آن افکار و این حسرت و ندامت که چرا چنین شد و چرا من چنان کردم، دائما در سرم می‌چرخید... اما هم‌زمان علاقه‌ام به خبرنگاری که در ایران آن را یافته بودم ترغیبم می‌کرد برای ادامه تحصیل در همین رشته به دانشگاه بروم... همین کار را هم کردم."

تحصیل در دانشگاه جهانشاه را که بعد از بازگشت از ایران به ایالت نیومکزیکو و پیش خواهرش برده بود به نیویورک شلوغ کشاند. همانجا بود که یک بار دیگر با خبرگزاری ایرنا همکاری کرد اما این بار فقط برای "امرار معاش".

حق نشر عکس Jahanshah
Image caption ایستاده از چپ: پروفسور فضل‌الله رضا؛ احمد بورقانی؛ صادق خرازی و محمدجواد ظریف. جهانشاه جاوید (نشسته چپ)

"در آن زمان زنده یاد احمد بورقانی در دفتر خبرگزاری در نیویورک بود و گروهی که بعدها به "نیویورکی‌ها" شهرت یافتند در خبرگزاری و دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد مستقر شده بودند. عیسی سحرخیز هم بعد آمد... من برای تامین خرج و مخارج زندگی و تحصیل به کار احتیاج داشتم اما از این که دیگر نه از سر عقیده بلکه برای امرار معاش با دولت ایران کار می‌کردم اصلا راضی نبودم... همین هم در کنار آزادی که در آمریکا وجود داشت و ظهور اینترنت، من را به سمت راه‌اندازی ایرانیان دات کام کشاند."

ایرانیان دات کام یکی از وبسایت‌های پیشگام دو زبانه بود که جهانشاه جاوید شعار اصلی آن را "هیچ چیز مقدس نیست" گذاشته بود.

"می‌خواستم بگویم در برابر ایران آن روزها که همه چیز در آن با تقدس آمیخته شده بود، در ایرانیان دات کام هر کس با هرچه مخالف یا موافق است می‌تواند بیاید و حرفش را بزند."

بشنوید: نسخه رادیویی چمدان جهانشاه جاوید را اینجا کلیک کنید و بشنوید

"ایرانیان دات کام به من اجازه داد همه آنچه را که به عنوان یک خبرنگار دوست داشتم در مدت حضور در ایران انجام دهم، بالاخره انجام دهم. کم‌کم با راه‌اندازی آن از کار در دفتر نمایندگی ایران در نیویورک هم جدا شدم و به مدت ۱۷ سال به تنهایی - والبته در اواخر با کمک دوستان دواطلب- این سایت را گرداندم."

جهانشاه بعد از فروختن ایرانیان دات کام وبسایت دیگری راه‌اندازی کرد به نام ایرون دات کام (iroon.com) که این روزها همچنان آن را از پرو اداره می‌کند؛ وبسایتی که شعارش این است: "به فکرت ایمان نیاور".

آمریکای جنوبی بهشت موعود

جهانشاه بعد از واگذاری ایرانیان دات کام چند سالی را در آمریکای جنوبی "پرسه" زد. او یک سالی در مکزیک پیش خواهرش ماند. یک سالی که شاید نخستین جرقه برای زندگی در آمریکای لاتین را روشن کرد. مدتی را هم در کلمبیا گذراند. به آرژانتین و چند کشور دیگر آمریکای لاتین هم سفر کرد و بالاخره وقتی به کوسکو در پرو رسید "ماندگار" شد.

"در بوینس آیرس (آرژانتین) میدانی به نام میدان ایران وجود دارد که در وسط آن یک ستون دقیقا به شکل ستون‌های تخت‌جمشید قرار دارد که گویا طی دیداری که شاه از آنجا داشته به آرژانتین هدیه شده."

او از سه سال پیش مقیم شهر کوسکو در پرو شده و آن طور که خودش می‌گوید دیگر خیال جابجایی ندارد.

"من زندگی ساده و صمیمی اینجا را به رانندگی با یک ماشین آخرین مدل در اتوبان‌های کالیفرنیا ترجیح می‌دهم. وقتی می‌شود با اینترنت به جهان وصل بود و کار کرد چرا باید دردسرهای دنیای مدرن را تحمل کنم... اینجا بدون اختیار هر روز صبح که بیدار می‌شوم خوشحالم."

روزی که قرار بود گفتگوی چمدان را با جهانشاه ضبط کنیم او به ایستر آیلند رفته بود؛ جزیره‌ای در اقیانوس آرام که بخشی از خاک شیلی محسوب می‌شود و به علت پیکره‌های سنگی باستانی که بومیان آمریکای جنوبی در کنار سواحل آن قرار داده‌اند شهرت جهانی دارد.

حق نشر عکس Jahanshah
Image caption جهانشاه از زمان مهاجرت به کوسکو مجموعه عکس‌ها و ویدیوهایی از این منطقه را به طور مستمر منتشر کرده است

"برای تمدید ویزای پرو باید از کشور خارج می‌شدم اما باور کن در سه سال گذشته آن قدر در کوسکو احساس راحتی می‌کنم که هر بار دنبال بهانه‌ای می‌گردم که به سفر یا دیدار اقوام و آشنایان در آمریکا نروم."

"نکته مهم در آمریکای‌جنوبی، نه آمریکای مرکزی و یا مکزیک، این است که کشورهای اینجا دیگر از آن دوران جنگ بر سر موادمخدر و نزاع‌های داخلی عبور کرده‌اند. به یک ثبات نسبتا پایداری رسیده‌اند. هر چند وضعیت اقتصادی آنها هنوز به خوبی غرب نشده اما اوضاع در اینجا به غیر ونزوئلا، رو به رشد است. برزیل الان یکی از ۱۰ کشور برتر اقتصادی دنیاست."

جهانشاه معتقد است گسترش اینترنت و دسترسی راحت به آن در یک دهه گذشته به بسیاری از مردم دنیا اجازه داده از حصار شهرهای بزرگ بیرون بیایند و شهرهای کوچک و نقاطی که پیش از این "دور افتاده" محسوب می‌شد را برای زندگی انتخاب کنند.

"خواهر من خودش را منتقل کرده به تفرش (جهانشاه دقایقی بعد از انتشار نسخه متنی تذکر داد که خواهرش به تفرش منتقل شده نه بجنورد- 'نمی‌دانم چرا موقع ضبط اشتباهی گفته بودم بجنورد'). باور این قضیه تا چند سال پیش که همه چیز فقط در تهران یافت می‌شد خیلی سخت بود. اما الان او در بجنورد دیگر ترافیک ندارد؛ دود و آلودگی ندارد؛ شاید گشت ارشاد هم نداشته باشد و همزمان با اینترنت به همه جا هم وصل است."

" همینجا در کوسکو، همسایه آمریکایی و جوان من خانه و کارش در فلوریدا را رها کرده و آمده در کوسکو مقیم شده. اینجا با ۱۵۰۰ دلار می‌توانید بهترین زندگی را برای خودتان دست و پا کنید."

جهانشاه جاوید از هنگامی که مقیم کوسکو شده تقریبا یک روز در میان و گاهی هفته‌ای یک بار ویدئویی کوتاه از آنچه در اطرافش می گذرد در فیسبوک و همچنین کانالی که در وبسایت ویمو دارد منتشر می‌کند. تا آنجا که من این مستندواره‌ها را دنبال می‌کردم تعدادشان به بیش از ۳۷۰ ویدئو رسیده بود و با همه رنگارنگی و تنوعی که در آنها دیده می‌شد یک چیز میان‌شان مشترک بود: 'لذتی که جهانشاه از بودن در آمریکای جنوبی می‌برد.'

بشنوید: نسخه رادیویی چمدان جهانشاه جاوید را اینجا کلیک کنید و بشنوید

"من اگر تازه ازدواج کرده بودم و بچه داشتم حتما آنها را به آمریکا جنوبی می‌آوردم... واقعیت این است که کتاب‌های ریاضی و علوم چه در کالیفرنیا و کوسکو تقریبا مشابه هم هستند. اما آنچه کودکان ما می‌توانند اینجا یاد بگیرند، مفهوم و نگاه دیگری به زندگی است؛ نگاهی که لزوما به دنبال بهترین‌ها نیست. اینجا دنیای دیگری است. دنیایی که نه شرق است و نه غرب."

"کودکان می‌توانند در آمریکای‌جنوبی که رو به توسعه و رشد هم هست با جهانی متفاوت آشنا شوند؛ جهانی که فقط به دنبال رفتن به غرب و کار کردن برای بیشتر پول درآوردن نیست. تنها مشکل برای مهاجرت به اینجا یادگیری زبان اسپانیایی است که آن هم خیلی بزرگ نیست، مخصوصا برای ایرانی‌ها که علاقه و استعداد خوبی هم برای یادگیری زبان دارند. برای همین توصیه می‌کنم اگر خیال سفر دارید و از سرعت زندگی در غرب خسته شدید حتمن به آمریکای جنوبی سری بزنید."

جهانشاه تا دو سه سال دیگر وارد دهه ششم زندگی‌اش می‌شود و تقریبا مطمئن است که کوسکو جایی است که می‌خواهد این دهه را و اگر شد بقیه دهه‌ها را در آن سپری کند.

"اینجا راحت راحتم اما اگر قرار شد روزی برگردم در چمدانم نگاه مردمان آمریکای‌جنوبی به زندگی را می‌گذارم. اینها با آنچه دارند کنار می‌آیند. نه این که خانه بزرگتر و شغل بهتر و پول بیشتر نمی‌خواهند، همه اینها را می‌خواهند اما برای به دست آوردنش خیلی حرص نمی‌خورند و ولع ندارند."

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
جهانشاه جاوید اکنون مقیم پرو است

قطعه نخست موسیقی چمدان جهانشاه کاری است از گوستاوو سانتائولایا، موسیقیدان و نوازنده برجسته آرژانتینی به نام "زیندا".

قطعه دوم "واکای" نام دارد، کاری از توماس گیستائو، گیتاریست اهل پرو.

قطعه پایانی هم بخشی از آلبومی است به نام "بوئنا ویستا سوشیال کلاب" که در سال ۱۹۹۹ و در پی مستندی به کارگردانی ویم وندرس دوباره راهی بازار شد و پرفروش‌ترین آلبوم همان سال هم شد.

بوئنا ویستا سوشیال کلاب نام باشگاه شبانه‌ای بود که در دهه ۱۹۴۰ پاتوق مهمی بود در هاوانا، پایتخت کوبا، برای موسیقی‌دانان و هنرمندان آمریکای جنوبی.

برای تماس با برنامه چمدان لطفا به آدرس bamdadi@bbc.co.uk ایمیل بفرستید یا به bbcshoma در تلگرام (@bbcpersian) پیغام دهید.

سری جدید برنامه چمدان هر پنجشنبه از برنامه رادیویی‌ چشم‌انداز بامدادی پخش می‌شود.

برای شنیدن سایر مطالب رادیوی بی‌بی‌سی، به صفحه رادیو مراجعه کنید یا برنامه‌های ما را بر روی ساوند کلاود بشنوید.

برای دسترسی به آرشیو چمدان روی لینک‌های زیر کلیک کنید:

فصل چهارم

فصل سوم

فصل دوم

فصل اول

مطالب مرتبط