روزنامه های تهران؛ تحلیل پساانتخاباتی، ترامپ در منطقه

روزنامه های امروز صبح، چهارشنبه سوم خرداد در صفحات اول خود با چاپ عکس هایی از حادثه تروریستی منچستر خبر از این حادثه مرگبار داده اند و در مقالات خود به تحلیل تاثیر سفر دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا به منطقه پرداخته اند.

تحلیل انتخابات رییس جمهور و مطالبات مردم از دولت جدید از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس جوان
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

آدمکشی برای تبلیغات

ابتکار که کنسرت مرگبار منچستر را مهم ترین گزارش امروز خود قرار داده نوشته: به اعتقاد تحلیل گران امنیتی داعش با انجام عملیات های تروریستی در خاک اروپا، هر چند می داند که این اقدامات باعث ایجاد جبهه واحد و گسترده ای برای مبارزه با این گروه خواهد شد، اما سرمایه گذاری اصلی را بر بهره گیری از جنبه تبلیغاتی این اقدامات بنیان نهاده و نگاهی به نتایج این سرمایه گذاری نشان می دهد که این گروه تا حدود زیادی از این جنبه موفق عمل کرده است.

به گزارش این روزنامه: داعش با این اعمال ضمن دامن زدن به شکاف های موجود در جوامع اروپایی به خصوص مسلمانان، میزان زیادی جذب نیرو از مناطق اروپایی داشته و آمارها حاکی از آن است که تعداد این نیروها بیشتر از تلفاتی است که این گروه بر اثر بمباران های ائتلاف ضد داعش داده است.

گزارش ابتکار به نقل از نشریه پولیتیکو می نویسد: برای داعش، اروپا هم منبع خوبی برای جذب نیروهای بالقوه است و هم الگوی خطرناکی از همزیستی دیرینه پیروان ادیان مختلف در کنار یکدیگر به شمار می رود. هدف حملات تروریستی در اروپا، به راه انداختن درگیری داخلی و تنش اجتماعی با امید ترغیب تعداد بیشتری از مردان مسلمان و نیز تعداد بیشتری از زنان به پیوستن به گروه های افراطی در سوریه و عراق است.

ترامپ در منطقه

محمود اشرفی در مقاله ای با عنوان موازنه هراس در شهروند نوشته: در گستره فراملی، تجارت و سیاست همواره درهم آمیخته‌اند. این درهم‌آمیختگی بیشتر خود را در دیپلماسی اقتصادی نشان می‌دهد. هرچند بخش چشمگیری از دادوستد تسلیحاتی اخیر آمریکا و عربستان ‌سعودی در دایره دیپلماسی اقتصادی جای می‌گیرد؛ اما این تمامی ماجرا نیست. فروش این تسلیحات سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا را درگیر آتش پنهان اختلافات بین کشور‌های عرب کرانه‌های جنوبی خلیج‌فارس می‌کند. بنابراین براساس یک راهبرد بلندمدت و همه‌سونگر نبوده و فاقد بنیان استراتژیک است.

به نوشته این روزنامه نگار: بخش عمده‌ای ازاین تسلیحات ویژه نبرد‌های زمینی است و این‌گونه سلاح‌ها، تهدیدی برای کشور‌هایی است که با ‌سعودی اتصال ارضی و اختلاف ارضی دارند. در واقع آمریکا به عربستان‌سعودی تسلیحاتی فروخته که تهدیدی علیه کشور‌های عرب کرانه جنوبی خلیج‌فارس است. کشور‌هایی که اختلافات ارضی دیرینه و حل‌نشده‌ای با عربستان‌سعودی دارند.

مقاله شهروند پیش بینی کرده: درآینده بخش عمده‌ای از کنش دیپلماتیک آمریکا درحاشیه جنوبی خلیج‌فارس باید درگیر و سرگرم ایجاد همگرایی و زدودن تنش بین کشور‌های عرب این منطقه باشد. کشور‌هایی که ازخرید تسلیحات اخیر عربستان‌‌سعودی هراسان شده‌اند. رهاورد سیاست اخیر و فروش سلاح به سعودی؛ برقراری موازنه‌ای نه براساس حسن همجواری بلکه موازنه‌ای بر بنیان هراس است. موازنه مبتنی بر هراس، یک دیپلماسی ناپایدار و ناکاراست.

اتحاد علیه ایران

صلاح‌الدین هرسنی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: با وجود مواضعی که برای سفر ترامپ به عربستان و اسراییل اعلام شده، ظواهر امر نشان می‌دهد این‌گونه ائتلاف‌ها و تحرک‌های راهبردی، یک هدف بیشتر ندارد و آن، تعریف پروژه ناتوی عربی آن هم برای مقابله با تهدید و نفوذ ایران در مناسبات خاورمیانه است. برای تحقق این امر سعودی‌ نقش واسط میان جهان اسلام و جهان عرب را با اسراییل برعهده گرفته‌اند و آمریکا تلاش دارد در سایه این ائتلاف‌ها بسیاری از کشور‌های منطقه را برای مهار ایران متحد کند.

به نظر نویسنده مقاله: علت تعقیب چنین راهبردی از طرف محافل عرب و مجموعه‌های اسراییل‌محور این است که ایران توانسته به مدد دیپلماسی تعامل‌گرایی خود به میزانی از تعیین‌کنندگی خود در مناسبات منطقه و تعریف راهبرد‌ها دست یابد. این فرصت عمل و تعیین‌کنندگی نقش ایران سبب کاهش نقش عربستان و همچنین عقب ماندن نقش راهبردی این کشور در مناسبات منطقه شده است. بنابراین تنها راهکار باقی‌مانده برای ریاض پناه بردن به آمریکا و اسراییل در جهت تشکیل ائتلافی ضدایرانی است.

جهان صنعت به این جا رسیده که: ضرورت دارد دستگاه دیپلماسی ایران فعالیت‌های خود را برای بی‌اثر کردن اقدامات و مصوبات محافل عربی به کار گیرد. در این ارتباط خویشتنداری و اتخاذ راهبرد صبر و انتظار و همچنین پرهیز از هرگونه اقدامات ایذایی و بهانه‌ساز، کلید بی‌اثر کردن اقدامات و مصوبات محافل عربی خواهد بود. این مهم با توجه به عقلانیتی که در دستگاه دیپلماسی ایران وجود دارد، دور از دسترس نیست.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون سلمان طاهری، شهروند

خطر ائتلاف آمریکا با اعراب

نوآوران در مقاله ای "ائتلاف کشورهای متحد سنی" را که این روزها سر زبان هاست به نقد گرفته و پرسیده: برای ده‌ها میلیون مردمی که در این کشورها سنی نیستند چه معنی خواهد داد؟ به همین اندازه حائز اهمیت است که در غرب جهان عرب از مصر تا مراکش که جمعیت شیعه اندکی دارند، ایران نگرانی دست چندم محسوب می‌شود. علاوه بر این، چگونه حمایت آمریکا از طرفی که اخیرا یک جنگ مذهبی و نژادی را به صورت جعلی به راه انداخته، در حوزه تامین منافع ملی آن تعریف می‌شود؟

به نوشته این مقاله: در حالی که مسئله تروریسم افراطی مشکل آمریکا و بسیاری از کشورهای منطقه است، در آمریکا مردم مخاطب سخنان بی‌پایانی درباره خطر فرقه‌گرایی شیعی از سوی جمهوری اسلامی ایران هستند. این در حالی است که سکوتی عجیب در قبال مخاطرات تعصب فرقه‌گرایانه سنی‌ها وجود دارد که شیعیان را کفار، مشرکین و رافضی‌ می‌دانند و معتقدند باید تا کشتن آن‌ها با آن‌ها بجنگند.

مقاله پیش بینی کرده: احتمالا پس از آن‌که ترامپ ائتلاف موسوم به "ناتوی عرب" را راه‌اندازی کرد، افرادی که با این منطقه آشنا هستند و ماهیت واقعی درگیری‌های آن را می‌شناسند باید با او واقعیت‌های ناراحت‌کننده‌ای را در میان بگذارند که میزبانان او در دو مقصد ابتدایی‌اش از او پنهان کرده‌اند.و اگر رییس‌جمهور آمریکا بیش از حد مست دشمنی با ایران و میلیاردها دلاری باشد که از فروش تسلیحات عایدش شده، احتمالا مردم آمریکا و نمایندگان منتخب آن‌ها باید پیش از آن‌که آمریکا وارد جنگ دیگری در آسیا شود، به این واقعیات توجه کنند.

اسلحه مشکلی حل نمی کند

شهروند در سرمقاله خود با اشاره به خریدهای سرسام آور نظامی سعودی از آمریکا که در جریان سفر دونالد ترامپ به منطقه قرارداد آن امضا شد نوشته: این نوع از خاصه‌خرجی‌ها برای هیچ کشوری ممکن نیست، مگر این‌که درآمدش از منابع غیرمولد مثل نفت به دست آید. منابعی که مردم عربستان و سایر شیخ‌نشین‌ها هیچ نقشی در تولید آن ندارند. گویی که منابع خدادادی خود را به کشورهای دیگر اجاره می‌دهند و تحت‌الحمایگی می‌خرند.

به نوشته این روزنامه: این نحوه خرید هم‌پیمان خارجی منشأ بی‌ثباتی درمنطقه می‌شود. اول به این علت که ثبات منطقه‌ای محصول وضعیت پایدار رژیم‌هاست. درحالی که درآمدهای نفتی می‌تواند منشأ ناپایداری این منابع شود و درچشم به هم‌زدنی قدرت یک رژیم را چند برابر کند. اتفاقی که درمورد شاه ایران رخ داد، ولی مشکل اساسی این است که این منابع ناپایدار است و قابل تداوم نیست. همین الان حکومت عربستان با چالش بزرگ کسری بودجه مواجه است و آنقدر ضعیف شد که چاره‌ای جز پذیرش پیشنهادهای ایران در اجلاس اوپک نداشت.

نتیجه گیری شهروند این است که: سفر ترامپ به عربستان و دیدار با رهبران کشورهایی که عربستان می‌کوشد و با تزریق پول نفت آنان را متحد خود کند، جز به ناپایداری سیاسی منطقه‌ای منجر نخواهد شد. به حراج‌گذاشتن استقلال حکومت‌های منطقه‌ای در برابر حمایت‌های نظامی مشکل امنیت منطقه‌ای را حل نخواهد کرد. این سیاست اعتیادآور است. عربستان نیز دیر یا زود به این نقطه خواهد رسید که ارقام نجومی برای قراردادهای نظامی مشکلی را از این رژیم حل نمی‌کنند، حتی در داخل کشور نیز به بی‌ثباتی آن دامن خواهد زد.

انتخابات و عوامگرایی

حسین عبده تبریزی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته در تمامی کشورها در جریان هر انتخاباتی، طبعا توقع می‌رود نامزدهای انتخابات اهداف مشترکی داشته باشند: همه بخواهند که تورم منطقی شود؛ اشتغال را بالا ببرند؛ نرخ رشد ارتقا یابد، به ثروت جامعه اضافه شود و رفاه را افزایش دهند، و فقر را ریشه‌کن کنند. و هر نامزدی برای رسیدن به این اهداف برنامه دارد. رای دهندگان برنامه ها را می بینند و رای می دهند.

به نظر این اقتصاددان: اما در فضای پوپولیسم، وقتی کاندیدایی می‌خواست رأی بخرد، با ارقام دروغ و دست‌نیافتنی به ریاست برسد، دیگر اهداف بالا دنبال نمی‌شد. وقتی کسی قدرت را به خاطر کنترل تورم، اشتغال، نرخ رشد، افزایش ثروت جامعه و افزایش رفاه مردم نخواهد و اصلا کاری به این حرف‌ها نداشته باشد و به بیانی کلی با طرح شعار از موضع فقیر و غنی حرکت کند و اقشار مردم را پاره پاره تعریف و تقسیم کند و هیچ جزئیات معنی‌داری در قالب برنامه نداشته باشد، باید نتیجه بگیریم که به دنبال قدرت برای خود است و در واقع کاری با مردم ندارد. اینجاست که وحشت بر ‌آدمی مستولی می‌شود.

سرمقاله دنیای اقتصاد نتیجه گیری کرده: با هدایت و راهنمایی همه‌ بزرگان و دلسوزان کشور، بار دیگر از دام پوپولیسم گریخته‌ایم. اما طبعا جریان پوپولیستی در کمین می‌نشیند و مدعی باقی می‌ماند. دولت روحانی ‌باید با زمینه‌های رشد و نمو این جریان ویرانگر مبارزه کند. فقر و فساد دو عامل اصلی تقویت این پدیده است. اوضاع اقتصادی کشور آن‌قدر سخت است که حتی روحانی با ۶۰ درصد رای ملت نیز دشوار بتواند خطرها را پشت سر گذارد. با سرمایه‌ اجتماعی حاصل از انتخابات، ‌باید به جذب همه‌ مخالفان برای مبارزه با فقر و فساد پرداخت.

دولت روحانی- دولت اصلاحات

عبد‌الله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشته: اگرچه انگاره ذهنی تحلیلگران سیاسی این است که از ۳۸ سال انقلاب اسلامی فقط هشت سال آن دولت در اختیار چپ- اصلاحات نبوده است، اما درباره اینکه هشت ساله ۷۶ تا ۸۴ دولت اصلاحات حاکم بوده است، ‌اختلاف وجود ندارد. در دولت اول روحانی اصلاح‌طلبان بازی دوگانه‌ای را شروع کردند. از یک طرف رحم اجاره‌ای را مفهوم‌سازی می‌کردند و دولت ایشان را مدیون پایگاه اجتماعی خود می‌دانستند و از طرفی به دنبال فاصله‌گذاری بین خود و عملکرد روحانی بودند و این تعارض را تا آخر مدیریت کردند.

به نظر نویسنده روزنامه سپاه پاسداران: اما در دولت جدید روحانی فضا کاملاً متفاوت است. روحانی در بعد سلبی حتی فراتر از اصلاح‌طلبان درون کشور جلو رفت و به اصلاح‌طلبان غرب‌نشین نزدیک شد و همه آنان را به وجد آورد، در بعد ایجابی هم اگرچه از قواره‌های فکری- تئوریک اصلاح‌طلبان همچون دموکراسی‌خواهی و مشروطه‌خواهی استفاده نکرد، اما در بعد فرهنگی- مدنی آنان را جا گذاشت.

اصلاح‌طلبان با همه ظرفیت و حیثیت در روحانی ترکیب شدند، از یار کمکی به عضو شرکت سهامی تبدیل شدند و نقطه‌چین یا حد فاصلی برای دوگانه دیده شدن باقی نگذاشتند.آنان در یک اقدام بی‌سابقه همه نخبگان داخل و خارج خود را برای موفقیت روحانی به کار گرفتند و رقیب روحانی را با مفاهیمی همچون «آیت‌الله قاتل» مفهوم‌سازی کردند، خاتمی را با قسم جلاله به میدان آوردند. در زمین بکر سیدحسن خمینی بذر اصلاح شده اصلاح‌طلبی پاشیدند تا کمباین روحانی درو کند و اتاق فکر و اتاق عملیات روانی و فضای مجازی را با تلاش شبانه‌روزی فعال کردند.

حق نشر عکس ایران
Image caption پول همه کار نمی کند - کارتون یحیی تدین، ایران

اصولگرایان درس نمی گیرند

صادق زیباکلام در مقاله ای در شرق با اشاره به انتخابات در دوم خرداد ۷۶ و سال۸۴ و ۹۲ نوشته جمعه گذشته چهارمین تجربه از این مجموعه بود. هیچ‌یک از این ۴ انتخابات‌ چندان نتوانستند اصولگرایان را به خود بیاورند و باعث شوند آنها از خود سؤال کنند «جامعه ما را چه می‌شود؟» و چرا نسل‌های بعد از انقلاب، خیلی دل در گرو مهر و محبت با ما ندارند؟ در همه این موارد، به‌جای ریشه‌یابی و طرح این پرسش که چرا کسر در‌خور توجهی از جوانان، دانشجویان، اقشار و لایه‌های تحصیل‌کرده زنان و اقلیت‌های قومی ساکن شهرهای بزرگ، فرهنگیان و دانشگاهیان و این‌دست اقشار مانند گذشته از ما حمایت نمی‌کنند، با طرح مسائل جانبی چشمان خود را روی بسیاری از واقعیت‌ها بستند.

به نظر این استاد دانشگاه: جا داشت آنان بعد از انتخابات دوم خرداد ٧٦، این پرسش ساده را از خود می‌پرسیدند که چرا و چه شد که یک روحانی کمتر شناخته‌شده، توانست در برابر روحانی بیشتر شناخته‌شده و مورد حمایت بسیاری از بخش‌های رسمی، ٢٠‌ میلیون رأی بیاورد؟ در عوض سعی کردند با طرح مسائلی مانند «اصلاحات آمریکایی در مقابل اصلاحات اسلامی» و این‌دست مسائل، صورت‌مسئله اصلی را محو کنند.

مقاله شرق به این جا رسیده که: همه تلاش اصولگرایان این بود نشان دهند برجام هیچ دستاوردی به همراه نداشته است. از سوی دیگر، همه هم‌و‌غم آنان این بود که بگویند دولت یازدهم نتوانسته برای بی‌کاری و رکود گامی بردارد و فقرا، فقیر‌تر شده‌اند و فساد گسترش یافته و قس‌علی‌هذا. به بیان دیگر، در دو دهه گذشته، اصولگرایان سرگرم تاختن به مخالفان و منتقدان خود بوده‌اند؛ بدون آنکه ذره‌ای به انتقاد از خود بپردازند یا نگاهی ژرف‌تر به تغییر و تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی جامعه بیندازند. این بار هم متأسفانه به نظر می‌رسد همان روال دو دهه گذشته در شرف تکرار است.

مطالبات مردم و دولت روحانی

غلامرضا کیامهر در سرمقاله جهان صنعت ابراز عقیده کرده که در دولت آینده کار روحانی مشکل ترست چرا که در دوره اول روحانی و معاون اول او گناه بیشتر مشکلات اقتصادی را که گریبانگیر کشور است، به گردن خرابی‌های به‌‌جا مانده از دولت دهم می‌انداختند و در پاسخ منتقدانی که می‌گفتند دولت تدبیر و امید با وجود دستاوردی چون برجام و کاهش نرخ تورم نتوانسته کاری در زمینه محرومیت‌زدایی، کاهش فقر و افزایش سطح رفاه و قدرت خرید مردم انجام دهد، می‌گفتند بیشتر وقت و انرژی دولت یازدهم صرف آواربرداری خرابی‌های به‌جا مانده از دولت احمدی‌نژاد شده است.

به نوشته این مقاله: حالا مردم به خود نوید می‌دادند که اگر روحانی با کسب پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ بتواند برای یک دوره دیگر زمام امور کشور را به دست گیرد چون دیگر با مشکلی به نام آواربرداری خرابی‌های دولت احمدی‌نژاد و مذاکرات هسته‌ای و تحریم‌های اقتصادی درگیر نیست، با افزایش درآمدهای نفتی و رفع تحریم‌ها می‌تواند مطالبات بر زمین مانده آنها را تحقق بخشید.

همین امیدواری‌ها سبب شد اکثریتی از رای‌دهندگان با وجود فشارهای معیشتی و تنگدستی ناشی از فاصله عمیق میان درآمد‌شان و هزینه‌های سنگین زندگی، وعده‌های رفاهی و یارانه‌ای وسوسه‌انگیز رقیب انتخاباتی روحانی را نادیده گیرند و با آرای خود، او را دوباره راهی خیابان پاستور کنند. حالا کار روحانی و دولت دوم او برای پاسخگویی به این همه انتظارات و مطالبات به راستی دشوار و طاقت‌فرساست و رییس‌جمهور جز با دست زدن به یک رنسانس همه‌جانبه و عمیق در ترکیب کابینه و برنامه‌ها و سیاست‌های اقتصادی دولت خود حتی قادر به پاسخگویی به نیمی از این مطالبات نخواهد بود.

حق نشر عکس شرق
Image caption تیتر و طرح حسین صافی، شرق

بهتر بود رییسی کنار می رفت

مهسا جزینی در مقدمه مصاحبه خود با مشاور باقر قالیباف درباره انتخابات جمعه در شرق نوشته: چه شد که آمد و چرا کنار رفت؟ قالیباف که هر چهار سال یک بار منتظر پوشیدن قبای ریاست‌جمهوری بود و در مناظره‌های انتخاباتی هم توفانی حاضر شد، چرا یکباره به نفع ابراهیم رئیسی کنار رفت؟ می‌گفتند اقبال به او در نظرسنجی‌ها یکباره کاهش یافت و کناره‌گیری‌اش، روغن ‌ریخته‌ای بود که نذر امامزاده شد؛ اما فرایند این کناره‌گیری چه بود؟

مصاحبه گر از حسین قربانزاده سردبیر همشهری و دبیرکل حزب پیشرفت و عدالت ایران اسلامی پرسیده چرا هیچ جریان و شخصی از آقای قالیباف حمایت نکرد. همه ترجیح دادند بین قالیباف و رئیسی از تولیت آستان قدس حمایت کنند و وی پاسخ داده:

مگر ٨٤ و ٩٢ غیر از این بود؟ چه کسی سال ٨٤ از قالیباف حمایت کرد؟ شورای هماهنگی نیروهای انقلاب سال ٨٤ از آقای لاریجانی حمایت کردند. سال ٩٢ هم همین‌طور. کدام طیف‌ها در این اجماع پشت سر قالیباف بودند؟ جامعه مدرسین؟ به‌همین‌دلیل معتقدم اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می‌رفتند، نه‌تنها فاصله این نبود؛ بلکه انتخابات به دور دوم هم می‌رفت. همه نظرسنجی‌های معتبر با یک منطق دودوتا چهارتا، چنین حالتی را پیشنهاد می‌دادند.

به نوشته شرق مشاور شهردار تهران استدلال ریزش آرای قالیباف بعد از مناظره ها را نپذیرفته و گفته: آنچه از سال ٨٤ مجموعه ما به عنوان نظرسنجی معیار پذیرفته و اتفاقا با کمترین خطا به نتایج نهایی نزدیک بود، نظرسنجی دانشگاه تهران بود که حتی در انتخابات اخیر هم، فقط هفت‌دهم درصد اختلاف و خطا داشت. این میزان خطا در علم آمار یعنی نظر‌سنجی کاملا دقیق بوده است. آن ها روز پنجشنبه خبر دادند روحانی ٥٧,٥ درصد رأی دارد و رئیسی حدود ٤٠ درصد.

موضوعات مرتبط