روزنامه های تهران، زندگی پس از داعش و درس فوتبال

  • 14 ژوئن 2017 - 24 خرداد 1396

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه ۲۴ خرداد در عنوان های اصلی خود از کنفرانس اسلو و سخنان جواد ظریف و موگرینی وزیران خارجه ایران و اتحادیه اروپا و جان کری وزیر خارجه پیشین آمریکا درباره برجام نوشته و در مقالاتی به تحلیل بیشتر آینده کشور در چالش با داعش پرداخته اند.

گمانه زنی درباره شهردار آینده تهران و آینده باقر قالیباف، همچنین تحسین تیم ملی فوتبال ایران و لزوم الگو گرفتن از مدیریت فوتبالی از جمله موضوع هایی است که در مقالات این روزنامه ها آمده است.

حق نشر عکس شرق
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

گمانه‌زني‌ها

مهسا جزینی در گزارشی در شرق نوشته: یک نفر هست که در این روزها و ماه‌های پساانتخاباتی، همگان مشتاق‌اند اخباری درباره آینده سیاسی- کاری‌اش بشنوند. او کسی نیست جز «محمد‌باقر قالیباف»، فرمانده اسبق نیروی انتظامی که ١٢ سال است بر کرسی شهرداری تهران تکیه زده. او که رفتنش از شهرداری تهران قطعی است، این روزها هرجا می‌رود یا هر دیداری دارد، محتمل است که به آینده کاری او ربطی پیدا کند.

به نوشته این گزارشگر: تازه‌ترین گمانه‌زنی درباره آینده شغلی او را عکس‌های منتشرشده در روز گذشته رقم زد. شهردار تهران خندان به دیدار «علی‌محمد نوریان»، سرپرست فعلی دانشگاه آزاد، رفته است، درحالی‌که محسن هاشمی هم در این میزبانی یا میهمانی حضور داشته است. هاشمی در حالی در کنار شهردار فعلی در یک قاب قرار گرفته است که دانشگاه آزاد این روزها در حال «هاشمی‌زدایی» است. رئیس سابق دانشگاه آزاد که نزدیک به هاشمی‌رفسنجانی بود، برکنار شده است. یاسر هاشمی هم به‌تازگی از دبيرخانه هیئت امنای دانشگاه آزاد کنار گذاشته شده و این روند هاشمی‌زدایی در نهادها و زیرمجموعه‌های دانشگاه آزاد به‌ویژه رسانه‌های مرتبط، به‌سرعت در حال انجام است.

در ادامه گمانه زنی شرق آمده: آینده قالیباف می‌تواند جور دیگری هم رقم بخورد؛ برخی سرگذشت و سرنوشت او را به همتای نظامی‌اش محسن رضایی تشبیه می‌کنند و پیوند می‌زنند. رضایی هم بعد از سه دوره ناکامی به سپاه بازگشت، لباس نظامی بر تن کرد و در دانشگاه امام حسین مشغول تدریس شد. اگرچه هم‌زمان دبیری و عضويت مجمع تشخیص مصحلت نظام را هم ادامه می‌دهد. شاید برای قالیباف هم چنین سرانجامی قابل تصور باشد، او به یک سمت رسمی و مدیریتی نیاز دارد، شاید به سیاق رضایی به گذشته‌اش بازگشت کند.

جليقه‌هاي انتحاري، بازگشت به عقب

هوشنگ ماهرویان در مقاله ای در شرق نوشته: حمله تروريست‌هاي داعش به تهران و چهارشنبه خونين، تنها بهانه پرداختن و تفکر بسياري از مردم ايران به مسئله خشونت و ترور در خاورميانه نيست. بسياري از آنها که دل‌مشغولي انسان دارند، سال‌هاست درباره خاورميانه فکر مي‌کنند؛ نگران گروه‌هايي هستند که با حرکت‌هاي افراطي خود زمينه‌ساز مرگ و اسارت و بردگي ميليون‌ها نفر در اين بخش از جهان را فراهم کرده‌اند. روزي از طالبان حرف به ميان مي‌آيد، روزي از بوکوحرام، روزي از القاعده و امروز از داعش.

نویسنده مقاله پرسیده: چه بر سر ما مي‌رود در قرن بيست‌ويکم؟ «ابوبکر شکو»، رهبر بوکوحرام و ماجراي اسارت آن ٢٠٠ دختربچه غمبارتر است يا سپر انساني ساختن داعش از ٥٠ هزار نفر ساکن شهر فلوجه؟ شهادت ١٧ ايراني در قلب پايتخت ايران نگران‌کننده‌تر است يا ردپاي خونين داعش در بسياري از حملات تروريستي و انتحاري سراسر دنيا؟

مقاله شرق با این پرسش به پایان می رسید که چرا به اينجا رسيده‌ايم؟ همه بايد به اين پرسش فکر کنند. سياست‌مداران بايد از خود بپرسند چه شد که جهان در قرن بيست‌ويکم با اين فجايع انساني روبه‌روست. روزي که در افغانستان پرچم‌هاي خلق برپا شد و ساختار سياسي اين کشور از بُن فروريخت، افراط‌گرايي عقب‌افتاده طالبان شروع به ريشه‌دواندن کرد. در عراق فروپاشي ساختارهاي اين کشور درنتيجه حمله نظامي، افسار بنيادگرايي سلفي به نام داعش را باز کرد. امروز حضور رئيس‌جمهور ايالات متحده آمريکا در عربستان، کل خاورميانه را به آشوب مي‌کشد و زبانه‌هاي آن حتي تا تهران هم مي‌رسد.

با تروريسم تكفيري چه كنيم؟

بهروز مرادي در مقاله ای در اعتماد نوشته: پس از برملا شدن هويت ايراني داعشي‌هاي مهاجم به تهران، پرسش‌هايي در مورد دلايل پيوستن برخي ايراني‌ها به اين گروه مرگ‌خواه و انجام عمليات ايراني‌هاي پيوسته به آن عليه هموطنان‌شان مطرح مي‌شود. در گرايش برخي جوانان ايراني به اين گروه زندگي‌ستيز و آمادگي عملي آنها براي انجام عمليات در ايران عليه هموطنان‌شان دخيل بداند ازجمله: محروميت‌هاي اقتصادي، محدوديت‌هاي فرهنگي، مشكلات اجتماعي، تبعيض‌هاي سياسي و مديريتي، بيكاري و فقر، تحت تاثير تبليغاتي قرار گرفتن، احساس تعلق نداشتن به ايران، كشتن مردم را از مصاديق جهاد با مخالفان مذهبي خود دانستن و…

این جامعه‌شناس در مقاله خود تاکید کرده: با اين همه نمي‌توان با اطمينان از نقش اين عوامل در بروز چنين رخداد تروريستي سخن گفت، چراكه ميزان و سهم هر كدام از اين گزينه‌ها و ساير عوامل ذكرنشده را در ظهور چنين پديده‌اي، تنها از طريق انجام پژوهشي پيمايشي مي‌توان تعيين كرد. اين امري ضروري است كه وزارت اطلاعات در چنين مواردي، اقدامات لازم را براي دستگيري و مجازات و تامين امنيت در گستره‌اي ملي انجام دهد.

مقاله اعتماد به این جا رسیده که: مقابله امنيتي با چنين رخدادهايي اگرچه لازم است، اما ناكافي و ستيزه‌اي است فقط با تظاهرات عيني اين كنش تروريستي. مقابله صرف امنيتي و نظامي حتي مي‌تواند آتش حس انتقام‌جويي را شعله‌ور نگه دارد، چرخه خشونت توليد كند و به واكنش‌هاي تروريستي كور جديد دامن بزند.

یک هفته بعد از ترور

نازنين متين‌نيا در مقاله ای در اعتماد نوشته: يك‌ هفته از فاجعه تروريستي تهران گذشت. از روزي كه ترس و وحشت در دل مردم ريخته شد و خانواده‌هاي زيادي داغدار شدند. خبرها شبيه بمب‌هاي كوچك تنش‌زا در فضاي مجازي پخش شد و با هر خبر تكانه‌هاي عصبي به پيكره جامعه وارد شد. عده‌اي در اين ميان شايعه‌ها را هم شبيه خبر مهم دست به دست كردند، عده‌اي فرصت‌طلبانه و به منفعت شخصي و گروهي، پيكان حملات خود را به سمت يك گروه سياسي و مردمي گرفتند كه پاي صندوق‌هاي راي رفته بودند.

به نوشته این مقاله:كمي بعد از حادثه هم تحليل‌هاي هميشگي شروع شد و بحث‌هاي هميشگي شكل گرفت تا بار ديگر جامعه ايراني ثابت كند كه در مواقع بحران با ناهنجاري فرهنگي دست و پنجه نرم مي‌كند. ناهنجاري كه نشان مي‌دهد با همه آنچه كه در طول تاريخ از گذشته تا همين عصر معاصر به ايراني‌ها وارد شده، همچنان ايراني‌ها در موقعيت بحران، از اداره آنچه كه بحران مي‌نامند و كمك به يكديگر براي رسيدن به آرامش ناتوان هستند و همچنان بيشترين خبرها و صحبت‌ها بازهم درباره «اتفاق حمله» و «خانواده‌هاي عزادار» است و نه حرفي از رفتار جمعي و نه نگاهي به آنچه كه بازتاب تنش و عصبيت به جامعه بود.

مقاله اعتماد به این جا رسیده که: اكثريت توجه‌ها همچنان به خبر است و آن‌ديگري بيروني. انگار وقتي قرار باشد ذره‌بين‌ها كمي نزديك‌تر شوند و به سمت خود بيايند، عملكرد اين جامعه مدني زنده و پويا، كه ثابت كرده زنده و پويا است، به صفر مي‌رسد و ديگر هيچ. نه حرفي از آنچه كه گفتيم هست و نه بازبيني به آنچه كه رفتار كرديم. انگار فاجعه تروريستي هفت روز پيش يك اتفاق عادي است؛ اتفاقي شبيه حادثه پلاسكو، ريزش معدن، تصادف زنجيره‌اي سالانه نوروزي و ...

چه شد به آتش به اختیار رسیدیم

كبري آسوپار در مقاله ای در جوان نوشته:اين روزها همه در مورد اصطلاح «آتش به اختيار» مي‌گويند و مي‌نويسند؛ آنهايي كه هميشه از تعامل و گفت و گو و مفاهمه و خوش بيني حرف مي‌زنند، به جمله رهبري كه رسيدند كوشيدند بدترين تعابير را از آن بيرون بكشند و در فضاي مجازي بنويسند. چه آنكه پي يافتن گزاره‌هايي عليه رهبري و نيروهاي مومن و انقلابي‌اي بودند كه مخاطب «آتش به اختيار» بودند و نه آنكه دلشان براي فرهنگ اين سرزمين سوخته باشد. اين سوي ماجرا هم عده‌اي كوشيدند به تبيين صحيح مقصود رهبري بپردازند.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران اينگونه شد كه همه فضاي رسانه‌اي از شرح و بسط و نقد اين عبارت پر شد، بي آنكه كسي به اين نكته توجه كند كه چه شد به جايي رسيديم كه رهبري از «آتش به اختيار» بگويند. اصل ماجرا كم كاري نهادهاي فرهنگي و دستگاه‌هاي مركزي و حتي كم كاري همه همين هسته‌هاي فكري و علمي جهادي و فكري و فرهنگي است كه رهبر اشاره مي‌كنند. اگر نهادهاي فرهنگي به آنچه قانوناً بر عهده دارند، درست عمل كرده بودند آيا اصلاً نيازي بود كه رهبري به ساير هسته‌هاي فرهنگي اينگونه بگويند كه خودتان تصميم بگيريد و عمل كنيد؟

جوان به طعنه نوشته: حالا وسط بحث‌هاي زيادي شلوغ شده در مورد تبيين معنا و مفهوم «آتش به اختيار» كه شبهه‌اي هم بر آن وارد نبود و معنايش مشخص بود، اصل ماجرا گم شده و وزير ارشاد تصور مي‌كند با نوشتن يادداشتي در مدح هوشمندي رهبري و تأكيد بر اينكه تذكرات رهبري داهيانه است و ما خود را ملزم به تحقق آن مي‌دانيم، ماجرا حل شده و تمام است.

حق نشر عکس ابتکار
Image caption کارتون محمد طحانی، ابتکار

حادثه ای مهم در منطقه

سعدالله زراعی در یادداشت روز کیهان حضور سربازان سوری و عراقی در مرزهای دو کشور را اتفاقی مهم دانسته و نوشته: آمریکا طرحی را در نوار مرزی این دو کشور به اجرا گذاشته بود به گونه ای که نیروهای مقاومت هر دو کشور اجازه عبور به این منطقه امن را نداشتند اگر جبهه مقاومت به چنین چیزی تن می‌داد، چند مشکل بزرگ برای مقاومت و کشور عراق پدید می‌آمد؛ اولین مشکل این بود که پشتیبانی از سوریه لاجرم قطع می‌شد یعنی وقتی زمین بسته باشد و نیروی پروازی اجازه عبور از آسمان را نداشته و طبعاً با توجه به حضور ناوگان‌های مختلف آمریکا در دریای مدیترانه ارتباط دریایی هم قطع می‌شد و آمریکا می‌توانست کمی پس از آن، دولت سوریه را ساقط کند.

این روزنامه تندرو مدعی شده که: جبهه مقاومت به فرماندهی میدانی سردار سلیمانی در این میانه و با درک حساسیت شرایط عزم خود را برای به شکست کشاندن سیاست شیطانی آمریکا جزم کرد. استدلال جبهه مقاومت برای بهم زدن طرح مداخله‌گرانه آمریکا خدشه‌ناپذیر است. ارتش آمریکا حق ندارد قطعه‌ای از سرزمین یک ملت را به روی افراد آن ملت ببندد و برای خود در سرزمین دیگری قرق درست کند براین اساس این پیغام از طریق روسیه به فرماندهان آمریکایی داده شد که نیروهای سوریه حق دارند تا مرز خود با عراق پیش بروند و دلیلی ندارد از این اقدام- در صورتی که ضروری بدانند- چشم بپوشند.

کیهان بدین جا رسیده که: آمریکایی‌ها در این بین مثل همیشه زبان به تهدید گشودند و برای آنکه طرف مقابل، جدی بودن تهدید را باور کند بطور محدود به واحدهایی از ارتش سوریه حمله کردند اما جبهه مقاومت چنین تهدیدی را بر نتافت و سر جای خود ایستاد.

حق نشر عکس ایران
Image caption کارتون هانی انصاری، ایران

در فاصله دو ۲۲ خرداد

فضل الله یاری در سرمقاله همدلی نوشته: هشت سال طول کشید تا ۲۲ خرداد از تاریخی تلخ، به شبی زیبا برای مردم ایران تبدیل شود. درست ۸ سال پیش و تنها ساعاتی پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری دهم، شب ۲۲ خرداد۸۸ با حاشیه‌هایی تلخ آغازگر دورانی بود که هنوز آثار آن بر پیکر سیاست، فرهنگ و اجتماع ایرانی برجای مانده است و صف‌بندی‌هایی پیرامون آن شکل می‌گیرد.

به نوشته این مقاله: با این همه شامگاه ۲۲ خرداد امسال وقتی صوت پایان بازی ایران و ازبکستانه به صدا درآمد، بسیاری از مردم ایران به خیابان ریختند و با شادی فراوان پرچم سه رنگ ایران را به اهتزاز درآوردند و البته در این میان اگرچه فراموش نمی‌کردند که ۸ سال پیش چنینی شبی آغاز تلخی‌هایی بود، اما ترجیح دادند به شادمانی این شب تازه مشغول شوند و نام ایران را در کوی و برزن میان خنده‌های خود فریاد بزنند. این اتفاق پس از همه تلاش‌هایی که برای دوقطبی کردن جامعه ایرانی در دوران انتخابات شده بود، بجا و به موقع رخ داد.

مقاله همدلی در عین حال یادآوری کرده که اعتدال و اصلاح نه به عنوان یک مشی سیاسی که یادآور نام خاتمی و‌ هاشمی و روحانی و جهانگیری، که به عنوان روشی که ملت ایران هرچند وقت یک بار برمی‌گزینند تا اشتباهات راه رفته را تصحیح کنند و مهار تندروی را بکشند. اولین حضور ایران در جام جهانی فوتبال در سال‌های پس از انقلاب در آذرماه ۷۶ چندماه بعد از حماسه دوم خرداد بود و تنها چند روز بعد از انتخاب حسن روحانی و در سال ۹۲ شادی مردم با حضور ایران در جام جهانی تکرار شد و امسال هم بعد از پیروزی در انتخابات اخیر.

الگوي فوتبال

شهروند در سرمقاله خود با اشاره به پیروزی تیم ملی فوتبال ایران و حضور زودهنگامش در جام جهانی روسیه نوشته: همين كه مردم از چنين رويدادي خوشحال مي‌شوند، ارزشمند است و سرمايه‌گذاري در اين زمينه را توجيه مي‌كند. پس از انقلاب و تحت‌تأثير فضاي آن زمان تا مدتي ورزش قهرماني به حاشيه رفت، ولي به مرور زمان روشن شد كه ورزش قهرماني يك موضوع تفنني نيست، بلكه به نوعي ضرورت جوامع جديد است كه كاركردهاي ويژه‌اي دارد. به همين دليل بسياري از كشورها سرمايه‌گذاري‌هاي قابل توجهي در آن انجام مي‌دهند كه اتفاقا سودآوري اين سرمايه‌گذاري‌ها نيز مورد اتفاق‌نظر است. اين سودآوري فقط به صورت ارقام در دفترهاي حسابداري ديده نمي‌شود، بلكه به صورت غيرمستقيم و از طريق افزايش اعتبار و ثبات و...، منافع كلاني براي كشور به بار مي‌آورد.

نویسنده در ادامه پرسیده: فرق فوتبال يا ورزش‌هاي ديگر مثل واليبال و... با ساير حوزه‌هاي اجتماعي چيست که شاهد موفقیت مناسب نیستیم؟ حتي در فوتبال چه تفاوتي ميان ورزش ملي با ورزش باشگاهي هست كه در اولي سال‌هاست رتبه اول آسيا را به خود اختصاص داده‌ايم و مدت زيادي است كه از تيم‌هاي آسيايي شكست نخورده‌ايم و حتي در اين مسابقات كه تاكنون ٨بار به زمين رفته‌ايم، حتي يك گل هم دريافت نكرده‌ايم، ولي درمقابل تيم‌هاي باشگاهي ايران سال‌هاست كه به ندرت به مراحل پاياني و نيمه‌نهايي مسابقات باشگاهي آسيا مي‌رسند؟ اين تفاوت را درچند ويژگي مي‌توان خلاصه كرد.

پاسخ مقاله شهروند این است که: تفاوت ميان فوتبال ملي و باشگاهي آن جاست که تيم ملي ٦‌سال است از يك مربي استفاده مي‌كند كه اجازه هيچ نوع دخالت فراحرفه‌اي را به ديگران نمي‌دهد. او حرفه‌اي عمل مي‌كند. فساد را در تيم ملي فوتبال مانع مي‌شود، چون فساد ضدموفقيت حرفه‌اي است. هيچ‌كدام از اينها در فوتبال باشگاهي وجود ندارد، هرچند بازيكنان كمابيش همان‌ها يا در همان سطح هستند.

اندوه نان و زندگی نازیبا

صادق جنان صفت در سرمقاله ابتکار نوشته: شهروندان ایرانی همانند شهروندان هر سرزمین دیگر در کره زمین بدون چون و چرا می‌خواهند معاش آن‌ها در اندازه‌های قابل قبول در مقابل کار و سرمایه‌شان تامین شود و علاوه بر این زندگی آرام و بدون تنش و درگیری را تجربه کنند. معاش شهروندان ایرانی بدون تردید حتی در شرایط دشوار فعلی از میانگین سطح معاش بیشتر ساکنان کره زمین بهتر است و البته سرزمین‌هایی هم هستند که معاش و روزی ای که به دست می‌آورند بالاتر از ایرانیان است.

زندگی شهروندان شامل مناسبات درونی میان گروه‌های گوناگون با یکدیگر، مناسبات میان مردم با نهادهای حکومتی و دولتی، مناسبات میان ایرانیان و شهروندان سایر کشورها و سرزمین‌ها، نوع پوشش و نوع زندگی شخصی در چارچوب قانون و مقررات است. شوربختانه باید پذیرفت در شرایطی که با توجه به توانایی‌های مادی پیدا و پنهان سرزمین ایران رسیدن به سطح قابل قبول از معاش به سادگی ممکن بود اما زندگی ایرانیان به ویژه مناسبات میان شهروندان ایرانی با نهادهای اداره‌کننده جامعه به گونه‌ای شده است که این خواسته به سختی برآورده می‌شود.

سرمقاله ابتکار به این جا رسیده که: دولتی که از چند هفته دیگر کارش را شروع خواهد کرد نباید در وضعی قرار گیرد که همه نیروی خود را صرف معاش ایرانیان کند. اگر غم نان همه زور و نیروی افراد و نهادها را به خود اختصاص دهد، زندگی به جهنم تبدیل می‌شود اما نگاه به زندگی مردم است که می‌تواند همراه با بهبود معیشت آن ها ایران را با چشم‌انداز خوشایندی مواجه کند.

آقای روحانی اینو چی میگی؟

حق نشر عکس شرق
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شرق

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: جناح مقابل اعتقاد دارد اگر به تخلفات در انتخابات رسیدگی می‌شد و رای را به نفع آقای رییسی اعلام می‌کردند‌، باز هم تیم ملی به جام‌جهانی صعود می‌کرد و این‌طوری‌ها هم نبود که هواداران آقای روحانی و دولت چو انداخته بودند که اگر آقای رییسی بیاید چه می‌شود و چه نمی‌شود‌! تازه یادتان باشد آقای رییسی هم برای خودشان ارتباطات بین‌المللی داشتند و این‌طوری نبود که ناچار شویم برای یک صعود ساده به جام‌جهانی کلی زحمت بکشیم‌‌.

طنزنویس به طعنه نوشته: تازه مدارکش هم موجود است که چه پول‌هایی به کی‌روش دادند برای یک صعود ولی مدارکی در اختیار ماست که نشان می‌دهد می‌شود با هزینه‌ای بالغ بر ۱۰ هزار تومان‌، یک سی‌دی فیفا خرید و هر وقت دل‌تان خواست به جام‌جهانی صعود کرد‌‌. حتی مدارکی موجود است که این نرم‌افزار از سال ۹۷ وجود داشته و شما می‌توانید به راحتی با هدایت مربی بومی و بدون صرف هزینه اضافه‌، به دست متخصصان و گیم‌بازان توانمند داخلی به جام‌جهانی صعود کنید‌!

ستون طنز جهان صنعت به این جا رسیده که: در حقیقت دولت باید پاسخ دهد که چرا وقتی می‌شده با 10 هزار تومان هر روز به جام‌جهانی صعود کرد، این همه پول بابت مربی خارجی داده؟ تازه آمارش هم موجود است که در 1978 ما به حشمت مهاجرانی 100 هزار تومان دادیم تا ایران را ببرد آرژانتین‌! آقای روحانی‌! اینو چی میگی؟

-

موضوعات مرتبط