روزنامه های تهران؛ موشک های ایرانی و سکوت دولت های جهان

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه ۳۱ خرداد و آخرین روز بهار، در حالی که در گزارش ها و تصاویر خود از گرمای شدید هوای کشور خبر داده اند در مقالات خود به تحلیل تاثیر شلیک موشک های میان برد سپاه پاسداران در میان مردم ایران پرداخته اند. کیهان و برخی روزنامه های اصولگرا که روز قبل خبر داده اند شلیک موشک ها خبر اول جهان بوده است، امروز گلایه کرده اند که چرا آمریکا و دیگر دولتمردان جهان نسبت به این تحول مهم واکنشی نشان نداده اند.

یادآوری از از زلزله هولناک رودبار که امروز ۲۷ سال از وقوع آن می گذرد، بخشی از مطالب امروز روزنامه ها را در بر می گیرد.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون هادی حیدری، شهروند

شلیک به قلب نقشه آمریکا

یادداشت روز کیهان حمله موشکی ایران به مقر داعش را اقدامی تحول‌سازخوانده و نوشته: ایران به منطقه‌ای شلیک کرد که قرار بود آمریکایی‌ها به بهانه حضور داعش و به کمک آنان، مرزهای شرقی سوریه برای مدت خیلی طولانی به تصرف خود درآورند و از این طریق در همگرایی میان ایران، عراق، سوریه، لبنان و فلسطین اخلال به وجود آورند. در این دوران جبهه مقاومت دو اقدام مهم در بر هم زدن طرح امنیتی بلند مدت آمریکا انجام داد اولین اقدام گسیل نیروهای ارتش سوریه و متحدان آن به مرزهای شرقی و اقدام دوم شلیک موشک به المیادین.

سعدالله زراعی در این مقاله تاکید کرده که: در واقع با شلیک اولین موشک‌های میان‌برد ایران به قلب این منطقه، شمارش معکوس آغاز عملیات پاکسازی این منطقه و خارج کردن آن از دایره اقدام آمریکا آغاز شده است. از این رو طی دو روز گذشته و پس از آنکه معلوم شد، اقدام عملیاتی جبهه مقاومت با محوریت ایران در این منطقه،‌ جدی است، لحن آمریکایی‌ها کاملاً تغییر کرده و پرده را بالا زده‌اند.

به نوشته کیهان: هماهنگی با دولت عراق و پذیرش این هماهنگی و اعلام رسمی این هماهنگی از سوی مقامات عراق نیز بسیار حائز اهمیت است این در حالی است که کشورهایی نظیر آمریکا اساساً به هنجارهای حقوقی و در واقع به میراث بشری بی‌اعتنا هستند و اگر حتی کشوری را به اشغال درآورند، کاری به هنجارها و دیدگاه‌های مردم ندارند و از سوی دیگر نشان داد که اقدام موشکی ایران کاملا قابل تکرار است.

موشک ها، سفرای دیپلوماسی

نادر هوشمندیار در مقاله ای در وقایع اتفاقیه فکر و هنر ديپلماسي را نشأت‌گرفته از هوش انسان دانسته و نوشته: به‌همين‌خاطر هم راهبرد خنده را در هدايت رو به جلوي ديپلماسي بايد ارج نهاد و هم راهکار استفاده از چماق را بايد باور کرد. هر کدام از اين ابزارها اگر درست و بجا استفاده شود مي‌تواند پيامدهاي مثبت و قابل‌تأملي را با خود به‌همراه بياورد. بهترين مثال براي اين ماجرا، حمله موشکي سپاه پاسداران به داعش يا سيلي محکم ايران به تروريست‌ها در دو روز گذشته است.

به نوشته این کارشناس: برخلاف آنچه بسياري اين اتفاق را به‌عنوان يک حرکت نظامي موفقيت‌آميز مي‌دانند و بر آن مي‌بالند، نگارنده بر اين باور است که حمله موشکي ايران به تروريست‌ها، نه يک رفتار نظامي بلکه يک اتفاق ديپلماتيک است و بايد از اين منظر به آن باليد و بر آن افتخار کرد. موشک‌هاي ايران به‌طور قطع در اين برهه از زمان و در اين مقطع، يکي از بهترين سفراي ديپلماتيک ايران محسوب مي‌شوند.

ایران همان‌طور که در گفت‌وگوهاي 1+5 و با درايت ديپلمات‌هاي خود درخشيد، اين‌بار و در اين مقطع با موشک‌هاي خود توانست در عرصه ديپلماسي بدرخشد. در واقع همان‌طور که آن زمان ترکيبي از هوش و لبخندهاي ديپلماتيک مي‌توانست مسير پيروزي ايران را در ميدان گفت‌وگو با قدرت‌هاي بزرگ جهان هموار سازد، اين‌بار موشک‌ها سفراي ديپلماتيکي بودند که به جهان يادآور شدند ايران از حق طبيعي مردمانش که زندگي نام دارد، نمي‌گذرد.

حق نشر عکس جوان
Image caption کارتون حسین کشتکار، جوان

پيام‌ها به مردم

شهروند در سرمقاله خود در جست و جوی علت پرتاب موشک از ایران به سوی داعش اول از همه آن را اقدام تلافي‌جويانه خوانده که نيازمند گذشت زمان و تعيين مواضع دقيق تروريست‌ها براي اقدام متقابل بود. اين انتظار به سر آمد و موشک شلیک شد. نخستین پيام اين اقدام تلافي‌جويانه براي مردم ايران است. مردم بايد به اين حس برسند كه اگر آنان يا كشورشان مورد تعرض هركسي قرار گرفتند، اين تعرض بي‌پاسخ نخواهد ماند.

نویسنده مقاله معتقد است: پيام دوم اين شليك به تروريست‌ها و حاميان آنان است. اينكه هيچ اقدامي بي‌پاسخ نخواهد ماند. آنان بايد ذهن خود را از اين برداشت پاك كنند كه مرتكب اقدام تروريستي يا هر اقدام نافي امنيت ايران شوند و پاسخي دريافت نكنند. اگرچه تروريسم بيش از آن‌كه پديده‌اي نظامي باشد، پديده‌اي سياسي و اجتماعي است و حل نهایی مشكل تروريسم در سياست است و نه در مواجهه نظامي.

شهروند در نهایت نوشته: ولي اين امر بدان معنا نيست كه از واكنش‌هاي نظامي نيز غافل شد، ولي واكنش متقابل نظامي نيز در نهايت نمي‌تواند مشكل تروريسم را حل كند، بايد در كنار آن دنبال راه‌حل‌هاي سياسي و جامع بود.

غرور مردمی

علی محقق در سرمقاله ابتکار نوشته: دونالدترامپ و مردان تندروی حزب جمهوری خواه از وقتی که به کاخ سفید راه یافته و عنان حکومت در آمریکا را به دست گرفته اند، بار دیگر شمشیر تهدید و تحریم را برای تهران از رو بسته اند. تازه ترین و جدی ترین اقدام واشنگتن در این رابطه وضع تحریم‌های جدید به بهانه توان موشکی ایران و البته روسیه است اما اقدام موشکی ایران علیه داعش، ثابت کرد که ایران در سیاست های‌ دفاعی و برنامه موشکی خود عقب‌گرد و مسامحه ندارد.

به نوشته این مقاله: اگرچه با اقدام تروریستی داعش در تهران، ایرانیان داغدار و تا حدودی نگران اوضاع امنیتی خود شدند. شلیک موشک‌های ذوالفقار و قیام به قلب محل استقرار داعشی‌ها در مکانی صدها کیلومتر دورتر از خاک ایران، دل هموطنان را از باب قدرت دفاعی کشور قرص کرد و ایرانیان از همیشه مطمئن تر شدند که توان نظامی و موشکی ایران قادر به تامین امنیت شهروندان در مواجهه با حملات خارجی است.

ابتکار نتیجه گیری کرده: از همین رو در دو روز گذشته همه اقشار مختلف جامعه، فارغ از جناح بندی های سیاسی و اختلاف نظرهای فرهنگی و اجتماعی موجود، یکصدا، منسجم و همزبان این اقدام را تایید کرده‌اند.

ریشه‌های افراط‌گرایی

ادریس داریوشی در جست و جوی ریشه افراط گری به آسیب هایی اشاره کرده با پیامدهایی چون فقر، خودکشی، بیکاری و محرومیت در بخش به رسمیت شناخته نشده جامعه و آماده شدن این بخش برای جذب ایده‌های فریبنده افراطی چنان که اعلام شد که خاستگاه تروریست‌های ایرانی مشارکت‌کننده در حمله‌های روز هفدهم خردادماه در تهران، اهل استان‌های کرمانشاه و کردستان هستند.

نویسنده با اشاره به این که این استان‌هایی که دستکم در ۱۰ سال گذشته نرخ بیکاری‌شان بالای ۱۵ درصد بوده است. رئیس انجمن پیشگیری از خودکشی، «میزان خودکشی در کشور پنج تا شش نفر در هر هزار نفر است، اما در کرمانشاه ۲۳ در هر هزار نفر میباشد و آمارها نشان می‌دهد که خودکشی در این استان چهار برابر میانگین کشوری است. نابسامانی شرایط اجتماعی و اقتصادی از یک طرف و بی‌توجهی و کندی در اجرای سیاست‌های انسجام بخش از طرف دیگر، موجب آماده شدن عرصه اجتماعی در این مناطق برای روی آوردن به افراط‌گرایی می‌شود.

در نهایت آنچه مشخص است، این است که برای مقابله با افراط‌گرایی بومی‌و حفظ نظم و انسجام اجتماعی، نمی‌توان فقط اقدامات امنیتی را کافی دانست، بلکه باید راه‌های پیشگیرانه بلندمدت را دنبال کرد؛ راه‌هایی که با هدف کاهش آسیب‌ها و تبعیض‌های قومی‌و نژادی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی گروه‌های به حاشیه رانده شده، بر ادغام بهتر و به رسمیت شناختن این گروه‌ها مبتنی باشد.‏

داعشی بزنم؟

شهروند در صفحه طنز خود درباره پیشنهاد ممنوع شدن اصلاح صورت با تیغ در آرایشگاه‌ها به جهت شیوع بیماری‌های پوستی خبر داده و از زبان آرایشگران نوشته: داعشی براتون بذارم یا بغدادی؟

سایر اظهار نظرها درباره این پیشنهاد به نوشته شهرونگ این هاست: رییس اتحادیه آرایشگران گفته: «مدل‌های ابوبکر بغدادی را امتحان می‌کنیم.» اما داستایفسکی اضافه کرده: «همه مدیون تولستوی هستیم!» تتلو هم پریده وسط که: «هیچ ایرادی هم نداره. خود من هم قبلا اشتباه می‌کردم ولی از وقتی پیش ایشون رفتم فهمیدم.»

به نوشته شهروند سرانجام اکبرآقا سلمان گفته: «هپاتیت دارم، ایدز هم هست اگه مایل باشید!»

حق نشر عکس شرق
Image caption کارتون آروین، شرق

۲۷ سال بعد از فاجعه رودبار

مهدی زارع در مقاله ای به مناسبت بیست‌وهفتمین سالروز زمین‌لرزه خرداد ٦٩ منجیل به بررسی شرایط منطقه بعد از زمین لرزه فاجعه آمیز پرداخته و یادآوری کرده که بی احتیاطی هایی در سال های اخیر صورت گرفته از جمله بدون توجه به خطر زمین‌لرزه، ساخت مجتمع‌های مسکن مهر در محدوده‌ای با ریسک بالا در رودبار، یا احداث آپارتمان‌ها در حاشیه رودبار در محدوده‌ای بسیار ناپایدار و با خطرهای گوناگون زمین‌شناختی (زمین‌لغزش، تشدید بر اثر رخداد هر زمین‌لرزه بعدی به دلیل اثر توپوگرافی).

نویسنده کارشناس افزوده: جمعیت ایران از حدود ٥٥ میلیون نفر در سال ٦٩ به ٨٠ میلیون نفر در سال ٩٥ رسیده است. افزایش جمعیت در این ٢٧ سال به نحوی صورت گرفته که بیشتر جمعیت جدید در شهرها مستقر شده‌اند و ضمنا در این ٢٧ سال حدود ٢٧ میلیون نفر مهاجرت درون‌سرزمینی هم در داخل ایران رخ داده که حدود ٧٠ درصد (حدود ١٩ میلیون نفر) از روستاها به شهرها مهاجرت کرده‌اند. این وضعیت نمایانگر معرضیت بالاتر مردم ایران-نسبت به سال ٦٩- در مقابل خطر زمین‌لرزه در شهرهایی است که حدود ٨٠ درصد آنها در محدوده خطر نسبی بسیار بالا قرار گرفته‌اند.

به نظر مقاله شرق: در این مدت پدیده‌هایی مانند حاشینه‌نشینی و البته توسعه انبوه‌سازی ناپایدار و غیرتاب‌آور مانند مسکن مهر، عملا به افزایش آسیب‌پذیری هم منجر شده است. خلاصه آنکه برای موضوعی جدی و پیچیده مانند مدیریت سوانح با بهره‌گیری از درس‌های زمین‌لرزه ٦٩ منجیل باید کادرهای توانمند از نظر علمی و تخصصی به بدنه و مدیریت اجرائی دولتی کشور به تدریج وارد شوند و راه‌حل‌های جدید و نوآورانه و کلان بر اساس کارهای جدی و علمی از سوی این کادرهای متخصص پرورش‌یافته در سطوح بالای علمی، ارائه شود.

شادی خوشکار در گزارشی در شهروند به یاد آورده که: خرداد ٦٩ تمام شد و ٦٨ نفر در روستای فتلک زیر کوه مدفون شدند و حتی جنازه‌هایشان هم بیرون نیامد. صدیقه تا قبل از این‌که از دست و پا بیفتد، سربالایی روستای خودش را تا انتها، نزدیکی‌های دره می‌رفت و از آنجا به آنچه که از فتلک، روستای محل زندگی دخترش مانده بود، نگاه می‌کرد. تلی خاک، نشان زلزله و نشان کوهی که فروریخت و زمین روستا را بلعید.

گزارشگر با این مقدمه افزوده: بعد از ٢٧‌ سال و با وجود زلزله‌هایی که هر چند ‌سال یک بار در ایران اتفاق می‌افتند دیگر کسی یاد زلزله ٧,٣ ریشتری رودبار و زنجان نیست؛ اما مردم رودبار تاریخ زندگی‌شان را به قبل از زلزله و بعد از زلزله تقسیم کرده‌اند و مزار کشته‌های زلزله، بخشی از زندگی‌ روزمر‌ه‌شان شده. کوچه‌ پس‌کوچه‌ها با خرابه‌های‌شان زلزله را زنده‌ نگه‌ داشته‌اند و پتوهای سربازی و موکت‌های رنگ و رو رفته و چراغ والور کمک‌های امدادی تک و توک در خانه‌های زلزله‌زده‌ها باقی‌مانده. کوچک و بزرگ از آسمان قرمز و سر و صدای زیاد حیوانات می‌ترسند.

شهروند افزوده: بعد از زلزله بچه‌های زیادی به دنیا آمدند که نام خواهر و برادر از دست رفته در زلزله‌شان را دارند، دختران جوان بی‌خانواده، همسر مردان زن‌مرده‌ با چند بچه شدند و دیگر خانه چوبی طرفداری ندارد. کسی یادش نرفته که آن شب مسابقه فوتبال برگزار شد. کسی یادش نرفته که خیلی‌ها از کار سخت برنج‌زارها و گندم‌زارها برگشته بودند و خوابشان به خواب رفت: «قابلمه برنج و خورش را بعدا زیر آوار پیدا کردیم، از خستگی دست به غذا نزده بودند و خوابیده بودند.» و کلمه‌‌ای که تکرار می‌شود: عمق فاجعه.

عواقب گرمای مرداد و کودتا!

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون مسعود ماهینی، قانون

فریور خراباتی بدون نام بردن از محمود کاشانی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: فرزند یکی از شخصیت‌های سیاسی در مصاحبه‌ای اعلام کرده: «هیچ کودتایی علیه مصدق در ۲۸ مرداد نشد» از این جمله بنده چند برداشت می‌توانم بکنم؛ اول هوا گرم بود، خود اعضای دولت مصدق نرفتن سرکار دیگه! دوم اعضای دولت مصدق در اعتراض به آدم‌های بدتیپ اعلام کردند: «لطفاً بدتیپ‌ها علیه ما کودتا نکنن، مرسی اه!»، مسئولیت گرما با دولت یازدهم است، در نتیجه دکتر روحانی باید بابت این اتفاق از مردم عذرخواهی کند.

به نوشته این طنزنویس: در واقع کودتا کمی طول کشید و بعد از ساعت دوازده شب انجام شد، در نتیجه 29 مرداد کودتا صورت گرفت. ببینید ما مدت‌هاست که با کمک برخی از مورخین کشورمان شوخی‌های ناجوری را با تاریخ آغاز کرده‌ایم که عواقب خوبی نخواهند داشت. یعنی پس فردا یک نفر بیاید و بگوید که چنگیزخان مغول اصلاً فرمانده جنگی نبوده و یک گیاه دارویی بوده و پس فردا«شامپو چنگیزخان پرژک» را هم تولید کنیم که دیگر به صورت کلی جفت‌پا بپریم وسط تاریخ نباید تعجب کنیم.

موضوعات مرتبط