نامه‌ای از لندن: «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

Image caption نقشۀ گویش‌ها و زبان‌های قوم‌های مختلف ایران، شامل کردی، ترکی آذری، فارسی، عربی، لری، فارسی، عربی، بلوچی، قشقایی، ترکمنی، مازندرانی، طالشی، گیلکی، سایر گویش‌ها. گویندگان همۀ این زبان‌ها و گویش‌ها ایرانی‌اند و زبان ارتباطی و آموزشی و رسمی‌شان فارسی بوده است

زندگی زبان، دارایی زبان

سلام بر همۀ فارسی زبان‌ها و فارسیدان‌های سراسر دنیا. صحبت از زبان است که یک «زندگی» خاصّ دارد، و یک «دارایی» خاصّ. زندگیش دستگاه یا نظام دستوری آن است، و داراییش لغت‌های آن. هر زبانی که امروز افراد یک قوم خیلی کوچک هنوز باش حرف می‌زنند، چیز می‌نویسند و چیز می‌خوانند، عینِ زبان یک قوم خیلی بزرگِ امروزی، زنده است و سالم است و زندگیش هیچ نقصی ندارد و متناسب است با زندگی آن قوم خیلی کوچک و با موقعیتش در دنیای امروز.

می‌گویند در حالِ حاضر ۷۴۰۰ میلیون جمعیت دنیا به ۷۰۹۷ زبان مختلف حرف می‌زنند (۱)، با این تبصره که نصف این جمعیت، یعنی ۳۷۰۰ میلیون‌شان به ۲۳ تا زبان حرف می‌زنند، و ۳۷۰۰ میلیون بقیه به ۷۰۷۴ تا زبان. برای اینکه برداشت محسوسی از عدّۀ گویندگان این زبان‌ها داشته باشیم، بیاییم یک میانگین صرفاً مقایسه‌ای از آنها بگیریم:

حق نشر عکس Getty Images
Image caption تصویر برج بابل. بنا بر باب یازدهم از سفر پیدایش «عهد عتیق» کتاب مقدّس، آدمیان که همه با یک زبان تکلّم می‌کردند، این برج را با آجر ساختند و می‌خواستند سر آن را به آسمان برسانند و خدا خشمگین شد و همزبانی را از آنها گرفت و ساختمان برج را رها کردند و در جهان پراکنده شدند!

۳۷۰۰ میلیون، یعنی نصف جمعیتِ دنیا، بخش بر ۲۳ تا زبان‌شان، میانگین زبان‌های «بزرگ» از حیث جمعیتِ گوینده، می‌شود ۱۶۰ میلیون و اندی؛ و ۳۷۰۰ میلیون بقیه بخش بر ۷۰۷۴ تا زبانشان، میانگین زبان‌های «کوچک» از حیث جمعیتِ گوینده می‌شود ۵۲۳ هزار و اندی. چند نمونه از «بزرگ‌ها»: چینی (۲) با ۸۵۰ میلیون، انگلیسی با ۵۰۵ میلیون، اسپانیایی با ۳۹۹ میلیون، عربی با ۲۴۶ میلیون، هندی با ۲۶۰میلیون (۳)، و چند نمونه از «کوچک‌ها»: نروژی در حدود ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار؛ بلاروسی (۴) در حدود ۲ میلیون و ۲۲۰ هزار؛ ویلزی در حدود ۵۸۵ هزار (۵)، ازبکی قره قالپاقی (۶) در حدود ۴۰۷ هزار؛ باسک در حدود ۴۶۸ هزار، مائوری نیوزیلندی(۷) در حدود ۳۰ هزار.

امّا بسیار و بسیاری از این ۷۰۹۷ زبان «زنده»، فقط به این دلیل زنده حساب می‌شوند که هنوز گروه‌ها، یا جمعیت‌هایی کم شمار، از چند صد هزار تا چند نفر، با آنها حرف می‌زنند و در ارتباط و مکالمه با همدیگر رفع نیاز می‌کنند، امّا زبان مشترک در جامعۀ کشوری، همان زبان رسمی اداری و آموزش و پرورشی و ادبیاتی آنهاست، که زبان فرزندان و نوه‌های آنها شده است. مثلا زبانِ «سمنانی» که از لحاظ تفاوت‌های دستوری با فارسی امروز، نه «لهجه» یا «گویش»، بلکه یک «زبان» مستقل از شاخسار زبان‌های ایرانی به حساب می‌آید، زنده هست، ولی پیر و فرسوده است و در حال زوال.

این جور زبان‌ها را که زندگی رسمی و اجتماعی و آموزش و پرورشی و فرهنگی و ادبیاتی ندارند، و هر سال چند تایی از آنها با فوت آخرین گویندگانشان، صحنۀ روزگار را ترک می‌کنند و به رحمت تاریخ می‌پیوندند، از حیث درجۀ ضعف و زوال به چند طبقه تقسیم کرده‌اند: آسیب پذیر؛ قطعاً در خطر زوال؛ شدیداً در خطر زوال؛ وخیماً در خطر زوال؛ و زوال یافته و منقرض.

Image caption تصویر سه تن از افراد جامعۀ میمون‌ها که در قلمروهای هنوز غصب نشدۀ خودشان در سراسر جهان با یک زبان ساده و تغییرناپذیر و خالی از هرگونه لغت بیگانه با هم گفت و گو می‌کنند.

هر زبانی با کالبُد، پیکر، نظام، دستگاه، یا اُرگانیسمِ دستوریِ خود «زنده» است، امّا وقتی می‌توانیم بگوییم که این زبان «زندگی» هم می‌کند که در این زندگی برای همگامی و هماهنگی درست و اصیل با پیشرفت‌های علمی و فرهنگیِ ملّت‌های پیشرو جهان آمادگی و همّت و تلاش لازم را داشته باشد، و حدّ اقلّ گویندگان دانشگاهی و فرهنگستانیِ آن نظام دستوری زبان خود را بشناسند و آسیب شناسانه سلامتِ آن را از آسیب جهل و غرور و تعصّب مصون بدارند، تا زبانشان به طور طبیعی همواره از دو راه بر دارایی خود بیفزاید، یکی از راه گرفتن لغت‌های علمی و فنّی جهانی و دیگری ساختن ترکیب‌ها و اصطلاح‌های جدید به طرزی که طبیعت زبان آنها را از خود بداند و بپذیرد.

وای به حال آن زبان بیچاره‌ای که صاحب اختیار شده‌های قضا قدری آن گرفتار دو فکر باطل و مخرّب بشوند: یکی اخراج لغت‌های بیگانۀ خودی شده، و دیگری ساختن کلمه‌های ظاهراً خودیِ اجنبی‌تر از بیگانه. زبان انگلیسی، امروز، زنده‌ترین و ثروتمندترین زبان دنیاست، و از این بابت مدیون و سپاسگزار بسیاری از زبان‌های خارجی است، در صدر آنها زبان لاتین، با ۲۹ در صد از کلّ لغت‌هاش. زبان فارسی چی؟

زبانتان همواره دانا و توانا باد.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه ای از لندن، شمارۀ پنجم، سال یازدهم، جمعه ۲۳ ژوئن ۲۰۱۷

۱- در اینترنت سایت‌های پژوهشی متعدّدی هست که فهرست‌هایی از زبان‌های زندۀ بالنده، نیمه جان، پا لب گور، و مرده ارائه می‌دهد، از آن جمله سایتی با این نشانی:

lattilad.org/vicky/doku.php/blog/sorted_list_of_the_worlds_languages

و سایت دیگری با این نشانی:

https://www.theguardian.com/news/datablog/۲۰۱۱/apr/۱۵/language-extinct-endangered

و سایت دیگری با این نشانی: https://www.ethnologue.com

۲- البتّه می‌دانیم که چین دارای حدوداً یک بیلیون و ۳۵۷ میلیون جمعیت است، ولی همۀ آنها به زبان رسمی و استاندارد چینی که به آن «ماندارین» هم می‌گویند، تکلّم نمی‌کنند. مهمّ‌ترین زبان‌های دیگر چین زبان «وو» (Wu) است با ۷۷ میلیون گوینده، زبان «مین» (Min) با ۷۰ میلیون گوینده و زبان «کانتونی» (Cantonese) با ۷۱ میلیون (در چین و نقاط دیگر جهان).

۳- و البتّه می‌دانیم که هندوستان، یا هند در حدود یک بیلیون و ۲۹۳ میلیون نفر جمعیت دارد، ولی همۀ آنها به زبان معروف به «هندی» (Hindi) تکلّم نمی کنند. از کلّ جمعیت حدوداً ۲۶۰ میلیون نفر زبان‌شان «هندی» است، و بقیه به زبان‌های دیگر تکلّم می‌کنند، از آن جمله زبان‌های آسامی، گوجراتی، مالایالام، پنجابی، تامیل، و بنگالی.

۴- بلاروسی زبان بومی مردم جمهوری نو استقلال «بلاروس» است که از ۹,۴۹۸,۷۰۰ جمعیت آن به یک روایت در حدود ۲ میلیون و ۲۲۰ هزار نفر و به روایتی دیگر در حدود ۳ میلیون و ۶۸۶هزار نفر به آن تکلّم می‌کنند.

۵- زبان رسمی ایالت «ویلز» انگلیسی و ویلزی است. اکثریتِ مردم آن انگلیسی می‌دانند، امّا حدوداً یک پنجم از جمعیت آن می‌توانند به زبان ویلزی تکلّم کنند.

۶- قره قالپاقستان جمهوری خودمختار کوچکی است در شمال غربی ازبکستان، با حدوداً یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر جمعیت و زبان مردم آن یکی از شاخه‌های ترکی است که با نام «قره قالپاقی» شناخته می‌شود. معنی این کلمۀ مرکّب ترکی «سیاه کلاه» است و مردم این سرزمین «سیاه کلاهان» (قره قالپاق)، کشورشان «سیاه کلاهستان» (قره قالپاقستان)، و زبان‌شان «سیاه کلاهستانی» (قره قالپاقی) است.

۷- «مائوری نیو زیلندی»: مائوری (Māori) نام قومی است در «نیو زیلند» از تبار بومیان «پولینزی»، که زبان کشوری آنها انگلیسی است. بنابر پژوهشی که ده سال پیش انجام گرفته است، فقط ۴ در صد از جمعیت نیو زیلند، که تقریباً ۲۳ درصد جمعیت مائوری این کشور است، می‌توانسته‌اند با زبان مائوری با همدیگر صحبت کنند، و این عدّه هم از نسل بزرگ‌سال هستند.

موضوعات مرتبط