روزنامه های تهران، حمله به رییس جمهور، دفاع از سپاه

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه هفتم تیر با یادی از حادثه ۳۵ سال و کشته شدن جمعی از مدیران کشور و نمایندگان مجلس به شرح جدال بین تندروها و دولت اهمیت بسیار داده اند. روزنامه های اصولگرا و تندرو به خاطر انتقاد از «دولت بی تفنگ» به روحانی تاخته اند و روزنامه های هوادار دولت به دلیل شعر هجوی که در نماز عید فطر علیه دولت با اشاره به حسن روحانی خوانده شد، خواستار مجازات توهین کنندگان به رییس دولت شده اند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون هادی حیدری، شهروند

حراج سرمایه‌ اجتماعی

زهرا احمدی‌پور در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته مهم‌ترین اندوخته یک نظام سیاسی که آن نظام را در تندبادهای بین‌المللی بیمه می‌کند «سرمایه اجتماعی» است. تدارک سرمایه اجتماعی و مراقبت دائم از آن ویژگی متمایز نظام‌های سیاسی کارآمد و با ثبات است. در یک جامعه مردم‌سالار، سرمایه اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد که جمهور مردم خود را در مناسبات عمومی و جهت‌گیری‌های سیاسی و بین‌المللی آن سامانه سیاسی دخیل می‌پندارند و به مکانیسم انتخابات اعتماد می‌کنند. اما انتخابات آغاز و پایان فرآیند توسعه سرمایه اجتماعی نیست.

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در این مقاله تاکید کرده: وقتی تریبون‌های عمومی به صورت «مطلق»، «یک‌طرفه» و «بی‌توازن» در اختیار یک جناح سیاسی قرار می‌گیرد که دست‌کم در شرایط فعلی نتوانسته رأی اکثریت مردم را به خود متمایل کند چه تبعاتی می‌تواند داشته باشد؟ نخستین تبعات چنین وضعیتی می‌تواند به از دست رفتن «اعتماد عمومی نسبت به قواعد توزیع قدرت بر اساس رأی نسبی مردم» در آن سامانه سیاسی منجر شود.

در ادامه مقاله روزنامه ایران آمده: کم‌شدن اقبال عمومی به رسانه ملی و افزایش تمایل برای کسب اخبار و اطلاعات از کانال‌های غیررسمی و خارج کشور اکنون به بحرانی برای رسانه ملی بدل شده این نتیجه ناگزیر همان وضعیت است. به آن ها که این‌چنین «بی‌محابا و یک‌طرفه» تریبون‌های عمومی را جولانگاه بحث‌های سیاسی و نقدهای جناح خود کرده‌اند باید یادآور شد که از بلایی که بر سر رسانه ملی آورده‌اید درس نگرفته‌اید؟

رذایل و فضایل

بهمن کشاورز در مقاله ای در شرق نوشته: از ويژگي‌هاي انقلاب‌ها، يکي اين است که در نتيجه سوءتعبير يا سوءبرداشت از کردار و گفتار انقلابي، گاهي جاي فضايل با رذايل عوض مي‌شود. مصاديقي از اين حالت را در انقلاب فرانسه، انقلاب اکتبر و حتي انقلاب ايران مي‌توان ديد و جلوه‌هايي از اين اعمال و اقوال، در برخورد فرزندان با والدين، دانشجويان با استادان و مأموران دولت با ارباب‌رجوع و موارد ديگر وجود داشت و متأسفانه هنوز هم تا حدي وجود دارد. علاوه بر اينها، خشونت غيرلازم و غيرقانوني در برخوردها، بدحرفي و زشت‌گويي از اين قبيل است.

این حقوقدان نظر داده که: درباره هجو مقامات موضوع ماده ٦٠٩، بايد به اين قائل شد که در اين موارد، هجو مصداقي از توهين خواهد بود و مدعي‌العموم، مکلف به ورود به قضيه و تعقيب است. تعبيري جز اين، اين اجازه را مي‌دهد که افراد به هجو مقامات مسئول بپردازند و چون معمولا اين مقامات از باب تعارف مي‌گويند که درباره حقوق شخصي خود مايل به تعقيب و مجازات افراد نيستند، مرتکبان مصون از تعرض می‌مانند.

در ادامه مقاله شرق آمده: چنين حالتي، به‌هيچ‌وجه توجيه‌پذیر و پذیرفتنی نخواهد بود؛ زيرا هجو به صورت نظم و نثر، هنري است که ايرانيان به طور معمول دارند و لاجرم هيچ‌کس مصون از آسيب باقي نخواهد ماند. به نظر همه مقامات قواي سه‌گانه و کساني که در ماده ٦٠٩ برشمرده شده‌اند، در صورت برخورد با موارد توهين يا هجو و به طريق اولي افترا و اشاعه اکاذيب - نه براي حفظ حقوق شخصي خود بلکه براي حفظ نظم اجتماع و حرمت قانون و رأي مردم- نبايد از اقدام قانوني خودداري کنند؛ زيرا همچنان که در رأي وحدت رويه ديوان عالي کشور آمده، اين موضوعي است اجتماعي.

نقد سياسي قرباني هجو سياسي

عباس عبدي در مقاله ای در اعتماد با اشاره به شعر هجو خواني با سبك مداحي در نماز عيد فطر در نقد دولت و رييس‌جمهور كه به توهين تنه مي‌زد نوشته: استفاده از قالب شعر براي بيان انتقادي سياسي (درست يا نادرست) است. اين بدترين وجه ماجرا بود. وارد شدن به مقوله سياسي در قالب شعر و استفاده از هنر با هدف هجو و دشنام دادن كار بسيار ناپسندي است كه فضاي سياسي را تخريب مي‌كند.هر كسي نقدي درباره سياست‌هاي دولت و برجام يا هر چيز ديگري دارد بايد با زبان سياست و قابل پاسخ دادن اقدام كند. هيچ چيز بدتر از ترفندهايي هنري از جمله تمسك به شعر و شاعري براي موضوعات سياسي نيست.

این جامعه شناس سپس اشاره کرده که در ابتدای دهه شضت کسانی که در نماز جمعه حاضر شدند می دانند خودم دو بار نمازم را جلوي سينما فلسطين (ميان ميدان فلسطين و چهارراه طالقاني) خواندم كه طبعا بعد نيز صف نماز ادامه داشت. تا سال‌هاي سال نماز جمعه كه برگزار مي‌شد، خيابان بلوار به كلي بسته بود و بسياري در آنجا به صف نماز مي‌پيوستند. آن زمان جمعيت تهران دقيقا نصف جمعيت فعلي بود و هيچ گروهي هم به صورت سازماندهي شده به نماز آورده نمي‌شدند و اگر آن روند ادامه داشت الان بايد صف نماز تا خيابان كريمخان ادامه مي‌يافت!

نویسنده مقاله اعتماد معتقد است: کاسته شدن از تعداد حاضران در نماز جماعت برای آن است که يك جناح سياسي به دلايل ضعف خود، تمامي تريبون‌هاي عمومي و فراجناحي را تبديل به تريبون جناحي كرده است. به همين دليل هم همه از جمله طرفداران خودشان را بي‌رغبت در چنين مشاركتي كرده‌اند.

در ادامه مقاله آمده اين رفتار نادرست در سياست دقيقا مثل رفتاري است كه در اقتصاد مي‌كنند و به صورت بي‌رويه از منابع زيرزميني استحصال و مصرف مي‌كنند و هيچ چيزي به اين زمين نمي‌دهند. از اين رو ديري نمي‌گذرد كه زمين پر بركت را به صورت برهوت تحويل نسل بعد مي‌دهند، همان كاري كه در سياست مشغول آن هستند.

حق نشر عکس ابتکار
Image caption کارتون محمد طحانی، ابتکار

مصلحت چیست؟

مهرداد حجتي در مقاله ای در شرق نوشته: چندوقتی است اینجا و آنجا از این یا آن تریبون به «رئیس‌جمهور منتخب» توهین می‌شود و رسانه ملی هم لابد بی‌هیچ تعمدی آنها را پخش می‌کند. بعضی هم از «مداحی» مداح تریبون نماز عید فطر استقبال و آن را کار «فرهنگی تمیز» تعبیر کرده‌اند. اما چرا؟ صریح‌ترین پاسخ این که بازندگان انتخابات همچنان خشمگینند و همچنان بر طبل خشم خود می‌کوبند تا در نهایت، هم رئیس‌جمهور و هم هواداران را وادار به واکنش کنند؛ همان رفتاری که تندروهای خشمگین انتظارش را می‌کشند تا بتوانند زمین بازی خود را گسترش دهند و افراد بیشتری را درگیر این «بازی» کنند.

اما در چنین شرایطی با این حجم سنگین از حملات به شخص رئیس‌جمهور، ایشان باید چه رفتاری در پیش بگیرد؟ پاسخ ساده است؛ همان رفتاری که رئیس‌جمهور دولت اصلاحات در پیش گرفت. آقای روحانی با درایت و زیرکی‌ای که در او سراغ هست باید از این «دام مهلکی» که تندروها پیش پای او گسترده‌اند با نهایت خویشتن‌داری عبور کند و اجازه ندهد این رفتارها او را از کوره به‌در برند.

کشور در شرایط بحرانی منطقه و وضعیت حساس اقتصادی کنونی نیاز به آرامش برای حل مسائل بزرگ دارد. عقلای جامعه از هر دو جناح در چنین شرایطی می‌توانند نقش متعادل‌کننده را در جامعه ایفا کنند. آنها به‌جای درپیش‌گرفتن رفتارهای واکنشی یا انفعال، باید به صحنه بیایند و افکار عمومی را نسبت به خطراتی که از ناحیه تندروها تهدید می‌شود توجیه کنند.

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: یکی از خوبی‌های ما این است که جمیعا اجمعین آزادی بیان را به مرزهایی رسانده‌ایم که در آن در روز روشن و در وسط خیابان و به هر مناسبتی بر سر رییس‌جمهور بند می‌کنیم‌! شعر می‌خوانیم، رییس‌جمهور را می‌زنیم‌. تظاهرات برپا می‌کنیم، رییس‌جمهور را می‌زنیم‌. کودکستان افتتاح می‌کنیم، رییس‌جمهور را می‌زنیم‌. بعید نیست پس‌فردا به صورت خودجوش سفارت ایران در کشورهای منطقه را خودمان در اعتراض به رییس‌جمهور خودمان اشغال کنیم‌.

به نوشته این طنزنویس: طرف آمده از منبر نماز عید فطر دارد به رییس‌جمهور متلک می‌اندازد‌. بعد تازه کلی هم سر ما منت می‌گذارند که شما خودتان با محمود اعظم همین کارها را کردید‌! یعنی ما علیه محمود اعظم از نماز عید فطر هم مایه گذاشتیم؟ ما زمان محمود اعظم کجا این همه قدرت و بودجه و دستگاه و نیرو و امکانات داشتیم؟ تازه جالبش اینجاست که خودتان در همین دو سه ماهی که استاد نهی شدند اما در نهایت اعتماد به نفس تشریف آوردید وسط به اندازه همه هشت سال اصلاح‌طلب‌ها طرف را زدید‌! حالا منتش را هم سر ما می‌گذارید‌!

در پایان ستون طنز جهان صنعت آمده:تکلیف آدم را مشخص کنید‌. انتخابات را باختید، بچه بازی در نیاورید‌. دفعه بعدی رای از بیست و سه میلیون می‌رود بالاتر‌ها‌!

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون سلمان طاهری، شهروند

حمله ناجوانمردانه به سپاه

عباس حاجي‌نجاري در سرمقاله روزنامه جوان سخنان هفته گذشته رییس جمهور روحانی را که گفت «ابلاغ سياست‌هاي اقتصادي اصل ۴۴براي واگذاري اقتصاد به مردم بود؛ اما بخشي از اقتصاد را كه دست دولت بي‌تفنگ بود، به يك دولت با تفنگ تحويل دادند» را در زمره ناجوانمردانه‌ترين تعابيري دانست كه نسبت به خدمات سازندگي سپاه پاسداران در طول خدمات اين نهاد مطرح شده و آن هم توسط مسئولی كه خود شايد بيشترين اطلاع را نسبت به چرايي ضرورت ورود سپاه به عرصه فعاليت‌هاي سازندگي داشته باشد.

نویسنده روزنامه سپاه پاسداران در توضیح نوشته:ورود سپاه به عرصه فعاليت‌هاي سازندگي و كمك به ساخت زيرساخت‌ها و امكانات تخريب شده كشور به سال‌هاي پس از جنگ و در دوران دولت آقاي هاشمي رفسنجاني باز مي‌گردد. در آن سال‌ها به رغم نياز شديد كشور به سازندگي و عدم آمادگي شركت‌هاي خارجي براي كمك به ايران و عدم توانايي و يا صلاحيت شركت‌هاي داخلي براي به دوش گرفتن بار ايجاد و ساخت مراكز صنعتي و تأسيسات زيربنايي كشور، منجر به واگذاري بخشي از اين مسئوليت به سپاه گرديد

در ادامه مقاله آمده: ريشه تقابل اينچنيني با فعاليت‌هاي اقتصادي سپاه، به رغم اينكه بهره‌گيري اصلي آن دست خود دولت بوده است را شايد بتوان معطوف به عرصه‌هاي ديگر فعاليت‌هاي سپاه، در حوزه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي دانست كه شايد مجال ذكر آن در اين يادداشت نباشد، چراكه در اين عرصه‌ها مجموعه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي سپاه در برونده‌هاي مختلفی به عنوان ضابط قوه قضائيه عمل كرده‌اند كه البته شايد دولت را بر آن خوش نيايد و البته اگر اين فهرست‌ها منتشر شود، ديگر ابهامي در چرايي اين هجمه‌ها باقي نمي‌ماند.

بخش خصوصی واقعی

موسی غنی نژاد در سرمقاله دنیای اقتصاد با نقل سخنان رییس جمهور درباره نهادهای نظامی که جای بخش خصوصی نشسته اند نوشته:مقصد عمده واگذاری بنگاه‌های زیرمجموعه دولت به جای آنکه بخش خصوصی واقعی باشد، بخش‌های دیگری از نهاد‌های عمومی یا حاکمیتی، از جمله برخی سازمان‌های نظامی بود که دکتر روحانی از آن به «دولت با تفنگ» تعبیر کردند. به عقیده ایشان این اقدام نادرست که در دولت‌های پیشین انجام گرفت فضا را برای فعالان بخش خصوصی تنگ‌تر کرد چون دیگر کسی جرات نمی‌کرد در چنین شرایطی وارد عرصه رقابت شود.

به نظر این استاد دانشگاه: برای رسیدن به نظامی کارآمد و شکوفا با توان اشتغال‌زایی بالا، اقتصاد باید در فضایی رقابتی به «بخش خصوصی واقعی» واگذار شود. اما لازمه تحقق چنین امری ایجاد امنیت در فضای کسب‌و‌کار و سرمایه‌گذاری است. «امنیت تنها با داعش به خطر نمی‌افتد، بلکه دولت، مجلس و قوه‌قضائیه می‌توانند روزانه با وضع آیین‌نامه‌ها و برهم زدن آرامش بازار، امنیت را بر هم بزنند یا متقابلا می‌توانند امنیت را تقویت کنند.» معنای این سخن رئیس‌جمهور این است که مجموعه نظام حاکمیتی کشور (متشکل از قوای سه‌گانه)، هم می‌تواند برهم زننده امنیت در فضای کسب‌و‌کار باشد و هم تضمین‌کننده و تقویت‌کننده آن.

در ادامه سرمقاله دنیای اقتصاد آمده: آنچه از مجموعه سخنان دکتر روحانی خطاب به فعالان بخش خصوصی می‌توان استنباط کرد این است که طرح بزرگ اصلاح نظام اقتصادی که در قالب سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی در سال 1384 ابلاغ شد، به سرانجام مطلوب مورد انتظار نرسید. هدف مطلوب اقتصاد رقابتی و قدرت گرفتن بخش خصوصی واقعی است. در چنین شرایطی بخش خصوصی در حاشیه می‌ماند؛ چون هیچ تکیه‌گاه و نفوذی در دستگاه‌های حکومتی ندارد و طبیعتا ابتکار عمل در اختیار بخش دولتی یا شبه‌دولتی بی‌تفنگ یا با تفنگ قرار می‌گیرد که از چنین نفوذی به درجه اعلا برخوردارند.

تضعیف سپاه چرا

کیهان در یادداشت روز خود به دفاع از سپاه پاسداران در مقابل آن چه تضعیف آن خوانده برآمده و با اشاره به تحریم این نیرو توسط آمریکا و احتمال انجام آن توسط کشورهای اروپایی غرب با تحلیل دقیق از عوامل قدرت جمهوری اسلامی، تضعیف سپاه را مدت‌هاست در دستور کار خود قرار داده اما تضعیف سپاه به تضعیف آن در داخل گره خورده است.

سعدالله زراعی در این مقاله افزوده: در همین جا می‌توان به عمق و اندازه ضرر بگومگوهایی که در داخل کشور بین دولت و سپاه پدید می‌آید پی برد. همه می‌دانیم که بطور واقعی نه دولت در کار تضعیف سپاه است و نه سپاه در کار تضعیف دولت. چه اینکه دولت و سپاه در ایران در نهایت به نقطه‌ای وصل هستند که اختلافاتشان را هر چند جدی هم باشد که نیست، حل می‌کند کما اینکه در سایر مواردی که نوعی کژتابی رفتاری نظیر امضای سند ۲۰۳۰ از سوی دولت روی می‌دهد و تلخ هم هست در نهایت با دستور رهبری رفع می‌شود بنابراین اختلاف دولت با سپاه بطور واقعی سپاه را فلج نمی‌کند و از اثرگذاری آن نمی‌کاهد ولی این کژتابی با سپاه که رکن اصلی امنیت ملی جمهوری اسلامی و اقتدار ملی ایران است، طمع غرب را در پی می‌آورد و کشور را بطور عمومی که بخش بزرگ آن دولت است با چالش مواجه می‌گرداند.

به نظر کیهان: وقتی در کشور بدون آنکه دلیل و ضرورتی وجود داشته باشد، یک مسئول ارشد دولت متلکی را نثار سپاه می‌کند و سپاه را وادار به واکنش می‌نماید، غرب گمان می‌کند راهی برای ایجاد تقابل بین بخش سیاسی و امورجاری و بخش امنیتی و امور راهبردی پدید آمده و باید از آن استفاده کرد.

بعضی وقتها

کیهان در ستون طنز خود خبر از رای سنای آمریکا برای تحریم سپاه پاسداران نوشته: سپاه پاسداران، تجارت خارجی و روابط مالی با کشورهای دیگر ندارد که این تحریم‌ها علیه آن مؤثر باشد.

این ستون در ادامه نوشته: روباهی کراک و شیشه مصرف کرده بود و راه افتاده بود توی جنگل و عربده می‌کشید که پلنگ تیکه پاره می‌کنم! شکم ببر جر می‌دهم! و... ناگهان چشمش به یک شیر افتاد و گفت؛ البته بعضی وقت‌ها هم غلط زیادی می‌کنم!

ناتوانی در تبدیل ثروت به درآمد

محمد صادق جنان صفت در سرمقاله ابتکار نوشته: از ۵۰ سال پیش ایرانیان بارها و بارها شنیده اند دومین یا حتی اولین دارنده ذخایر گاز طبیعی در جهان هستندو هزاران بار خوانده و شنیده اند ایران در ردیف ۵-۶ کشور دارای بیشترین ذخایر نفت دنیاست و ایران کشوری است که ذخایر نیرومندی از فلزات اساسی دارد و از جمله ۱۰ کشور نخست گیتی در داشتن جاذبه های توریستی است.

به نوشته این مقاله: دو گروه مساله بزرگ در سرراه پیشرفت ایران صف کشیده اند. یک دسته از این مسایل به روش و منش مبارزهبه سیاسی در ایران و توزیع قدرت در میان نهادها و گروههای سیاسی برمی گردد و یک گروه از مسایل حل ناشده نیز به مناسبات ایران و منطقه و فرا منطقه ای برمی گردد. در ایران و در میان احزاب و گروههای سیاسی نگاه ناسازگاری و تضاد بر سازگاری ملی و تعامل استیلاپیدا کرده است.

سرمقاله ابتکار به این جا رسیده که: در حال حاضر با عدم قطعیت هایی مثل سیاست آمریکا ،خصومت عربستا ن ، گره کور سوریه ، پایداری یا ناپایداری برجام ،ابهام در راهبرد روسیه در منطقه و گروههای تکفیری و همچنین نتایج انتخابات ۹۶، اختلاف ژرف در مسایل کلان حاکمیتی ، نزاع پایان ناپذیر جریان های سیاسی و داوری شهروندان درباره کارنامه حاکمیت روبه رو هستیم که از هم اثر می پذیرند و برهم اثر فزاینده دارند. این مسایل حل ناشده که دست کم ۴ دهه است که گریبان این سرزمین را گرفته است اجازه نمی دهند ایران ثروت خود را به درآمد تبدیل کند

زنانگی یعنی سرخ‌کردن بادمجان

حق نشر عکس اعتماد
Image caption کارتون جمال رحمتی، اعتماد

آساره کیانی در مقاله ای در مردم سالاری نوشته: مردم ایران همیشه از تماشای برنامه‌های ماهواره‌ای منع شده‌اند؛ آن‌ها می‌دانند که ممکن است در حالی‌که در آپارتم خود پشت پنجره ایستاده‌اند، سربازان معلقی را ببیند که بالا می‌روند و بعد بشقاب‌هایی که پایین می‌افتند؛ مانورهای هوایی جمع‌آوری دیش ماهواره از پشت‌بام خانه‌ها و صدای فرود آمدن این بشقاب‌های آهنی، هرچند زمانی شدت می‌گیرد و زمان دیگری مسکوت می‌ماند اما تصویرش در تاریخ اجتماعی کشورمان جاخوش کرده.

نویسنده به عنوان نمونه از رفتار صدا و سیما نوشته: سریال زیر پای مادر(که ماه رمضان از شبکه اول سیما پخش شد) را ببینند؛ سریالی که خودشان به اسم رخساره می شناسند؛ موضوع سریال یک‌نوع تابوشکنی دارد؛ مردی می‌خواهد با زنی ازدواج کند که مادرخوانده عروسش است و زن‌برادر زن سابقش. همه‌چیز در راستای ازدواج این دو پیش می‌رود تا این‌که برای «حفظ بنیان خانواده»، قسمت پایانی سریال پخش نمی‌شود تا روز بعد که بیننده منتظر چگونگی و نحوه رسیدن این دو به هم است، ببیند که مرد با یک قابلمه غذا وارد اتاق می‌شود و زن سابقش پای سفره نشسته و همه آدم‌های سریال که در قالب خانواده‌ تعریف می‌شوند، زنگ خانه را می‌زنند

مقاله مردم سالاری به این جا رسیده که: در سریال مذکور، زنانگی در سرخ‌کردن بادمجان است؛ در قسمت پایانی از زنی که همه دعواها سر او بود، خبری نیست؛ بازیگر نقش رخساره در اعتراض به این تغییر عجیب و غریب، قهر کرده؛ می‌گویی شاید اگر همه بازیگرها نمی‌آمدند، مسئولان صداو سیما نمی‌توانستند این‌طور آخر سریال را خراب کنند و بعد می‌پرسی آن‌وقت دستمزدشان تحت‌الشعاع قرار نمی‌گرفت؟

موضوعات مرتبط