روزنامه های تهران؛ داعش نمی میرد، دستگیری بقایی و محاکمه فساد اقتصادی

روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه ۱۹ تیر از میان خبرهای جهان به پایان کار داعش در موصل اهمیت داده و در صفحات اول خود منعکس کرده اند.

به جز دو روزنامه تندرو پایتخت، نشریات مخالف دولت و تیترهای هیجان انگیز و تهدید کننده ندارند اما در گزارش هایی از نگرانی های معیشتی مردم نوشته و موفقیت های دیپلوماتیک دولت را بی ارزش و حتی مخالف آرای مردم انقلابی خوانده اند.

انتخاب یزد به عنوان میراث جهانی، دستگیری بقایی کاندیدای محمود احمدی نژاد برای ریاست جمهوری آینده، گزارش هایی درباره ابعاد تازه ای از خشکسالی و کمبود آب همزمان با شدت گرفتن گرمای هوا و دادگاه مفاسد اقتصادی و محاکمه بابک زنجانی و همکارانش از دیگر مطالب خواندنی روزنامه های امروز است.

حق نشر عکس سیاست روز
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی، قانون

داعش بدون دولت هم داعش است

علی شکوهی در مقاله ای در اعتماد نوشته: سرانجام داعش در موصل شکست خورد و بنابراین چنین باید تصور کرد که «دولت اسلامی» دیگر وجود خارجی ندارد. در چند سال گذشته این دولت در بخشی از خاک عراق و سوریه حاکم بود و عملا قدرت در حد اعمال حاکمیت در حوزه‌هایی را کسب کرده بود. حال این پرسش به صورت جدی مطرح است که آیا داعش را باید بعد از شکست نظامی در موصل، تمام‌شده تلقی کرد؟

نویسنده توضیح داده: داعشی ها اول از فرصت ایجاد شده در عراق، سوریه، لیبی، افغانستان، یمن و دیگر کشورها بهره بردند تا بتوانند تمامی جهان اسلام را تحت تاثیر قرار بدهند. به نظر می‌رسد این جریان با همین مدل فکری و رفتاری در جهان اسلام باقی خواهد ماند و بعید است این جریان از نظر نظامی محو شود بلکه تلاش خواهد کرد در هر جایی که میسر است و در هر کشوری که این امکان فراهم شود، جریان سلفی تکفیری جهادی به صورت نظامی هم ظهور کند و دوباره مناطقی را در اشغال خود درآورد.

مقاله اعتماد پیش بینی کرده کارهای ایذایی و انفجار در معابر عمومی و ترور مقامات دولت‌ها و مسوولان و حتی مردم مخالف برای این جریان خیلی سخت نخواهد بود زیرا هم در میان این جریان به اندازه کافی افراد با انگیزه حضور دارند و هم توجیه برای اینگونه اقدامات نظامی ایذایی را ممکن باید دانست. مقابله نظامی با داعش اگر تمام شده باشد، مبارزه فکری و اجتماعی تازه آغاز شده است. کشورهایی که با داعش مساله داشتند از این پس باید خود را برای این مبارزه تجهیز کنند.

در جست و جوی متحد استراتژیک

امید پور عزیز در سرمقاله روزنامه بهار نوشته: اضافه کردن یک قطب جدید در کنار روسیه و چین به شـرکاى استراتژیک کشور مهم ترین استراتژی دولت بود. تا قبل از روى کار آمدن این دولت تنها شرکاى استراتژیک قدرتمند ایران، چین و روسیه بودند که ارتباط با آنان نیز متزلزل بود. چرا که عمده اتکاى ایران به این کشورها بیشتر بر اساس استیصال تعریف شده بود، پس ابتکار عمل تعریف با آنان بود. تا در سال ۹۲ روحانى و تیم سیاستگذارى اش بدرستى این نقیصه را رصـد کرده و درصـدد برآمدند بصورت چراغ خاموش و بدون تحریک چین و روسیه، راه علاجى بـراى این معضل بیابند.

به نوشته نویسنده مقاله: شاید عملى و کارآمدترین راهکار در این زمینه وارد کردن اتحادیه اروپا به عرصه رقابت در زمینـه همکارىهاى اسـتراتژیک کلان در ایران بود. چرا که عملا بدین شـیوه توازن بین رقبا باعث مىشـد از استثمار نامحسوس کشور توسط هر کدام از این سـه قدرت کاسـته شـده و در یک عرصه رقابتى پویا و متکثر منافع ملى ایران منطقی تر و با ارزش افزوده بالاترى محقق گردد. البته همه ماجرا به همینجا ختم نمى شود.

بهار نتیجه گیری کرده: اروپایىها نیز شاید حتى بیش از ایران بـه شـریک استراتژیکى در منطقه نیاز داشـتند و حتى بعد از برگزیت و یکدست شدن اتحادیه اروپا این تمایل در آن ها بیشتر هم شد. بعد از ابهامـات متعـدد در سـطح روابـط اتحادیـه اروپا با ترکیـه و در نتیجه بحرانهاى عمیق منطقه اى در عراق، سـوریه و افغانستان عملا تنها قدرت قابل اتکا براى اروپا می توانست ایران باشد. اروپایىها برخلاف امریکایىها حداقل بصورت عملیاتى درصدد تغییر رژیم در ایران نیسـتند، ولى مسـلما یک ایران تعدیل شـده، شـبه دموکراتیک و ثبات آفریـن را به یک ایـران ایدئولوژیـک مهارناپذیر ترجیح مى دهند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون حسن کریم زاده، شهروند

یزد در میراث جهانی

زهرا احمدی پور معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی در شرق نوشته: ثبت جهانی یزد، آغاز راه است، آغاز راهی که به تکریم، پاسداشت و معرفی ارزش‌های یزد و دیگر شهرهای تاریخی ایران منتهی می‌شود.. بافت‌های تاریخی شهرهای ما مزیت‌های توأمان اقتصادی و هویتی ما هستند، نه بناهایی فرسوده که لاجرم باید پای‌کوب چرخ توسعه ناپایدار شوند. ثبت شهر یزد در میراث جهانی برکات بسیاری دارد، از جمله اینکه اثبات شد مدیریت محدوده تاریخی یزد با وجود کاستی‌هایش از مراجع جهانی نمره قبولی گرفت.

به نوشته این مقاله: ثبت جهانی یزد، آغاز راه است، آغاز راهی که به تکریم، پاسداشت و معرفی ارزش‌های یزد و دیگر شهرهای تاریخی ایران منتهی می‌شود. ثبت جهانی یزد راهی نو پیش پای ما می‌گذارد و این الگو را عرضه می‌دارد که محدوده‌های تاریخی شهرهای ایران، سرمایه‌های گران‌سنگی هستند که هم موجب رونق گردشگری پایدار می‌شوند و هم سبقه مدنیت ما را به جهان معرفی می‌کنند.

در ادامه مقاله شرق آمده: بافت‌های تاریخی شهرهای ما مزیت‌های توأمان اقتصادی و هویتی ما هستند، نه بناهایی فرسوده که لاجرم باید پای‌کوب چرخ توسعه ناپایدار شوند. ثبت شهر یزد در میراث جهانی برکات بسیاری دارد، از جمله اینکه اثبات شد مدیریت محدوده تاریخی یزد با وجود کاستی‌هایش از مراجع جهانی نمره قبولی گرفت.

بحث های فلسفی

سوشیانس شجاعی فرد در صفحه طنز شهروند نوشته در پارک بساط پهن کرده بودند و داشتند با گلدان و آباژور موسیقی می‌زدند! یک مشت ربات جاسوس هم دور آنها را گرفته بودند و قری هم به کمر می‌دادند، موبایلم را درآوردم و به ١١٠ زنگ زدم که بیایند اینها را جمع کنند تا حداقل ٧٥درصد مردم راحت باشند! دخترم پرسید: «بابا آیا تکنولوژی در خدمت دموکراسی است یا در خدمت تئوکراسی؟ آیا مینوریته در قاعده بازی دموکراسی جایی دارد؟ اصلا اقلیت و اکثریت در ظرف دموکراسی چگونه تعیین می‌شود؟

به نوشته این طنزنویس: حس کردم دخترم دارد بزرگ می‌شود! قبلا در میهمانی‌ها وقتی بقیه بچه‌ها شعرهای یه توپ دارم قلقلیه و یه روز آقا خرگوشه را می‌خواندند، دخترم جملات هگل و نیچه و وبر را با زبان بچگانه‌اش می‌گفت و کلی پز می‌دادیم! اما الان کمی مشکوک می‌زند! گفتم: دخترجان! این چرت و پرت‌های غربی چیه یاد گرفتی! برو کتاب‌ها و سخنرانی‌های بزرگان خودمان را بخوان! جواب داد: موافقم! بابایی! میشه فیلترشکنی که باهاش میری توییترو بهم بدی؟ سایت دکتر بهشتی فیلتره! دیگر داشتم از دستش عصبانی می‌شدم! ولی سعی کردم با نگاه به درخت‌های پارک و گل‌ها و سبزه‌ها و دختر و پسری که پشت بوته‌ها داشتند... ‌ای بابا! دست دخترم را گرفتم و مسیر را عوض کردیم! یک قیافه آشنایی را دیدم که دارد با دختر کوچکش حرف می‌زند! شناختمش! همان پدر دختر چهارساله بود که پرسیده بود ما کی سوار این ایرباس‌ها می‌شویم!

در ادامه روایت طنز شهروند آمده: به دخترم گفتم بروید با هم بازی کنید و ببینید سوژه جدیدی علیه برجام درمی‌آید یا نه! آفرین دختر گلم! دخترم خندید و گفت: بابایی، علیه روح برجام یا جسمش؟! گفتم: ‌ای‌ پدرسوخته! بعد هم به پدر دختر چهارساله گفتم: «چه خبر حاجی؟ از پاسخ درمانده جدید چی داری؟!» نگاه درمانده اندرسفیهی کرد و گفت: «نه عمو! از همونجا که گفت، بابا ما کی سوار این ایرباس‌ها می‌شویم و می‌رویم یک جایی که به همه ‌چیز گیر ندهند، فهمیدم که اینترنت و این قرتی‌بازی‌ها برای بچه خوب نیست! یه اسپینر براش خریدم! با همون بازی کنه!

بازداشت نامزد ریاست جمهوری

روزنامه های امروز صبح با تیترهایی مانند معاون احمدی نژاد برای بار دوم راهی زندان شد و بقایی به کجا برده شد یا وثیقه پنجاه میلیارد تومانی، به خبر دستگیری بقایی نامزد ریاست جمهوری از سوی جمعی از اصولگرایان پرداخته اند.

ابتکار نوشته: بر اساس برخی گزارش‌ها، حمید بقایی به دنبال حضور در دادسرای فرهنگ و رسانه بازداشت شده است. در عین حال برخی منابع نزدیک به احمدی‌نژاد گفته‌اند او در مقابل منزلش و به منظور حضور در دادسرای فرهنگ و رسانه بازداشت شده است. وی یک بار دیگر هم در سال ٩۴ بازداشت شده بود که در نهایت پس از حدود ٧ ماه با قرار کفالت از زندان آزاد شد. وکیل حمید بقایی گفته اطلاعی ندارم و این خبر را تایید یا تکذیب نمی‌کنم. علی‌اکبر جوانفکر، مشاور رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه با سایت دولت بهار بازداشت بقایی را تایید کرده است.

به گفته مشاور پیشین رسانه ای احمدی نژٰاد قریب یک سال و نیم از آزادی آقای بقایی سپری شده اما امروز به دستور همان بازپرس، نامبرده را با همراهی ماموران اعزامی از سوی دستگاه قضایی، از مقابل منزل بازداشت و به دادسرا بردند. در آنجا گفتند که شما را احضار کرده‌ایم ولی در بازپرسی حاضر نشدید. بقایی پاسخ داده‌ این احضاریه به دست بنده نرسیده و بازپرس گفته است آدرس شما را پیدا نکردیم. بقایی پاسخ داده منزل من همانجایی است که ماموران قبلا آنجا را بازرسی کردند و امروز هم بنده را از همان جا بازداشت کردند.

جوانفکر اضافه کرده است: به هر تقدیر بازپرس پرونده با ادعای اینکه ممکن است ایشان را احضار کنند ولی در دادسرا حاضر نشوند، قرار کفالت را تغییر داده و برای نامبرده یک وثیقه ۵۰ میلیارد تومانی صادر کرده است که تامین چنین وثیقه‌ای برای او غیرممکن است و به همین دلیل بازپرس مربوطه بار دیگر حکم به بازداشت ایشان داده است. باید دید این بار بقایی چه مدت در بازداشت خواهد بود و اتهام وی چه موضوعی مطرح خواهد شد.

روزنامه های باج بگیر

در حالی که معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد از موفقیت نشریات تخصصی و علمی در جذب مخاطب خبر داده اما سرمقاله روزنامه جوان تنها جمله ای از وی را بزرگ نمایی کرده که اظهار داشته «۲۰۰ روزنامه در کشور داریم که مجموع شمارگان آنها کمتر از ۹۰۰ هزار نسخه در روز است.»

غلامرضا صادقیان در مقاله ای نوشته ا وقتی بدانیم روزنامه‌های همشهری، جام‌جم، ایران، جوان، اطلاعات، کیهان، خراسان، قدس، شرق و دنیای اقتصاد در مجموع بیش از دو‌سوم همین ۹۰۰هزار تیراژ را در اختیار دارند، اوضاع بدتر می‌شود، یعنی صد و نود و چند روزنامه در کشور بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نسخه در روز تیراژ دارند، تقریباً هر کدام هزار نسخه در روز! کمتر از تعداد دکه‌ها و یک‌چهارم تعداد کتابخانه‌های عمومی کشور و یک‌صدم تعداد دستگاه‌های پرکارمند و پرمسئول دولتی و حکومتی!

نویسنده مقاله روزنامه سپاه پاسداران تاکید کرده: صد نسخه از یک روزنامه به چه درد جامعه و به چه درد صاحب روزنامه می‌خورد؟ در تهران با صد یا هزار نسخه روزنامه سیاسی، می‌توان دکه‌ها را پر کرد، طوری که هرکس رد می‌شود مثلاً ۲۰ تا تیتر درشت «خداحافظ همه تحریم‌ها» را روی دکه ببیند و بگذرد و این خاطره را با خود همراه داشته باشد. این کارکرد زنجیره‌ای‌وار روزنامه‌ها در پایتخت است.

نویسنده مقاله از خاطره سفر خود به اصفهان و بازدید از دفتر روزنامه ای یاد کرده که نه هیات تحریریه ای داشت و نه نویسنده ای و نه شاکله ای یک پیرمرد عریضه نویس را گذاشته بودند که مطالب را یکی از خبرگزاری های کپی می کرد و معلوم شد که این روزنامه روزی یک مطلب تولید می کند و با همان مطلب به ادارات دولتی گیر می دهد و آن جا را وادار به باج دهی می کند.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون سمانه روح الهی، قانون

حکایتی است…

علی میرفتاح در ستون خود در اعتماد نوشته: از حیث پند و اندرز، صاحب رتبه یک جهانی نباشیم، جزو چند کشور نامداریم. در تلویزیون اندرز می‌دهیم؛ در مدرسه و دانشگاه نصیحت می‌کنیم؛ در سمینارها و جلسات وعظ می‌کنیم؛ در انواع و اقسام رسانه‌های سنتی و مدرن پند می‌دهیم؛ حتی مسوولان و مدیران و کارشناسان هم قبل از اینکه بخواهند گزارش کار بدهند و از عملکردشان دفاع کنند درس اخلاق می‌دهند و بایدها و نبایدهای اخلاقی را یادآور می‌شوند... با این همه بیشتر این نصایح کارگر نمی‌افتند و در جان مخاطبان اثر نمی‌کنند.

نویسنده مقاله افزوده: فی‌المثل همین حجاب. این حرف حرف علماست و بسیاری از معممین روی منبر، علنا شکایت کرده‌اند که در این سال‌های اخیر نه‌تنها بدحجاب‌ها محجبه نشدند بلکه محجبه‌ها هم بدحجاب شدند. یا در مورد غربزدگی، نه‌تنها این همه برنامه تلویزیونی و سخنرانی و نصیحت جواب نداده بلکه نتیجه عکس هم داده و بر شمار غربزده‌ها افزوده شده. الان سال‌هاست که رحیم‌پور ازغدی در تلویزیون بحث اعتقادی- اخلاقی می‌کند و درباره مضرات تفکر غربی- الحادی حرف می‌زند.

فکر کنم بعد از آقای قرائتی، آقای رحیم‌پور پرکارترین استاد صاحب تریبون باشد. اما هیچ پژوهشکده‌ای نیست که بگوید سخنرانی‌های آقای رحیم‌پور ازغدی در قبل از خطبه‌های نماز جمعه یا در عصرهای جمعه تلویزیون، در دانشکده‌های ایران و در مساجد و محافل چقدر موثر است و چقدر توانسته و می‌تواند در تغییر رویکرد جوانان موثر افتد. البته اگر به چشم سر اعتماد کنیم و همین مشاهدات دم دستی‌مان را ملاک بگیریم، به نظر می‌رسد که گوش جامعه به روی این نوع سخنان - چه از آقای رحیم‌پور باشد و چه از حجت‌الاسلام ماندگاری باشد و چه نصایح آقای مهندسی و امثالهم باشد- بسته است و جامعه چندان اعتنایی به آنها ندارد.

لزوم تغییر جهت‌گیری

حسین راغفر در مقاله ای در اعتماد نوشته: دولت دوازدهم لازم است نگاهی واقع بینانه به ریشه‌های مشکلات کنونی اقتصاد کشور داشته باشد. بدون تردید نوع جهت‌گیری‌هایی که بعد از جنگ تحمیلی در اقتصاد کشور حاکم شده زمینه را برای شکل‌گیری بحران کنونی فراهم کرده است. به نظرم نخستین اولویت باید تغییر این جهت‌گیری باشد. جهت‌گیری‌ای که تغییر آن، منافع گروه‌های فرادست را تامین کرده بدون اینکه حتی نیم‌نگاهی به منافع فرودستان داشته باشد. برندگان عمده این جهت‌گیری‌ها صاحبان گروه‌های قدرت و ثروت بوده‌اند.

به نوشته این کارشناس اقتصادی با تغییر جهت‌گیری باید یک اقتصاد مردمی با تامین منافع عموم مردم حاکم شود. عمده‌ترین مساله‌ای که می‌تواند در این سیاست‌ها خود را نشان دهد موضوع اشتغال است. منظور البته اشتغال برای عموم مردم است.اما برای گروه‌های دانش‌آموختگان دانشگاهی که ظرفیت‌های خلق ارزش افزوده و شکل‌دهی یک اقتصاد دانش‌بنیان را دارند باید برنامه‌ریزی کرد. در حال حاضر متاسفانه بخش زیادی از این دانش‌آموختگان از کشور خارج می‌شوند. یکی از دلایل این ناکامی شکل‌گیری سرمایه انسانی کافی در کشور را باید در مساله نظام دستمزدها دید. این نظام همواره به زیان گروه‌های نخبگان علمی بوده است. این مساله سبب شده است همواره صادرکننده سرمایه انسانی از کشور باشیم.

این استاد دانشگاه در مقاله اعتماد افزوده: نمی‌توانیم در یک دنیای جهانی شده زندگی کنیم بدون اینکه اقدامات زندگی در چنین دنیایی را تشخیص دهیم. بسیاری از این نیروها با دستمزدهای بسیار بالاتر در کشورهای همسایه ما جذب می‌شوند و کارکرد دانشگاه‌ها را در خدمت منافع ملی کشور مخدوش می‌کنند و عملا سرمایه‌های بزرگ انسانی را که هزینه‌های بسیار گزافی برای آن پرداخته می‌شود، از بین می‌برد.

سلطان خیابان

صبح نو در گزارش اصلی خود نوشته انگار که به تماشای نمایشگاه یک کلکسیونر آمده باشی. همه جور خودرویی را می‌شود پیدا کرد. از آن‌هایی که دیگر فقط می‌شود توی فیلم‌های دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی سراغشان را گرفت تا آنهایی که کیلومترشمارشان هنوز از هزار هم نگذشته است. صاحبانشان هم البته متنوع هستند. از پیرمرد ۷۰ ساله تا جوان ۲۰ ساله، همه‌شان با فراخوانی در پیست اتومبیلرانی مجموعه ورزشی آزادی دور هم جمع شده‌اند تا یکی از لوکس‌ترین دورهمی های پایتخت را شکل دهند. اسمش را هم گذاشته‌اند گردهمایی کلوب مرسدس بنز ایران.

به نوشته این گزارش: برای آنها که روز جمعه، مسیرشان از مقابل ورودی اصلی مجموعه ورزشی آزادی در منطقه ۲۲ پایتخت می‌گذشت، شاید دیدن این قاب عجیب بود. قابی پر از انواع و اقسام خودروهای مرسدس بنز که پشت سر هم صف کشیده‌اند و مسیر یکسانی دارند. جایی که رژه لوکس‌شان به پایان می‌رسد و وارد پیست اتومبیلرانی مجموعه ورزشی آزادی می‌شوند. شاید خیلی‌ها اصلاً خبر نداشتند که وزن بنزهای پایتخت، قرار است به یکباره و در ساعت‌های مشخصی از روز جمعه، در این گوشه غربی پایتخت سنگینی کند؛ اما به هرحال عاشقان بنز در ایران، دورهمی گرفته بودند تا جمعه‌شان را با دلبرهای آهنین‌شان سپری کنند.

یکی از جوانان به خبرنگار صبح نو می‌گوید: «کلاً با تفریح‌های لاکچری خوب ارتباط می‌گیرم. برای همین وقتی شاهین پیشنهاد داد بلافاصله قبول کردم و با هم آمدیم اینجا. خیلی فاز داد و کلی عکس و فیلم از بنزهای خفن گرفتیم که دیگه فکر نمی‌کنم بشه همه شونو یه جا کنار هم دید.» شاهین می‌گوید ماهانه چیزی بین ۱۴ تا ۱۷ میلیون تومان خرج خودش و تفریحات و خودرویش می‌کند. رقمی که به نظرش خیلی عادی و معمولی می‌آید:« شغلی که معنی شغل و کار ثابت باشه ندارم. بیشتر توی کار بیزنس زمین و آپارتمانم و چیزی دستم بیاد خرید و فروش می‌کنم و بخشی از خرجم در میاد؛ اما عمده مخارجم رو بابا می ده. ولخرج هم نیستم. منتها تفریحاتم هم ارزون نیست.

هفته‌ای یکی دوبار آرایشگاه و ماهی یکی دو تا تیونینگ و زلم زیمبو خریدن برای ماشین و خرج چند تا کافی شاپ و رستوران و چند دست لباس برند رو حساب کنی، کمتر از این نمیشه. به هرحال بنزسواریم و باید تیپ خودمون درشأن ماشین هم باشه. اونم همچین ماشینی.» بعد می‌خندد و می‌گوید:«آگه شیر سلطان جنگله، مرسدس بنز هم سلطان خیابوناست.»

کنسرت نگیری مادر

حق نشر عکس قانون
Image caption تیتر و عکس صفحه اول سیاست روز

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: یکی از کاندیداها می‌آید و جامعه را به دو دسته ۹۶درصدی‌ها چهار درصدی‌ها تقسیم کرد، انگار سوسیس و کالباس و نوشیدنی است که برای آن درصد می‌گذاریم. در انتخابات سال ۱۴۰۰ دوستان می‌خواهند چه‌کار کنند؟ مثلاً بگویند صفر درصد فقیر داریم یا چهارصد درصد جامعه فقیر هستند؟ بحث درصدبندی به ماجرای کنسرت‌ها نیز کشیده شده است.

طنزنویس از قول مقامات نوشته: کنسرت به خودی خود چیز بدی است، ما نهایتاً بخواهیم خیلی روشنفکر شویم، با کنسرو موافق خواهیم بود که همین برای جامعه کافی است. الان هفتاد درصد جامعه دغدغه کنسرو دارند و دغدغه کنسرت ندارند و ترجیح می‌دهند سالن‌های کنسرت را به شنبه بازار تبدیل کنیم و آنجا گشنیز و شلغم بفروشیم که مفیدتر از کنسرت هم است. باور کنید جوی که عزیزان در مورد کنسرت راه انداخته بودند باعث شده که مادرم یک مدت قبل از اینکه سر کار بروم با حالت نگران بپرسد: «مادر میری بیرون، مواظب باش کنسرت نگیری!»

طنزنویس روزنامه ایران افزوده: کنسرت کیهان کلهر در یکی از استان‌های کشور لغو شد، برخی از مسئولان اعلام کردند که در این کنسرت‌ها حرکاتی انجام می‌شود که زیبنده نیست. شما الان بروید و خردادیان را بیاورید تا با آهنگ«شهر خاموش» کیهان کلهر یا با ترانه«آتش در نیستان» شهرام ناظری حرکات غیرزیبنده انجام بدهد،هیچ رقمه نمی‌تواند حرکات هنجارشکنانه انجام بدهید.

موضوعات مرتبط