روزنامه های تهران؛ میراث هاشمی در دست رهبر، و سوک مریم

روزنامه های صبح امروز تهران در گزارش های خود با اشاره به انتصاب فرهاد رهبر برای ریاست دانشگاه آزاد از این خبر با تعابیری مانند هاشمی زدایی از دانشگاه آزاد یاد کرده و آن را با اهمیت دیده اند. خبر دیگر زندانی شدن حسین فریدون برادر رییس جمهور به طور موقت است که چند روز بعد از دستگیری حمید بقایی معاون رییس جمهور پیشین صورت گرفته است.

در سوک درگذشت مریم میرزاخانی، ریاضیدان نابغه ایرانی نیز مقالات متعددی در روزنامه های امروز است.

حق نشر عکس شرق
Image caption تیتر و عکس حسن موسوی، شرق

کیهان در گزارشی از مصاحبه مطبوعاتی دیروز معاون اول قوه قضاییه نوشته: اژه‌ای در پاسخ به این سوال که پرونده آقای احمدی مقدم در بحث فروش نفت به کجا رسیده و اینکه آیا این فرد بازجویی و بازداشت شده است گفت: همان طور که آن زمان هم گفتم، آقای احمدی مقدم بازداشت نیستند اما پرونده دارد. او درباره بازداشت حسین فریدون گفت: در خصوص ایشان چندین نوبت تحقیق شد و از افرادی هم که مرتبط بودن تحقیق شد. برخی افراد بازداشت هستند. دیروز برای ایشان قرار تامین صادر شد. چون قرار تامین را دیروز تامین نکردند به زندانی معرفی شدند اما اگر قرار را تامین کنند آزاد می‌شوند.

به نوشته کیهان آقای اژه ای تاکید کرده که: قرار بازداشت موقت نیست و در خصوص قرار تأمین آقای فریدون گفته: مسائل مالی در این زمینه مطرح است اما معوقات بانکی نیست.

انقلابی باشید یعنی پای کار بیایید

کیهان بدون اشاره به این دو دستگیری در یادداشت روز خود از انقلابیون خواسته که در مبارزه با فساد پای کار باشند.

به نوشته محمد ایمانی در این روزنامه: برای دلسوزان جوامع این پرسش مطرح می‌شود که جامعه ما محکوم به قهقرا و فناست؛ یا بقا و ارتقا و اعتلا و پیشرفت؟ پرسش‌هایی از این قبیل، دغدغه یک ملتِ جویای پیشرفت و نشانه حیات اوست؛ اینکه عوام و خواص جامعه رصد کنند که آیا روند امور به سامان و صلاح است یا میل به نابسامانی (تباهی فرصت‌ها و تولید نا‌امنی و بی‌ثباتی) دارد؟

کیهان نوشته: درباره فساد دو تلقی وجود دارد. اولی بر آن است که انواع مفاسد، به شکل طبیعی اتفاق می‌افتد و هیچ مهندسی و نقشه‌ای پشت آن نیست؛ هرچه هست متعلق به سازوکار خود ماست. اما نظریه دوم ضمن پذیرش عوامل عادی و طبیعی، این گمانه مستند به انواع شواهد را مطرح می‌کند که پشت سر برخی ناهنجاری‌ها و مفاسد، طراحی بدخواهانه‌ای نیز علیه ملت و نظام ما وجود دارد. یعنی دشمنانی که ما را حریف قدرتمندی در مقابل یکه تازی جهانی خود می‌بینند، ترویج انواع مفاسد یا نابسامانی‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی را به عنوان «راهبرد بی‌ثبات‌سازی» و « تضعیف اقتدار ملی ایران» در دستور کار قرار داده‌اند.

ميراث هاشمي در دست فرهاد رهبر

صدرا محقق در گزارش اصلی اعتماد نوشته: کسی که اسفند سال ٩١ رئیس‌جمهور وقت، مدیریت او بر دانشگاه تهران را «سیاست‌زده و غیرعلمی یا احیانا امنیتی» توصیف کرده بود، روز گذشته با رأی اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد برای ریاست این دانشگاه بزرگ به شورای‌عالی انقلاب فرهنگی معرفی شد. فرهاد رهبر که در سابقه کاری خود معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات در دولت اصلاحات، ریاست سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و ریاست دانشگاه تهران در دولت احمدی‌نژاد و نایب‌رئیس شورای راهبردی نظام مالیاتی ایران در دولت روحانی را دارد و از اعضای ارشد ستاد ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست‌جمهوری پیشین بود.

به نوشته این گزارش: اصلی‌ترین سابقه مرتبط و مشابه فرهاد رهبر پیش از این و به مدت شش سال در دولت احمدی‌نژاد بود؛ وقتی که ریاست دانشگاه تهران را برعهده داشت و در آن مدت سابقه و عملکرد پربحث و حاشیه‌ای از خود برجای گذاشت؛ به‌گونه‌ای که محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت، در نامه‌ای به وزیر علوم وقت خود در رابطه با عملکرد او این‌طور نوشته بود: «متأسفانه و بر اساس اطلاعات دقیق دو دانشگاه مهم و تربیت معلم به‌گونه مدیریت می‌شود که نه‌تنها سازنده نیست، رویکردی سیاست‌زده و غیرعلمی یا احیانا امنیتی.

اعتماد اما فرهاد رهبر را عضو ستاد رییسی خوانده و نوشته: بهمن‌ماه ١٣٨٦ زماني كه خبر انتصاب فرهاد رهبر به عنوان رييس دانشگاه تهران معرفي شد رسانه‌ها در معرفي او از عنوان «رييس سابق سازمان مديريت و برنامه‌ريزي» استفاده كردند، سازماني كه در همان سال و در پي ايجاد تحولات ساختاري توسط رييس‌جمهور وقت، محمود احمدي‌نژاد منحل شد.

فرهاد رهبر در همان دولت و با انتخاب محمدمهدي زاهدي، وزير علوم دولت نهم به رياست دانشگاه تهران رسيد و به جاي عميد زنجاني نشست. از همان سال تا روي كار آمدن دولت يازدهم، ٦ سال فرصت داشت تا رويكرد خود را در خصوص آموزش عالي به عنوان رييس بزرگ‌ترين دانشگاه كشور نشان دهد. نصب گيت‌هاي الكترونيكي براي ثبت ورود و خروج دانشجويان و زمزمه‌هاي طراحي لباس فرم براي دانشجويان از جمله حواشي رياست او در اين دانشگاه بود كه جنجال زيادي به پا كرد.

به نوشته اعتماد: فرهاد رهبر در همان زمان خواست دانشجويان لباس فرم داشته باشند، به اين معني كه شكل و شمايلي مشخص باشد. اين تصميم البته به دليل مخالفت‌هاي گسترده دانشجويان عملي نشد اما منحل شدن شوراهاي صنفي دانشگاه تهران و كمرنگ شدن فعاليت انجمن‌هاي مختلف فرهنگي و سياسي در اين دانشگاه يكي از اتفاقاتي بود كه در زمان رياست او در اين دانشگاه رخ داد.

حق نشر عکس قانون
Image caption کولاژی از صفحه طنز قانون

زن اسطوره ای چهل ساله

ناهید توسلی در مقاله ای در شرق نوشته: مریم میرزاخانی، نماد «زن/ مادری» اسطوره‌ای، این ندا را شنید و هم‌زمان با همه ویژگی‌ها و وظیفه‌های زنانه و مادرانه‌اش «علم» را آموخت، جفت خویش را جست و فرزند خود را به دنیا آورد تا بگوید که هیچ‌یک از این ویژگی‌های زن/ مادرانه، راه او را برای رسیدن به دانش و بالارفتن و عروج به جایگاه انسانی خداگونه‌اش نیست. مریم، از زمره برگزیده «انسان»هایی بود که به هیچ‌یک از زنجیرها و علقه‌های زیستی آدمی‌زادگان روی نکرد و به آنها نیاویخت.

به نوشته این روزنامه نگار: به اين جهت ناگزیر مریم را، هم‌زمان در «چهل‌سالگی» و در اوج شکوفایی توانایی‌های آفریننده «زن/ مادرانه» و نیز «دانش»اندوزی و تلاش برای عروج به جایگاه انسانی و خداگونه‌اش از ما گرفت. سوگ ازدست‌دادن مریم میرزاخانی، دردناک‌تر و سخت‌تر از آن است که در قالب واژه‌ها، استعاره‌ها، تمثیل‌ها و... و... بگنجد. میراث مریم میرزاخانی برای میهن ما، ایران، در کنار همه میراث علمی و آکادمیک و دریافت نخستین جایزه ریاضی به‌عنوان نخستین زن و نخستین پژوهشگر دانشمند ریاضیات در جهان، فرزندی است که متأسفانه به دلیل قوانین بازخوانی‌نشده سده‌های پیش ما نتوانست از سوی مادر شهروندی میهن مادرش را که از او زاده شده بود و بیشترین حق شهروندی‌اش می‌بایست از او می‌بود به دست آورد.

به نوشته مقاله شرق: عدم اعطای شهروندی ایرانی از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران به فرزند این زن/ مادری که این روزها نام میهنمان «ایران» را بر بلندای همه رسانه‌های جهان بالا برده، با هیچ‌یک از موازین دین همخوان نیست!! آیا به‌عنوان شهروندی مسلمان، نباید از مسئولان دولت جمهوری اسلامی ایران بخواهیم پاسخ‌گوی چنین «نابرابری ناعادلانه»ای باشند؟

علی دینی ترکمانی در جهان صنعت نوشته: کوچ يا فرار مغزها، موجب بي‌سرشدن سرمايه انساني مي‌شود. در نتيجه، دانشي که توليد مي‌شود بيشتر حکم کپي‌پيست پيدا مي‌کند. کالايي که توليد مي‌شود بيشتر حالت مونتاژ پيدا مي‌کند. گذار از اقتصاد و جامعه مصرف‌کننده در عرصه علم و دانش و هنر، به اقتصاد و جامعه توليدکننده علم و دانش و هنر، مستلزم حفظ سواره‌نظام سرمايه انساني به هر بهاي لازم است.نظام حکمراني و جامعه‌اي که قدر چنين سرمايه‌اي را نداند، هرگز نمي‌تواند در برابر آنچه تهاجم فرهنگي يا جهاني‌شدن الگوهاي رفتاري ناميده مي‌شود، ايستادگي کند.

به نوشته این اقتصاددان: چنين جامعه‌اي در برابر تندباد تحولات فرهنگي ناچار به تسليم است. تنها راه تسليم‌نشدن، توانايي در تعامل سازنده دوسويه است. اثرگذاشتن و اثرگرفتن است. از جامعه‌اي که سابقه تمدني درخشاني دارد و در عرصه جهاني در حوزه‌هاي مختلف حرفي براي گفتن دارد، انتظار ديگري مي‌رود. انتظار قدرشناسي از انديشمندان و دانشمندان و هنرمندان و ورزشکاران برجسته و برصدرنشاندن آنان.

نویسنده مقاله جهان صنعت گلایه کرده که: براي مريم ميرزاخاني بعد از دريافت جايزه معتبر فيلدز مراسم بزرگداشتي در داخل برگزار نشد. دانشکده‌هاي رياضي مهم‌ترين دانشگاه‌هاي ما او را براي تدريس حتي هرازچندگاه يک بار دعوت نکردند. در همايش‌هاي برگزارشده، مدعو، به عنوان سخنران کليدي نبود. در همه جا، افرادي مانند مريم ميرزاخاني هستند که مهاجرت مي‌کنند. اما، تفاوت مهم در اين است که رابطه برخي با سرزمين مادري کلا قطع مي‌شود و برخي نمي‌شود و مي‌توانند به عنوان سرپل ارتباطي مهمي در جهت انتقال دستاوردهاي علمي و فني رايج در مرزهاي پيشرو به زادگاه مادري خود عمل کنند.

طنزنویس و روان پزشک

سوشیانس شجاعی فرد در ستون طنز شهروند خودم را در محضر یک روان پزشک تجسم کرده که دارد می گوید:

آقای دکتر، خسته‌ام! طنزنویسم، یعنی ٢٤ساله که طنزنویسم! اوایل فکر می‌کردم باید چیزی بنویسم که همه بخندند! همین‌طور هم بود! مطلب که می‌نوشتم، مردم می‌خندیدند! کلی خوشحال بودند! طرفدار داشتم! ولی الان دستم به نوشتن نمی‌ره! از صبح تا شب برای دو خط تیتر باید هرچی خبر بده، بخونم! هر چی ناکامیه، هرچی بدفهمیه، هرچی ناقصیه، خوراک طنزه! به خدا خسته شدم از بس خبر بد خوندم! چند روزه که دارم سبک و سنگین می‌کنم راجع به این جریان آتنا بنویسم... در جریانید که؟

در جریان این جلسه درمانی طنزنویس در پاسخ سووال روانپزشک می گوید «نمی‌دونم! خودم هم گیجم! این مریم میرزاخانی چرا آن‌قدر سرنوشتش تلخه! توی اون اتوبوس المپیادی‌ها داشت می‌رفت ته دره، زنده موند! بعد از این مملکت رفت که سروسامون بگیره، سرطان یقه‌اش را گرفت! آخه این دختر چیکارِ کی داشت؟ اختلاس کرد؟ به مردم زور گفت؟ جنگ راه انداخت؟ شیمیایی زد؟ یک گوشه غربت نشسته بود داشت نان و ماستش رو می‌خورد و دینامیک و هندسه هذلولی و سطوح ریمانی را بررسی می‌کرد! چرا دنیا آن‌قدر الکیه؟ چرا خورشید می‌تابه؟! چرا می‌چرخه زمین؟»

طنزنویس شهروند در نهایت نوشته: حالا توی این وضع و بین اینهمه خبر بد، من باید بشینم و طنز خنده‌دار بنویسم؟! این انصافه؟ این مروته؟! نمی‌شه ما که همیشه مطلب بی‌مزه می‌نویسیم، حالا این‌بار بی‌مزه گریه‌دار بنویسیم؟! از حال بدمون موقعی که برای چهار خط طنز باید ٣٠ تا خبر بد بخونیم و آخرش هم ملت بیایند زیرش بنویسند مظلوم‌نمایی نکنید مزدورها!

حق نشر عکس قانون
Image caption تیتر و عکس صفحه اول قانون

افول‌گرايان

قانون در گزارش اصلی خود به یادها آورده که برخي افراد كه خالكوبي‌ها و تتوهايي بر بدن خود زده بودند، براي حضور در مجموعه‌ورزشي‌ نهادهاي خاص، استخدام‌‌ و ... با مشكل روبه‌رو مي‌شدند و به نوعي با آن‌ها برخورد مي شد كه گويي مرتكب گناهي كبيره شده يا به بيماري واگيردار مبتلا هستند! اما گويي بانيان اين نوع تفكر استحاله شده‌اند و براي ماندن در قدرت راهي جز دستاويز قرار دادن مكروه‌هاي ديروز و تبديل آن‌ به مستحبات امروز، ندارند.

گزارشگر این روزنامه توضیح داده که دیروز تالار انديشه حوزه‌هنري كه جزوي از بيت‌المال است و بايد در اختيار همگان باشد، دوباره شاهد حضور جرياني خاص بود. همان‌گونه كه در انتخابات‌هاي مختلف به جايگاهي براي تبليغ گروه‌هاي خاص تبديل شده بود و همچنان برداشت‌ها و سوءاستفاده‌هاي جناحي از آن ادامه دارد.آن‌ها خوش مي‌دانند كه مردم امروز زير بار تفكرهاي پوشالي آن ها نمي‌روند بنابراين با عملكردي انتحاري سعي در خود نمايي براي ملت دارند. نمايشي عريان كه تمام خصوصيات و آرمان‌هاي آن‌ها را نمايان مي‌كند.

به نوشته قانون حالا آن‌ها روز گذشته، فردي به نام اميرحسين‌مقصودلو را كه مقتداي‌شان ابراهيم رئيسي وارد دنياي سياست‌كرد، به ميان خود آوردند. تتلويي كه روزگاري امثال او به عنوان نماد ابتذال و تهاجم فرهنگي از سوي بزرگان همين تفكر به خورد مردم داده مي شد، امروز به سنبل مقاومت براي اين افراد تبديل شد‌ه‌است. تتلو نه شخصيت سياسي است و نه عمق‌فرهنگي دارد، اما به خوبي مي‌داند كه عالم سياست، دنياي بده و بستان است. صاحبان قيچي و تفنگ، دست به دستان فردي دادند كه در مرام گذشته آن‌ها، روي بدن خود صور قبيحه را درج كرده و تنها وجه مشترك آن‌ها، مخالفت با روحاني و رفاقت با رئيسي است.

در عکس قانون حمید رسایی نماینده تندرو دوره قبل مجلس دیده می شود که مقدم تتلو را گرامی می دارد.

بازگشت املاک نجومی

اعتماد در سرمقاله خود با اشاره به اطلاعیه ای از جانب دادستان که نشان می دهد ۳۷ تا از املاکی که با عنوان املاک نجومی که شهردار تهران به آشنایان و مدیران شهرداری و برخی اعضای انجمن شهر با تخفیف واگذار کرده پس گرفته شده، از مسوولان قضایی خواسته اسامي همه كساني را كه حقوق‌هاي نجومي دريافت كرده‌اند با سرنوشت مبالغ دريافتي و طول مدتي كه دريافت كرده‌اند و نيز مبناي حقوقي يا مجرمانه بودن اين دريافت‌ها اعلام شود.

به نوشته این مقاله باید فهمید در خصوص املاك نجومي حق واگذاري چگونه بوده و چه تخلفي صورت گرفته است؟ فرد يا مقام واگذاركننده چه كسي بوده است؟ منطق حقوقي وي در واگذاري يا ادعاي دادسرا در مجرمانه بودن اين واگذاري‌ها چيست؟ گزارش كار اين واگذاري‌ها (پيشنهاددهنده يا درخواست‌كننده) چه مرجعي بوده و ضوابط آن چگونه بوده است؟ آيا واگذاري‌ها بدون مابه‌ازايي بوده يا مابه‌ازايي نيز داشته است؟

پرسش نهایی سرمقاله اعتماد این است که: چرا همين اطلاعات پيش از انتخابات اعلام نشد؟ آيا دادگاه رسيدگي به اتهامات علني خواهد بود؟ و اگر نه چرا؟ بيش از ٧ ماه از افشاي ماجراي نه‌چندان پيچيده اين واگذاري‌ها مي‌گذرد و تنها گزارشي كه در اختيار قرار گرفته فسخ ٣٧ واگذاري از كل صدها مورد واگذاري است.

زیان یا عدم النفع

عباس عبدی در مقاله ای در روزنامه ایران سخن یک سرمایه گذار را در یک جلسه خصوصی نقل کرده که گفته است: درصدد انجام طرح بزرگی در یک استان مهم برمی‌آید و تمام مراحل کار را به بهترین شکل پیش می‌برد ولی از اخذ امضای نهایی فرد مسئول ناتوان می‌ماند، وقتی به او می‌گوید که چرا اجازه نمی‌دهید مگر اشکال آن چیست؟ می‌گوید هیچ مشکلی ندارد و همه مراحل انجام شده ولی من تأیید نمی‌کنم زیرا برای من حرف در می‌آورند. در نهایت هم می‌گوید در مرحله بازنشستگی است پس منتظر بمانید تا من بروم و فرد بعدی بیاید!

نویسنده جامعه شناس پرسیده: این رفتار چه معنایی دارد؟ به عبارت دیگر اگر مدیریت کار نکند و بر اثر این کار نکردن هر میزان عدم‌النفعی هم به وجود آید، هیچ‌کس مچ او را نمی‌گیرد و بازخواست نمی‌شود، ولی اگر بزرگ‌ترین کارها را انجام دهد، به طور حتم می‌توان با هر دوز و کلک و یا حتی بدون کلک مشکلی از کار او پیدا کرد که مستوجب ضرر مستقیم اگرچه اندک شده باشد و گریبان او را برای همان کار خواهند گرفت. اگر یک مدیر یک نفر را ولو نادرست از کار اخراج کند، باید به ۱۰ جا پاسخگو باشد در حالی که آن مدیر از اجرای ده‌ها طرحی که می‌توانست به اشتغال صدها نفر منجر شود سر باز زند، هیچ‌کس گریبان او را نخواهد گرفت.

سردبیر روزنامه توقیف شده سلام با این مقدمه نوشته: این نکات گفته شد تا به مسأله اخیر توتال و سایر قراردادهای دولت پرداخته شود. به قول وزیر نفت، عدم توسعه فازهای پارس جنوبی سالانه پنج میلیارد دلار به ایران زیان می‌رساند، ولی مخالفان هیچ اعتراضی به آن ندارند. آنان حتی یک‌بار هم زحمت این را به خود ندادند که بپرسند چرا سهم ایران از برداشت منابع پارس جنوبی طی دوره ۸ ساله دولت آنان از سهم قطر کاهش یافت و عدم‌النفع بزرگی را متوجه ایران کرد ولی در عین حال آمادگی دارند که قراردادهای نفتی را چنان واکاوی کنند تا یک دلار بیشتر نصیب طرف خارجی نشود.

در پایان مقاله روزنامه ایران آمده: گمان نکنید که این رفتار فقط در قضیه نفت و گاز است، تقریباً در همه زمینه‌های مدیریتی این اصل برقرار است. اگر وزارت نفت هیچ قراردادی منعقد نکند و بهره‌برداری از میادین نفتی و گازی را توسعه ندهد، کمتر مورد سؤال قرار می‌گیرد تا هنگامی که کاری مثبت انجام دهد. از این نمونه‌ها را می‌توان در تمام سطوح مدیریتی کشور لیست کرد. بیشتر مدیران ترجیح می‌دهند که وضع موجود ادامه یابد و اقدامی نکنند، تا مبادا مورد هجوم قرار گیرند.

موزیک در شهر

علی میرفتاح در ستون کرگدن اعتماد وضعیت خود را توصیف کرده است که چطور در فکر و خیال معیشت و کار و زندگی با خود گفته چطور يك حيوان شرور زده و بچه مردم را به اين وضع فجيع كشته. بيچاره خانواده آتنا. بيچاره خانواده قربانيان. «از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود/ زنهار از اين بيابان وين راه بي‌نهايت.» از هر طرف كه مي‌رويد به ديوار نگراني برمي‌خوريد. نگراني اقتصادي، نگراني فرهنگي، نگراني سياسي، نگراني فلسفي، به همه اينها اضافه كنيد اين بحران لعنتي هويت را...

به نوشته این روزنامه نگار: غرق در فكر و نگراني و غم و رنج و اندوهيد كه يك باره نغمه دلنشين سه‌تاري هوش را از سرتان مي‌پراند. انگار كه در بر بيابان به واحه‌اي رسيده باشيد با آبي و سايه‌ساري و چمني. چشم مي‌چرخانيد مي‌بينيد دخترخانمي، در كمال متانت، سر به زير انداخته و كنار پياده‌رو نشسته و دارد ساز مي‌زند. چقدر هم قشنگ مي‌زند. پا شل مي‌كنيد و اين نغمه را تا آخر مي‌شنويد. انگار كه كنار خيابان در اين ازدحام دود و بوق و آهن و سيمان، تكنواز سه تار گذاشته‌اند. كمي حال‌تان خوش مي‌شود و اصل تصنيف يادتان مي‌آيد. زير لب زمزمه مي‌كنيد «در همه دير مغان نيست چو من شيدايي»... خدا اموات دختر را بيامرزد. چقدر بجا و به‌موقع بود اين موسيقي زيبا... كمي جلوتر صداي سه‌تار محو مي‌شود و نوايي امروزي‌تر به گوش مي‌رسد.

به نوشته مقاله نویس اعتماد: هنوز از اين واحه دور نشده‌اي كه از دور واحه‌اي ديگر نمايان مي‌شود. باز هم درختي و آبي و چمني و چند جوان آلامد حسابي ايستاده‌اند به هتل كاليفرنيا. يكي گيتار مي‌زند. يكي گيتاربيس مي‌زند. خوب هم مي‌زنند... اينها اگر كنسرت مي‌دادند ملت سر و دست مي‌شكستند براي خريد بليت‌شان. اگر تلويزيون مي‌دانست چه بايد بكند حتماً اين بچه‌ها را پيدا مي‌كرد و براي‌شان برنامه درست و درمان مي‌گذاشت... مي‌ايستيد و تا آخر هتل كاليفرنيا را مي‌شنويد و خودتان را از شر همه آن فكرهاي لعنتي خلاص مي‌كنيد.

کودکی به اسم «برجام»

حق نشر عکس ابتکار
Image caption کارتون محمد طحانی، ابتکار

احمدرضا کاظمی در صفحات طنز بی قانون نوشته: خبر مختصر بود و مفید! برنامه جامع اقدام مشترک که توی خانه «برجام» صدایش می‌کنند، به سن دوسالگی رسید! برجام الان دیگر در سن رشد قرار گرفته و آقای روحانی و جهانگیری دارند با ترفندهاي فلفل‌دار او را از شیر می‌گیرند. امضای قرارداد توتال، نوسازی ناوگان هوایی و بازگشت ظرفیت تولید نفت کشور به دوران قبل از تحریم، همگی حکم دندان درآوردن این بچه را دارد. این‌ها نشان می‌دهد که آن برجام‌ِ گوگولی مگولی و الهی عمو قربونش بره باید به مرور از فاز شیرخوارگی دربیاید و مثل آدم بزرگ‌ها غذا بخورد.

به نوشته این طنزنویس: آقای ظریف در این دوسال با یک دیپلماسی مادرانه تمام تلاشش را برای بزرگ کردن این نوزاد کرد. پوشکش را به موقع عوض کرد، پستانک توی دهانش گذاشت، او را روی شانه‌هایش قرار داد و پشت کمرش کوبید تا بادگلو بزند. از همه دولت‌مردان و دولت‌زنان (راستی اصلا همچین واژه‌ای تعریف شده؟) انتظار داریم که با تزریق به موقع واکسن، از این پس بیشتر مراقب ویروس‌های داخلی و خارجی باشند.

در نهایت طنزنویس بی قانون به این جا رسیده که: کودک دوساله‌ای که خیلی از این آدم‌بزرگ‌هایی که هشت‌سال اجاق اقتصاد کشور را کور کردند و با تحریم، صنعت نفت‌مان را در آستانه کورتاژ شدن قرار دادند، چشم دیدنش را ندارند و توی دل‌شان برجام‌کوچولو را روز و شب با گفتن «الهی جوون مرگ شی! الهی سه سالگی‌ا‌ت رو نبینی! ایشالا فلج اطفال بگیری! ایشالا ننه بابات داغت‌رو ببینن! الهی بمیری از دستت راحت شیم!» نفرین می‌کنند!

موضوعات مرتبط