روزنامه های تهران؛ آماده برای مقابله نرم با تصمیمات ترامپ

روزنامه های امروز صبح چهارشنبه ۴ مرداد که قبل از اعلام تصمیم کنگره آمریکا در تحریم ایران و روسیه و کره شمالی چاپ شده اند در مقالات خود با قطعی دانستن این مصوبه به گمانه زنی درباره آن و راه های مقابله پرداخته اند.

از میان مسایل داخلی گفتگوهای متناقض درباره وضعیت اقتصادی، چینش کابینه ای که هفته آینده اعلام می شود و نتایج گفتگوهای سران سپاه پاسداران با رییس جمهور مهم ترین مباحثی است که روزنامه ها بدان پرداخته اند.

حق نشر عکس جوان
Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزنامه جوان

تکان دهنده و آرامش بخش

مهران ابراهیمیان در گزارش اصلی جوان نوشته: دو تريبون در فاصله‌اي نه چندان دور از هم ديروز در پايتخت روشن شد. پشت يكي رئيس مجلس شوراي اسلامي قرار گرفت كه اگر چه در يك همايش غير اقتصادي بود اما بين موضوع‌ همايش و اقتصاد، رابطه‌اي یافت و آماري از اقتصاد ايران را با منطقه و جهان مقايسه كرد و آنها را «تكان دهنده» ناميد. تريبون بعدي هر هفته روشن مي‌‌شود و سخنگوي دولت همواره قبل از پرسش‌هاي خبرنگاران از وضع اقتصاد، «آمار آرامش‌بخش» و «صعودي» مي‌دهد. بخش‌هايي از اين آمارها به گونه‌اي بود كه گويي اين دو صاحب‌ تريبون، جواب يكديگر را مي‌دادند! اقتصاد فلاكت‌بار در برابر اقتصاد فراواني!

به گزارش روزنامه سپاه پاسداران: رئيس مجلس با بيان اينكه ما زندگي سياسي پرحاشيه‌اي داريم، گفت: اين زندگي سياسي پرحاشيه ذهن مسئولان را درگير كرده، در حالي كه ذهن آنها بايد روي چالش‌هاي اقتصادي متمركز باشد. وي با استناد به آمارها به اين نكته اشاره كرد كه آمارهای اقتصادی طوري نيست كه بتوانيم به اهداف چشم‌انداز برسيم و مؤلفه‌هاي آن فراهم نيست و وضعيت تكان‌دهنده‌اي داريم.

در ادامه گزارش جوان آمده: اما اين تمام ماجرا نبود، رئيس سازمان برنامه و بودجه در نشست خبري خود درباره سرمايه‌گذاري توتال در كشور توضيح داد ولي رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت: در زمينه سهم سرمايه‌گذاري خارجي (GDP) در بين ۲۴ كشور منطقه رتبه ۲۲ و در بين ۱۸۱ كشور جهان رتبه ۱۶۲ را داريم.

دولت و مجلس چه می کنند

کیهان در گزارش اصلی خود تصمیم های تازه آمریکا علیه سپاه پاسداران را چون سیاه چاله توصیف کرده که: تمام اشیا نزدیک به خود را به درون سیاه چاله می‌کشد. اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست سازمان‌های تروریستی قرار بگیرد با توجه به آنکه سپاه یک نهاد رسمی و دارای روابط نظام‌مند با ساختارهای دولتی و غیردولتی است،‌ سبب می‌شود تا بخش زیادی از حاکمیت اعم از دولت یا سایر قوا و نهادها به درون لیست تحریمی بروند. این اتفاق همانند یک سیاه چاله عمل می‌کند و تعداد زیادی از نهادها که قابل پیش‌بینی نیست را تحریمی می‌کند.

به نظر این روزنامه تندرو: در این کار آمریکا دو مقصود اصلی را دنبال می‌کند. یک هدف تشدید پدیده «خودتحریمی» در داخل ایران است. یعنی آمریکا با ایجاد فضای ترسناک پیرامون نهادهای انقلابی همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌خواهد ارتباط نهادهای داخلی همچون ارتباطات بانکی با آن را تضعیف کند.

دومین هدف آمریکا تقویت اهرم خود برای مذاکرات احتمالی آینده پیرامون مباحث به اصطلاح غیرهسته‌ای است. آمریکا طبق سنت رفتاری خود از« هیچ» ابزار می‌سازد تا در زمان مذاکرات همان‌ها را به عنوان امتیاز به طرف مقابل بدهد.

در انتهای گزارش، کیهان با اشاره به گفته های رییس مجلس که اقدامات تازه آمریکایی ها را بحثی کهنه خوانده پرسیده دولت و مجلس چه می خواهند دربرابر این خصومت ها و تهدیدها بکنند.

طبل خالی ترامپ

عباس حاجی نجاری در سرمقاله روزنامه جوان نوشته: درك چرايي غوغاي امريكايي‌ها عليه ايران كه طي اين روزها به اوج خود رسيده، چندان دشوار نيست، چرا كه به جز توفيقاتي كه ترامپ در مقابل سران سعودی و ديگر شيوخ منطقه كسب كرده است، اودر ديگر صحنه‌هاي منطقه نا كام مانده و نتوانسته اهداف امريكا را پيش برد.

نویسنده اهداف آمریکا را چنین توصیف کرده افزایش فشار بر مردم ایران برای دامن زدن به نارضایتی ها، کاستن از نقش مستشاری سپاه پاسداران در منطقه، این که غرب برای تغییرات مورد نظرش در ایران با مقاومت جدی سپاه روبروست و به دنبال محصور کردن این نیروست و هدف دیگرش زمینه سازی برای وادار کردن ایران به مذاکره و گام های بعدی برجام ۲ و ۳ است.

مقاله جوان تاکید کرده که با همه این ها شرايط خاص ودست برتر ايران در تحولات منطقه عملاً امريكا را در موضع انفعال قرار داده است، بنابراين هدف اصلي از اين جنجال‌سازي‌ها را بايد در فرافكني نسبت به ناكامي‌ها و حفظ اندك نفوذ باقي مانده امريكا در منطقه دانست.

بازيگري ايران مقابل دشمنان منطقه‌اي

علاءالدين وحيد‌غروي در مقاله ای در شرق با توصیف وضعیت به هم ریخته و پریشان منطقه خاورمیانه نوشته: ايران به عنوان يک واقعيت تاريخي چند هزارساله در اين منطقه، نمي‌تواند صرفا تماشاگر وقايع باشد و منفعلانه در انتظار ورود بحران به مرزهايش بماند. اين به آن معنا نيست که ايران بايد وارد جنگ شود؛ بلکه منظور از اين سخن، آن است که در عين حفظ و ارتقای توانمندي نظامي خود، بايد با کنش‌هاي ظريف و حساب‌شده ديپلماتيک، تلاش کند بحران را مديريت کرده و به سود منافع ملي خود و نيز محافظت از کشورهاي کوچک و آسيب‌پذير منطقه، نقش تاريخي خود را ايفا کند.

به نظر این مدرس دانشگاه اتفاقات اخير در مرزهاي جنوبي ايران، مي‌تواند سپهر سياسي ايران را در بُعد منطقه‌اي و جهاني دگرگون كند و فرصتي تاريخي براي کشور پيش آورد. تعيين نوع بازي و اطمينان از توفيق نسبي آن، بر عهده بازيگران ديپلماسي ايران است تا با ملاحظه دقيق زمين بازي و برآورد توان بازيگران رقيب، بتوانند نقش تاريخي ايران را در ايجاد صلح و ثبات در منطقه راهبردي خليج‌فارس، در جاي مناسب خود قرار دهند. قطر مانند شيخ‌نشين‌هاي کوچک ديگر، مانند کويت و امارات، از مؤلفه‌اي به نام «عمق استراتژيک» بي‌بهره بوده و به همين دليل بسيار آسيب‌پذير است.

مقاله شرق به این جا رسیده که تجربه حداقل يک دهه اخير، نشان داده دشمنان ايران با راه‌انداختن جنگ مذهبي شيعه و سني، تمام تلاش خود را کرده‌اند تا چهره‌اي فرقه‌گرا از ايران به نمايش بگذارند و متأسفانه تا حدود زيادي هم موفق بوده‌اند. مدارس تربيت وهابي سعودي‌ها در اقصا نقاط جهان گسترده شده و حتي در کنار ما، در باکو و...، افکار ضدايراني و ضدشيعي را تبليغ مي‌کنند. براي غلبه بر اين انديشه‌ها و عمليات اهريمني، راهي جز تسخير دل‌ها و کار فرهنگي با تمرکز بر فرهنگ و تمدن کهن ايراني و ميراث اسلامي به نظر نمي‌رسد.

و خلاصه این که: بايد از نفوذ زبان و فرهنگ ايراني در منطقه‌اي که فلات ايران ناميده مي‌شود، کمک گرفت تا شکوه و عظمت ديرينه ايران بازسازي شود. بدون شک، اين امر ضمن حفظ موقعيت ايران، صلح و ثبات را در منطقه آشوب‌زده خليج‌فارس و خاورميانه برقرار خواهد کرد.

برجام به روح اعتقاد دارد؟

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: این روزها هر روزنامه و سایت خبری را که باز می‌کنیم، یک نفر در مورد«روح برجام» صحبت کرده است. این نشان می‌دهد که ما در کنار انتقاد از برجام، به«روح» هم خیلی اعتقاد داریم که مدام حرف آن را می‌زنیم. سال‌هاست که همه چیز در کشور ما سیاسی است، فقط پای روح به سیاست باز نشده بود که آن هم انجام شد و ما الان حتی از پیاز و اشکنه و گیربکس هم استفاده سیاسی می‌کنیم.

به نوشته این طنزنویس: برجام در این مدت اسامی زیادی داشته است. یکی از آنها «گلابی» بود که البته حضور میوه و تره‌بار در سیاست ما برای نخستین بار نیست که اتفاق می‌افتد، در گذشته نیز ما وزیر بهداشتی داشتیم که رئیس دولت ایشان را«هلو» نامید و دقیقاً از همان دوران بود که پای میوه‌ها به سیاست باز شد. غذا هم که سال‌هاست در سیاست نقش مهمی را ایفا می‌کند. مثلاً برای دانشگاه آزاد دوستان‌ آش را از قبل بار گذاشته بودند و یک وجب هم روغن روی آن نشسته است که البته اتفاق خوبی خواهد بود.

در انتهای ستون طنز روزنامه دولت آمده: اما خبرگزاری‌های دوست‌داشتنی دلواپسان این روزها روزی هفده بار قیمت خیار، سیزده بار قیمت هویج و نوزده بار قیمت پیاز و سیب‌زمینی را در سایت خود به روز‌رسانی می‌کنند. یعنی قبلاً اگر از آنها می‌پرسیدیم: «خیار کیلویی چند؟» قیافه حق به جانبی گرفته و می‌گفتند: «خیار؟ چی هست؟ توی جیب جا میشه؟» اما این روزها بشدت درگیر قیمت اجناس و میوه‌ها شده‌اند.اما می‌دانید خیار و هویج و پیاز و گلابی چرا گران شده‌اند؟ چون این روزها در سیاست کاربرد پیدا کرده‌اند!

حق نشر عکس ایران
Image caption کارتون یاشار قهرمانی، ایران

پرواز با دو بال

اعتماد با عنوان پرواز با دو بال به فشارهایی که ترامپ و دشمنان منطقه ای به ایران وارد می آوردند اشاره کرده و نوشته انتظار مي‌رفت كه نيروهاي داخلي مسير تعامل سازنده‌اي را تجربه كنند؛ مسيري كه از خلال آن وحدت و صداي واحد در برابر بيگانگان و در دفاع از منافع ملي كشور شنيده شود. در اين چارچوب انتظار مي‌رفت كه انتخابات ١٣٩٦ آبي باشد كه به آتش اختلافات ريخته مي‌شود، ولي طي دو ماه گذشته اين شعله‌ها اگر شعله‌ورتر نشد، خاموش و كم‌سوتر نيز نشد. با اين وجود و خوشبختانه در روزهاي اخير اقدامات و اخبار مثبت و سازنده‌اي را در جهت گام برداشتن به سوي اين هدف می رسد.

سرمقاله این روزنامه با اشاره به گفت‌وگوي سازنده فعالان اصولگرا چون محمدرضا باهنر تا ديدار در روز دوشنبه ميان آقاي رييس‌جمهور و فرماندهان سپاه برگزار شد نوشته: ماه‌هاست كه برخي افراد مي‌كوشند كه شكاف سياسي و البته طبيعي موجود ميان فعالان سياسي و گروه‌ها و گرايش‌هاي موجود را به شكاف در ساختار قدرت نيز تعميم دهند و از آن به جنگ قدرت تعبير كنند. در حالي كه ساختار سياسي در ايران از انسجام آهنين نظام‌هاي ايدئولوژيك مرسوم در دنيا برخوردار نيست، كه كوچك‌ترين اظهارنظرهاي گوناگون و گاه متضاد را به معناي درگيري و تضاد غير قابل حل، ميان نهادهاي رسمي تعبير كنيم.

اعتماد در نهایت نوشته: ايران از ابتداي پيروزي انقلاب با چنين وضعي مواجه بوده است كه همه نهادها و سازمان‌هاي رسمي، همزمان در ذيل كليت نظام و به صورت يكپارچه عمل مي‌كردند، در عين حال از نوعي رفتارها و گفتارهاي مستقلانه و انتقادي نيز برخوردار بوده‌اند كه در عرف سياسي موجود جهان، چندان معمول نيست. ولي اين تفاوت‌ها نه تنها هيچگاه به تقابل‌هاي غيرقابل حل و رودررويي منجر نشده است.

اما کیهان در سرمقاله خود تاکید کرده که دیدار رییس جمهور بر خلاف آن چه که رسانه ها نوشته اند درباره مسایل اقتصادی و یا مسایل دیگر نبود بلکه سپاه پاسداران در حوزه امنیتی به درستی مقابله با تهدیدات امنیتی پیش از آنکه در درون مرزهای جغرافیایی ایران به منصه ظهور برسند را یک ضرورت به حساب می‌آورند و تجربه هم نشان داد که این استراتژی‌ کاملا درست و منطقی است و البته هزینه‌هایی هم به طور طبیعی دارد که حتما تنها عشری از هزینه‌های سنگین و بعضا تمام نشدنی تهدیداتی است که به داخل سرزمین کشیده شده‌اند.

این روزنامه تندرو به گلایه نوشته: سیاست دولت از یک سو گرایش به توافق سیاسی- امنیتی با ایران و جبهه مقاومت در این کشورها وجود ندارد و نشانه آن هم این است که آن‌ها حتی از مشارکت ایران در طرح‌هایی که دولت‌های غربی یا عربی مدیریت می‌کنند، اجتناب می‌نمایند تا جایی که یک کشوری مثل عربستان که در مقایسه با ایران قدرتی به‌حساب نمی‌آید با ایران قطع رابطه کرده .

سرمقاله کیهان در نهایت تاکید کرده: فرماند‌هان ارشد سپاه در دیدار روز دوشنبه خود فهرستی از دغدغه‌های مهمی که در حوزه انقلاب، ارزش‌های نظام و مردم دارند را مطرح کرده و پیامدهای برخی مواضع را بطور شفاف برای شخص رئیس‌جمهور محترم تشریح کردند. موضع رئیس‌جمهور در این دیدار ابراز قدردانی از مطالب بوده و این از توئیت آقای حسام‌الدین آشنا مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور فهمیده می‌شود آنجا که او با اشاره به جلسه فرمانده سپاه با رئیس‌جمهور نوشت این یک مسیر است.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون لاله ضیایی، قانون

فضاحت های دست ساز خودمان

مهدی رجبی در مقاله ای در روزنامه جوان نوشته: فلان مجری آقای برنامه های مذهبی تلویزیون چند سال پیش از آنتن حذف شد. چرا؟ چون برخی اخبار ناخوشایند دور و برش بود. فلا ن قاری قرآن در قوه قضاییه پرونده دارد. چرا؟ به جرم یک موضوع غیراخلاقی و شکایت خانواده شاکیان. چند مداح چندوقتی است غیبشان زده است و گفته میشود دستگیر شده اند. چرا؟ به خاطر برخی روابط نامشروع و جاسوسی. فلان مجری خانم که چادر سرش میکرد درگیر حاشیه شده است. چرا؟ چون در آنسوی آب نه تنها در یک مکان عمومی چادر سرش نکرده که هیچ چیزی روی سرش نبوده است!

به نوشته این مقاله: اینها راست بود و هست یا دروغ؟ چرا مردم درست و دقیق نفهمیدند و نمی فهمند، این افراد متهم، مجرم یا خطاکار بوده اند یا قربانی حاشیه های شهرت شدند؟ چرا یکبار با مردم صاف و ساده و به از پوشانی حرف نزده اید؟ چرا مدیران فرهنگی و رسانه ای کشور، همیشه به جای آنکه خودشان حرفی را بزنند و جلوی شایعه را بگیرند، سکوت میکنند تا از آن سوی آب حرف و سندی منتشر شود و اینجا یک عده توی سرشان بزنند که حا چه کنیم و چه جواب بدهیم؟

جوان نوشته: هرکدام از این اتفاقات که مرور شد، و اغلبشان صحت داشت، دو طرف ماجرا دارد. عده ای قاصر هستند و جماعتی هم «مقصر». قاصر افرادی هستند که پایشان در این معرکه ها گیر است و مقصر مدیران و مسئولا نی هستند که به وقت بیداری، خواب تشریف دارند! کفه سنگین تقصیر و قصور با عرض معذرت به سمت مدیران فرهنگی ما میل میکند.

ریال یا تومان، هیچ کدام

شهروند در سرمقاله خود که درباره تبدیل واحد پول ملی از ریال با تومان نوشته شده اشاره کرده: تورم مزمن طي چهار دهه اخير تمام معيارهاي عرفي اندازه پول را در جامعه دچار اختلال كرده است. اگر كسي ٤٠‌سال پيش به دليلي در حالت كما قرار مي‌گرفت يا مثل اصحاب كهف به خواب مي‌رفت و امروز بيدار مي‌شد، به همان اندازه اصحاب كهف تعجب مي‌كرد.

٤٠‌سال پيش با ٤٠‌هزار تومان مي‌توانستيد يك خانه نقلي و خوب در تهران بخريد، ولي امروز با اين رقم فقط مي‌توانيد دو پرس غذا بخريد یا با گذاشتن مقداری پول دیگر، یک شیشه کوچک خانه را تعویض کنید. البته آن زمان، حقوق ماهانه نيز حول‌و‌حوش‌ هزار تومان و دو‌هزار تومان بود. طبعا دستمزدها نيز ‌هزار برابر شده، ولي مشكل فقط در اين ارقام نيست.

مردم براي مقابله با اين وضع يك راه دارند. آنان ابتدا ريال را به تومان تبديل كردند و واحد شمارش را به جاي ريال، تومان درنظر گرفتند. سپس به صورت قراردادی هر ١٠٠٠ تومان را يك تومان دانستند. درمحاوره عادي مرسوم بود كه مي‌گويند، فلان خودرو يا منزل را مثلا ٧٥تومان مي‌فروشند كه منظورشان ٧٥‌هزار تومان بود. الان كار به جايي رسيده كه كم‌كم به جاي یک‌ميليون تومان، يك تومان به كار مي‌برند.

شهروند در پایان انتقاد کرده که این طرح چرا پیش از تصویب و ابلاغ اعلام نشد تا مردم به مشارکت جویی تبلیغ شوند.

موضع عجیب وزیر بهداشت

عبدالحسین طوطیایی در مقاله ای در شرق نوشته: شگفتی‌آفرینی‌های وزیر بهداشت و درمان کابینه، پایانی ندارد. قاضی‌زاده‌هاشمی اخیرا با گلایه از کمبود اعتبارات تخصیصی به وزارت تحت مسئولیتش، یکباره راه خود را از بهداشت و درمان جدا کرده و با ورود به حوزه کشاورزی اختصاص ١٥ هزار ‌میلیارد تومان برای خرید گندم را نقد كرده است. وی با ورود به این حوزه غیرتخصصی عملا به وزیر جهاد کشاورزی هم لابد اجازه داده که مثلا از بی‌عنایتی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به گسترش آسیب‌های روانی تا مقیاس ٣٠ درصد از مردم و نیز وجود یک‌ میلیون بیمار روان‌پریش (بنا بر گزارش‌های متعدد، سالانه و رسمی از منابع معتبر) انتقاد کند.

این کارشناس مسایل کشاورزی با گلایه از این که مگر دولتمردان فرصت تبادل نظر با هم ندارندِ به دفاع از سیاست های دولت در زمینه توجه به کشاورزی پرداخته و نوشته: تأمین غذا اهمیت بیشتری در مقایسه با درمان بیماری‌ها دارد. در چند دهه گذشته بخش کشاورزی به‌عنوان متولی تأمین امنیت غذایی دستخوش آسیب‌های جبران‌ناپذیری شده است.

مقاله شرق در نهایت نوشته: در امر خرید تضمینی کالاهای اساسی، باید چشم از نگاه مطلق تجاری و مقایسه آن با قیمت محصولات وارداتی برگرفته و پیامدهای اجتماعی، کاهش روند تخریب اراضی کشاورزی و حاشیه‌نشینی شهرها را ارزیابی كنيم. در دولت احمدی‌نژاد، تنها ١٢ میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی برای کمک به کشاورزان آسیب‌دیده از خشک‌سالی برداشت شد. کمک‌‌هایی که به ‌جای ممارست در ماهی‌گیری تنها به خسارت‌دیدگان ماهی داد.

چشم‌ها را باید شُست... جور دیگر باید دید

حق نشر عکس جوان
Image caption کارتون حسین کشتکار، جوان

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهروند نوشته: حالا معلوم شد چرا محمدرضا عارف معمولا به چپ می‌زند و نمی‌تواند برود در جبهه راست قرار بگیرد و حدادعادل هم آبش با چپ‌ها اصلا توی یک جوی نمی‌رود و کلا چپ‌ها را خوب نمی‌بیند. من تازه فهمیدم مشکل از بینایی این دو فعال سیاسی است. این را وزیر بهداشت لو داده و گفته؛ «طی روزهای اخیر چشم‌های دو دوست قدیمی، دکتر عارف و دکتر حدادعادل را همزمان معاینه کردم؛ مشخص شد چشم راست دکتر عارف و چشم چپ دکتر حداد تار می‌بیند و هر دو به جراحی نیاز دارند.» حالا بعد از جراحی‌شان خدا به خیر کند.

به نوشته این طنزنویس: ممکن است یکهو بینایی چشم راست دکتر عارف چنان از بینایی چشم چپش بهتر بشود که تخته گاز سمت راست براند. اگر این اتفاق برای حدادعادل هم بیفتد و دکتر‌ هاشمی چنان عملش کند که بینایی چشم چپش بیشتر شود و سوی بهتری داشته باشد، آن‌وقت ناغافل دیدید یکهو در انتخابات بعدی بدون راهنمازدن نام حدادعادل در سرلیست فهرست امید بدرخشد.

طنز شهروند به این جا که رسیده که: اصلا این ماجرای نزدیک‌بینی و دوربینی و مشکلات چشمی بدجور ما را گرفتار کرده است. طوری که دیروز علی لاریجانی اعتراف کرد؛ «آقای ‌هاشمی چشم‌پزشک هستند و معمولا چشم سیاسیون را جراحی می‌کنند.» منتها خود علی لاریجانی هم احتمالا چشم چپ یا راستش خوب نمی‌بیند که راه را درست تشخیص نداده و به جای این‌که به کار خودش بپردازد، پایش را توی کفش ما طنزنویس‌ها کرده و به جای بحث لایحه و تبصره و ماده قانونی می‌گوید؛ «فکر کنم به دلیل همین هم باشد که سیاسیون جایی را خوب نمی‌بینند.»

موضوعات مرتبط