روزنامه های تهران، نه اروپا نه آمریکا، روز کدام خبرنگار؟

روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه ۱۷ مرداد با گزارش هایی درباره افتتاح مترو فرودگاه بین المللی تهران و قرارداد ۵۰۰ میلیون دلاری با رنو فرانسه، واکنش های متقاوتی نشان داده اند. روزنامه های هوادار دولت و اصلاح طلب خبر داده اند افتتاح بخش جدید مترو که در آخرین روزهای شهرداری باقرقالیباف افتتاح شده، آماده حرکت قطار نیست، در همین حال روزنامه های اصولگرا هم قرارداد با رنو فرانسه را همدستی برای گرانفروشی خوانده اند.

روز خبرنگار، فرصتی شده است که روزنامه نگاران در ده ها مقاله و طرح و گزارش از زندگی نالیده و از شرایط روزنامه نگاری شکایت کرده اند.

حق نشر عکس همدلی
Image caption کارتون احسان گنجی، همدلی

وظیفه روزنامه نگار

عباس عبدی در سرمقاله روزنامه ایران درباره روزخبرنگار نوشته: نخستین وظیفه و رسالت روزنامه‌نگار، نقش آگاهی‌بخشی است. انجام این وظیفه جز با وجود حداقلی از آزادی ممکن نیست. جامعه‌ای که در آن این وظیفه مهم روزنامه‌نگاری وجود نداشته باشد، جامعه‌ای چند پاره خواهد شد. در واقع روزنامه‌نگار نه فقط آگاهی و دانش، بلکه آگاهی جمعی و اجتماعی ایجاد می‌کند.

به نظر این جامعه شناس: وظیفه دوم و مهم روزنامه‌نگار نظارت است. او چشم بینای جامعه در بیان کاستی‌ها و تخلفات است. هر نظام اجتماعی نیازمند نظارت درونی و بیرونی است ساختار رسمی قدرت در هر کشوری نیازمند نظارت غیررسمی و بیرونی است. رانندگان پیش از رسیدن به محل نصب دوربین های جاده‌ای سرعت خود را کاهش می‌دهند. حال اگر کسی نداند که دوربین کجاست و در واقع همه جا باشد، در تمام طول مسیر قانون را رعایت خواهد کرد و از سرعت مجاز عبور نمی‌کند. عکس این نیز وجود دارد. اگر کسی یقین بداند که دوربین وجود ندارد و اگر هم هست، قادر به تصویربرداری و ثبت تخلف نیست، تمام راه را با سرعت غیرمجاز طی خواهد کرد.

مقاله ایران به این پرسش رسیده که: آیا با این تفاسیر در ایران مجالی برای نظارت وجود دارد؟ هنگامی که یک روزنامه‌نگار با دوربین‌های خود سوء استفاده از قدرت را ثبت و ضبط کرده و آن را در اختیار افکار عمومی قرار می دهد، ولی به جای آن که تکریم شود مورد مواخذه قرارنمی گیرد.

استقلال خبرنگار مهم ترست

حسن اسدی در قانون نوشته: نمی توان خبرنگاری را به این معنا که اخبار سازمان‌ها را به صورت روابط عمومی منتشر می کند، معنا کرد. متاسفانه آنچه امروز در مطبوعات ما منتشر می شوند، خبر نیستند بلکه شبه خبر هستند؛ به این دلیل که خبرنگاران ما نیز شبه خبرنگارند و به جای تولید فکر و اندیشه به دنبال بازنشر بیانیه های سازمان‌ها هستند.

به نوشته این استاد ارتباطات: در کشورهای پیشرفته دنیا، خبرنگاران بدون اینکه از مسئولین یا نهادی انتظار هدیه داشته باشند، به دنبال انتشار واقعیت‌ها هستند اما متاسفانه خبرنگاران در کشور ما به این مسائل آلوده می شوند. روز خبرنگار، مناسبت خوبی است برای پرداختن به مسائل خبرنگاری. امروز، روزی است که خبرنگاران باید دنیای خود را بازنگری کنند و خود را بازخواست کنند که چقدر توانستند برای جامعه خودشان مفید و فعالیت حرفه ای به معنای واقعی انجام دهند.

نویسنده اظهار نظر کرده که: خبرنگار نباید منتظر باشد که مقامات در روز خبرنگار برای او سخنرانی کنند. یکی از مصداق های استقلال روزنامه نگاران، این است که در روز خبرنگار سعی کنند خودشان افتتاح کنندگان مراسم باشند. به جای اینکه از مسئولان بخواهیم رنگ دولتی بر مراسم بپاشند و شعار بدهند، خودمان کاری کنیم که افتتاح کنندگان این مراسم باشیم.

روزنامه‌نگاری با حال ناخوش

کامبیز نوروزی در شرق نوشته: حال مطبوعات ایران خوب نیست. حال روزنامه‌نگار ایرانی هم خوب نیست. کارشان زیاد شده است. تنوع روزنامه‌نگاری بیشتر شده و کیفیت کار هم بالاتر رفته است. تعداد نشریات افزایش یافته و انتشار نشریه در استان‌ها و شهرستان‌ها هم رونقی کم‌مانند پیدا کرده است. احترام و پذیرش روزنامه‌نگاران در سازمان‌ها و دستگاه‌های دولتی و حکومتی ارتقا پیدا کرده و... . همه اینها روشن و خوب؛ اما حال روزنامه‌نگار ایرانی همچنان خوب نیست.

به نوشته این حقوقدان: حتی روزنامه‌نگارانی که بیشتر از ١٠، ١٥ سال از سابقه کار آنها می‌گذرد، مگر درویش باشند تا با درآمد روزنامه‌نگاری بتوانند گذران عمر کنند. کمتر نشریه‌ای است که تمام اعضای ثابت تحریریه خود را بیمه کرده باشد. اخراج روزنامه‌نگار، ساده‌ترین کاری است که ممکن است در یک نشریه رخ دهد. فرصتی یا حتی برنامه‌ای برای آموزش و بازآموزی در کمتر نشریه‌ای فراهم است. روزنامه‌نگار تشکلی ندارد تا در آن بتواند امنیت و حمایتی برای زندگی صنفی خود بیابد.

مقاله شرق به این جا رسیده که: روزنامه نگاران برای تجدید حیات یا راه‌اندازی یک تشکل صنفی جز دست‌انداز در مقابل خود نمی‌بیند و باید مثل صغار چشم بدوزد تا تحت نظارت کامل، سازمانی برایش درست کنند و بنشین‌و‌پاشو را یادش دهند. هرکه از راه می‌رسد، می‌شود آموزگار روزنامه‌نگار که او باید این کند و آن کند. هنوز که هنوز است، باید دست و دلش بلرزد که مطلبش اگر به مذاق‌هایی چند خوش نیاید، چه روزهایی را باید بی‌کار یا در جایی دور از چشم و گوش دیگران به سر ببرد و طعن و لعن بشنود و عقوبت‌ها ببیند.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون جواد تکجو، قانون

کسب‌وکار خبر

مصطفی ملکوتی در مقاله ای در مناسب روزخبرنگار نوشته: برای ایجاد آژانس خبری به‌مثابه یک بنگاه اقتصادی لازم است امکان فروش خبر و انتشار آزادانه آن وجود داشته باشد. خبرگزاری‌های ایران یا مستقیما وابسته به دولت هستند یا به نحو غیرمستقیم به نهاد‌های رسمی و سیاسی وابسته هستند؛ بنابراین در ایران کسب‌وکار خبری رسما جریان ندارد و تا هنگامی که ساختار سیاسی و حقوقی در ایران اجازه «فروش خبر» را ندهد، کسب‌وکار خبر در قالب یک بنگاه خصوصی رونق نمی‌گیرد.

به نوشته این پژوهشگر: یکی از مهم‌ترین ارزش‌های خبری وجود تنوع و تکثر است. با وجود این تعداد خبرگزاری، هنوز تنوع و تکثر خبری نداریم و این در حالی است که در کشورهای پیشرفته، تنوع خبری چشمگیری وجود دارد. خوشبختانه تکنولوژی‌های مدرن ارتباطی تا حد زیادی انحصار اخبار رسمی را شکسته است و شبکه‌های خبری مجازی خصوصی و بدون مجوز دولت به اطلاع‌رسانی می‌پردازند. گرچه اخبار این‌گونه سایت‌ها چندان معتبر نیست، اما با اقبال شهروندان مواجه شده است و حتی مقامات سیاسی، خبرگزاری‌های رسمی و مطبوعات به آنها واکنش نشان می‌دهند.

و مقاله شرق به این جا رسیده که: نقش اثربخش رسانه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان که در خارج از کشور به تهیه و پخش اخبار ایران می‌پردازند نیز نمونه دیگر تغییر فضای خبری است. اگر شرایط برای حضور بخش خصوصی در صنعت خبر فراهم شود، آژانس‌های خبری حرفه‌ای پا به عرصه وجود می‌گذارند.

هر که هست روزش مبارک

محمد‌رضا ستوده در ستون طنز جهان صنعت نوشته: مثل اینکه امروز همه قراره در مورد روز خبرنگار یادداشت بدهند. روز خبرنگار یادداشت دادن دارد؟ در مورد کم‌پولی‌هاش بنویسیم یا بی‌پولی‌هاش؟ از بیکاری‌هامون بنویسیم یا کم‌کاری‌هامون؟

به نوشته طنزنویس: جدا از اینکه جدیدا یه سری از سر بیکاری میان سراغ این کار ولی قدیمی‌ترها می‌گفتن اینجور کارا عشقه.. یه موقع‌ها به این فکر می‌کنم قرار نیس ما مث آدم زندگی کنیم. یا قراره مثالی باشیم که پدر و مادرها ما رو به بچه‌هاشون نشون بدن و بگن: بابایی این ستوده رو می‌بینی؟ مث این نشو!

و سرانجام طنز جهان صنعت: من خبرنگار نیستم.. شاید روزنامه‌نگار باشم، شایدم نباشم ولی الان که دارم این یادداشتو توی روزنامه می‌نگارم، خیلی چیزا ندارم از جمله پول.امروز روز من نیست.. نه امروز روز منه نه ۳۶۴ روز دیگه سال! روز هر کی هست روزش مبارک…

حق نشر عکس وقایع اتفاقیه
Image caption تیتر و عکس صفحه اول وقایع اتفاقیه

سلفی که دیده نشد

وقایع اتفاقیه در گزارش اصلی خود با چاپ عکسی از جواد ظریف نوشته: محمدجواد ظریف که به‌حق یکی از مهم‌ترین چهره‌های بین‌المللی ایران است، در نشستی که به مناسبت روز خبرنگار با خبرنگاران رسانه‌های داخلی و خارجی داشت، نسبت به جنجال سلفی نمایندگان مجلس با فدریکا موگرینی واکنش نشان داد. او در تذکری هوشمندانه با توصیف فضای روز تحلیف رئیس‌جمهوری با حضور مهمانان خارجی گفت: رؤسای مجالس برخی کشورهای مهم دنیا در مراسم تحلیف به‌دنبال عکس سلفی با من بودند اما رسانه‌ها چیز دیگری را جهت‌دهی کردند.

ظریف با اشاره به اهمیت رسانه و تولید محتوا به سیاست‌های بعضی مواقع اشتباه رسانه‌ها رسید و با ذکر مثالی از خود، این مسئله را به شکلی دیپلماتیک متذکر شد که چطور پرداختن جنجالی به رویدادها می‌تواند واقعیت قدرت دیپلماسی کشور را نادیده بگیرد. او به تلاش ۱۲ رئیس مجلس سراسر دنیا برای عکس‌گرفتن با خود گفت و تأکید کرد ، آن تصاویر یک پیام را منتقل می‌کرد و تصاویر دیگر، پیام دیگری. انتخاب، انتخاب است تصمیم اینکه کدام پیام منتقل شود، با ماست.

سیاست خارجی چه باید باشد

کیهان در یادداشت روز خود در ادامه مخالفت هایش با دولت روحانی هشدار داده که این دولت باید بداند در تعامل با جهان منطقه ممنوعه‌ای وجود دارد که رهبر بر آن تاکید داریعنی حکومت هایی که با جمهوری اسلامی خصومت دارند.

به نوشته محمد حسین محترم در این مقاله اما دولت با در نظر داشتن دشمنی‌های آمریکا، باید بداند آمریکا مستاصل شده و برای حل مشکلات خود به ایران نیاز دارد و اگر به تعامل با آمریکا امید بسته، باید بداند آمریکا آن گونه که در قضایای متعدد از جمله افغانستان و عراق و برجام نشان داده، بعد از اینکه خرش از پل گذشت به ریش مذاکره کنندگان با خود می‌خندد و به هیچ تعهدی پایبند نیست. چنان که اکنون نقض روح و متن برجام آن‌قدر فاحش است که خود دولتمردان و مذاکره کنندگان ناگزیر به اذعان به آن هستند و برجام باردیگر نشان داده «آمریکایی‌ها هم غیرقابل اعتمادند، هم غیرمنطقی‌اند و هم بدعهدند».

کیهان در عین حال اضافه کرده: همان‌گونه که امید بستن به تعامل با آمریکا خطایی استراتژیک است، دل بستن به تعامل با اروپایی‌ها بدون توجه به واقعیت‌های موجود خطایی استراتژیک‌تر است. واقعیت موجود درباره تعامل با اروپایی این است که تجربه نشان داده اروپایی‌ها دنباله رو آمریکا هستند.

تحدید منافع ملی

محمد‌ اسماعیلی هم در مقاله ای در جوان همین مضمون را به شکل دیگری یادآوری کرده. به نوشته او قبل، حین و بعد از حضور فدریکا موگرینی در تهران، مقامات ارشد دولت به اتفاق نقش‌پذیری اتحادیه اروپا در تنظیم و اجرای توافق هسته‌ای را قابل قبول دانستند و با تفکیک رویکرد این اتحادیه با ایالات متحده امریکا خواهان استمرار رویکرد اروپایی‌ها در آینده شدند. موضع‌گیری مقامات ارشد ایران و اتحادیه و شخص موگرینی طی دوسال گذشته نشان می‌دهد، دو طرف از عملکرد طرف مقابل رضایت داشته و چنانچه نارضایتی از سوی ایرانی‌ها وجود دارد معطوف به نقش امریکایی‌هاست.

به نظر نویسنده روزنامه سپاه پاسداران: نباید این اغماض آنقدر گسترده شود که مسئولیت و تعهد اتحادیه اروپا و کشورهای عضو این اتحادیه مندرج در متن برجام مورد غفلت واقع و منافع جمهوری اسلامی ایران در این بخش نیز دچار تخطئه شود. تاکنون هشت جلسه از کمیسیون مشترک برجام با حضور ایران و ۱+۵ با محوریت فدریکا موگرینی برگزار شده اما در هیچ کدام از بیانیه یا حداقل موضع‌گیری مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا، سخنی از نقض برجام از سوی امریکایی‌ها به میان نیامده است، فراتر از آن موگرینی در بد ورود به تهران از اجرای تعهدات طرف امریکایی نیز اعلام رضایت می‌کند!

و خلاصه مقاله جوان این که: اگر چه باید میان اتحادیه اروپا وامریکا شکاف ایجاد کرد تا منافع کشور تأمین شود اما چنین هدفی نباید منجر به بی توجهی پیشینه روابط عمیق تجاری ـ اقتصادی و سیاسی اتحادیه اروپا با امریکایی‌ها شده و مانع از یادآوری تعهدات و مسئولیت‌های اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن به مقامات رسمی آنها در دیدارهای خصوصی و در تریبون‌های عمومی شود.

طی مراحل نکنی، زندیقی

علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه اعتماد نوشته: ما حزب نداریم و بنا به دلایلی دیسیپلین سیاسی نداریم. در بعضی وزارتخانه‌های قدیمی گریدبندی سفت و سختی داریم که ایجاد سلسله‌مراتب می‌کند. مثلا در وزارت نفت، سنت‌هایی از زمان تسلط انگلیسی‌ها به جا مانده که کارمندان را طبقه‌بندی می‌کند و با توجه به خط‌‌کشی‌هایی دقیق امکان رشد و ترقی و پیشرفت‌شان را فراهم می‌آورد؛ هم امکان پیشرفت را و هم امکان پسرفت را. در این سیستم‌های اداری کسی رییس می‌شود که بتواند مراحل مقدماتی را با موفقیت طی کند...

نویسنده سپس به کتاب شرح زندگانی منِِ عبدالله مستوفی اشاره کرده که مراحل رشد و ترقی‌اش را در سیستم دیوانسالاری با جزییات توضیح داده و با جزییات از طی مراحل سخن می‌گوید.‌ گر طی مراحل نکنی، زندیقی. اتفاقا چیزی که جامعه امروز ما آن را کم دارد همین طی مراحل است. در سیستم سنتی آدم‌ها برای اینکه چیزی یاد بگیرند جور استاد می‌دیدند و کنار دست کاربلدها می‌ایستادند تا رمز و رموز کار را یاد بگیرند.

نویسنده مقاله اعتماد در نهایت اشاره کرده: میرزاتقی‌خان کجا میرزاتقی‌خان شد و کار یاد گرفت؟ آنجا که کنار دست قائم‌مقام به ماموریت خارجه رفت و از روی دست قائم‌مقام راه و رسم دیپلماسی را یاد گرفت. ایرج‌میرزا هم از روی دست نظام‌گروسی راه و رسم اداری را آموخت. در سیستم مدرن به جای شاگردی کردن و کنار دست استاد ایستادن به مدرسه‌های سیاست می‌روند و آموزش درست و حسابی می‌بینند. مدرسه‌ها را الکی و تشریفاتی نساخته‌اند و اینها که فکر می‌کنند برای رییس شدن و بر مسندی تکیه زدن احتیاجی به دوره دیدن ندارند، اشتباه می‌کنند.

موگرینی در سرزمین عجایب!

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون هادی لطفی، قانون

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در ستون طنز شهروند روزنوشت برخی خبرنگاران را مجسم کرده: امروز تحلیف رئیس‌جمهوری بود. کارت ورود نداشتم. دیدم یک نفر به نگهبان گفت رئیس‌جمهوری سائوتومه و پرینسیپ است. سرچ کردم دیدم کل جمعیت آن‌جا صدهزار نفر است. یعنی بازی پرسپولیس- استقلال که برگزار شود سائوتومه و پرینسیپ پر می‌شود و عده‌ای می‌مانند پشت جزیره و از روی نهنگ‌ها بازی را تماشا می‌کنند! این بود که گفتم منم رئیس‌جمهوری استادیومیته آزادیسپ هستم. مامور تشریفات سلام کرد و گفت خوش آمدید.

طنزنویس عصر همان روز خبرنگار را چنین توصیف کرده: چندروز پیش شنیدیم با لایحه افزایش سن ازدواج دختران مخالفت شده. وقتی داشتم به این موضوع فکر می‌کردم دیدم نماینده‌ها دور موگرینی جمع شده‌اند و سلفی می‌اندازند. یکی می‌گفت: «موگرینی کی بودی تو؟» اون یکی می‌گفت: «عکس نگیر حاج خانوم میبینه.» فکر

کردم شاید اگر یک لایحه جدید به این مجلس بیاید، فوری رأی بیاورد. «لایحه کاهش سن موگرینی!»

ستون طنز شهروند ظهر فردای آن را نوشتهت: همه جا پر شده از واکنش‌ها به عکس‌های سلفی نمایندگان. داشتم فکر می‌کردم با وجود چنین نماینده‌هایی، ممنوعیت ورود بانوان به ورزشگاه‌ها مصونیت محسوب می‌شود. البته راه‌حل بهتری هم هست. ورود بانوان به ورزشگاه را آزاد کنند و ورود نمایندگان مجلس را ممنوع کنند.