روزنامه های تهران، دولتی در خط قرمز مصلحت

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه ۱۸ مرداد در صفحات اول خود از ترکیب جدید کابینه حسن روحانی خبر داده و بر اساس دیدگاه های جناحی و سیاسی خود به تحلیل آن پرداخته اند. تندروها پرسیده اند که با این کابینه چطور می توان در مقابل جهان ایستاد، و میانه روها نگران آن هستند که چرا زنان و چهره های مشهور اصلاح طلب در کابینه غایب هستند.

یک روز بعد از روز خبرنگار، روزنامه ها همچنان از مشکلات زندگی روزنامه نگاران نوشته و نسبت به برخی ارتباطات این صنف ابراز نگرانی کرده اند.

حق نشر عکس اعتماد
Image caption تیتر و عکس های صفحه اول اعتماد

غلامحسین کرباسچی در مقاله ای در اعتماد نوشته: طبیعی است که آقای روحانی محذوراتی در انتخاب افراد دارد. برای قضاوت درمورد دلایل گزینش‌های روحانی باید محدودیت‌ها و درعین حال ذهنیت تعقل‌گرا و معتدل رییس‌جمهور را مدنظر قراردهیم. مهم‌ترین انگیزه روحانی و مطالبه بحق رای‌دهندگان عملی شدن وعده‌های انتخاباتی ایشان است ولی بدیهی است برای تحقق اهدافی که آقای رییس‌جمهور اعلام کرده و دنبال می‌کند هماهنگی با بسیاری از نهادها و شخصیت‌های حکومت و مراکز قدرتی که وجود دارند، ضروری است؛ نمی‌توان در خلأ فکر کرد و عواملی که در پیشبرد برنامه‌های دولت تاثیرگذار‌ند را ندید.

دبیرکل حزب سازندگی تاکید کرده: این مراکز قدرت می‌توانند اثر مثبت یا منفی در عملی شدن برنامه‌های دولت بگذارند. اینکه آقای روحانی این ملاحظات را در نظر بگیرد و افرادی را انتخاب کند که اهداف و برنامه‌های دولت را محقق کند، ضروری‌تر از آن‌ست که به تمجید و ستایش‌هایی دل‌خوش کند که صرفا ملاحظات سیاسی و احیانا جناحی را ولو بحق مدنظر قرار می‌دهد.

مقاله اعتماد سرانجام به این جا رسیده که: مهم است که رییس‌جمهور بتواند بین این ابعاد نسبتا متضاد، انتخاب دولت را به نقطه تعادلی برساند. اینکه دولت هم بتواند کارایی داشته باشد و هم به لحاظ وجهه سیاسی با آن مجموعه‌ای که به آقای رییس‌جمهور رای دادند، ناهماهنگ نباشد و هم بتواند با مراکز قدرت و نهادها و سازمان‌های حکومت همکاری کند.

انتظارات پیش رو

حسن رشوند در سرمقاله روزنامه جوان نوشته هر گونه تغییر و تحول در بدنه مدیریتی کشور را در هر مقطعی باید به فال نیک گرفت. این اتفاق نه تنها نوعی بی نظمی و آنارشی در دولت نیست بلکه افکار عمومی با نگاه مثبت، چنین تغییراتی را ناشی از پویایی و پاسخگویی دولت فرض می‌کند. اما اینکه چرا این تصمیم در برخی کشورها همچون ایران که در حال تجربه دولت رفاه است با نگاه نه چندان مثبت نگریسته می‌شود، حدیثی است که باید عامل آن را در عدم توانمندی و پاسخگویی دولت‌ها در دورانی دانست که نتوانسته‌اند به مطالبات مردم جواب دهند.

روزنامه سپاه پاسداران معتقد است که: کابینه معرفی شده با چند مشکل اساسی دیگر نیز مواجه است که یکی همان مقوله جوانگرایی است. هر چند با بررسی‌های اولیه، مشخص شده رئیس‌جمهور و تیم مشاورین او در تعیین ترکیب کابینه موفق شده‌اند کمی بیش از سه سال کابینه دوازدهم را نسبت به کابینه پیر سالاران دولت یازدهم جوان کنند، اما خود آنها به‌درستی می‌دانند محصول این به اصطلاح جوانگرانی فقط وزیر پیشنهادی ارتباطات است که با ۳۶ سال سن توانسته یک تنه دولت پیر آقای روحانی را تا حدودی جوان کند. پس نزدیک دو سال از جوانی کابینه مرهون ایشان است که اگر همین یک عضو هم نتواند از مجلس رأی اعتماد بگیرد باز با همان میانگین سنی کابینه یازدهم مواجه هستیم.

جوان در نهایت نوشته: نباید فراموش شود که تنها هشت سال به پایان برنامه چشم‌انداز باقی مانده و ما بسیار عقب‌تر از آن هستیم که پیش‌بینی شده بود در چشم‌انداز به آن برسیم. ما امروز ۱۲ سال از برنامه چشم‌انداز را سپری کرده‌ایم، در حالی که قرار بود جزو اولین‌های منطقه باشیم که در رشد اقتصادی در میان ۲۷ کشور منطقه، رتبه ۲۴ را داریم.

خط قرمز مصلحت

مسعود سلیمی در جهان صنعت به چند تازگی کابینه جدید حسن روحانی پرداخته از جمله پیشنهاد وزیر دفاع از ارتش، گماردن یکی از وزرای دولت اصلاحات در وزارت نیرو و جابه‌جایی در دو وزارت صنعت و تجارت و اقتصاد، این ها رویدادی است که به مسایل دفاعی، بحران محیط‌زیست و خشکسالی و شرایط نامساعد معیشت مردم برمی‌گردد و به طور قطع نقطه عطف دوره دوم دولت روحانی قلمداد می‌شود.

به نوشته این مقاله: رفتن یا به اجبار رانده شدن وزیر دادگستری و دیگری انتخاب یا اجبار به ماندن وزیر کشور است که هر دو از چالش‌های روحانی پیش از انتخابات و پس از آن به حساب می‌آمد که اگر اولی از جنبه اجتماعی و روحی و روانی در جامعه می‌تواند مثبت تلقی شود. اما بحث وزارت کشور با توجه به ساز ناکوک خیلی از استانداران و فرمانداران که گاه و بیگاه در لفافه پایه وضوح در سخنان روحانی دیده می‌شد، اگرچه از منظر مصلحت‌طلبی جناحی می‌تواند توجیه داشته باشد.

جهان صنعت در نهایت اضافه کرده: دولت دوازدهم از منظر شکلی، چه در مورد خروجی‌ها و جایگزینان آنها، چه در مورد ماندگارها و چه در مورد معاونانی که وزیر شدند، اگرچه با مصلحت‌اندیشی منتج به نظر مثبت مقامات بالامرتبه تمام و بهارستان‌نشین‌ها می‌شود در مجموع نمی‌تواند پاسخ منطقی به ۲۴ میلیون رای ریخته‌شده به حساب روحانی باشد، اگرچه رفتن یکی دو وزیر در زمره خواسته‌ها بود اما اینکه دولت دوازدهم را بیش از ۸۰ درصد دولت قبلی با معاونان تشکیل می‌دهد، نمی‌تواند تحقق وعده نوگرایی و جوان‌گرایی روحانی باشد.

مطالبات زنان از ورزشگاه تا کابینه

فریده غیرت در مقاله ای در شرق به نظرسنجی در یک برنامه پربیننده تلویزیونی اشاره کرده که در پایان توانست مطالبات زنان را با بیش از ٣٣ درصد رأی به‌عنوان مهم‌ترین مطالبه جامعه فوتبال مطرح کند این مطالبه با وجود آنکه مطالبه‌ای مهم در حوزه زنان کشور نیست اما تحقق آن، زمینه محقق‌شدن مطالبات جدی‌تر زنان در چارچوب نظام قانونی کشور را فراهم می کند.

نویسنده حقوقدان سپس اشاره کرده: امید بود رئیس‌جمهور در کابینه دوازدهم، توجه خود به حوزه زنان را با انتخاب و معرفی یک وزیر زن نشان دهد. اگرچه این یک مطالبه جدی در حوزه زنان نبود اما می‌توانست معترفِ نگاه شخص اول قوه‌ مجریه به حضور و حیات و توانایی زنان ایران در بستر جامعه باشد که متأسفانه این اتفاق نیفتاد و اگر خوش‌بینانه به تقارن این دو مسئله بنگریم، به نظر می‌رسد دولت هنوز زنان را در بازی خود راه نداده اما زنان به دنبال آن هستند که لااقل اجازه تماشای آن بازی را کسب کنند.

مقاله شرق نتیجه گیری کرده: نه در آن زمان و نه در این زمان، این حضور، اولویت و شاکله مطالبات محسوب نشده و نمی‌شود. آنچه در آن دوران و تا حدودی در این دوران، مطالبه قانونی زنان بوده است، رفع تبعیض در قوانین و رفع تبعیض در نگاهی است که به نظر می‌رسد متأسفانه در برخی از شئونات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ما جاری است و ما همچنان برای رفع آن تلاش می‌کنیم و پله‌پله جلو می‌رویم.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون علی درخشی، شهروند

همان که انتظار می رفت

علی محقق در سرمقاله ابتکار نوشته: همانطور که از حسن روحانی انتظار می رفت، این بار هم مانند دولت یازدهم تلاش کرده که در چینش ترکیب کابینه هم ملاحظات مرسوم نظام و سپهر سیاست در کشور را در نظر بگیرد و هم نیم نگاهی به مطالبات طیف متنوع حامیان سیاسی خود از اصولگرایان سنتی و معتدل تا اصلاح طلبان دو آتشه داشته باشد. از این رو است که شاکله کابینه دوازدهم هم مانند دولت یازدهم را عمدتا گزینه هایی مرضی الطرفین و مورد وثوق شیوخ و طوایف سیاسی کشور که در عین حال کمتر نشان و شناسنامه دار و جناحی باشند، تشکیل داده است.

به نظر نویسنده مقاله: روحانی با این چینش خاص دولتمردان خود در پی این است که هم شائبه سهم دهی به جریانات سیاسی و قابلیت شمارش سهام هریک از گروه ها را کمرنگ کند، هم جانب میانه‌روی وملاحظات نوشته و نانوشته را نگهدارد و هم به ناچار همه گروه های سیاسی متبوع خود را راضی نگه دارد و میانداری کند. فی المثل اگرچه همچنان طیفی از اصلاح طلبان از معرفی مجدد عبدالرضا رحمانی فضلی به عنوان وزیر پیشنهادی کشور گله مند و ناراضی به نظر می رسند اما انگار که با جایگزینی دقیقه نودی مسعود کرباسیان به عنوان یک تکنوکراتِ اصلاح طلب به جای نهاوندیان اصولگرا در وزارت اقتصاد توانسته میانداری کند.

سرمقاله ابتکار به این جا رسیده که: زاویه مهم دیگری که می‌توان از آن به کابینه نگریست، نسبت وزرای معرفی شده با مطالبات اجتماعی جامعه رای دهنده و اکثریت است. از این منظر آنچه که در روزهای اخیر از سوی اقشار مختلف جامعه به ویژه نخبگان از همه موارد دیگر بیشتر مطالبه شده، بحث سهم زنان و حضور آنها در کابینه و به طور کلی پرسش و کنجکاوی درباره چند و چون اعتماد روحانی به زنان در مساله سپردن وظایف حاکمیتی دولت دوازدهم بوده است.

غلامعلی دهقان در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: نگاهی به ترکیب گزینه‌های پیشنهادی حسن روحانی برای وزارتخانه‌های مختلف به مجلس نشان می‌دهد اکثریت قاطع معرفی شدگان به تعبیری عصاره انقلاب و نظام برآمده از آن هستند. زنگنه، بیطرف، ظریف، علوی، حجتی و... همگی از نیروهای اصیل انقلاب که در فرآیند ۴ دهه گذشته به پختگی سیاسی و کاری رسیده‌اند و در اوج کمال فکری و سیاسی خود هستند. نیازی که به واسطه شرایط کشور پس از سال‌های تحریم و آواربرداری از وضعیت سیاسی- اقتصادی آن به مدیران مجرب وجود دارد، بر کسی پوشیده نیست.

این فعال سیاسی اظهار عقیده کرده که: کابینه پیشنهادی همان طور که قابل پیش‌بینی بود، در انحصار یک جناح نیست و به تعبیر ریاست جمهوری، فراجناحی است. از حجتی و بیطرف اصلاح‌طلب و ظریف و قاضی‌زاده میانه‌رو و رحمانی فضلی اصولگرای اعتدالی در ترکیب کابینه دیده می‌شوند. واقعیت این است هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند رأی روحانی رأی جناحی بود. رأی ۲۴ میلیونی یک رأی ملی فراگیر و فراجناحی بود که باید خروجی خود را در چینش کابینه نشان می‌داد.

و خلاصه سرمقاله روزنامه دولت این که:واقعیت این است از فردای ۲۹ اردیبهشت تا معرفی کابینه تقریباً ۸۰ روز می‌گذرد. طی این مدت تمامی فاتحان آن روز و حتی دیگران گزینه‌های پیشنهادی خود را به رئیس جمهوری معرفی کرده‌اند و در نهایت لیست پیشنهادی به مجلس خروجی این پیشنهادات بوده است. لیستی که در تعامل با دیگر ارکان نظام و با رویکرد تعاملی برای حفظ انسجام ملی به مرحله نهایی رسید هم اینک در انتظار نظرات نمایندگان مجلس است.

فهرست وزیران اذیتت نمی‌کند

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران با اشاره به این که فهرست وزیران پیشنهادی دولت دوازدهم منتشر شده نوشته: از همین لحظه باید منتظر تحلیل‌های منتقدان دولت باشیم، یکی از ویژگی‌های دولت دوازدهم این است که پیش از آغاز، منتقد دارد! درحالی که رویه در سابق بدین صورت نبود، یعنی یک دولتی روی کار می‌آمد، ما تمام قد و همه رقمه از آن حمایت می‌کردیم، سه چهار روز آخر عمر آن دولت، منتقد آن می‌شدیم (آن هم منتقد یواش!)، یعنی انتقادها از دولت بدین صورت بود که یک نفر می‌گفت: «حالا تو عاشقی یا من؟ مکن جور و جفا با من!».

به نوشته طعنه آمیز این طنرنویس: اما دولت دوازدهم هنوز شروع نشده انتقادات به آن آغاز شده است.در این میان یکی از شخصیت‌های سیاسی هم اعلام کرده که دولت برای این همه مدعی جا ندارد. ببینید دولت حتی اندازه یخچال فریزر امرسان که«زیبا، جادار و مطمئن» است هم قابلیت ندارد؟‌(واقعاً اینو چی میگی آقای روحانی؟!). وزیران این دولت فکر کنند داخل تاکسی نشسته‌اند و دو طرف شان خانم نشسته و باید پاهای‌شان را جمع کنند یا بچسبند به شیشه تا بقیه ناراحت نشوند، آنوقت همه مدعیان جا برای نشستن پیدا می‌کنند.

ستون طنز ایران به این جا رسیده که: تازه با همه اینها، دوستان بازنده در انتخابات به دنبال«دولت در سایه» هم هستند، این روزها هم که بدل‌بازی در کشورمان مد شده و بدل«مسی» و «رونالدو» و «فردوسی‌پور» داریم یک بدل هم برای دکتر روحانی می‌زنند و آن را داخل دولت در سایه قرار می‌دهند. اگر نه مجبور می‌شوند مانند مراسم تنفیذ، خودشان را با صندلی‌شان بلند کنند و به ردیف اول برسانند، البته فراموش کرده‌اند که«صف اول!» جای مناسبی نیست و این روزها خود دکتر روحانی با لباس مبدل، درحالی که یک روزنامه‌ای که وسط آن سوراخ است را روی صورتش گرفته، در صف هفتم یا هشتم می‌نشیند.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون آروین، قانون

در روز خبرنگار

سعید طاهری در مقاله ای در ابتکار به مناسبت روز خبرنگار نوشته: با پدیده‌ای مواجه هستیم که خبرنگار را بازتعریف می‌کند؛ خبرنگاری که به واسطه نفوذ و زیرکی الزامی در کارش و البته محبوبیت و شهرت نسبی در فضای مجازی که برگ برنده‌اش محسوب می‌شود، سر از زیر و بم حوزه تخصصی‌اش درمی‌آورد و طی یک‌همزیستی مسالمت‌آمیز با مناسبات قدرت همراه می‌شود و به عنوان نسخه تازه‌ای از یک خبرنگار، حافظ منافع قدرت در مطبوعات به کارش ادامه می‌دهد. چنین خبرنگاری که ابتدا خودش را حافظ منافع ملی و فردی اخلاق‌گرا می‌داند، به مرور و با تنیدن در ساختار قدرت بدل به تکه‌‌ای از ماشین قدرت می‌شود و موجب بهتر چرخیدن دیگر چرخ‌دنده‌ها می‌شود.

به تاکید این روزنامه نگار: قدرت، تمام کارایی فرد را برای استفاده در راستای اهدافش به کار می‌گیرد و مثل زالو ماهیت خبرنگار را می‌مکد و از او ابزاری قدرتمند مقابل رسانه‌ها و افکار عمومی می‌سازد. این همزیستی سابقه‌ای دیرینه دارد و موضوع تازه‌ای نیست. اتفاقی که این‌روزها بیشتر هم شاهدش هستیم؛ پدیده‌ای که با ورود هنرمندان به عرصه سیاست هم به نوعی تکرار شده است.

شباهت هنرمندان در مواجهه با پدیده سیاسی و همزیستی خبرنگاران با قدرت، از این‌رو است که هر دو دسته در این مواجهه، کارکردی یکسان پیدا می‌کنند و با تغییر ماهیت و چهره‌ای دگرگون‌شده، به مناسبات قدرت با تمام انتقادهایی که به آن‌ها وارد است، مقبولیت و محبوبیت می‌بخشند و خودشان هم به عنوان روان‌کننده، چرخ‌دنده‌ها را به حرکت درمی‌آورند و دیگر هیچ‌ شباهتی به یک خبرنگار و یا هنرمند منتقد ندارند.

کدام خبرنگار

سحر افاضلی در مقاله ای در روزنامه ایران به مناسبت روز خبرنگار نوشته: از روزهایی که برای اطلاع از اخبار باید تا ساعت۳ بعدازظهر صبر می‌کردیم تا تلکس اخبار از تنها خبرگزاری ایران به روزنامه‌ها ارسال شود زمان زیادی نگذشته است. حتی تا همین ۱۵ سال قبل در هر روزنامه و خبرگزاری تنها یک دستگاه رایانه وجود داشت و همه فرصت این را نداشتند تا از آن استفاده کنند. تغییرات سریع رخ دادند، خیلی سریع! حالا خبرنگاران باید اخبار را از شبکه‌های اجتماعی چک کنند بویژه اگر درباره مسائل بین‌الملل بنویسند و منتظر جدیدترین اخبار کاخ سفید باشند و سوژه‌شان کسی شبیه ترامپ باشد که اخبار دست اول را شخصاً توئیت می‌کند.

این روزنامه نگار پرسیده: در چنین روزهایی تکلیف کسانی که خبرنگار هستند چیست. بگذارید صادق باشیم در این بازار پرهیاهوی اخبار و رسانه‌های جدید، خبرنگاران ایرانی در سه دسته جای گرفته‌اند. دسته اول: خبرنگاران قدیمی و با تجربه که اسم و رسمی دارند و در کنار کار خبرنگاری، مشاغل دیگری هم دارند مثلاً مترجم هستند یا همچنان به مطبوعات چاپی باور دارند و فضای آنلاین تنها برایشان حکم منبعی برای جست‌و‌جوست، آنها بیشتر به تولید محتوای با کیفیت معتقدند ولی نوشته‌هایشان معمولاً خوانده نمی‌شود.

دسته دوم: خبرنگارانی هستند که امروزی‌تر هستند و در وبلاگ‌های خبری و خبرگزاری‌ها کار می‌کنند و دسته سوم کسانی که اصلاً خبرنگار نیستند اصلاً نمی‌دانند که خبرنگاری چیست یا خبر یعنی چه، اما دسترسی به شبکه‌های اجتماعی به آنها این قدرت را داده است تا نقش مهمی در جامعه ایفا کنند. این دسته هم به سیاست می‌پردازند، هم هنر. هم به گورخواب‌ها علاقه‌مند هستند هم به قاتل کودکان بی‌دفاع، هم درباره مد و تکنولوژی و لوازم آرایش و انواع هنرپیشه‌ها می‌نویسند هم گردشگر و آشپز حرفه‌ای هستند! این‌ آش شله‌قلمکار اما این روزها رقیبانی جدی برای رسانه‌ها هستند

پدری برای مترو

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون سلمان طاهری، شهروند

شهرام شهیدی در صفحه طنز شهروند نوشته: محسن ‌هاشمی که چند روز دیگر- اگر بالاخره مهدی چمران رضایت بدهد، از پشت میز بلند شود- وارد شورای شهر تهران می‌شود، اعلام کرده؛ «مترو پدر پولدار می‌خواهد». آدم یاد این تصادف‌های ساختگی می‌افتد که یک بنده خدای گرفتاری از شر استیصال و درماندگی خودش را می‌اندازد جلوی ماشین بلکه پولی گیرش بیاید و به محض وقوع تصادف هفتاد و هشت مادر و سی و پنج پدر پیدا می‌کند.

طنزنویس در جست جوی کسان دیگری که می توانند برای مترو پدری کنند به این نتیجه رسیده گزینه اول ب.ز است که سوراخ مترو را می‌فروشد به خریداران دکل نفتی و با استفاده از آپشن پاک‌کردن صورت‌مسأله، موضوع مترو را برای همیشه فیصله می‌دهد. گزینه دوم هم هدایتی. این سرمایه‌دار مشهور فورا ١٠ لژیونر و ستاره فوتبال را برای هدایت مترو خریداری می‌کند. اسم مترو را می‌گذارد متروی پرسپولیس. بعد از شکایت دولت اسمش را عوض می‌کند می‌گذارد متروی سرخپوشان. بعد از چند وقت هم مترو را می‌گذارد و می‌رود در افق محو می‌شود.

طنزنویس شهروند گزینه سوم را شرکت توتال فرانسه معرفی کرده و نوشته: پدر خارجی فعلا در قانون جرم نیست. البته فقط در آن حالت اعطای شهروندی به فرزند امکان‌پذیر نیست. بنابراین اگر مترو را بدهیم به او فرزندش دیگر شهروند تهران محسوب نمی‌شود و خارجی خواهد شد. مترو خارج هم که خیلی کیفیت دارد. به همین سادگی کیفیت مترو تهران ارتقا پیدا می‌کند. فقط باید برخی اصولگراها با عقد قرارداد با توتال مخالفت نکنند که نشدنی است!

موضوعات مرتبط