روزنامه های تهران، دفاع جانانه و ملاحظات روحانی

روزنامه های صبح امروز تهران، چهارشنبه ۲۵ مرداد در صفحات اول از جلسه مجلس و دفاع روحانی از وزیران پیشنهادی دولتش نوشته و در مقالاتی به کمبودها و حسن های برنامه دولت آینده پرداخته اند.

حق نشر عکس جوان
Image caption تیتر و عکس جواد هادی، جوان

جوان در صفحه اول خود نوشته: رئيس‌جمهور ديروز دو ساعتي در مجلس از وزراي كابينه دوازدهم دفاع كرد و اگرچه به اقتضاي حال و مقال از هر دري سخن گفت اما در سرجمع سخنان اقتصادي خود، مشكلات بحران‌زاي كشور را ـ كه بيشتر آن را به گذشته نسبت داد ـ در كنار آنچه كه «درآمد كم نسبت به گذشته» ناميد، رديف کرد تا نتيجه بگيرد كه «بايد توقعات جامعه را متناسب با درآمدهاي كمتر از 50ميليارد دلار نفت باز تنظيم كنيم»، زيرا «ديگر از درآمدهاي 100ميليارددلاري خبري نيست» و «بايد تغييرات بنيادي در شيوه اداره منابع كشور داد.»

به نوشته طعنه آمیز روزنامه سپاه پاسداران: به اين ترتيب رئيس‌جمهور از ايده‌آليسم افسونگرانه روزهاي تبليغات انتخاباتي به رئاليسم جادويي روزهاي كار و پاسخگويي گذر كرد تا به همه دنيا بگويد براي اداره دولت دوازدهم كار مشكلي پيش رو دارد.

تشکل های مدنی و صنفی چه می شود

کامبيز نوروزي در مقاله ای در شرق نوشته آن بخش از برنامه‌هاي آقاي رئيس‌جمهور که در حوزه اقتصاد يا روابط خارجي کشوربود امیدوار کننده می نمود اما بخشي ديگر در ابهام و تعليق باقي ماند. و آن به حوزه فرهنگ و حقوق اساسي مردم ايران و صنوف مختلف مربوط مي‌شد.

به نوشته این حقوقدان در اين سخنان، اگرچه در حد چند جمله کوتاه به موضوع تشکل‌ها اشارتي رفت اما اهميت اين موضع بسيار بيش از اين است. تجربه طولاني تشکل‌هاي مختلف سياسي، مدني و صنفي در ايران، دلالت بر اين دارد که اين نوع نهادها براي فعاليت مستمر و دامنه‌دار خود نيازمند همراهي فراوان دولت هستند. از جمله قوانين مرتبط با اين حوزه مي‌توان به قانون احزاب و کميسيون ماده ١٠ آن درباره تشکيل احزاب و انجمن‌هاي مدني و نيز فصل ششم قانون کار درباره انجمن‌هاي صنفي کارگري و کارفرمايي يا نحوه بررسي تقاضاها در کميسيون ماده قانون احزاب يا مقررات قانوني براي اعلام انحلال احزاب اشاره کرد که نمي‌توان فقط از وزارت کشور براي آن انتظار داشت.

مقاله شرق در نهایت به انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران پرداخته که: روحاني در اولين روزهاي دوره نخست خود وعده بازگشايي آن را به روزنامه‌نگاران کشور داد، اما اتفاقي نيفتاد. اخيرا وزير کار گفت که براي بازگشايي انجمن چهار بار با دادستان کل مذاکره کرد، اما او مخالفت کرده که نمي‌توان آن انجمن صنفي را بازگشايي کرد. اين سخن به آن معناست که موضوع در حدود توانايي يک وزارتخانه نيست بلکه در سطوح بالاتري بايد هماهنگي‌ها و تعاملاتي برقرار شود تا زمينه‌هاي اجراي قانون فراهم شود.

وعده ای که از محالات است

عباس عبدي به نکاتی در سخنرانی رییس جمهور هنگام معرفی وزیران اشاره کرده و مهم تر از همه به این وعده که براي دستيابي به عدالت اجتماعي نيازمند تغيير در شيوه حمايت اجتماعي خود هستيم. دولت دوازدهم برنامه خود را به تمركز بر پوشش گروه‌هاي نيازمند و حمايت‌هاي مشروط و زماندار تغيير مي‌دهد. در تلاشيم وضعيت معيشتي حدود ١٠ ميليون نفر تا سال ٩٩ بهبود پنج برابري داشته باشد و فقر مطلق ريشه‌كن شود.

این جامعه شناس تاکید کرده: اين ادعايي بسيار مهم و سنگين است. ١٠ ميليون نفر از جمعيت ايران برابر ٥/١٢ درصد كل جمعيت يا اندكي بيش از دهك اول درآمدي است. اگر قرار باشد سطح معيشت زندگي اين گروه طي سه يا ٤ سال ٥ برابر شود، در اين صورت سطح مصرف آنان به حدود مصرف فعلي دهك ششم خواهد رسيد. پس دهك‌هاي دوم تا ششم نيز بايد آنقدر وضع‌شان بهبود پيدا كند كه سطح مصرف كل جمعيت كشور حداقل دو برابر يا حتي بيشتر شود و چون اين كار بايد از طريق افزايش توليد و سرمايه‌گذاري صورت گيرد، بنابراين بايد شاهد رشد سرمايه‌گذاري هم باشيم و از آنجا كه هزينه‌هاي دولت هم معمولا كم نمي‌شود، یعنی بايد توليد ناخالص داخلي طي ٤ سال حداقل ١٠٠ درصد افزايش پيدا كند و اين نيازمند رشد اقتصادي ٢٠ درصد در سال است كه جزو محالات است.

مقاله اعتماد نتیجه گرفته: اگر طي اين ٤ سال فقط آمار مردم زير خط فقر مطلق (درآمد روزانه كمتر از يك دلار) را در كشور از ميان ببرند و ضريب جيني را به ٣٤/٠ مصوب برنامه برسانند، بايد سپاسگزار بود و اين دستاورد قطعا مهم‌تر از برجام خواهد بود.

حق نشر عکس شرق
Image caption کارتون آروین، شرق

کابینه همسو با روحانی

مسعود پزشکیان در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: کابینه دوازدهم را شاید نتوان آرمانی‌ترین کابینه مدنظر رئیس جمهوری و منطبق با شعارها و وعده‌های وی دانست اما در دایره «مقدورات» سیاسی و غیرسیاسی رئیس جمهوری از معدل قابل قبول و مناسبی برخوردار است.

نایب رئیس مجلس در این مقاله شاخصه‌های مثبت کابینه آقای روحانی را چنین برشمرده. انطباق گرایش‌ها و تمایلات فکری کابینه بر مشی اعتدال است. هر چند شاید از نظر بسیاری از هواداران اصلاح‌طلب دولت بهتر می‌بود که کابینه دوازدهم رنگ و بویی اصلاح‌طلبانه‌تر می‌داشت اما در واقعیت صحنه سیاسی این امکان نیز باید مورد توجه قرار گیرد که حرکت یک کابینه با گرایش اصلاح‌طلبانه با موانع و سدهای بیشتری مواجه می‌شود. به عبارتی در شرایطی که کشور ما همچنان نیازمند یک اجماع سیاسی است، تعادل گرایش‌های سیاسی در کابینه دوازدهم درست در مسیر همین اجماع‌سازی قرار دارد.

مقاله روزنامه ایران در پاسخ کسانی که به سن بالای اعضای کابینه ایراد می گیرند نوشته: خالی کردن مراکز اصلی تصمیم‌گیری کشور از چکیده تجربه مدیریتی چهار دهه گذشته در شرایط فعلی آیا اقدامی سنجیده است؟ هیچ گاه توجه به این امر صورت نمی‌گیرد که در دولتی که مدعی پایین آوردن متوسط سن مدیران کشور بود، چه بر سر منابع و استعدادهای ما آمد. اتفاقاً تجربه بالای اعضای کابینه در شرایط فعلی خود یکی از عوامل ثبات بخش به موقعیت کشور است.

نطق بی تعارف روحانی

علی محقق در سرمقاله ابتکار نوشته: فرازهای متفاوت و بارز سخنان رئیس جمهور در دفاع از وزرای پیشنهادی اما آنجا بود که در کنار معرفی و دفاع از گزینه های پیشنهادی خود، بعضا بی تعارف وبا صراحت وزیر پیشنهادی خود را نیز مخاطب قرار می داد، بازخواست می‌کرد و کاستی و کوتاهی های آنها در طول چهارسال گذشته را بازگو می کرد.

نویسنده مقاله اضافه کرده: گلایه از آخوندی در خصوص اختلاف نظرها و کم توجهی به مسکن و مسکن مهر، توبیخ تلویحی وزیر کشور در خصوص استفاده بیشتر از زنان، اقوام و اهل سنت در ترکیب استانداران، فرمانداران و ...، انتقاد نرم از وزیر اطلاعات مبنی بر اینکه هنوز از رفتار مامورین با دستگیر شدگان رضایت ندارد و علوی باید این مسائل را حل کند از جمله این گلایه ها و بازخواست‌ها بود. در حالی که جهرمی گزینه جوان پیشنهادی برای وزارت ارتباطات در مظان سخت گیری در خصوص شبکه های اجتماعی است روحانی دیروز پس از تعریف مفصل از گزینه دهه شصتی خود به او گفت که یادش باشد که «فضای مجازی را نمی‌شود درش را قفل زد».

ابتکار در نهایت نوشته: به بیان بهتر روحانی دیروز در قامت منتخب مدل ۹۶ مردم در خانه ملت و در جمع مجلسیان، بی تعارف و بدون پرده پوشی و لاپوشانی و کاملا واقعگرایانه هم از دستاوردها و کاستی‌های دولت یازدهم گفت، هم به صراحت به زمزمه ها در خصوص رایزنی‌ها، مشورت‌ها، پیشنهادها و چانه زنی‌ها در جریان انتخاب وزرای پیشنهادی پاسخ داد و هم ضعف‌های عملکردی همکاران خود را در حضور نمایندگان و مردم به آنان گوشزد کرد.

خواست اصلاح طلبان از روحانی

محمدرضا تابش در مقاله ای در اعتماد و در تشریح وضعیت مجلس نوشته: گاهي حمايت ما در اين است كه به برخي گزينه‌ها راي ندهيم كه در آنجا هم باز ملاحظاتي را در نظر داريم. مردم از پشت پرده سياست خبر ندارند، اگر به كسي راي ندهيم آيا مي‌توانيم مطمئن باشيم كه گزينه بعدي بهتر خواهد بود؟ قوي‌تر خواهد بود؟ من مي‌خواهم از مردم عذرخواهي كنم. آنها فكر نكنند كه نمايندگان‌شان در مجلس شعارهاي‌ خود و مطالبات آنها را فراموش كرده‌اند.

این نماینده اصلاح طلب در پاسخ کسانی که معتقدند حسن روحاني با وجود اينكه در دوره انتخابات مورد حمايت اصلاح‌طلبان بوده ولي در چينش كابينه تمايل به اصولگرايان معتدل پيدا كرده، پرسیده: ربيعي، شريعتمداري، جهانگيري، حجتي، كرباسيان را چه تركيبي مي‌دانيد. مگر نه این که اينها چهره‌هاي سرشناس اصلاح‌طلب هستند كه در كابينه دوازدهم حسن روحاني حضور دارند. در واقع كابينه دوازدهم تفاوتي با دولت يازدهم نكرده است كه اينگونه در مورد چينش كابينه قضاوت مي‌كنيم.

نایب رییس فراکسیون امید توضیح داده: رييس‌جمهور خود اصولگراي معتدل است و هيچ‌وقت هم نگفته كه اصلاح‌طلب هستم. چينش كابينه‌اش هم با توجه به تفكر ايشان صورت گرفته اما به خوبي شعارهاي مردم را متوجه شده است. شعارهايي كه بارها آن را تكرار و بر اجراي آن تاكيد كرده است. اين خواست ما اصلاح‌طلبان است.

دیروز فهمیدیم

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: از معرکه دیروز آقای روحانی و دوستان نماینده در مجلس این چیزها دستگیرمان شد‌: رییس جمهور خیلی چیزها را دلش می‌خواهد اما نمی‌شود‌! به همین راحتی‌! من و شما باشیم آخر سر می‌فروشیم می‌رویم خارج اما طفلی آقای روحانی ناچار است در همین جا بماند و ببیند که هر روز برایش یک محدودیت می‌تراشند‌! طفلکی‌! دل‌مان سوخت‌! همین هفته قبل بود که خبر رسید آقای رییس‌جمهور برای ناهار باقالی دمی خواسته بود اما یک بشقاب استانبولی شفته گذاشتند روی میز و گفتند‌: همین است که هست‌! نمی‌خواهی برو دو تا میدان بالاتر رستوران هست‌!

به نوشته این طنزنویس: دیروز فهمیدیم که رییس‌جمهور قرار بوده وزیر زن به کابینه معرفی کند اما زورش نرسیده‌. الان برای آحاد ملت سوال است رییس‌جمهوری که زورش نمی‌رسد وزیر زن را در کابینه خود قرار دهد زورش دقیقا به چه چیزی می‌رسد؟ با توجه به اینکه در دولت محمودینا وزیر زن داشتیم‌، در نتیجه قاعدتا این اتفاق خیلی عجیب و غریبی نبود‌.

ستون طنز جهان صنعت به این جا رسیده که: دیروز همچنین فهمیدیم طبق گفته آقای کریمی قدوسی تمام اعضای کابینه یا دوتا شناسنامه دارند یا دوتا پاسپورت‌. یعنی خارجی‌ها هم به مردم‌شان شناسنامه می‌دهند؟ فکر کردیم یک نفر از همان بدو تولد که بچه به دنیا می‌آید چون خارجی است پاسپورت دارد‌! از آقای روحانی تقاضا داریم اینطور مواقع با آقای کریمی قدوسی هماهنگ کنند که نظرات ایشان هم لحاظ شود‌. الکی که این همه جیغ و داد نمی‌کنند‌!

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی، شهروند

آغازی بر یک طرح

شهروند در سرمقاله به طرح تعدیل اعدام قاچاقچیان مواد مخدر پرداخته كه با مخالفت‌هاي بيرون از مجلس چند بار از دستور كار مجلس خارج شد ولي بالاخره به تصويب رسید. طرحي كه حدود ٥٣٠٠ نفر از محكومان به اعدام را از شمول حكم اعدام رهايي مي‌بخشد و به جاي آن مجازات‌هاي طولاني‌مدت حبس نصيب آنان مي‌شود. اعدام هایی كه در عمل انجام نمی شد. حداقل ٢٠‌سال طول مي‌كشد كه اين افراد اعدام شوند و در اين فاصله نيز تعداد بيشتري از افراد جدید محكوم به اعدام خواهند بود.

نویسنده مقاله با اشاره به مخالفت ها با این طرح که ممکن است به شورای نگهبان هم منتقل شود پرسیده آيا محدود كردن تعداد اعداميان مواد مخدر خطري براي كشور و عدالت و سلامت جامعه دارد؟ گفته شده است كه اگر اعدام‌ها نبود، وضع بسيار بدتر از اين بود و موادمخدر در عطاري هم پيدا مي‌شد. مگر الان دسترسي به مواد مخدر چقدر سخت است كه با كاهش اعدام‌ها در عطاري‌ها پيدا خواهد شد؟ كدام معتادي است كه از نداشتن دسترسي به مواد شكايت و ناله كند؟

به نوشته شهروند: موادي كه بعضا حتي در زندان‌ها هم ديده شده است، چگونه در جامعه يافت نمي‌شود؟ تنها فرق وضعيت كنوني در غیر قانونی بودن توزيع مواد با هنگامي كه مواد مخدر كاملا آزاد شود اين است كه اكنون افراد را از طريق واسطه‌گري در خرده‌فروشي مواد معتاد مي‌كنند، همچنین موادهاي تقلبي و ناسالم كه عوارض وحشتناكي دارد، توزيع می‌شود. ولي اگر در عطاري‌ها توزيع شود حداقل معلوم است خريدار كيست و چه چيزي را مي‌خرد.

گاهي متفاوت نگاه كن

نازنين متين‌نيا در مقاله ای در اعتماد نوشته: این هفته سعدي افشار، علي حاتمي، عباس كيارستمي، نادر ابراهيمي هنرمنداني بودند، که در مناسبت با يك خبر، درباره آنها شنيديم. ٢٣ مرداد سالروز تولد علي حاتمي بود و كانال‌هاي تلگرامي و سايت‌هاي خبري پر است از آخرين سخن های این كارگردان و يادداشت‌هاي منتشر نشده و شده درباره او. سعدي افشار هم سالروز تولدي دارد كه دبير جشنواره تئاتر آيين سنتي آن را يادآوري كرده و از بركت حضور افشار در دنياي هنرهاي نمايشي سنتي و آييني گفته است. خانه عباس كيارستمي در انتهاي كوچه‌اي بن‌بست در چيذر و خانه نادر ابراهيمي در حوالي خيابان كردستان تهران هم قرار است مزين به كاشي شوند كه اين‌روزها به اصحاب فرهنگ و هنر تعلق مي‌گيرد و ثبت نمايشي است از زندگي آنها در زير يك سقف.

نویسنده با تاکید بر این که همه این یادآوری ها خوب است پرسیده: چرا در زمان زيست هنرمند و مولف، كاري به كار آنها نداريم و بعد از مرگ عزيز مي‌شوند، بسيار تكراري، عبث و دردناك است. كافي است نام‌هاي ديگري را در مقابل اين نام‌ها قرار دهيم تا متوجه شويم كه چطور مي‌شود در دوران زيست يك هنرمند تاثيرگذار بود و همه‌چيز را به بعد از مرگ و مواجهه با نداشتن «او» موكول نكرد. شايد بهتر است درخواست ديگري داشت.

نویسنده اعتماد یادآور شده: كيانوش عياري، رخشان بني‌اعتماد، محمود دولت‌آبادي، محمدرضا شجريان، حسين عليزاده و چهره‌هاي بسيار ديگري زنده و پرتوان و درخشان وجود دارند كه همين حالا به ديده شدن كه نه، به رعايت حرمت و آزادي عمل نيازمندند تا از پس خلق آثار ماندگار همه سال‌هاي گذشته، آثاري درخشان و تازه به يادگار بگذارند. كاش آنهايي كه هستند را ببينيم و يادمان باشد مرگ منتظر همه ما هست، اما امکان خوب زندگي كردن و ميراث فرهنگي به جا گذاشتن، برای همه نیست.

آگهی فروش هواپیمای دسته دوم!

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون حامد بذرافکن، شهروند

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران با اشاره به سخنان رییس جمهور روحانی در مجلس و انتقاد مخالفان دولت نوشته: بحث در مورد خرید هواپیمای دسته دوم از کشورهای آفریقایی در زمان دولت سابق بود که چرا آن زمان کسی غر نمی زد اما الان فریاد و فغان عزیزان به آسمان رفته است. ببینید ما در بحث هواپیما یک زمانی خیلی پیشرفت کرده بودیم. به درجه‌ای از پیشرفت رسیده بودیم که مبدأ و مقصد یکی شده بود. به این صورت که آن خانومی که پشت بلندگوی فرودگاه صحبت می کند، می‌گفت: هواپیمای شرکت فلان هم‌اکنون از باند فرودگاه مهرآباد بلند شد و تهران را به مقصد فرودگاه مهرآباد ترک کرد.»

به نوشته این طنزنویس: چون هواپیمای مذکور وسط راه آتش می‌گرفت. اصلاً برازنده بود که وزارت راه در آن دوران شکوهمند را «وزارت راه، تصادفات جاده‌ای و سقوط تضمینی هواپیما» صدا می‌کردیم. رویه خریدن هواپیما هم بدین صورت بود که رئیس دولت سابق با اصرار و با رودربایستی قرار دادن و نمک گیر کردن یک قبیله آفریقایی به آنجا سفر می‌کرد. برای اینکه آنها توی زحمت نیفتند طی تماسی به رئیس قبیله می‌گفت: «ما شام با خودمون لوبیاپلو و کتلت میاریم...».

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که: به کشور آفریقایی که می‌رسیدند هنوز کفش هایشان را در نیاورده بودند که یکی از همراهان رئیس دولت به آنها می‌گفت: «هواپیما مواپیما چی توی دست و بال تون دارید؟». رئیس قبیله هم یک آگهی به هیأت دیپلماتیک ما نشان می‌داد که روی آن نوشته شده بود: «فروش هواپیمای دسته دوم که مال یه رئیس قبیله بوده که ماهی یه بار باهاش می‌رفته مطب، بدون رنگ، با تخفیف بیمه، فول اسپرت، فقط مشتری واقعی!» خلاصه ما آن هواپیما را می‌خریدیم و به کشورمان می‌آوردیم. دیگر در مورد آنتونوف دلاور و توپولف نام آور صحبت زیاد کرده‌ایم.

موضوعات مرتبط