روزنامه های تهران، پایان شهرداری قالیباف و بی برنامگی ترامپ

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه اول شهریور در گزارش‌های اصلی خود از آخرین جلسه قالیباف، شهردار تهران، با نمایندگان شورای شهر خبر داده‌اند - نمایندگانی که دوره‌اشان به پایان رسیده است.

از میان اخبار بین المللی، سخنان دونالد ترامپ درباره سیاست هایش در قبال افغانستان و نیز احتمال نزدیکی ایران به ترکیه و تفاهم دو کشور درباره کردها، بیش از همه توجه روزنامه‌ها را جلب کرده است.

حق نشر عکس Bahar
Image caption ناکام در سیاست ورزی

ناکام در سیاست ورزی

شهروند در گزارش اصلی خود نوشته: دیروز بازار حلاليت‌طلبي و سلفي در آخرین جلسه شورای چهارم شهر تهران داغ بود؛ محمدباقر قاليباف و مهدي چمران از مردم، رئيس شورا از مردم و اعضا از يكديگر. شهردار تهران اگر چه دير اما ديروز در يك جلسه محرمانه گزارش ١٢ساله عملكرد خود را به چمران داد. آن‌طرف در شوراي جديد اما بازار گمانه‌زني براي مديريت شهري آينده تهران گرم است.

در این گزارش آمده: شهرداري كه در شوراي چهارم بيشترين انتقادات را متوجه خود كرد و براي ارایه اطلاعات ديواري ميان خود و اعضا كشيده بود، ديروز از ضرورت‌هاي آينده شهر تهران حرف زد اما نگفت كه آن همه قرارداد واگذاري‌هاي شهرداري چرا، چطور و چگونه در ماه‌هاي آخر بسته شد. قاليباف درحالي‌ كه همه اين واگذاري‌ها از نبود عزم او براي كسب درآمدهاي پايدار شهر تهران حكايت دارد، گفت كه درآمد پايدار شهري به همراه آلودگي‌هاي زيست‌محيطي از مشكلات جدي و اساسي تهران است.

به نوشته شهروند، قالیباف همچنين درباره رسمي‌كردن استخدام‌هاي شهرداري تهران در ماه‌هاي گذشته حرفي نزد اما چند روز قبل در حاشيه گفته بود كه مي‌توان ٨٠‌ درصد نيروهاي شهرداري تهران را تعديل كرد. او معتقد است؛ مجموعه مدیریت شهری در دوره‌های دوم، سوم و چهارم به نقطه‌ای رسید که امروز فلسفه وجودی شهرداری‌ها در کشور و نگاه مردم متحول شد، اما خيلي از اعضاي شورا مثل محمدمهدي تندگويان يا حتي مرتضي طلايي معتقدند كه برعكس مجموعه اقدامات مديريت شهري در ١٢‌سال گذشته، می‌توان مردم را به سمت تغيير در اين مجموعه هدايت كرد.

پایان دوران شهربزرگ

بهار در گزارش اصلی خود نوشته: بالاخره عمر مديريتى محمدباقر قاليباف در شـهردارى تهران هم به روز آخرش رسيد و ديروز با حضور در شوراى شـهر مديريت شـهرى تهران كه به مدت دوازده سـال در اختيار جريان اصولگرا بود با علامت خط پايان مواجه شـد. قاليبـاف مانند هر مدير اجرايى ديگـرى در مدت طولانى حضورش در مسـند شهردارى تهران نقاط ضعف و قوتى از خود به جاى گذاشت كه در روزهاى اخير رسانه هاى حامى و منتقد او هر كدام بر اساس مشى شان به بخشهايى از آن پرداخته اند.

به نوشته این روزنامه های اصلاح طلب: رسـانه هاى اصولگرايـان بـا همراهى رسـانه انحصارى صداوسـيما تمـام قد از كارنامـه فرمانده اسـبق پليس در شـهردارى تهران دفاع كرده و اين دوازده سال را به گونه اى روايت مى كنند كه گويى شهروندان تهران در بهشت به سر مى برند و خودشـان بىخبرند! در نقطه مقابل هم رسانه هاى منتقد قاليباف دسـت به برجسته سـازى نقاط ضعف و نيمه خالى ليوان در مدت طولانى حضور قاليباف در شـهردارى تهـران مى زننـد.

بهار گزارش مفصلی دارد برای پاسخ دادن به این سووال که ريشـه نقاط قوت و اشـكالات و نقاط ضعف قالیباف در اين دوازده سال چه بوده است.

دیپلماسی زیرپوستی

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: قاضی‌پور، یکی از نمایندگان اندیشمند که قبلا فیلم نظرات و شوخی‌های او درآمده و دانشجوهای فلسفه و اندیشه روی آن تزها و پایان‌نامه‌ها کار کرده‌اند، درباره گلابی‌خوردن خود در مجلس گفت: «آن روز گلابی خوردم تا رئیس‌جمهور و وزیر جهاد کشاورزی واردات میوه خارجی را قطع کنند و می‌دانستم آن بالا فضول‌هایی وجود دارند و عکس می‌گیرند. ملت باید می‌دانستند که نمایندگان از مردم، کشاورزان و کارگران حمایت می‌‌کنند». به این حالت می‌گویند دیپلماسی زیرپوستی.

طنزنویس پیش بینی کرده با شیوه مرضیه جناب قاضی پور، فردا یکی از نماینده‌ها به‌جای نطق بیاید پشت تریبون و بنشیند کنار میکروفون و یک هندوانه قاچ کند تا بدون یک کلمه نطق، آن بالایی‌ها و رئیس‌جمهور بفهمند که کشت هندوانه آب زیادی هدر می‌دهد. یا مثلا فردا ممکن است یکی را در حال دوشیدن شیر گاو در راهروی مجلس ببینیم، بعد طرف بگوید دلیلش این است که آن بالایی‌ها بفهمند باید به بخش دام کشور توجه کنند.

ستون طنز شرق به این جا رسیده که یا ممکن است یکهو یکی آن‌طرف صحن را تراکتور بیندازد و شروع کند به شخم‌زدن و بگوید غیرمستقیم دارد نشان می‌دهد که مسئولان اگر بیل‌زن هستند، باید باغچه خودشان را بیل بزنند و خوب نیست اعصاب مردم را شخم بزنند.

استراتژی بی استراتٰژی، آمریکا و افغانستان

پیرمحمد ملازهی در مقاله ای در شرق به بررسی سیاست های اعلام شده دونالد ترامپ برای افغانستان پرداخته و نوشته: در نگاهی کلی می‌توان گفت سیاست ابهام‌آمیز آمریکا در افغانستان همچنان ادامه خواهد یافت و از استراتژی جدید اعلام‌شده ترامپ نمی‌توان به استقرار صلح و ثبات در افغانستان امیدی داشت؛ هرچند ژنرال‌های ارتش افغان از تجربه کافی برخوردارند و می‌توانند ماهرانه با استفاده از تجربه سال ٢٠٠١ و تهدید جورج بوش، خود و کشورشان را از معرض مشکلات ناخواسته کنار بکشند.

بنابراین این احتمال وجود دارد که بخشی از طالبان در قالب شورای کویته تشویق به مصالحه شوند و به شراکت در قدرت لااقل در شرق و جنوب پشتون‌نشین رضایت دهند و بخشی دیگر نیز در اعتراض و برای عملیاتی‌کردن طرح‌های بعدی از بدنه طالبان جدا شوند. عامل جدید داعش نیز از توان ادامه جنگ در افغانستان برخوردار می‌شود و حتی اگر بخشی از طالبان برای عبور از توفان به مصالحه نیاز داشته باشد، بخشی دیگر و گروهی دیگر و با نامی دیگر مأموریت ادامه جنگ را برعهده خواهد گرفت.

مقاله شرق نتیجه گیری کرده: ممکن است طالبان پس از تشدید موقت جنگ در ماه‌های آتی، سرانجام برای یک سهم بیشتر از کیک قدرت در کابل، تشویق به مصالحه شوند تا پاکستان خطر تهدید ترامپ را پشت‌سر بگذارد، ولی جنگ استیجاری- نیابتی در افغانستان به این زودی‌ها فروکش نخواهد کرد، بلکه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی به دلایل و منافع خاص خود با شدت بیشتری وارد آن خواهند شد. پس یا افغانستان، ویتنام دوم آمریکا می‌شود یا آمریکا آن را می‌بلعد؛ هرچند ممکن است در گلویش گیر کند، اما دور از ذهن است که افغانستان در موضع بی‌طرفی و استقلال عملی‌ای قرار گیرد که ٤٠ سال پیش بود.

نعمت‌الله عبدالرحيم‌زاده در مقاله ای در جوان نوشته: دونالد ترامپ از همان اوايل ورود به كاخ سفيد گفته بود به دنبال راهبرد جديدي در افغانستان است و سخنراني او در آرلينگتون اعلام اين تصميمات بود که مي‌توانست موضع او و دولتش را در قبال جنگ افغانستان روشن كند تا به بلاتكليفي در هفت ماه گذشته خاتمه داده شود اما به نظر نمي‌رسد اين اتفاق افتاده باشد.

به نظر نویسنده این مقاله سخنان ترامپ نشانه بی برنامگی کاخ سفید است و اين بي‌برنامگي در راهبرد خود يا به عبارت روشن‌تر، بي‌راهبردي او باعث شده آينده جنگ در افغانستان و نحوه عمل امريكا در آنجا مبهم‌تر از گذشته شود. اين ابهام در آن حدي بود كه وزير دفاع امريكا در كمتر از 24 ساعت بعد از سخنراني ترامپ حرفي متناقض بزند و برخلاف رئيس‌جمهور خود از تعهد واشنگتن و شماري از همپيمانانش براي افزايش شمار نيروهايشان در افغانستان بگويد.

در ادامه مقاله روزنامه جوان آمده: علاوه بر اين، خط و نشان‌هاي ترامپ عليه پاكستان در اين سخنراني بر پيچيدگي اوضاع افزوده است. امريكا پيش از اين و با اعتقاد به اينكه پاكستان از طالبان حمايت مي‌كند، سعي داشت از اين موضوع به عنوان كارتي براي چانه‌زني با اسلام‌‌آباد استفاده كند اما حالا ترامپ اين موضوع را در به اصطلاح راهبرد خود در افغانستان گنجانده، به گمان اينكه پاكستان از حمايت طالبان دست مي‌كشد.

نتیجه گیری مقاله جوان این است که: راهبرد ترامپ جز مجموعه‌اي از رجز‌خواني‌ها چندان چيزي نداشت تا برنامه عملي امريكا در افغانستان را روشن كند و شايد به دليل همين بي‌راهبردي ترامپ است كه طالبان چندان منتظر نماند و ساعاتي بعد سخنراني او اعلام كرد كه به جنگ ادامه مي‌دهد و افغانستان را گورستان امريكا خواهد كرد.

حق نشر عکس Etemaad
Image caption کارتون سهیل محمدی، اعتماد

ترکیه دوست یا...؟

مسعود رضوی در سرمقاله روزنامه اطلاعات تغییر در سیاست های ایران با ترکیه را با احتیاط نگریسته و نوشته: ترکيه در سنوات اخير، فرصت جويانه کوشيده است از بحران‌هاي همسايگان به نفع اقتصاد خود و براي حل تضادهاي داخلي بهره‌برداري کند. ملاحظات انسان دوستانه را نيز مد نظر قرار نمي‌داده و اقداماتي همچون مهار سرچشمه‌هاي دجله و فرات، نمونه مشخص و دقيقي از اين رويکرد ترکيه است. از اين جهت، هدف گذاري‌هاي سياسي و نظامي و ملاحظات و مناسبات انساني در کشور ما نسبتي با ترکيه ندارد و حتي در بسياري از موارد، در تقابل و تضاد بوده و هست.

نویسنده سپس با احتمال همکاری ایران و ترکیه در موضوع کردها تاکید کرده: مناسبات ترکيه با کردها از جهات مختلف قابل نقد بوده و هست و نظرگاه و افکار عمومي کردها نيز نسبت به ما و آن کشور و ديگر کشورهاي منطقه يکسان نتواند بود. همزيستي اقوام ايراني، ازجمله کُردها، محصول تاريخ و فرهنگ و سرنوشتي مشترک است. حبل المتيني استوار است که نبايد بگسلد. اگر امروز مسئله‌اي به نام رفراندم اقليم کردستان فعليت يافته و ایران بايد متوجه توطئه‌ها و اختلاف افکني‌هاي بسيار پيچيده باشد، اما با همه این ها، کردها از مايند، با مايند و همواره در طول تاريخ در کنار ایرانیان بوده و مانده‌اند.

آینده نگری در رابطه با ترکیه

صلاح الدین هرسنی در مقاله ای در ابتکار نوشته: فصل جدیدی از همکاری های نظامی ایران و ترکیه آغاز شده است. اما به نظر می رسد نزدیکی به تهران قبل از آنکه ناشی از دغدغه های مقامات آنکارا از دفع خطر تروریسم باشد، بیشتر ناشی از جاه طلبی و تلاش برای باز تعریف نقشی است که تحولات منطقه آن را از دست مقامات آنکارا خارج کرده است. البته مقامات آنکار دلیل نزدیکی به تهران را هم ناشی از بحران قطر و هم با مساله استقلال طلبی کردهای اقلیم کردستان عراق در ارتبا ط می دانند.

نویسنده یادآور شده که مسئله استقلال کردستان و کرد ها علت اصلی نزدیکی آنکارا به تهران است. در نگاه مقامات آنکارا استقلال کردستان که قرار است رفراندوم آن در ماه سپتامبر برگزار شود، می تواند ایران را مبتلا به جزر و مد های ناشی از آن کند، چراکه این استقلال بالقوه پتاسیل آن دارد که اکراد ایران،ترکیه،عراق و سوریه را در زیر چتر پان کردیسم قرار دهد. بنابراین اقدام مشترک ایران و ترکیه علیه حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) و شاخه ایرانی آن پژاک کمک می کند که تحقق پروژه پان کردیسم به رویا بدل شود.

مقاله ابتکار به این جا رسیده که: مشارکت ایران در پروژه آنکارا متضمن هیچ فایده راهبردی برای ایران نیست، چراکه ایران با توجه به تمهیدات دفاعی به خوبی قابلیت مبارزه با پژاک را خواهد داشت و در این ارتباط نیازی به همکاری و مشارکت ترکیه ندارد. از سوی دگر نباید ایران انتظار داشته باشد که در قبال همکاری با ترکیه، از این کشور بر سر بقای اسد در نظام سیاسی سوریه امتیاز بگیرد. چراکه مشکل ترکیه با سوریه یک مشکل بنیادی است و اردوغان به چیزی کمتر از سرنگونی بشار اسد راضی نمی شود. نباید فراموش کرد که ترکیه خود مشکل اصلی در منطقه است.

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption تیتر و کارتون محمد طحانی، ابتکار

روایت ایرانی در فیلم فرهادی

ابتکار در گزارش اصلی خود نوشته: دغدغه اصغر فرهادی در پرداختن به طبقه متوسط در بسیاری از آثار او نمایان است. نوک پیکان انتقاد فرهادی و قضاوت بی‌رحمانه او در فیلم‌هایش؛ به واسطه قرار دادن آدم‌های این طبقه در موقعیت‌هایی که خودِ واقعی‌شان را آشکار می‌کنند، در فیلم‌هایی چون «چهارشنبه سوری»، «درباره الی»، «جدایی نادر از سیمین» و در «فروشنده» که به اوج کمال و پختگی می‌رسد، موجب واکنش‌های ضد و نقیضی به او و فیلم‌هایش شده است. فرهادی دقیق‌تر از هر فیلمسازی _ فیلمسازانی که در سال‌های اخیر تصویری سطحی از جامعه نمایش داده‌اند _ این طبقه بزرگ و فربه شده را در آزمون و خطاهای اخلاقی قرار می‌دهد و زیرکانه و یا سنگدلانه خودش را کنار می‌کشد و قضاوت را به مخاطب می‌سپارد.

به نوشته این روزنامه: مخاطبی که روایت و سیر داستان چنان مبهوت و درمانده‌اش کرده که دیگر پایان برایس اهمیتی ندارد و پیش از رسیدن به سکانس آخر، با فاجعه مواجه شده است. فرهادی در اولین تجربه فیلمسازی خارج از ایران هم دوباره سراغ آدم‌‌های از همین جنس رفت و به واسطه حضور شخصیتی ایرانی، قصه‌اش را روایت کرد. او به تازگی پروژه تازه‌اش را با بازیگران شناخته‌شده‌‎ای چون خاویر باردم و ریکاردو دارین و پنه‌لوپه کروز کلید زده است. اتفاقی که می‌تواند مسیر فیلمسازی او را به عنوان کارگردانی بین‌المللی تضمین کند.

ابتکار در نهایت نوشته: سوال اینجاست که فرهادی به واسطه زیست و تجربیات شخصی، طبقه این طبقه وسیع در ایران را می‌شناسد و می‌تواند، مناسبات و جایگاه و نقش‌ اجتماعی‌شان را به باد انتقاد بگیرد و گاه با نگاه بی‌رحمانه در فیلم‌هایش تا مرز نابودی بکشاند؛ اما آیا فرهادی مناسبات اجتماعی و طبقاتی در کشورهای اروپایی را هم می‌شناسد؟ دو خطی داستان «همه می‌دانند» نشان می‌دهد، با فیلم آشنایی طرف خواهیم بود که فرهادی بازهم سراغ موضوع مورد علاقه‌اش و قرار دادن آدم‌ها در بحران و عیان کردن خود حقیقی‌شان رفته است.

سالگرد ترور لاجوردی

روح الله امین آبادی در مقاله ای در کیهان با یادآوری امروز به عنوان سالگرد ترور لاجوردی دادستان جنجالی دهه اول انقلاب به انتقاد از اصلاح طلبان پرداخته و نوشته در این سال ها رسانه‌ها و شخصیت‌های مدعی اصلاحات با قرائت ناقص و تحریف شده از دهه شصت و رویدادهای آن، سعی دارند جای شهید و جلاد را عوض کنند، شهید لاجوردی چونان جلادی تصویرگر شده‌اند که فرزندان این آب و خاک را سبعانه مورد شکنجه قرار‌داده و اعدام کرده است و منافقین را که در خیابان‌ها به کوچک و بزرگ رحم نکرده و ۱۷ هزار ترور در پرونده آنان ثبت و ضبط شده است& در این صحنه آرایی انسان‌هایی بی‌گناه خوانده‌اند!

این روزنامه تندرو در دفاع از موضع و عملکرد لاجوردی در مقام دادستانی انقلاب نوشته نفوذ عمیق منافقین در خانه برخی شخصیت‌های تاثیرگذار کشور در آن برهه مبین این واقعیت است که گروهک‌ها هرگز از تصویرسازی ناامید نشده اند، می‌توان داعش را نسخه امروزی گروهک نفاق دانست، داعش فقط ظاهرسازی منافقین را ندارد، این گروهک پس از پیروزی انقلاب و با نفوذ در نهادهای تاثیرگذار خود را تا سرحدتوان مسلح ساخت تا در روز مبادا از این تسلیحات برای رسیدن خود به قدرت استفاده کند.

کیهان ادعا کرده که رهبر سازمان مجاهدین در آستانه عملیات مرصاد به نیروهای خود دستور داده بود زمانی که به تهران رسیدند تا ۴۸ ساعت خون و مال مردم برای آنان مباح و حلال است، تا او برسد و فرمان عفو عمومی صادر کند.

و بر این روایت به طعنه افزوده: شهید لاجوردی»ها ایستادند تا امروز عده‌ای راحت بتوانند در مبارزات انتخاباتی شرکت کرده، نماینده و رئیس‌جمهور شوند و تکلیف کرسی‌های مسئولیت و قدرت به جای سفارتخانه‌های خارجی در صندوق‌های رای مشخص شود.

خوردن گلابی همان و ...

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته به آقای قاضی‌پور گفته‌اند‌: وسط صحبت‌های رییس‌جمهور چه وقت خوردن گلابی بود؟ فرمود‌: می‌خواستم به وزیر کشاورزی بفهمانم که جلوی واردات میوه را بگیرد. واقعا شانس آوردیم که آقای قاضی‌پور فقط خواست از تولیدکنندگان میوه حمایت کند‌. اگر مثلا یادش می‌آمد تولیدکنندگان لباس علی‌الخصوص لباس زیر هم به حمایت نیاز دارند، چه شری در مجلس ایجاد می‌شد!

پیشنهاد روز‌: یک تیم تحلیل رفتار را در مجلس مستقر کنید از بام تا شام آقای قاضی‌پور را کنترل کند که بفهمیم دارد

چه پیام‌های مستتری را برای دولت ارسال می‌کند!

حسرت روز‌: کاش همان‌طور که بازی ماریوی قارچ‌خور داشتیم‌، بازی نادر گلابی‌خور هم داشتیم که در راهروهای مجلس می‌چرخید و گلابی می‌خورد و با این گلابی خوردنش برای دولت خط و نشان می‌کشید!

حق نشر عکس Ghanoon
Image caption کارتون محسن ظریفیان، قانون