روزنامه های تهران؛ کره شمالی بهترست یا ژاپن و آلمان وابسته؟

روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه ۱۴ شهریور در بیشتر صفحات اول خود از فاجعه در میانمار عکس هایی دارند و در مقالاتی خواستار تحرک بیشتر وزارت خارجه برای جلوگیری از کشتار مسلمانان در آن کشور شده اند. در ادامه واکنش ها به انفجار آزمایشی بمب هیدروژنی کره شمالی، میان رسانه های اصلاح طلب و تندرو بحثی آغاز شده که کره شمالی الگو خوبی برای ایران است یا کره جنوبی و حتی ژاپن و آلمان.

گزارش هایی از مراسم ترحیم دکتر ابراهیم یزدی و حضور چهره هایی از جناح های مختلف سیاسی در آن از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست. گزارشی هم از خبرنگارانی که به بازدید از تاسیسات هسته ای نطنز رفته بودند در چند روزنامه امروز صبح به چشم می خورد.

حق نشر عکس اعتماد
Image caption تیتر و عکس امیر جدیدی. اعتماد

بدرقه یزدی

سوسن نوري در گزارش اصلی شرق نوشته: هنوز دقايقي به شروع مراسم ترحيم ابراهيم يزدي باقي مانده است، اطراف مسجد جامع شهرک‌غرب مملو از زنان و مرداني است که يا از خويشاوندان او هستند يا جزء همفکران و دوستدارانش. مأموران خيابان‌هاي دور مسجد را حراست مي‌کنند و آمبولانس هم جلوي در مسجد مستقر شده، تاج گل‌هاي زيادي هم در حاشيه پياده‌راه قرار دارند که از سوي افراد، انجمن‌ها و بخش‌هاي مختلف تقديم شده‌اند.

به نوشته این گزارشگر: همه چيز براي برگزاري مراسم مهياست؛ سياست‌مداري که به اخلاق‌مداري شهره و دغدغه‌اش ايران، مردم و منافع ملي بود. حالا پير و جوان دور هم جمع شده‌اند تا نکوداشت او را هرچه باشکوه‌تر برگزار کنند. اگرچه مي‌توانست کمتر از يک ماه ديگر مراسم تولد ٨٧‌سالگي‌اش باشد اما اجل مجال نداد و آشنايان، دوستان و همفکرانش در مراسم ختم او حاضر شدند. وزير خارجه دولت موقت و دبيرکل نهضت آزادي، پس از مدت‌ها تحمل بيماري، ٩ روز پيش درگذشت.

شرق گزارش داده: حضور شخصيت‌هايي مانند محمدرضا عارف، عبدالله رمضان‌زاده، فيض‌الله عرب‌سرخي، لطف‌الله ميثمي، عليرضا علوي‌تبار، عبدالله ناصري، نجفقلي حبيبي، مصطفي معين، هرميداس‌باوند، عبدالله نوري، عمادالدين باقي، محمدعلي ابطحي، محمود صادقي، سيدمحمدرضا خاتمي، محمدجواد مظفر، حجت‌الاسلام حسين انصاري‌راد و مرتضي الويري در همان دقايق نخست مراسم تداعي‌کننده دغدغه‌هاي يزدي بود که اعتقاد داشت براي توسعه ايران بايد به گفتمان اصلاح‌طلبي «آري» گفت؛ از همين‌رو بود که او پيش از انتخابات دوازدهمين دوره رياست‌جمهوري در بيانيه‌اي از مردم خواست با حضور حداکثري خود به تغيير، صلح، آزادي و حاکميت قانون رأي مثبت دهند.

خبرنگاران در کنار غنی سازی نطنز

روزنامه های امروز تهران در صفحات اول خود گزارش خبرنگارانی را منعکس کرده اند که به بازدید مجتمع هسته ای نطنز برده شدند.

سارا معصومي در گزارش اصلی اعتماد درباره مجتمع هسته ای احمدي روشن نوشته: بافت بياباني با چاشني امنيتي بودن منطقه در هم مي‌آميزد. این جا در متن برجام با عنوان نطنز شناخته مي‌شود اما پيش از دروازه ورودي روي تابلوي بزرگي نوشته شده است: مجتمع تاسيسات غني‌سازي. خبرنگاران پيش از ورود خلع سلاح مي‌شوند. موبايل‌هاي هوشمند، هرگونه وسيله ضبط صدا يا حفظ اطلاعات را به صندوق امانات مي‌سپارند و وارد محوطه‌اي مي‌شوند كه هم تحت تدابير شديد امنيتي داخلي قرار دارد و هم ميزبان دوربين‌هاي آبي رنگ آژانس بين‌المللي انرژي اتمي براي نظارت بر برنامه هسته‌اي ايران براي حصول اطمينان از عدم انحراف در آن است.

به نوشته این گزارشگر: تا چشم كار مي‌كند بيابان است و البته پدافند هوايي كه براي محافظت از تاسيسات مستقر شده است. اينجا همه‌چيز به اسم شهدا است. پيش از در ورودي روي تابلوي نقره‌اي رنگ حك شده است: مجتمع غني‌سازي شهيد احمدي روشن. همين نام كافي ست تا بداني براي هر آنچه در اين مجتمع به دست آمده بهاي سنگيني پرداخت شده است؛ بهايي كه پيشوند «شهيد» را به نام‌هايي داده كه بر روي ديوار كنار عكس‌هاي قديمي دانشمندان يا چهره‌هاي دست‌اندركار در حوزه هسته‌اي كشور جا خوش كرده‌اند.

اعتماد در گزارش خود یادآور شده که: به غير از اين مجموعه ٤ مركز و بخش هسته‌اي ديگر نيز به نام پنج تن از شهداي هسته‌اي تغيير نام دادند. نطنز به قلب غني‌سازي ايران و همچنين به عنوان يكي از تاسيسات زيرزميني ايران شهرت پيدا كرده است. قلب فعاليتي كه جهان چشم ديدن برخورداري ايران از آن را نداشت و امريكا نيز با برجام هم با اكراه آن را پذيرفته است.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون مهدی عزیزی، قانون

از کره شمالی تا دیپلوماسی اعتدالی

محمد توکلی در سرمقاله روزنامه بهار درباره تندروهای مخالف گسترش روابط با کشورهای غربی نوشته: تصور افراطیون از مذاکره همان لبخندهاى نمایشى دیپلمات ها در برابر دوربین هاسـت و در خیال خود این گونه فکر مى کنند که پشـت درهاى بسته نیز همان خنده ها و قهقهه ها ادامه مى یابد. این در حالى اسـت که هر کس با الفباى علم دیپلماسى هم آشنایى داشته باشد، مى داند که در مذاکرات پبچیده و چند لایه اى همچون مذاکرات هسته اى، بین فضاى شادمانه و پرلبخند برابر دوربین ها با آنچه پشت درهاى بسته مى گذرد تفاوتى از زمین تا آسمان است.

این روزنامه اصلاح طلب با اشاره ضمنی به مقالات روزنامه های تندرو نوشته: آرزومندان کره شـمالى کردن ایران در اقلیت مطلقند و متن جامعه بارها به خوبى نشـان داده اسـت که تعامل سـازنده و گسـترده با جهان و همچنین پذیرش قواعد بین المللـى را ترجیح مى دهند. کشور تا همین چند سال پیش دولتى را تجربه مى کرد که سیاست خارجى خود را بر مبناى همین مدلى که کره شمالى پى مى گرفت و نتیجه آن سیاسـت خارجى تنش زا و ماجراجویانه انبوهى از تحریم ها بود که مستقیم بر معیشت روزمره مردم تاثیر مى گذاشت.

در نهایت سرمقاله بهار به این جا رسیده که: الگوى ماجراجويانه كره شـمالى بيشـتر از آنكه منجر به تامين منافع ملى كشورى شود در راسـتاى ارضاء خودخواهى هاى كودكانه مسـئولان كشورهاست و خسارات فـراوان آن بـر دوش مردم عـادى جامعه خواهد بود. آنان كه مشتاقانه به اقدامات كره شـمالى مى نگرند و "دلواپس" سياست خارجى دولت فعلی هستند يك بار ديگر مبانى اسلامى و آرمانهاى انقلاب مردم ايران را به ياد آورند، شايد از اينكه كشور جنگ طلبى همچون كره شمالى را به دولت منتخب اكثريت ترجيح داده اند، خجلت زده شوند.

شمال بهشتی و جنوب جهنمی

اما کیهان در سرمقاله خود به دفاع از کره شمالی در مقابل کره جنوبی و ژاپن پرداخته و مدعی شده که رسانه های جهانی کوشش می کنند تا این تقلب را جا بیندازند چرا که ژاپن، آلمان، کره جنوبی و کشورهایی از این دست که ده ها سال است زیر سلطه سیاسی و حتی نظامی آمریکایی‌ها هستند، مدینه فاضله و آرزو و الگو معرفی می‌شوند و کشورهایی مانند کوبا و ونزوئلا و کره شمالی، جهنم‌هایی که باید مایه عبرت دیگران باشند. مردم دنیا باید بدانند که تسلیم و سازش مقابل آمریکا مساوی است با پیشرفت مادی و زندگی توأم با رفاه و در مقابل نرفتن زیر بار آمریکا هم یعنی گرسنگی و عقب‌ماندگی و فلاکت و بدبختی.

محمد صرفی در عین حال تاکید کرده: اگر قرار بود این یا آن را سرلوحه و سرمشق خود بدانیم، دیگر چه نیازی به شعار مبنایی نه شرقی نه غربی وجود داشت؟ اصلاً برای چه انقلاب کردیم؟ اینجاست که آن تئوریسین اصلاحات می‌نویسد؛ «عده‌ای مثل تروتسکی خواهان انقلاب مستمر هستند. یا مثل رژی دبره در پی انقلاب در انقلاب‌اند. حال آنکه انقلاب یک امر استثنایی است و قاعده، زندگی عادی مردم است... گفتمان اعتدال به دنبال نرمالیزاسیون و عادی‌سازی است.»

کیهان به شکایت نوشته: اصلاح طلبان مترجم و شیپور بومی نظرات خارجی هستند و به نظرشان انقلاب رخدادی بود که البته بهتر بود اتفاق نمی‌افتاد و حالا هم دیگر مسئله‌ای تاریخی است و در این حد باید به آن پرداخت. قاعده زندگی مردم است، نه انقلاب و انقلابی‌گری. حال بعد از چهار دهه فیل عده‌ای یاد هندوستان کرده و می‌خواهند دوباره کشور و مملکت را گرفتار همان کلیشه‌های پوسیده کنند. یا باید مثل ژاپنی‌ها تا کمر خم شویم و نوکر باشیم یا مثل کره شمالی چنین و چنان باشیم.

رصد موشکی پیش از مرگ

مهرشاد مرتضوى در صفحات طنز بی قانون گزارش داده که: چند روز پیش مردم کره شمالی که در فاصله بین تقدیر شبانه از شخص اول این کشور و تقدیر صبحگاهی از آقای «اون» خوابیده بودند، ناگهان بر خود لرزیدند و ترسیدند و خیسیدند. تلویزیون و رادیو را روشن کردند که ببینند چه اتفاقی افتاده. بعد از چند دقیقه، مسئولان به رادیو و تلویزیون آمدند و گفتند: «چیزی نیست، برین سر جاتون بخوابین. یه بمب هیدروژنی ساده بود. ۲۰۰ تا هم بیشتر کشته نداد؛ داشتیم تست می‌کردیم».

به نوشته این طنزنویس: مردم با چشمان پف کرده (البته خواب‌شان پریده بود، مدل‌شان است) به تلویزیون خیره شدند و گفتند: «همچین لرزید گفتیم دوباره تیم ملی قهرمان جام جهانی شده!» و رفتند با خیال راحت خوابیدند. یعنی اگر فکر می‌کنید ما ایرانی‌ها در برابر فجایع و بلایا خیلی بی‌تفاوتیم و وقتی تصادف می‌شود، می‌ایستیم و فیلم می‌گیریم، بدانید که در برابر مردم کره شمالی خیلی هم ترسو محسوب می‌شویم.

طنز بی قانون به این جا رسیده که: اصلا آن‌ها مراسمي دارند به اسم «رصد‌موشکی» و شب‌هایی که آسمان صاف است، می‌روند موشک‌های آزمایشی‌ای که دولت‌شان به سمت‌شان پرتاب می‌کنند را می‌بینند و تا لحظه منفجر شدن ذوق می‌کنند!

ترامپ و چالش برجام

محسن بهاروند در مقاله ای در اعتماد نوشته: براي درك اين ادعا كه ايران همواره خواهان گفت‌وگو بود و توانست امريكا را پاي ميز مذاكره آورد، كافي است قرابت و ارتباط زماني غني‌سازي ٢٠% و ارسال پيام‌هاي امريكا و اصرار به گفت‌وگو پس از سال‌ها عدم مشاركت در مذاكرات هسته‌اي مورد بررسي كارشناسان قرار گيرد.

نویسنده با تحلیل شرایطی که از گفته های دولتمردان آمریکایی برمی آید به این جا رسیده که: اگر دولت ترامپ فكر مي‌كند منطق تحريم كارساز است و ايران با تحريم به يك خواسته غيرمنطقي تن مي‌دهد سخت در اشتباه هستند چون چنين منطقي بر فرض اشتباه بنا نهاده شده است. نه تنها در مورد ايران بلكه در مناطق ديگر جهان حتي در رابطه كشورهاي كوچك جهان همچنين منطقي كارساز نبوده است.

به نوشته مقاله اعتماد: گرچه هيچ ‌وجه اشتراكي بين ایران و كره شمالي وجود ندارد، از نظر منطق ناكارآمدي روش امريكايي در حل و فصل بحران‌هاي بين‌المللي، موضوع آن كشور هم قابل ذكر است. امريكا كره شمالي را تحت بدترين تحريم‌ها و حتي عملا محاصره نظامي قرار داد ولي تنها نتيجه‌اي كه از اين اعمال به دست آمد افزايش برد موشك‌هاي كره شمالي تا چند برابر، آزمايش بمب هيدروژني چشم‌انداز يك جنگ وحشتناك كه مي‌تواند هزاران نفر را به كام مرگ بكشاند و مخمصه‌اي كه همه متخصصين و سياستمداران در ارايه راه‌حلي براي حل و فصل آن در مانده‌اند.

راه سوم علیه ایران

رضا نصری در مقاله ای در شرق نوشته: پایبندی ایران به برجام، رئيس‌جمهور آمریکا و جمهوری‌خواهان را در موقعیت دشواری قرار داده است. از یک‌سو، شعارهای تند انتخاباتی ترامپ علیه برجام و مخالفت چندساله جمهوري‌خواهان کنگره علیه این توافق، آنها را به سمت «اقدام» علیه این سند بین‌المللی سوق داده است؛ از سوی دیگر، تحلیلگران امور بین‌الملل، کارشناسان دستگاه‌های امنیتی و همچنین عقلای دولت و حزب جمهوری‌خواه نیک می‌دانند خروج یک‌جانبه و بی‌اساسِ آمریکا از برجام، لطمات راهبردی و آسیب‌های سیاسی بسیار سنگینی برای این کشور در پی خواهد داشت. درنتیجه، استراتژیست‌های آمریکایی و اتاق‌فکرهای پیرامونی به طراحی یک «راه میانی» یا یک «راه سوم» مشغول شده‌اند. اما این راه سوم چیست؟

این حقوقدان بین المللی تشریح می کند که راه سوم بر بنیاد عملیاتی بنا شده که در نتیجه ایران را به اعلام خروج از برجام وادارد که به رییس جمهور و هم مجلس آمریکا امکان می دهد که به احیای تحریم ها بپردازد و محتمل است به محض اعلام «عدم پایبندی ایران»، روند قانونی مورد اشاره بلافاصله در کنگره کلید خورده و منجر به احیای تحریم‌های هسته‌ای در مدت ۶۰ روز شود؛ امری که در عمل ایالات متحده را ناخواسته در موقعیت نقض فاحش برجام و انزوای بین‌المللی قرار خواهد داد.

مقاله شرق در عین حال تاکید کرده: صرف اعلام عدم پایبندی ایران (حتی بدون احیای تحریم‌ها) - به دلیل تأثیر منفی آن بر روند عادی‌سازی روابط تجاری ایران - خود می‌تواند به نقض برجام تعبیر شده و کشورهای اروپایی را به اتخاذ اقدامات پیشگیرانه قانونی علیه تحریم‌ها ثانویه آمریکا سوق دهد و اجرای سناریوی «راه سوم» را با موانع متعددی روبه‌رو كند. در هر صورت، آنچه دراین‌میان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند، کیفیت واکنش ایران، قابلیت یارگیری ایران در جامعه بین‌المللی و میزان هوشیاری دستگاه سیاسی کشور در قبال هریک از این سناریوهاست.

حق نشر عکس شرق
Image caption کارتون علی رومانی. شرق

میانمار و سکوتی که جایز نیست

روزنامه های اصولگرا در صفحات اول با عکس هایی از فاجعه جنگ و کشتار در میانمار این موضوع را در صدر اخبار خود آورده اند. جوان و هم سیاست روز دو روزنامه اصولگرا در سرمقاله های خود از دولت انتقاد کرده اند که چرا اعتراض جدی خود را بیان نکرده و از اهرم های سیاسی برای جلب نظر جهانیان به کشتار مسلمانان در میانمار بهره نگرفته اند.

قاسم غفوری در سیاست روز نوشته: برند جهانی ایران حمایت از امت اسلامی و آزادی خواهی و مقابله با نظام سلطه است که اعتبار جهانی برای آن رقم زده است. آمریکا تلاش دارد تا با دورسازی ایران از این معادلات، جایگاه ایران را در جهان اسلام تخریب نمایند و در مرحله بعدی موقعیت ایران به عنوان آزادی خواه ضدسلطه را در جهان متزلزل سازند.

به نظر این روزنامه: اجرایی شدن این سناریو چند پیامد به همراه دارد: نخست آنکه تضعیف جایگاه ایران در صحنه جهانی زمینه ساز ابعاد جدیدی از تحریم می‌شود در حالی که در ظاهر آمریکا ادعای لغو تحریم را دارد. رویکرد ملتهای جهانی به ایران مولفه‌ای برای دور زدن و ناکارآمدن تحریم‌‌ها بوده و آمریکا با این سیاست به دنبال محروم سازی ایران از این مولفه است. پس موضع گیری و اقدام فعال برای حل بحران مسلمانان میانمار نه هزینه کرد اضافی و به دور از مسئولیت ایران، بلکه اقدامی در چارچوب منافع و امنیت ملی کشور است.

باید برم آلمان ژلوفن بخورم!

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون نعیم تدین، شهروند

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهروند به نقل از محمدعلی رامین نوشته علت تولد نوه‌ام در آلمان، توصیه پزشک بود و بر همین اساس از زبان شادروان عباس کیارستمی اضافه کرده: پزشک‌ها به ما که می‌رسن قصور پزشکی ازشان سر میزنه به دوستان که می‌رسن میشن بابانوئل. هی هدیه می‌گذارن تو جورابشون

خبرنگار: میشه یک‌نفر به من بگوید پزشک آلمانی بود یا ایرانی؟

پزشک ایرانی: بنده اگر توصیه بکن بودم برای خودم تجویز می‌کردم می‌رفتم آلمان!

یک ایرانی مقیم آلمان: ‌ای خدا از دست دوستان مهاجرت کردیم آلمان اومدن این‌جا. حالا کجا بریم که اینها نباشن.

خاوری: دکتر به من هم توصیه کرد برم کانادا. چه پزشکی؟ من گفتم پزشک؟ پزشک نبود. دکتر بود.

مادر متهم: پسرم فرار نکرده. دکتر بهش توصیه کرد بره آلمان ژلوفن بخوره بیاد.

یک کارگر شاغل در عسلویه: چرا یک دکتر خوب گیر ما نمیاد؟ مردیم از گرما

پرسش یک متخصص سلول‌های بنیادی: ژن خوب مهمتر است یا دکتر خوب؟

سعدی شیرازی: فکر می‌کنید من چرا به سفر علاقه‌مند بودم؟ چون «علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد... مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را» و لیلی و شیدا همه مقیم فرنگ بودند به سلامتی و میمنت.

موضوعات مرتبط