روزنامه های تهران؛ زنان ایرانی پشت در ورزشگاه

روزنامه های امروز صبح، چهارشنبه ۱۵ شهریور با چاپ عکس هایی از حاشیه مسابقات فوتبال ایران و سوریه خبر داده اند که زنان سوری اجازه داشتند و در ورزشگاه مشغول تماشای مسابقه و تشویق هموطنان خود بودند در حالی که زنان ایرانی پشت نرده ها باید از دور در جریان مسابقه قرار می گرفتند.

کشته شدن دو کولبر و اعتراض مردم در بانه از جمله دیگر گزارش های امروز روزنامه هاست که در عین حال در پاسخ نیروهای تندرو در مقالاتی اعتراض کرده اند که چرا از کره شمالی به عنوان الگویی برای ایران یاد می شود.

حق نشر عکس همدلی
Image caption تیتر و عکس صفحه اول همدلی

بازی تماشـا

آساره کیانی در گزارش اصلی همدلی نوشته: در حالی‌که زنان سوری با حجابی مشابه زنان ایرانی و بچه‌بغل، خود را روی صندلی‌ها جابه‌جا می‌کنند، زن‌های ایرانی هم چشم‌های خود را تنگ و گوش‌هایشان را تیز می‌کنند تا از لای نرده‌ها صدای تشویق مردانه‌ای را بشنوند که در کشورشان رساترین صداست؛ صدای زن‌ها به جایی نمی‌رسد و اگر بخواهند داد بزنند؛ تک‌جیغ‌های ممتد و پراکنده‌ای خواهد بود که نه تنها خنده مردان که استهزای هم‌جنسانشان را نیز به دنبال خواهد داشت.

نویسنده گزارش افزوده: این‌جا ایران است و دو تیم از دو کشور مسلمان با زن‌ها و دخترهای باحجاب دارد؛ منتها یکی جایش پشت دیوارهای سیمانی منتهی به راه‌راه نرده‌ها است و آن‌دیگری خیلی‌وقت است تو رفته و خیلی عادی با مردها اختلاط هم می‌کند. بیرون ورزشگاه، یک استرس همیشگی هست با حرکات شتابزده سر و کشیدگی گردن در اثر انتظار برای بالارفتن نرده‌ها.

گزارش همدلی به این جا رسیده که: داخل همه‌چیز عادی است؛ بیرون، آرامش زنان داخل دست به دست می‌شود و گوشی‌های موبایل هم توی عکس‌های زنان بیرون روی کانال‌های بیگانه جا خوش می‌کند؛ و این خوراک خبری را مسئولانی (که هنوز مشخص نشده دقیقا چه کسانی هستند. کسی هنوز نمی‌داند که اگر زنان ایرانی موفق شوند برودند تو، قرار است چه کار ناشایستی انجام دهند که این‌قدر ورزشگاه‌نرفتنشان توی بوق و کرنای داخلی و خارجی شده؛ تا جایی که کار به تهدید ایران (در برخی مواقع) از سوی فدراسیون‌های بین‌المللی برای محرومیت هم کشیده.

زنان ایرانی پشت در

شیوا آبا در گزارش اصلی اعتماد نوشته: ديروز چند ساعت مانده به بازي آخر تيم‌ملي، دو خبر به‌صورت همزمان منتشر شد. رييس فراكسيون زنان مجلس از صدور مجوز حضور برخي نمايندگان زن در ورزشگاه آزادي براي تماشاي بازي ايران و سوريه خبر داد و در عين حال گفت كه همچنان معتقد است تا وقتي امكان حضور آزادانه همه زنان در ورزشگاه‌ها ميسر نشده، مخالف اينگونه حضور گزينشي زنان است.

پروانه سلحشوري به نوشته اعتماد گفته: از طرف وزارت ورزش به من و برخي ديگر از خانم‌هاي نماينده مجلس، اطلاع دادند كه مجوزي جهت حضورمان در استاديوم آزادي براي تماشاي مسابقه فوتبال ايران و سوريه صادر شده است. اما من همان‌گونه كه در زمان بازي‌هاي واليبال هم حضور گزينشي در ورزشگاه را نپذيرفتم، اعلام كردم كه مخالف اين نحوه برخورد با حضور زنان در ورزشگاه هستم و امروز هم به استاديوم آزادي نخواهم رفت.

جای خالی زنان در آزادی

شهرزاد همتي در گزارش اصلی شرق نوشته: از ماه‌ها پيش گفته بودند می‌کوشند زنان را براي جشن صعود ايران به جام جهاني و همچنين بازي ايران و سوريه به استاديوم راه بدهند. گفته بودند تلاششان را مي‌کنند زنان وارد استاديوم شوند و کم‌کم اين مانع فروبريزد. حالا اين اتفاق نيفتاده، عمدي يا سهوي به عده‌اي از دختران بليت فروخته‌اند و آنها پشت درهاي بسته ايستاده‌اند، مردان سلفي‌هايشان را در جايگاه منتشر مي‌کنند، اما از زنان خواسته‌اند حتي در چمن‌هاي اطراف استاديوم آزادي نيز تجمع نکنند.

پروانه سلحشوري، رئيس فراکسيون زنان مجلس که براي حضور در استاديوم دعوت شده بود، با وجود اين دعوت در گفت‌وگو با «شرق» خواست به گوش زناني که پشت درهاي استاديوم ايستاده‌اند برسانيم در کنارشان ايستاده است و تا زماني که درها به روي زنان باز نشود، او نيز به استاديوم وارد نخواهد شد، حتي اگر اين ماجرا تا پايان بودنش در اين کره خاکي زمان ببرد، ترجيح مي‌دهد از پشت درهاي بسته با زناني که حسرت برابري مي‌خورند، تيم ملي کشورش را تشويق کند.

ما نومید نمی شویم

ليلي خرسند در گزارشی در وقایع اتفاقیه نوشته: ما مانده‌ايم و يک حسرت ديگر، ما مانده‌ايم و يک در بسته که انگار قرار نيست هيچ‌وقت به رويمان باز شود. امروز روز چهاردهم شهريور است؛ همان روزي که قرار بود براي يک‌بار هم که شده ما، زنان، روي سکوهاي آزادي بنشينیم و براي اولين‌بار تيم ملي را تشويق کنيم.

به نوشته این روزنامه نگار: از هفته‌ها قبل فرياد زده بوديم، التماس کرده بوديم که اين روز، روز ما باشد، که ما هم در شادي صعود فوتبال به جام‌جهاني سهيم باشيم، که ما هم حس کنيم حق داريم، حس کنيم کسي حقي برايمان قائل است. شنبه که شد، چقدر خوشحال بوديم، در سايت بليت‌فروشي، گزينه زنان فعال بود و ما انگار درهمان لحظه به همه آرزوهايمان رسيده بوديم.

وقایع اتفاقیه افزوده: امروز روز چهاردهم شهريور است و هيچ تفاوتي با هيچ روز ديگري براي ما ندارد. مثل همه روزها که محکوم بوده‌ايم از پاي گيرنده‌هاي سفيد و سياه، رنگي، بزرگ و کوچک بازي‌ها را ببينيم، امروز هم بازي ايران و سوريه را هم بايد از همين قاب تماشا کنيم. اين پايان تکراري هر بازي براي ما است، گاهي با اشک همراه است و گاهي هم با خشم.

ایران، روزنامه دولت در مقدمه گزارش ورزشی خود نوشته: در پایان بازی، گوینده بازیکنان تیم ملی را یکی یکی صدا می‌کرد، اما آنها در تصمیمی جمعی و با ناراحتی راهی رختکن شدند. جشن صعود نیز نیمه تمام ماند و هواداران ورزشگاه را ترک کردند. در حالی که ورود بانوان ایرانی به ورزشگاه آزادی ممنوع اعلام شد، هواداران سوری به صورت خانوادگی و به همراه همسر و فرزندان خود در ورزشگاه آزادی حاضر شدند.

به نوشته این روزنامه: تعدادی از بانوان ایرانی که در روز نخست بلیت فروشی اینترنتی توانسته بودند بلیت تهیه کنند، به نشانه اعتراض به ممنوعیت حضورشان در آزادی پشت درهای این مجموعه ورزشی حضور یافتند. پیمان یوسفی در برنامه فوتبال‌برتر که به پخش مستقیم بازی اختصاص داشت، پیش از آغاز بازی آرزو کرد که بانوان هم بتوانند در استادیوم حضور داشته باشند و گفت: «جای بانوان در استادیوم آزادی خالی است.»

کار سیاسی است

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهروند نوشته: یکی از فعالان سیاسی گفته؛ آن‌قدر هزینه کار سیاسی بالا رفته است که کسی جرأت ندارد وارد کار سیاسی شود. پدربزرگی داشتم که هروقت می‌گفتی درآمدهای فلان شغل پایین رفته و دیگر نمی‌ارزد، می‌گفت از بس تو این کار دست زیاد شده. حالا حکایت کار سیاسی است!

طنزنویس افزوده: یک مسئول از یک ریاضیدان، یک حقوقدان و یک اقتصاددان دعوت کرد بروند دفترش تا با آنها در مورد نرخ واقعی تورم گفت‌وگو کند. از آنها پرسید با این شاخص‌ها و مولفه‌هایی که در این کاغذ نوشته شده، به نظرتان نرخ تورم را چقدر باید اعلام کنیم؟ ریاضیدان کمی با ماشین‌حسابش محاسبه کرد و گفت، دقیقا ١١‌درصد. حقوقدان کمی اسناد را بالا و پایین کرد و صحت آنها را بررسی نمود. بعد گفت، به نظر سندها معتبر است با این حساب احتمالا ١١‌درصد تورم داریم. اقتصاددان اما داشت خیارش را پوست می‌کند و نمک می‌زد و می‌خورد.

به نوشته صفحه طنز شهروند: رئیس‌جمهوری ازش پرسید شما نمی‌خواهی حساب کتاب کنی جواب ما را بدهی؟ اقتصاددان گفت: خب اول به من بگویید قرار است این عدد را کجا اعلام کنیم؟ اگر برای مطبوعات و مردم است به نظرم تورم ٩‌درصد است. اگر برای بانک جهانی و اخذ وام است، تورم ١٣‌درصد است. می‌گویند؛ آن مسئول کمی نگاهش کرد. بعد به معاون اول گفت: این برای وزارت علوم هم گزینه بدی نیست‌ها!

حق نشر عکس جهان صنعت
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

جان کولبر، نان قاچاقچی

جهان صنعت گزارش اصلی خود را با عکسی از تظاهرات مردم بانه به کشته شدن دو کولبر و اعتراض مردم منطقه اختصاص داده و شعبان فروتن در مقاله اصلی این روزنامه نوشته: در حالی که باندهای بزرگ قاچاق همچنان به راحتی به کار خود ادامه می‌دهند و هیچ‌کس به طور جدی برای مقابله با فعالیت آنها وارد عمل نمی‌شود، شاهد کشته شدن کولبران زحمتکشی هستیم که به سختی برای تامین هزینه‌های معمول زندگی خود تلاش می‌کنند.

به نوشته رییس اتاق اصناف بانه در این مقاله: کولبری یکی از مشاغل کاذب، سخت و دشوار به حساب می‌آید که سال‌هاست به دلیل نبود کار در مناطق مرزی حتی کودکان را نیز به سمت و سوی خود کشانده است، کولبر قاچاقچی نیست و تنها به علت نبود صنعت و شغل مناسب و همچنین برای امرار معاش، ناچار می‌شود کالاها و محصولات قاچاق را از مناطق صعب‌العبور مرزی جا‌به‌جا کند. این جابه‌جایی حتی بیشتر اوقات به قیمت جان کولبران تمام می‌شود در حالی که مسوولان مدعی ساماندهی و سازماندهی وضعیت کولبران هستند.

به نوشته سرمقاله جهان صنعت: کولبران به دلایل نامشخصی کشته می‌شوند و حتی آنها را متهم به کار قاچاق می‌کنند در حالی که به نظر می‌رسد دست دولتمردان به باندهای بزرگ قاچاق نمی‌رسد یا اینکه ابزار مقابله با آنها را ندارند. از همین رو هر وقت صحبت از مقابله با قاچاق به میان می‌آید، جلوی ارتزاق کولبران گرفته می‌شود یا اینکه نظارت و بازرسی به مغازه‌های فروشنده خرد کالا محدود می‌شود در حالی که مشکل از جای دیگری است.

بانه بهانه نشود

صبح نو روزنامه اصولگرا و هوادار باقر قالیباف در سرمقاله خود نوشته: حادثه کشته شدن دو نفر در نقطه مرزی شهر بانه که از آنها به عنوان کولبر یاد می‌شود، احتیاج به مراقبت‌های امنیتی و رسانه‌ای بیشتری دارد. طی سال‌های اخیر وقوع چند حادثه انگشت‌شمار و کوچک بلافاصله به یک جریان رسانه‌ای و هدفمند تبدیل شده و رسانه‌های ضدایرانی آن را در سرخط خبرهای خود قرار داده‌اند. در حادثه اخیر، همان رسانه‌ها را برخی شبکه‌های تلویزیونی کردستان عراق نیز همراهی کردند که از این جهت باید وزارت امورخارجه اخطار جدی به این سوء استفاده‌ها و تحریک افکار عمومی بدهد.

این روزنامه افزوده: در فضای داخلی هم باید به مردم شهرهای مرزی در غرب کشور این اطمینان داده شود که موضوع دادوستدهای مرزی و فعالیت کولبران در چارچوب‌های تعیین شده، هیچ جنبه امنیتی نداشته و مورد حمایت دولت است و از این طریق، راه هرگونه سوءاستفاده ضدانقلاب از موضوع کولبران بسته شود.

به تاکید این روزنامه راستگر: نهادهای امنیتی به ویژه مرزبانان سختکوش که از حساسیت این مناطق مطلع هستند، می‌بایست بگونه ای رفتار کنند که دشمن نتواند مردم را رو در روی آنها قرار دهد. باید همین اقدامات را در برابر تبلیغات گسترده و وسوسه گر گروه‌های تکفیری و داعشی، تبلیغ و تبیین کرد؛ اینکه کشور سالانه شهدای متعددی برای تأمین امنیت مرزها تقدیم می‌کند و میلیاردها تومان در این راه هزینه می‌شود؛ باید بیش از همه، در شهرها و مناطق مرزی روی بیلبوردها تبلیغ شود.

انقلاب و فرزندانش

علیرضا صدقی در سرمقاله ابتکار با اشاره به درگذشت ابراهیم یزدی نوشته: بارزترین نکته‌ای که پس از مرگ «یزدی» میان فعالان سیاسی «چپ» و «راست» به چشم می‌خورد، توجه به مسئله «نامهربانی» با «نسل اول انقلاب» است. نسلی که بسیار بیش از نسل‌های بعدی در پیروزی انقلاب و فروپاشی نظام پهلوی موثر بودند و شاید زودتر از هر جریان دیگری از صحنه سیاسی کشور حذف شدند. طی سال‌های بعدی،‌ این روند هم دامنه وسیع‌تری پیدا کرد و هم از شدت بیشتری برخوردار شد.

به نوشته این مقاله: بسیاری از چهره‌های سیاسی همان نسل آرام‌آرام و گاه به تندی از صحنه قدرت حذف شدند. اگر در اوایل انقلاب حذف‌ها در حد «یزدی»، «امیرانتظام»، «بازرگان»، «یدالله و عزت‌الله سحابی» و دیگرانی از این دست خلاصه می‌شد، در دهه دوم و سوم نام‌های دیگری به آن اضافه شدند. «حسینعلی منتظری»، «هاشمی رفسنجانی»، «علی‌اکبر ناطق نوری»، «محمدرضا مهدوی کنی»، «حبیب‌الله عسکراولادی» و در این سال‌های اخیر «رئیس جمهوری اصلاحات» هم به این لیست اضافه شدند. چهره‌هایی که در سال‌هایی نه‌چندان دور هر یک مسئولیتی خطرخیز و سترگ در ساختار اجرایی، تقنینی یا قضایی کشور داشتند و حافظه اجتماعی ایرانیان هنوز آن‌ها را فراموش نکرده است.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی، شهروند

ابتکار در نهایت پرسیده: آیا باید بپذیریم که «هر انقلابی فرزندان خود را می‌خورد»؟ و آیا این حذف‌ها نتیجه تغییر نسل در هرم نخبگان قدرت است؟ یا دوستان دیروز به رقبای قسم‌خورده امروز بدل شده‌اند؟ و هر ابزاری را برای حذف اینان به کار می‌گیرند؟

به انقلاب خیانت نکنیم

یدالله جوانی در سرمقاله روزنامه جوان حفظ انقلاب و دستاوردهاي آن، يك وظيفه و تكليف همگاني دانسته و نوشته: انقلاب اسلامي با ماهيت ديني، اسلام را حياتي دوباره بخشيد و اميدهاي فراواني را براي برپايي تمدن نوين اسلامي در قرن بيست و يكم به وجود آورده است. طي قريب چهار دهه گذشته، جبهه مستكبرين با محوريت امريكا، براي نابودي انقلاب اسلامي همه توان خود را به كار گرفت و در اين راستا، هزينه‌هاي بسياري را متحمل شد.

نویسنده این روزنامه ادامه داده که: خستگي انقلابيون و انصراف از ادامه راه و حركت در مسير انقلاب، دنياگرايي و عافيت‌طلبي نيروهاي باسابقه انقلابي، تجديدنظرطلبي در آرمان‌ها و اهداف انقلاب، نفوذ نيروهاي غيرانقلابي در صفوف انقلابيون و استحاله شدن برخي چهره‌هاي پيشكسوت در انقلاب، از خطرات جدي متوجه هر انقلابي و از جمله انقلاب اسلامي است. اكنون تمامي اين خطرات عليه جمهوري اسلامي مشاهده مي‌شود و در مواردي هم خسارت‌هايي از ناحيه اين مقوله‌ها، متوجه حركت انقلاب اسلامي شده است.

جوان نوشته: در چنين شرايطي، رسالت نيروهاي انقلابي اصيل بسيار سنگين است. از خطراتي كه اكنون متوجه حركت انقلابي ملت ايران شده، تلاش‌هايي است كه از ناحيه جرياني خاص براي پايان‌بخشي به دوران انقلاب در حال انجام است. اين تلاش‌ها در حالي انجام مي‌شود كه انقلاب در نيمه راه است و هنوز آرمان‌هاي انقلاب و اهداف والاي آن تحقق پيدا نكرده است.

Made in North Corea

حق نشر عکس شرق
Image caption کارتون آروین، شرق

علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه اعتماد نوشته: قطعا اگر بين كره شمالي و آمريكا جنگ شود، من طرف آمريكا را نمي‌گيرم. اما به هزار دليل طرف اين رفيق كمونيست را هم نمي‌توانم بگيرم... اين من بخشي از مردم ايران را نمايندگي مي‌كند و احتمالا خيلي‌ها با آن همراهند روحيه ضدامپرياليستي دارند، اما ضدديكتاتوري هم هستند و از اين رفيق متعصب جنگ‌طلب هم خوش‌شان نمي‌آيد.

نویسنده کرگدن اضافه کرده: تا به حال شك داشتم كه رسانه‌ها تصوير واقعي كره شمالي را نشان‌مان بدهند. مي‌گفتم لابد به دليل هژموني رسانه‌اي غرب، خبرنگاران درباره كره دروغ مي‌گويند. اين است كه تا شنيدم كره‌اي‌ها كانال تلگرامي زده‌اند با علاقه و اشتياق عضو آن شدم تا بي‌واسطه رسانه‌ها پاي صحبت اين آخرين بازماندگان كمونيست بنشينم و ببينم حرف حسابشان چيست.

مقاله اعتماد به این جا رسیده که ديشب تا به حال اين كانال مرا به خودش مشغول كرده و باعث شده تصوير وحشتناك‌تري از كره شمالي در ذهنم ساخته شود. دانستم عقلي در ميان نيست و همان طوري كه ترامپ گرفتار جنون است رفيق كيم جون ايل هم هكذا. باز صد رحمت به پدرش. اين بنده خدا خود را رسما خداي كره مي‌داند. علاقه عجيبي به گيتار دارد ملت بيچاره را وادار كرده تا از دم گيتار بخرند و در هر خانه و مدرسه‌اي حداقل يك گيتار «ميد اين نورث كوريا» نگهداري كنند و بنوازند. اسم گيتار را هم به «كيمتار» تغيير داده. يعني اگر ايشان تنبك دوست داشتند الان در هر خانه‌اي يك «كيمبك» نگه مي‌داشتند.

موضوعات مرتبط