روزنامه های امروز تهران، از تهدیدهای آمریکا باید ترسید؟

روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه دوم آبان در صدر اخبار خود تازه ترین سخنان حسن روحانی را درباره مسایل داخلی با اهمیت دیده اند که از جمله گفته است ممنوع التصویری امام را محبوب تر کرد. سخنان رییس قوه قضاییه خطاب به منتقدان آن قوه و گمانه زنی هایی درباره آینده منطقه خاورمیانه از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست که در عین حال به اجتماع توام با اعتراض مردم ارومیه و حمله شان به یک مدرسه دخترانه پرداخته اند.

مسئله فقط «شیطان‌صفتی» است؟

آساره کیانی در گزارش اصلی همدلی نوشته: ساعت دو بعد از ظهر است؛ مدیر مدرسه اعلام می‌کند که تعداد بالایی از مردم خشمگین به مدرسه حمله کرده‌اند؛ صدای شعارهای هماهنگشان از پشت دیوارها به گوش می‌رسد؛ تعدادی دیگری هم دارند از کوچه‌پس‌کوچه‌های قدیمی اسلام‌آباد، به مدرسه دخترانه «راه شهدا»، نزدیک می‌شوند؛ یک عده هم از روی پشت‌بام مشغول تماشا هستند؛ جماعتی از مردان خشمگین اتومبیلی را (که البته می‌دانند صاحبش چه کسی است) از جلو، روی هوا بلند می‌کنند و بعد هم وِل می‌دهند تا با چرخ‌هایش توی هوا قل بخورد و تمامِ بند و بساطش بریزد بیرون؛ عده‌ای می‌ریزند توی مدرسه.

گزارشگر با این توصیف شعارهای مردم را نقل می کند که نشان می دهد آن ها معتقدند سرایدار مدرسه یعنی صاحب همان اتومبیل به دخترکی ۱۲ ساله را آزار جنسی داده است. یک کانال تلگرامی توضیح می‌دهد که «خانواده این دختر مدعی شده، آقای سرایدار «به صورت نامتعارفی!» دخترشان را در «آغوش» گرفته؛ البته کانال مربوطه که متعلق به یکی از روزنامه‌های دولتی کشور است، توضیح نداده در آغوش‌گرفتن غیرمتعارف چه صیغه‌ای‌ست و آیا در آغوش‌گرفتن متعارف هم داریم و این نوع‌اش عادی است؟»

همدلی نوشته: شاید این نتیجه خشم همه این ماه‌های گذشته مردم این سرزمین است که کودکانشان هر از گاهی مورد تجاوز قرار گرفتند و کار از کار هم گذشت و کودک مُرد؛ این کودک اما زنده‌ است و این‌جا وحدتی به وجود آمده میان والدین دختر آزاردیده، سایر والدین و مردمان شهر تا شاید کودکی دیگر قربانی آزار جنسی نشود؛ راستی سوالی هم باید پرسید؛ آیا مسئله فقط شیطان‌صفتی متجاوزان است؟ و هیچ عامل دیگری در بالا رفتن تعداد تجاوز و تعرض در ماه‌های اخیر در کشور دخیل نیست؟

راهبرد نافرجام

غلامعلی خوشرو در سرمقاله شرق نوشته: سخنرانی ترامپ مشحون از اطلاعات غلط و تحلیل‌های ساده‌لوحانه و مملو از کینه‌ورزی و نفرت‌پراکنی بود. در این سخنرانی که به نام استراتژی و به کام ایدئولوژی افراط‌گرایانه و خیال‌پردازانه صورت گرفت، نه‌فقط واقعیت‌های تاریخی و جغرافیایی تحریف شد، بلکه چالش‌های موجود منطقه که آمریکا خود اولین باعث و بانی آن بود، وارونه جلوه داده شد.

سفیر ایران در سازمان ملل در بخش دیگری از این مقاله تاکید کرده: پیشنهادهای ترامپ شامل دائمی‌کردن محدودیت‌های موقتی مندرج در برجام، ممانعت از کاهش زمان گریز هسته‌ای به زیر یک سال، مقابله با برنامه موشکی ایران و تقویت آژانس برای راستی‌آزمایی برجام بود. این ها هیچ‌کدام جدید نبود بلکه همه آنها در مذاکرات مطرح شد و ماه‌ها و سال‌ها درباره آنها بحث شده و نهایتا تفاهم هسته‌ای در قالب برجام مورد قبول ١+٥ قرار گرفت و در شورای امنیت سازمان ملل با اجماع تصویب شده است. اکنون آمریکا می‌گوید ایرانیان در مذاکرات باهوش‌تر بودند و با پذیرش محدودیت‌های موقتی به امتیازات دائمی دست یافته‌اند.

به نظرنویسنده مقاله شرق: آمریکا با تردستی برای روح برجام دلسوزی می‌کند تا اصل برجام را نابود کند. بر اساس تعبیر خودسرانه آنها، روح برجام کمک به صلح و امنیت بین‌المللی و منطقه‌ای است. بر فرض درستی این تعبیر، همین ادعا هم پوچ و توخالی است. به‌دلیل آنکه اکنون منطقه نسبت به سه سال پیش، از ثبات و امنیت بیشتری برخوردار است و وضعیت سوریه و عراق و لبنان در مقابله با داعش با گذشته قابل مقایسه نیست. درباره یمن هم اگر آمریکا فروش صدها میلیارد تسلیحات «زیبا» را به یمن متوقف کند و سعودی را از بمباران یمن بازدارد این کشور هم روی آرامش می‌بیند.

حق نشر عکس جوان
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

نقد باور امنیت آوری برجام

یدالله جوانی در سرمقاله روزنامه جوان در ادامه مخالفت های چند ساله خود با برجام یادآور شده که دولت روحانی در هنگام مذاکرات برجام همواره از آن به عنوان کاری که زمینه تهدید نظامی را منتفی می کند یاد کرد و هم اینک هم با این اعتقاد که اگر برجام لغو شود این خطر ایران را تهدید می کند به آن دلبستگی دارد در حالی که آمریکا نه آن زمان و نه حالا در مکانی نبوده که با حرکت نظامی بتواند امنیت ایران را به هم ریزد.

به نوشته این مقاله: مباني و مقدمات رسيدن به نظريه «امنيت‌آوري برجام»، تحت تأثير القائات و عمليات رواني دشمن و عوامل رواني دشمن و عوامل داخلي آن، و به خاطر اشتباه محاسباتي برخي از مسئولان كشور شكل گرفته، و نگاه‌هاي سياسي آنان اين مباني را تقويت نموده است. اين شگرد غربي‌ها و خصوصاً امريكايي‌ها است كه با امنيتي كردن هر موضوعي از طريق تهديد نظامي، زمينه تحميل خواست و اراده خود به طرف مقابل را فراهم مي‌سازند. نفوذي‌هاي دشمن و يا عناصر همفكر داخلي با آنان، نقش بسيار مؤثري در مؤثر واقع شدن اين شگرد دارند.

نویسنده سرمقاله جوان برای اثبات مدعای خود نوشته از سال ۸۵ تا ۹۲ ایران به رغم تهدیدهای آمریکا و اسراییل صاحب چرخه سوخت هسته ای شد و در عین حال قدرت دفاعي ايران به صورت چشمگير با توجه به دستيابي به سلاح‌هاي جديد و مدرن با دانش و فناوري بومي از جمله در حوزه موشكي از يك طرف، افزايش نفوذ منطقه‌اي ايران از طرف ديگر افزايش يافت. و همراه شكست‌هاي راهبردي امريكايي‌ها خصوصاً در عراق، قدرت نظامي آنان را به شدت كاهش داد.

اقدام متقابل در برابر آمریکا

جلال خوشچهره در سرمقاله ابتکار نوشته: یکی از مهمترین عوامل تحقق برجام، قبول متقابل واقعیت حضور با نفوذ ایران و امریکا در منطقه خلیج‌فارس بود. این دو قدرت سرانجام پذیرفتند که نمی‌توان منکر آن دیگری شد. پس در چارچوب توافق برای به‌رسمیت شناختن یکدیگر، بستر انجام مذاکراتی را که یک‌دهه بلاتکیف بود برای دستیابی به نتیجه معلوم و مرضی‌الطرفین فراهم کردند. حالا کاخ سفید می‌خواهد اوضاع را به عقب برگرداند‌؛ یعنی دوباره حضور قدرتمند و نافذ ایران را نادیده گرفته و به نقطه صفر اختلافات بازگردند.

نویسنده با این پرسش که آیا سیاست تجدید‌نظرطلبانه واشنگتن موفق می‌شود نوشته: چه خوب و چه بد، اکنون ایران به جامعه جهانی پیوسته و می گوید هرگونه اجماع دوباره علیه خود را ناکام کند. کوچک شدن دامنه اجماع سازی علیه ایران در منطقه و ناامیدی - حداقل در کوتاه مدت - واشنگتن از دولت‌های اروپایی در این‌باره حکایت از تغییراتی دارد که در جامعه جهانی از سال ۹۲ تاکنون رخ داده است. حالا بیش از ایران، این شورای امنیت سازمان ملل متحد، آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، اتحادیه اروپا و خلاصه اعضای جامعه بین‌المللی هستند که بر استمرار و ماندگاری برجام تاکید دارند.

سرمقاله ابتکار در نهایت نتیجه گرفته که: اقدام متقابل تهران، در سه سطح ممکن خواهد بود؛ تقویت وفاق داخلی، گسترش تعاملات جهانی، به‌ویژه با اروپا و دیگر اعضای شورای امنیت سازمان ملل‌. و سرانجام تدبیر برای خنثی‌سازی تلاش‌های زیرکانه‌ای که می‌خواهد اعتبار منطقه‌ای ایران را آسیب‌پذیر کند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون نعیم تدین، شهروند

تهران گوشت قربانی

شهروند در سرمقاله خود نوشته: در این روزها تصاويري منتشر شده است كه جلوي نمای تاریخی مجلس در ميدان بهارستان را ديوار مي‌كشند! و اين تمهيدات احتمالا ناشي از اقدامات احتياطي براي تأمين امنيت مجلس است؛ ولي كيست كه نداند تاريخ تهران عمدتا در ذيل مشروطيت و تأسيس عدالتخانه يا همان مجلس شكل گرفته است. تمام خيابان جمهوري از ميدان بهارستان تا ميدان جمهوري، ارزش تاريخي و فرهنگي همين يك ساختمان را ندارد.

نویسنده اشاره کرده: در همين يك قرن و يا يك قرن‌و‌نيم گذشته، تهران بسياري از آثار خود را از دست داده است؛ از تكيه دولت گرفته تا دروازه‌هاي مشهور تهران كه فقط يك مورد آن باقي مانده است. باغات تهران كه جزو تاريخ طبيعي اين شهر است و مي‌توانست ارتباط مردم تهران را به گذشته‌هاي دورتر از دو قرن اخير ببرد، نيز نابود شده‌اند و تصاوير هوايي به خوبي نشان مي‌دهد كه آن باغات تبديل به برج‌هاي سر به فلك كشيده شده‌اند.

شهروند در نهایت انتقاد کرده که: اكنون نيز مي‌خواهند مناطق قديمي‌تر تهران را با عنوان بافت فرسوده تخریب كنند و به جايش برج بسازند. هر چند اين اقدام مجلس با مخالفت شهرداری و اعضاي شوراي شهر تهران مواجه شده است و به ‌طور طبيعي براي حفظ امنيت مي‌توان اقدامات ديگري را به عمل آورد و حتي اگر نتوان صد‌درصد هم امنیت را تأمین كرد، باز هم دليلي ندارد كه از ترس مرگ خودكشي كنيم.

امان از این فامیل ها

پوریا عالمی در ستون طنز شرق به خبری اشاره کرده که نشان می دهد چهار هزار کارمند بی‌کار در مترو تهران و درحال‌حاضر ٧٠ هزار نفر برای ١٨ هزار پست سازمانی در شهرداری استخدام شده‌اند که البته بامزه اینجاست که درست است ٧٠ هزار نفر را برای ١٨ هزار پست استخدام کرده‌اند.

طنزنویس پرسیده اگر تهران با ١٨ هزار نفر اداره می‌شده، چرا الان ١٣٠ هزار نفر حقوق‌بگیر هستند و خود جواب داده فامیل...ما هرچه می‌کشیم از دست فامیل می‌کشیم؛ مثلا آقای احمدی‌نژاد که شهردار تهران شد، خب فامیل توقع داشتند دست آنها را توی پایتخت بند کند. خود فامیل هم فامیل‌هایی دارند و خود فامیل‌های فامیل هم فامیل‌هایی دارند. حالا مثلا دست ٤٠ هزار نفر از فامیل‌ها را آقای احمدی‌نژاد در شهرداری بند کرده باشد. بعد خب شهردار بعدی هم فامیل داشت.

ستون طنز شرق در نهایت به این جا رسیده که: برای حل مشکل استخدام در شهرداری باید شهردارها با هم فامیل شوند تا وقتی یک نفر شهردار می‌شود، فامیل‌هاش قبلا استخدام شده باشند تا او دیگر کسی را استخدام نکند. با این فرمول همین الان جلو استخدام ٤٠ هزار نفر دیگر گرفته می‌شود.

مسیر سخت امنیت سرمایه‌گذاری

محسن جلال‌پور در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته: این‌روزها جامعه ما در دام تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت گرفتار شده است. انگار به عارضه نزدیک‌بینی مبتلاست و دوردست‌ها را نمی‌بیند. افق دید و تصمیم‌گیری ما هفتگی است و در و بهترین حالت می‌توانیم برای یک ماه برنامه‌ریزی کنیم. مثلا درک سمت‌وسوی سیاست‎های اقتصادی از توان ما خارج است. در عالم سیاست نیز هر روز با ماجراجویی اظهارنظرهای هزینه‌زای سیاستمداران مواجه هستیم.

رییس پیشین اتاق بازرگانی ایران تاکید کرده: گاهی مناقشات سیاسی داغ می‌شود و گاهی همدلی و همسویی به اوج می‌رسد.هیچ نشانه‌ای مبنی بر تفاهم حداقلی درباره مسائل مهم در کشور وجود ندارد. مثلا برجام مورد تایید دو قوه است؛ اما یک قوه با آن مخالفت می‌کند. مناقشه‌های سیاسی سایه سنگین ساده‌ترین سیگنالی که به سرمایه‌گذاران می‌دهند، بی‌ثباتی سیاسی است. مشکل از جایی شروع می‌شود که مناقشه‌ها تبدیل به منازعه و دعوا می‌شوند. این دعوا گاهی تسویه حساب‌های سیاسی را به‌دنبال دارد.

سرمقاله دنیای اقتصاد افزوده: به فراخور رفتار سیاست‌گذاران و سیاستمداران، جامعه نیز به تصمیم‌های کوتاه‌مدت عادت کرده است. بیشتر سیاست‌های اقتصادی، کوتاه‌مدت هستند و فعالان اقتصادی نیز متناسب با آن، تصمیم‌های کوتاه‌مدت می‌گیرند. برای سرمایه‌گذاران، نقشه خروج از یک سرمایه‌گذاری، مهم‌تر از نحوه ورود به آن است. به این ترتیب سرمایه‌ها به سمت‌و‌سوی فعالیت‌های زودبازده و کوتاه‌مدت سوق پیدا کرده و کمتر کسی جرات می‌کند سراغ پروژه‌های بلندمدت اقتصادی برود.

يك نكته بديهي

عبدالجواد موسوي در ستون هفتگی خود در اعتماد به گفته های رييس قوه قضاييه پرداخته که «سراغ هركس كه اتهامي متوجه اوست مي‌رويم، متهم به برخورد سياسي مي‌شويم.» و نوشته: كاملا طبيعي است. آدميزاد بايد خيلي منصف باشد كه وقتي در مظان اتهام قرار مي‌گيرد ديگران را به دروغ و غرض‌ورزي متهم نكند و از آن جايي كه فعلا ما با قحطي آدم منصف مواجهيم طبيعي است كه اغلب كساني كه اتهامي متوجه آنهاست قوه قضاييه را به سياسي كاري متهم كنند.

نویسنده معتقدست: مشكل آن جايي به وجود مي‌آيد كه مردم به راحتي حرف كساني را كه از سوي قوه قضاييه احضار شده‌اند باور كنند چرا که گاهی تعلل در اجراي رسيدگي به برخي اتهامات اين شبهه را در اذهان عمومي تقويت مي‌كند. في‌المثل اگر مهدي هاشمي در دهه ٧٠ كه بازار شايعات درباره ايشان داغ بود و بسياري از مردم درباره نحوه عملكرد ايشان پرسش‌هاي جدي داشتند به محكمه احضار مي‌شد آيا كسي مي‌توانست چنين شبهه‌اي را نسبت به دستگاه قضا وارد كند؟

نویسنده مقاله اعتماد با اشاره به محاکمه حمید بقايي معاون احمدی نژاد نوشته: او امروز بي‌پروا به قوه قضاييه مي‌تازند و بدترين اتهامات را متوجه رياست اين قوه مي‌كنند اگر در اوج اقتدار دولت معجزه هزاره سوم به دادگاه فراخوانده مي‌شدند آيا بازهم مي‌توانستند اين حرف‌هاي گستاخانه را بر زبان بياورند؟ و تازه اگر هم چنين مي‌كردند اصلا گوشي براي شنيدن مي‌يافتند؟

دیپلماسی زنبیل

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون طراوت نیکی، قانون

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهروند نوشته: بقایی با در دست‌گرفتن یک زنبیل پلاستیکی قرمز به دادگاه رفت. چرا؟ من در مورد حمید بقایی نمی‌توانم نظر قاطع بدهم، چون ایشان و همفکرانشان نه قابل پیش‌بینی هستند نه قابل تحلیل. اما اگر یک سیاستمدار در جایی از دنیا همین کار را بکند و یک زنبیل قرمز بگیرد دستش و عنرعنر بلند شود برود دادگاه، کارش قابل تحلیل و ارزیابی است.

طنزنویس فرض کرده که این خبر به دنیا رسیده و در نتیجه روزنامه لوموند تحلیل کرده: سیاستمداری که با زنبیل در انظار عمومی حاضر شود، قصد دارد بگوید ببم‌جان بنده با این یال و کوپال، آخر آخرش کاسب خوبی هستم و اهل خریدوفروش. جنسش هم فرقی نمی‌کند. فی مناسب باشد هم می‌فروشم و هم خوب خریدارم. هرچه بازار بطلبد، ما در پی همان هستیم. اگر خواستید به شرط چاقو یا نه اصلا هندوانه دربسته. دکل باشد یا مقبره کوروش برای ما فرقی ندارد.

نتیجه‌گیری سایت فمنیستی همه برای زنان: تصویر یک سیاستمدار وقتی زنبیل خانگی در دست دارد، گویای این موضوع است که او پذیرفته عرصه کار ِخانه ازجمله خرید حبوبات و تخم‌مرغ و نان خشخاش دوتنوره و دورو تنها برعهده زنان نیست و مردان نیز باید پایاپای در این راه گام بردارند. سیاستمداری که با زنبیل قرمز می‌رود بین جمعیت یعنی به این امر تن نهاده که باید همزمان در دو جبهه کار در خانه و کار در بیرون از خانه مبارزه کند.

یک مرد هنگام خرید با زنبیل پاره: چقدر زنبیلش نو بود. انگار دست یک خانم دکتر بوده، فقط باهاش می‌رفته مطب و می‌آمده.